طرح مسئلهشناخت یکی از اولین تفاسیر قرآن، در دریافت معانی دقیق آیات و اهتمام مسلمانان برای فهم و آموزش این کتاب عزیز نقش مهمی دارد. در صورتی که مفسر تحت تأثیر شرایط زمانه، نحله های مذهبی، سیاسی و اهل تطمیع، سازش و مسامحه نباشد، نزدیکی او به آبشخور وحی و عصر صحابه و تابعین، می تواند چشم انداز لطیفی از رویکرد تفسیر زلال را به روی محقق بگشاید.از طرف دیگر در قرون اولیه، مفاهیم قرآن دستخوش تطور نشده و هنوز افکار و اندیشه های بیگانه در آن نفوذ نکرده و آموزه های مکتب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السّلام) شفاف و زلال تر در دسترس محقق قرار می گرفت.هم زمان بودن مقاتل بن سلیمان با امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) می توانست نقش مهمی در تدوین تفسیری دقیق و اثرگذار ایفا کند.
نوآوری مقاله نسبت به تحقیق شحاته۱٫ شحاته از نگاه یک نویسنده ی اهل سنت به بررسی تفسیر مقاتل پرداخته است و معتقد است که مقاتل شیعه ی زیدی بوده و این امر موجب شده تا سبب نزول برخی آیات که عبارت آن عام است را به علی (علیه السّلام) تخصیص دهد. ( شحاته، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص ۲۴۶ ). وی می نویسد: مقاتل در سبب نزول آیه ی برائت نوشته است که علی (علیه السّلام) به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این مأموریت را از ابوبکر گرفت. آن گاه پس از نقل چند روایت از ابن کثیر، از بخاری نقل می کند که علی و ابوبکر، به اتفاق این مأموریت را انجام داده اند. ( شحاته، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص ۲۵۰ )اما نویسنده ی مقاله، بررسی تفسیر مقاتل را با انگیزه ی استخراج آموزه های لطیف مکتب علوی آغاز کرد؛ ولی متن تفسیر نشان داد که مقاتل از نویسندگان اهل سنت است و از شرایط حضور در دوران امام صادق (علیه السّلام) و امام باقر (علیه السّلام)، بهره ی مناسب را نبرده است.۲٫ شحاته پس از بررسی تاریخ تفسیر از عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تا دوران صحابه، به بررسی زندگی مقاتل بن سلیمان، عقائد، افکار و اندیشه های او پرداخته و در رابطه با تفسیر، به علوم قرآنی و مباحثی چون ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، فواتح سور و… پرداخته و در بررسی واژه ها، شواهدی از کتاب اشباه و نظائر وی ذکر کرده است. ( رک. شحاته، ۱۴۲۳ ق، ج۵، صص ۶۹-۱۷ ) تحقیق ایشان در حد یک کتاب است.اما نویسنده بر متن تفسیر تکیه دارد و در حد یک مقاله به تحلیل محتوای آن پرداخته است.
پیشینهتاریخ التراث العربی در یک بررسی نسبتاً طولانی با نقل عباراتی از تفسیر مقاتل، نوشته است: ابوصالح [ یکی از ناقلان تفسیر مقاتل ] در برخی موارد، روایات دیگری را بر متن تفسیر مقاتل افزوده است… تفسیر وی چندان مورد اعتبار نبوده؛ زیرا عنان کلام را به دست خیال پردازی سپرده، و هر کجا کاستی داشته از منقولات اسرائیلی عاریت گرفته است. ( رک. فؤاد سزگین، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص ۶۵ ) (۲) گرچه وجود برخی از اسرائیلیات را در تفسیر مقاتل نمی توان انکار کرد، ولی نکات بِکر، نوآوری و جایگاه عقل در این تفسیر بسیار شفاف و قابل اعتناست.کلود ژیلیو در مقاله ی « مقاتل: مفسّر بزرگ، محدّث و متکلم مطرود »، با بررسی اسناد تفسیر مقاتل و رفع برخی از اتهامات، وثاقت تفسیر را تأیید کرده است. البته یادآور شده است که محدثان، شخصیت رجالی وی را توثیق نکرده اند. ( تهامی، ۱۳۸۱، ش ۷۶، صص ۱۵۲-۸۴ )شحاته در بررسی روش تفسیری مقاتل، مطالبی درباره ی اسباب نزول، نسخ، محکم و متشابه، فواتح سور، اسرائیلیات، تشیع مقاتل، آیات مکی و مدنی و کیفیت نزول قرآن، منطبق با نظر عامه بیان کرده است، و مخصوصاً در آیات ولایت، تعصب خاصی ابراز کرده است. مثلاً در جریان اعلام برائت و امثال آن نوشته است: مقاتل روایات با سند ضعیف و بی سند را که سبب نزول برخی آیات را به علی و خاندان او اختصاص می دهد، بر دیگر روایات ترجیح می دهند. ( رک. شایسته نژاد، ۱۳۸۷، ش ۹، ص ۲۷ )برخی معتقدند تفسیر مقاتل، تفسیری اجتهادی است. ( هاشمی، ۱۳۸۰، ش ۷۵، ص ۲۸ ). با توجه به این که تفاسیری که قبل از تفسیر مقاتل نگاشته شده، فقط به نقل احادیث پرداخته اند، سخنی به جا و صحیح است؛ زیرا مقاتل با اجتهاد خویش، تفسیری مناسب برای هر آیه برگزیده است و استنباط نهایی خویش را بدون نقل و نقد نظرات دیگران به خواننده عرضه کرده است. او در تفسیر لغوی، صاحب سبک و ابتکار است و تفسیر او راهگشای مناسبی در شرح واژه ها، مفردات قرآنی، وجوه معنایی است و نخستین گام در تفسیر عقلی به شمار می رود.
۱٫ شخصیت مقاتل بن سلیمان
۱-۱٫ تولد و وفاتمُقاتِل بن سلیمان بن بشیر اُزدی خراسانی مروزی، از مفسران و محدثان قرن دوم، کنیه ی او ابوالحسن است. همه ی نویسندگان در تاریخ وفات او به سال ۱۵۰ هـ ق. در بصره اتفاق نظر دارند. ( ابن عدی، ۱۴۰۹ ق.، ج۵، ص ۳۵۴؛ زرکلی، بی تا، ج۷، ص ۲۸۱؛ ذهبی، ۱۳۸۲ق.، ج۴، ص ۱۷۵ ) محل تولد او بلخ است. او در مرو تحصیل علم کرد. پس از مدتی طولانی تدریس در خراسان، به بصره و سپس به بغداد رفت و در آنجا به روایت حدیث پرداخت. و در سال ۱۵۰ هـ. ق در بصره درگذشت. تاریخ ولادت او به درستی، روشن نیست. از شواهد و قرائن می توان دریافت که تولد او حدود سال های ۸۰-۷۰ بوده است. ( مزی، ۱۴۰۶ق.، ج۲۸، ص ۴۳۹؛ عسقلانی، ۱۴۰۴ق.، ج۱۰، ص ۲۵۲ )
۲-۱٫ مذهبدر مذهب او اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی او را متمایل به شیعه ی امامی دانسته اند، و جمعی او را شیعه ی زیدی خوانده اند. ( طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۲۹۰؛ ابن ندیم، بی تا، ص ۳۶؛ آقابزرگ تهرانی، بی تا، ج۴، ص ۲۲۴ )؛ قاموس الرجال وی را پیرو مذهب « بَتریه » (3) دانسته است. ( تستری، بی تا، ج۱۰، ص ۲۲۳ )، در متن تفسیر مقاتل شواهدی بر این که او از اهل سنت است، وجود دارد. از آن جمله، پس از تفسیر سوره ی حمد، نوشته است: « إذا قرأ أحدکم هذه السوره فبلغ خاتمتها، فقال: وَ لا الضَّالِّینَ فلیقل آمین فإن الملائکه تؤمن فإن وافق تأمین الناس غفر للقوم ما تقدم من ذنوبهم » ( مقاتل، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص ۳۷ ). در حالی که ذکر آمین، پس از قرائت سوره ی حمد از نظر شیعه مبطل نماز است. (۴) معرفت، مقاتل را از مفسرین شیعه دانسته است؛ ولی در نقل تفسیر سوره ی حمد، قسمت اخیر را ذکر نکرده است. ( معرفت، ۱۳۸۰، ج۲، صص ۱۶۰-۱۴۸ )علاوه بر آن، مقاتل، بارها در تفسیر خود از عمر و ابابکر، به شیوه ی اهل سنت تکریم کرده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص ۹۰ )، شیوه ی یادکرد او از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، امام علی (علیه السّلام)، ابوبکر، عمر و عثمان و… نیز بر این حقیقت تأکید دارد. محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی (رضی الله عنه)، عمر بن الخطاب (رضی الله عنه)، أبی بکر الصدیق (رضی الله عنه)، عثمان ابن عفان(رضی الله عنه)، عبدالرحمن بن عوف الزهری(رضی الله عنه)، عائشه ( رضی الله عنها )، ( مقاتل، ۱۴۲۳ق، ج۱، صص ۱۰۱، ۱۵۳، ۱۵۸، ۱۷۱، ۱۸۶، ۳۰۵ و ۳۹۹ ). در بیان سبب نزول آیات نیز غالباً با عامه هماهنگ است. ( رک. مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، صص ۲۲۵، ۲۸۲ و ۴۹۱ ) (۵)
۳-۱٫ شخصیت رجالیالطبقات الکبری نوشته است: مقاتل بن سلیمان بلخی، صاحب تفسیر، از ضحاک بن مزاحم و عطاء نقل کرده است. اصحاب حدیث از نقل احادیث او دوری گزیده و آن را انکار کرده اند. ( محمد بن سعد، بی تا، ج۷، ص ۳۷۳ ). علمای رجالی دیگر نیز احادیث او را ضعیف شمرده اند. عقیلی او را کذاب خوانده است. ( عقیلی، ۱۴۱۸ق.، ج۴، ص۲۳۸)، عجلی او را متروک الحدیث شمرده است.( عجلی، ۱۴۰۵ق.، ج۲، ص ۲۹۵ ) درباره ی جعل حدیث وی، نقل های متعددی وجود دارد. ( مزی، ۱۴۰۶ق.، ج۲۸، ص ۲۲۵؛ ابن حبان، ۱۹۹۳م، ج۳، ص ۱۴؛ ذهبی، ۱۳۸۲ق.، ج۴، ص ۱۷۲ ).تاریخ بغداد نوشته است: مقاتل برای تقرب به خلفای عباسی به منصور و مهدی اعلام کرد که آماده است مطابق میل آنان حدیث بسازد. ( خطیب بغدادی، ۱۴۱۷ق.، ج۱۳، ص ۱۶۷ )مقاتل به تدلیس نیز متهم شده است. (۶) ابراهیم حربی گفته است: مقاتل مجاهد را ملاقات نکرده و چیزی از او نشنیده، بلکه تفسیر او را بدون سَماع، گرد آورده است. ( مزی، ۱۴۰۶ق.، ج۲۸، ص ۲۲۵ )
۴-۱٫ غرور علمی مقاتلبرخی از مشایخ گفته اند: مقاتل بن سلیمان در مسجد بیروت (۷) می نشست و می گفت: از هرچه فروتر از عرش است از من سؤال کنید تا شما را آگاه کنم. اوزاعی به مردی گفت: از او سؤال کن میراث فرد از مادربزرگش چقدر است؟ مقاتل جوابی نداشت. از این رو، بیش از یک شب آنجا نماند و سپس به بغداد رفت. ( رازی، ۱۳۷۱ق.، ج۸، ص ۳۵۵؛ ذهبی، ۱۳۸۲ق.، ج۳، ص ۱۹۶ )جوزجانی گفته است: دجّالِ جسوری بود. از ابا یمان شنیدم که می گفت: به اینجا آمد و پشت به قبله کرد و گفت از من درباره ی آنچه فروتر از عرش است، بپرسید. مردی پرسید: روده های مورچه کجاست؟ پس [ جوابی نداشت و ] ساکت شد. ( مزی، ۱۴۰۶ق.، ج۲۸، ص ۴۴۷؛ ذهبی، ۱۳۸۲ق.، ج۳، ص ۱۹۶ )
۵-۱٫ انتحال (۸)مقاتل بعضی از سخنان دیگران را بدون ذکر نام آنان، به خود نسبت داده است. از جمله نقل کرده است روزی ابوجعفر منصور نشسته بود و مگسی پی در پی بر صورتش می نشست و او را به ستوه آورد. خلیفه گفت: ببینید چه کسی بر در است. گفتند: مقاتل بن سلیمان. گفت: او را نزد من آرید. چون مقاتل درآمد، خلیفه به او گفت: آیا می دانی که چرا خدا مگس را آفرید؟ گفت: آری. خداوند مگس را آفرید تا ستمگران را خوار سازد. ( شحاته، ۱۴۱۳ق.، ج۵، ص ۳۶؛ معرفت، ۱۴۱۸ق.، ج۱، ص ۲۸۳ )، در حالی که منابع حدیثی نشان می دهد این سخن از امام جعفر صادق (علیه السّلام) است و مقاتل آن را به خود نسبت داده است. قَالَ المَنصُورُ یَوماً لِأَبِی عَبدِالله (علیه السّلام) وَ قَد وَقَعَ عَلَی المَنصُورِ ذُبابٌ فَذَبَّهُ عَنهُ ثُمَّ وَقَعَ عَلَیهِ فَذَبَّهُ عَنهُ فَقَالَ یَا أَبَا عَبدِاللهِ لِأیِّ شَیءٍ خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الذُّبابَ قالَ لِیُذِلَّ بِهِ الجَبَّارین. ( مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج۶۱، ص ۳۱۱ )همچنین در تفسیر آیه ی « آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد، که نهرها از پای درختانش جاری است و هرگونه میوه ای برایش به بار آورد و پیری اش فرا رسیده و فرزندانی خُرد و ناتوان داشته باشد، ناگاه گردبادی آتشین بر آن بزند و [ باغ یک سر ] بسوزد؟ خدا بدین گونه آیاتش را برای شما بیان می کند، تا بیندیشید. ( بقره: ۲۶۶ )؛ نوشته است: کافر به دنیا برنمی گردد، همان طور که پیرمرد، جوان نمی شود تا باغی همانند باغ از دست رفته خود، غرس کند ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۲۲ ). در حالی که این تشبیه از ابن عباس نقل شده است. ( شحاته، ۱۹۸۶م.، ص ۱۵۱؛ حجتی، ۱۳۶۰، ص ۹۸ )، ولی مقاتل آن را بدون ذکر نام گوینده نقل کرده است.و نیز عبارت « وَالبَاقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیرٌ » را چنین تفسیر کرده است: یعنی سبحان الله، والحمدلله، و لا إله إلا الله، والله أکبر ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، صص ۵۸۸ و ۶۳۷ ). در حالی که این عبارت، سخن امام صادق (علیه السّلام) است. ( نوری، ۱۴۰۸ق.، ج۵، ص ۳۲۵ )از نکات فوق به دست می آید که مقاتل از این که سخنان دیگران را بدون ذکر مأخذ به نام خود بیان کند، پروایی نداشته است.
۲٫ تفسیر مقاتلشیوخ روایت مقاتل عبارتند از: عطاء ابن ابی رَباح، ضحّاک بن مزاحم، حمّاد بن ابی سلیمان، عمرو بن شعیب، ابواسحاق سبیعی، قتاده بن دعامه سدوسی، عبدالله بن ذکوان، محمد بن مسلم زَهری. ( رک. عسقلانی، ۱۴۰۴ق.، ج۷، ص ۱۸۰؛ زرکلی، بی تا، ج۴، ص ۲۳۵؛ ذهبی، ۱۴۱۳ق.، ج۵، صص ۱۶۵ و ۲۳۱؛ عِجلی، ۱۴۰۵ق.، ج۲، ص ۱۷۹ )و ناقلان تفسیر وی عبارتند از: أخبرنا القاضی أبوبکر محمد بن عقیل بن زید الشهرزوری- رضی الله عنه- قال: حدثنا القاضی أبوعبدالله محمد بن علی بن زادلج، قال: حدثنا عبدالخالق ابن الحسن، قال عبیدالله بن ثابت بن یعقوب الثوری المقری، قال: حدثنا أبی، قال: حدثنا الهذیل بن حبیب أبوصالح الزیدانی عن مقاتل بن سلیمان ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۵؛ عسقلانی، ۱۴۰۴ق.، ج۱۰، ص ۲۴۹؛ مزّی، ۱۴۰۶ق.، ج۲۸، ص ۴۳۵ ).
۱-۲٫ اولین تفسیر کامل قرآنپژوهشگران در تبیین اولین تفسیر نوشته شده، اختلاف نظر دارند. تفسیر ابن عباس، فراء بن جریح، سعید بن جبیر، مجاهد بن جبر را اولین تفسیر دانسته اند. بررسی ها نشان می دهد که:۱٫ تفسیر ابن عباس به دست ما نرسیده است. مجموعه ی آرای تفسیری وی که به « تنویر المقیاس فیروزآبادی » و « صحیفه علی ابن ابی طلحه » مشهور است، از لابه لای تفاسیر جمع آوری شده است. طرق روایی تفسیر ابن عباس به بیش از ۱۴ راوی رسیده که مشهورترین و قابل اعتمادترین آن علی ابن ابی طلحه هاشمی است، و تفسیر کامل قرآن نیست ( ذهبی، ۱۴۰۹ق.، ج۱، ص ۷۷؛ حجتی، ۱۳۶۰، ص ۹۰ ).۲٫ تفسیری که از فراء در اختیار داریم، شرح کلمات دشوار قرآن است. مثلاً قسمتی از آیه ی ۱۵۵ سوره ی اعراف را تفسیر کرده، سپس به قسمتی از آیه ی ۱۶۰ پرداخته است. حتی اگر فراء اولین مفسر کامل قرآن باشد، مقاتل بن سلیمان و افراد دیگری بر او تقدم دارند؛ زیرا او به سال ۲۰۷ درگذشته، در حالی که مقاتل در سال ۱۵۰ وفات یافته است. البته برخی از محققان معتقدند که فراء تمام قرآن را تفسیر کرده است. (۹)۳٫ تفسیری که از ابن جریح ( ۱۵۰م )، در اختیار داریم، تفسیر کامل قرآن نیست. حتی اگر ابن جریح، تفسیر کاملی داشته باشد، مقاتل بر او مقدم است؛ زیرا گرچه هر دو معاصرند، ولی ابن جریح در کهولت سن به طلب علم همت گمارد، و مقاتل تفسیر خود را در مرو و در دوران جوانی تدوین کرد، پس مقاتل بر او مقدم است. ( رک. دایره المعارف، بی تا، ج۵، ص ۳۶۴ )۴٫ تفسیر سعید بن جبیر ( رک. ترندک، ۱۳۷۸ ) و مجاهد، ( رک. مجاهد، بی تا ) نیز دربردارنده برخی از آیات قرآن است و تفسیر کامل قرآن نیست.در نتیجه تفسیر مقاتل، اولین تفسیر کاملی است که اکنون در اختیار داریم و تمام آیات قرآن را به شکل فنی توضیح داده است.
۲-۲٫ تأثیر مقاتل بر تفسیرهای پس از خودبسیاری از مفسرین اهل سنّت، بارها از مقاتل نقل قول کرده اند: ۱٫ الجامع لأحکام القرآن، ( قرطبی، ۱۳۶۴ق.، ج۱، صص ۱۲۸، ۱۳۸ و ۲۰۵ و ج۲، صص ۲، ۹۲، ۲۱۰، ۲۹۷، ۳۰۸، ۳۵۱ و ۳۶۶ ) ۲٫ زاد المسیر ( ابن جوزی، ۱۴۲۲ق.، ج۱، صص ۱۹، ۲۴، ۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۲، ۳۳، ۳۴ و ۳۵ ) ۳٫ فتح القدیر ( شوکانی، ۱۴۱۴ق.، ج۱، صص ۳۸، ۷۰، ۹۴، ۱۶۳، ۲۱۶، ۲۲۴، ۲۷۷ و ۲۸۰ ) ۴٫ تفسیر القرآن العظیم ( ابن کثیر، ۱۴۱۹ق.، صص ۴۶، ۱۵۱، ۳۵۵، ۳۸۳، ۳۸۴، ۴۵۳ و ۴۹۱ ) ۵٫ درالمنثور ( سیوطی، ۱۴۰۴ق.، ج۱، صص ۹، ۴۲، ۶۴، ۱۳۰، ۱۳۶، ۱۷۷، ۲۰۳، ۲۸۵ و ۲۸۷ ) ۶٫ شواهد التنزیل ( حسکانی، ۱۴۱۱ق.، ج۱، صص ۸۶، ۹۴، ۲۱۱، ۲۱۹، ۲۴۶، ۲۷۵، ۳۴۳، ۳۴۸ و ۴۷۷ ) ۷٫ اسباب النزول ( واحدی نیشابوری، ۱۴۱۱ق.، ج۱، صص ۳۱، ۳۴، ۴۳، ۱۱۲، ۱۱۵، ۱۲۱، ۱۳۱، ۱۳۷ و ۱۴۶ ).برخی از مفسران شیعی نیز از او نقل قول کرده اند: نهج البیان عن کشف المعانی القرآن ( شیبانی، ۱۴۱۳ق.، ص ۵ و ج۱، صص ۷۲، ۷۵، ۷۶، ۹۱، ۹۳، ۹۶، ۹۷، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۶، ۱۱۸، ۱۴۳، ۱۴۴، ۱۴۶ و ۱۵۲ ) (۱۰) و مجمع البیان ( طبرسی، ۱۳۷۲ق.، ج۱، صص ۱۱۳، ۱۴۴، ۲۹۵، ۳۵۹ و ۳۱۵ و ج۲، صص ۵۴۱، ۶۰۵، ۶۱۸، ۶۳۳، ۶۷۴، ۶۷۷، ۷۰۶ و ۷۳۲ ) بیش از دویست مورد آرای تفسیری مقاتل را گزارش کرده است. (۱۱)
۳-۲٫ ارزش تفسیر مقاتلدانشمندان شیعه درباره ی ارزش و اهمیت تفسیر مقاتل سخنی نگفته اند. اما علمای اهل سنت آن را ستوده اند. امام شافعی گفته است: هرکس که بخواهد در تفسیر قرآن، تبحر یابد، جیره خوار مقاتل بن سلیمان است. مقاتل بن حبان گفته است: دانش مقاتل بن سلیمان همانند دریاست. ( ذهبی، ۱۴۰۹ق.، ج۴، ص ۱۷۳ ). وقتی عبدالله بن مبارک تفسیر مقاتل را دید، گفت: چه تفسیر نیکو و عظیمی است، اگر اسناد می داشت. عباد بن کثیر گفته است: کسی عالم تر از مقاتل به کتاب خدا نیست. و حماد بن ابی حنیفه گفته است: مقاتل در تفسیر، آگاه تر از کلبی است. ( ذهبی، ۱۴۰۹ق.، ج۹، ص ۳۵۸ )تفسیر مقاتل به دلیل قدمت، حجم مناسب، پرهیز از غلو و نسبت های ناروا، سادگی و روانی در بیان مطالب و پرهیز از اطاله ی کلام، عدم طرح اختلاف نظرها، پرهیز از نقل ثواب قرائت سور و آیات ( که بسیاری از آنها، اصالت ندارد )، از جایگاه مناسبی برخوردار است.
۳٫ آثار مقاتل بن سلیمانمقاتل علاوه بر تفسیر کامل قرآن، آثار دیگری از خود بر جای گذاشته است که عبارت اند از: نوادرالتفسیر، الناسخ و المنسوخ، الرد علی القدریه ( از این سه کتاب وی اثری در دست نداریم )، تفسیر خمسأه آیه من القرآن الکریم، ( الوجوه ) الأشباه و النظائر فی القرآن الکریم، متشابه قرآن، الأقسام و اللغات و الآیات المتشابهات، ( ابن ندیم، بی تا، ص ۲۲۸؛ شحاته، ۱۴۲۳ق.، ج۵، ص ۷۲ ). کتب اخیر توسط محققان مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است.
۴٫ روش نگارش تفسیرمقدمه تفسیر مقاتل، با بیان شیوه ی اخذ آن از دانشمندان پیشین و شیوه ی نقل آن آغاز شده است و سپس به نقل احادیثی درباره ی وجوه نزول قرآن، لزوم تلاش برای تأویل آیات، مرتبت و منزلت آیات قرآن، روایت عدم تجاوز از آموختن ده آیه ی قرآن در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از عمل به آن، چهار وجه قرآن از نظر ابن عباس، شمول قرآن بر عام و خاص، ناسخ و منسوخ و… و اجر و پاداش تعلیم و تعلّم قرآن پرداخته، و با بیان روایاتی در عظمت و جایگاه سوره ی حمد، تفسیر خود را آغاز کرده است.وی در تفسیر هر سوره، ابتدا نام سوره، سپس مکی یا مدنی بودن و تعداد آیات را ذکر کرده و اگر نظر خلافی درباره ی محل نزول وجود داشته، بیان کرده است؛ ولی به نفی و اثبات آن نپرداخته است. در چند مورد به نام دیگر سوره اشاره کرده است؛ مانند: توبه ( برائت )؛ إسراء ( بنی اسرائیل )، غافر ( مؤمن )، ممتحنه ( امتحان )، عبس ( الاعمی )او نخست کلمه یا قسمتی از آیه را آورده و پس از توضیح مفهوم آن، به بیان روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا صحابه و در مواردی به ذکر رویداد تاریخی و سبب نزول آن پرداخته است و در هیچ یک از موارد به نقل سند، اهتمام نداشته است. شماره ی آیه را در پایان آیه ذکر کرده و توضیح قسمت اخیر پس از شماره آیه آمده است. « خَتَمَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِم » یعنی طبع الله علی قلوبهم فهم لا یعقلون الهدی « وَ عَلَی سَمعِهِم » یعنی آذانهم فلا یسمعون الهدی. « وَ عَلی أبصارِهِم غِشاوَهٌ » یعنی غطاء فلا یبصرون الهدی. « وَلَهُم عَذابٌ عَظیمٌ » یعنی وافر لا انقطاع له. نزلت هاتان الآیتان فی مشرکی العرب منهم شیبه و عتبه ابنا ربیعه، و الولید ابن المغیره، و أبوجهل بن هشام- اسمه عمرو-، و عبدالله بن أبی أمیه، و أمیه بن خلف، و عمرو بن وهب، و العاص بن وائل، و الحارث بن عمرو، و النضر بن الحارث، و عدی بن مطعم بن عدی، و عامر بن خالد، أبوالبختری بن هشام. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۸۸ )در جای دیگر می نویسد: « وَ مَن لا یُجِب داعِیَ اللهِ » یعنی محمداً- صلی الله علیه و آله سلم- إلی الإیمان، « فَلَیسَ بِمُعجِزٍ فِی الاَرضِ » یقول فلیس بسابق الله فیفوته هرباً فی الأرض، حتی یجزیه بعمله الخبیث، « وَ لَیسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِیاءُ » یعنی لیس « له » أقرباء یمنعونه من الله- عزوجل- أولئِکَ الذین « لا یجیبون » إلی الإیمان فِی ضَلالٍ مُبینٍ یعنی بین هذا قول الجن التسعه فأقبل إلی النبی- صلی الله علیه و آله و سلم- من الذین أنذروا مع التسعه تکمله سبعین رجلاً من الجن من العام المقبل فلقوا النبی- صلی الله علیه و آله و سلم- بالبطحاء، فقرأ النبی- صلی الله علیه و آله و سلم- القرآن و أمرهم و نهاهم ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۲۸ )
۱-۴٫ معنای واژه ها در تفسیر مقاتلتفسیر مقاتل در ترجمه ی واژه ها، از برجستگی و امتیاز ویژه ای برخوردار است.
۱-۱-۴٫ ارائه ی معنای مناسب و روانبسیاری از واژه ها را بسیار ساده و روان معنا کرده است. مانند:حَنیِفاً یعنی مخلصاً؛ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ یعنی لنحولنک؛ شَطرَ یعنی تلقاء؛ مِنَ المُمتَرینَ یعنی من الشاکین؛ وَ بَثَّ فِیها یعنی و بسط؛ ألِیمٌ یعنی وجیع؛ أُولِی الألبابِ یعنی من کان له لب أو عقل؛ ثَقِفتُموهُم یعنی أین أدرکتموهم فی الحل و الحرم؛ وَ هُوَ کُرهٌ لَکُم یعنی مشقه لکم؛ زَیغٌ یعنی میل عن الهدی و هو الشک؛ الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ، یقول مسلطون علی النساء؛ وَالجارِ ذِی القُربی یعنی جاراً بینک و بینه قرابه؛ و الجارِ الجُنُبِ یعنی من قوم آخرین؛ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ یقول الرفیق فی السفر و الحضر؛ وَلَا آمّینَ البَیتَ الحَرامَ یعنی متوجهین نحو البیت و… ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۶۸ )
۲-۱-۴٫ استناد به آیات قرآنمقاتل برخی واژه ها را با کمک آیات دیگر شرح داده است. مانند:« … ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِم… » ( بقره: ۱۷ )، نور یعنی ایمان، مانند آیه ی: « … وَ مَن لَم یَجعَلِ اللهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِن نُورٍ » ( نور: ۴۰ ) و آیه ی: « … وَ جَعَلنا لَهُ نُوراً یَمشِیِ بِهِ فِی النَّاسِ… » ( انعام: ۱۲۲ ).« … صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم… » ( بقره: ۱۵۷ ) یعنی طلب آمرزش. مانند آیه ی: « … وَ صَلِّ عَلَیهِم » یعنی استغفر لهم « إنَّ صَلاتَک » یعنی استغفارک « سَکَنٌ لَهُم… » ( توبه: ۱۰۳ ).« … لَمَثُوبَه مِن عِندِاللهِ… » ( بقره: ۱۰۳ ) یعنی ثواب و پاداش مانند آیه ی: « قُل هَل أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِن ذلِکَ مَثُوبَهٍ عِندَ اللهِ… » ( مائده: ۶۰ )« … جَعَلناکُم أُمَّه وَسَطاً… » ( بقره: ۱۴۳ ) یعنی عدلاً مانند آیه ی: « قالَ أَوسَطُهُم… » ( قلم: ۲۸ ) یعنی عادل ترین آنان نیز « … مِن أَوسَطِ ما تُطعِمُونَ أَهلِکُم… » ( مائده: ۸۹ ) یعنی از معتدل ترین ( مناسب ترین ) چیزی که به خانواده خود می دهید. « وَ کَذلِکَ جَعَلناکُم اُمَّه وَسَطاً… » ( بقره: ۱۴۳ ) یعنی امت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، در آخرت به عدل میان پیامبران و امت های آنان، شهادت می دهند.« … کُتِبَ عَلَیکُم… » ( بقره: ۱۷۸ ) یعنی برای شما مقرر کرد، مانند آیه ی: « کُتِبَ عَلَیکُمُ القِتالُ… » ( بقره: ۲۱۶ ) برای شما نوشت و آیه ی: « … ما کَتَبناها عَلَیهِم… » ( حدید: ۲۷ ) یعنی [ رهبانیت ] را برای آنان مقرر نکردیم.
۳-۱-۴٫ واژه های غیرعربیمقاتل به واژه هایی که از زبان های دیگر وارد زبان عربی شده نیز اشاره کرده است؛ مانند: حُوباً کَبِیراً یعنی إثماً کبیراً بلغه الحبش و قد کان أهل الجاهلیه یسمون الحوب الإثم. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۵۶ )، لَأوَّاهٌ یعنی لموقن بلغه الحبشه ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۱۹۹ )فَصُرهُنَّ إِلَیکَ بلغه النبط صرهن قطعهن، و اخلط ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۱۸ )؛ لُهُ مَقالِیدُ السَّماواتِ یعنی مفاتیح بلغه النبط ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۷۶۵ )؛ وَالطُّورِ یعنی الجبل بلغه النبط ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۱۴۳ )
۴-۱-۴٫ اجتهاد در معنای واژه هاگاه با توضیح خود مفهوم، واژه را محدود کرده، معنای وسیع و کلی آن را به یک مورد خاص نسبت می دهد؛ مانند: « … إِلَّا مَن سَفِهَ نَفسَهُ… » ( بقره: ۱۳۰ ) یعنی خسران نفس اهل کتاب؛ « … یُرِیدُ اللهُ بِکُمُ الیُسرَ… » ( بقره: ۱۸۵ ) یعنی مدارای دین با مریض و مسافر درباره ی روزه؛ « … بِالطَّاغُوتِ… » ( بقره: ۲۵۶ ) یعنی الشیطان.برخی از توضیحات وی نیز ناروا بوده، بر هیچ دلیلی استوار نیست؛ مانند: « … وَ لکِنَّ أکثَرَهُم لا یَعلَمونَ » ( مائده: ۱۰۳ ) می نویسد: از هر نهصد و نود و نه نفر، یک نفر به بهشت می رود. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۲۴۲ )؛ « … هذا بَعلِی شَیخاً… » ( هود: ۷۲ ) یعنی هفتاد ساله است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۲۹۱ )؛ « … دَراهِمَ مَعدُودَهٍ… » ( یوسف: ۲۰ ) یعنی بیست درهم. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۳۲۵ )؛ « … ثُمَّ نُخرِجُکُم من بطون أمَهاتِکُم طفلاً ثُمَّ لِتَبلُغُوا أَشُدَّکُم… » ( حج: ۵ ) یعنی هجده تا چهل سال. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۱۱۵ )؛ « فی بِضعِ سِنین… » ( روم: ۴ )، بضع سنین یعنی پنج، هفت تا نه سال. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۴۰۶ )؛ « وَ جِیءَ یَومَئِذٍ بِجَهَنَّمَ… » ( فجر: ۲۳ ) در فاصله ی پانصد سال می آیند، هر کدام هفتاد هزار زمام دارند و بر هر زمام، هفتاد هزار فرشته است ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۶۹۱ )
۵-۱-۴٫ وجوه معنایییکی از نکات مهم در ترجمه ی آیات، توجه به معانی مختلف واژه هاست. برخی از واژه ها دارای معانی متعدد هستند و به تناسب هر آیه باید از معنای خاص آن استفاده شود. مقاتل در این باره کتاب مستقلی نیز دارد. برخی از وجوه معنایی واژه ها در این تفسیر عبارتند از:در ترجمه ی « دین » در آیه ی « مالِکِ یَومِ الدِّینِ » ( فاتحه: ۴ ) نوشته است: یعنی یوم الحساب ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۶ ) و در آیه ی « اصطَفَی لَکُمُ الدّین… » ( بقره: ۱۳۲ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۴۰ ) و « … حَتَّی یَرُّدُوکُم عَن دینِکُم… » ( بقره: ۲۱۷ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۸۱ ) نوشته است یعنی دین الاسلام و در آیه ی « إِنَّ الدِّینَ عِندَاللهِ الإِسلامِ… » ( آل عمران: ۱۹ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۶۷ ) نوشته است یعنی توحید.در ترجمه ی « حسنه » در آیه ی « مَن جَاءَ بِالحَسنَهِ فَلَهُ عَشرُ أَمثالِها… » ( انعام: ۱۶۰ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۵۹۹ ) نوشته است: بالتوحید و العمل الصالح و در آیه ی « ثُمَّ بَدَّلنا مَکانَ السَّیِئَهِ الحَسَنَه… » ( اعراف: ۹۵ )، الرخاء ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۵۰ )در آیه ی « فَإِذا جَاءَتهُمُ الحَسَنَه… » ( اعراف: ۱۳۱ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۵۶ )، حسنه را الخیر و الخضب و در آیه ی « وَ یَستَعجِلُونَکَ بِالسَّیِئَهِ قَبلَ الحَسَنَه… » ( رعد: ۶ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۳۶۸ )، العافیه و در آیه ی « مَن جاءَ بِالحَسَنهِ فَلَهُ خَیرٌ مِنها… » ( نمل: ۸۹ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۳۵۸ ). بکلمه الإخلاص و هی « لا إله إلا الله وحده لا شریک له »واژه ی « شرّ » را در آیه ی « … وَإِذا مَسَّهُ الشَّرُّ کانَ یَؤُساً » ( اسراء: ۸۳ ) به معنای فقر ( مقاتل ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۵۷۴ ) و در آیه ی « … وَ نَبلُوکُم بِالشَّرِ… » ( انبیاء: ۳۵ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۷۸ ) و آیه ی « … وَ إِن مَسَّهُ الشَّرُّ فَیَؤُسٌ قَنُوط » ( فصلت: ۴۹ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۷۴۸ ) به معنای بلا و شدّت و در آیه ی « وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ شَرَّاً یَرَه » ( زلزله: ۸ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۷۹۱ ) به معنای کار نیک تفسیر کرده است.فاحشه را در آیه ی « وَ اللَّاتی یَأتینَ الفاحِشَهَ مِن نِسائِکُم… » ( نِساء: ۱۵ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۶۲ ) به معنای المعصیه و هی الزنا و در آیه ی « … إِلَّا أَن یَأتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیَّنَه… » ( نساء: ۱۹ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۶۴ ) به معنای العصیان البین و هو النشوز و در آیه ی « … إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ مَقتاً » ( نساء: ۲۲ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۶۶ ) به معنای معصیت و در آیه ی « … أتَأتُونَ الفاحِشَهَ ما سَبَقَکُم بِها… » ( اعراف: ۸۰ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۴۷ ) به معنای إتیان الرجال، گرفته است.حکم را در آیه ی « ما کانَ لِبَشَرٍ أَن یُؤتِیَهُ اللهُ الکِتابَ وَ الحُکمُ وَ النُّبوَهَ… » ( آل عمران: ۷۹ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۸۶ )، به معنای فهم و در آیه ی « فَاصبِر لِحُکمِ رَبِّک… » ( قلم: ۴۸؛ انسان: ۲۴ ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۵۳۳ ) به معنای داوری گرفته است.
۲-۴٫ علوم قرآنی در تفسیر مقاتلمقاتل بن سلیمان، درباره ی علوم قرآنی، بحث مجزایی نکرده است. از بررسی مجموع چهار جلد تفسیر وی نکاتی را می توان یافت که عبارتند از:
۱-۲-۴٫ مکی و مدنیمقاتل ۲۴ سوره را مدنی و ۸۸ سوره را مکی دانسته و درباره ی دو سوره ی انشراح و حدید اظهارنظر نکرده است؛ در حالی که در مجمع البیان ۲۸ سوره، مدنی و ۸۶ سوره، مکی شمرده شده است.
۲-۲-۴٫ ناسخ و منسوخمقاتل می نویسد: خداوند آنچه را که بخواهد از قرآن نسخ یا اثبات می کند، و آنچه را بخواهد نسخ نمی کند؛ زیرا ام الکتاب نزد اوست. یعنی ناسخ و منسوخ قرآن در ام الکتاب و در لوح محفوظ وجود دارد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۲۹ ) او ۴۴ آیه را منسوخ می داند، و مدعی است ۱۶ آیه با آیه ی سیف ( توبه: ۵ ) نسخ شده است. (۱۲) بررسی ها نشان می دهد که برخی از آیاتی که منسوخ خوانده شده اند، از مصادیق عام و خاص، تغییر شرایط حکم، استحباب و… است. ( رک. معرفت، ۱۴۱۸ق. )
۳-۲-۴٫ قرائتمقاتل به اختلاف قرائات نپرداخته است و فقط در چند مورد به قرائت ابن مسعود و یک مورد به قرائت ابی بن کعب اشاره کرده است. در ترجمه ی برخی واژه ها، توجه به قرائت دیگری نیز وجود دارد؛ برای نمونه « حتی یطهرن » را به معنای « حتّی یغتسلن » ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۹۲ ) گرفته است که نشان می دهد قرائت « یَطَّهَّرن » را ملاک دانسته است.
۴-۲-۴٫ محکم و متشابهمقاتل از تبیین محکم و متشابه، به سادگی گذشته و فقط نوشته است: آیات ۱۵۱-۱۵۳ سوره ی انعام، محکم و حروف مقطعه الم، المص، المر، الر، متشابه است. (۱۳) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، صص ۲۶۴-۲۶۲ ) وی توضیح بیشتری درباره ی این اصطلاح مهم قرآنی نداده است.
۵-۲-۴٫ حروف مقطعهدرباره ی حروف مقطعه نظرات مختلفی وجود دارد. مقاتل آن را به حساب جمل تفسیر کرده است. و از قول جدی نوشته است: ما این حروف را منهای حرف های تکراری حساب کردیم، جمیع آنها هفت صد و چهل و چهار شد که رقم بقیه مدت عمر این امت می باشد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۸۴ ). بسیاری از محققان آن را ناروا دانسته اند. ( رک. شوکانی، ۱۴۱۴ق.، ج۱، ص ۲۷؛ ابن عاشور، بی تا، ج۱، ص ۲۰۶؛ طباطبایی، ۱۴۱۷ق.، ج۷، ص ۶؛ حجتی، ۱۳۶۸، ص ۷۸ )
۶-۲-۴٫ سبب نزولمقاتل در تفسیر خود ۲۹۱ مورد سبب نزول، نقل کرده است. بسیاری از سبب نزول هایی که آورده است، با تفاسیر اهل سنت منطبق است. برخی از آنها عبارتند از:در سبب نزول آیه ی: « یَسئَلُونَکَ عَنِ الخَمرِ وَ المَیسَرِ… » ( بقره: ۲۱۹ ) و نیز « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقرَبُوا الصَّلاهَ وَ أَنتُم سُکاری… » ( نساء: ۴۳ )، امام علی (علیه السّلام) را متهم به شراب خواری کرده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، صص ۱۸۸ و ۳۷۴ ).در آیه ی « ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَن یَستَغفِرُوا لِلمُشرِکینَ… » ( توبه: ۱۱۳ )، عبدالله، پدر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابوطالب، پدر علی (علیه السّلام) را مشرک معرفی کرده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۱۹۹ ).سبب نزول آیه ی « وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشرِی نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله… » ( بقره: ۲۰۷ )، را صهیب بن سنان می خواند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۷۹ ).و در سبب نزول آیه ی « … فَقُل تَعالَوا نَدعُ أَبناءَنا وَ أَبنَاءَکُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُم وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللهِ عَلَی الکاذِبین » ( آل عمران: ۶۱ )، که در جریان مباهله نازل شده است، می نویسد: عمر ( به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ) گفت: اگر نفرین کنند، دست چه کسی را می گیری؟ فرمود: علی (علیه السّلام)، فاطمه، حسن و حسین، حفصه و عایشه ( رحمهما الله ) ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۸۲ ).در شرح آیه ی « وَیُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلَی حُبِّهِ مِسکِیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً » ( انسان: ۸ )، می نویسد: درباره ی ابی دحداح انصاری می داند و می نویسد: گفته اند درباره ی علی (علیه السّلام) نازل شده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۵۲۵ ).در سبب نزول آیه ی « فَأَمَّا مَن أَعطی وَ اتَّقَی. وَ صَدَّقَ بِالحُسنی » ( اللیل: ۶-۵ )، می نویسد: در مورد أبی بکر صدیق ( رحمه الله علیه ) نازل شد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۷۲۲ ).و در سبب نزول آیه ی « … إِنَّما یُرِیدُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ… » ( احزاب: ۳۳ )، می نویسد: منظور از اهل بیت (علیهم السّلام)، زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند؛ زیرا در خانه او بودند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۴۸۹ )در همه ی موارد فوق، جایگاه اهل بیت (علیهم السّلام) را تضعیف و برای دیگران فضیلت تراشی کرده است. در حالی که مفسیرین اهل سنت، اهل بیت (علیهم السّلام) را سبب نزول آیات فوق دانسته اند. ( زمخشری، ۱۴۰۷ق.، ج۱، ص ۳۱۹؛ بلخی، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۸۲؛ جصاص، ۱۴۰۵ق.، ج۲، ص ۲۹۵؛ فخررازی، ۱۴۲۰ق.، ج۸، ص ۲۴۷؛ رک. شایسته نژاد، ۱۳۸۷، ش ۹، ص ۲۸ )
۵٫ مسائل کلامی
۱-۵٫ اعتقاد به تجسم خدادر تفسیر آیات متشابه به تشبیه گراییده و حضور خدا و رؤیت او را در قیامت قطعی می داند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۵۹۸ و ج۲، ص ۲۳۶ و ج۴، صص ۵۱۲ و ۶۹۱ )« ثُمَّ دَنا فَتَدلَّی » ( نجم: ۸ )؛ خداوند به محمد نزدیک شد و در آن شب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، تا آسمان هفتم سیر کرد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۱۶۰ )« وَجَاءَ رَبُّکَ والمَلَکَ صَفَّاً صَفَّاً » ( فجر: ۲۲ )؛ آسمان ها و زمین شکافته می شود و فرشتگان از آسمان فرود می آیند و هر گروه جداگانه می ایستند. آن گاه خداوند تبارک و تعالی می آید. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۶۹۱ )
۲-۵٫ نفی عصمت انبیامقاتل بارها عصمت پیامبران پیشین و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را خدشه دار کرده است.
۱-۲-۵٫ پیامبران پیشیندر تفسیر آیه ی « … وَعَصَی آدمُ رَبَّهُ فَغَوی » ( طه: ۱۲۱ ) نوشته است: پس گمراه شد و از اطاعت فرمان خداوند روی گرداند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۴۴ )در تفسیر آیه ی « وَلَقَد هَمَّت بِهِ وَ هَمَّ بِها… » ( یوسف: ۲۴ ) می نویسد: یوسف شلوار خود از پای بیرون آورد و بین پاهای زلیخا نشست و چون یعقوب را دید که انگشت بر دهان می گزد، به او پشت کرد ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، صص ۳۲۸-۳۲۷ ).در مورد حضرت ابراهیم (علیه السّلام) می نویسد: ابراهیم سه خطا کرد، ساره را خواهر خود خواند، و گفت من بیمارم، و گفت: بت ها را بزرگشان شکسته است. یکی را برای خودش و دو تا را برای خدا گفت. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۲۶۹ ). این اتهامات از اسرائیلیاتی است که از طریق افرادی چون کعب الاحبار وارد کتب تفسیری مسلمانان شده است.
۲-۲-۵٫ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)در تفسیر آیه ی: « … وَلا تَکُن لِلخائِنینَ خَصیماً. وَ استَغفِرِ اللهَ إِنَّ اللهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً » ( نساء: ۱۰۶-۱۰۵ ) می نویسد: یعنی ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) با طعمه ( یهودی ) جدل کردی و او را دروغگو شمردی، پس او را از سرقت تبرئه کن. آن گاه پیامبر استغفار کرد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۴۰۵ ).در تفسیر آیه ی: « إِنَّا فَتَحَنا لَکَ فَتحاً مُبیناً. لِیَغفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَما تَأَخَّر » ( فتح: ۲-۱ )، نوشته است: تا خداوند به وسیله ی اسلام، گناهان متقدم، یعنی در دوران جاهلیت، و گناهان متأخّر، یعنی گناهان بعد از نبوت تو را ببخشد و به وسیله ی اسلام تو را بر دشمنانت پیروز گرداند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۶۶ ).افسانه ی ساختگی غرانیق را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت می دهد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، صص ۱۳۲ و ۶۸۰ )، در حالی که در سوره ی نجم، شواهد فراوانی بر عدم صحت چنین تهمتی وجود دارد. ( رک. فخررازی، ۱۴۲۰ق.، ج۲۳، ص ۵۰؛ طبرسی، ۱۳۷۲ق.، ج۹، ص ۲۶۰ ) (۱۴)در تفسیر آیه ی ۳۶ سوره ی احزاب می نویسد: وقتی پیامبر زینب ( سلام الله علیها ) را نصیحت می کرد، از زیبایی و نیکویی او به شگفت آمد…، به زید گفت: پروای الهی پیشه کن و همسرت را به نیکی حفظ کن. در حالی که در قلبش چیز دیگری بود. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، صص ۴۹۵-۴۹۳ )در تفسیر آیه ی « قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ » ( فلق: ۱ ) می نویسد: ابن اعصم یهودی، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را سحر کرد… پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، سه شب به شدت بیمار شد و زنان ناله کردند. دو فرشته آمدند، گفتند سحر در چاه فلان است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۹۳۳ )مقاتل با نفی مقام عصمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و احتمال نفوذ سحر در ایشان، جایگاه نبوت و نقش الگویی هدایت وی را متزلزل کرده است.
۳-۵٫ مسئله امامتدر مسئله امامت و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به شدت دچار تناقض گویی شده است.« … أُولِی الأَمرِ مِنهُم… » ( نساء: ۸۳ ) را فرماندهان لشکر تفسیر کرده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۹۳ )علی (علیه السّلام) را مصداق آیه ی انفاق در رکوع معرفی می کند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۴۸۶ ). در جریان اعلام برائت، نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، مأموریت را از ابوبکر به علی (علیه السّلام) منتقل کرد؛ زیرا این کار را فقط باید فردی که از خاندان اوست، انجام دهد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۱۵۵ )در تفسیر آیه ی « وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَالَّذیَنَ آمَنُوا… » ( مائده: ۵۶ )، می نویسد: یعنی علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) یعنی شیعه خدا و رسولش و کسانی که ایمان آورند، غالب و پیروزند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۴۶۸ )در تفسیر آیه ی « وَاتَّقُوا فِتنَهً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُم خَاصَّهً… » ( انفال: ۲۵ )، می نویسد: خدای شما را از فتنه ای که برایتان پیش می آید، برحذر می دارد. روز جمل با علی بن ابی طالب باشید. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۱۰۸ )در تفسیر آیه ی « وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ المُهاجِرینَ وَالأَنصارِ… » ( توبه: ۱۰۰ )، می نویسد: کسانی هستند که به سوی دو قبله نماز گزارند، علی بن أبی طالب (علیه السّلام) و ده نفر از أهل بدر ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۱۹۱ )در جریان صلح حدیبیه می نویسد: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السّلام) فرمود: تو نیز به چنین روزی مبتلا می شوی. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۳۷۸ )اما در ده ها مورد نیز به بیان فضیلت ابابکر، عمر، عایشه، عمرو بن عاص و… می پردازد. در تفسیر آیه ی « … فَإِن تُطِیعُوا یُؤتِکُمُ اللهُ أَجراً حَسَناً… » ( فتح: ۱۶ )، می نویسد: اگر در مبارزه با آنان از ابابکر اطاعت کنید، خداوند در قیامت به شما اجر فراوان می دهد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ ق.، ج۴، ص ۷۳ )در تفسیر آیه ی « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ » ( واقعه: ۱۰ )، می نویسد: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر و علی (رضی الله عنهما)، در ایمان به خدا و رسولش بر همه امت پیشی گرفته اند و آنان نزد خداوند، برترین درجات و فضیلت ها را دارند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۲۱۶ )در تفسیر آیه ی « ما کانَ لِنَبِیَّ أَن یَکُونَ لَهُ أَسرِی حَتَّی یُثخِنَ فِی الأَرضِ… » ( انفال: ۶۷ )، می نویسد: به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، هر یک از اسرای بدر که سواد داشت ولی قدرت فدیه نداشت، باید به ده کودک نوشتن بیاموزد تا آزاد شود… آن گاه در مورد سایر اسرای بدر با یاران خود، مشورت کرد. عمرگفت: آنها را بکشیم. ابوبکر که مهربان بود، گفت: آنها را نکشیم… پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز چون مهربان بود، رأی ابوبکر را پسندید. سپس این آیه نازل شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عمر گفت: خداوند را سپاس بگو، که سخن تو را تأیید کرد. عمر خدا را شکر کرد. آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر عذابی از آسمان نازل می شد، جز عمر کسی نجات نمی یافت. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۱۲۵ )چنان که ملاحظه می فرمایید، منزلت عمر از مقام پیامبر هم بالاتر معرفی شده است!!
۶٫ مسائل تاریخیمقاتل در طرح مسائل تاریخی نیز به بیان مطالبی خلاف واقع و منطبق بر مذهب اهل سنت پرداخته است. دو نمونه از این مسائل عبارتند از:۱-۶٫ در تفسیر آیه ی « عَسَی اللهُ أَن یَجعَلَ بَینَکُم وَ بَینَ الَّذِینَ عَادَیتُم مِنهُم مَوَدَّهٌ… » ( ممتحنه: ۷ )، ازدواج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با ام حبیبه، دختر ابوسفیان، را زمان فتح مکه می داند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۴، ص ۳۰۲ ). در حالی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه با وی ازدواج کرده است. ( ابن اثیر، بی تا، ج۷، ص ۱۱۵ ) (۱۵)۲-۶٫ مقاتل می نویسد: اسحاق بر ذبح استقامت و صبوری کرد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۶۴۸ ). گرچه قرآن ذبیح را معین نکرده است. از دقت در آیات می توان دریافت که اسحاق، ذبیح نبوده است؛ زیرا خداوند به ابراهیم بشارت فرزندی به نام یعقوب، از نسل اسحاق می دهد؛ یعنی زنده ماندن و صاحب فرزند شدن او تضمین شده است، پس او قربانی نیست. ( رک. قرطبی، ۱۳۶۴ق.، ج۱۶، ص ۱۰۱؛ سیدقطب، ۱۴۰۰ق.، ج۴، ص ۲۴۱؛ طبرسی، ۱۴۰۳ق.، ج۲۱، ص ۲۸ )۳-۶٫ در تفسیر آیه ی « … فَاخلَع نَعلَیکَ… » ( طه: ۱۲ )، می نویسد: یعنی کفش های خود را از که از پوست الاغ و ناپاک است، بیرون بیاور. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۲۲ )بررسی فوق نشان می دهد که مقاتل بدون تعمق در اصالت و صحت مسائل تاریخی، به نقل تاریخ پرداخته است.
۷٫ مباحث فقهیمقاتل در تفسیر خود نسبت به مباحث فقهی اهتمامی ندارد؛ احتمالاً به دلیل آن که در کتاب دیگر خود یعنی « آیات الاحکام » به آن پرداخته است. اما از اشارات وی می توان برخی مبانی فقهی وی را دریافت.در آیه ی: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمتُم إِلَی الصَّلاهِ فَاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ أَیدِیَکُم إِلَی المَرافِقِ وَ امسَحُوا بِرُؤُسِکُم وَ أَرجُلَکُم إِلَی الکَعبَین… » ( مائده: ۶ )؛ وضو را مطابق فقه شیعی تفسیر می کند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۴۵۵ )« … وَ مِمَّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ » ( بقره: ۳ )؛ انفاق را زکات واجب تفسیر کرده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۸۱ )« الحَجُّ أَشهُرٌ مَعلُوماتُ… » ( بقره: ۱۹۷ )؛ احرام حج را در شوال، ذی قعده و ده روز ذی حجه می داند. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۷۳ )در تفسیر آیه ی « … عَلَی الَّذینَ یُطِیقُونَهُ فِدیَهٌ… » ( بقره: ۱۸۴ )، می نویسد: منظور کسی است که مریض یا مسافر نیست؛ ولی روزه او را به زحمت می اندازد. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۱۶۰ )در تفسیر آیه ی « … وَ للهِ عَلَی النَّاسِ » یعنی المؤمنین « حِجُّ البَیتِ مَنِ استَطاعِ إِلَیهِ سَبیِلاً… » ( آل عمران: ۹۷ )، می نویسد: منظور از استطاعت، امکانات و مرکب سفر است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۹۱ )در آیه ی « سَمَّاعُونَ لِلکَذِبِ أَکَّالُونِ لِلسُّحتِ… » ( مائده: ۴۲ ) و « … أَکلِهِمُ السُّحتَ… » ( مائده: ۶۲ ) نوشته است: الرشوه فی الحکم ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، صص ۴۷۸ و ۴۸۹ ). در حالی که سحت اعم از رشوه است و به هر مال حرامی گفته می شود.نتیجه این که مقاتل در تفسیر آیات الاحکام، به اهل سنت گرایش دارد و بارها مفاهیم کلی را در مواردی خاص محصور کرده است.
۸٫ حدیث در تفسیر مقاتلدر تفسیر مقاتل، ۱۰۲ روایت به شرح زیر وجود دارد. بسیاری از روایات تفسیر مقاتل، دارای زنجیره سند نیست؛ یعنی مرسل (۱۶) و مرفوع (۱۷) است. وی درباره ی صحت و ضعف و قوت روایات سخنی نگفته است. گونه های حدیث در تفسیر مقاتل عبارتند از:۱-۸٫ متن برخی روایات آن با روایات متون شیعی هماهنگ است. مانند: روایت « أعطیت بالتوراه السبع الطوال و هن القرآن، و أعطیت بالإنجیل المثانی… » ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۲۸ ) که با روایت « و أُوتیتُ السَّبعَ الطَّوالَ مَکانَ التَّوراهَ… » هماهنگ است. ( صدوق، ۱۳۷۸ق.، ج۲، ص ۲۷۰ )و روایت « من أحبنی فقد أحب الله و من أطاعنی فقد أطاع الله ». ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۱، ص ۳۹۱ ) با روایت « و قَالَ مَن أَحَبَّ اللهَ فَلیُحِیبَّنی » ( نوری، ۱۴۰۸ق.، ج۲، ص ۲۲۵ ) هم معناست.۲-۸٫ برخی از روایات تفسیر وی عصمت پیامبران (علیهم السّلام) را مخدوش کرده است. این مطالب را بدون بررسی صحت آنها از کتب پیشین، نقل کرده است. مانند این که:الف. در شرح آیه ی ۶۹ سوره ی احزاب، حضرت موسی (علیه السّلام) عریان به دنبال لباس خود می دود ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۵۰۹ )، تفسیر مجمع البیان ( طبرسی، ۱۳۷۲ق.، ج۸، ص ۵۸۴ ) و المیزان ( طباطبایی، ۱۴۱۷ق.، ج۱۶، ص ۳۵۳ ) به نقد آن پرداخته اند.ب. در شرح آیه ی ۲۱ سوره ی ص می نویسد: حضرت داود (علیه السّلام) به همسر فرمانده اش، تمایل داشت. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۶۴۰ )، حضرت سلیمان (علیه السّلام) اسیر جن می شود. ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۲، ص ۶۴۴ ). مجمع البیان، ( طبرسی، ۱۳۷۲ق.، ج۸، ص ۸۳۶ ) و المیزان ( طباطبایی، ۱۴۱۷ق.، ج۱۷، ص ۱۹۴ ) آن را مورد بررسی قرار داده اند.۳-۸٫ برخی روایات تفسیر مقاتل، با مبانی عقلی و حسی ناسازگار است؛ مانند: روایت « رأی محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- ربه- جل جلاله- مرتین، و عصی آدم- علیه السلام- ربه- تعالی- مرتین » . ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۲۳ ). و روایت « لما خلق الله- عزوجل- جنه الفردوس و غرسها بیده » ( مقاتل، ۱۴۲۳ق.، ج۳، ص ۴۹ )۴-۸٫ بسیاری از روایات تفسیر مقاتل از صحابه نقل شده است. ( مقاتل، ۱۴۲۳ ق.، ج۱، صص ۱۴۸، ۲۶۵ و ۲۷۰ و ج۲، صص ۴۲۲، ۵۳۴ و ۵۸۸ و ج۳، صص ۴۷۴، ۵۷۶ و ۵۹۳ و ج۴، صص ۲۸۷ و ۵۲۳ )۵-۸٫ در منابع شیعی، به واسطه مقاتل ۵ حدیث از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است ( رک. کلینی، ۱۳۸۸ق.، ج۸، ص ۲۲۲؛ صدوق، ۱۴۲۲ق.، ص ۱۷۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج۲، ص ۲۲۶ و ج۴، ص ۱۲۵ و ج۲۷، ص ۲۵۴ ) این احادیث در تفسیر وی وجود ندارد.
جمع بندی۱٫ تفسیر مقاتل بن سلیمان، در قرن دوم نگارش یافته است، و آمیزه ای از تفسیر لغوی، نقلی و عقلی، اجتهادی است. و اولین تفسیر ترتیبی کامل قرآن است که اکنون در اختیار داریم.۲٫ مقاتل به خلاف روش تفسیری رایج آن دوران، فقط به نقل روایت اکتفا نکرده و از نیروی اندیشه نیز بهره برده است.۳٫ این تفسیر به دلیل حجم مناسب، پرهیز از بیان اختلاف نظرها، پرهیز از بیان ثواب قراءات و… قابل اعتناست.۴٫ در مباحث صفات خدا، عصمت پیامبران، مسئله امامت و… دارای نقاط ضعف فراوانی است، که ناشی از تأثیرپذیری از شرایط زمانه، استفاده از اسرائیلیات و نقل قول های ضعیف است.۵٫ واژه شناسی تفسیر، به دلیل روانی، استناد به آیات، توجه به وجوه معنایی مفید و… قابل استفاده است؛ ولی اجتهادهای بی اساسی نیز دارد.۶٫ احادیث تفسیر مقاتل، مرسل و مرفوع بوده و برخی از آنان، ضعیف و اسرائیلیات هستند.۷٫ برخی از مباحث تاریخی این تفسیر، از استحکام کافی برخوردار نیستند.۸٫ در آیات احکام، به تفضیل سخن نگفته است؛ زیرا در کتاب دیگر خود به این امر اهتمام ورزیده است.
پینوشتها:
۱٫ استادیار دانشگاه شهید رجایی asm2us@yahoo. com2. بررسی عدم صحت نظرات فؤاد سزگین، درباره ی تفسیر مقاتل بن سلیمان نیازمند نگارش جداگانه ای است.۳٫ بُتر ( به ضمن باء، جمع بَتر )، فرقه ای از زیدیه هستند که می گویند: ابوبکر و عمر امام بوده اند؛ گرچه با وجود علی (علیه السّلام)، امت در بیعت با آنها مرتکب اشتباه شده است؛ لکن این خطا موجب فسق آنها نمی شود. ولی درباره ی عثمان، توقف کرده اند. ( قمی، ۱۴۱۴ق.، ج۱، ص ۲۲۱ )۴٫ و لا یجوز عندنا ان یقول القاری عند خاتمه المحمد، آمین. فان قال ذلک فی الصلاه معتمداً، بطلت صلاته ( طوسی، بی تا، ج۱، ص ۴۶ )۵٫ برای تفضیل آن بنگرید به مقاله ی « بررسی و نقد آیات خلافت و ولایت… » دو فصلنامه ی علمی- پژوهشی تحقیقات علوم قرآن و حدیث، دانشگاه الزهراء، شماره اول ( پیاپی ۹ )، ۱۳۸۷، صص ۴۶-۲۷٫۶٫ تدلیس بر دو قسم است: یکی آن است که آدمی از کسی که ملاقات کرده، چیزی را که نشنیده، یا از کسی که هم عصر اوست و او را ملاقات نکرده، روایت کند. مقاتل از کلبی چیزی نشنیده بود و مجاهد را ملاقات نکرده بود، و از آنان روایت می کرد. ( عاملی، بی تا، ص ۱۱۴؛ داماد، ۱۴۰۵ق.، ص ۱۶۵؛ سبحانی، ۱۴۲۰ق.، ص ۱۲۰ )۷٫ احتمالاً منظور مسجدی در بیروت است؛ زیرا در آن زمان، بیروت مساجد متعدد نداشته است تا نام یکی از آنها مسجد بیروت باشد.۸٫ دهخدا در معنای انتحال می نویسد: چیز کسی را جهت خود دعوی کردن. شعر دیگری را بر خود بستن. سخن کسی دیگر بر خویشتن بستن. سرقت ادبی. ( دهخدا، علی اکبر، ۱۳۶۴ ).۹٫ شاید تفسیر فراء اولین تفسیری است که آیات قرآن را به ترتیب، تفسیر کرده و دامنه ی تفسیر آیه را گسترده است؛ در حالی که تفاسیر گذشته ناپیوسته اند و تنها به تفسیر آیات مشکل و مبهم پرداخته و شامل همه ی آیات به صورت پی در پی نیستند. ( معرفت، ۱۴۱۸ق. )۱۰٫ وی فقط یک بار نام مقاتل بن سلیمان را نقل کرده، و در سایر موارد فقط به مقاتل اکتفا کرده است. اما از آنجا که نام « مقاتل بن حیان » را کامل بیان کرده، و مقایسه آرای مقاتل، با نقل وی می توان پی برد، منظور وی مقاتل بن سلیمان است.۱۱٫ وی یک مورد به عنوان « مقاتل ازدی »، ۵ مورد « مقاتل بن سلیمان »، یک مورد از مفسرین عامه و در سایر موارد « مقاتل » از او نقل کرده است.۱۲٫ این مطلب با بررسی همه ی تفسیر استخراج شده است؛ در زمان حیات مقاتل، نسخ بر تخصیص، تقیید، مبهم، تفصیل و مجمل نیز اطلاق می شده است.۱۳٫ علامه طباطبایی می نویسد: حروف مقطعه فواتح سور، مدلول لفظی ندارند. و در اسلام شنیده نشده کسی از حروف مقطعه فواتح سور، چنین استفاده تأویلی بنماید. ( طباطبایی، ۱۳۵۰، ص ۲۸ )۱۴٫ خلاصه ی این حدیث جعلی آن است که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه، مشغول خواندن سوره ی « النجم » بودند، وقتی به آیاتی که نام بت های مشرکان در آن بود، رسیدند: « أَفَرأَیتُمُ اللَّاتَ وَ العُزَّی * وَ مَناهَ الثَّالِثَهَ الأُخرَی » ( النجم: ۲۰- ۱۹ )؛ شیطان این دو جمله را بر زبان او جاری ساخت: « تلک الغرانیقُ العُلی و انّ شفاعتهن لترتجی »: اینها پرندگان زیبای بلندمقامی هستند و از آن ها امید شفاعت می رود. در این هنگام، مشرکان خوشحال شدند و گفتند که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تاکنون نام خدایان ما را به نیکی نبرده است. در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سجده کرد و آنها هم سجده کردند. جبرئیل نازل شد و اظهار کرد که این دو جمله را من برای تو نیاورده بودم. این از القائات شیطان بود و آیات ۵۴-۵۲ سوره ی حج نازل شد. ( ابن اثیر، بی تا، ج۷، ص ۱۱۵ )برخی مخالفان، این افسانه ی ساختگی را با آب و تاب فراوان ذکر کرده اند؛ ولی قرائن فراوان نشان می دهد که این روایت مجعول برای بی اعتبار ساختن مسلمین و قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ساخته شده است؛ زیرا:۱٫ به گفته ی محققان، راویان این حدیث ضعیف، غیرقابل اطمینان اند؛ ۲٫ آیات آغاز سوره ی نجم، صریحاً این خرافات را ابطال می کند « و ما ینطِقُ عَنِ الهَوَی* إِن هُوَ إِلّا وحی یوحی » ( نجم: ۴-۳ ) : پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از روی هوای نفس سخن نمی گوید، آن چه می گوید، تنها وحی الهی است؛ ۳٫ آیاتی که بعد از ذکر نام بت ها در این سوره آمده است، همه بیان مذمَّت بت ها و زشتی و پستی آن هاست؛ ۴٫ احادیث متعددی در مورد سوره ی نجم و سپس سجده کردن پیامبر و مسلمین در کتاب های مختلف نقل شده و در هیچ یک از آنها سخنی از افسانه ی غرانیق نیست و این نشان می دهد که این جمله بعداً افزوده شده است. ( نک: فخررازی، ۱۴۲۰ق.، ج۲۳، ص ۵۰؛ رامیار، ۱۳۵۴ )۱۵٫ ام حبیبه ( رمله ) دختر ابوسفیان به همراه شوهرش عبدالله بن جحش به اسلام گروید و در اثر آزار مشرکان مکه به حبشه هجرت نمود. شوهر ام حبیبه در حبشه مسیحی شد و در همان جا درگذشت، و ام حبیبه بی سرپرست ماند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی از این واقعه آگاهی یافت، شخصی را به حبشه فرستاد و از ام حبیبه خواستگاری کرد… هنگامی که ابوسفیان برای تمدید مدت پیمان صلح با مسلمین، به مدینه آمده بود، به خانه دخترش، ام حبیبه، رفت و خواست روی بستر پیامبر بنشیند، اما ام حبیبه بی درنگ آن را جمع کرد و گفت: « این بستر رسول خداست و سزاوار نیست مردی کافر و مشرک بر آن بنشیند. ابوسفیان از این رفتار دخترش سخت برآشفت و خانه وی را ترک کرد.۱۶٫ مرسل حدیثی است که یکی از صحابه در سلسله سند ساقط شده باشد و علت ضعف آن عدم اتصال سند است. ( غفاری، ۱۳۶۹، ج۱، ص ۶۶؛ خطیب بغدادی، ۱۳۸۶ق.، ص ۳۷؛ الحاج حسن، ۱۴۰۵ق.، ج۲، ص ۲۳۱ )۱۷٫ مرفوع حدیثی را گویند که منسوب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد و از سلسله ی آن یک راوی یا بیشتر افتاده باشد ( غفاری، ۱۳۶۹، ج۱، ص ۵۸ ).کتابنامه:قرآن کریم، ترجمه ی مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۸۴)، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب.ابن حیان، محمد (۱۹۹۳م.)، صحیح ابن حبان، بیروت: مؤسسه الرساله.ابن عاشور، محمد بن طاهر ( بی تا )، التحریر و التنویر، بی جا.ابن عدی، عبدالله (۱۴۰۹ق.)، الکامل فی الضعفاء الرجال، بیروت: دارالفکر.ابن سعد، محمد ( بی تا )، الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر.ابن ندیم، محمدبن اسحاق ( ابن یعقوب وراق ) ( بی تا )، الفهرست، تحقیق رضا تجدد، بی جا.ترندک، جواد (۱۳۷۸)، تفسیر سعید بن جبیر و نقش آن در تطوّر تفسیر، تهران: پیام آزادی.تستری، محمدتقی ( بی تا )، قاموس الرجال، تحقیق مؤسسه النشر الاسلامی.تهرانی، آقابزرگ ( بی تا )، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت: دارالاضواء.حاج حسن، حسین (۱۴۰۵ق.)، نقد الحدیث، تحقیق با نظارت عبدالمجید ترکی، بیروت: مؤسسه وفاء.حجتی، سیدمحمدباقر (۱۳۶۰)، سه مقاله در تاریخ تفسیر و نحو، تهران: بنیاد قرآن.خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی (۱۴۱۷ق.)، تاریخ بغداد، بیروت: دارالکتب العلمیه.دهخدا، محمد (۱۳۷۷)، لغت نامه دهخدا، زیرنظر محمد معین و سیدجعفر شهیدی، تهران: دانشگاه تهران.ذهبی، محمدحسین (۱۴۰۹ق.)، التفسیر و المفسرون، قاهره: مکتبه وهبه.ذهبی، محمدحسین (۱۳۸۲ق.)، میزان الاعتدال، تحقیق علی محمد، البجاوی، بیروت: دارالمعرفه.ربانی، محمدحسن (۱۳۸۰)، ربانی، دانش درایه الحدیث، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی.رازی، شیخ احمد (۱۳۷۱)، الجرح و التعدیل، بیروت: دار احیاء التراث العربی.رازی، فخرالدین (۱۴۲۰ق.)، مفاتیح الغیب، بیروت: داراحیاء التراث العربی.زرکلی، خیرالدین (۱۴۲۰ق.)، الاعلام قاموس تراجم، بیروت: دارالعلم.زمخشری، جارالله ابن قاسم محمود بن عمر (۱۴۰۷ق.)، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دارالکتاب.ژیلیو، کلود (۱۳۸۱)، مقاتل مفسر بزرگ، محدث و متکلم مطرود، ترجمه ی فاطمی تهامی، آیینه پژوهش، ش۷۶٫سبحانی، جعفر (۱۴۲۰ق.)، اصول الحدیث و احکامه، قم: لجنه اداره الحوزه.سزگین، فؤاد (۱۴۱۲ق.)، تاریخ التراث العربی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی.سیوطی، جلال الدین ( بی تا )، الاتقان فی علوم القرآن، قم: منشورات رضی.شایسته نژاد، علی اکبر (۱۳۸۷)، بررسی و نقد آیات خلافت و ولایت، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش ۹٫شحاته، عبدالله محمود (۱۴۲۳ق.)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت: داراحیاء التراث.شحاته، عبدالله محمود (۱۹۸۶م.)، علوم التفسیر، قاهره: مکتب نهضه الشرق.شوکانی، محمد بن علی (۱۴۱۴ق.)، فتح القدیر، دمشق، دار ابن کثیر.صدوق، محمد (۱۳۷۸ق.)، عیون اخبار الرضا، قم: انتشارات جان.صدوق، محمد بن علی (۱۴۲۲ق.)، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین.طباطبایی، محمدحسین (۱۴۱۴ق.)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی.طباطبایی، محمدحسین (۱۳۵۰)، قرآن در اسلام، تهران: دارالکتب الاسلامیه.طبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن (۱۴۰۳ق.)، مجمع البیان فی علوم القرآن، قم: منشورات مکتبه آیت الله العظمی المرعشی النجفی.طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۵ق.)، رجال، تصحیح زنجانی، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.طوسی، محمد بن حسن ( بی تا )، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دار احیاء التراث العربی.عجلی، احمد بن عبدالله (۱۴۰۹ق.)، معرفه الثقات، مدینه: مکتبه الدار.عسقلانی، ابن حجر (۱۴۰۴ق.)، تهذیب التهذیب، بیروت: دارالفکر.عقیلی، محمد بن عمرو (۱۴۱۸ق.)، الضعفاء الکبیر، بیروت: دارالکتب العلمیه.غفاری، علی اکبر (۱۳۶۹)، تلخیص مقباس الهدایه، تهران: صدوق.قطب، سید (۱۴۰۰ق.)، فی ظلال القرآن، بیروت: دارالشروق.قرطبی، احمد بن محمد (۱۳۶۴)، الجامع لأحکام القرآن، تهران: ناصرخسرو.قمی، عباس (۱۴۱۴ق.)، سفینه البحار، قم: اسوه.کحّاله، عمررضا ( بی تا )، معجم المؤلفین تراجم مصنفی الکتب العربیه، بیروت: دار احیاء التراث العربی.کلینی، ابوجعفر (۱۳۸۸ق.)، کافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه.مجاهد، ابن المصباح ( بی تا )، تفسیر مجاهد، اسلام آباد: مجمع البحوث الاسلامیه.مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳ق.)، بحارالانوار الجامعه لعلوم الائمه الاطهار، بیروت: دار احیاء التراث العربی.المزی، ابوالحجاج یوسف (۱۴۰۶ق.)، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، مشهد: الجامعه الرضویه للعلوم الاسلامیه.معرفت، محمدهادی (۱۳۸۰)، تفسیر و مفسران، قم: التمهید.مقاتل، بن سلیمان (۱۴۲۳ق.)، تفسیر مقاتل، تحقیق محمود عبدالله شحاته، بیروت: دار إحیاء التراث.نوری طبرسی، میرزاحسن (۱۴۰۸ق.)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت: مؤسسه آل البیت.هاشمی، محسن (۱۳۸۰)، تفسیر مقاتل، جمع بین مأثور و معقول، گلستان قرآن، ش۷۵٫منبع مقاله :مطالعات قرآن و حدیث، سال دوم، شماره ی اول- پاییز و زمستان ۱۳۸۷، صص ۱۲۳-۹۵٫
/ج

















هیچ نظری وجود ندارد