20 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بى کرانه هاى نيک سيرتى (نگاهى به سيره اخلاقى امام باقر (ع))

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سيرة معصومين: بهترين الگوى بازسازى اخلاقى است. ايشان با پرورش صفات و فضائل اخلاقى ناب در گوهر وجودشان، علاوه بر نورانى کردن باطن خود، فضاى خانواده و جامعه خويش را از اين نورانيت بهره مند کرده اند؛ که مى توان شعاع اين گسترش برکت را تا روز قيامت، در تمام گستره هستى ترسيم کرد. امام باقر 7 به عنوان پنجمين وجود مطهر از اين پاکان، خورشيد تابناکى است که هر انسانى خود را در معرض اشعه آن قرار دهد، قطعاً به سعادت ابدى رهنمون مى گردد. در اين مقاله برآنيم، بخشى از برجستگيهاى اخلاقى امام باقر 7 را مرور کنيم.
1. اخلاق فردى
الف. عبادت و پارسايىامام صادق (ع) مى فرمايد: «پدرم، امام محمد باقر (ع)، همواره مشغول ذکر خدا بود. هنگام خوردن غذا نيز ذکر خدا مى گفت. وقتى با مردم صحبت مى کرد، از ياد خدا باز نمى ماند و کلمه «لا اله الا الله» همواره بر زبانش جارى بود. [سحرگاهان] ما را به عبادت و شب زنده دارى تا برآمدن آفتاب فرا مى خواند. به آن دسته از اعضاى خانواده که قرائت قرآن مى دانستند، دستور خواندن قرآن مى داد و بقيه را به گفتن ذکر خدا سفارش مى نمود». [1]«افلح» خدمتکار امام مى گويد: «با محمد بن على (ع) براى انجام مناسک حج بار سفر بستم. وقتى [به مکه] رسيديم و امام داخل مسجدالحرام شد و نگاهش به کعبه افتاد، شروع به اشک ريختن کرد. او با صداى بلند مى گريست، تا جايى که شگفت زده شدم [که چرا امام معصوم اين گونه مى گريد.] گفتم: پدر و مادرم به فدايت باد! مردم شما را نگاه مى کنند. اگر ممکن است کمى آهسته تر گريه کنيد. امام فرمود: واى بر تو! چرا صدايم را به گريه بلند نکنم تا شايد [مورد بخشايش و مهرورزى پروردگار قرار گيرم] و در من نظر لطف کند و فرداى رستاخيز به مهربانى و لطفش درآويزم؟سپس مشغول طواف خانة خدا شد و نزد مقام [ابراهيم] به نماز ايستاد، [هنگامى که نمازش پايان يافت] به سجده رفت و آن هنگام که سر از خاکسارى درگاه خدا برداشت، سجده گاهش از اشک، تر شده بود. [2] او در هر شبانه روز يکصد و پنجاه رکعت نماز مى گذارد». [3]امام صادق (ع) در بيان خداترسى پدر بزرگوارش مى فرمايد: «کَانَ أَبِى يَقُولُ فِى جَوْفِ اللَّيْلِ فِى تَضَرُّعِهِ: أَمَرْتَنِى فَلَمْ أَئْتَمِرْ [آتَمِرْ] وَ نَهَيْتَنِى فَلَمْ أَنْزَجِرْ فَهَا أَنَا ذَا عَبْدُکَ بَيْنَ يَدَيْکَ وَ لَا أَعْتَذِرُ؛ [4] پدرم نيمه هاى شب، با سوز و گداز مى گفت؛ [بار الها!] مرا امر کردى، اطاعت نکردم و نهى کردى، باز داشته نشدم، اينک منم، بندة تو، در برابرت و هيچ عذرى ندارم.»
ب. دورى از دنيازندگى فردى امام (ع) به دور از زيور و زينت دنيايى و اتاق امام بسيار ساده و کوچک بود؛ [5] ولى هرگز خاطر خويش را از انديشه در امور دنيايى نمى آشفت.«جابر بن يزيد جعفي» مى گويد: «روزى محمد بن على (ع) به من فرمود: اى جابر! اندوهگينم و دلم گرفته است. گفتم: اندوهتان به خاطر چيست؟ فرمود: اى جابر! کسى که لذت شراب ناب الهى در دلش باشد، از غير خدا روى برتافته و دلش گرفتار او مى شود. اى جابر! مگر اين تحفة دنيا چيست؟ مگر دنيا جز مرکبى که بر آن سوار مى شوى يا لباسى که مى پوشى و يا همسرى که اختيار مى کنى چيز ديگرى است؟اى جابر! خداجويان بر اين دنيا تکيه نمى کنند و به آن دل نمى بندند و خيال خود را از آخرت [و سختى آن] خوش نمى دارند. دل فريبيهاى دنيا، هرگز دل را از ياد خدا باز نمى دارد، گوش را بر ذکر خدا نمى بندد، و زرق و برق دنيا چشمشان را از ديدن نور الهى کور نمى کند. از اينروست که نيکان پاداش دريافت مى کنند و رستگار مى شوند … . پس بکوش آنچه خدا نزد تو از دين و حکمتش به امانت گذاشته، پاس داري.» [6]امام باقر (ع) مى فرمود: «دنيا را مانند کاروانسرايى فروگذار که پيامبر (ص) فرموده: مَثَل من و دنيا مثل سوارى است که ساعتى زير ساية درختى فرود مى آيد و سپس برمى خيزد و از آنجا مى رود.» [7]
ج. بخشندگى و سخاوتهر چند امام عائلة زياد و زندگى ساده اى داشت؛ ولى بين مردم به بخشندگى و کرامت مشهور بود. [8] همواره به نيازمند و بى نياز بخشش مى کرد و اين رفتار را ماية خرسندى خويش قرار داده بود، و در بخششها، هميشه شأن و مرتبه افراد را در نظر مى گرفت و به اندازه اى کمک مى کرد که نه موجب اسراف و زياده روى و نه سبب تحقير و پايين آمدن شأن او شود. شدت علاقه مندى او به بخشش، و فضيلتى که اين ويژگى در درگاه خدا داشت، گاه او را بر آن مى داشت که به سان نياکان پاکش به نيازمنديهاى زندگى خود بى اعتنايى کند و تا جايى که توان داشت، به نيازمندان مى بخشيد. [9]
د. پاکيزگى و آراستگىرعايت بهداشت فردى از ويژگيهاى مهم زندگانى امام باقر (ع) است و هر چند در آن دوران امکانات بهداشتى و پزشکى بسيار محدود بود؛ اما امام در همان روزگار بسيار بدان اهميت مى داد و رعايت آن را به پيروان خويش نيز سفارش مى کرد. امام، همواره محاسن و ناخنهاى خود را حنا مى کرد، [10] لباسهاى تميز مى پوشيد، [11] و ناخنهايش را همواره کوتاه مى کرد و مى فرمود: «ناخنهاى خود را کوتاه کنيد؛ زيرا آنها محل جمع شدن شيطان هستند». [12]اصحاب امام، ايشان را همواره با موهايى مرتب و پيراسته مى ديدند. [13]همچنين ايشان به مسواک زدن اهميت بسيارى مى داد و مى فرمود: «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِى السِّوَاکِ لَأَبَاتُوهُ مَعَهُمْ فِى لِحَاف؛ اگر مردم مى دانستند که مسواک زدن چه فوايد مهم و فراوانى دارد، آن را حتى در بستر خواب نيز از خود جدا نمى نمودند.» [14] امام همواره در محيطهاى عمومى با لباسهاى برازنده و تميز حاضر مى شد؛ [15] به گونه اى که نزديکان در مورد ايشان مى گفتند: «ظاهر او بيش تر به جوانان مى ماند.» [16]
2. اخلاق در خانواده
خانواده، به عنوان اولين و پايدارترين نهاد جامعه، بيش ترين اهميت را در شکل گيرى شخصيت و روحيات فردى اعضاى آن برعهده دارد و بزرگ ترين نقش را در سالم سازى جامعه ايفا مى کند. بنيان خانواده بر پاية محبت اعضا به يکديگر بنا شده است؛ به گونه اى که مى توان محبت را مهم ترين عامل در بهداشت و سلامت روحى و روانى خانواده به شمار آورد.
الف. ايجاد پيوند عاطفى با همسريکى از نکات ارزنده و جالب در زندگى امام باقر (ع)، اهتمام ايشان در جلب محبت افراد خانواده و فراهم آوردن لوازم تحکيم خانواده است.«حسن زيّات بصري» به همراه يکى از دوستانش به حضور امام شرفياب مى شود تا براى پرسشهاى خود پاسخى از امام دريافت کند. وى پس از ورود به اتاق امام با صحنه اى روبه رو مى شود که تعجب او و همراهش را بر مى انگيزد. او امام و اتاقش را در حالتى بسيار آراسته مشاهده مى کند. به هر حال، پرسشهايش را مطرح مى کند و پاسخ مى شنود. هنگام برخاستن و خارج شدن، امام به او مى فرمايد: «فردا همراه دوستت نزد من بيا». روز بعد به منزل امام مى آيند؛ ولى ايشان را در اتاقى خاکى که فقط حصيرى در آن پهن بود، با پشمينه بر تن يافتند.امام به او فرمود: «يَا أَخَا الْبَصْرِيِ! إِنَّکَ دَخَلْتَ عَلَيَّ أَمْسٍ وَ أَنَا فِى بَيْتِ الْمَرْأَةِ وَ کَانَ أَمْسِ يَوْمَهَا وَ الْبَيْتُ بَيْتَهَا وَ الْمَتَاعُ مَتَاعَهَا فَتَزَيَّنَتْ لِى عَلَى أَنْ أَتَزَيَّنَ لَهَا کَمَا تَزَيَّنَتْ لِى فَلَا يَدْخُلْ قَلْبَکَ شَيْ ءٌ؛ اى برادر بصري! ديروز در حالى نزد من آمدى که من در منزل همسرم بودم. و ديروز، روز و زمان او بود و خانه و اسبابش متعلق به او بود و خود را براى من زينت کرده بود و من هم همانطور که او براى من خود را آراسته بود، خود را برايش آراسته کردم. بنابراين بدگمانى به قلبت راه نيابد.» حسن گفت: فدايت شوم! سوگند که در مورد شما بدگمان شده بودم؛ ولى اينک خدا بدگمانى را از دلم بيرون کرد و دريافتم که حقيقت، همان است که شما فرموديد.» [17]آشکار است که امام براى جلب رضايت و خشنودى همسر خود بسيار تلاش مى کرد تا با ارتباط عاطفى بيش تر، بنيان خانوادة خويش را استحکام بيش ترى ببخشد.
ب. ارتباط عاطفى با فرزنداننقل است که يکى از فرزندان ايشان بيمار بود و وضع وخيمى داشت و امام از اين موضوع بسيار ناراحت بود. سرانجام بيمارى او بهبود نيافت و به مرگ او انجاميد. امام از درگذشت او بسيار متأثر شد. صداى شيون و زارى اهل خانه بلند شد. امام به بالين فرزند خود رفت؛ ولى لحظاتى بعد با چهره اى گشاده بيرون آمد که موجب تعجب برخى از حاضران شد و در اين مورد از ايشان پرسيدند، حضرت فرمود:«إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِيمَنْ نُحِبُّ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِيمَا يُحِبُّ؛ ما دوست داريم آنکه دوستش داريم (فرزندمان) سلامت باشد؛ ولى وقتى خواست خدا در مورد ما نازل شد، به آنچه او دوست دارد گردن مى نهيم». [18]امام با اين رفتار و گفتار نيکو، چارچوب محبت واقعى و اصيل را به همگان آموخت و يادآور شد که دوستيهاى دنيايى مذموم نيست و حتّى وجود عاطفه و ابراز آن نسبت به فرزندان لازم است؛ ولى محبت به فرزند نبايد مانع فرمان بردارى و موجب روى برتافتن از خواست الهى شود.يکى از نکات ارزنده و جالب در زندگى امام باقر (ع)، اهتمام ايشان در جلب محبت افراد خانواده و فراهم آوردن لوازم تحکيم خانواده است.
3. اخلاق اجتماعى
الف. دستگيرى از نيازمندانکمک به محرومان، نيازمندان و ستمديدگان جامعه، در زندگانى امام باقر (ع) اصل بزرگى بود و برطرف کردن نيازهاى مادى و روحى آنان را مهم ترين فعاليتهاى اجتماعى خود به شمار مى آورد. امام، آنان را دور خود جمع مى کرد، سخنانشان را مى شنيد و دردهايشان را تسکين مى بخشيد. امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايد: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِى يَوْماً وَ هُوَ يَتَصَّدَّقُ عَلَى فُقَرَاءِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ بِثَمَانِيَةِ آلَافِ دِينَارٍ وَ أَعْتَقَ أَهْلَ بَيْتٍ بَلَغُوا أَحَدَ عَشَرَ مَمْلُوکاً؛ روزى نزد پدرم رفتم، در حالى که مشغول تقسيم هشت هزار دنيار [طلا] به نيازمندان مدينه بود و خانواده اى که يازده غلام بودند را آزاد ساخت». [19] امام روزهاى تعطيل؛ به ويژه جمعه ها را به دستگيرى و انفاق به مستمندان اختصاص مى داد و ديگران را نيز به آن برمى انگيخت. در روايتى از امام صادق (ع) آمده است: «با اينکه پدرم از نظر بنية مالى از ساير افراد خاندانش ضعيف تر و مخارج زندگى اش بيش تر از بقيه بود؛ ولى در هر جمعه به نيازمندان کمک مى کرد؛ حتى اگر کمک او به اندازة يک دينار بود و مى فرمود: «پاداش صدقه و کمک به نيازمندان در روز جمعه برترى دارد؛ همان گونه که روز جمعه نسبت به ديگر روزهاى هفته داراى برترى است.» [20]ويژگى برجسته امام در دستگيرى از مستمندان اين بود که هرگز آنان را سائل يا گدا خطاب نمى کرد و همواره به ديگران مى فرمود: «آنان را به بهترين نامهايشان صدا بزنيد!» [21]
ب. زندگى اجتماعى و مردمىامام باقر (ع) در اين باره اهتمام ويژه اى داشت و ديگران را نيز از آموزه هاى سودمند اخلاقى خود در اين زمينه بهره مند مى کرد. «زرارة» روايت مى کند: «روزى امام باقر (ع) براى شرکت در مراسم تشييع پيکر مردى درگذشته از طايفة قريش حضور يافت. من نيز به همراه ايشان شرکت کردم. مردى به نام «عطاء» نيز با ما بود. در اين هنگام زنى از تشييع کنندگان شروع به شيون و فرياد کرد. عطاء به او گفت: يا ساکت شو يا همگى باز مى گرديم؛ ولى زن همچنان فرياد مى زد و مى گريست. عطاء [ناراحت شد] و بازگشت. من به امام رو کردم و گفتم: عطاء بازگشت [چه کنيم؟] امام فرمود: «به راه خود ادامه بده! اگر بنا باشد به خاطر ديدن يک اشتباه از ديگران (داد و فرياد زن) عمل شايسته اى را کنار بگذاريم، حقوق برادر مسلمان خويش را به جا نياورده ايم.»پس از تشييع، جنازه را بر زمين نهادند و امام بر آن نماز گزارد؛ سپس شخصى (گويا صاحب عزا) جلو آمد و ضمن سپاس گزارى از امام عرض کرد: خداوند شما را رحمت کند. ديگر بازگرديد! پياده روى براى شما دشوار است؛ ولى امام از بازگشتن طفره رفت. پيش آمدم و به امام عرض کردم: از شما خواستند که بازگرديد، پرسشى دارم که مى خواهم در مورد آن توضيح بدهيد. امام فرمود: «امْضِ فَلَيْسَ بِإِذْنِهِ جِئْنَا وَ لَا بِإِذْنِهِ نَرْجِعُ إِنَّمَا هُوَ فَضْلٌ وَ أَجْرٌ طَلَبْنَاهُ فَبِقَدْرِ مَا يَتْبَعُ الْجَنَازَةَ الرَّجُلُ يُؤْجَرُ عَلَى ذَلِک؛ بگذر [و به کار خودت ادامه بده]؛ زيرا ما با اجازه او نيامده ايم تا حال با اذن او بازگرديم؛ بلکه اين برترى و پاداشى است که ما مطالبه مى کنيم و هر اندازه که انسان به تشييع ادامه بدهد، از خداوند پاداش مى گيرد.» [22]
ج. احترام به مالکيت اجتماعىضرورت احترام به حقوق مالى و داراييهاى مردم؛ حتى اقليتهاى دينى از مسائلى است که اسلام به آن توجه ويژه اى دارد. اسلام، صرف نظر از رعايت حقوق مسلمانان، رعايت حقوق ديگر کسانى را که با مسلمانان زندگى مى کنند، ضرورى مى داند و حتى تجاوز به حقوق مالى و داراييهاى فرقه ها و گروه هايى را که معصومين آنها را لعن و نفرين کرده اند، برنمى تابد و مالکيت آنها را محترم مى شمارد. در اين باره «ابوثمامة» مى گويد:«روزى خدمت امام باقر (ع) رسيدم و عرض کردم: فدايت شوم! من قصد دارم در مکه اقامت گزينم و ساکن آنجا باشم؛ ولى به يکى از پيروان فرقه مرجئه [23] بدهکارم و حال مى خواهم نظر شما را بدانم.»امام در پاسخ او فرمود: « ارْجِعْ إِلَى مُؤَدَّى دَيْنِکَ وَ انْظُرْ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَيْسَ عَلَيْکَ دَيْنٌ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يَخُونُ؛ [نزد طلبکار خود] بازگرد و طلبش را بپرداز و به گونه اى زندگى کن که وقتى به ديدار پروردگارت شتافتى، از سوى کسى دينى برگرده تو نباشد؛ زيرا مؤمن هرگز خيانت نمى کند.» [24]
د. خوش رويىاسلام اهميت زيادى به خوش خلقى و برخورد نيکو با مؤمنان داده و آن را يکى از ارزشهاى والاى اخلاقى مى داند. امام باقر (ع) مى فرمود: «تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِى وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَيَ عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ ءٍ أَحَبَُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِن؛ لبخند به روى برادر مؤمن حسنه و سِتُردن غبار (اندوه) از روى او حسنه است و خدا به چيزى برتر از شاد کردن دل مؤمن پرستش نشده است.» [25]امام از شاد کردن ديگران خشنود مى شد و از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) اين روايت را براى مردم مى خواند که: «مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِى وَ مَنْ سَرَّنِى فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ؛ [26] هر کس مؤمنى را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند، خداى را خشنود ساخته است.» و گاه اطرافيان را به شوخيهاى ستوده و در حد اعتدال که موجب سرور و خوشحالى افراد مى شود تشويق مى فرمود. [27]
ه . ابراز صميميت در معاشرت با دوستاناز ديگر سجاياى اخلاقى که اسلام بر آن تأکيد کرده، ابراز محبت دو مؤمن به يکديگر است؛ زيرا اگر محبت ابراز شود، صميميت طرف مقابل را نيز به همراه دارد و او پس از آگاهى از محبت مى کوشد تا به آن پاسخ گويد که اين تلاش، به تحکيم رابطة دوستى و ايجاد صميميت بيش تر بين آنها مى انجامد؛ همچنان که در احاديث و سخنان امامان معصوم: نيز توصيه به نشان دادن محبت به دوستان و دورى از مخفى کردن آن شده است.اين موضوع نمود فراوانى در رفتار امام باقر (ع) دارد؛ «ابى عُبيدة» مى گويد: «من [در سفري] با امام باقر (ع) هم کجاوه بودم. نخست من سوار مى شدم و سپس ايشان و به محض سوار شدن سلام و احوال پرسى مى کرد؛ درست مانند کسى که مدتهاست دوست خود را نديده، سپس دست مى داد و مصافحه مى فرمود و نيز هنگامى که از کجاوه پياده مى شديم، امام پيش از من پايين مى آمد و هنگامى که من پياده مى شدم، ايشان دوباره به من سلام مى کرد. [شگفتى من برانگيخته شد و] پرسيدم: «اى پسر پيامبر! شما رفتارى مى کنيد که نزديکان من هم نمى کنند و اگر يک بار هم بکنند، زياده قلمداد مى شود.»فرمود: «گويا از برترى و نيکى دست دادن ناآگاهي! بدان که هر گاه دو خداجو به هم مى رسند و با هم دست مى دهند و حال يکديگر را مى پرسند، خداوند گناهان آنها را مى ريزد و پيوسته به آن دو نظر مى کند تا هنگامى که از هم جدا شوند… هر گاه دو مؤمن با هم دست مى دهند، خداوند دست خود را در ميان دست آنها مى برد و با آن کس که بيش تر دست ديگرى را بفشارد، دست مى دهد.» [28]گاه امام به کسانى که براى خداحافظى پيش از مسافرت نزد او مى آمدند، سفارش مى کرد که سلام او را به يک يک دوستان و آشنايانش در آن شهر برسانند. [29]
ز. آگاهى از مشکلات معيشتى نزديکان و تلاش براى رفع آنامام، همواره از وضعيت زندگى دوستان و آشنايان خود و مشکلات آنان با اطلاع بود و تلاش مى کرد هر از چند گاهى با آنان ديدارى تازه کند و از مشکلاتشان آگاهى يابد و تا جايى که در توان دارد، معضلات معيشتى آنان را برطرف کند. «عمرو بن دينار» و «عبيدالله بن عبيد بن عمير» مى گويند: « مَا لَقِينَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ 7 إِلَّا وَ حَمَلَ إِلَيْنَا النَّفَقَةَ وَ الصِّلَةَ وَ الْکِسْوَةَ وَ يَقُولُ هَذَا مُعَدَّةٌ لَکُمْ قَبْلَ أَنْ تَلْقَوْنِي؛ هرگز به ديدار ابجعفر (ع) نشتافتيم، مگر اين که به ما امکانات [و مايحتاج] زندگى، هداياى مالى و پوشاک عنايت مى کرد و مى فرمود: اينها را پيش از اين که به ديدار من آييد، براى شما مهيا کرده بودم». [30]اين جملة امام بيانگر آن است که ايشان همواره از وضع زندگانى اطرافيان و آشنايان خود آگاه بوده و به موقع و حساب شده به آنان کمک مى کرده است.«اسود بن کثير» در توصيف دلسوزى امام به اطرافيان خود مى گويد: «روزى از فشار تنگدستى و بى تفاوتيِ نزديکانم نزد ابجعفر (ع) رفتم و از آنان شکايت کردم. امام [ناراحت شد و] فرمود: «چه دوستانى هستند آنان که گاه توانگرى به تو مى پيوندند و هنگام ندارى از تو مى برند؟»آن گاه به پيشکار خود اشاره اى کرد و او کيسه اى به من داد که هفتصد سکة نقره در آن بود. سپس فرمود: «اسْتَنْفِقْ هَذِهِ فَإِذَا نَفِدَتْ فَأَعْلِمْنِي؛ اين را خرج کن و هر گاه تمام شد، مرا با خبر کن.» [31]«سلمي» خدمتکار امام دربارة بذل عنايت ايشان به نزديکان و آشنايان مى گويد: «هرگاه که برخى از دوستان امام به ديدار او مى آمدند، امام از آنان با بهترين غذاها پذيرايى مى کرد و جامگان نيک به آنها پوشانده و سکه هاى بسيارى نيز به آنان هديه مى کرد و همواره مى فرمود: «اى سلمي! نيکى دنيا در رسيدگى به دوستان و آشنايان و کمک به آنهاست…». [32]ناگفته پيداست که اين دستگيريها از داراييها و درآمدهاى شخصى امام و آن دسته از اموالى بوده که ديگران در آن سهمى نداشته اند و مختص به امام بوده است، و هرگز از بيت المال نبوده است. به ياد بياوريم که او از تبار امام على (ع) خورشيد مرد عدالت و برابرى است که حاضر نبود حتى به نزديکان خود نيز سهم بيش ترى از بيت المال مسلمانان بدهد.
ح. بردبارى در روابط اجتماعىرعايت شکيبايى، اصل مهمى در حضور سازنده و مفيد در عرصة روابط اجتماعى است. اهميت اين ويژگى هنگامى دو چندان مى شود که فرد، رهبرى گروه يا جمعى را نيز بر عهده داشته باشد.اين ويژگيِ سازنده و کارآيى اخلاقى در برترين شکل خود، در زندگانى امام باقر (ع) ديده مى شود؛ تا آنجا که روزى فردى مسيحى از روى دشمنى و کينه اى که به امام (ع) داشت، به ايشان ناسزا گفت و با بى شرمى او را خطاب قرار داد: «تو بقر هستي!» امام (ع) بدون اين که ناراحت شود، با بردبارى پاسخ فرمود: «نه، من باقر هستم». [33]
——————————————–پى نوشت ها :
[1]. ائمتنا، على محمدعلى دخيل، بيروت، دار مکتبة الامام الرضا و دار المرتضى، 1402 ه . ق، چ ششم، ج1، ص34؛ اعيان الشيعه، سيدمحسن امين، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، بى تا، ج1، ص651 (با اندکى تفاوت).[2]. بحارالانوار، مجلسى، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404 ه . ق، ج46، ص290؛ کشف الغمة، على بن عيسى الاربلى، تهران، کتابفروشى اسلاميه، بى تا، ج2، ص319.[3]. ائمتنا، ج1، ص342.[4]. همان؛ کشف الغمة، ج2، ص324؛ الفصول المهمة، على بن محمد بن احمد المالکى، قم، دار الحديث الثقافية، چاپ اول، 1422 ه . ق، ج2، ص885.[5]. بحارالانوار، ج46، ص292.[6]. کشف الغمة، ج2، ص324؛ مطالب السؤول فى مناقب آل الرسول، شيخ کمال الدين محمد بن طلحة الشافعى، بيروت، مؤسسه ام القرى للتحقيق و النشر، 1420 ه . ق، چاپ اول، ج2، ص100.[7]. همان؛ تذکرة الخواص، سبط ابن الجوزى، نجف، مکتبة النينوى الحديثة، بى تا، ص338؛ احقاق الحق و ازهاق الباطل، سيد نورالله حسينى مرعشى تسترى، تهران، مطبعه الاسلامية، 1395 ه . ق، ج12، ص172.[8]. انوار البهيّة، ص141؛ الارشاد، ج2، ص238.[9]. تذکرة الخواص، ص342.[10]. بحارالانوار، ج46، ص299.[11]. همان، ص292.[12]. مکارم الاخلاق، ابو نصر حسن بن فضل الطبرسى، تهران، چاپخانه حيدرى، 1376 ق، ص72، گويا در آن روزگار مردم ميکروب را شيطان مى پنداشتند که عامل بيمارى يا مرگ انسانها مى شود و امام براى تفهيم موضوع از اين تعبير بهره برده اند.م.[13]. همان.[14]. همان، ج76، ص130.[15]. همان، ص292.[16]. همان، ص299؛ حلية الابرار، سيد هاشم البحرانى، قم، مطبعة العلمية، 1356ش، ج2، ص121.[17]. همان، ص293؛ قاموس الرجال، محمد تقى التسترى، قم، موسسة النشر الاسلامى، 1415 ه. . ق، چاپ دوم، ج3، ص239.[18]. وسايل الشيعة، شيخ حرّ عاملى، بيروت، مؤسسه آل البيت، 1409 ه.ق، ج3، ص286؛ بحار الانوار، ج46، ص301؛ ائمتنا، ج1، ص344.[19]. بحار الانوار، ج46، ص302.[20]. اعيان الشيعه، ج1، ص653؛ انوار البهيّة، ص141.[21]. ائمتنا، ج1، ص345؛ احقاق الحق، سيد نور الله الحسينى التسترى، تهران، دار الکتب الاسلامية، 1395 ه . ق، ج12، ص179.[22]. بحارالانوار، ج46، ص300؛ حلية الابرار، ج2، ص132.[23]. «مرجئه نام يکى از فرق اسلامى است؛ آنان بر خلاف خوارج که مرتکب گناه کبيره را کافر مى دانستند، عقيده داشتند که مسلمانان با ارتکاب کبيره از اسلام خارج نمى شوند و همين عقيده باعث شد که سياست خود را بر سکوت بنا نهند و امام يا خليفه مرتکب کبيره را واجب الاطاعه و عادل بدانند.» فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشکور، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى، آستان قدس رضوى، 1368 ه . ش، ص402.[24]. علل الشرايع، شيخ صدوق، قم، مکتبه داورى، بى تا، ج2، ص528؛ بحار الانوار، ج100، ص142.[25]. اصول کافى، محمد بن يعقوب الکلينى، قم، انتشارات اسوه، چاپ دوم، 1372 ه . ش، ج4، ص558.[26]. همان، ج2، ص188.[27]. همان، ص63.[28]. اصول کافى، ج4، ص530.[29]. همان.[30]. بحارالانوار، ج46، ص288؛ الارشاد، ج2، ص239.[31]. بحارالانوار، ص46، ص287؛ الارشاد، ج2، ص238.[32]. کشف الغمة، ج2، ص320، (در الارشاد، ج2، ص239 اين داستان از «سليمان بن قرم» روايت شده است).[33]. مناقب آل ابى طالب، ج4، ص224.
منبع : نشريه مبلغان، تير و مرداد 1388 – شماره 117

نوشته قبلی

نقش امام باقر (عليه السلام) در بنيان گذارى اجتهاد

نوشته‌ی بعدی

مبارزات سياسى امام باقر عليه السلام

مرتبط نوشته ها

ایران هوشیار است.
ویژه جنگ رمضان

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟
شیعه شناسی

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

دعاى بهشتیان
فاطمه زهرا (س)

دعاى بهشتیان

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)
شیعه شناسی

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

شهریار شاعر اهل بیت (ع)
شعر و شاعران

شهریار شاعر اهل بیت (ع)

بعثت در كلام خاندان رسالت
پیامبر اکرم (ص)

بعثت در كلام خاندان رسالت

نوشته‌ی بعدی

مبارزات سياسى امام باقر عليه السلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ایران هوشیار است.

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

دعاى بهشتیان

دعاى بهشتیان

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا