آیات برزخ« حتی إذا جاء احدهم الموتُ قال ربّ ارجعونِ لعلّی اعملُ صالحاً فیما ترکتُ کلا انها کلمةٌ هو قائلها و من ورائهم برزخٌ الی یوم یبعَثون» (1).[ کافران در فراموشی و غفلتند] تا آنگاه که یکی از آنها را مرگ فرا رسد [ آگاه و پشیمان گشته] گوید: پروردگاراً! مرا به دنیا باز گردان! شاید گذشته ام را جبران کرده و کارهای نیک انجام دهم![ به او خطاب شود] هرگز! آنچه می گویی، اینک بی فایده است و از لحظه ی مرگ تا روزی که برانگیخته شوند، « برزخ» و فاصله است.این آیه، تنها آیه ای است که از نظر لفظ و معنی، کاملاً تصریح دارد به اینکه انسان پس از مرگ- و قبل از فرارسیدن قیامت- دارای نوعی زندگی است و در آن عالم به خاطر جبران گناهانش درخواست بازگشت می کند و از کرده ی خویش اظهار ندامت می نماید؛ اما دست رد به سینه اش زده می شود و او را در همان عالم (برزخ) محبوس می دارند (2).امام سجاد علیه السلام برزخ را در آیه ی بالا چنین تفسیر می فرمایند:« [ البرزخ] هو القبر؛ و إنّ لهم فیه لمعیشةً ضنکا؛ و اللهِ إنّ القبر، لروضةٌ من ریاض الجنة؛ او حُفرةٌ من حفرالنیران» (3).برزخ، همان عالم قبر است که در آن جهان [ برای کفار و گنهکاران] زندگی بسی سخت و دشوار است. سوگند به ذات هستی بخش که همانا قبر [ برای نیکوکاران] همچون باغی است از باغستانهای بهشت و [ برای بدکاران] همچون گودالی از گودالهای آتشین جهنم است.امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند:«البرزخ: القبرُ؛ و هو الثّوابُ و العقابُ بین الدنیا و الآخرة» (4).برزخ، عالم قبر است که عبارت از ثواب و عقاب بین دنیا و آخرت می باشد.حدود بیست آیه ی دیگر از آیات قرآن، بدون دربرداشتن لفظ برزخ، از نظر معنی، بر جهان برزخی دلالت دارد.اینک، به سراغ تعدادی از این آیات می رویم:« و لا تقولوا لمن یُقتلُ فی سبیل الله امواتٌ بل احیاءٌ ولکن لا تشعرون» (5)کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندارید؛ بلکه زنده اند و شما نمی دانید.« و لا یحسبنّ الذین قُتلوا فی سبیل اللهِ امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یُرزقونَ فرحینَ بما اتیهمُ الله من فضله و یستبشرونَ بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم ألا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون» (6)کشته شدگان راه خدا را گمان مبر که مرده اند؛ بلکه زنده اند و نزد پروردگار خویش رزق و روزی داده می شوند. آنان بدانچه که خداوند از فضل و رحمت خویش نصیبشان کرده است، شادمانند [ و به دوستان دنیاشان که رهرو آن راهند] و هنوز بدیشان نپیوسته اند، مژده و بشارت دهند که هیچ ترس و اندوهی نداشته باشید.« الذین تتوفّاهم الملائکةُ طیّبینَ یقولونَ سلامٌ علیکمُ ادخلوا الجنة بما کنتم تعملون» (7)آنان در حالی که [ از ستم، شرک و دیگر گناهان] پاکند، فرشتگان در می یابندشان و بدیشان گویند:« درود بر شما! به سبب کردار نیکتان به بهشت درآیید».« لا یسمعونَ فیها لغواً إلا سلاماً و لهم رزقُهمْ فیها بُکرةً و عشیّاً» (8)در آن بهشت، هرگز سخن بیهوده و عبث نشنوند؛ بلکه همه ی گفتارشان، سلام و درود به یکدیگر است و روزی آنها در صبح و شب بدیشان می رسد.« قیل ادخلِ الجنة قال یا لیتَ قومی یعلمونَ بما غفرلی ربّی و جعلنی من المکرمین» (9)پس از مرگ، به مؤمن آل یس (یاسین) گفته شد: « داخل بهشت شو!».گفت: « ای کاش! خویشانم [ که سخن مرا نشنیدند] اکنون، آگاه می شدند که خدا چگونه مرا آمرزید و مورد مهربانی و بخشش قرار داد».« و مَنْ اعرضَ عن ذکری فانّ لهُ معیشةً ضنکاً و نحشرُهُ یوم القیامةِ اعمی» (10)هرکس از یاد من روبگرداند؛ زندگی اش [ در قبر] به سختی و تنگی خواهد گذشت و در روز قیامت نیز نابینا محشورش کنیم.« قالوا ربّنا اَمتّنا اثنتینِ و احییتنا اثنتَین فاعترفنا بذُنوبنا فهل الی خروجٍ من سبیلٍ» (11)گویند: « پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی تا به گناهان خود معترف شدیم؛ آیا راهی هست که از این عذاب به درآییم؟».« فوقیهُ اللهُ سیئاتِ ما مکروا و حاقَ بآل فرعونَ سوءُ العذاب النارُ یعرضونَ علیها غدواً و عشیّاً و یوم تقوم الساعةُ ادخلوا آل فرعون اشدّ العذاب» (12)پس، خدا، موسی [ و قومش] را از مکر و شرّ فرعونیان نگه داشت و [ بعد از غرق شدن] عذاب ناراحت کننده ی آتش بر فرعونیان فرا رسید [ که آن عذاب عبارت است از اینکه] هر بامداد و شامگاه بر آتش نمایانده شوند تا قیامت که خطاب رسد: « فرعونیان را در سخت ترین عذاب بیفکنید.»« إذ الاغلالُ فی اعناقهم و السّلاسلُ یسحبونَ فی الحمیم ثمّ فی النار یُسجرون» (13)[ بدکاران، به زودی کیفر کردارشان را خواهند یافت] آنگاه که گردنهایشان با غل و زنجیرهای آتشین کشیده شود و در آب جوشان انداخته شوند تا قیامت که در آتش، افروخته خواهند گشت.« مما خطیئاتهم اُغرقوا فاُدخلوا ناراً فلم یجدوا لهم من دون الله انصاراً» (14)[ قوم گنهکار نوح] به سبب زیادی کفر و خطا در دریا غرق شدند و پس از آن به آتش درافتادند؛ و جز خدا بر خود هیچ یار و یاوری نیافتند.
توضیح و تفسیر آیاتآیه ی اول:« و لا تقولوا لمن یُقتلُ فی سبیل الله امواتٌ بل احیاءٌ ولکن لا تشعرون» (15)پس از جنگ بدر که چهارده نفر از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به شهادت رسیدند، مشرکان به تمسخر گفتند: « یاران محمد، بیهوده خود را در میدان جنگ به کشتن دادند» و برخی از دوستان آن شهیدان نیز چنین پنداشتند که آنان، اینک مرده اند؛ تا اینکه این آیه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد و خدا فرمود:« و لا تقولوا لمن یقتلُ فی سبیل الله اموات»پیکارگران کشته شده در راه خدا را مرده نپندارید. [ اینان از جهان مادی به جهانی بس برتر کوچ نمودند].« بل احیاءٌ ولکن لا تشعرون»شهدای راه حق [ در جهان برزخی] برخوردار از حیات همراه با سعادت هستند و شما از درک این حقیقت و آگاهی از آن ناتوانید.آیه ی دوم:« و لا یحسبنّ الذین قُتلوا فی سبیل اللهِ امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یُرزقونَ فرحینَ بما اتیهمُ الله من فضله و یستبشرونَ بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم ألا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون» (16)این آیه، درباره ی هفتاد تن از شهدای جنگ احد نازل شده و آیه ی پیش را کامل می نماید. خداوند در این آیه می فرماید:« و لا تحسبن الذین قُتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءً»شهدای راه خدا را مرده مپندار؛ بلکه آنها زنده اند.خداوند در دنباله ی آیه از چگونگی حیات آنان، چنین سخن می گوید:« عند ربهم یُرزقون»آنان در جوار پروردگار خویش زندگی می کنند و از نعمتهای آن سامان، رزق و روزی داده می شوند.« فرحینَ بما اتیهم الله من فضله»شهدا، به جهت فضل و بخشش الهی که نصیبشان گشته، شادمانند و از موفقیت در امتحان الهی و رسیدن به وعده هایی که بدیشان داده شده بود، بسیار مسرورند.« و یستبشرونَ بالذین لمْ یلحقوا بهم من خلفهم»اینان چون شهیدند، شاهد بر کردار امت خویشند؛ بنابراین، دوستان دنیاشان را که رهرو این راهند، بدین سرور و شادمانی مژده دهند.« الّا خوفٌ علیهم و لاهم یحزنون»و به آنان گویند: از مردن در راه خدا، هیچ مهراسید و هیچ ترس و اندوهی به خود راه ندهید که جهانی نیک و زیبا در پیش رو دارید.از این دو آیه، نکات زیر فهمیده می شود:1- شهدای راه حق و حقیقت از زندگی و حیات برخوردارند.2- در جوار رحمت پروردگار خویش، از رزق و روزی بهره مندند.3- از لطف و محبت الهی درباره ی خود، احساس شادی و مسرت می کنند.4- از حال رهروان راه شهادت آگاهند و آنها را به حرکت در مسیر خویش مژده می دهند.در خصوص این آیات، برخی مفسران شبهاتی القا کرده اند که پس از طرح اشکال، پاسخهای لازم داده می شود.اشکال اول: برخی از مفسران ( روشنفکر مآب) درباره ی زندگی شهدا می گویند:« منظور از حیات در این آیات، زندگی حقیقی و واقعی نیست؛ بلکه مراد زنده بودن نام نیک آنهاست».جواب اشکال: حکیم و مفسر الهی، مرحوم علامه طباطبائی قدس سره راجع به این شبهه، به شرح زیر پاسخ می دهد:«1- حیاتی که مراد از آن، زنده بودن نام نیک باشد، حیاتی وهمی و خیالی است که غیر از اسم و لفظ حیات، حقیقت دیگری ندارد و چنین موضوع موهومی خارج از شأن کلام الهی است که پیکارگران و ایثارکنندگان راه خویش را به حیاتی فریبنده و گول زننده وعده دهد!2- اگر مراد از حیات، زنده بودن نام نیک شهدا باشد، لزومی به ذکر « لا تشعرون»- در دنباله ی آیه ی اول- نیست؛ زیرا این مقام دلخوش کن، مقامی نیست که دانستن آن شگفت و عجیب باشد و جا داشت که خدا بگوید: بلکه نام نیکشان زنده است و شما پس از آن، ایشان را به نیکی یاد می کنید.3- نام نیک، نیازی به رزق و روزی ندارد که خدا بفرماید: « عند ربهم یرزقون».بنابراین، منظور از حیات در این آیات، زندگی واقعی حقیقی همراه با سعادت و مسرت است؛ و شهدا در جهان برزخی از حیات توأم با سرور و لذت برخوردارند». (17)اشکال دوم: برخی دیگر چنین شبهه کرده اند که حیات پس از مرگ- در جهان برزخی- فقط مربوط به شهدای جنگ بدر است و شامل دیگران نمی شود؛ بنابراین، حیات برزخی عمومیت ندارد.جواب اشکال: مرحوم « علامه طباطبائی»- در رفع این اشکال- نیز چنین پاسخ می دهد:« من براستی نمی فهمم منظور از این سخنان چیست؟ این مفسران، حیات شهدای بدر را چگونه تصور می کنند که فقط مختص به آنها باشد و لاغیر؟آیا این دسته از مفسران که حیات پس از مرگ در عالم برزخ را منکر می شوند و آن را محال می دانند، راجع به شهدای بدر، معتقد به معجزه ای شده اند؟ و حال آنکه معجزه به امر محال تعلق نمی گیرد. آیا می گویند: خداوند، در خصوص شهدای بدر، کرامتی قائل شده که حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، سایر انبیا و معصومین علیهم السلام را چنین کرامت نکرده است؟ چگونه یک آدم عاقل به خود جرأت می دهد که لب به چنین سخنی گشاید؟ آیا این حرفها، سفسطه بازی نیست؟»علامه ی طباطبایی قدس سره پس از بیان این مطالب، به اختصار جواب می دهد:« اگر این مفسران اندکی دقت به خرج می دادند، می یافتند که سیاق آیات دلالت بر تمام کشته شدگان راه خدا دارد» (18).نگارنده ی این سطور نیز در تکمیل پاسخ فوق گوید: اگر بنا بود که آیات قرآن مختص به موضوع و افراد یا محدود به زمان و مکان نزول وحی باشد، احکام قرآن ( این کتاب بزرگ آسمانی) از حد افرادی خاص ( عده ای که آیات درباره ی آنان نازل شده است) و زمان و مکانی خاص (عصر پیامبر و سرزمین حجاز) تجاوز نمی کرد و این علاوه بر اینکه اهانتی بس بزرگ به مقام شامخ کتاب آسمانی است، رسالت جهانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را که به تعبیر قرآن « کافةً للناس» می باشد، مخدوش می سازد؛ و اگر خدای ناکرده این تفسیرهای بی محتوا باب شود، بعضی از احکام مسلم قرآن در معرض تهدید و تحریف عده ای روشنفکر غربزده قرار خواهد گرفت.آیه ی سوم:« الذین تتوفّاهم الملائکةُ طیّبینَ یقولونَ سلامٌ علیکمُ ادخلوا الجنة بما کنتم تعملون» (19)این آیه بیانگر وضع انسانهای پاک و باتقوا در هنگام مرگ و پس از مرگ است. خداوند درباره ی آنان می فرماید:« الذین تتوفاهم الملائکةُ طیّبین»فرشتگان الهی، پاکان و نیکانی را که در دنیا از گناه، شرک و ستم به دور بودند و در صدق و پاکی دنیا را سپری نمودند؛ به نیکی درمی یابندشان.«یقولون سلامٌ علیکم»گویندشان: سلام و درود بر شما! اینک وارد وادی شده اید و از هر گزندی در امانید.« اُدخلوا الجنةِ بما کنتم تعملون»به سبب کردار نیکتان، وارد بهشت گردید و از نعمتهای الهی بهره برید.از سیاق کلام و عبارت « ادخلوا الجنة» که با لفظ ماضی «قیل» و با فعل امر « ادخلوا» بیان شده است؛ استفاده می گردد که مراد از «جنة» در آیه ی بالا، بهشت برزخی است.
پی نوشت ها :
1. مؤمنون (23) آیه ی 99-100.2. در برخی از آیات دیگر نیز آمده است: وقتی انسانهای بدکردار، خود را در عذاب و وعده الهی را حق می بینند؛ اظهار می دارند:الف- « ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحاً انا موقنون»پروردگارا! ما اینک چشمهایمان بینا و گوشهایمان شنوا گشته و به حقایق این عالم، یقین آوردیم؛ پس ما را به دنیا بازگردان تا کارهای شایسته انجام دهیم.سجده (32) آیه ی 12.ب- « یا لیتنا نردّ و لا نکذّب بآیات ربنا»ای کاش، ما را به دنیا باز می گرداندند؛ و دگر بار نشانه های الهی را دروغ نمی پنداشتیم.انعام (6) آیه ی 27.3. «بحارالانوار»، ج6، ص 214.4. « مدرک پیشین»، ص 218.5. بقره (2) آیه ی 154.6. آل عمران (3) آیه ی 169-170.7. نحل (16) آیه ی 32.8. مریم (19) آیه ی 62.9. یس (36) آیه ی 26-27.10. طه (20) آیه ی 124.11. مؤمن (40) آیه ی 11.12. مؤمن (40) آیه ی 45-46.13. مؤمن (40) آیه ی 71-72.14. نوح (71) آیه ی 25.15. بقره (2) آیه ی 154.16. آل عمران (3) آیه ی 169-170.17. برگرفته از: « تفسیر المیزان» العلامه الطباطبایی، ج1، ص 345-347، منشورات جماعة المدرسین.18. « تفسیر المیزان»، ج1، ص 348-349. « ترجمه تفسیر المیزان»، ج2، ص 241-252.19. نحل (16) آیه ی 32.منبع: اسدی، علی محمد، [ بی تا]، حیات پس از مرگ تحقیقی در «حیات برزخی»، [ بی جا]، مؤسسه بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، شانزدهم/1390.

















هیچ نظری وجود ندارد