16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

تداوم نهضت حسيني و نقش مقاومت زنان(4)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نقش زنان در تکميل نهضت عاشورا يک چهره ي کربلا پيام بود که بدون آن ناقص مي ماند. زنان هاشمي و عاشورايي که همراه امام حسين بودند، بعد از شهادت امام حسين و يارانش، نقش پيام را بر دوش کشيدند. و تراژدي عظيم عاشورا را به شهرها و روستاها و کوچه ها و بازارها کشاندند و جزئيات به شهادت رسيدن امام و يارانش را وارد اجتماع کردند؛ به طوري که در تمام مجالسمهم ترين سخن، مسئله ي عاشورا و چگونگي جنگ نابرابر يزيد با فرزند رسول الله بود.در نگاه کلي مي توان زنان عاشورايي را به سه دسته عمده تقسيم کرد:1. زنان عاشورايي که قبل از حادثه ي کربلا نقش آفريني خود را آغاز کردند و خانواده و ديگر مردمان را تشويق مي کردند تا در کنار امام حسين در جهاد في سبيل الله حضور پيدا کنند؛ بانواني که چنين مسئوليتي را پذيرفتند، بسيارند که بعضي مستقيم و برخي غيرمستقيم به طور پيدا و پنهان در حادثه ي کربلا خود را شريک کردند؛ همچون دلهم همسر زبير، ماريه عبديه و همسر حبيب و … که ما در ادامه به نام بعضي از آنها اشاره مي کنيم.2. زنان عاشورايي که در کربلا حضور فيزيکي داشتند و در ضمن مسئوليت هاي گوناگوني را پذيرفته بودند که يکي از آنها تشويق همسران و فرزندان در حمايت از امام حسين فرزند رسول خدا و جانبازي در راه هدف آن امام بوده است که به نام بعضي از آنها اشاره کرديم.3. زناني که بعد از حادثه ي کربلا به عاشوراييان پيوستند و از خود آثار ارزنده اي بر جاي گذاشتند و در تاريخ تأثيرگذار بودند.در حقيقت عاشورا گذشت؛ ولي جبهه ي نهضت حسيني توسط اين زنان داغدار شروع به فعاليت کرد. ابلاغ پيام شهيدان از هر سو آغاز شد و ريشه ي نهضت را در دل هاي مردم استوار کرد.اينان در فاصله اي کمتر از چهل روز سر و صدايي به پا کردند که يزيد ناگزير شد گناه اين فاجعه را به دوش ابن زياد اندازد و بعد ابن زياد هم سعي در تبرئه خود داشت؛ در حالي که قبل از آن يزيد و ابن زياد، هر دو واقعه ي عاشورا را افتخاري براي خود مي دانستند.صحنه ي پس از عاشورا براي اين زنان به مراتب وحشتناک تر بود؛ از آن جهت که اينان ياوري نداشتند، دشمن بسيار و تسلط شان بر آنها زيادتر بود؛ زنان دست بسته و دشمن کاملاً بي باک و جسور بود.
وظيفه اي جديد با همه ي آن مصائب و مسائل، اينک وظيفه اي جديد براي بازماندگان شهدا پديد آمد و آن اينکه جنبش و حادثه بايد در تاريخ به جريان افتد تا اهل تاريخ از اين واقعه درس ها برگيرند و توشه ي راه خود نمايند؛ زنان عاشورايي بايد خود را براي احراز چنين مسئوليتي آماده کنند تا با تلاش خود به افشاگري بپردازند و حوادث را براي مردم بيان کنند و براساس معيارهاي مکتبي در جهت انجام اين رسالت سنگين، رهنمودهاي امام را به کار گيرند، از دين دفاع کنند و رسالت عاشورا را با تمام ظرافت و هنر به انجام رسانند. رهبري برنامه در اختيار درخشان ترين چهره ي پس از عاشورا و برترين تربيت يافته مکتب، زينب است.پرچم پرافتخار پيام شهادت را او بر سر دارد و ديگر زنان تحت رهبري او پيام شهادت را به شهر و روستا، کوچه و بازار مي بردند تا عاشورا همچنان زنده و جاري باشد. پيامد تلاش هاي زينب دو چيز بود که به خوبي از عهده آن برآمد: نخست انقراض حکومت آل ابي سفيان و ديگري زنده نگه داشتن خون هاي پاک شهيدان کربلا که زنان عاشورايي در پرتو شعاع هدايت زينب و انوار فروزان امامت امام سجاد توانستند اين مسئوليت را بدون کمترين ترديد و تزلزلي به پايان برسانند.
اهل بيت امام حسين و پيام رساني زينب( رهبر پيام رساني) حرکت انقلابي خود را از قتلگاه آغاز کرد و از سه عنصر مهم سود جست که به نظر مي رسد همين رمز موفقيت او باشد:1. عنصر عاطفه از قتلگاه تا قتلگاه بوده است؛ سوگواري ها، و گريه ها و ناله هاي زينب نشان اين حقيقت بوده است که حادثه ي عاشورا از عاطفه، عشق، محبت و ترحم و گريه خالي نيست. مجاهدان راه مکتب از عاطفه و عشق برخوردار بودند و دل شان براي خانواده و فرزندان پيامبرشان و نيز براي امت و مکتب مي سوخته است؛ آنها سخت دل نبودند و براي همين به حمايت فرزند پيامبر برخاستند؛ آنان اگرچه غم و اندوه خود را به نمايش نگذاشتند؛ ولي امام حسين با به همراه آوردن اهل بيت و زنان و دختران، داغ دل رزمندگان را همراه با اندوه خويش به تاريخ رساندند و به آنان فهماندند که دل آنها تا چه اندازه غمناک بوده است.زينب کبري اولين کسي است که بعد از حادثه ي عاشورا از اين عنصر به عنوان تبليغ و اهرم فشار بر دشمنان و جذب عامه مردم براي شناخت غمنامه ي عظيم کربلا استفاده کرده است؛ لذا بزرگان، فرهيختگان، علما و دانشمندان و همچنين شعرا از عنصر گريه سود جسته و به مرثيه سرايي پرداختند تا انساني را از اين بعد عاطفي، اشباع و سرشار نمايند. ما در اينجا به بعضي از اشعار بزرگان که با الهام از زينب کبري مرثيه سرايي کرده اند، اشاره مي کنيم.فريد الدين عطار نيشابوري(م.618) درباره ي مصائب کربلا چنين سروده است:
کيست حق را و پيغمبر را وليآن حسن سيرت، حسين بن علي
آفتاب آسمان را معرفتآن محمد صورت و حيدر صفت
نه فلک را تا ابد مخدوم بودز آن که او سلطان ده معصوم بود
قرة العين امام مجتبيشاهد زهرا، شهيد کربلا
تشنه او را دشنه آغشته به خوننيم کشته سرگشته به خون
گيسوي او تا به خون آلوده شدخون گردون از شفق پالوده شد
کي کنند اين کافران با اين همهکو محمد، کو علي، کو فاطمه
صد هزاران جان پاک انبياصف زده بينم به خاک کربلا
در تموز کربلا تشنه جگرسر بريدندش، چه باشد زين بتر؟
با جگرگوشه پيمبر اين کنندوانگهي دعوي داد و دين کنند
کفر آيد، هرکه اين را دين شمردقطع باد از بن زباني کاين شمرد
هر که در رويي چنين آورد تيغلعنتم از حق بدو آيد دريغ
کاشکي، اي من سگ هندوي اوکمترين سگ بودمي در کوي او
يا در آن تشوير آبي گشتميدر جگر او را شرابي گشتمي(1)
مولانا جلال الدين بلخي، عشق خود را به سيدالشهداء و اهل بيتش با اشعار زير به نمايش گذاشته است:
تا به شب اي عارف شيرين نواآن مايي آن مايي آن ما
تا به شب امروز ما را عشرت استالصلا اي پاک بازان الصا
در خرام اي جان جان او سماعمه لقايي مه قايي مه لقا
بس غريبي بس غريبي بس غريباز کجايي از کجايي از کجا؟
با که مي باشي و همراز تو کيستبا خدايي با خدايي با خدا
اي گزيده نقش از نقاش خودکي جدايي کي جدايي کي جدا؟
با همه بيگانه اي و با غمشآشنايي آشنايي آشنا
جز و جزء تو فکنده در فلکربنا و ربنا و ربنا
دل شکسته هين چرايي بر شکنقلب ها و قلب ها و قلب ها
آخر اي جان اول هر چيز رامنتهايي منتهايي منتها
يوسفا در چاه شاهي تو وليکبي لوايي بي لوايي بي لوا
چاه را چون قصر قيصر کرده ايکيميايي کيميايي کيميا
يک ولي کي خوانمت؟ که صدهزاراوليايي اوليايي اوليا
حشرگاه هر حسيني گر کنونکربلايي کربلايي کربلا
مشک را بربند اي جان گرچه توخوش سقايي خوش سقايي خوش سقا(2)
در شعر ديگري آورده است:
کجاييد اي شهيدان خداييبلاجويان دشت کربلايي
کجاييد اي سبک روحان عاشقپرنده تر ز مرغان هوايي
کجاييد اي شهان آسمانيبدانسته فلک را در گشايي
کجاييد اي ز جان و جا رهيدهکسي مر عقل را گويد کجايي
کجاييد اي در زندان شکستهبداده وامداران را رهايي
کجاييد اي در مخزن گشادهکجاييد اي نواي بي نوايي
در آن بحريد کاين عالم کف اوستزماني پيش داريد آشنايي(3)
حافظ محب اهل بيت پيامبر بود. آية الحق حضرت حاج شيخ جعفر مجتهدي به حافظ علاقه ي شديدي داشت و مي فرمود:« حافظ براي همه يمعصومان شعر سروده است.» آن آيت الهي که با ارواح مرتبط، بلکه محيط بر آنان بود و حتي چندين غزل حافظ را به طور مشخص بيان کرده است که درباره ي کدام يک از خاندان عصمت سروده شده است.(4)او که با رمز و کنايه شعر مي سرود و از استعاره نيز استفاده مي کرد، درباره ي اهل بيت پيامبر مخصوصاً امام حسين نيز با رمز و اشاره، اندوه دل خود را نسبت به مصائبي که بر ايشان و اهل بيت او در کربلا وارد شده، ابراز نموده است که ما به قسمتي از آن اشاره مي کنيم:
جام مي و خون دل هريک به کسي دادنددر دايره ي قسمت اوضاع چنين باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلي اين بودکاين شاهد بازاري و آن پرده نشين باشد
آن نيست که حافظ را رندي بشد از خاطرکاين سابقه ي پيشين تا روز پسين باشد(5)
همچنين حافظ به ياد شام غريبان چنين سرود:
گفتم اي شام غريبان طره ي شبرنگ تودر سحرگاهان حذر کن چون بنالد اين غريب(6)
و نيز سروده است:نماز شام غريبان چون گريه آغازمبه مويه هاي غريبانه قصه پردازم
به ياد يار و ديار آنچنان بگريم زارکه از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از ديار حبيبم نه از بلاد غريبمهيمنا به رفيقان خود رسان بازم
خداي را مددي اي رفيق راهبه کوي ميکده ديگر علم برافرازم(7)
و همچنين سروده است:زان يار دلنوازم شکري است با شکايتگر نکته دان عشقي خوش بشنو اين حکايت
در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کانجاسرها بريده بيني بي جرم و بي شکايت
هر چند بردي آبم روي از تو برنتابمجور از حبيب خوش تر کز مدعي رعايت
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کسگويا ولي شناسان، رفتند از اين ولايت
شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي محبت خود را به اهل بيت و سيد الشهداء در اشعارش اينگونه ابراز کرده است:
فردا که هرکسي به شفيعي زنند دستماييم و دست و دامن معصوم مرتضي
پيغمبر آفتاب منير است در جهانوينان ستارگان بزرگ اند و مقتدا
يا رب به نسل طاهر اولاد فاطمهيا رب به خون شهيدان کربلا
يا رب به صدق سينه ي پيران راستگوييا رب به آب ديده ي مردان آشنا
دل هاي خسته را به کرم مرهمي فرستاي نام اعظمت در گنجينه ي شفا(8)
اقبال لاهوري شاعر نامدار و فرهيخته، عشق و محبت خويش را در معناي حريت اسلامي و سر حادثه ي کربلا چنين ابراز کرده است:
بهر حق در خاک و خون غلطيده استپس بناي لا اله گرديده است
نقش الا لله بر صحرا نوشتسطر عنوان نجات ما نوشت
تار ما از زخمه اش لرزان هنوزتازه از تکبير او ايمان هنوز
به پاست قلعه ي دين لا اله الا اللهبه خون شاه شهيدان حسين ثارالله
ز حلق خسته ي تو اين صداست در عالمکه اي بريده گلو زنده پس تويي والله(9)
پروين اعتصامي، بزرگ بانوي شاعر ايراني درباره ي تراژدي عظيم کربلا اين اشعار را سروده است:
سموم فتنه کرد آهنگ تاراجز تنها سر ز سرها دور شد تاج
قباي سرخ گل دادند بر بادز مرغان چمن برخاست فرياد
ز نرگس دل ز نسرين سر شکستندز قمري پا ز بلبل پر شکستند
ز جانسوز اختري برخاست دودينه تاري ماند زان ديبا نه پودي
برفت از روي رونق بوستان راچه دولت بي گلستان باغبان را
چو آتش دود کرد و شعله سر دادبناگه طايري آواز در داد
که از غارتگران پست و سرمستدر اين خرمن مرا هم حاصلي هست
نشايد کآتش اينجا برفروزيدمبادا خانماني را بسوزيد
بسوزد گر کسي اين آشيان راچنان دانم که سوزاند جهان را
از آن ترسم که آتش برفروزدميان خيمه بيمارم بسوزد
از آن ترسم که آتش شعله گيردميان خيمه بيمارم بميرد
بهره گيري از عنصر حماسه و تبيين حادثه ي کربلا با سخنوري و روشنگري از راه استفاده از واژه هاي حماسي، از جمله حرکتي است که زينب کبري- عقيله بني هاشم- در مسير پيام رساني داشته است.سخنان حضرت زينب در بازار کوفه به قدري کوبنده بود که شنونده اي مي گفت: زينب اول فرمان سکوت داد، همه سکوت کردند، به طوري که حتي صداي زنگوله هاي شتران هم به گوش نمي رسيد؛ سپس خطبه آتشين را آنچنان عالي بيان کرد که حزيم اسدي مي گويد:« و لم ارَ و الله خفرة قط انطق منها کانها تفرغ من لسان اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب»(10)؛ يعني به خدا قسم، من زني را در نهايت عفت نديدم که بهتر از زينب سخن بگويد؛ آن گونه سخن گفت که گويا اين کلمات از زبان علي بن ابي طالب شنيده مي شود.راوي ادامه مي دهد: بعد از سخنراني زينب، مردم کوفه را ديدم که بهت زده اشک مي ريختند و از شدت اندوه دست ها را بر دهان گرفته و انگشتان خود را مي گزيدند.اين سخنراني زينب بود که شاعر مي گويد:
هر آيه در صحايف علوي به وصفنازل بر انبيا شده در شأن زينب است
در خطبه اش که کوفه از آن شد سکوت محضگويي که ممکنات به فرمان زينب است
ابن زياد، خائف و رسوا و مفتضحدر بارگاه خويش ز عنوان زينب است
هنگامي که اسرا را به مجلس ابن زياد مي بردند، ابن زياد خطاب به زينب گفت:« کيف رأيت صنع الله باخيک»: کار خدا با برادرت را چگونه ديدي؟زينب به او پاسخي داد که در تاريخ ماندگار شده است. او گفت: « ما رأيت الا خيراً» يا « ما رأيت الا جميلاً»(11)؛ من جز زيبايي نمي بينم. برادرم و يارانش به راهي رفتند که خدا مي خواست. آنان به نعمت شهادت رسيدند؛ اما تو پسر زياد خود را براي جواب دادن به آنچه کرده اي، آماده کن که خدا بين تو و آنان حکم خواهد کرد.خطاي خصم اين بود که با اسارت زنان و هجرت اجباري و ناخواسته شان آنان را در موقعيتي بسيار حساس قرار داد و آنان نيز ارزش اين موقعيت را دانستند و بلکه از لحظه لحظه آن نهايت استفاده را کردند و آن را ارزان از دست ندادند.
پي‌نوشت‌ها:

1.ديوان عطار؛ مصيبت نامه؛ ص 37.2.کليات شمس تبريزي؛ ج 1، ص 73 ، غزل 172.3. همان، ج 2، ص 556، غزل 1342.4. لاله اي از ملکوت؛ ص 206-207.5. شرح حافظ هروي؛ ج 1، ص 689، غزل 160.توضيح اينکه: جام و مي را نماد لذت و خوشي گرفته اند و آن را سهم يکي کردند و خون دل، يعني رنج را سهم ديگري. در کار گلاب و گل حکم آفريدگار اين بود که گل، ميان کوچه و بازار سرگشته باشد و گلاب پرده نشين.حال سؤال اين است : آيا مي شود گفت مراد حافظ بيان حال دو دسته از انسان هاست که يکي خود را به مي و شراب سرگرم کرده و يکي براي مکتب و امت، جام خون را سر مي کشد؟ و نسبت به اهل بيت ايشان تشبيه محسوس به معقول داشته که گل که بايد مستور باشد، آشکار است و گلاب که بايد آشکار باشد، مستور و در شيشه نهاده شده است و دست هر کسي به آن نمي رسد؛ يعني اهل بيت اباعبدالله که بايد مستور باشند، پرده ي حجاب آنها را دريدند و آنها را شهره ي بازار کردند و اين باعث نگراني حافظ گشته است.6.شرح غزل هاي حافظ هروي؛ ج 1، ص 76، غزل 17.توضيح اينکه: شام غريبان شب يازدهم محرم که حافظ به مناسبت شهادت شهداي کربلا و غربت اهل بيت امام حسين چنان سروده است.7. همان؛ ج 4، ص 384، غزل 2446.8. کليات سعدي؛ ص 784.9. کليات اقبال لاهوري؛ ص 157.10.بلاغات النساء؛ ابن طيفور؛ ص 23. احتجاج؛ ج 2، ص 29 و مثيرالاحزان؛ ص 66.11. بحارالانوار؛ ج 45، ص 116. مثيرالاحزان؛ ص 71. لواعج الاشجان؛ ص 209. اللهوف؛ ص 94 و حياة الحسين قرشي؛ ج 2، ص 302.

منبع:نشريه کنگره امام حسين (ع) و مقاومت، جلد2.
 

برچسب ها: زنان و حادثه عاشورا
نوشته قبلی

تداوم نهضت حسيني و نقش مقاومت زنان(2)

نوشته‌ی بعدی

تداوم نهضت حسيني و نقش مقاومت زنان(5)

مرتبط نوشته ها

مهندسی فرهنگ عاشورا
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

عاشورا و هویت شیعی
نهضت حسینی

عاشورا و هویت شیعی

پیام عاشورا
برگزیده ها

پیام عاشورا

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قيام‌ هاى شيعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

نوشته‌ی بعدی

تداوم نهضت حسيني و نقش مقاومت زنان(5)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا