۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بررسی تحلیل و تطبیقی مفهوم زن و زادن در سیاق سوره های قرآن (۴)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مریم و کهف
در تنها سوره ای که نام یک زن را بر خود دارد و نیز در سوره مجاور آن، سخن از رویش و زایش، زندگی و زایندگی و فزایندگی، بارز و مشهود است. جغرافیای بارز هر دو سوره، کنار «مدیترانه» و سرزمین «تین و زیتون» یا همان زمین امن و آباد سوره مؤمنون است. در هر دو سوره، سخن از آب و دریا، بلکه دو دریا می رود (مریم، ۲۴ و کهف، ۶۰).سوره مریم با رحمت آغاز می شود و با رحمت پایان می پذیرد: (۱) رحم، به تصریح روایات مصدر دمیدن رحمت در میان انسان ها و ریشه رحمت است (نگا. مجلسی ۴ /۲۵، ۱۳ /۳۳۴، ۲۳ /۱۲۹ و ۲۶۷؛ ۱۰۲ /۱۲۴). به تصریح سوره مریم، روح خدا که آغازگر زایش است، در دل جسمی خاکی وارد می شود و فرزندی از مادری بدون پدر پدید می آید. در همین سوره از زادن یحیی از پدری پیر و مادری نازا سخن می رود که خدای به او شفا و توانایی فرزند آوری بخشیده است. پدید آمدن حضرت یحیی، از جهی معلول مشاهده مقام و منزلت مریم از سوی حضرت زکریا (شیخ الانبیای بنی اسرائیل) است. نماد این ارتباط مریم با دنیای غیب در این جا نیز «میوه» است. یحیی، با ریشه حیات مرتبط است و به معنای کسی است که زنده می ماند، کسی که خدای تعالی او را با ایمان، احیا کرد و یا کسی که رحم مادر از او حیاتی نو یافت (طوسی، ۱۴۰۹: ۷ /۱۰۹؛ سور آبادی، ۱۳۸۷: ۲ /۱۴۶۳).تولد حضرت عیسی نیز با احیاگری روشنی همراه است و عیسی خود آورنده حیات روحی و جسمی برای بشر است. او بدون پدر زاده می شود. در زمان شیر خوارگی تکلم می کند و از «مادر» خود یاد می کند، به اشیای بی جان، جان می دهد و از «خاک»، «پرنده» این نماد زندگی و پرواز و رهایی پدید می آورد و مردگان را زنده می کند: « أَنِّی أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأکْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْیِی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ» (آل عمران، ۴۹). عیسی که با دمیدن روح خدا در مریم عذرا به دنیا آمده است، از سوی خدا حفاظت می شود، علی رغم کید یهود و همدستی آنان با رومیان برای قتل عیسی، او نمی میرد و خداوند وی را به سوی خود بالا می برد: (نساء، ۱۵۷ و ۱۵۸).تنها در این سوره، دو بار نیز از «بعثت» دو انسان که دو پیامبرند در روز معاد سخن گفته شده است: « وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا». «وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا» (مریم، ۱۵ و ۳۳). (۲) و باز در همین سوره است که از «کودکی» حضرت ابراهیم سخن می رود (۳). از انسانی که خیال نعمت مال و «فرزندان»، او را مغرور می کند (مریم، ۷۷) و نیز از انسان هایی که برای خداوند قائل به «فرزند» شدند (مریم، ۹۱). در این سوره، موضوع فرزند و زایش و «ذریه»، بسیار شاخص و پررنگ است. در همین سوره است که خداوند به تفصیل از ذریه آدم، ذریه ای که در کشتی همراه نوح حمل شدند، ذریه ابراهیم و ذریه اسرائیل سخن می گوید: « أُوْلَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا» (مریم، ۵۸).این همه در حالی است که اگر خداوند از همان آغاز از ذریه آدم یا ذریه نوح سخن می گفت، اصل مقصود، قابل ایصال و انتقال می بود، اما این تعمد درآیات اخیر وجود دارد که آن مراحل و ایستگاه های صلبی به تفصیل و به تفکیک بازگو و این نعمت گوشزد شود (نگا. طباطبایی، ۱۴ /۷۶). چنان که نظیر این حالت را در سوره آل عمران در سیاق آیات مربوط به حضرت مریم و عیسی مسیح می بینیم: (آل عمران ۳۴-۳۳، ۴۳-۴۰). در آیات اخیر از تبشیر فرشتگان به آمدن عیسی و یحیی سخن گفته شده است و تبشیر ارائه بشره «روی» به نیکی و خوشی «خوشرویی» یا نمایان شدن خوشی در چهره شخص بشارت داده شده «مستبشر» است. دریافت این ندا در آن حالات روحی «وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ» (آل عمران، ۳۹) چهره زکریا را باز و شاداب و امیدوار کرد. از بیان این آیه و آیه ۷ سوره مریم روشن می شود که این نام «یحیی» نمایاننده اوصاف و مختصات روحی و خلقی او و بی سابقه بود و پیش از تکوین ولادتش و در پی آثار بشارت، بدان موسوم و موصوف شده است. بشارتش فرزندی بود بی هیچ نام و نشانی، همان «یحیی همی زیست کننده و سراپا حیات» اسمی به معنای وصفی، پیش از ولادت که پیش از آن چنین اسم و وصفی برای کسی نبوده است: « إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ یَحْیَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِیًّا» (مریم، ۷) همچون عیسی مسیح که نسخه کامل تری از این انعکاس های روحی و توارثی بود «عیسی: یعیش: یزید و زنده می ماند، زنده شده و زنده کننده به مسح» با اشتراکی که ریشه لغات عبری و عربی با هم دارد، شاید مستقبل از حیات باشد، مانند نام رمزی «حی بن یقظان» (4) زنده زاده بیدار و آگاه. همان آگاه و هشیاری که همی رو به زندگی و کمال می رود (طالقانی، ۵ /۱۲۰). (۵)در سوره کهف، فرزندی می میرد و در مریم فرزند و فرزندانی به دنیا می آیند. در سوره کهف از کشته شدن «فرزندی»ی سخن می رود که ممکن است موجب کفر و مرگ روحی و معنوی پدر و مادر خود شود، تا به جای وی «فرزندی»ی زاده شود که «خَیْرًا مِّنْهُ زَکَاهً وَأَقْرَبَ رُحْمًا» (کهف، ۸۱)باشد. در سوره مریم از زایش فرزندی با این اوصاف سخن می رود: « وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَکَاهً وَکَانَ تَقِیًّا. وَبَرًّا بِوَالِدَیْهِ وَلَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا» (مریم، ۱۴). در سوره کهف از «زنده شدن» «ماهی» پخته و رفتن و رها شدن وی در «آب» سخن گفته می شود. این مرحله، نشانه یافتن انسانی است که نام او را خضر دانسته اند و این نام با سرسبزی و آب مرتبط است. او «آب زندگانی» نوشیدن و از برکت او، «ماهی» مرده زنده می شود (نگا. رازی، ۱۳ /۱۰؛ سورآبادی، ۲ /۱۴۳۶)؛ تا پایان جهان زنده است و همراه آن انسان زنده دیگر (عیسی بن مریم) و دیگر زنده دلان جهان در عصر ظهور رجعت خواهد کرد. او مأموریت یافت که موسی را حیاتی برتر دهد و او را در مرتبه ای بالاتراز دانش و بصیرت قرار بنشاند. «خضر» در پهنه ای گسترده از اعماق هند گرفته تا اروپا و نزد پیروان ادیان مختلف از اسلام تا هندوییسم مورد احترام است (نگا. کراسنوولسکا، ۱۹۷-۱۷۸). «خضر» درس خود را با موسی بر روی «آب» آغاز می کند: «فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَکِبَا فِی السَّفِینَهِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَیْئًا إِمْرًا» (کهف، ۷۱) و داستان پس از خضر نیز مربوط به «ذوالقرنین» است که سر حد سفرهایش «دریا» می باشد: « حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا» (کهف، ۸۶).
نساء و حج، مؤمنون و نور این گروه سوره ای دارای تفاوتی با گروه های پیشین است. در این گروه، چهار سوره با هم مورد بررسی و مقارنه قرار می گیرند. نساء و حج به جهت آغاز مشابهی که با عبارت (یا ایها الناس) دارند، مورد یک تنظیر و پس از آن، سوره های حج و مؤمنون و نور مورد مقارنه ای دیگر قرار می گیرند.الف) نساء و حجسوره نساء با موضوع پیدایش انسان از یک مرد و زن آغاز می شود و مسائل حقوق زن و نقش و وظایف او در آن شاخص اند.آغاز یک سان برای هر دو سورهیا ایها الناس اتقوا ربکمپیدایش انسان ها از نفسی واحد که از طریق زن و مادر صورت می گیرد:«الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء»امر به پروا از پروردگاری که انسان ها، یکدیگر را به او و به «ارحام» سوگند می دهند: (۶)«و اتقوا اللّه الذی تساءلون به والارحام»حج، نماد و نمودی مهم از معاد و بازگشت انسان به سوی خداست. ترک خانه و زندگی روزمره، آغاز سفری اغلب طولانی و با مشقت، پوشش لباس سفید و کفن گونه و فرو رفتن در دریای انسان ها نمادهایی از این امرند.یا ایها الناس اتقوا ربکممعاد و بازگشتی توأم با وقایع ترس آور، چندان که مادر مهربان و پر شفقت، از شیر خواره خود غافل می شود.«یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما أرضعت و تضع کل ذات حمل حملها» (2)اشاره به نقش مادر و رحم در پیدایش انسان، با بیان تفصیل آفرینش او و تنبه به «نزول» آب و احیای زمین مرده.«یا ایها الناس إن کنتم فی ریب من البعث فإنا خلقناکم من تراب… و تری الارض هامده فإذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت و أنبتت من کل زوج بهیج» (5)ب) مؤمنون و نوردر سوره مؤمنون و مجاورت حج، همچنان تفصیلی از مراحل پیدایش انسان را می بینیم. مراحل خلقت انسان در قرآن با بیشترین تفصیل در این سوره آمده است. (۷) در این سوره، پس از آیات پیدایش انسان، از چرخه «آب» سخن گفته می شود و از باغ هایی که از آن پدید می آیند و باز به نحو خاص، از «درخت زیتون»، با عنوان «درختی که از طور سیناسر بر می کند و برای خورندگان، روغن و رنگ اشتها آور می رویاند» سخن می رود. پس از این اشاره، به چارپایان اشاره ای می رود و اینکه انسان، روی آن ها و روی «کشتی» حمل می شود. پس از گریز به ذکر «کشتی»، داستان کشتی بان بزرگ، حضرت نوح پیش می آید و پس از آن، داستان زندگی پیامبران دیگر و از بین آن ها حضرت عیسی و مادر او. در سوره مؤمنون، تعبیری خاص به معنای زمینی امن و آباد و فزاینده، مرتفع و وسیع را در خصوص مکانی می بینیم که عیسی و مادرش در آن مأوی گزیدند: « و جعلنا ابن مریم و أمه آیه و آویناهما الی ربوه ذات قرار و معین» (انبیاء ۵۰). (نگا. طباطبایی، ۱۵ /۳۵ واژه «ربوه» تنها یکجای دیگر در قرآن کریم آمده است که آن نیز با موضوع باغی خرم و سرسبز مرتبط است: «کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ» (بقره، ۲۶۵).سوره مؤمنون، از واژه زیتون به صورتی گذرا یاد می کند، اما سوره مجاور، تفصیلی از این درخت را برای تمثیل نور الهی می آورد:« مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُّبَارَکَهٍ زَیْتُونِهٍ لَّا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ» (نور، ۳۵).حال همین سوره، تفصیلی را درباره احکام و مسائل «زنان»، امور «خانه و خانواده» نظیر آمد و شد افراد، ساعات خواب و بیداری و عبادت و استفاده از خوراکی های موجود در خانه های یک دیگر در خود جای می دهد، همچنین در خصوص اطفال بالغ و غیر بالغ و باید و نبایدهای ورود و خروج آنان بر پدر و مادر، حجاب و عفاف زنان و لزوم نگاه داشتن زمام نگاه برای زنان و مردان و تزویج دختران و پسران اعزب سخن می گوید.
نتیجه گیری نقش زن در رویش و رشد جسمی و روحی انسان، پر اهمیت است و قرآن کریم به این موضوع اهتمام نشان داده است. این موضوع را از زوایای مختلف می توان مورد بررسی قرار داد که یکی از این زوایا، عبارت از مقارنه میان پاره ای آیات و سور قرآن و نیز سخن دیگر متون مقدس است. این مقارنه نشان می دهد که آوردن نمادها و نمودها و پدیده های زن و زایش و رویش و آب و درخت در کنار یکدیگر، برای آرایش بلاغی و ادبی سخن نیست، بلکه نقش و عمل این پدیده ها، منطبق بر حقیقتی عمیق است و این پدیده ها مترابطبرای موضوع رشد و هدایت- که هدف آفرینش هستند- در کار و حرکت هستند. مقارنه این سوره ها نشان می دهد که رشد و هدایتی که از آن سخن می رود، تنها در بعد مادی و جسمانی نیست، بلکه فراتر از آن در زمینه های معنوی و باطنی و منطبق با سیر کلی آفرینش نیز هست. پژوهش هایی از این دست به خوبی این نکته را نیز نشان می دهد که آیین اسلام بر خلاف آنچه گاهی تصور و گفته می شود، آیینی مردگرا نیست و هیچ گونه تبعیضی در حق جنس مؤنث روا نمی شمرد، بلکه بر نقش و اهمیت و جایگاه حیاتی آن در زایش و رویش مادی و معنوی انسان، تأکیداتی آشکار و فراوان دارد.
پی نوشت ها :
*تاریخ دریافت مقاله:۱۳۸۹/۱/۱۶*تاریخ پذیرش مقاله:۱۳۸۹/۲/۱۳۱.ذکر رحمه ربک عبده زکریا (۲) ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً (۹۶). استعمال واژه رحمت و مشتقات آن و نیز نام الهی رحمان در این سوره بارز است. از مجموع ۵۷ بار استعمال رحمن در قرآن، ۱۶ بار در سوره مریم است. این میزان استعمال در یک سوره ۹۸ آیه ای قابل توجه است و بس آمدی متراکم و قابل توجه را به نظر می رساند؛ به خصوص این که از این ۱۶ بار استعمال در سوره مریم، ۸ مورد تنها در بیست و یک آیه پایانی به کار رفته اند که این تراکم در سراسر قرآن کریم بی نظیر است. رحمن نام سوره ای از سوره های مورد بررسی ما در این تحقیق است و با «رحم» هم ریشه است کهخود جلوه ای از رحمت الهی و مصدر رحمت دراین جهان در میان انسان هاست.۲.بعثت عیسی در روز واپسین منافاتی با عدم مرگ وی در دنیای مادی کنونی ندارد. می تواند این بعثت پس از نفخه نخستین باشد که جان هر جانداری را خواهد ستاند.۳.در قرآن کریم، حضرت ابراهیم تنها پیامبر بلکه انسانی است که به تفصیل از مراحل کودکی، جوانی و پیری او سخن گفته شده است. در این میان سوره مریم از مرحله جوانی او سخن می گوید.۴.معنای لغوی این نام نمادین، چنان که می دانیم، زنده فرزند بیدار است.۵.آیت اللّه طالقانی (۱۳۵۰) ذیل آیات مربوط به زایش حضرت عیسی و یحیی با اشاره به داستان «حی بن یقظان» که دارای ساختاری اسطوره ای با مایه های فلسفی و عرفانی است، بحثی را می آورد که بخش های آن با کارکردهای «زن» مطابقت دارد. وی به بررسی تطبیقی داستان حی بن یقظان، از دیدگاه ابن سینا، ابن طفیل اندلسی و سهروردی می پردازد و سپس می نویسد: این فشرده ای از راه و روش و کوشش روحی و فکری یک انسان هشیار و گزیده و سالک طریق کمال از نظر سه فیلسوف و عارف بزرگ است که هر یک بر طبق روش و طریقه خود، چهره «حی بن یقظان» را تصویر نموده اند. قرآن چنین شخص واقعی و تاریخی را، از مقدمات ولادت و توارث و انعکاس ها تا اوصاف شخص و رسالت او را با تعبیراتی جامع دراین سوره [آل عمران] و سوره مریم تبیین کرده است.۶.روایات مختلف ما را به استعمال رحم در آغاز این سوره و فخامت آن تنبه می دهند. (از جمله نگا: بحرانی ۱ /۳۳۸-۳۳۹) یکی از تعابیر جهت قسم دادن نزد انسان ها در عصر نزول قرآن چنین بوده است: «إنشدک اللّه و الرحم» (تو را به خدا و نسبتی که میان ماست، قسم می دهم (نمونه ها را نگا: مجلسی، ۹ /۱۲۹‌و قریب به آن: همان، ۱۸ /۶۶ و ۲۰ /۸۶). نظیر چنین تعبیری را در زبان های مختلف می توان یافت. چنان که در زبان فارسی قسم خوردن یا قسم دادن کسی «به جان مادر» او رواج دارد. رحامت یا صله رحم، یک عامل فطری روابط اجتماعی است. قانون صله رحم، قانونی است که جامعه کوچک را درست تربیت کرده و زمینه شکوفایی جوامع بزرگ را فراهم می کند. (جوادی آملی، ۳۸-۴۰). علامه دهخدا این مثل را جزء امثال و حکم آورده است که: الرحم شجنه من اللّه فمن قطعه قطعه اللّه (رحم، کنایه از خویشاوندی، رگ ها و بیخ هایی نهاده شده از جانب خداست و هر کس آن ها را برکند، خدا ریشه او را بر خواهد کند). در خصوص قسم یاد شده در بالا توجه به این نکته نیز در خور است: واژگان GENIUS, GNIE و جن با واژه اوستایی جن (به همان معنای جن) و مؤنث آن: جئی نی هم ریشه اند. Gnie و gnome هر دو معانی نبوغ، فراست و استعداد، سروش، فرشته نگهبان را داشته و برای آن ریشه لاتینی genius به معنای خداوند یاور و نگهبان نیز ذکر گردیده است. gnie (فر.) معادل genii و genius است که در اسطوره شناسی رومان، عبارت از هم زاد، نه تنها در خصوص انسان که در مورد اشیا و مفاهیم گسترده تر نظیر هر مکان، جامعه و شخصیت معنوی و مانند آن است. بنا به عقیده رومیان، هم زاد مزبور مظهر وجود مینوی انسانی است که هنگام تولد کودک به وجود می آید و وظیفه اصلی او نگهبانی از انسان در زمان زندگی و نیز موجب باروری و استمرار نسل اوست. رومیان به ژنی خود و ژنی دیگران قسم می خوردند (نگا: نفیسی، ۱ /۸۸۳، تقی زاده، ۱۱۶، فره وشی، ۱۰، رضی، ۲ /۶۷۱-۶۷۲).۷.به عنوان مثال، در آیات سجده ۹-۶، غافر ۶۸-۶۷ و زمر ۶ در این باره بدون تفصیل بالا سخن گفتهشده است. گفتنی است که مهم ترین و طولانی ترین دعای مأثور از اهل بیت(ص) که در موسم حج صادر شده، دعای عرفه است و این دعا در میان تمامی ادعیه در بیان تفصیل مراحل پیدایش و زایش انسان، منحصر به فرد است.منابع:۱. کتاب مقدس، انجمن پخش کتاب مقدس در میان ملل، بی تا، بی جا۲. انجیل برنابا، ترجمه حیدر قلی خان قزلباش (سردار کابلی)، مقدمه آیت اللّه سید محمود طالقانی، تهران، دفتر نشر کتاب، ۱۳۶۲ش۳. آخته، ابوالقاسم، جشن ها و آیین های شادمانی در ایران از دوران باستان تا امروز، تهران، اطلاعات، ۱۳۸۵ش۴. ابن منظور، جمال الدین ابوالفضل محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق۵.تبریزی، محمد حسین بن خلف، برهان قاطع، مقدمه و تصحیح علی اکبر دهخدا و محمد معین و علی اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ش۶. تقی زاده، سید حسن، گاه شماری در ایران قدیم، زیر نظر ایرج افشار، تهران، شکوفان، ۱۳۵۷ش۷. جفری، آرتور، واژگان دخیل در قرآن، ترجمه دکتر فریدون بدره ای، تهران، توس، ۱۳۷۴ش۸. جوادی، آملی، زن در آینه جلال و جمال، قم، اسراء، ۱۳۷۶ش۹. حسن زاده آملی، حسن، قرآن هرگز تحریف نشده (ترجمه فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب). ترجمه تعلیقات. علامه میرزا ابوالحسن شعرانی، بی جا، بی تا۱۰. حموی الیسوعی، صبحی، معجم الایمان المسیحی، بیروت، دار المشرق، ۱۹۹۴م۱۱. خوش منش، ابوالفضل، حمل قرآن پژوهشی در روش شناسی تعلیم و تحفیظ قرآن مجید، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۸ش۱۲. دار منهل الحیاه، بیروت، موسوعه الکتاب المقدس، ۲۰۰۱م۱۳. رازی، ابوالفتوح، حسین بن علی بن احمد خزاع نیشابوری، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن. بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۱ش۱۴. رضی، هاشم، دانش نامه ایران باستان عصر اوستایی تا پایان دوران ساسانی، تهران، سخن، ۱۳۸۱ش۱۵. ساکلار آکیس، بازی های المپیک در یونان باستان، ترجمه محسن مهر علی زاده، سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۳ش۱۶. سورآبادی، ابوبکر عتیق نیشابوری، فرهنگ ترجمه و قصه های قرآن مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری، تحقیق و تدوین: دکتر محمد جاوید صباغیان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸ش۱۷. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق۱۸. شاهین، عبد الصبور، تاریخ القرآن، ترجمه حسن سیدی، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۲ش۱۹. شلتوت، محمود، سیری در قرآن کریم نگاهی به اصلی ترین مفاهیم بیست و شش سوره از قرآن کریم، ترجمه سید حسن سیدی، استان قدس رضوی، ۱۳۸۰ش۲۰. صادقی تهرانی، محمد، بشارات عهدین، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲ش۲۱. صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، تهران، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق۲۲. صبحی صالح، مباحثی در علوم قرآن، ترجمه محمد علی لسانی فشارکی، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۱ش۲۳. طالقانی، آیت اللّه سید محمود، پرتوی از قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۵۰ش۲۴. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، قم، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، بی تا۲۵. طوسی، محمد (شیخ الطائفه)، التبیان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۰۹ق۲۶. العطار، دکتر داوو، موجز علوم القرآن، کویت، بی نا، ۱۳۹۹ش۲۷. عطار نیشابوری، فرید الدین، منطق الطیر، تصحیح دکتر محمد جواد مشکور، تهران، بی نا، ۱۳۷۷ش۲۸. فره وشی، بهرام، جهان فروری، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش۲۹. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق۳۰. کرانسوولسکا، انا، چند چهره کلیدی در اساطیر گاه شماری ایرانی، ترجمه ژاله متحدین، تهران، ورجاوند، ۱۳۸۲ش۳۱. کندری، مهران، دین و اسطوره در آمریکای وسطا (پیش از کلمب)، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ۱۳۷۲ش۳۲. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، اسلامیه، بی تا۳۳. مسلم، ابوالحسین بن الحجاج القشیری النیشابوری. الجامع الصحیح. بیروت، دار المعرفه، بی تا۳۴. مصطفوی، سید محمد، الافهوم القرآنی و نظریات تشکل الخطاب، الحیوه الطیبه مجله فصلیه متخصصه تعنی بقضایا الفکر و الاجتهاد الاسلامی، بیروت، مؤسسه الحوزات و المدارس العلمیه، ۱۴۲۴ق۳۵. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، جامع تفاسیر نور، لوح فشرده، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، ۱۳۸۷ش۳۶. موسوی خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، انتشارات اعلمی، ۱۹۹۴م۳۷. نفیسی، سعید، فرهنگ فرانسه فارسی، تهران، مرکز یادگارهای سعید نفیسی، ۱۳۷۱ش۳۸. هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، تهران، اساطیر، ۱۳۷۷ش۳۹. یاکوبسن، ثرکیلد و جان ا. ویلسن، کهن ترین سروده ها، ترجمه عسکر بهرامی، تهران، به دید، ۱۳۷۸ش۴۰. یاکوبسن باکلی و دیگران، آیین گنوسی و مانوی آیین مندایی، ویراسته میرچا الیاده، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران، فکر روز، ۱۳۷۳ش۴۱. La Bible, taduction et annaotation de Emile Osty et Joseph Trinquet, Rencontre, Paris, 1970.42. Breplos/ Verbum Bible. Petit dictionnaire de la Bible, Estellea. Spagen, 1996.43. Geisser, Vincent, La niuvelle islamophobie. La Dcouverte. Paris. 2003.44. Hall, James. Dictionary of subject & symbols in art, Icon Editions- Harper& Row, Publishers, Neww York. 1974.45. Harmon. Jr. Nolan. B., The pastor’s ideal funeral manual, Abingdon- Cokesbury Press, New York.46. Lon- Dufour, Xavier et las autrrres, Vocabulaire de thologie bibilique, Las ditions du Cerf,Troisime dition, Paris, 1974.47. Norma, Pierre, Dictionnaire encylopdique de la Bible. Maxi- Poche rfrences, Uninon europenne, 2001.48. Philibert, Mariyam, Dictionnaire illustr des mithologies celtique, gyptienne, grco- latine, germano- scandinave, msopotamienne. Morna. France, 1998.49. Picoche, Jacqueline, Nouveau dictionnaire tymologique de la langue Franaise. Hachette- Tchoue, Paris, 1971.50 Remy, Maurice, Dictionnaire du franais moderne, Hatier, Paris, 1969.منبع: نشریه علوم ومعارف قرآن کریم، شماره ۶.
 
 

نوشته قبلی

عاشورا در چند نگاه

نوشته‌ی بعدی

بررسی تحلیل و تطبیقی مفهوم زن و زادن در سیاق سوره های قرآن (۳)

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

بررسي تحليل و تطبيقي مفهوم زن و زادن در سياق سوره هاي قرآن (3)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا