اصل قضیه و جریان ولایت در غدیر خم، اثباتکننده حقانیت ولایت کلیه الهیه و اثباتکنندۀ اصل امامت و ولایت است. این ولایت در حقیقت نفی تمام ولاءهای شیطانی و طاغوتی است. پیامبر(ص) در آن مراسم باشکوه و با آن خطبه قوی و منسجم و دقیق، مصداق کامل این ولایت را ولایت حضرت علی(ع) معرفی کردند و مصادیق دیگر آن را از حضرت علی(ع) تا حضرت مهدی(عج) به زیبایی ترسیم نمودند. بررسی حدیث ولایت در خطبه غدیر از دو جهت به صورت جدّی باید مورد بررسی قرار گیرد: یکی از جهت دلالت ودیگری از جهت سند. از جهت دلالت «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» در لسان رایج فقها، محدثان، مفسّران، رجالیّون، کلامیّون و بقیۀ کسانی که این حدیث را نقل کردهاند، بر امامت و رهبری حضرت علی(ع) دلالت دارد.
این حدیث از جهت دلالت معنا، مفهوم و منطوق آن، همگی دلالت بر پیشوایی حضرت علی(ع) دارد و غیر از امامت و رهبری مسلمانان، چیز دیگری از آن متصور نیست. در صدر اسلام هم اینگونه بود و هیچکس خدشه در دلالتش نداشت؛ لذا همۀ حاضران در غدیر بیعت نمودند، شعرا، امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) را به شعر در آوردند و به امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر مسلمانان به همین حدیث استناد میکردند. امروز نیز لازم است این حدیث را از جهت سند و صحیح بودن مورد بررسی قرار دهیم که هم از جهت دلالی و هم از جهت سندی بحث نموده باشیم.
حدیث غدیر خم متواتر است. اگر کسی استاد برجستهای نباشد، محقّق قوی بنیهای نباشد، پژوهشگر توانمندی نباشد که بخواهد گسترده و فراگیر تحقیق کند، بلکه عالم منصفی باشد، با اندک نظر افکندن در منابع اسلامی به حقانیت این حدیث، تواتر و صحیح بودنش پی خواهد برد. استدلالهای فراوان، بحثهای عقلی و نقلی فراوان دیگری هم نمیخواهد، زیرا آن قدر این حدیث ابعاد مختلف و زوایای مختلفش در منابع، متون و معارف اسلامی گسترده است که اگر به کتابهای تفسیر، لغت، کتب کلام و عقاید یا به کتب تاریخ و حدیث مراجعه کنیم، به حقیقت فوق اذعان خواهیم کرد.
برخی از راویان این حدیث عبارتند از: ابوبکر، عمر، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، ابو هریره، سمره بن جندب، جابر بن عبدالله انصاری، حذیفه بن یمان، ابو سعید خدری، زبیر بن عوام، طلحه بن عبیدالله، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عمر، سلمان فارسی، عمار یاسر، ابوذر غفاری، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و … (الغدیر/ج۱/ص۱۴).
اینها راویان مرد حدیث غدیر بودند و ۱۲۰ نفر دیگر هم هستند که اگر بخواهیم همه را نام ببریم طول میکشد. امّا معروفترین روات زن که خطبه غدیر را نقل کردهاند، عبارتند از:
حضرت فاطمه زهراء(علیهم السلام) ، امّ سلمه(علیهم السلام) همسر رسول الله(ص) ، فاطمه دختر حضرت حمزه سیدالشهداء(ع) ، امّ هانی دختر حضرت ابوطالب(ع) ، اسماء بنت عمیس، عایشه دختر ابوبکر و… .
سؤالی که ممکن است مطرح شود این است که اسناد این حدیث در چه منابعی آمده است؟
اسناد حدیث ولایت و خطبه غدیر، در منابع بسیار متعدّدی آمده است.
علاّمه مجلسی نقل میکنند که ابوالمعالی جوینی میگوید: «در بغداد در دست یک صحاف کتابی دیدم که بر جلد آن نوشته شده بود: جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» و بعد از این، مجلّد بیست و نهم خواهد بود» (بحار، جلد ۳۷، ص ۲۳۵).
همچنین مرحوم علامه از ابن کثیر نیز نقل میکند:
«کتابی در دو جلد ضخیم دیدم که طبری در آن احادیث غدیر را جمعآوری کرده بود» (بحارالانوار/ج۳۷/ص۲۳۶).
طبق نقل عبدالجبّار رفاعی، مؤلف کتاب «معجم ما کُتِبَ عن الرسول(ص) و اهلبیت(علیهم السلام) »، کتابهایی که از رسول اکرم(ص) و اهلبیت(علیهم السلام) رسیده آن هم صرفاً کتابهایی که در رابطه با امامت و ولایت بوده، ۱۳۰۵۹ جلد بوده است.
حالا ببینیم اسناد حدیث غدیر بیشتر در چه کتابهایی آمده است، چند مورد را عرض میکنیم:
۱. عبقات الانوار، میرحامد حسین که چند جلدش مربوط به غدیر است.
۲. اثبات الهداه، شیخ حر عاملی، ج ۲، ص ۲۰۰ تا ۲۵۰.
۳. الغدیر، علاّمه امینی، ج ۱، ص ۱۲، تا ۱۵۱ و ۲۹۴ تا ۳۲۲.
۴. عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی، ج ۳، صفحه ۳۰۷ تا ۳۲۷.
۵. کشف المهم فی طریق غدیر خم، سید هاشم بحرانی، که کلّ این کتاب فقط به بررسی سلسله اسناد حدیث غدیر پرداخته است.
۶. نفحات الازهار فی خلاصه عبقات الانوار، علاّمه سید علی میلانی، فرزند آیت الله سید نورالدین میلانی که ایشان فرزند علاّمه میلانی بزرگ هستند. علاّمه سید علی میلانی هم اکنون چند سالی است که درس امامت و ولایت را شروع کردهاند و انصافاً از بزرگان زمان هستند و میتوانیم ادّعا کنیم که منابع متقن اهل تسنّن را، برگبرگ تورّق نموده و دلایل حقّانیت شیعه و امامت و ولایت را به زیبایی و به طور استدلالی مورد بررسی قرار دادهاند.
این نکته خیلی مهم است که ما در بررسی و تبیین حدیث غدیر خم فقط به جملات معروف اکتفا نکنیم. دلایل و قرائنی در بقیۀ ابعاد خطبه هست که ما را خیلی سریع به مطلوب میرساند، لذا همۀ خطبه را باید مورد بررسی قرار داد.
تعدادی از کتابهایی که متن اصلی خطبه را نقل کردهاند، عبارتند از:
۱. معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص ۶۳ تا ۷۳.
۲. اقسام المولی فی اللسان، شیخ مفید.
۳. عوالم العلوم، ج ۳، ص ۳۲۸ تا ۳۷۹.
۴. الغدیر، علامه امینی، ج ۱، ص ۳۹۹ به بعد.
۵. الغدیر فی الاسلام، شیخ محمد رضا فرج الله، ص ۸۴ تا ۲۰۹.
۶. عبقات الانوار، میرحامد حسین.
۷. فیض القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر، حاج شیخ عباس قمی.
۸. رساله فی الجواب عن الشبهات الوارده بخبر الغدیر، سید مرتضی.
در بعضی از این کتابها علاوه بر این که متن خطبه آمده، سلسله اسناد هم بررسی شده است که خیلی دقیق و ظریف، از جهات و جنبههای مختلف، اسناد کامل خطبه را تا کسانی که در صحرای غدیر بودهاند، بیان کردهاند که عبارتند از:
۱. روضه الواعظین، شیخ ابن فتال نیشابوری، ج ۱، ص ۸۹ به بعد.
۲. الاحتجاج، شیخ طبرسی، ج ۱، ص ۶۶.
۳. الیقین، سید بن طاووس، باب ۱۲۷، ص ۳۴۳.
این کتابها همگی مدرکشان را در رابطه با متن کامل حدیث، به اسناد معتبر به امام محمد باقر(ع) میرسانند.
۴. نزهه الکرام، شیخ محمد بن حسین رازی، ج ۱، ص ۱۸۶.
۵. الاقبال، سید بن طاووس ص ۴۵۴ به بعد.
این دو کتاب سلسله اسنادشان به حذیفه بن یمان میرسد که در خود غدیر بوده و از اکابر و مشاهیر محدثان است که تمام فرقههای اسلامی قبولش دارند.
۶. التحصین، سید بن طاووس، باب ۲۹، ص ۵۸۷.
۷. الصراط المستقیم، شیخ علی بن یونس بیاضی، ج ۱، ص ۳۰۱.
۸. نهج الایمان، شیخ علی بن حسین بن جیر، ص ۹۲.
۹. العدد القویه، شیخ علی بن یوسف حلی، ص ۱۶۹.
این کتابها با اسناد متصل، روایت را به «زید بن ارقم» رساندهاند که باز تمامی فرقههای اسلامی ایشان را از اکابر و محدثان قوی میشمارند.
شأن و عظمت خطبه غدیر در اسلام -مخصوصاً در بین مکتب تشیّع- بر احدی پوشیده نیست، این خطبه خیلی طولانی است به طوری که تقریباً پیامبر(ص) یک ساعت سخنرانی فرمودهاند. چون مسلمانان اولیه از سواد کمی برخوردار بودند، اکثراً سواد خواندن و نوشتن نداشتند؛ بنابراین حدیث سماعی است و از ابتدا مکتوب نبوده است؛ به جز عدۀ اندکی که از خاندان رسول الله(ص) بودند که هم از استعداد بسیار سرشاری برخوردار بودند و قوه حافظه قویای داشتند و هم از نعمت کتابت برخوردار بودند، بقیه به صورت سماعی نقل کردهاند، لذا به جاست که متن این خطبه با سلسله اسنادی که به ما رسیده مقابله و تطبیق داده شود. این کاری است که لازم بود انجام بگیرد. در این رابطه آخرین و مهمترین اقدامی که انجام گرفته، کاری است که آقای محمد باقر انصاری در کتاب «اسرار غدیر»، انجام دادهاند و از ۱۱ منبع معتبر، متن خطبه غدیر را آورده، مقابله و بررسی کرده و اختلاف نسخهها را در پاورقی آوردهاند و انصافاً کار زیبا و بزرگی انجام دادهاند.
کتابشناسی غدیر
در رابطه با غدیر، کتابشناسیهایی هم به عمل آمده است. امّا دو نمونۀ کاملتر و دقیقتر را معرفی مینماییم:
۱ـ «الغدیر فى التراث الاسلامی» که علاّمه سید عبدالعزیز طباطبایی آن را کتابشناسی کردهاند؛ در کتابشناسی، ایشان ۱۸۴ عنوان کتاب مستقل در رابطه با غدیر را ذکر کردهاند و توانستهاند بیشتر کتابهای قدما و کتابهای اولیه در رابطه با غدیر را شناسایی کنند.
۲ـ «غدیر در آینه کتاب» که مؤلفش جناب آقای محمد انصاری میباشد. ایشان دانشمند برجستهای است و در رابطه با کتابشناسی اهلبیت(علیهم السلام) انصافاً زحمات زیادی کشیدهاند، در این کتاب ۴۱۴ عنوان مستقل کتاب، در رابطه با غدیر معرفی کردهاند. کتابشناسی ایشان کامل است، یعنی نوع کتاب، مؤلف، مترجم، اینکه در کجا چاپ شده و چاپ چندم است و… همه را ارائه دادهاند.
اما اسناد حدیث غدیر در منابع اهل تسنّن:
اهل تسنّن رویهای بسیار متفاوت در رابطه با غدیر داشتهاند؛ برخی صادقانه امّا به اجمال آوردهاند؛ برخی جاهایی که با مبانی عقیدتیشان سازگار نبوده است را حذف کردهاند و برخی هم کلاً تلاش کردهاند آنچه که حقیقت را برای ما ثابت میکند، کتمان کنند و پوشیده نگه دارند. برخی از همان راویانی که احادیث صددرصد صحیح را نقل میکنند غدیر را از همان راویان عیناً نقل کردهاند ولی میگویند: این ضعیف است! یعنی آنجایی که با عقاید خودشان سازگار نبوده به این صراحت سعی میکنند تخطئه کنند. بعضی هم ابتدا آوردهاند ولی بعداً در تجدید چاپ حذف کردهاند و بعضی هم قسمتهایی را حذف کردهاند. ولی با این وجود در منابع اهل تسنّن واقعه غدیر بسیار نقل شده است مانند:
۱ـ مورّخان: در میان مورّخان اهل تسنّن، ۲۵ مورّخ، واقعه غدیر خم را نقل کردهاند؛ (این تتبّع ناقصی است که ما داشتهایم. اگر کسی آستین همّت بالا بزند و دقیق بررسی کند منابع بیشتری پیدا خواهد کرد) از جمله شهرستانی در «ملل و نحل»، یافعی در «مرأت الجنان» و بلاذری در «انساب الاشراف».
۲ـ محدّثان: از محدّثان معروف آنها، ۲۷ نفر، واقعۀ غدیر را نقل کردهاند، (اینکه میگوئیم ۲۷ نفر معنایش این نیست که ۲۷ راوی دارد بلکه هر نفر از اینها گاهی از چند طریق مختلف بررسی کردهاند) از جمله حاکم در «مستدرک» جزء ۳ صفحه ۱۰۹، خوارزمی در «مناقب»، هیثمی در «مجمع الزواید»، احمد حنبل، امام حنبلیها در «مسند» جزء ۴ صفحه ۲۸۱ و ۳۷۲، و صحیح ترمذی، جلد ۳، صفحه ۲۹۸.
۳. مفسّران: 13 نفر از مفسّران، واقعۀ غدیر خم را در تفسیرهایشان نقل کردهاند، از جمله طبری در تفسیرش، واحدی در «اسباب النزول»، فخر رازی در «تفسیر کبیر»، جلد ۳ صفحه ۶۳۶ و سیوطی در تفسیرش، «درّ المنثور»، جلد ۲ صفحه ۲۵۹.
۴. علمای علم کلام و عقاید: که حدود ۱۰ نفر از متکلمان آنها با وجود این که قصدشان این است که حقانیت خودشان را ثابت کنند، امّا در حدیث غدیر خم، کمرشان شکسته و معترف شدهاند، از جمله قاضی ابوبکر باقلانی در «التمهید فی اصول الدین»، و جرجانی در «شرح مواقف».
۵. لغویون: تقریباً اکثر قریب به اتفاق لغویون اهل تسنّن این را نقل کردهاند، یک دلیلش این بوده که اینها در مباحث کلامی و مباحث دیگر عقیدتی زیاد وارد و صاحبنظر نبوده و تعصبی عمل نکردهاند. لذا به راحتی جریان غدیر را در آنجا که از کلماتی مانند: غدیر، خم، مولی، ولی، … صحبت کردهاند این قضیه را آوردهاند، از جمله ابن اثیر در «النهایه» و زبیدی حنفی در «تاج العروس».
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۷















هیچ نظری وجود ندارد