14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

تاریخ و تاریخ نویسى در اسلام

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در تاریخ نویسى اولین سرمشقى که مسلمین پیدا کردند عبارت بود ازخداینامه‏ها-کتب پهلوى،که اساس حماسه ملى ایران بشمار مى‏آمد.در جاهلیت،آنچه از نوع تاریخ نزد اعراب رواج داشت انساب قبایل‏و«ایام‏»و حروب بود که با شعر و قصه آمیخته بود.و راى آنهاآنچه از اخبار راجع به انبیاء یهود،یا شاهان بابل و مصر و شام به‏گوششان مى‏خورد نزد آنها به عنوان اساطیر تلقى مى‏شد-اساطیرالاولین.با اینهمه،نسبت‏به اخبار،خاصه آنچه مربوط بود به احوال‏سواران،دلاوران،شاعران،و خطیبان غالبا اظهار علاقه مى‏کردند ونقل اینگونه اخبار-که رنگ قصه و شعر داشت-نزد آنها شورانگیزبود و جالب ازین رو در مجالس خلفاء و امراء اموى معرکه اسمار واخبار گرم بود و حتى معاویه،چنانکه مسعودى نقل مى‏کند، قسمتى ازاوقات فراغت را اختصاص به شنیدن ایام عرب و اخبار عجم داده بود که‏گاه نیز از روى کتب-ظاهرا از متن غیر عربى-برایش مى‏خوانده‏اندیا ترجمه مى‏کرده‏اند.نیز منصور عباسى و هارون الرشید به اخبار واسمار علاقه نشان مى‏داده‏اند.همین علاقه-بعلاوه شوق مسلمین به دانستن اخبار راجع به سیرت پیغمبر-سبب شد که به تالیف در سیر ومغازى اقدام کنند. این مغازى و سیر نیز نخست‏به همان شیوه نقل‏احادیث تدوین شد نهایت آنکه برسم نقل اسمار و اخبار عرب در آنهابه اشعار و قصص نیز استشهاد شد.چنانکه وقتى ابن هشام خواست‏سیره‏ابن اسحق را تهذیب و تلخیص کند کار عمده‏اش عبارت بود از حذف‏اشعار و ابیات زائد و احیانا مجعول که در آن وارد شده بود.تحقیق در باب‏مغازى و فتوح هم،از جهت احکام راجع به فتح و خراج و عهود و ذمه ومسائل مربوط بدانها اهمیت داشت و از همین رو مورد توجه مسلمین‏واقع گشت.چنانکه بررسى در سنت و حدیث نیز معرفت احوال صحابه رااقتضاء مى‏کرد و طبقات الصحابه-مثل کتاب ابن سعد-نیز در واقع‏تواریخ اسلامى بودند درباره پیغمبر و اصحاب.حل و فهم اشاراتى هم که‏در قرآن-یا حدیث-به اخبار و حوادث امم و اقوام گذشته-خاصه‏یهود و نصارا و عرب بائده-مى‏شد نیز یک محرک دیگر بود جهت‏توجه مسلمین به تاریخ. منبع اینگونه اطلاعات هم البته کتب سریانیهابود-و گاه کتب ایرانیها.بعلاوه،حس کنجکاوى مسلمین و تماس دائم آنها با اقوام و امم‏مختلف ممالک فتح شده آنها را نه فقط به آشنایى با اخبار گذشته یونان،ایران،و روم علاقه‏مند مى‏داشت‏بلکه نیز بجستجوى اخبار راجع به هند،ترک و حتى چین و افریقا مى‏کشانید.توسعه قلمرو اسلام مسلمین را به‏همه این ممالک و اقوام مرتبط و علاقه‏مند مى‏کرد.در آن زمانهاتواریخ قدیم یونان-از قبیل هردوت و توسیدید-که دیگر دولتهاى‏مورد بحث آنها محو شده بود و دولتهاى دیگر به جاى آنها آمده بود، براى مسلمین چندان جالب توجه نمى‏توانست‏باشد.بعلاوه،علاقه‏یى‏که عباسیان و برامکه و آل سهل به طرز حکومت و اداره عهد ساسانیان‏نشان مى‏دادند همراه با نظر رقابت‏یا عنادى که با بیزانس-وارث یونان و روم قدیم-ابراز مى‏کردند سبب مى‏شد که مورخین در شیوه‏تاریخنویسى هم به ماخذ ایرانى بیشتر رجوع کنند و به سبک و سنت‏نویسندگان خداینامه‏ها.همین نکته سبب شد که تواریخ مسلمین،برخلاف تواریخ یونان و روم قدیم،بیشتر مبتنى شود بر نقل جزئیات‏قصه‏ها و عدم توجه کافى به تبیین اسباب و علل حوادث.این تمایل به‏نقل جزئیات و اشتغال به حماسه و قصه، کتب فتوح-یا مآخذ آنهارا-رنگ خاصى از تعصبات داده است چنانکه در روایات ابو مخنف وسیف بن عمرو و عوانه بن عبد الحکم و ابو عامر بن شراحیل بسیارى ازاختلافات ناشى است از رنگ تعصبات قومى،حزبى،و مذهبى آنها و این‏است که در استفاده از کتب فتوح و مغازى قدیم مورخ را به احتیاط تمام‏وامى‏دارد و قسمتى از تاریخ خلفاء ظاهرا بسبب همین رنگ تعصبات که‏در منشا روایات آنها هست امروز هنوز بشکلى است که از لحاظ مورخ‏قابل اعتماد کلى نیست.تالیف تواریخ عمومى،که قدیمترین نمونه موجود آن تاریخ‏الیعقوبى است از ابن واضح-یک مورخ شیعه-بى شک یک شاهکاربزرگ مسلمین است در تاریخنویسى.کتاب عظیم طبرى که شکل وقایعنامه دارد یک دائره المعارف تاریخى است،آگنده از معلومات واطلاعات سودمند و گوناگون.مروج الذهب مسعودى و التنبیه و الاشراف‏او نیز تاریخ عمومى بشمارند و این کتابها بعدها بوسیله مسکویه و ابن اثیرو ابن الجوزى و ابو الفدا و ابن خلدون و ذهبى و ابن تغرى بردى تذییل وتکمیل شدند و مآخذ اصلى شدند براى تاریخ امم و اقوامى اسلامى چنانکه‏طبقات و وفیات و تراجم نیز در آثار کسانى امثال سمعانى ، ابن خلکان ، کتبى ، صفدى ، قفطى ، ابن ابى اصیبعه و دیگران مورد توجه گشت و اینهمه‏گنجینه ارزنده‏یى شد براى تحقیق در تاریخ و تمدن اسلامى.بهر حال،مسلمین در تاریخ کتابهاى بسیار زیادى بوجود آوردند،و هیچ قومى قبل از شروع عصر جدید درین رشته به پایه‏مسلمین نرسیده بود. (۱) شاید برین میراث عظیم مسلمین نیز عیوبى واردباشد و از آنجمله است آمیختن وقایع با قصه‏ها،ذکر روایات متناقض،نقل روایات غیر معقول یا مبالغه آمیز،اظهار تملق نسبت‏به ارباب قدرت‏و یا سکوت از بیان معایب و مفاسد آنها.اما درباره بعضى ازین ایرادهاباید توجه به مقتضیات عصر داشت و روزگار مورخین گذشته را با احوال‏مورخین ممالک آزاد امروز قیاس نباید کرد همچنین طرز فکر قدما را نبایدبا نوع تفکر مردم امروز سنجید چنانکه انتظار خواننده قدیم از کتاب‏تاریخ و نحوه بدست آوردن مآخذ اخبار هم با آنچه امروز هست تفاوت‏دارد و توجه به این نکات شاید سبب شود که محقق امروز در نقدمورخین گذشته اسلامى به مبالغه و افراط نگراید.۲ معهذا،کار مورخین‏اسلام در مقایسه با کار قدماء یونان و روم-شاید با چند استثنا-ومخصوصا در مقایسه با کار مورخین اروپا در قرون وسطى و حتى بعد ازآن شایسته تحسین و اعجاب است.در تاریخنویسى مسلمین،یک خاصیت‏بارز عبارتست از علاقه‏یى‏که قوم به احوال امم مختلف دیگر داشته‏اند.نه فقط درباره بابل،مصر،ایران،یهود،یونان،و روم اطلاعات امثال مسعودى،یعقوبى،دینورى‏و طبرى مبتنى بر مآخذ قابل اعتمادست‏بلکه درباب اقوام هند،سودان،ترک،چین،و فرنگ هم در آثار بیرونى،مسعودى،یعقوبى،ابن اثیر ورشید الدین فضل الله معلومات دقیق هست و حاکى از دقت و کنجکاوى.بر رغم ایرادهایى که بر بعضى ازین مورخین،لا اقل در پاره‏یى مواضع‏محدود،وارد به نظر مى‏آید مورخین بزرگ اسلام غالبا در کار خویش‏بحد امکان دقت و حتى وسواس داشته‏اند.تقید بعضى از آنها-مثل طبرى-در نقل و ذکر اسانید البته‏تضمین عمده‏یى بوده است در صحت نسبى مطالب و روایات. این شیوه که در واقع از اهل حدیث اخذ و تقلید شده است تاریخ را نزد طبرى‏سلسله‏یى از روایات کرد که مورخ،هر روایت را از یک راوى نقل‏مى‏کند و او نیز از یک یا چند راوى دیگر تا برسد به کسى که شاهدواقعه بوده است‏یا آنکه واقعه در ایام وى رخ داده.این ذکر اسانیدکه بمنزله ذکر مآخذست در تاریخ امروز مى‏بایست مورخ را از وقوع‏در خطا یا لا اقل از وقوع در مسؤولیت،بر کنار دارد.اما عیب عمده‏اش‏آنست که بسبب اختلاطات-و احیانا تناقضات که در روایات آنها ممکن‏است روى داده باشد-ایجاد یک سلسله منظم از حوادث و بررسى‏علت و معلول را در سلسله حوادث دشوار مى‏کند و مورخ را از قضاوت‏در اسباب و نتایج‏باز مى‏دارد.شک نیست که این یک عیب عمده است‏که در تواریخ اسلامى هست اما در تواریخ سایر اقوام قدیم هم بدون‏آنکه کارشان مبتنى بر ذکر اسانید باشد نظیر این ایراد وارد است.درضبط نام و انساب نیز کار مورخان اسلام دشوار بوده است اما آن راغالبا با دقت تمام انجام داده‏اند.امکان وقوع اشتباه در نام و نسب‏اشخاص بسا که منتهى شود به انتساب حوادث مختلف به شخص واحد.ازین رو در معرفت رجال توجه به این نکته را مورخین ضرورى یافته‏اندقصه جالبى که ابن خلکان درباره قاضى ابو الفرج المعافى بن زکریا النهروانى‏ذکر مى‏کند در واقع یک هشدار و تنبیه است‏براى مورخ.وى از قول‏این قاضى نقل مى‏کند که یک سال حج مى‏کردم و در ایام تشریق درمنى بودم.شنیدم کسى مى‏گوید:اى ابو الفرج.گفتم شاید مرادش منم.باز گفتم در بین مردم بسیار کسان هستند که ابو الفرج کنیه‏شان باشدجوابش ندادم.منادى چون دید کسى جوابش نداد فریاد زد:اى ابو الفرج‏المعافى.خواستم به او جواب دهم بازگفتم ممکن هست ابو الفرج دیگرى‏هم باشد که اسم او معافى است ازین رو جوابى ندادم تا آنکه بازگشت‏و ندا داد:اى ابو الفرج المعافى بن زکریا النهروانى.دیگر برایم شک نماند که مرا ندا مى‏دهد چون اسم و کنیه‏ام را ذکر کرد و همچنین‏پدرم و شهرى را که بدان منسوبم نام برد.پس گفتم:اینک من، چه‏مى‏خواهى؟گفت:شاید تو از نهروان شرق هستى؟گفتم بلى.گفت،آنکه‏ما مى‏خواهیم از نهروان غرب است (۳) این ست‏حکایتى که ابن خلکان‏نقل مى‏کند و هنوز هم مى‏تواند براى مورخ آموزنده باشد و عبرت انگیز.از اینها گذشته در ضبط سنین هم کار مورخ مقتضى دقت‏بوده است وتجسس بسیار.همین ابن خلکان در ترجمه حال ابو الوفاء بوزجانى‏ذکر مى‏کند که تاریخ وفاتش را نمى‏دانستم جایش را در ترجمه حال‏وى سفید گذاشتم بیست‏سال بعد آنچه را مى‏جستم در کتاب ابن اثیریافتم به اینجا الحاق کردم (۴) این مایه دقت و وسواس البته ضبط مورخ راقابل اعتماد مى‏کرد.بعلاوه،مورخ در تهیه مواد و تطبیق و تنظیم آنهانیز غالبا همین اندازه دقت و وسواس داشت.یعقوبى با دقت و علاقه،اخبار و اطلاعات راجع به بلدان مختلف را از اهل محل مى‏پرسید و ازآنمیان فقط آنچه را اشخاص موثق تصدیق مى‏کردند ضبط مى‏کرد.بعدهم در مسافرتهاى خویش راجع به آن مطالب جداگانه تحقیق مى‏کرد.مسعودى براى جمع آورى اطلاعات دقیق مسافرتهاى طولانى کردچنانکه در آسیا تا هند و سیلان و در افریقا تا زنگبار رفت.بیرونى در مقدمه‏الآثار الباقیه چنان دقت و احتیاطى در شیوه تحقیق توصیه مى‏کند که‏گوئى آن مقدمه یک محقق امروزیست و ماللهند او حتى با موازین‏امروزى نیز شاهکار تحقیق در تاریخ و عقاید محسوبست.ابن مسکویه‏حتى در بیان سیرت و احوال پیغمبر از بیان امورى که قبولش با عقل‏صرف ممکن نیست و حاجت‏به ایمان و اعتقاد دارد خود دارى مى‏کند وابن خلدون در قضاوت راجع به مسائل تاریخ نهایت تعقل و احتیاط راتوصیه و عمل مى‏کند.یک خاصیت دیگر در آثار غالب مورخین اسلامى،قضاوتهاى صریح و غالبا قاطعى است که درباب اخلاق و روحیات رجال و حکام‏عصر دارند.مسعودى،ابن خلکان،و بیهقى مخصوصا توجه خاصى به‏بیان شمایل و احوال اشخاص مورد بحث نشان مى‏دهند.درست است که‏غالبا این اوصاف عام و حتى مجمل است اما در بعضى موارد چنان دقیق‏و روشن است که تصویر نزدیک به واقع احوال و اخلاق اشخاص موردبحث را بدرستى و وضوح در ذهن خواننده القاء مى‏کند.با آنکه‏طبع عامه از تاریخ معمولا بیان شکوه و جلال اشخاص غالب را طلب‏مى‏کند و همین نکته نیز-غیر از اسباب و موجبات دیگر-مورخ راگهگاه به تملق سرائى وامى دارد در بین مورخین اسلامى کسانى هستند که‏بدون مداهنه و با شجاعت و صراحت از احوال و اعمال سلاطین و حکام‏قاهر انتقاد کرده‏اند.ابن الطقطقى مؤلف کتاب الفخرى گهگاه چنان ازعباسیان انتقاد مى‏کند که در آن اعصار فقط از یک شیعى بى‏پروا چنان‏بیانى ممکن بود صادر شود.ابن عربشاه احوال تیمور را بشدتى انتقادمى‏کند که بوى غرض از لحن کلامش بر مى‏آید.حتى صابى که به امرعضد الدوله کتاب التاجى را مى‏نوشت این اندازه شهامت داشت که درجواب یک دوست-وقتى از او پرسید به چه کار اشتغال دارد-با صراحت‏بیان جواب دهد:مشتى اباطیل بهم مى‏بافم.این مایه صراحت را فقط یک‏محیط آزاد که در آن تسامح و بى تعصبى شیوه‏یى جاریست در چنان‏روزگارانى ممکن بوده است اجازه دهد.عدم توجه به تبیین دقیق حوادث،و اکتفا به ذکر جزئیات که‏بعضى بر مورخین اسلامى عیب گرفته‏اند اختصاص به آنها ندارد.سعى‏در تحقیق و شناخت علل و اسباب حوادث تاریخى در اروپا هم سابقه‏زیاد ندارد و حتى در قرن هفدهم میلادى بوسوئه هم مثل طبرى حوادث‏را فقط بر اصل مشیت تعبیر مى‏کرد.معهذا،در بین مسلمین توجه به‏اسباب و علل هم بوده است چنانکه ابو على مسکویه در تجارب الامم به تبیین حوادث بیشتر اهمیت مى‏دهد تا به نقل روایت.اما ابن خلدون که‏که در عصر خویش تا حدى پیشرو اشپنگلر و توینبى بشمارست ظاهرااولین مورخى است که در پرتو تعقل و استدلال کوشید تا حوادث تاریخ‏را بوسیله علل طبیعى آنها تبیین کند.بدینگونه،وى در مقدمه خویش‏نه فقط یک دید تازه براى تاریخ بلکه یک‏«علم تازه‏»را در زمینه تاریخ‏بوجود مى‏آورد:فلسفه تاریخ.در هر حال،طریقه ابن خلدون در تبیین تاریخ بر آنچه یونانیها-امثال توسیدید-مى‏شناختند برترى بارز داشت (۵) نه فقط بدان سبب که‏وى حوادث و تجاربى بیش از آنکه توسیدید مى‏شناخت در پیش چشم‏داشت‏بلکه بیشتر بدان سبب که وى فیلسوفانه‏تر به قضایا و حوادث‏مى‏نگریست.در حقیقت،شیوه‏یى که ابن خلدون در تحقیق فلسفه تاریخ واسباب و علل (Vico) نظیر نیافت.شاید مونتسکیو را هم از ظهور تمدن و توحش پیش گرفت در اروپا هم تقریبا تاپیدایش ویکو بعضى‏جهات بتوان با او مقایسه کرد و اگر هر در،اگوست کنت،و هربرت اسپنسربا آثار و آراء او آشنائى یافته بودند بیشک نتایج تحقیقاتشان رنگ دیگرداشت. ۱۶
پی‏ نوشتها:

۱-جرجى زیدان،تاریخ التمدن الاسلامى‏3/1092-براى تفصیل بیشتر و ارزیابى جامعتر از کار تاریخ نویسان اسلامى‏رجوع شود به:تاریخ در ترازو/۷۵-۶۷۳-وفیات الاعیان ۴/۳۱۱۴-ایضا ۴/۴-۲۵۳
منبع:کارنامه اسلام صفحه ۸۴

 

نوشته قبلی

شهادت خالد اسلامبولی به دست رژیم مصر

نوشته‌ی بعدی

تاریخچه مسجد النبی (صلی الله علیه واله)

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

تاریخچه مسجد النبی (صلی الله علیه واله)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا