4 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

بررسی اقوال پیرامون صحابه بیغمبر (ص) و عدالت آن ها

بررسی اقوال پیرامون صحابه بیغمبر (ص) و عدالت آن ها
0
SHARES
12
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بررسی اقوال پیرامون صحابه بیغمبر (ص) و عدالت آن ها

آیا همه صحابه عادل بوده اند؟ صحابه به چه کسانی اطلاق می گردد؟ آیا گناهان صحابه بخشودنی است؟ آیا نباید در مذمّت صحابه سخن گفت؟این ها مسائلی است که بین اهل سنت و شیعه امامیه مورد اختلاف واقع شده است. طبق نظر اکثر اهل سنت، صحابه عادل اند و کسی حقّ ندارد در مذمّت آنان چیزی بگوید. و اگر گناهی نیز از آنان سرزده است، بخشیدنی است. ولی در مقابل، برخی از اهل سنت و شیعه امامیه، قائل به عدم عدالت کل صحابه اند، هر چند افراد خوب و عادل هم در میان آنان فراوان بوده است…از آن جا که بحث درباره صحابه آثار فراوانی دارد، لذا به صورت نسبتاً مبسوط مطرح خواهیم نمود.

مفهوم عدالت

عدالت از ماده عدل، خلاف جور است. (۱) و در اصطلاح محدثان، اصولی ها و فقیهان هر کدام آن را به معنایی تفسیر کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:۱ غزالی می گوید: عدالت عبارت است از استقامت در سیره و دین. و حاصل عدالت، عبارت است از هیئتی راسخ در نفس که انسان را به ملازمت با تقوا و مروّت وا می دارد. (۲) .۲ سیوطی می گوید: اصحاب گفته اند: عدالت، ملکه یا هیئتی است راسخ در نفس که مانع می شود از به جای آوردن گناه کبیره و صغیره ای که دلالت بر خسّت نفس داشته باشد، یا مباحی که مخّل به مروت باشد. (۳) .۳ ابن حجر می گوید: عادل کسی است که دارای ملکه ای باشد که او را بر ملازمت تقوا و مروت وا دارد. و تقوا عبارت است از اجتناب از اعمال پست مانند شرک، فسق، یا بدعت. (۴) .

مفهوم صحابه

خلیل بن احمد فراهیدی می گوید: صحابه: مصدر صاحبک و صاحب به معنای نعتی است؛ ولی در کلام غالباً به معنای اسمی به کار می رود. (۵) .راغب اصفهانی می گوید: صاحب به معنای ملازم است؛ یعنی کسی که ملازم کسی یا چیزی است، خواه مصاحبتش به بدن باشد، که این معنای حقیقی است و در اکثر اوقات استعمال دارد، یا به عنایت وهمّت باشد، که این هم یک نوع مصاحبت است ولو مجازاً…. (۶) و به معنای لغوی در قرآن کریم در موارد متعدّد به کار رفته است که تمام آنها مشترک در معنای معاشرت و ملازمت است.
معنای اصطلاحی صحابهدرباره مفهوم اصطلاحی صحابه، آراء مختلفی وجود دارد که به پنج مورد اشاره می نماییم:۱ صحابی کسی است که با پیامبر(صلی الله علیه وآله) معاشرت داشته ولو ساعتی. بر اساس این رأی، کثرت ملازمت و معاشرت با پیامبر(صلی الله علیه وآله) در اطلاق لفظ صحابی لازم نیست.احمد بن حنبل می گوید: افضل مردم، بعد از اهل بدر، کسانی هستند که در قرنی واقع شده اند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آن قرن بوده است. و هر کس با پیامبر(صلی الله علیه وآله) مصاحب بوده یک سال یا یک ماه یا یک روز یا یک ساعت، یا یک لحظه او را دیده، از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله)است. (۷) .بخاری می گوید: هر مسلمانی با پیامبر(صلی الله علیه وآله) مصاحبت داشته یا او را ملاقات نموده، از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. (۸) ابن حجر عسقلانی می گوید: صحابی کسی است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) را ملاقات کرده، مؤمن و مسلمان از دنیا رفته است، خواه مجالستش با پیامبر(صلی الله علیه وآله)، طولانی بوده یا کوتاه؛ از او روایت کرده یا خیر، با او در جنگی شرکت کرده یا خیر…. (۹) .۲ صحابه کسی است که معاصر پیامبر(صلی الله علیه وآله) است هر چند او را ندیده باشد.این رأی از یحیی بن عثمان بن صالح مصری است؛ او می گوید: صحابی کسی است که هم عصر با پیامبر(صلی الله علیه وآله) باشد. (۱۰) .۳ صحابی در نظر اصولی های اهل سنت، به کسی اطلاق می شود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) را ملاقات کرده و از خواص او گردیده و او را مدتی متابعت و همراهی کرده است؛ به گونه ای که اطلاق لفظ مصاحبت درباره او صادق باشد، ولی از حیث مقدار، مصاحبت اندازه ای ندارد. (۱۱) .۴ صحابی کسی است که با پیامبر(صلی الله علیه وآله) مصاحبت طولانی داشته و از او علم اخذ نموده است.این تعریف را ابو یعلی فرّاء حنبلی به عمرو بن بحر جاحظ نسبت داده است. (۱۲) .۵ شهید، زین الدین عاملی، می فرماید: صحابی کسی است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) را ملاقات نموده، به او ایمان آورده و مسلمان، از دنیا رفته است. (۱۳) این رأی مدرسه اهل بیت(علیهم السلام) است.در حقیقت مدرسه اهل بیت(علیهم السلام) صحابی را در معنای لغوی آن که همان مصاحبت و ملازمت و معاشرت است به کار می برد؛ لکن با قید ایمان و بقای بر اسلام، تا آخر عمر. و لذا از انس بن مالک سؤال شد: آیا از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) کسی غیر از تو باقی مانده است؟ در جواب گفت: گروهی از اعراب او را مشاهده نمودند، که هنوز زنده اند ولی از کسانی که با آن حضرت(صلی الله علیه وآله) مصاحبت داشته باشد کسی باقی نمانده است. (۱۴) .
آراء در عدالت صحابیعالمان و مورخان مورد صحابه دیدگاه های مختلفی دارند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
۱ کفر جمیع صحابهاین رأی از فرقه کاملیه است که قائل به کفر تمام صحابه، بعد از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)هستند. این دیدگاه نادری است که مخالف با قرآن و سنت و سیره صحابه و عقل است. شیعه از این رأی متبرّی است و به آن اعتقاد ندارد.
۲ رأی شیعه امامیه و برخی از اهل سنّتشیعه امامیه معتقد است که در میان صحابه، افراد مختلفی از عادل و فاسق وجود داشته اند، از این رو مجرّد مصاحبت با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) باعث نمی شود که کسی تکوینا عادل گردد، بلکه اتصاف کسی به عدالت آن است که در خطّ رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بوده و نماد سیره رسول خدا(صلی الله علیه وآله) باشد. این رأی، موافق با قرآن و سنت نبوی است و هم چنین مورد تأکید صحابه و موافق سیره صحابه بوده است.این رأی به جهت موافقت با اصول و ادله، مورد پذیرش شماری از اهل سنت با انصاف واقع شده است؛ از متقدمین همانند سعد تفتازانی، مارزی، ابن عماد حنبلی، و از متأخرین هم چون شیخ محمّد عبده، محمّد بن عقیل علوی، محمّد رشید رضا، سید قطب، سیّد مقبلی، شیخ محمّد ابوریه، شیخ مصطفی صادق رافعی و محمّد غزالی و دیگران. اینان به این نتیجه رسیده اند که عدالت ویژه آن عده از صحابه است که به روش اسلامی استقامت داشته و در دین تغییر و تبدیل ایجاد نکردند.
۳ عدالت جمیع صحابه قبل از دخول در فتنهمعتزله به عدالت جمیع صحابه معتقدند، جز کسانی که با امیرالمؤمنین(علیه السلام) وارد جنگ شدند که آنان فاسق بوده و شهادشان قبول نیست. (۱۵).
۴ تأویل و توجیه مواقف صحابهبرخی از اهل سنت معتقدند که باید جایگاه و مواقف صحابه را به نحوی توجیه کنیم که با قول به عدالت شان سازگار باشد.ابن حجر هیتمی می گوید: آنچه اهل سنت و جماعت بر آن اجماع دارند این است که بر هر مسلمانی واجب است تزکیه صحابه و اثبات عدالت آنان وطعن وارد نکردن به آنها… و نیز واجب است کارهای آنان را که در ظاهر خلاف است به بهترین وجه تأویل نماییم؛ زیرا آنان شایسته این کارند. (۱۶) .ابن حجر خود به این توصیه عمل کرده و در تبرئه معاویه از ظلم هایش می گوید: گروه معاویه هر چند ظالم بودند، ولی این ظلم سبب فسق او نمی گردد، زیرا قابل تأویل است و می توان او و اصحابش را در این عمل معذور دانست. (۱۷) .وعدّه ای نیز این خطّ را دنبال کرده و دست به توجیه تمام کارهای خلافی زده اند که از صحابه صادر شده است.
۵ عدالت جمیع صحابهرأی اکثر اهل سنت براین است که تمام صحابه عادل بوده و با آن حال از دنیا رفته اند.ابن اثیر می گوید: صحابه با بقیه راویان شریک اند مگر در جرح و تعدیل؛ زیرا تمام آنان عادل بوده و جرحی در آنها راه ندارد. (۱۸) .ابن حجر می گوید: اهل سنت اتفاق دارند که جمیع صحابه عادل اند و کسی در این مسئله اختلاف ننموده مگر عده کمی از اهل بدعت. (۱۹) .ابن الصلاح می گوید: امّت بر عدالت جمیع صحابه اجتماع نموده و این، به خاطر عنایت خداوند است، زیرا آنان ناقلان شریعت اند. (۲۰) .سرخسی می گوید: هر کس بر صحابه طعن وارد کند ملحد است و اسلام را رها کرده و اگر توبه نکند درمانش شمشیر است. (۲۱) .قرطبی می گوید: همه صحابه عادل و از اولیای خدا و برگزیدگان خلق بعد از انبیا و ورسولان اند. این، مذهب اهل سنت و جماعت است. (۲۲) .خطیب بغدادی می گوید: این مسئله احتیاج به سؤال ندارد، زیرا خداوند آنها را به عدالت رسانده و خبر از طهارت باطن آنان داده است. (۲۳) .دکتر حسن شیخ می گوید: عدالت صحابه ثابت و معلوم است به نصّ قرآنی که در آن باطل راه ندارد. (۲۴) .

نکات
۱ نقد صحابه به جهت دفاع از شریعت:
اگر کسی بحث از عدالت و جرح و تعدیل صحابی می کند، به خاطر ابطال کتاب خدا و سنّت رسول(صلی الله علیه وآله) یا شهود مسلمین و واسطه های فیض سنت نبوی نیست، بلکه هدف اساسی، شناخت صالحان آنان است، تا حدیث و سنت واقعی پیامبر(صلی الله علیه وآله) از راه درست و مطمئن به دست آید. کسی درصدد ابطال شریعت نیست، زیرا تضعیف برخی از صحابه نه تنها سبب وهن و ابطال شریعت نمی شود بلکه موجب تقویت و تبرئه شریعت از باطل است.
۲ پرهیز از دخالت مسائل عاطفی:نظریه عدالت کلّ صحابه ناشی از عواطف افراطی دینی است. تفتازانی می گوید: جنگ ها و مشاجراتی که در تاریخ، میان صحابه رخ داده و بر زبان افراد ثقه جاری است، ظاهرش نشان می دهد که برخی از صحابه از راه حقّ خارج شده و به حدّ ظلم و فسق رسیدند. و داعی و انگیزه این کار نیز کینه، حسد، عناد و گاه حبّ ریاست و پادشاهی و میل به لذات و شهوات بوده است، زیرا هر صحابی، معصوم نیست و هر کسی که پیامبر(صلی الله علیه وآله)را ملاقات نموده، اهل خیر نبوده است، ولی علما به جهت حسن ظنّشان به اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، برای کارهای خلاف آنان محمل ها و تأویل هایی ذکر نموده اند. و ظلمی که در حقّ اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) کردند، در ظاهر به حدّی است که مجالی برای اخفای آن نیست و پستی آن به حدّی است که اهل آسمان و زمین، بر مظلومیت اهل بیت(علیهم السلام)گریسته و کوه ها از جا کنده شده و صخره ها از هم پاشیده اند و کارهای زشت آنان هنوز پا برجاست. لعنت خدا بر کسانی باد که دست به چنین جنایاتی زده، یا به آن راضی بوده و برای آن کوشش کرده اند و عذاب آخرت دائمی و شدیدتر است. (۲۵) .تمام مشکل اهل سنت و علت حقیقی در تعدیل کلّ صحابه و صحبت نکردن از جرح و تعدیل آنان، به این خاطر است که برای سنت اهل بیت(علیهم السلام)، هر چند در حدّ ناقلین سنت پیامبر(صلی الله علیه وآله) ارزشی قائل نیستند. از همین رو مجبورند این وسائط فیض نبوی را، به تعبیر خودشان، از هر نوع جرح و تعدیل مصون دارند، تا سنت نبوی ضایع نشود. در حالی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای بعد از خود دو چیز گران بها به ارمغان گذارده است: یکی کتاب خدا و دیگری عترتش، که با تمسک به هر دو، امّت از گمراهی و ضلالت در امان اند. شیعه امامیه با تمسک به این دو اثر گران بها مجال وسیعی در جرح و تعدیل صحابه دارد، تا سنت نبوی را از اهلش اخذ کرده و به آن عمل نماید.۳ امر به حسن ظن اطلاق نداردسید محمّد بن عقیل می گوید: حسن ظن به فعل مؤمن، خوب است، ولی نه در مقام بیان حق و ابطال باطل و جرح و تعدیل؛ زیرا اگر حسن ظنّ را به این مقام نیز تعمیم دهیم احکام تعطیل، حدود و شهادات باطل و اساس شریعت ویران خواهد شد… (۲۶) .این مطلب کاملا صحیح است، زیرا شارع مقدس گرچه فرموده است که فعل برادر مؤمن باید تصحیح و توجیه شود، ولی در جایی که سخن از دین و شریعت است می فرماید: برادر تو، در حکم دین توست، در دینت نهایت احتیاط را انجام ده. و می دانیم که بحث از صحابه در حقیقت بحث از الگوهایی است که در زندگی انسان کارساز است. پس در حقیقت بحث از صحابی بحث از دین است، از این رو باید دقیق بوده و عادل را از فاسق جدا نماییم.
بررسی ادله اهل سنت بر عدالت صحابهاکثر اهل سنت که معتقد به عدالت کلّ صحابه اند، به ادله ای از کتاب و سنت و اجماع تمسک کرده اند که در این جا با ذکر آنها به جواب اجمالی می پردازیم.آیاتدر قرآن کریم آیاتی درباره صحابه وارد شده که اهل سنت به جهت حسن ظن و عاطفه مذهبی که نسبت به آنان دارند، بدون هیچ تفسیر و توضیحی و بدون رجوع به آیات دیگر آنها را اخذ کرده و براساس آن حکم نموده اند؛ از قبیل:۱ ” وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً “؛ (۲۷) و هم چنین شما مسلمانان را به آیین اسلام هدایت کردیم و به اخلاق معتدل و سیرت نیکو بیاراستیم تا گواه مردم باشید و پیغمبر گواه شما باشد.۲ ” کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ “.؛ (۲۸) شما نیکوترین امّتی هستید که مردم را به نیکوکاری وادار کنند و از بدکاری باز دارند و ایمان به خدا آرند.۳ ” وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ “؛ (۲۹) و آنان که ایمان آوردند و هجرت گزیدند و در راه خدا کوشش و جان فشانی کردند و هم آنان که مهاجران را منزل دادند و یاری کردند آنها به حقیقت اهل ایمان ند و هم آمرزش خدا و روزی نیکوی بهشتی مخصوص آنهاست.۴ ” وَ السّابِقُونَ اْلأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ اْلأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسان رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنّات تَجْرِی تَحْتَهَا اْلأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ “؛ (۳۰) آنان که در صدر اسلام سبقت به ایمان گرفتند از مهاجرین و انصار، و آنان که به اطاعت خدا، پیروی ایشان کردند از سایر امت، خدا از آنان خوشنود است و آنها از خدا و خدا برای آنها بهشتی که از زیر درختانش نهرها جاری است، مهیّا ساخته که در آن تا ابد متنعّم باشند و این به حقیقت سعادت بزرگی است.۵ ” لَقَدْ رَضِیَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً “؛ (۳۱) خداوند از مؤمنان که زیر درخت با تو بیعت کردند به حقیقت خوشنود گشت و از وفا و خلوص قلبی آنان آگاه بود که وقار و اطمینان کامل بر آنها نازل فرمود و آنان را به پیروزی نزدیک پاداش داد.۶ ” مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّآءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ “.؛ (۳۲) محمّد فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت گیر و با یک دیگر بسیار مهربان اند آنان را در حال رکوع و سجده و نماز بسیار بنگری که فضل و رحمت خدا و خوشنودی او را به دعا می طلبند. بر رخسارشان اثر سجده پدیدار است.۷ ” وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ – أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ – فِی جَنّاتِ النَّعِیمِ “؛ (۳۳) آنان که در ایمان بر همه پیشی گرفتند. آنان به حقیقت مقرّبان درگاه ند در بهشت پر نعمت جاودانی بهره مندند.۸ ” لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً وَ یَنْصُرُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ “؛ (۳۴) مقام بلند خاص فقیران مهاجر است که آنان را از وطن و اموالشان به دیار غربت راندند در صورتی که درطلب فضل و خوشنودی خدا می کوشند و خدا و رسول را یاری می کنند و اینان به حقیقت راست گویان عالم ند.
روایاتقائلان به عدالت همه صحابه به برخی روایات نیز تمسک کرده اند؛ از قبیل:۱ در حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت شده که فرمود: بهترین امّت من کسانی هستند که در قرن من اند، سپس کسانی که بعد از آنان آمده، سپس کسانی که بعد از آنان آمده اند. (۳۵) .۲ و نیز حدیثی که ابوسعید خدری از پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت می کند که فرمود: اصحابم را سبّ نکنید، زیرا اگر کسی مانند کوه احد طلا در راه خدا انفاق کند به مقام آنان نخواهد رسید. (۳۶) .۳ ابو برده می گوید: ما نماز مغرب را با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به جای آوردیم و با خود گفتیم: چه خوب است که در مسجد بنشینیم تا نماز عشا را نیز با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به جماعت برگزار نماییم. پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر ما وارد شد سؤال کرد: هنوز در مسجد نشسته اید؟ عرض کردیم: ای رسول خدا(صلی الله علیه وآله)! نماز مغرب را با شما به جای آوردیم و منتظریم تا وقت نماز عشا رسیده، آن را نیز با شما به جماعت برگزار نماییم. حضرت(صلی الله علیه وآله) ما را تحسین نمود. آن گاه سرمبارک خود را به سوی آسمان بلند کرده و فرمود: ستارگان امان اهل زمین اند، اگر از بین روند بر آسمان وارد می شود آنچه وعده داده شده است. و من نیز امانم بر اصحاب خود و هر گاه از دنیا روم آنچه را که وعده داده شده به اصحابم خواهد رسید. و اصحابم نیز امان امت من اند و هر گاه از بین روند، بر امّتم آنچه وعده داده شده خواهد رسید. (۳۷) .۴ برخی نیز به این حدیث استدلال کرده اند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: اصحاب من به منزله ستارگان آسمان اند، به هر کدام تمسک کنید هدایت یافته اید. (۳۸) .
اجماعدکتر ناصر بن علی عائض الشیخ می گوید: اهل سنت اجماع کرده اند بر این که جمیع صحابه چه کسانی که داخل فتنه شدند و چه غیر آنها عادل ند. این اجماع از جماعتی از اهل علم نقل شده؛ از قبیل خطیب بغدادی، ابی عمر بن عبدالبّر، غزّالی، ابن الصلاح، امام نووی، حافظ ابن حجر و دیگران. (۳۹) .
جواب از ادلهپاسخ را در دو بخش دنبال می کنیم: بخش اوّل جواب کلّی که با آن، نظر امامیه درباره صحابه اثبات خواهد شد. و در بخش دوّم به پاسخ از هر یک از ادله ذکر شده درباره عدالت کل صحابه می پردازیم:
پاسخ کلیبرخی از آیات ناظر به برخی دیگر استبخشی از آیات قرآن ناظر به برخی دیگر است، همان گونه که روایات چنین است. از این رو آیاتی که به آنها استدلال نموده اند به اطلاقشان نمی توان تمسک جست، بلکه باید به ایمان و عمل صالح تا پایان عمر مقید نمود، والاّ چگونه تصور کنیم امثال عبدالله بن أبی که از سردمداران منافقان است، مورد رضایت الهی است، مجرّد این که از بیعت کنندگان زیر درخت با پیامبر(صلی الله علیه وآله) در صلح حدیبیّه بوده است.مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: اگر خداوند متعال صحابه را در آیه های قرآن مدح کرده و از آنان اظهار رضایت نموده است، به جهت انقیاد و اطاعت آنها از خداوند در احکام و تعالیم شریعت و کارهای نیکی است که در گذشته انجام داده اند، امّا این رضایت را نمی توان به آینده زندگانی و اعمال آنان نیز سرایت داد؛ به این معنا که هر چه می خواهند انجام دهند هر چند خلاف باشد خدا از آنان راضی است. (۴۰) .خداوند درباره همسران پیامبر(صلی الله علیه وآله) به جهت انتساب به آن حضرت(صلی الله علیه وآله) می فرماید: ” یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَد مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ “؛ (۴۱) ای همسران پیامبر شما در صورتی که تقوا پیشه کنید، مانند دیگر زنان نیستید.و نیز در جای دیگر می فرماید: ” یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَه مُبَیِّنَه یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ “؛ (۴۲) ای زنان پیامبر هر کس از شما کار ناروایی را آگاهانه انجام دهد دو برابر دیگران عذاب شود.و این، به خاطر آن است که وابسته به پیامبر(صلی الله علیه وآله)اند و توقّع بیشتری از آنان بوده و سرمشق دیگران می باشند.
قول به عدالت کل صحابه مخالف قرآن استقرآن کریم گر چه برخی از صحابه را ستایش می کند، ولی عده دیگری را هم سرزنش و نکوهش می کند.آیاتی را که در مذمت برخی از صحابه وارد شده، می توان بر چند بخش تقسیم نمود:۱ آیاتی که بخشی از صحابه را متّهم به نفاق نموده و با این عنوان آنان را سرزنش کرده است؛ مانند:الف ” وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ اْلأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلی عَذاب عَظِیم “؛ (۴۳) بعضی از اعراب اطراف مدینه و برخی از اهل شهر مدینه هم منافق اند و بر نفاق ثابت ند شما از نفاقشان آگاه نیستید و ما بر نیّت ناپاک آنان آگاهیم و آنان را دوبار عذاب می کنیم و عاقبت هم به عذاب سخت ابدی دوزخ باز خواهند گشت.ب ” وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُوراً “؛ (۴۴) و نیز در آن هنگام منافقان و آنان که در دلهایشان مرض بود با یکدیگر می گفتند آن وعده ای که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود.
۲ کسانی که تصریح به فسق برخی از آنان کرده است؛ از قبیل:الف ” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَه فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ “؛ (۴۵) ای مؤمنان هر گاه فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق کنید مبادا به سخن چینی فاسق نادانی، به قومی رنجی رسانید و سخت پشیمان گردید. آیه در مورد برخی از اصحاب است.ب ” أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لاَّ یَسْتَوُونَ “.؛ (۴۶) آیا آن کس که به خدا ایمان آورده مانند کسی است که کافر بوده است؛ هرگز یکسان نخواهند بود. آیه در مورد برخی از صحابه است.ج ” وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ اْلآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ – یُخادِعُونَ اللهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا “؛ (۴۷) و گروهی از مردم [منافق] گویند که ایمان آورده ایم به خدا و روز قیامت و حال آن که ایمان نیاورده اند؛ می خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند.
۳ آیاتی که گروهی از صحابه را بدون عنوان مذمت می کند امثال:الف. ” وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَهِ وَ اللهُ خَیْرُ الرّازِقِینَ “؛ (۴۸) و این مردم چون تجارتی یا لهو و بازیچه ای ببینند بدان شتابند و تو را در نماز تنها گذارند ای رسول ما بگو به خلق که آنچه نزد خداست، برای شما از لهو و تجارت های دنیا بهتر است و خدا بهترین روزی دهنده خلائق است.ب ” وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّی إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ “؛ (۴۹) و برخی از مردم کاملا به گفتارت گوش می دهند تا وقتی که از حضورت خارج می شوند با اهل علم به تمسخر و اهانت می گویند رسول باز از نو چه گفت؟ اینان هستند که خدا بر دل هایشان مهرنهاده پیرو هوای خود گردیده اند.ج ” وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْر لَّکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَهٌ لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ “.؛ (۵۰) و بعضی از آنان دائم پیغمبر را می آزارند و می گویند او شخصی ساده و زود باور است. بگو: زود باوری من به سوی شماست رسول به خدا ایمان آورده است و به مؤمنان هم ایمان دارد و برای مؤمنان حقیقی شما رحمت کامل الهی است. و برای آنان که رسول را می آزارند عذاب دردناک مهیاست.د ” سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الاَْعْرَابِ شَغَلَتْنَآ أَمْوَ لُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ “.؛ (۵۱) اعراب بادیه که از حضور در جنگ ها در سفر فتح مکه تخلف میورزند برای عذر و تعلل خود خواهند گفت که ما را محافظت اهل و اموالمان از آمدن در رکابت بازداشت اینک از خدا بر گناه ما آمرزش طلب، این مردم منافق چیزی که به دل هیچ عقیده ندارند به زبان می آورند.ر ” إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا “؛ (۵۲) کسانی از شما که در جنگ احد پشت به جنگ کردند و منهزم شدند شیطان آنها را به سبب نافرمانی و بدکرداریشان به لغزش افکند.س ” وَ ما لَکُمْ أَلاّ تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لِلّهِ مِیراثُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ “؛ (۵۳) و برای چه در راه خدا انفاق نمی کنید در صورتی که وارث آسمان ها و زمین، خداست.
۴ آیاتی که صحابه را به عنوان مؤمن و مسلمان مذمت کرده است:الف ” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَی اْلأَرْضِ أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الاْخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الاْخِرَهِ إِلاّ قَلِیلٌ – إِلاّ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلِیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَ اللهُ عَلی کُلِّ شَیْء قَدِیرٌ “؛ (۵۴) ای کسانی که ایمان آوردید چرا وقتی مرشود که برای جهاد در راه دین بی درنگ آماده شوید به خاک زمین دل بسته اید؛ آیا راضی به زندگانی دنیا به جای آخرت شدید؟ در صورتی که متاع دنیا در برابر عالم آخرت اندک و ناچیز است. بدانید که اگر در راه خدا برای جهاد بیرون نشوید خدا شما را به عذابی دردناک معذب خواهد کرد و قومی دیگر برای جهاد به جای شما بر می گمارد و شما به خدا زیانی نرسانده اید و خدا بر هر چیز تواناست.ب ” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ – کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ “. (۵۵) ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی به زبان می گویید که در مقام عمل خلاف آن می کنید. این که سخنی بگویید و خلاف آن عمل کنید بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می آورد.ج ” یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلاِْیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ “؛ (۵۶) آنها بر تو به مسلمان شدن منّت می گذارند بگو شما با اسلام خود بر من منّت نگذارید، بلکه خداوند بر شما منّت دارد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده است.
قول به عدالت همه صحابه مخالف سنت نبوی استبا مراجعه به روایاتی که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) رسیده، عدالت همه صحابه مورد قبول پیامبر(صلی الله علیه وآله)نبوده است اینک به نقل برخی از روایات می پردازیم:۱ ابی وائل به نقل از عبدالله از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود: من در کنار حوض به انتظار شما می مانم که در این هنگام مردانی از شما را نزد من می آورند، همین که اراده می کنم به آنها نزدیک شوم مانه می شوند. عرض می کنم: پروردگارا! اینان اصحاب من ند. خداوند می فرماید: ای پیامبر! نمی دانی بعد از تو چه کردند؟. (۵۷) .به این مضمون ده ها روایت در معتبرترین کتاب های اهل سنت موجود است.۲ امّ سلمه می گوید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: از میان اصحابم کسانی هستند که بعد از من، نه من آنان را خواهم دید و نه آنان مرا. (۵۸).۳ طلحه بن عبیدالله و ابن عباس و جابر بن عبدالله می گویند: رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بر کشتگان مسلمانان احد نماز گذارد، آن گاه فرمود: من بر آنان شاهدم. ابوبکر عرض کرد: ای رسول خدا! آیا اینان برادران ما نیستند، اسلام آورده و همانند ما جهاد ننمودند؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: بلی، ولی آنان از اجرهایشان استفاده نبردند. نمی دانم که شما بعد از من چه می کنید؟…۴ ابو الدر داء می گوید: به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) عرض کردم: شنیده ام که فرموده اید گروه های بعد، مرتّد خواهند شاد؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: بلی، ولی تو از آنان نیستی.۵ ثعلبه بن حاطب بن عمر بن امیه از جمله کسانی است که در جنگ بدر و احد شرکت کرده است، ولی به خاطر امتناع از پرداخت زکات آیه ای در مذمت او وارد شده: ” وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصّالِحِینَ – فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ “؛ (۵۹) و بعضی از آنها این گونه با خدا عهد بستند که اگر نعمت و رحمتی نصیب ما شد البته تو را تصدیق کرده از نیکان می شویم و با این عهد باز چون فضل و نعمت خدا نصیب آنها گشت بر آن بخل ورزیدند و از دین روی گردانیده از حق اعراض کردند.۶ نسایی در سنن خود از ابن عباس، در شأن نزول آیه شریفه: ” وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْکُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِینَ “، (۶۰) نقل می کند که زنی بود بسیار زیبا که در نماز بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) اقتدا می کرد، برخی از صحابه برای این که چشمانشان به آن زن نیفتد از صف زنان دور شده و در صف مقدم جماعت قرار می گرفتند، ولکن برخی دیگر بر عکس در صف آخر قرار می گرفتند تا در حالت رکوع، از زیر بغل، آن زن را تماشا کنند، که این آیه نازل شد.۷ ام الدرداء می گوید: ابو الدرداء در حالی که غضبناک بود بر من وارد شد. به او گفتم: چه چیز شما را به خشمگین کرده است؟ گفت: به خدا سوگند که از امّت محمّد(صلی الله علیه وآله)چیزی نمی شناسم مگر این که مشاهده می کنم که همه نماز می خوانند. (۶۱) .۸ در جریان صلح حدیبه بعد از آن که پیامبر(صلی الله علیه وآله) از مصالحه با کفار فارغ شد، به اصحاب خود فرمود: بیایید و شترهای خود را قربانی کنید و سپس سرهای خود را بتراشید. راوی می گوید: به خدا سوگند که هیچ کس از جای خود بلند نشد تا آن که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) این جمله را سه بار تکرار فرمود و در هر سه بار امر او را امتنال نکردند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با احدی سخن نگفت و مستقیماً به سراغ شتر خود آمد و آن را قربانی کرد. و نیز آرایشگر را دعوت نمود تا سرش را بتراشد. صحابه بعد از مشاهده این عمل شتران خود را ذبح کرده و سر یکدیگر را تراشیدند، ولی برخی از شدّت غضب به جهت این که پیامبر(صلی الله علیه وآله) با کفار صلح کرده است نزدیک بود که یکدیگر را با تبع بکشند.(۶۲) .۹ اسامه می گوید: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از دور نگاهی به خانه های مدینه کرد، آن گاه فرمود: آیا آنچه من می بینم شما نیز می بینید؟ می بینم که چگونه فتنه ها در جای جای خانه های شما رسوخ کرده است. (۶۳) .
۱۰ عقبه بن عامر از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: همانا من پیشتاز شما در روز قیامتم و من بر شما شاهدم، به خدا سوگند که من الآن نظر می کنم به حوضم، به من کلیدهای خزینه های زمین داده شده است. نمی ترسم از این که بعد از من مشرک شوید، بلکه از نزاع و اختلاف در خلافت بر شما ترس دارم. (۶۴) .۱۱ ابن عباس می گوید: خداوند متعال هیچ گاه ” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا “. نازل نکرد مگر آن که علی(علیه السلام)امیر و شریف آن بود. خداوند در جای جای قرآن اصحاب محمّد(صلی الله علیه وآله)را عتاب کرده در حالی که علی(علیه السلام) را جز به خیر یاد نکرده است. (۶۵) .۱۲ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به علی(علیه السلام) خطاب کرده فرمود: همانا امّتم بعد از من به تو ظلم خواهند کرد. (۶۶) .
تعارض قول به عدالت کل صحابه با حقایق تاریخیبا مراجعه به تاریخ صحابه نیز درمی یابیم که عدالت همه صحابه خلاف واقعیت های تاریخی است.۱ ابن عباس می گوید: هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) درخواست قلم و دوات نمود تا وصیت خود را بنویسد برخی از صحابه به او جسارت کرده و نسبت هذیان دادند. (۶۷) .۲ جابر می گوید: ما با پیامبر(صلی الله علیه وآله) نماز می خواندیم که قافله ای با کالایشان از شام وارد مدینه شد، همه نماز گزاران پیامبر(صلی الله علیه وآله) را رها کرده و به سراغ قافله رفتند مگر دوازده نفر، که در این موقع آیه ای در مذمت آنان وارد شد: ” وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً “. (۶۸) .۳ آیا می توان ولید بن عقبه را به نص قرآن فاسق نامیده شده و در عصر عثمان شراب نوشید و در حالت مستی امام جماعت شد، عادل بنامیم. (۶۹) .۴ آیا می توان مغیره بن شعبه را که چند نفر بر زنای او شهادت دادند در حالی که از بیعت کنندگان در زیر درخت حدیبه بوده است عادل بنامیم. (۷۰) .۵ آیا می توان نعمان را که سه بار به جهت شرب خمر حدّ خورده و بار چهارم عمر از پیامبر(صلی الله علیه وآله) درخواست قتل او را کرده، عادل دانست. (۷۱) در حالی که تمام معرکه ها شرکت کرده است.۶ خالدین ولید، مگر مالک بن نویره را به خاطر این که زکات مالش را به او نداد، نکشت و همان شب با همسر او زنا نکرد.. (۷۲) آیا او عادل است؟۷ آیا معاویه بن ابی سفیان کسی نبود که درحضور مردم علناً شراب می نوشید. (۷۳) و ربا خواری می کرد. (۷۴) و دشنام و لعن بر علی بن ابی طالب(علیه السلام) را علنی کرد. (۷۵) و مگر او نبود که به حسن بن علی(علیه السلام) سمّ داد و او را به قتل رساند. (۷۶) .
قول به عدالت همه صحابه با روح اسلام سازگاری نداردخداوند متعال انسان را مختار آفریده است و از طرفی، هیچ پیامبری در طول تاریخ بشریّت مردم خود را نکویناً متحوّل نکرده است، بلکه از راه تبلیغ و ارشاد آنها را به راه راست هدایت فرموده، که دسته ای این هدایت را پذیرفته و سعادت یافتند، و دسته ای دیگر به خاطر عدم پذیرش هدایت، به گمراهی افتادند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)نیز از این قاعده استثنا نشده است، زیرا گر چه آن حضرت(صلی الله علیه وآله) نهایت سعی و کوشش فراوانی در راه سعادت اصحابش نمود، ولی برخی تا به آخر راه، در مسیر مستقیم باقی نماندند.
پاسخ جزئی
پاسخ به آیاتالف پاسخ از آیه اولاوّلا: وسط به معنای چیزی است که بین دو طرف واقع شده است و در مورد آیه، حدّ وسط بین افراط و تفریط است، زیرا یهود افرط در توجه به دنیا داشته و نصارا تفریط.ولی امت اسلامی حدّ وسط بین افراط و تفریط ند. و این مطلب ارتباطی با عدالت کل صحابه ندارد.ثانیاً: آیه درباره مجموعه امت است، در حالی که کسی قائل به عدالت فرد فرد امت اسلامی نیست.ب پاسخ از آیه دوماوّلا: خیر بودن به او صافی هم چون امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خدا مقید شده است، حال اگر کسی از این قید تهی گردد مشمول آیه نخواهد بود.ثانیاً: افضل بودن در آیه این امت نسبت به امت های پیشین نسبی است و عدالت بر کمال مطلق نسبت به همه افراد امت ندارد.ج پاسخ از آیه سوماوّلا: آیه اخصّ از مدعاست، زیرا مدعا، عدالت کل صحابه است؛ در حالی که مورد آیه، افرادی با خصوصیات ویژه است.ثانیاً: اگر خداوند متعال عده ای را مدح کرده به جهت انقیاد و اطاعت آنان است و تا مادامی که این حالت در آنان وجود دارد مدح هم باقی است و الاّ مدح خود به خود برداشته می شود.به تعبیر دیگر در آیه سوّم مدح و ستایش معلق بر صفت ایمان است؛ زیرا در آخر آیه آمده است: ” أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا “؛ حال اگر صفت ایمان، به جهت گناه از کسی زایل شد، مدح و ستایش نیز برداشته می شود. ثالثاً: تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است و تا مادامی که وصف باقی است حکم هم باقی است. در این آیه حکم بر مؤمن و مهاجر و مجاهد و پناه دهنده و ناصر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و لرد شده است، حال اگر کسی دین رسول خدا رایاری نکرد حکم از او برداشته می شود.د پاسخ از آیه چهارماوّلا: دلالت آیه بر عدالت همه صحابه متوقف بر آن است که من در ” مِنَ الْمُهاجِرِینَ… ” بیانیه باشد نه تبعیضیه و مراد از ” وَ السّابِقُونَ اْلأَوَّلُونَ… “، کلّ صحابه باشد، در حالی که در هر دو مورد خلاف ظاهر است.ثانیاً: آیه مخصوص سبقت گیرندگان از مهاجران و انصار است و تابعان آنهاست در حالی که محسن در افعال و اقوال نیکوکار بودند و با پایان خوش از دنیا رفتند که شامل همه صحابه نمی شود. لذا شخصی به براء بن عازب عرض کرد: خوشا به حال تو که با پیامبر(صلی الله علیه وآله) مصاحبت نموده و با او در زیر شجره رضوان بیعت نمودی. او در جواب گفت: تو نمی دانی که بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه کردیم؟. (۷۷) .ر پاسخ از آیه پنجماوّلا: آیه مخصوص کسانی است که در زیر دخت رضوان با آن حضرت(صلی الله علیه وآله) بیعت نمودند، که حدود ۱۴۰۰ نفر بودند.ثانیاً: ظرف و مورد رضایت خداوند در آیه ذکر شده که همان بیعت باشد و رضایت در یک عمل دلالت بر رضایت مطلق ندارد.ثالثاً: در آیه رضایت را مشروط به وفای عهد نموده است، حال اگر کسی به این شرط عمل نکند حکم هم از او برداشته خداهد شد.لذا از ابن عباس در ذیل این آیه نقل است که: سکینه بر کسانی نازل شد که وفای به عهد نمودند.(۷۸) .ص پاسخ از آیه ششماوّلا: آیه دلالت بر خلاف مقصود دارد، زیرا گر چه در ظاهر، قضیه شرطیه است، ولی در معنا انشاء است یعنی باید صحابه این چنین بوده باشند. اگر کسی به فرزند خود می گوید: فرزند من نماز می خواند یعنی باید نماز به خواند.ثانیاً ذیل آیه دلالت دارد بر این که مقصود از آیه بعض صحابه است نه همه آنها، به دلیل قول خداوند: ” وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ “، که کلمه منهم دلالت دارد بر این که تمام کسانی که با پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودند مشمول این صفات نبوده اند.ثالثاً: مراد از ” الَّذِینَ مَعَهُ ” معیّت زمانی یا مکانی نیست، تا این که گفته شود آیه مربوط به معاصرین پیامبر(صلی الله علیه وآله) و صحابه است، بلکه مراد به معیت در این آیه معیّت در رسالت الهی است، که شامل تمام امّت اسلامی تا روز قیامت می شود. یعنی هر کس که با این صفات تا روز قیامت با پیامبر(صلی الله علیه وآله) باشد، حکمش چنین است.رابعاً: باید در مقام تفسیر آیات، همه آیات را مورد توجه قرار داد و می دانیم که برخی از آیات نیز گروهی از صحابه را مورد مذمّت قرار داده است و جمیع این دو دسته آیه به این است که صحابه را به دوسته خوب و بد تقسیم نماییم.ض پاسخ از آیه هفتماوّلا: مراد از سابقین در آیه سبقت جویندگان در خیرات است، به قرینه آیات دیگر که متعلق سبقت را بیان نموده است همانند: ” وَ مِنْهُمْ سَابِقُم بِالْخَیْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ ” (۷۹) و ” فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ ” (۸۰) و ” أُولئِکَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَهُمْ لَها سابِقُونَ “، (۸۱) نه سابق در زمان. مراد از سبقت گیرندگان در آیه سابقین در مغفرت و رحمت است. به دلیل قول خداوند: ” سَابِقُواْ إِلَی مَغْفِرَه مِّن رَّبِّکُمْ وَ جَنَّه… “.(۸۲) .ثانیاً: روایاتی که از طریق مختلف رسیده دلالت دارد بر این که مراد آیه، علی بن ابی طالب(علیه السلام) است.سیوطی به سندش از ابن عباس در تفسیر آیه نقل می کند: آیه درباره حزقیل، مؤمن آل فرعون، حبیب نجّار که در سوره یس از او یاد شده و علی بن ابی طالب(علیه السلام)است، که هر کدام از آنان سابق بر امّتشان بوده اند و علی(علیه السلام) از همه سابقین افضل است. (۸۳) .م پاسخ از آیه هشتماوّلا: آیه اخص از مدعا است، زیرا مربوط به فقرای مهاجران است.ثانیاً: مربوط به مهاجرینی است که خدا و رسول رایاری کردند، نه کسانی که نه تنها یاری نکردند بلکه با او امر و نواهی خدا و رسول مخالفت نمودند.ثالثاً: آیه دلالت بر صدق آنان دارد نه عدالت.
جواب از روایات
جواب کلیاز مجموع روایاتی که با آنها بر عدالت صحابه استدلال شده، می توان به طور عموم جواب هایی عرضه داشت:اوّلا: روایاتی که در مدح صحابه وارد شده، تماماً از طریق خود صحابه است و این خود نه تنها سبب وهن روایت می شود، بلکه خلاف سیره عملی برخی از صحابه است، که قبلا به آن اشاره گردید.ثانیاً: نمی توان باور کرد که پیامبری با تمام کوشش و زحمت مردم را به احیای حق و حقیقت دعوت کند، آن گاه به اصحاب خود آزادی مطلق داده و با چراغ سبز نشان دادن به این که قطعاً شما اهل نجات ید هر چند کار خلاف انجام دهید، آنان را بر گناه تشویق کرده و دستشان را در خلافت دستورات الهی باز گذارد.
جواب از خصوص هر یک از روایاتنسبت به روایت اوّل می گوییم:اوّلا: خیر بودن در این روایت همانند خیر بودن در آیه شریفه ” کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّه… ” نسبی است نه حقیقی.ثانیاً: دلیل اعم از مدّعا است، زیرا شامل مطلق اشخاصی می شود که در قرن پیامبر(صلی الله علیه وآله)بوده اند چه صحابه و چه تابعان، در حالی که مدعا خصوص صحابه است.و نسبت به روایت دوّم می گوییم: سبّ نکردن. غیر از حکم به عدالت است، زیرا بر فرض ثبوت روایت، پیامبر(صلی الله علیه وآله) نهی از دشنام صحابه کرده است هر چند عادل نباشد، چون سبّ، امر مطلوبی در شریعت اسلامی نیست، لذا باید زبان خود را از آن محفوظ بدارد، که شیعه هم به این نهی عمل می کند، لکن این، به معنای ثبوت عدالت برای جمیع صحابه نیست.و نسبت به روایت سوّم می گوییم: اوّلا: حدیث، ضعیف السند است به خاطر وجود ابی برده؛ زیرا معروف است به جرائم شنیع و کسی است که در قتل صحابی بزرگ، حجر بن عدی، دست داشته است. (۸۴) و ابن ابی الحدید او را از منحرفین و مبغضین امام علی(علیه السلام)می داند و تا جایی پیش رفت که نسبت کفر به امام علی(علیه السلام) داد نعوذ باالله تعالی ، و دست قاتل عماربن یاسر را به جهت کشتن عمار بوسید، و دعا کرد که در آتش جهنم نسوزد. (۸۵) مضافاً به اشکالات دلالی که در این رساله جای بیان آن نیست.و نسبت به روایت چهارم می گوییم:اوّلا: حدیث به تصریح عده زیادی از علمای اهل سنت ضعیف است؛ امثال احمد ابن حنبل، مزنی شاگرد شافعی، ابن قطان، دار قطنی، ابن حزم، بیهقی، ابن عبدالبر، ابن عساکر، ابن الجوزی، ابن تیمیه، ذهبی، ابن قیّم، البانی، سیوطی، ابن حجر عسقلانی و جماعتی دیگر از علمای اهل سنت. (۸۶) .ثانیاً: حدیث با واقعیت های خارجی سازگاری ندارد، زیرا اعمال و کردار صحابه گواهی می دهد که نمی توانند به طور عموم عادل باشند.ثالثاً: احتمال دست کاری در حدیث است، زیرا در لسان المیزان این گونه نقل شده است: اهل بیتی کالنجوم بایّهم اقتدیتم اهتدیتم. (۸۷) به ویژه با در نظر گرفتن این نکته که همه ستارگان نیستند که سبب هدایت مردم ند، بلکه برخی از آنها به جهت وضعیت خاصّی که دارند، می توانند جنبه هدایت گری داشته باشند، هم چنین است اصحاب که همه آنان قابلیت هدایت بشر را ندارند.
جواب از اجماعدر باره ادعای اجماع از سوی عدّه ای از اعلمای اهل سنت بر عدالت صحابه، باید بگوییم که این اجماع اعتباری ندارد، زیرا مدرک این اجماع معلوم است؛ یعنی آیات با روایاتی که به آن ها اشاره شد، و اجماع مدرکی حجّت نیست، بلکه اعتبار به مدرک است، که مشکلو نیز درجای خود ثابت شده که اجماع فی حدّ نفسه حجّت نیست، مگر به اعتبار کاشف بودن از قول معصوم، که این اجماع های ادعا شده، از چنین شرطی برخوردار نیستند.دوستی شیعه با صحابه کرامشیعه امامیه هر چند نسبت به جایگاه های برخی از صحابه اعتراض دارد، ولی صحابه کرام را ستایش می کند؛ کسانی که در راه نصرت و یاری از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)سختی ها کشیده و با نفس و مال جهاد نمودند و تا آخر عمر نیز از راه مستقیم هدایت منحرف نشدند، همان گونه که امام سجاد(علیه السلام) در مدح این دسته از اصحاب می فرماید:اللّهم و اتباع الرسول و مصدّقوهم من اهل الارض بالغیب عند معارضه المعاندین لهم بالتکذیب و الاشتیاق الی المرسلین بحقائق الایمان فی کلّ دهر و زمان، ارسلت فیه رسولا، و اقمت لأهله دلیلا، من لدن آدم الی محمّد(صلی الله علیه وآله) من ائمه الهدی وقاده اهل التقی علی جمیعهم السلام، و اصحاب محمّد(صلی الله علیه وآله) خاصه، الذین احسنوا الصحبه، والذین أبلوا البلاء الحسن فی نصرته، و کاتفوه و اسرعوا الی وفاته، وسابقوا الی دعوته، و استجابواله، حیث اسمعهم حجه رسالته، و فارقوا الأزواج و الأولاد فی اظهار کلمته، و قاتلوا الآباء و الآبناء فی تثبیت نبوته، والذین هجّرتهم الغشائر اذتعلّقوا بعروته، وانتفت منهم القربات اذسکنوا فی ظلّ قرابته. اللّهم ما ترکوالک وفیک و ارضهم من رضوانک و بماحاشوا الحقّ علیک، و کانوا من ذلک لک والیک، واشکرهم علی هجرتهم فیک دیارهم، و خروجهم من سعه المعاش الی ضیقه….؛ (۸۸) .بار خدایا پیروان پیامبران و ایمان آورندگان به ایشان از اهل زمین که از روی غیب و پنهانی ایمان آوردند؛ در آن هنگام که دشمنان به تکذیب و دروغ پنداشتن ایشان معارضه نمودند، روبرو شدند و آن هنگام که به سبب حقائق ایمان پیغمبران علاقه مند بودند در هر روزگار و زمانی که در آن پیغمبری فرستادی و برای اهل آن دلیل و راهنمایی گماشتن، از از زمان آدم تا محمّد(صلی الله علیه وآله)، از پیشوایان هدایت و رستگاری و جلوداران اهل تقوی وپرهیزکاری که بر همه آنها سلام و درود باد، آنان را از خود به آمرزش و خشنودی یاد فرما. بار خدایا به خصوص اصحاب و یاران محمّد آنان که همراه بودن را نیکو به پایان بردند و آنان که برای یاری او در جنگ شجاعت و دلاوری برجسته ای آشکار ساخنتد، و او را یاری کردند، و به ایمان آوردن به او شتافتند و به دعوتش پیشی گرفتند، و دعوت او را آن هنگام که برهان رسالت های خود را به گوششان رساند پذیرفتند. و در راه آشکار ساختن دعوت او از زنان و فرزندان دوری نمودند، و در استوار کردن پیغمبری و آنان که محبّت و دوستی آن بزرگوار را در دل داشتند، و در دوستیش تجارت و بازرگانی ای را آرزو داشتند که هرگز کسادی در آن راه نمی یابد. و آنان که چون به عروه و دسته آن حضرت آویختند قبیله ها از آنها دوری گزیدند، و چون در سایه خویشی با او جای گرفتند خویشان با آنان خود را بیگانه پنداشتند. پس خدایا آنچه را که برای تو در راه تو از دست داده اند برای ایشان فراموش مکن، و برای آن که مردم را بر تو گرد آوردند، و برای تو با پیغمبرت دعوت کنندگان به سوی تو بودند ایشان را از خوشنودی خود خوشنود ساز. و ایشان را در برابر آن که در راه تو از شهرها و خویشاوندان دوری گزیده از زندگی فراخ به تنگی و سختی روی آوردند…و نیز امام علی(علیه السلام) در حقّ گروهی از صحابه که وفادار به عهد بودند می فرماید:…لَقَدْ رَأَیْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّد(صلی الله علیه وآله) فَمَا أَرَی أَحَداً یُشْبِهُهُمْ مِنْکُمْ لَقَدْ کَانُوا یُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِیَاماً یُرَاوِحُونَ بَیْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ یَقِفُونَ عَلَی مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِکْرِ مَعَادِهِمْ کَأَنَّ بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ رُکَبَ الْمِعْزَی مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْیُنُهُمْ حَتَّی تَبُلَّ جُیُوبَهُمْ وَ مَادُوا کَمَا یَمِیدُ الشَّجَرُ یَوْمَ الرِّیحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ؛ (۸۹) .همانا یاران پیامبر(صلی الله علیه وآله) را دیدم، کسی را نمی بینم که همانند آنان باشد، روز را ژولیده مو، گردآلود به شب می رساندند، شب را به نوبت در سجده یا قیام به سر می بردند. گاه پیشانی بر زمین می سودند، و گاه گونه بر خاک. از یاد معاد چنان ناآرام بودند که گویی بر پاره آتش ایستاده بودند. میان دو چشمانش از سجده های طولانی، چون زانوی بزها پنبه بسته بود. اگر نام خدا برده می شود چندان می گریستند که گریبان هایشان تر گردد، و می لرزیدند چنان که درخت روز تند باد لرزد، از کیفری که بیم آن داشتند یا امیدی که تخم آن در دل می کاشتند.

پی نوشت ها

۱- صحابه اللغه، ج ۵، ص ۱۷۶۰؛ قاموس المحیط، ج ۴، ص ۱۳؛ مصباح المنیر، ج ۲، ص ۳۹۷٫۲- المستصفی، ج ۱، ص ۱۵۷٫۳- الاشباه و النظائر، ص ۳۸۴٫۴- فتح الباری، ج ۵، ص ۲۵۱٫۵- ترتیب کتاب العین، ص ۴۴۰٫۶- مفردات راغب، ص ۲۷۵٫۷- فراء حنبلی، العدّه فی اصول الفقه، ج ۳، ص ۹۸۸٫۸- فتح الباری، ج ۷ ص ۳٫۹- الاصابه، ج ۱، ص ۴٫۱۰- تیسیر التحریر، ج ۳، ص ۶۷٫۱۱- الإحکام فی الأحکام، ج ۲، ص ۳۲۱٫۱۲- العدّه فی اصول الفقه، ج ۳، ص ۹۸۸٫۱۳- الدرایه، ص ۱۲۰٫۱۴- الباعث الحثیث، ص ۱۷۵٫۱۵- الإحکام فی اصول الأحکام، ج ۲، ص ۳۲٫۱۶- الصواعق المحرقه، ص ۳۲۵٫۱۷- همان، ص ۳۲۸٫۱۸- اسد الغابه، ج ۱، ص ۱۰٫۱۹- الاصابه، ج ۱، ص ۱۷٫۲۰- مقدمه ابن الصلاح.۲۱- اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۳۴٫۲۲- الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۲۹۹٫۲۳- الکفایه فی علم الروایه، ص ۴۹٫۲۴- عقیده اهل السنه و الاثر فی الصحابه الکرام، ج ۲، ص ۸۰۰٫۲۵- شرح المقاصد، ج۲، ص ۳۰۶ ۳۰۷٫۲۶- النصائح الکافه، ص ۲۲۵٫۲۷- بقره آیه ۱۴۳٫۲۸- آل عمران آیه ۱۱۰٫۲۹- انفال آیه ۷۴٫۳۰- توبه آیه ۱۰۰٫۳۱- فتح ۴۸ آیه ۱۸٫۳۲- فتح ۴۹ آیه ۲۹٫۳۳- واقعه ۵۶ آیه ۱۰ ۱۲٫۳۴- حشر ۵۹ آیه ۸ ۹٫۳۵- صحیح بخاری، ج ۲، ص ۲۸۷٫۳۶- همان، ج ۲، ص ۲۹۲٫۳۷- صحیح مسلم، ج ۲، ص ۲۷۰٫۳۸- کشف الخفاء، ج ۱، ص ۱۳۲، حدیث ۳۸۱٫۳۹- عقیده اهل السنته و الاثر فی الصحابه الکرام، ج ۱٫۴۰- مقالات تأسیسیّه، ص ۲۲۷٫۴۱- احزاب ۳۳ آیه ۳۲٫۴۲- احزاب ۳۳ آیه ۳۰٫۴۳- توبه آیه ۱۰۱٫۴۴- احزاب ۳۳ آیه ۱۲٫۴۵- حجرات ۴۹ آیه ۶٫۴۶- سجده ۳۲ آیه ۱۸٫۴۷- بقره آیه ۹٫۴۸- جمعه ۶۲ آیه ۱۱٫۴۹- محمد ۴۷ آیه ۱۶٫۵۰- توبه آیه ۶۱٫۵۱- فتح ۴۸ آیه ۱۱٫۵۲- آل عمران آیه ۱۵۵٫۵۳- حدید۵۷ آیه ۱۰٫۵۴- توبه آیه ۳۸ ۳۹٫۵۵- صف ۶۱ آیه ۲ ۳٫۵۶- حجرات ۴۹ آیه ۱۷٫۵۷- صحیح بخاری، ج ۹، ص ۵۸؛ کتاب الضّن و…۵۸- مسند احمد، ج ۶، ص ۲۹۸٫۵۹- توبه آیه ۷۶-۷۵٫۶۰- حجر ۱۵ آیه ۲۴٫۶۱- صحیح بخاری، ج ۱، ص ۱۵۹٫۶۲- همان، ج ۲، ص ۱۲۲٫۶۳- صحیح بخاری، رقم حدیث ۱۷۷۹، کتاب فضائل المدینه.۶۴- همان، رقم حدیث ۱۲۷۹، کتاب الجنائز.۶۵- صواعق المحروقه، ص ۱۲۵٫۶۶- مستدرک حاکم، جج ۳، ص ۱۵۰، ح ۴۶۷۶٫۶۷- صحیح بخاری، رقم حدیث ۲۸۸۸٫۶۸- همان، رقم حدیث ۱۹۵۳؛ صحیح مسلم، ج ۶، ص ۱۵۰٫۶۹- الاصابه، ج ۳، ص ۲۲۸؛ اسد الغابه، ج ۴، ص ۱۹۹٫۷۰- همان، ج ۳، ص ۴۵۲٫۷۱- صحیح بخاری، ج ۸، ص ۱۹۶٫۷۲- تاریخ طبری، ج ۲، ص ۵۰۲؛ الاصابه، ج ۱، ص ۳۳۷؛ اسد الغابه، ج ۴، ص ۲۹۵٫۷۳- مسند احمد، ج ۶، ص ۴۷۶، ج ۲۲۴۳۲٫۷۴- صحیح مسلم، ص ۵، ص ۴۳؛ موطأ مالک، ج ۲، ص ۵۹٫۷۵- صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۰ باب فضائل علیع؛ تاریخ ابن عساکر، ج ۲، ص ۴۷؛ مستدرک حاکم، ج ۱، ص ۳۸۵؛ صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۳۰۱٫۷۶- الاستیعاب، ج ۱، ص ۱۴۱؛ تاریخ ابن عساکر، ج ۴، ص ۲۲۹٫۷۷- صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۶۰٫۷۸- در المنثور، ج ۶، ص ۷۳٫۷۹- فاطر ۳۵ آیه: ۳۲٫۸۰- بقره آیه ۱۴۸٫۸۱- مومنون ۲۳ آیه ۶۱٫۸۲- حدید ۷۵ آیه ۲۱٫۸۳- در المنثور، ج ۶، ص ۱۵۴٫۸۴- تاریخ طبری، ج ۴، ص ۲۰۰٫۸۵- شرح ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۹۹٫۸۶- سلسله الاحادیث الضعیفه، ج ۱، ص ۷۸؛ المنتقی، ص ۵۵۱٫۸۷- لسان المیزان، ج ۱، ص ۱۳۶٫۸۸- صحیفه سجادیه، دعای چهارم.۸۹- صبحی صالح، نهج البلاغه خطبه ۹۷، ص ۱۴۳٫

 

نوشته قبلی

اثبات ایمان داشتن اجداد پیامبر و رد اقوال مخالفین

نوشته‌ی بعدی

تاریخ شهادت حضرت محسن علیه السلام

مرتبط نوشته ها

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی
تاریخ شهادت حضرت محسن علیه السلام

تاریخ شهادت حضرت محسن علیه السلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت

امام کاظم (ع) اسوه بشریت

امام کاظم (ع) اسوه بشریت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا