14 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home تاریخ شیعه

تاریخ نگاری شیعه در سده های نخستین هجری

محمد غفوری

تاریخ نگاری شیعه در سده های نخستین هجری
0
SHARES
16
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

جايگاه تاريخ نزد شيعه

درباره اين موضوع كه تاريخ‌نگارى شيعه از چه زمانى آغاز شده و آغازكننده آن چه كسى است، به صراحت نمى‌توان اظهار نظر كرد؛ اما مى‌دانيم امامان شيعه (عليهم السلام) به تاريخ بشر و سرگذشت امت‌ها توجه داشتند و آنها را بيان مى‌كردند؛ نمونه آن امير مؤمنان على (ع) است كه در نامه خود به فرزندش امام حسن (ع)، درباره مطالعه تاريخ پيشينيان مى‌نويسد: «احوال و سرانجام گذشتگان را به گونه‌اى مطالعه كرده‌ام كه گويى با آنان زيسته‌ام».1 اين عمل امام، هم نشان‌دهنده مهم و مفيد بودن تاريخ است و هم اينكه سيره و رفتار آن حضرت مى‌تواند سرمشق ديگر امامان (عليهم السلام) قرار گيرد.

از روايات برخى ائمه (عليهم السلام) مى‌توان دريافت كه ايشان نيز با تاريخ مأنوس بوده‌اند؛ به ويژه سيره رسول خدا (ص) كه همانند سنت آن حضرت، ميان ائمه جايگاهى والا داشته و آموزش آن كنار فراگيرى قرآن قرار گرفته است. امام سجاد (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

«كنّا نعلّم مغازي رسول الله (ص) كما نعلّم السورة من القرآن»؛2 «مغازى (سيره) پيامبر (ص) را همانند قرآن فرا مى‌گرفتيم».

بنابراين اگر سيره پيامبر (ص) تا اين ميزان نزد اهل‌بيت (عليهم السلام) ارزش و اهميت داشته است، پس به يقين امامان (عليهم السلام) نيز به همين ميزان در انتقال سيره به ياران و شاگردانشان كوشيده و تعليم سيره نبوى (ص) را جزء آموزش‌هاى خود قرار مى‌داده‌اند. ازاين‌رو ميان احاديث ائمه، به ويژه امام باقر و امام صادق (عليهم السلام)، اخبار سيره فراوان است و بسيارى از آنها در منابع حديثى و تاريخى همچون سيره ابن‌اسحاق موجودند و او مستقيماً اخبارى از امام باقر (ع) آورده است.3 از اين‌گونه گزارش‌ها در ديگر منابع تاريخى نيز ديده مى‌شود.4

در آثار شيعى، بنا به گفته برخى، نزديك يك‌چهارم «تفسير منسوب به قمى» درباره اخبار مربوط به سيره و تاريخ انبياست. در اين تفسير كه تدوين نهايى آن در مجموع از چند اثر انجام شده، از آثار مكتوبى بهره برده شده است كه در قرن سوم و چهارم در دسترس بوده‌اند؛ براى مثال در تفسير قمى از كتاب «المبعث و المغازى» ابان احمر استفاده شده است. تفسير قمى از آثارى است كه تقريباً بخش سيره آن منحصر به اخبار امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) مى‌باشد و از دلايل مهم آن تكيه تفسير قمى بر «تفسير ابوجارود» بوده، كه گفته شده، همه اخبار آن از امام باقر (ع) است و به تناسب شأن نزول آيات، مطالبى از سيره نبوى (ص) در آن آمده است. در اين تفسير اخبار ابوجارود از ديگر قسمت‌ها متمايز مى‌باشد. همه اخبار اين كتاب در «بحارالانوار»، بخش تاريخ پيامبر (ص) آمده است. دليل ديگر تمركز تفسير قمى بر اخبار اين دو امام (عليهما السلام)، كتاب «مبعث النبى و أخباره» از عبدالله بن ميمون قداح است كه وى راوى اخبار امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) بوده و مرجع اين تفسير قرار گرفته است.5 پس از آن نيز جامعه علمى شيعه به سيره نبوى (ص) توجه داشتند و آثار بسيارى در اين زمينه نگاشتند.6

البته گفتنى است نگرش شيعه و سنى به سيره نبوى (ص) متفاوت است. در يك نگرش كلى، شيعه ديد مقدسانه‌ترى به زندگى رسول خدا (ص) دارد و عصمت آن حضرت را اساس قرار مى‌دهد. ولى در تاريخ‌نويسى سنى، حالت اعجاب درباره زندگى آن حضرت كاملاً مطرح است، اما غالباً به عصمت، آن هم در همه ابعادش، توجه نمى‌شود.7 البته به نظر مى‌رسد اهل‌سنت در كتاب‌هاى دلائل النبوه نگرش متفاوت و معتقدانه به عصمت داشته‌اند.

بيان اين نكته نيز ضرورى است كه شيعه افزون بر سيره و مغازى نبى اكرم (ص)، در زمينه تاريخ انبيا، انساب و ايام العرب، حروب و فتن و مقاتل، فرق و مذاهب، فتوح و خراج، رجال و شرح حال نگارى، تاريخ عمومى، جغرافياى تاريخى و تاريخ‌نگارى محلى، تاريخ‌نگارى ادبى و تك‌نگارى‌هايى درباره رخدادها و موضوعات گوناگون تاريخى نيز تلاش‌هايى داشته است. 8

تاريخ پيامبران با عنوان «كتاب المبتدأ» شامل تاريخ بشر از ابتدا تا پيش از پيامبر اسلام (ص)، در آثار تاريخى مسلمانان گنجانده شده است. البته اسرائيليات و گزارش‌هاى غيرمعتبر هم در اين بخش فراوان وجود دارد. در منابع شيعى، بخش تاريخ انبيا به صورت پراكنده، اما بسيار گسترده و بيشتر در آثار صدوق، «تفسير قمى»، «تفسير عياشى»، «مجمع البيان» و «قصص الانبياء» راوندى آمده است. در اين‌گونه آثار، اخبار اهل‌سنت كه برگرفته از كسانى مانند «كعب الاحبار»، «عبدالله بن سلام» و به ويژه «وهب بن منبه» است، فراوان ديده مى‌شود.9 شيعيان در حدود پانزده اثر در اين‌باره پديد آورده‌اند. مجموعه اين اخبار در جلد 11-14 بحارالانوار گنجانده شده است.

شيعه درباره ايام‌العرب، كمترين اثر را دارد، اما درباره انساب، نقش بسيار مهمى در تاريخ‌نگارى اسلامى داشته است؛ به گونه‌اى كه مورخان مسلمان براى شناخت انساب عرب به آثار كسانى مانند «محمد بن سائب كلبى» (م. 146 ه. ق) و پسرش «هشام» (م. 204 ه. ق) نيازمند بودند. ديگر موضوع‌ها نيز براساس گرايش يا تخصص دانشمندان شيعه، نگاشته شده‌اند.

سير تاريخ‌نگارى شيعه

با توجه به گزارش‌هاى موجود از تأليفات شيعه، مى‌توان گفت برخلاف ادعاى برخى پژوهشگران معاصر كه آغاز ادبيات نوشتارى شيعه را اواخر دوران اموى دانسته‌اند،10 تدوين كتب، هرچند به شكلى كاملاً ابتدايى و در حد گردآورى روايات در دفترى، در قرن نخست رواج داشته و برخى نويسندگان شيعه، كتاب‌هايى حديثى و تاريخى تدوين كرده‌اند.11

با در نظر گرفتن نوشته‌هاى منسوب به امام على، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسين (عليهم السلام)،12 مى‌توان سلمان فارسى (م. 35 ه. ق) را نخستين فردى دانست كه كتابى با نام «حديث جاثليق»13 يا به تعبيرى حكايت بزرگ ترسايان را نگاشته بود. موضوع كتاب درباره بزرگ مسيحيان است كه پس از رحلت رسول خدا (ص) به نمايندگى از پادشاه روم به مدينه آمده بود.14 پس از وى برخى شيعيان امامى تاريخ را تدوين كرده‌اند و با نگرشى به منابع كتاب‌شناسى، به دست مى‌آيد كه تا قرن سوم و چهارم، شيعيان در بيشتر حوزه‌هاى تاريخى تأليف داشته‌اند.15

 سهم شيعه از تاريخ‌نگارى اسلامى

چنان‌كه در آغاز همين فصل اشاره شد، درباره تاريخ‌نگارى اسلامى ديدگاه‌هاى متعددى وجود دارد. از سويى برخى اهل‌سنت براى شيعه جايگاهى را نمى‌پذيرند و وجود آثار مكتوب براى شيعه را منكرند. در مقابل برخى علماى شيعه نه فقط شيعه را داراى سابقه و آثار گوناگون دانسته‌اند، آنان را در علوم گوناگون پيشگام معرفى كرده‌اند. با وجود چنين ادعاهاى كلى، شايسته است دو ديدگاه اصلى را كه پژوهشگران عصر حاضر مطرح كرده‌اند، بررسى نماييم:

ديدگاه نخست: سلفى‌ها و وهابيون اين ديدگاه را مطرح مى‌كنند و معتقدند جهت‌گيرى كلى منابع تاريخى در سده‌هاى نخستين اسلامى، شيعى است؛ يعنى در منازعات سياسى – مذهبى صدر اسلام، مانند نزاع ميان حضرت فاطمه (س) و ابوبكر، رخدادهاى اواخر خلافت عثمان، درگيرى اصحاب جمل و صفين با امام على (ع) و درگيرى امام حسين (ع) با يزيد، سمت و سوى گزارش‌ها حمايت از امام على و اهل‌بيت (عليهم السلام) است؛ هرچند نويسندگان اين كتاب‌ها سنى باشند.

در دوره امويان و عباسيان نيز، همواره گزارش‌ها درباره حمايت از بنى‌هاشم و سپس علويان است. بنابراين در كل، تاريخ‌نگارى اسلامى به سود شيعيان و حامى آنان بوده و براساس علايق شيعى نوشته شده است.

نورولى نماينده اين تفكر است كه راويان و مورخان نخستين را به مجرد نقل روايتى كه شيعه مى‌تواند از آن استفاده كند يا راويان اخبارى كه مثالب خلفا را در بر داشته، شيعه دانسته است. برپايه اين ديدگاه افراطى، تاريخ موجود، تاريخى شيعى است.

ديدگاه دوم: در تقابل با نظر اول، شمارى از پژوهشگران شيعه معتقدند كه شيعه در باب تاريخ‌نگارى، كم‌كارى كرده و از اين عرصه غفلت ورزيده است. بيشتر آثار باقى‌مانده در حوزه تاريخ نيز، مربوط به اهل‌سنت است و از شيعيان فقط موارد انگشت‌شمارى كتاب تاريخ باقى مانده است. ايشان از ميان تاريخ‌نگاران، فقط يعقوبى را شيعه مى‌دانند و كسانى مانند ابومخنف، نصر بن مزاحم، ابن‌اعثم و مسعودى را شيعه به معناى مصطلح نمى‌شناسند و عقيده دارند اين افراد بر مشى اهل‌سنت رفتار كردند و تقيه نمى‌كردند؛ زيرا تقيه حدى دارد و به سبب تقيه نمى‌توان نص را منكر شد.

بنابر باور ايشان، شيعه كسى است كه به امامت و عصمت ائمه (عليهم السلام) معتقد باشد يا به تعبير ديگر، شيعه اعتقادى باشد. بنابراين درواقع بسيارى از كسانى كه مشهور به تشيع‌اند، تهمت شيعى بودن خورده‌اند و سبب اين تهمت‌ها خارج كردن آنان از دايره استناد و حجت بودن است. ازاين‌رو، برخلاف ديدگاه نخست كه ناقلان حديث غدير را شيعه مى‌دانست، ايشان به صرف نقل حادثه غدير، راويان يا مورخان را شيعه نمى‌دانند؛ زيرا لازمه‌اش اين خواهد بود كه واقعه غدير را فقط شيعيان گزارش كرده باشند.

برپايه اين ديدگاه، علت بى‌توجهى شيعه به تاريخ، توجه بيش از حد آنان به مباحث كلامى بوده است؛ مثلاً تلاش شيخ مفيد در «الارشاد» و «الجمل» و نيز توجه كلينى در ابواب تاريخى «الكافى» به مسايل معرفتى، عقيدتى و كلامى معطوف مى‌شود. اين امر نيز ناشى از محدود بودن مورخان شيعى و مسايل خاص آنان است؛ زيرا تاريخ‌نگارانى مانند كلينى و مفيد نخست درصدد تثبيت مذهبشان بودند تا پس از آن بتوانند تاريخ آن را گزارش كنند. اما بيشتر در همان مرحله اول مانده‌اند.

علت ديگر بى‌توجهى شيعيان به تاريخ، مسئله انتظار است؛ چون شيعيان حالت ثبات و استقرار نداشتند و نگاهشان به آينده بود، از ثبت وقايع مربوط به حال، غفلت كرده‌اند.

براساس اين ديدگاه، اگر بخواهيم تاريخ را با تكيه بر منابع شيعى سامان دهيم، به بخش‌هايى از تاريخ محدود خواهيم شد كه به گونه‌اى با ائمه (عليهم السلام) يا شيعه مرتبط است؛ اما در همين محدوده نيز داده‌هاى كتاب‌هاى شيعه كامل نيست و آنان به منابع اهل‌سنت نيازمندند.16

اين دو ديدگاه، نظريه خود را با توجه به كاربرد واژه شيعه بنا 96كرده‌اند. در ديدگاه نخست تمايل به اهل‌بيت (عليهم السلام) هرچند اندك، نشان شيعى بودن است؛ ازاين‌رو بيشتر مورخان عراقى شيعه به شمار آمده‌اند.

اما براساس ديدگاه دوم كه شيعه بودن را فراتر از محبت داشتن مى‌داند و بر نص و ديگر اصول اعتقادى تأكيد دارد، بسيارى از نويسندگان عراقى، شيعه به معناى خاص آن نيستند.

با اين حال، جداى از دو ديدگاه پيش، بخش معتنابهى از منابع تاريخ اسلام، دربردارنده اخبارى است كه شيعيان مى‌توانند با استناد به آنها، به نتيجه مطلوبشان دست يابند؛ به ويژه درباره رخدادهاى نيمه نخست قرن اول. اما گزارش‌هاى اين منابع فقط يك‌جانبه و در راستاى اهداف شيعه نيست. بلكه مباحث گسترده‌اى درباره تقويت باورها و تكريم شخصيت‌هاى محترم اهل‌سنت دارد. شايد بهتر باشد كه گفته شود، بيشتر منابع تاريخ اسلام، بازگوكننده تاريخ اهل‌سنت است؛ اما بخشى از تاريخ شيعه را هم در بر دارد.

از ميان اين دو ديدگاه، نظريه دوم تا حدودى بيانگر ديدگاه اين پژوهش است و ما نيز معتقديم كه شيعيان، به دلايل گوناگون، تلاششان كمتر از اهل‌سنت بوده و نقش اندكى در تاريخ نگارى ايفا كرده‌اند. آمار مورخان هر دو گروه و شمار آثار تاريخى‌شان، كه در منابع كتاب‌شناسى ثبت است، به روشنى ميزان كوشش تاريخى‌شان را بيان مى‌كند؛ مثلاً با پژوهشى براساس كتاب نجاشى كه تقريباً نام بيشتر مؤلفان شيعه و تأليفاتشان را تا نيمه قرن پنجم هجرى ثبت كرده است، شمار تاريخ‌نگاران شيعه حدود 180 نفر، و مجموع تأليفات تاريخى، حدود 680 اثر است. 17البته گفتنى است در رجال نجاشى بزرگ‌نمايى‌هايى صورت گرفته و نيز برخى آثار غير تاريخى، تاريخى تلقى شده است؛ همچنين نجاشى از نويسندگان ديگر فرق شيعه، مانند زيديه، واقفيه، فطحيه، غلات و حتى برخى اهل سنت نام برده است كه اگر فقط مورخان اماميه جدا و فهرست شوند، بيشتر از صد مورخ نخواهند شد. اما در مقابل، شمار تاريخ‌نگاران اهل‌سنت تا دهه‌هاى نخست سده پنجم هجرى، كه در منابعشان نام برده شده‌اند، حدود سيصد نفر است.18 بنابراين شمار مورخان سنى، سه برابر اماميه است و دست‌كم به همين ميزان آثارشان نيز بيشتر خواهد بود؛ زيرا ميان مورخان شيعه، كسانى مانند ابومخنف (با فرض تشيع وى)، هشام كلبى و عبدالعزيز جلودى، كتاب‌هاى بسيارى دارند، اما از اين نمونه‌ها همچون «ابوالحسن مدائنى» (م. 225 ه. ق)،19 «هيثم بن عدى» (م. 207 ه. ق)،20 «ابوعبيده معمر بن مثنى تيمى» (م. 210 ه. ق)،21 «محمد بن حبيب بغدادى» (م. 245 ه. ق)،22 «محمد ابن عمران مرزبانى» (م. 384 ه. ق)23 و «ابوعثمان جاحظ» (م. 255 ه. ق)24 ميان مورخان سنى نيز بسيار است. درنتيجه از نظر مقايسه كميت، مورخان شيعه نسبت كمترى دارند.

از نظر گستره موضوع‌هاى تاريخى نيز شيعيان در بيشتر حوزه‌هاى تاريخى، آثارى دارند، اما شمار آنها در برخى موضوع‌ها، مانند تاريخ پيش از اسلام، اخبار خلفا و اخبار شعرا كه با مسايل شيعه ارتباط ندارد، انگشت‌شمار است. بنابراين طبيعى است سهم شيعه در موضوع‌هاى غيرشيعى بسيار اندك باشد. ولى درباره تاريخ امامان (عليهم السلام) و تشيع و نيز حوادث عراق، نمى‌توان آثار شيعه را ناديده گرفت؛ زيرا رخدادهاى عراق مستقيم يا غيرمستقيم با سرنوشت شيعيان ارتباط داشت و هر حادثه‌اى در اين محدوده شيعيان را درگير مى‌كرد. ازاين‌رو بسيارى دانشمندان شيعه به ثبت وقايع عراق پرداخته‌اند؛ تا جايى كه در اين موارد نويسندگان سنى نيازمند مورخان شيعه بوده‌اند. البته گفتنى است كه اهل‌سنت نيز به برخى مسايل شيعيان مانند تاريخ امامان شيعه (عليهم السلام) و غارات معاويه بى‌توجه بوده‌اند.

با وجود همه اين شبهه‌ها و تشكيك و ترديدهايى كه درباره مذهب برخى مورخان شيعه وجود دارد، حتى اگر آنان را ناديده بگيريم، باز هم شمار فراوانى از مورخان شيعه باقى مى‌مانند؛ هرچند كنار گذاشتن آن گروه مورخان نيز آسان نمى‌باشد. بنابراين هم مورخان شيعه و هم حجم و گستره تاريخ‌نگارى شيعه انكارشدنى نيست.

 

 

منابع:

1) نهج البلاغه، نامه شماره 31.

2) دلائل النبوه، بيهقى، ج 3، ص 6؛ السيرة النبويه، ابن‌كثير، ج 2، ص 355؛ البداية و النهايه، ابن كثير، ج 3، ص 297. واژه نعلم را چه معلوم در نظر بگيريم و چه مجهول، در اصل مفهوم، يعنى تعليم و تعلم سيره در ميان اهل‌بيت (عليهم السلام) تفاوتى ايجاد نمى‌كند.

3) سيرت رسول الله (ص)، ابن‌اسحاق، ترجمه قاضى ابرقو، ص 72.

4) با جست‌وجوى عبارت‌هايى چون: «عن ابى‌جعفر»، «سمعت اباجعفر»، «سمعت جعفر» و «عن جعفر بن محمد عن ابيه» مطالبى به دست مى‌آيد؛ براى نمونه، ر. ك: الطبقات الكبرى، ابن‌سعد، ج 1، صص 50، 146 و 284؛ تاريخ طبرى، ج 5، صص 151 و 453 و ج 11، ص 606؛ تاريخ الاسلام، ذهبى، ج 1، ص 577.

5) منابع تاريخ اسلام، رسول جعفريان، صص 103 و 104؛ علم تاريخ در گستره تمدن اسلامى، آيينه‌وند، ج 1، ص 252.

6) البته شيعيان در كنار سيره پيامبر (ص) به سيره ائمه (عليهم السلام) نيز عنايت داشته و آثارى خلق كرده‌اند، اما بيشتر اين آثار از قرن چهارم به بعد پديد آمده‌اند؛ ر. ك: منابع تاريخ اسلام، صص 239-247.

7) در اين باره مى‌توان كتاب «زلة الانبياء ابوالفضائل» سعد بن‌محمد بن‌محمود بن‌محمد بن‌احمد مشاط (م. 546 ه. ق) را كه در برابر كتاب «تنزيه الانبياء» سيد مرتضى (م. 436 ه. ق) نوشته شده است، شاهد آورد. ر. ك: منابع تاريخ اسلام، ص 103.

8) براى آگاهى بيشتر ر. ك: «تاريخ‌نگارى شيعه در كتاب رجال نجاشى»، نرگس مجيدى نسب، نامه تاريخ‌پژوهان، ش 16، صص 126-167.

9) همان، صص 106-108.

10) ميراث مكتوب شيعه از سه قرن نخستين هجرى، سيد حسين مدرسى، دفتر اول، ص 11.

11) ر. ك: تدوين السنة الشريفه، صص 134-156 و 209، 214، 215، 217، 226، 227، 239 و….

12) براى آگاهى از آثار ايشان، ر. ك: ميراث مكتوب شيعه از قرن نخستين هجرى، مدرسى، صص 19-44 و 73.

13) الفهرست، شيخ طوسى، ش 338. اين حديث در بحارالانوار، ج 41، ص 308 آمده است.

14) مجله نامه تاريخ‌پژوهان، «تاريخ‌نگارى شيعيان در سده‌هاى نخستين»، منصور داداش نژاد، ش 10، صص 47 و 48؛ به نقل از: جزوه سخنرانى علمى محمدهادى يوسفى غروى در انجمن تاريخ‌پژوهان حوزه علميه قم و نشست علمى در پژوهشكده تاريخ و سيره اهل‌بيت (عليهم السلام).

15) ر. ك: «تاريخ‌نگارى شيعه در كتاب رجال نجاشى»، مجله نامه تاريخ‌پژوهان، شماره 16، صص 135-167.

16) التاريخ العربى و المؤرخون، صص 121-264؛ تاريخ التراث العربى، ج 1، بخش دوم.

17) بيش از دويست كتاب تاريخى؛ الفهرست، النديم، صص 113-117.

18) بيش از پنجاه كتاب تاريخى؛ همان، ص 112.

19) بيش از صد كتاب تاريخى؛ همان، صص 59 و 60.

20) بيش از سى كتاب تاريخى؛ همان، ص 119.

21) بيش از پنجاه كتاب تاريخى؛ همان، ص 146.

22) بيش از چهل كتاب تاريخى؛ همان، صص 208-212.

 

منبع: کتاب  /  تاریخ اسلام  /  نقش شیعه در تاریخ نگاری اسلامی

َ

برچسب ها: تاریخ نگاری شیعهمحمد غفوری
نوشته قبلی

صلح عزّت آفرین، از زبان امام حسن (ع)

نوشته‌ی بعدی

از هویت‌سازی تا دانش‌پردازی

مرتبط نوشته ها

مروری بر واقعه تاریخى مباهله
تاریخ شیعه

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام
تاریخ شیعه

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

طبرى و طرق حدیث غدیر
تاریخ شیعه

مظلومیت شیعه در تاریخ

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه
تاریخ شیعه

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه

نوشته‌ی بعدی
بعد از اربعین / 1

از هویت‌سازی تا دانش‌پردازی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

احیای دین در عصر ظهور

احیای دین در عصر ظهور

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا