۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

تأثیر سرمایه های معنوی اجتماعی براخلاق درنگاه قرآن

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تأثیر سرمایه های معنوی اجتماعی براخلاق درنگاه قرآن

مقدمه
سؤال اساسی پژوهش ما این است که انسان با استفاده از چه نوع سرمایه ای می تواند نیازهای اخلاقی،رفتاری، روحی، روانی و فکری خود را پاسخگو باشد؟سؤال دیگراینکه آیا در پاسخگویی به نیازهای معنوی نیز به مانند نیازهای مادی می توان از منابع تولید برخوردار بود؟درپاسخ به سؤالات مذکور،براین نظریه تأکید می کنیم، چنانچه سرمایه مادی در کنار دیگر منابع تولید،پاسخگوی نیازهای مادی است،سرمایه معنوی نیز در کنار سایر منابع، مؤثر و مولد درخلق و خو و گاهی متأثر از آن و پاسخگوی نیازهای معنوی است.به عبارت دیگرچنانچه در رفع نیازهای مادی عامل اقتصاد شکل می گیرد و در تعریف این عمل می گویند: علمی است که به مطالعه کاربرد و نحوه تخصیص بهینه منابع تولیدی محدود و کمیاب، به منظورتأمین بیشترین نیازهای نامحدود بشری می پردازد و منظور از منابع تولید،کلیه نهاده هایی هستند که درتولید کالاها و خدمات به کار می روند که معمولاً از عواملی چون نیروی کار،سرمایه، طبیعت و مدیریت به عنوان عوامل اصلی تولید درکنار فناوری (تکنولوژی) و امنیت نام برده می شود.(دهقانی، ۱۳۸۶، ص ۳) به اعتقاد ما همین فرایند در پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان وجود دارد.به این بیان که علم اخلاق شکل می گیرد تا ضمن مطالعه و بررسی روی منابع تولید،ازجمله سرمایه های معنوی و نیروی انسانی و طبیعت و سرشت پاک آدمی را یاری نماید تا نیازهای معنوی اش را پاسخگو باشد حاصل مطالعات نگارنده درمنابع علم اخلاق بیانگرآن است که علمای اخلاق درمنابع خود اهتمام اندکی به شناسایی و معرفی سرمایه های معنوی داشته اند و نیز درکاربردی کردن این سرمایه ها کمتر اندیشه کرده اند.امید است اصحاب فکر و اندیشه بویژه علمای اخلاق،ضمن شناسایی و معرفی سرمایه های معنوی، نحوه و چگونگی استفاده از آن را نیز تبیین نمایند تا بدین وسیله پاسخگوی نیازهای فراوان اخلاقی انسان معاصر باشند.
سرمایه های معنوی اجتماعی
چنانکه سرمایه را درعلم اقتصاد تعریف کرده اند: مجموعه امکاناتی همانند ابزار و تجهیزات،که به عنوان حاصل کار گذشته انسان درجریان تولید مورد استفاده قرار می گیرد، سرمایه گفته می شود،علاوه بر آن وجوهی که برای خریدهای جاری و پرداخت حقوق عوامل انسانی در جریان تولید به کار می رود،در اصطلاح، سرمایه می گویند. (فنایی؛ روزبهانی، ۱۳۸۴، ص ۴۵) همین تعریف با اندکی تفاوت در سرمایه معنوی نیزمطرح است،به این بیان که سرمایه معنوی نیز در بسیاری از مواد حاصل کارگذشته انسان هاست که یکی از موارد کاربردش پاسخگویی به نیازهای اخلاقی است. این سرمایه،گاهی به صورت ابزار در خدمت رشد و توسعه اخلاق و گاهی نیزمولد خلق و خوی نیک است. در نتیجه مقصود ما از سرمایه ی معنوی اجتماعی،آن مجموعه امکانات حقیقی است که می تواند به صورت منبعی نامحدود و یا ابزاری فراگیر در تولید،رشد و توسعه خلق و خوی نیک،در اختیار تمامی طبقات نیروی انسانی،درکنار طبیعت و سرشت پاک انسانی باشد. ما در این پژوهش دو مورد از این نوع سرمایه ها و تأثیر آن بر اخلاق را بررسی می کنیم. الف.از جمله سرمایه های معنوی اجتماعی تأثیرگذار بر اخلاق که در قرآن کریم مورد اهتمام فراوان قرار گرفته «مشورت» است. مشورت سرمایه ای است که تمامی نیروهای انسانی در طبقات مختلف، حتی در عالی ترین سطح نیازمند به کارگیری و استفاده از آن هستند. چنانکه در سرمایه مادی متخصص ترین نیروها نیز نیازمند استفاده از سرمایه هستند، اگر نگوییم این گروه بهتر از هرگروه دیگری سرمایه ها را شناخته و در استفاده و بهره گیری از آن کارآمدترین اند. در به کارگیری سرمایه معنوی مشورت نیز،حتی پیامبر باید از آن استفاده نماید.چنانکه در آیه شریفه می فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهمو لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفرلهم هم وشاورهم فی الأمر…»؛ (آل عمران، ۱۵۹) یعنی:به (برکت) رحمت الهی در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان شدی) و اگر خشن سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند.پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و درکارها با آنان مشورت کن… (مکارم شیرازی، ۱۳۷۸، ص۷۱) همانطور که آیه شریفه می فرماید پیامبر (ص) نیز مأموراست با مردم در امورشان مشورت نماید و معنای این توصیه این نیست که پیامبر نیازمند رأی و نظر کسانی است که در رتبه پایین تری قرار دارند. بلکه برترین افراد در رأی و نظر هم می تواند در مشورت به نفعی برسد و مشورت کردن نشانه ی عقلانیت و رشد فرد است؛نه فقط نیازمندی او به رأی دیگران.چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «افضل الناس رأیاً من لا یستغنی عن رأی مشیر…»؛ برترین مردم در رأی و اندیشه کسی است که از رأی و اندیشه طرف مشورت،خود را بی نیاز نداند. (رسولی محلاتی، ۱۳۸۳،ج۱، ص ۵۸۵، ح ۹/۴۵۹۸)در تبیین و تفسیرآیه شریفه لازم است این سؤالات پاسخ داده شود:۱٫آیا کسی که عقل کل،اشرف پیامبران، کامل ترین انسان و مستظهر به وحی و عالم غیب است نیز نیازمند مشورت است؟ تا خداوند او را مأمور به استفاده از رأی و نظر دیگران در امور نماید؟ ۰۲ آیا مشورت پیامبر اسلام با مردم جنبه ظاهری داشت یا واقعی؟درتفسیر مجمع البیان آمده است با وجود این که پیامبر با اتکا به وحی راه صواب را همواره می داند و دیگر نیازی به شناختن رأی صواب با استفاده از فکر دیگران ندارد، املا مأمور مشورت با اصحاب خود می شود به این سبب که: ۰۱این کار برای پاک ساختن نفوس اصحاب و جلب الفت و رفع کدورت و نگرانی آنهاست تا بدانند پیامبر به قول آنها اعتماد دارد و به رأی آنها مراجعه می کند. (قتاده، ربیع و ابن اسحاق)۲٫تا امت در مشورت به او اقتدا کنند. آن را برای خود نقش ندانند.(سفیان بن عیینه)۳٫این کار برای تجلیل ازاصحاب بود.(حسن و ضحاک)۴٫برای امتحان آنان بود تا خیرخواه و بداندیش باز شناخته شود. (طبرسی، ۱۳۶۰، ج ۴، ص ۳۱۴)در تفسیرنورذیل آیه شریفه آمده است:در مشورت پیامبر،تفقد از نیروها،شکوفایی استعدادها،شناسایی دوستان از دشمنان، گزینش بهترین رأی،ایجاد محبت و علاقه و درس عملی برای دیگران نهفته است.(قرائتی، محسن، ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۱۸۵) مشورت پیامبر (ص) با مردم هرگز جنبه ظاهری نداشت، بلکه واقعاً درامور مربوط به مردم با آنان مشورت می کرد. (قرائت، ۱۳۸۵، ج ۱۰، ص ۴۱۳) در خلاصه ی تفاسیر المیزان و نمونه آمده است: گویا این توهم بعد از شکست سپاهیان پیامبر(ص) درجنگ احد،پیش آمد که بعد از نتیجه ی مشورت ناموفق در مورد انتخاب محل جنگ، دیگر پیامبر (ص) نباید با کسی مشورت نماید.اما آیه این تصور را رد می کند، زیرا منافع مشورت بسیار بیشتر از زیان های احتمالی آن است،و اثرعجیبی در پرورش شخصیت و رشد اجتماعی افراد دارد.واژه ی مشورت در آیه ی شریفه به صورت جمع آمده (شاورهم) اما تصمیم گیری نهایی به صورت مفرد مذکر (عزمت) شده است تا بفهماند که بررسی مسائل باید به طور دسته جمعی باشد،اما تصمیم نهایی و اجرایی آن باید مبتنی بر اراده واحد و قاطع باشد تا درعمل هرج و مرج پیش نیاید. (پور یوسف، عباس، ۱۳۸۶، ص ۲۰۷-۲۰۱) درتفسیرجوامع الجامع آمده است: (وشاورهم فی الأمر) یعنی «فی امرالحرب و نحوه مما لم ینزل علیت فیه وحی لتطیب نفوسهم او لتستظهر برأیهم. قال الحسن:اراد ان یستن به من بعده و قد علم الله عنه لم یکن یهتاج الیهم. و فی الحدیث: ما تشاور قوم قط الاهدوا لارشد امرهم». (طبرسی، ۱۳۶۷، ج ۱، ص ۲۱۶) پس از نقل آراء مفسرین،در مجموع اینگونه به نظر می رسد که مفسرینازواژه ی مشورت این معنا ابتدائاً برایشان تداعی شده است که افراد به دنبال کسب آگاهی بیشترازامور ناچار به استفاده از سرمایه مشورتند تا با کمک گرفتن از رأی و نظر دیگران امور را به جریان بیاندازند،از این رو به اتفاق گفتند: پیامبر نیاز به رأی و نظردیگران ندارد؛آن حضرت عالم به غیب و تحت حمایت های خداوند و متکی به وحی است،چه نیاز به مشورت دارد.بنابراین چنانکه مفسرین فرموده اند این معنا از مشورت درخصوص پیامبر سالبه به انتفاع موضوع است و قطعاً آیه پیامبررا امر نمی کند با کسانی که در مقام و رتبه ی پایین تری هستند مشورت کن تا از رأی و نظر آنها استفاده کنی. به عبارت دیگرعقلاً هیچ مدیری مجاز نیست رأی و نظر افراد ناآگاه و یا کم اطلاع را جایگزین رأی افراد آگاه و مطلع نماید و افراد بی اطلاع حرف شنوی داشته باشد. لکن می توان گفت علاوه براین معنای اولیه که از مشورت به ذهن متبادر می شود،درمشورت معنای دیگری نیزنهفته است و آن معنا مشارکت دادن مردم در سرنوشت و اموراتشان است و آیه شریفه به پیامبر (ص) به عنوان مدیر و ولی جامعه ی مسلمین و مؤمنین می فرماید حق افراد است که مدیر رأی و نظر آنها را در کارهای مربوط به جامعه بخواهد. لذا آیه به صورت جمع می فرماید: «شاورهم» با همه ی مردم مشورت کن؛ حق آحاد جامعه است که رأی و نظرشان از سوی حاکم شنیده شود، سپس حاکم خود تصمیم گیری نماید.از این رو تصمیم گیری به صورت فردی و مدیریتی «عزمت» و با توکل به خدا است. در نتیجه اصلاً جای شک و شبهه نیست که آیه از پیامبر (ص) خواسته است که در مدیریت خود از سرمایه مشورت استفاده کن تا بدین وسیله منافع بسیاری به دست آید. چنانکه در ترجمه و شرح غررالحکم از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده است که فرمود:«جمع الخیر فی المشاوره» یعنی: مجموعه ی خیرو خوبی در مشورت کردن است. (رسولی محلاتی، سیدهاشم، ۱۳۸۳، ج۱، ص ۵۸۶، ح ۱۶/۴۶۰۵) مشاوره سرمایه ی بزرگی درحمایت و پشتوانه مدیریت جامعه درحرکت ها و تحولات اجتماعی است؛چنانکه در منبع مذکور از زبان حضرت علی (ع) آمده است که فرمود: «کفی بالمشاوره ظهیراً» یعنی: مشاوره برای پشتوانه ی کار کافی است. (رسولی محلاتی ، ۱۳۸۳، ج۱، ص ۵۸۸، ح ۱۶/۴۶۲۰) بنابراین به نظر می رسد روی سخن آیه شریفه مبنی بر امر به مشورت به جنبه ی مدیریتی پیامبر (ص) است که مبنای مدیریت خود را بر سرمایه مشورت قرار بدهد و شأن و منزلت مردم را در مشاورت در سرنوشتشان حفظ نماید،و پیامبر (ص) نیز به واقع این چنین عمل می کرد که آیه فرموده است. براین اساس برمدیران جامعه اسلامی لازم است که این سنت بزرگ پیامبر(ص) را در مدیریت خود نهادینه نمایند، که بدون رأی و نظرمردم کاری نکنند که ضمن بی توجهی به شأن و منزلت افراد،درمدیریت خود نیز متزلزل خواهند شد. بدون شک یکی از دلایل استحکام واقعی حکومت ها، اتکا بر آراء و نظرات مردم است که در نوع خود قوی ترین عامل در دفع خطرات و آسیب ها،از جامعه و حاکمیت است؛ چنانکه حاکمیت ولایت فقیه با تأسی بر سنت پیامبر (ص) متکی بر رأی و نظرمردم سی سال است در برابر بزرگترین خطرات که قوی ترین دولت ها را از پای درمی آورد ایستاده است. این است معنای فرمایش مذکور ازامام علی (ع) که «کفی بالمشوره ظهیراً».لازم به ذکراست علاوه برآیه مورد بحث (آل عمران، ۱۵۹) در آیه دیگری نیزبه عنوان یک اصل و قاعده و مشخصه ی جامعه ی مؤمنین،استفاده از این سرمایه معنوی مطرح شده و می فرمایند:«… وأمرهم شوری بینهم…»؛ یعنی: در کارهایشان با یکدیگرمشورت می کنند. (شوری، ۳۸) در المیزان ذیل آیه شریفه به نقل از راغب در مفردات می گوید: کلمه ی «تشاور»،«مشاورت» و «مشورت» به معنای استخراج رأی صحیح است،به اینکه آدمی در مواقعی که خودش درباره ی کاری رأی صحیح ندارد، به دیگران مراجعه کند و از او رأی صحیح بخواهد. این کلمه از ماده ی «شور» گرفته شده و کلمه ی «شوری» امری است کهدرباره اش مشاوره شود. بنابراین معنای آیه شریفه این می شود که مؤمنین آنهایی هستند که هرکاری می خواهند بکنند در میانشان شورایی تشکیل می شود تا پیرامونش مشورت کنند. اما ازگفتار بعضی استفاده می شود که کلمه ی «شوری» مصدراست؛بنابراین معنای آیه چنین می شود که کار مشاورت دربین خویش است.از این رو آیه اشاره دارد به این که مؤمنین اهل رشد بوده،کاری می کنند که در واقع باید بکنند، دربه دست آوردن و استخراج رأی صحیح دقت به عمل می آورند و به این منظوربه صاحبان عقل مراجعه می کنند. (طباطبایی، ۱۳۶۳، ج ۱۸، ص ۹۳) نتیجه حاصله از این آیه شریفه و تفسیرآن،چنین می شود که توصیف خداوند در قرآن کریم ازمؤمنین به این ویژگی و خصوصیت نیک و برتر است که، اینان امورشان را بدون استفاده از این سرمایه معنوی انجام نمی دهند، آنچنان رشد کرده اند که ضمن اهتمام به یکدیگر در مشارکتی جمعی به حل و فصل مسائلشان می پردازند؛چنانکه امیرالمؤمنین علی (ع) فرموده است: «شاور قبل أن تعزم» یعنی: مشورت کن پیش از آنکه تصمیم بگیری. (رسولی محلاتی، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۵۸۷، حدیث ۱۷۹/۴) هرگز بدون مشورت کاری انجام نمی دهند.
اثر مشورت برخلق و خو و رفتار
چنانکه در تفاسیر و منابع اخلاقی نیز آمده است، استفاده از این سرمایه ی معنوی ضمن تولید یا تقویت خلق و خوی نیک آدمی، مواردی از اخلاق ناپسند را نیز از وجود انسان زایل می نماید. درتفسیرنور،استفاده از مشورت را سبب شکوفایی استعدادها، احترام به دیگران، زمینه سازی جهت استفاده از امداد الهی «یدالله مع الجماعه» دانسته و زایل کننده و مانع استبداد،کاهش خطاها و لغزش ها، مانع حسادت و وسیله ی شناخت توانمندی ها و یا ضعف های افراد می داند. (قرائتی، ۱۳۸۵، ج ۱۰، ص ۴۱۳) در خلاصه ی تفاسیر المیزان و نمونه،آمده است: استفاده از مشورت سبب لغزش کمتر، پیشگیری از حسادت و حسد ورزی افراد نسبت به یکدیگر، جلوگیری از اعتراض ها، مانع استبداد رأی و بی توجهی به شخصیت افراد می گردد.مشورت به افراد احساس عزت نفس و خودباوری می دهدو بین افراد جامعه صمیمیت ایجاد می کند. (پورسیف، ۱۳۸۶، ص ۲-۱۰۲) براساس آنچه از امام علی (ع) در غررالحکم نقل شده است بهره وری بهتر و استفاده بهینه از این سرمایه آنگاه ممکن است که منبع این سرمایه متصف به امور زیر باشد:۰۱ مشورت برگرفته ازعلم من مفتح و پاک باشد؛ «شاور العلماء والصاحین» یعنی: با دانشمندان و علماء وارسته مشورت کن. ۰۲ مشورت برگرفته از عقل و خرد باشد؛«شاور ذوی العقل تأمن الزلل و الندم» ترجمه: با خردمندان مشورت کن تا از لغزش و پشیمانی در امان باشی. ۰۳ با افراد خداترس مشورت کن؛«شاور فی امورک الذین یخشون الله ترشد» یعنی: در کارهای خویش با کسانی که از خداوند ترس و واهمه دارند مشورت کن تا راهنمایی شوی.۰۴ با افراد صاحب تجربه مشورت نما؛«افضل من شاورت ذوالتجارب» یعنی: برترین کسی که باید با او مشورت کنید افراد صاحب تجربه اند. ۰۵ با افراد دوراندیش و دلسوز مشورت نما؛«مشاوره الحازم المشفق ظفر» یعنی: مشورت کردن با افراد دوراندیش و دلسوزی پیروزی آفرین است.(رسولی محلاتی، ۱۳۸۳، ج ۱، صص ۹۰-۵۸۴) همچنین با استفاده از فرمایشات امام علی (ع) در غررالحکم به دست می آید که نباید منبع این سرمایه آلوده به امور زیر باشد: ۰۱ بخل؛«لا تدخلن فی مشورتک بخیل فیعدل بک عن القصد و یعدک الفقر»؛ هرگز در مشورت خود شخص بخیل را وارد نکن که تو را از راه صحیح بگرداند و به فقر و نداری تهدیدت نماید. ۰۲ حرص؛«لا تشرکن فی مشورتک حریصاً یهون علیک الشر و یزین لکن الشر» هرگز انسان حریص و آزمند را در مشورت خود شریک و سهیم نکن که کاربد را در نظرت آسان و حرص و آز را برای تو آرایش دهد. ۰۳ دروغ؛ «لا تستشر الکذاب فانه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب»؛با کسی که زیاد دروغ می گوید مشورت نکن که همانند سراب است؛دور را برای تو نزدیک و نزدیک را در نظرت دور می کند. ۴٫جهل و نادانی؛ «جهل المشیر هلاک المستشیر»؛ نادانی مشاور،نابودی مشورت کننده را به دنبال دارد. فرد جاهل ولو دوست و دلسوز انسان هم باشد نباید مورد مشورت قرار گیرد و در مقایسه گفته شده،مشورت با دشمن عاقل بهتر از دوست جاهل است. (رسولی محلاتی، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۹۰-۵۸۴)حاصل کلام اینکه مشورت،سرمایه ای است معنوی که هم مؤثر بر ایجاد یا تقویت اخلاق پسندیده است و هم زایل کننده ی اخلاق مذموم.از طرف دیگر این سرمایه متأثر از اخلاق پسندیده و اخلاق مذموم نیز هست که در فرمایشات امام علی (ع) به خوبی توضیح داده شده است. که مثلاً مشورت با افراد عاقل و خردمند چه آثاری دارد و با افراد جاهل چه آثاری. بنابراین بر متولیان امور اجتماعی لازم است در راستای متخلق نمودن افراد به اخلاق حسنه،درحفظ و صیانت از سرمایه های معنوی اجتماعی و رشد و توسعه ی آن به همه ی امورو همه ی افراد در جهت بهره وری بهتر از آنها تلاش نمایند،تا بدین صورت تفاوت و تمایز برتر جوامع اسلامی بر دیگرجوامع آشکار گردد. ب.اخوت، برادری، الفت، وحدت و اتحاد از جمله سرمایه های معنوی و اجتماعی مهمی است که با استفاده از آن علاوه،بر تقویت، رشد و توسعه اخلاق و رفتار اجتماعی از جمله التزام به رعایت حقوق افراد، احترام به آحاد مردم،دلسوزی، ایثار، گذشت، عفو و بخشش، مهرورزی، تعاون، همراهی و همکاری در حل مشکلات افراد، اخلاق ناپسند را نیز محو می کند؛با به کارگیری این سرمایه، کدورت ها و دشمنی ها، خیانت به مال و جان و ناموس از میان می رود،سلامت و بهداشت روان برای افراد به وجود می آید، بخل و حسد رخت بربسته و اصلاح ذات البین، اصل حاکم بر روابط میان افراد می شود. البته این سرمایه برایمان شکل می گیرد و از مشخصه های خاص جامعه ی مؤمنین است. از این سرمایه در قرآن کریم با عناوین «اخوت، الفت، اعتصام بحبل الله» نام برده شده و مؤمنین به آن توصیه شده اند. چنانکه می فرمایند: «إنّما المؤمنون إخوه فأصلحوا بین أخویکم و اتّقوا الله لعلّکم ترحمون»؛(حجرات، ۱۰) مؤمنان برادر یگدیگرند؛ پس دو برادرخود را صلح و آشتی دهید و تقوی الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۷، ص ۵۱۶)در تفسیرالمیزان ذیل آیه شریفه آمده است: جمله «إنما المؤمنون إخوه» قانونی را در بین مسلمانان مؤمن تشریع می کند و نسبتی را برقرار می سازد که قبلاً برقرار نبوده و آن نسبت برادری است که آثار شرعی و حقوقی نیز دارد. اخوت در اسلام عبارت است از نسبتی بین دو نفر، که در نکاح آثاری دارد،حال چه اخوت والدینی باشد و چه رضائی، البته اخوت رضائی در ازدواج آثاری دارد اما در ارث ندارد؛ چه اخوت دینی که آثار اجتماعی دارد اما در نکاح و ارث ندارد. (بنابراین طلاق اخوت در هر سه مورد حقیقی است نه مجازی) اگر چه برخی مفسرین اطلاق اخوت در آیه را مجازی گرفته و از باب استعاره دانسته اند و گفته اند شرکت دو نفر در داشتن ایمان شبیه است به شرکت آن دو دراصل تولد، زیرا هم تولد اصلی است برای بقا و منشأ حیات است و هم ایمان منشأ بقای ابدی در بهشت است. و بعضی هم گفته اند این اخوت از باب تشبیه بلیغ است،از این حیث که مؤمنین هم به یک رشته منسوبند و آن،ایمان است که باعث بقای ابدی است. (طباطبایی، ۱۳۶۳، ج۱، ص ۴۷۲) تفسیر انوار درخشان نیز ذیل آیه ی شریفه می گوید که این آیه حکم اخوت و برادری را در میان اهل ایمان صادر فرموده به اینکه هر یک از افراد موظفند آثار اجتماعی آن را در سیر و سلوکشان رعایت کنند و بر طبق برنامه قرآن حقوق اجتماعی و معاشرتی افراد را در نظر گرفته، در مقام ادای آن برآیند.از جمله اثرات بارز اخوت ایمانی، صلاح و رفق افراد مؤمن با یکدیگر است؛ به این طریق که کدورتی میانشان رخ ندهد و چنانچه رخ داد بلافاصله در رفع آن اقدام نمایند. بنابراین رابطه ی ایمانی میان جامعه ی اسلامی براساس اصلاح ذات البین و رفع کدورت افراد است که منشأ فساد و فتنه و اختلاف در زندگی عموم نشود. (حسینی همدانی، ۱۳۸۰ق، ج ۱۵، ص ۳۹۱) در تفسیر المیزان ضمن نقل حدیثی از امام صادق (ع) درباره ی حقوق اخوت می فرماید: مؤمن برادر مؤمن و چشم و راهنمای او است،به او خیانت نمی کند، بر او ستم روا نمی دارد و او را فریب نمی دهد و اگر وعده ای بر او داد تخلف نمی کند. (طباطبایی، ۱۳۶۳، ج ۱۸، ص ۴۷۲)در آیه دیگری ضمن دعوت به وحدت و اعتصام به حبل الله و یادآوری الفتی که به وسیله دین خدا بر مردم ارزانی شد؛ به نحوه ی شکل گیری سرمایه ی اخوت اشاره کرده می فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم أعداء فألّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته أخواناً و کنتم علی شفا حفره من النّار فأنقذکم منها…»؛ (آل عمران، ۱۰۳) و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام و هرگونه وسیله وحدت]چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت (بزرگ) خدا را برخود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما الفت ایحاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفره ای از آتش بودید، خدا شمارا از آنجا نجات داد… (مکارم شیرازی، ۱۳۸۷، ص ۶۳) در تفسیر روح الجنان آمده است که «حبل» کنایه باشد از دین،عهد، امان، مودت، خویشی و قرابت. اما مراد از «حبل» درآیه دین است و معنای آن چنین است که به دین خدا چنگ زنید. عبدالله بن مسعود می گوید مراد از حبل جماعت است و نیز گفته مراد چنگ زدن به طاعت و جماعت است؛یعنی ای مردم اطاعت خدا و ملازم جماعت نگاه دارید که آن حبل و عهد خداست. قتاده و ضحاک می گویند. مراد از حبل الله، قرآن است. (خزاعی، ۱۳۴۷، ج۴، ص ۴۳۷) در تفسیرالمیزان ذیل آیه شریفه آمده است،خداوند در آیه شریفه دو دلیل بر لزوم اعتصام به حبل الله و عدم تفرقه آورده است یکی «اذ کنتم اعداء» دوم«و کنتم عل شفا حفره من النّار»؛ دلیل اول مبتنی بر اصل تجربه است که خود شما را درگذشته با یکدیگر دشمن بودید و تلخی های دشمنی را چشیده اید و خدا شما را از آن نجات داد. دلیل دوم مبتنی بر بیانی عقلی است.اگر در جمله ی «فأصبحتم بنعمته إخواناً» دوباره کلمه نعمت تکرار شده برای این بود که به امتنانی اشاره کرده باشد که جمله «واذکروا نعمت الله علیکم» برآن دلالت داشت و مراد از نعمت همان الفتی است که نام برده است. پس مراد به اخوتی هم که این نعمت آن را محقق ساخته نیزهمان تألف قلوب است. (طباطبایی، ۱۳۶۳، ج ۳، ص ۵۷) درآیه دیگری نیز تحصیل سرمایه ی معنوی الفت را خداوند به خود نسبت داده و می فرماید: این سرمایه با سرمایه های مادی قابل تحصیل نبود . «وإلّف بین قلوبهم لو أنفقت ما فی الأرض جمیعاً ما ألّفت بین قلوبهم و لکن الله ألّف بینهم إنّه عزیزحکیم»؛ (انفال، ۶۳) و دلهای آنها را با هم الفت داد که اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می کرد که میان دلهای آنان الفت دهی نمی توانستی،ولی خداوند میان آنها الفت ایجاد کرد؛او توانا و حکیم است. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۸، ص ۱۸۵) در تفسیر المیزان به نقل از راغب در مفردات می گوید:«إلّف» به معنای اجتماع و التیام است، همچنین الفت نیز به همین معناست. خداوند پیامبر خود را با تألیف قلوب مؤمنین کفایت کرده است. در چند جای قرآن به نعمت تألیف قلوب مؤمنین منت نهاده است و در این آیه اهمیت این نعمت را بیان کرده است؛بدین بیان که خداوند برامت اسلام منت نهاده و صفت رذیله ی بخل را از دل های آنها زدوده و میان دلهای آنها الفت ایجاد کرده است، اسلام برای پدید آوردن چنین اخوتی،نخست مردم را به معارف الهی آشنا ساخت و آن معارف را میان آنان منتشر ساخت و گوشزد کرد که زندگی انسان جاویدان است و منحصر به چند روز مختصردنیا نیست تا با سپری شدن آن، زندگی انسان نیزبه پایان رسد. وقتی مسلمانان این اصل و حقیقت را پذیرفتند خواهش دلهای خود را از تمتع به حیوانات که هدفی مادی و غرضی مادی است به سوی این تمتع معنوی برگرداندند،دیگرهیچ تزاحم و محدودیتی درآن نیست و قهراً خشم و دشمنی از دلهایشان زایل گشته و جان هایشان از بخل و غلبه هوی و هوس رهایی یافته و به لطف خدا برادران یکدیگر می شوند. (طباطبایی، ۱۳۶۳، ج ۹، ص ۱۵۹) چنانکه از فرمایش علامه نیز مشهود است از جمله تأثیر ارزشمند اخوت و همدلی محو رذیله بخل از فرد،تزاحم و محدودیت ها از اخلاق اجتماعی و نیز بوجود آمدن فضیلت، ایثار و گذشت است. این سرمایه اگرچه براساس ایمان تولید می شود و سبب ممتاز شدن جامعه ی اسلامی از سایر جوامع می گردد،لکن بر تقویت ایمان افراد و فراگیر شدن و توسعه ی ایمان فرد و اجتماع نیزمؤثر است. جامعه ای که از سرمایه اخوت برخوردارشود،به یقین بسیاری از آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی درآن وجود نخواهد داشت و درآن،کمترین تضییع حقوق صورت نمی گیرد،درچنین جامعه ای فراتر از رعایت حقوق انسان ها،هم دوستی و نوع دوستی، اخوت و برادری مطرح است. این ایده آل ترین نوع روابطی است که اجتماع بشری درانتظار آن است این سرمایه ی فضای عمومی جامعه را به سوی مودت،مهربانی و دلسوزی سوق می دهد. در همین راستاست که در فرهنگ جامعه اسلامی و روابط برادری، مسأله «طلب حلالیت» مطرح می شود و به عنوان یک مشخصه ی جامعه ی برادری از سوی پیامبر (ص) و ائمه علیهم السلام مورد عمل قرار می گیرد. در پایان به جهت کاربردی شدن طرح اخوت،به مواردی از راهکارها حفظ و توسعه ی این سرمایه و نیز آسیب های آن با استفاده از فرمایشات امام علی (ع) در غررالحکم می پردازیم.
راهکارهای حفظ و توسعه ی سرمایه ی اخوت
۰۱ نرم خویی و مدارا به هنگام تندخویی و درشتی کردن برادرت؛«احمل نفسک عند شده اخیک علی اللّین»؛ خویشتن را در هنگام درشتی کردن برادرت به نرمی وادار.۰۲ پیوند به هنگام قطع ارتباط برادرت؛«احمل نفسک مع اخیک عند صرمه علی اصله» خود را نسبت به برادر خود وادار کن که هنگام گسستن او پیوند کنی. ۰۳ غافل نشدن از حق و حقوق برادرت به هر دلیلی؛ «ایاک ان تفعل عن حق اخیک اتکالاً علی واجب حقک علیه»؛ بپرهیز از اینکه ازحق برادرت غافل شوی،به اعتماد حق واجبی که تو بر او داری. ۰۴ استفاده از زبان خیرخواهی و نصیحت به جای چاپلوسی و چرب زبانی؛«خیر الاخوان اقلهم مصانعه فی النصیحه»؛ بهترین برادران کسی است که درباره خیرخواهی و نصیحت کمتر تو را مدارا کند.(و به صراحت، تورا نصیحت کند.)۰۵ بخش خطا،قبول عذر، پوشاندن بدی ها، برطرف کردن ترس، امید دادن؛«ان اخاک حقاً من غفر زلتک و سد خلت و قبل غذرک و سترعورتک و نفی وجلک،و حقق املک»؛به راستی که برادرحقیقی تو آن است که لغزشت را ببخشد،ورشکستگی زندگیت را ببندد،عذرت را بپذیرد و زشتی و عیب تو را بپوشاند،و ترس تو را برطرف کند و امید تو را به انجام رساند. (رسولی محلاتی، ۱۳۸۳، ص ۷۰-۶۱)همچنین از جمله آسیب های سرمایه ی اخوت براساس فرمایشات امام علی (ع) در غررالحکم می تواند امور زیر باشد: ۰۱ ایجاد آزردگی؛«الملل یفسدالاخوه»؛ آزردگی، برادری را تباه می کند. ۰۲ دراین راستا، افراد باید تلاش کنند اولاً زودرنج نباشند. ثانیاً یکدیگر را بی جهت آزرده خاطرنکنند.ثالثاً روحیه ی عذرپذیری و عذرخواهی را درخود تقویت کنند. ۰۳ دمدمی مزاج ـ زود حالت عوض کردن؛«شرالاصحاب السریع الانقلاب»؛بدترین همراهان و یاران کسی است که زود تغییرحالت می دهد. ۰۴ دنیا گرایی و غفلت از آخرت؛«شر اخوانک و اغشهم لک من اغراک بالعاجله الهاک عن الاجله»؛بدترین برادران تو و خیانتکارترین آنان کسی است که تو را بر دنیا تشویق و ترغیب و ازآخرت غافل کند.۰۵ پیوند و رابطه در فراخی و جدایی به هنگام سختی و گرفتاری؛«شرالاخوان المواصل عندالرخاء و المفاصل عندالبلاء»؛بدترین برادران کسی است که در فراخی زندگی بپیوندد و در گرفتاری فاصله بگیرد و جدا شود. ۰۶ یاری نکردن به هنگام نیاز؛«شرالاخوان الخاذل»؛ بدترین برادران کسی است که انسان را یاری نکند. (رسولی محلاتی، ۱۳۸۳، ص ۷۰-۶۸)
نتیجه
نتیجه حاصل از این پژوهش،لزوم و ضرورت تقویت بنیه اخلاق فردی اجتماعی براساس آموزه های قرآن،و نیازمندی جامعه ی بشری به شناخت سرمایه های معنوی و آشنایی با به کارگیری این سرمایه در پاسخ گویی به نیازهای معنوی است. دراین راستا برعالمان قرآنی و اخلاقی است که در پژوهش های جامع،گسترده و فراگیر،ضمن کشف و معرفی این نوع سرمایه ها،به تبیین نحوه ی استفاده و کاربرد آن برای عموم بپردازند.چنانکه دراین پژوهش آمد،با سرمایه شور و مشورت می توان ضمن تقویت بنیه ی اخلاق فردی و اجتماعی به توسعه ی فضایل اخلاقی و محو رذایل پرداخت،به علاوه از این رهگذر،منافع فراوانی نصیب نظام سیاسی اجتماعی خواهد شد. بنابراین نهادینه شدن استفاده از این سرمایه به وسیله متولیان اموراجتماعی،سیاسی فرهنگی از ضروری ترین مسائل است. همچنین جهت ریشه کن کردن ناهنجاری های رفتاری،اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی،طرح اخوت و برادری از مهمترین اقدامات زیربنایی است،چنانچه درجامعه ی اسلامی پیامبر (ص) به جای تشکیل سازمان های قضائی،جزائی، نظامی و انتظامی، با استفاده از سرمایه ی اخوت،الفت و برادری، جامعه تدبیر می شود. بنابراین چرا نباید مدیران اموراجتماعی فرهنگی ما این سنت بزرگ الهی را نشناسندویا درکاربردی کردن آن ناتوان باشند؟!اساس مهرورزی،مودت و رحمت در جامعه با استفاده ازاین سرمایه پایه ریزی می شود و ناهنجاری های فردی اجتماعی بسیاری ازمیان می رود.کتابنامه ۰۱ قرآن کریم،ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، (۱۳۸۷)، چاپ اول،چاپخانه امیرالمؤمنین (ع) ۰۲ امینی، ابراهیم، (۱۳۸۴)، اسلام و تعلیم و تربیت، قم: بوستان کتاب، ویرایش ۲، چاپ اول.۰۳ آشتیانی، محمدرضا و محسن، (۱۳۸۴)، گنجینه آداب اسلامی، قم: نشرزهیر، چاپ دوم.۰۴ باقری، خسرو، (۱۳۸۲)، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران:انتشارات مدرسه، چاپ هشتم.۰۵ پورسیف، عباس، (۱۳۸۶)، خلاصه تفاسیر المیزان ونمونه،تهران: نشرشاهد، چاپ دوم.۰۶ حسینی همدانی،محمد، (۱۳۸۰)ق)، تفسیر انوار درخشان، تهران: لطفی، چاپ اول، جلد ۱۵٫۰۷ خزائی نیشابوری،حسین، (۱۳۷۴)، روض الجنان روح الجنان فی تفسیرالقرآن،مشهد: آستان قدس، جلد ۴٫۰۸ دهقانی، علی، (۱۳۸۶)، اقتصاد خرد، تهران: انتشارات ترمه، چاپ سوم.۰۹ رسولی محلاتی، سیدهاشم، (۱۳۸۳)، غررالحکم و دررالکلم آمدی،تهران:دفترنشرفرهنگ اسلامی، چاپ۶، جلد اول و دوم.۰۱۰ طباطبایی، سید محمدحسین، (۱۳۶۳)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: انتشارات اسلامی، جلد ۱۸،۳،۱٫ ۰۱۱ طبرسی، ابوعلی فضل بن الحسن، (۱۳۶۷)، جوامع الجامع،تهران:دانشگاه تهران،چاپ دوم، جلد ۱۲٫۰۱۲ —– (۱۳۶۰)، مجمع البیان، تهران: فراهانی، چاپ اول، جلد ۴٫۰۱۳ عبدالباقی، محمد فؤاد، (۱۳۶۶)، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن،قاهره:دارالکتب المصریه،پنجم.۰۱۴ قرائتی، محسن،(۱۳۸۵)، تفسیرنور، تهران: وزارت ارشاد،چاپ ۱۳، جلد ۱۰،۲٫۰۱۵ فلسفی،محمدتقی، (۱۳۸۶)، اخلاق، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چاپ نهم، جلد ۲،۱٫۰۱۶ مکارم شیرازی، ناصر، (۱۳۶۶)، تفسیرنور، تهران: دارالکتب الاسلامیه.۰۱۷ مهدوی کنی، محمدرضا، (۱۳۸۲) اخلاق عملی، تهران: دفترنشر فرهنگ اسلامی، چاپ ۱۴٫منبع:نشریه مجموعه مقالات (قرآن و اخلاق )ج۲
 

نوشته قبلی

جایگاه امنیت اجتماعی در قرآن کریم

نوشته‌ی بعدی

چهارنکته درباره قرآن

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

چهارنکته درباره قرآن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / ۴۹

الو سلام حاج آقا / ۴۹

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثلیق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا