2 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴)

 

۵٫آیه اولی الامر
«یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»(۱) براساس مطالعات تاریخی و آثار مکتوب موجود، نخستین بار آیه اولی الامر، به وسیله مرحوم ابوالصلاح حلبی برای اثبات عصمت ائمه اطهار(ع) مورد استفاده قرار گرفت. پس از وی مرحوم شیخ طوسی نیز به این آیه استناد کردند. مرحوم حلبی مصداق اولی الامر را همان ائمه(ع) دانسته است و مرحوم شیخ طوسی نیز روایات رسیده از امام باقر و امام صادق(ع) را دلیل بر این مدعا می داند.(۲) پس از این مقدمه مرحوم حلبی این چنین به تقریر این آیه می پردازد: «لأن عموم طاعتهم مقتض لعصمتهم لأنه لو جاز علیهم القبیح مع إطلاق الأمر بطاعتهم فی کل شیء لکان ذلک أمرا بالقبیح المتعذر منه تعالی»(۳) به بیان دیگر می توان گفت: امر به اطاعت از کسی به طور مطلق، به معنای عصمت او از ارتکاب گناهان است، خداوند ما را به اطاعت مطلق از امامان امر کرده است؛ پس امامان از ارتکاب گناهان معصوم هستند. دلیل مقدمه اوّل این است که، صدور گناه از امام همراه با امر کردن مردم به اطاعت مطلق از او، در واقعاً امر به انجام گناه است. چنین کاری بر خداوند متعال محال است. از استدلال مرحوم حلبی به دست می آید که ایشان، به وسیله این آیه به دنبال اثبات عصمت امام از گناه می باشد. اما مرحوم شیخ طوسی، از این فراتر رفته و قلمرو عصمت ثابت شده به وسیله این آیه را، افزون بر گناه، عصمت از اشتباه نیز می داند.(۴)
بررسی
پیش از بررسی این برهان، لازم است موقعیت این آیه را نزد خود ائمه اطهار(ع) و بررسی کنیم. منابع روایی نخستین ما گویای این مطلب است که برخی ائمه اطهار(ع) برای اثبات فضیلت و برتری خود، به این آیه استدلال کرده و خود را مصداق این آیه دانسته اند این موارد عبارتند از: ۱٫امام علی(ع) در شورای شش نفره برای انتخاب جانشین پس از عمر بن خطاب، با اشاره به این آیه، خود را مصداق آن می داند.(۵) همچنین ایشان در نامه ای به معاویه ــ که گویا پیش از جنگ صفین بوده است ــ با بیان این آیه، فضیلت خود را برای معاویه یادآور می شود.(۶) همچنین آن حضرت ضمن سخنرانی در میان مهاجران و انصار، از این آیه فضیلت خود را ثابت نموده است؛(۷) ۲٫امام حسن(ع) پس از بیعت مردم با ایشان، با تلاوت این آیه به مدح اهل بیت پیامبر اکرم(ص) پرداخت؛(۸) ۳٫امام حسین(ع) زمانی که معاویه از او می خوهد بالای منبر برود و خطبه بخواند، بر بالای منبر خطبه ای شبیه خطبه امام حسن(ع) می خواند و با اشاره به این آیه، اطاعت مردم از خود و اهل بیت رسول الله(ص) را واجب می دانند.(۹) گفتنی است براساس منابع موجود، متکلمان پیش از مرحوم حلبی به این آیه برای اثبات عصمت امام تمسک نکرده اند. برخی متکلمان امامیه، پس از مرحوم حلبی مانند مرحوم شیخ طوسی(۱۰) و حتی برخی متکلمان اسماعیلیه(۱۱) را می توان یافت که این آیه را برای اثبات عصمت ائمه کافی دانسته اند متکلم شهیر، مرحوم سید مرتضی، با نص بودن این آیه برای امامت امیرالمومنین(ع) مخالف است. همچنین در دلالت آیه بر عصمت امام(ع) با تردید برخورد می کند.(۱۲) استدلال به این آیه را برای اثبات عصمت ائمه اطهار(ع) می توان در چند محور بررسی کرد:
۱٫مصداق شناسی اولی الامر
روایات رسیده از امامان معصوم درباره ی این آیه متفاوت است و می توان آنها را به چند گروه تقسیم کرد: الف.روایاتی که اولی الامر را امراء و فرمانروایان دانسته اند؛(۱۳) ب.روایاتی که مصداق اولی الامر را امام علی(ع) دانسته اند؛(۱۴) ج.روایاتی که مصداق اولی الامر را سه امام نخستین شیعه معرفی می کند؛(۱۵) د.روایاتی که مصداق اولی الامر را اهل بیت یا آل محمد(ص) معرفی می کند؛(۱۶) هـ.روایاتی که مصداق اولی الامر را به طور مبهم، اوصیا معرفی می کند؛(۱۷) و.روایاتی که مصداق اولی الامر را امامان دوازده گانه(ع) معرفی می کند.(۱۸) همچنین با مراجعه به منابع تفسیری اهل سنت، دست کم چهار نظریه درباره ی اولی الامر به دست می آید: الف.حکام و زمامداران مسلمان و عادل؛(۱۹) ب.فرماندهان سری ها(۲۰ و ۲۱) ج.علمای دین؛ (۲۲) د.اهل حلّ و عقد(۲۳) روایاتی که مصداق اولی الامر را ائمه اطهار(ع) دانسته اند، مستفیضه هستند. اگر استفاضه را در مباحث اعتقادی کافی بدانیم، می توان مدعای مرحوم حلبی را مبنی بر اینکه، مقصود از اولی الامر، همان ائمه اطهار(ع) هستند، تأیید کرد. ضمن اینکه، این روایات با روایات دسته دوم، سوم و چهارم منافاتی ندارد.
۲٫کیفیت استدلال
استدلال به این آیه دارای چند بخش است: الف.مقدمات: استدلال مرحوم حلبی و شیخ طوسی دو مقدمه داشت: اولی الامر، ائمه اطهار هستند خداوند به طور مطلق ما را به اطاعت از اولی الامر امر کرده است. پیش از این، مقدمه اول را بحث و آن را تأیید کردیم. اما در مقدمه دوم، مقصود از اینکه خداوند به طور مطلق ما را به اطاعت از اولی الامر، امر کرده است، چیست؟ از آنجا که مرحوم حلبی، عصمت امام از گناهان و شیخ طوسی، عصمت امام از اشتباه را نیز نتیجه گرفته اند، مقصود آنها از مقدمه استدلال، این است که خداوند ما را در گفتار و افعال به اطاعت از ائمه اطهار(ع)، امر کرده است. از آنجا که، خداوند حکیم به زبان مردم با آنها سخن گفته است، لازم است برداشت عرفی از این آیه را به دست آورد. با توجه به این مقدمه باید گفت: وقتی متکلمی به کسی می گوید: «از فلانی به طور مطلق اطاعت کن»، ظاهراً مقصود وی این است که «هرچه می گوید انجام بده»، بدین معنا که او در گفته هایش دروغ نمی گوید یا اشتباه نمی کند؛ اما آیا علاوه بر آن ظهوری که ما از آیه به دست آوردیم، می توان گفت که خداوند در این آیه، در صدد القای این است که «هر عملی نیز او انجام می دهد تو اطاعت کن و انجام بده»، تا از این رهگذر بتوان مدعی که اولی الامر از گناه نیز معصوم هستند؟ اگر قلمرو اطاعت از اولی الامر را به عمل آنها توسعه دهیم، لازمه اش این است که اطاعت از اولی الامر را به حسب اطلاق آیه در تمام اعمال، اعم از عادی و دینی، واجب بدانیم؛ حتی اگر امام(ع) در روز به مقدار معینی خوابید یا غذا خورد یا غذای مخصوصی خورد و …در این صورت به حکم این برداشت از آیه، اطاعت از او واجب و لازم است. به نظر می رسد، التزام به این قول، نه قائلی دارد و نه می تواند درست باشد؛ زیرا کمترین اشکال آن، لزوم تکلیف به ما لا یطاق از سوی خداوند حکیم است. بنابراین، باید گفت: قدر متیقن از این آیه، لزوم اطاعت از اوامر و نواهی اولی الامر است. اگر عملی که انجام می دهد، بگوید آن عمل واجب است؛ یا ما بدانیم که آن عمل واجب است، یا بگوید عملی را که انجام نمی دهد، حرام است، یا ما بدانیم که حرام است، در اینجا اطاعت از عمل نیز لازم است. در اینجا نیز کلام به اطاعت از اوامر و نواهی برمی گردد. ب.نتیجه استدلال: مرحوم حلبی به وسیله این برهان، عصمت امام از گناه و مرحوم شیخ طوسی عصمت از اشتباه را نیز نتیجه گرفته اند. با توجه به آنچه گذشت، روشن می شود که این آیه تنها برای اثبات عصمت ائمه اطهار(ع) از اشتباه و دروغ در اوامر و نواهی شان مفید است. حال این سؤال مطرح می شود که مقصود از عصمت از اشتباه، عصمت از مطلق اشتباه است یا تنها اشتباه در تبیین دین؟ در پاسخ به این سؤال، باید گفت اساساً معنای اولی الامر چیست و آنها چه جایگاهی دارند؟ وقتی که می گوییم «صاحب امر»، مقصود کدام امر است؟ مرحوم حلبی و شیخ طوسی به جزئیات این بحث نپرداخته اند و برای یافتن پاسخ این پرسش ها، باید به روایات وارد شده در تفسیر آیه مراجعه کرد. بنابراین، می توان مدعی شد که اولاً، اولی الامر، عنوانی مبهم است. اگر آن را به لحاظ مصداقی، با «امامت» مساوی بدانیم، می توان گفت این آیه برای اثبات عصمت متصدی منصب امامت کافی است. اگر هم آن را یک عنوان مستقل و در عرض عنوان امام بدانیم، باید گفت این آیه برای اثبات عصمت ائمه اطهار(ع)، که مصادیق آن هستند، مناسب است، نه متصدی منصب امامت؛ ثانیاً، این آیه قابلیت اثبات عصمت امام از دروغ و عصمت از اشتباه در امور دینی، پس از تصدی منصب امامت را دارد؛ زیرا پیش از آن، امام(ع)، امام و اولی الامر نبوده است؛ ثالثاً، اگر به وسیله این آیه، عصمت امام از تمام گناهان را نیز بپذیریم، می توان مدعی شد که این آیه تنها عصمت امام از گناهان عملی، نه مخفیانه را ثابت می کند؛ زیرا در همینجا است که بحث اطاعت مردم از آنان مطرح می شود.
سخن آخر
با توجه به آنچه گذشت، روشن می شود که هریک از براهین می تواند بخشی از قلمرو عصمت را اثبات کند و نمی توان از راه یک برهان نقلی به عصمت حداکثری امام دست یافت. چنانکه مطرح شد، قلمرو عصمت شامل چهارده بُعد است. به نظر می رسد، منطقی ترین روش در مستدل سازی آموزه های مطرح در مسئله عصمت، این است که باید ابعاد گوناگون را در نظر گرفت و با توجه به آن ابعاد، برای هریک از آنها برهان ارائه نمود. نگارنده در این نوشتار، در پی نارسا جلوه دادن براهین نقلی نبوده است، چنان که اثبات عصمت ائمه از تمام اشتباهات و گناهان عمدی و سهوی، از ابتدا تا پایان عمر نیز مدنظر نبوده است، بلکه هدف، ارائه پیشنهادی منطقی در مسئله عصمت است، مبنی بر اینکه از آنجایی که یک برهان به تنهایی قادر به اثبات همه ساحت های موجود در قلمروی بحث عصمت نیست، بر اندیشمندان دینی فرض است تا به طور مستقل برای عصمت هریک از ساحت های عصمت براهین اقامه کنند.
نتیجه گیری
در پنج قرن نخست هجری، آیات متعددی برای اثبات عصمت امام(ع) اقامه شده است. آیه تطهیر، آیه صادقین، آیه ابتلاء، آیه اهل الذکر و آیه اولی الامر. این آیات از جمله مستندات قرآنی دال بر عصمت امام(ع) هستند؛ چند نکته در اینجا حائز اهمیت است: ۱٫آیه اهل الذکر دلالتی بر عصمت امام(ع) ندارد؛ ۲٫مستندات قرآنی دال بر عصمت امام(ع) از نظر قلمروی عصمت اثبات شده به وسیله آنان، با یکدیگر متفاوتند؛ ۳٫آیه تطهیر به درستی ائمه اطهار(ع) را از ابتدای تا انتهای عمر، از گناهان معصوم می داند؛ ۴٫سایر آیات ذکر شده قادر به اثبات عصمت امام، به طور مطلق از گناه و اشتباه عمدی و سهوی، از ابتدا تا پایان عمر، نیستند.
پی نوشت:

۱٫نحل: ۴۳/انبیاء: ۷٫ ۲٫شیخ طوسی، التبیان، ج ۳، ص ۲۳۶٫ ۳٫ابوالصلاح حلبی، الکافی، ص ۹۳٫ ۴٫ر.ک: شیخ طوسی، التبیان. ۵٫محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص ۵۴۵٫ ۶٫ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج ۱، ص ۱۱۶٫ ۷٫شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۲۷۵٫ ۸٫شیخ مفید، الامالی، ص ۳۴۹/محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص ۱۲۱٫ ۹٫احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۲۹۹٫ ۱۰٫حسن بن یوسف علامه حلی، الالفین، ص ۶۵٫ ۱۱٫احمد حمید الدین کرمانی، المصابیح فی اثبات الامامه، ص ۹۹ــ ۹۶٫ ۱۲٫«…علی أن الآیه لو دلت علی وجوب عصمه الأئمه، و النص علیهم علی ما اعتمدها ابن الراوندی فیه، وحکاه صاحب الکتاب فی صدر کلامه لم تکن داله علی وقوع النص علی أمیرالمؤمنین(ع) بالإمامه…». (سید مرتضی علم الهدی، الشافی، ج۲، ص ۲۵۷ و ۲۵۸). ۱۳٫فرات کوفی، تفسیر الفرات، ص ۱۰۸٫ ۱۴٫همان، ص ۱۰۸ــ۱۱۰/علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۱، ص ۱۴۱/شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۳۵۲/حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۹۰/علی بن موسی ابن طاووس، سعد السعود، ص ۱۱۵٫ ۱۵٫محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۲۸۶/محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ص ۲۴۹/حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۹۱٫ ۱۶٫شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۱، ص ۲۲۸ و ۲۳۷/احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۶۰/فرات کوفی، تفسیر الفرات، ص ۱۰۸٫ ۱۷٫محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۷۸ و ۱۸۹/محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۲۴۹٫ ۱۸٫همان، ج ۱، ص ۲۰۵؛ ج ۱، ص ۲۷۶؛ ج ۲، ص ۲۱/شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۲۱۴ این روایات صحیحه هستند. و همان، ص ۲۲۲ و ۲۵۳/همو، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۲۴/همو، عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۱۳۱/همو، الخصال، ج ۲، ص ۴۷۹/محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، ص ۸۰/علی بن محمد خزاز قمی، کفایه االاثر، ص ۵۳، فرات کوفی، تفسیر الفرات، ص ۱۰۸/محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۲۵۱ و ۲۵۲٫ ۱۹٫محمود زمخشری، الکشاف، ج ۱، ص ۵۲۴/عبدالرحمن بن ناصر السعدی، تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان، ج ۲، ص ۸۹٫ ۲۰٫جنگ هایی که پیامبراکرم(ص) در آنها حضور نداشته است. ۲۱٫وهبه زحیلی، التفسیر المنیر، ج ۵، ص۱۲۶٫ ۲۲٫محمد بن محمد انصاری قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۳، ص ۱۸۰٫ ۲۳٫فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج ۴، ص ۱۱۳/محمدرشیدرضا، المنار، ج ۵، ص ۱۸۲٫
منابع ابن بابویه القمی، علی بن حسین، الامامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الامام المهدی، ۱۳۶۳ش. ابن جوهری، طنطاوی، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دارالفکر، بی تا. ابن سلیمان، مقاتل، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۲۳ق. ابن طاووس، علی بن موسی، سعد السعود، نجف اشرف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۹۶ق. ابن قتیبهالدینوری، عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، تحقیق علی شیری، قم، شریف رضی، ۱۴۱۳ق. ابن کثیر قرشی دمشقی، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالاندلس، بی تا. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۹۵٫ اسماعیل زاده، ایلقار، تفسیر تطبیقی آیه تطهیر، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ش. آصفی، محمد مهدی، در آیینه وحی، ترجمه ی محمد حسین نواب، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رح)، ۱۳۸۵ اندلسی، محمد بن یوسف، البحر المحیط، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق. انصاری قرطبی، محمد بن محمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۹م. ایجی، عضدالدین، شرح المواقف، قم، منشورات شریف رضی ۱۹۰۷ق. بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بی تا. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، تحقیق عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ق. تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۷۱٫ ثقفی، ابراهیم بن احمد، الغارات، قم، موسسه دارالکتاب، ۱۴۱۰ق. ثمالی، ابوحمزه، تفسیر ابوحمزه ثمالی، بیروت، دارالمفید، ۱۴۲۰ق. حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۴ق. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، تهران، موسسه چاپ و نشر، ۱۴۱۱٫ حسینی شیرازی، سید محمد، تقریب القرآن الی الاذهان، بیروت، دارالعلوم للطباعه و النشر، ۱۴۲۴ق. حسینی فیروزآبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسه من الصحاح السته، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۲ق. ـــــــ، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، اصفهان، مکتبه امیرالمومنین(ع)، ۱۴۰۳ق. محقق حلی، جعفر بن حسن، المسلک فی اصول الدین، تحقیق رضا استادی، مشهد، موسسه الطبع و النشر فی الآستانه الرضویه المقدسه، ۱۴۱۴ق. علامه حلی، حسن بن یوسف، الالفین، قم، دارالهجره، ۱۴۰۹ق. ـــــــ، الرساله السعدیه، قم، بهمن، ۱۴۱۰ق. ـــــــ، مناهج الیقین، یاران، ۱۴۱۲ق. ـــــــ، منهاج الکرامه فی معرفه الامامه، قم، موسسه پژوهش و مطالعات عاشورا، ۱۳۷۹٫ ـــــــ، نهج الحق و کشف الصدق، تعلیق عین الله حسینی ارموی، قم، دارالهجره، ۱۴۰۰ ق. حنبل، احمد، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی تا. خراسانی، محمد کاظم، کفایه الاصول، قم، موسسه آل البیت(ع)، لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق. خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الاثر، قم، بیدار، ۱۴۰۱ق. خویی، سید ابوالقاسم، محاضرات، قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۳۷۵ش. ـــــــ، معجم رجال الحدیث، نشر الثقافه الاسلامیه، ۱۴۱۳ق. رازی، ابوالفتح، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۶۷٫ ـــــــ، عصمه الانبیاء، بی جا، المکتبه الاسلامیه، بی تا. ـــــــ، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق. رشید رضا، محمد، المنار، مصر، بی نا، ۱۹۵۴٫ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالمکتبه الحیاه، بی تا. زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۱٫ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، قم، البلاغه، ۱۴۱۵٫ سبزواری نجفی، محمد بن حبیب الله، ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۹ق. ــــــ، الجدید فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق. السعدی، عبدالرحمن بن ناصر، تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان، ریاض، موسسه السعیدیه، بی تا. سیوری، فاضل مقداد، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۳۸۲٫ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، جدّه، دارالمعرفه، ۱۳۶۵٫ صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵ش. ــــــ، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳ق. ــــــ، علل الشرایع، نجف اشرف، مکتبه الحیدریه، ۱۳۸۶ ق. ــــــ، عیون اخبار الرضا(ع)، بی جا، جهان، ۱۳۷۸ق. ــــــ، کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۹۵ق. ــــــ، معانی الاخبار، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۱ش. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۷ق. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، مرتضی، ۱۴۰۳ق. طبرسی، فضلبن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا. ـــــ، الامالی، قم، دارالثقافه، ۱۴۰۴ق. ـــــ، مصباح المتهجد، بیروت، موسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ ق. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ ش. عاملی، سید جعفر مرتضی، اهل بیت در آیه تطهیر، ترجمه محمد سپهری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش. عاملی، علی بن حسین، تفسیر الوجیز، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۳ق. عراقی، ضیاء الدین، مقالات الاصول، تحقیق محسن اراکی، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۴ ق. علم الهدی، سید مرتضی، الامالی، تحقیق سید محمد بدرالدین النعسانی الحلبی، قم، مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۳ق. ـــــــ، تنزیه الانبیاء و الائمه(ع)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۹ق. ـــــــ، الشافی فی الامامه، قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تهران، چاپ خانه علمیه، ۱۳۸۰٫ غروی اصفهانی، محمد حسین، نهایه الدرایه فی شرح الکفایه، قم، سیدالشهداء(ع)، ۱۳۷۴٫ فاضل لنکرانی، محمد و شهاب الدین اشراقی، آیه تطهیر رویه مبتکره، بیروت، الامام و الدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۶ق. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵٫ فضل الله، سید محمد حسین، من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۱۹ق. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۹۱٫ فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵٫ قرشی، سیدعلی اکبر، احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۷ ش. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش. قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا. سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت، دارالشروق، ۱۴۱۵ ق. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، موسسه دارالکتاب، ۱۴۰۴ ق. کاشانی، ملافتح الله، زبده التفاسیر، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۲۳ ق. ــــــ، منهج الصادقین، تهران، چاپخانه محمد حسن علمی، ۱۳۳۰٫ کاشانی، محمد بن مرتضی، تفسیر معین، قم، مکتبه آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۱۰ق. کرمانی، احمد، المصابیح فی اثبات الامامه، بیروت، منشورات احمد، ۱۹۶۹٫ کشی، ابوعمر، رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش. کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تهران، موسسه چاپ و نشر، ۱۴۱۰ ق. کوفی، محمد بن سلیمان، مناقب الامام امیرالمومنین(ع)، تحقیق محمد باقر محمودی، قم، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ۱۴۱۲٫ لاهیجی، شریف محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، بی جا، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۴۰ش. محسنی، محمد آصف، صراط الحق فی المعارف الاسلامیه و الاصول الاعتقادیه، نجف اشرف، مطبعه نعمان، ۱۳۸۷ق. ــــــ، مشرعه بحارالانوار، مکتبه العزیزی، ۱۳۸۱٫ محمد ری شهری، محمد، اهل البیت فی الکتاب و السنه، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۵٫ مدرسی، سید محمد تقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، ۱۴۱۹ق. مراغی، احمد مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا. مشهدی قمی، محمد، کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، موسسه طبع و نشر وزارت ارشاد، ۱۳۶۶ش. مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ق. مغربی، قاضی نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار، تحقیق سید محمد حسینی جلالی، قم، موسسه ی النشر الاسلامی، بی تا. مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۱٫ شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ ق. ــــــ، الامالی، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ ق. ــــــ، المسائل العکبریه، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق. ــــــ، الفصول المختاره، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴٫ نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۹۷ق. منبع: نشریه معرفت کلامی شماره ۱
 

 

 

http://shiastudies.com

بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴). بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۴)
برچسب ها: عصمت
نوشته قبلی

بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین (۳)

نوشته‌ی بعدی

روایات سهو النبی

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی
روایات سهو النبی

روایات سهو النبی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا