بیست و دوم ربیع الثانی
۱- وفات موسی مبرقع (۲۹۶ هجری قمری)
۲- رحلت حکیم عارف و محدّث مفسّر ملّامحمدمحسن فیض کاشانی(۱۰۹۱ هجری قمری)
۳- درگذشت فقیه جلیل آیت اللَّه حائری قمی (۱۳۵۸ هجری قمری)
—
۱- وفات موسی مُبَرقَع (۲۹۶ هجری قمری)
حضرت امام جواد (علیه السلام) چهار پسر داشت به نامهای امام علی النقی (علیه السلام)، ابو احمد حسین، ابو موسی عمران، ابو احمد موسی مبرقع و موسی مبرقع اولین فرد از سادات رضویه است که در سال ۲۵۶ ه.ق به قم وارد شد و چون بُرقع (روی بند) میزد، لذا به او مبرقع میگفتند{۱}. از کنیههای ذکر شده برای وی، میتوان به ابواحمد و ابوجعفر اشاره نمود.
مادرش بانوی بزرگوار و پاک سرشتی به نام “سمانه مغربیه” بود که امام هادی (علیه السلام) نیز از دامان پاک همین مادر قدم به عرصه وجود گذاشت. موسی دو سال بعد از امام هادی در سال ۲۱۴ ه.ق {۲} در مدینه به دنیا آمد. موسی در خلق و خو به مادرش شباهت داشت.{۳}
موسی از اهل حدیث و درایه و همچنین راوی حدیث بوده است، شیخ طوسی در کتاب تهذیب خویش، شیخ مفید در الاختصاص، و همچنین ابن شعبه حرانی در کتاب معروف تحف العقول از وی حدیث نقل کردهاند. {۴}
از آنجا که یحیی بن اکثم به وی نامهای نگاشته و از وی در مورد مسائلی نظر خواسته است{۵}، میتوان پی به مقام علمی وی برد.
کلینی در کافی به سند معتبر نقل کرده که جناب موسی مبرقع تولیت اوقاف را از جانب امام (علیه السّلام) داشتهاند.
او پس از شهادت برادرش امام هادی (علیهالسلام) در سال ۲۵۴ ه.ق در سامرا، مدتی در مدینه اقامت نمود و در سال ۲۵۶ ه.ق و به هنگام خلافت “مهتدی عباسی” به “قم” هجرت کرد.
موسی مبرقع چون به قم وارد شد، مورد استقبال عربهای ساکن قم نگردید و آنان وی را از این شهر بیرون نمودند. بدین جهت، او به سوی کاشان رفت و در آن جا، “احمد بن عبدالعزیز بن دُلَف عجلی” (حاکم وقت) از موسی استقبال و پذیرایی نمود و به وی جوایز و مرکبهایی بخشید. همچنین مقرر کرد که در هر سال، مبلغ یک هزار مثقال طلا و یک اسب زین و رکاب شده به وی بدهند.{۶}
بعد از آمدن ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم و مرد دیگری از رؤسای قم، عربهای قم متوجه شدند موسی چه کسی بوده است و به موقعیت نَسَبی و اجتماعی وی آگاه شدند و از سوء کردار خویش پشیمان شدند و به خدمت وی در کاشان رفته و عذرخواهی نمودند و او را به قم دعوت کرده و با استقبال شایانی موسی را وارد این شهر نمودند.{۷}
موسی مبرقع که به مجاورشدن تربت عمه پدرش “حضرت معصومه سلام الله علیها” خرسند بود، ماندن در قم را پذیرفت و در این شهر ماندنی شد. وی در قم دارای موقعیت اجتماعی و داراییهای فراوان شد و مورد توجه همگان گردید.
خواهرانش زینب، امّ محمد و میمونه که دختران حضرت امام جواد (علیه السلام) بودند، و بُریهه دختر موسی مبرقع همه به قم آمدند و در آن جا نیز وفات کردند. زینب همان مخدرهای است که بر روی قبر حضرت معصومه (علیها السلام) قبهای بنا کرد.
موسی مبرقع درربیع الثّانی سال ۲۹۶ ه.ق وفات نمود. امیر قم عباس بن عمرو غنوی بر وی نماز خواند و او را در خانه محمد بن الحسن بن ابی خالد اشعری یکی از راویان قم و از اصحاب امام رضا (علیه السلام)، دفن کردند که حالا آن محله را موسویان گویند و به چهل اختران معروف است.{۸}
موسی مبرقع دارای پنج فرزند پسر بود که نامهایشان عبارت است از: حسین، علی، احمد، محمد و جعفر. او جد سادات رضوی است.{۹} تعدادی از فرزندان و نوادگان موسی مبرقع در بقعه خانوادگی وی در کنار مرقدش معروف به چهل اختران مدفون میباشند.{۱۰}
اقوال دیگر در سالروز وفات موسی مبرقع وجود دارد که به ۸ و ۱۴ و ۲۸ ربیع الثانی اشاره کردهاند.{۱۱}
۱) حرانی، تحف العقول، ص ۴۷۶؛ عطاردی، عزیز الله، مسند الامام الجواد، ص ۸۴ و ۸۵.
۲) البحرانی، ج ۲۳-الجوادع، ص: ۵۵۳.
۳) بحارالانوار، ج ۵۰ ص ۱۲۳.
۴) طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۹، ص ۳۵۵؛ الاختصاص، ص ۹۱.؛ حرانی، تحف العقول، ص ۴۷۶.
۵) تهذیب الاحکام، ج ۹ ص ۳۵۵.
۶) تاریخ قم، ص: ۲۱۵٫
۷) حرانی، تحف العقول، ص ۴۷۶ و عطاردی، عزیز الله، مسند الامام الجواد، صص ۸۴ و ۸۵.
۸) حوادث الایام، صفحه ۱۱۰٫
۹) منتهی الآمال، ج ۲، ص ۳۵۰٫
۱۰) اردکانی، ص ۱۱۴.
۱۱) مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۳۰٫؛ قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۲۲۶٫؛ مرآه العقول: ج ۶، ص ۱۲۸٫
—
۲- رحلت حکیم عارف و محدّث مفسّر ملّامحمدمحسن فیض کاشانی(۱۰۹۱ هجری قمری)
محمد بن شاه مرتضی، ملقب به محسن معروف به ملامحسن فیض کاشانی، در چهاردهم صفر سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان به دنیا آمد.
وی مقدمات را در زادگاه خود فرا گرفت و در جوانی راهی اصفهان گردید. ملامحسن در محضر علمای نامور زمان از قبیل علامه محمدتقی مجلسی، شیخ بهایی، میرداماد، میرفندرسکی و ملاصدرای شیرازی زانوی ادب زد و به کسب علم پرداخت.
آن هنگام که ملاصدرا در روستای کهَک قم ساکن بود، ملامحسن، مونس وی گردید و ملاصدرا دخترش را به وی تزویج نمود و به او لقب فیض داد.
وی پس از سالیانی، راهی کاشان شد و به تدریس و تألیف همت گماشت. علم الهدی و معینالدین، (فرزندان فیض) محمد مؤمن (برادرش)، ضیاءالدین محمد و دهها فاضل دیگر از جمله شاگردان مکتب درسی او بودند.
فیض، در موضوعات مختلف آثار بسیاری نگاشت که تفسیر صافی، الوافی، مفاتیح الشرایع، المحجه البیضاء و الکلمات المکنونه به ترتیب در تفسیر، حدیث، فقه، اخلاق و عرفان مهمترین آثار او به شمار میآیند و این تعداد تألیف نشانگر روح پر تلاش و احاطهٔ ایشان بر معارف اسلامی و علوم روز میباشد.
فیض شیوهٔ اخباریان میانهرو را در پیش گرفت از این رو نظرات او در بسیاری موارد با فقهای پیشین متفاوت بود. از مهمترین آراء خاص او میتوان به جواز غنا(با شروطی خاص)، متفاوت بودن بلوغ نسبت به تکالیف مختلف و وجوب عینی نماز جمعه اشاره کرد.
اقامهٔ نماز جمعه در کاشان و اصفهان از فعالیتهای سیاسی اجتماعی او بوده است.
سرانجام این فقیه وارسته و این عالم کامل در ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت و در زمینی که بعدها به قبرستان فیض معروف شد، مدفون گردید. برطبق وصیت ملامحسن فیض کاشانی، بر روی قبر وی سقف و سایبانی ساخته نشده است.
—
۳- درگذشت فقیه جلیل آیت اللَّه حائری قمی (۱۳۵۸ هجری قمری)
حاج شیخ محمد علی حائری قمی، یکی از مدرسین و علمای بزرگ قم در قرن اخیر است، فقیهی محقق و مجتهدی اصولی، دانشمندی زاهد و متقی که هم عصر با مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) بود.
مرحوم حائری قمی در سال ۱۲۹۹ ه.ق در شهر قم متولد شد و پس از پیمودن مقدمات علوم به تهران رفت و مدتها از محضر آیت الله آشتیانی بزرگ استفاده نمود و سپس عازم نجف اشرف گردید و سالها از محضر آخوند خراسانی، علامه یزدی و أعلام دیگر بهره مند شد.
بعد از آنکه به درجه اجتهاد و استادی رسید حدود ۲۵ سال در کربلا و سامرا از مدرّسین و مروّجین مکتب بود. وی با مرحوم میرزای مجاهد خیلی مأنوس بود و با همدیگر اخوّت و صمیمیت زیادی داشتند و سالها از همکاران میرزا محمد تقی شیرازی در سامرا بود.
نوشتهاند در سال ۱۳۴۹ ه.ق به قصد زیارت “ثامن الحجج روحی له الفداء” عازم ایران شد و بعد از زیارت به زادگاه خویش آمد و در جمله همکاران آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری قرار گرفت.
ساختمان مسجد نو قم را او تأسیس کرد.
مرحوم قمی شخصیت جامع و مرجعی کامل و مجتهدی مدرّس بود. از دیدگاه علما و فقها پس از فوت مرحوم حاج شیخ تنها ایشان لایق زعامت و اعلمیت بود که متأسفانه اجل مهلتش نداد، بعد از ماهها کسالت سرانجام در سال ۱۳۵۸ ه.ق وفات نمود و در مسجد بالا سر و در جوار حضرت معصومه (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.















هیچ نظری وجود ندارد