در بیش از ۴۰ آیه از آیات شریفه قرآنی خداوند متعال واژه «صراط مستقیم» و مشتقات آن را بکار برده و مردم را به پیمودن آن فرا خوانده است. روایات متعددی از عامه و خاصه در تفسیر این آیات وارد شده است که مقصود از «صراط مستقیم» پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) – بخصوص مولا امیر المؤمنین(ع)– میباشند که پیروی از آنان واجب و نجات بخش، و انحراف از این صراط مستقیم الهی و پیروی از هر راهی غیر مسیر اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) گمراهی و گمراه کنندگی است. نتیجه اینکه: خداوند پایه و اساس بندگی آدمیان را بر محور اطاعت و پیروی از صراط مستقیم اهل بیت(علیهم السلام) قرار داده است. اینک به اختصار به ۵ آیه از آیات مربوطه اشاره مینماییم: ۱- {اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ * صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ} «خدایا ما را به راه راست هدایت فرما، راه کسانی که به آنها نعمت خود را ارزانی داشتهای» (حمد/۶و۷) امام صادق(ع) در تفسیر آیۀ شریفه: {اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ} فرمودند: «منظور امیر المؤمنین(ع) و شناخت آن حضرت میباشد و دلیل بر اینکه {اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ} امیرالمؤمنین علی(ع) میباشد قول خداوند است که میفرماید: {وَ إِنَّهُ فی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ} (زخرف/۴) و منظور از «ام الکتاب» سوره حمد است که امیر المؤمنین(ع) در آن سوره یاد شده است.» (تفسیر قمی/ج۱/ص۲۸) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز در تفسیر آیۀ شریفه {اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ * صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ * غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ} فرمودند: «شیعه علی الذین انعمت علیهم بولایه علی بن ابی طالب(ع) لم تغضب علیهم و لا یضلوا» «منظور شیعیان علی(ع) هستند که ولایت حضرت علی بن ابی طالب(ع) بر آنان ارزانی شده است [و خداوند] بر آنان غضب نمیکند و گمراه نمیشوند.» (تفسیر فرات کوفی، ص ۵۲) ۲ – {ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق لکم عن سبیله} «این راه مستقیم من است از آن پیروی نمایید و از راههای پراکنده تبعیت نکنید که شما را از راه و مسیر حق دور میسازد.» (انعام/۱۵۳)امام محمد باقر(ع) در تفسیر این آیۀ شریفه به «برید عجلی» فرمودند: «آیا میدانی منظور از {صراطی مستقیماً} چیست؟ برید عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمودند: منظور از «صراط مستقیم» ولایت علی(ع) و جانشینان او است. سپس فرمودند: آیا میدانی مراد از {فاتبعوه} در آیه چیست؟ عرض کرد: نمیدانم. فرمودند: منظور از آن، پیروی از علی بن ابی طالب(ع) است. سپس فرمودند: آیا میدانی منظور از {و لاتتبعوا السبل} چیست؟ عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمودند: «ولایه فلان و فلان و الله» به خدا سوگند مقصود ولایت فلانی و فلانی [دو غاصب خلافت مولا علی(ع) ] است. سپس فرمودند: میدانی مراد از {فتفرق بکم عن سبیله} چیست؟ عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمودند: یعنی اینکه شما را از راه و مسیر علی(ع) جدا میکند.» (تفسر عیاشی، ۱، ص ۳۸۳) ۳ – {فَبِما أَغْوَیْتَنی َلأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ} [شیطان به خدا گفت:] به خاطر اینکه مرا به بیراهه افکندی هر آینه من بر سر راه مستقیم شما خواهم نشست» (اعراف/۱۶) امام صادق(ع) در تفسیر آیۀ شریفه فرمودند: «الصراط الذی قال ابلیس {َلأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ} فهو علی(ع)» «صراطی که ابلیس گفت: هر آینه من بر سر راه راست شما مینشینم، صراط و راه علی(ع) است». (شواهد التنزیل حاکم حسکانی ۱، ص۷۹) یعنی شیطان بر سر راه دوستان و محبین مولا علی(ع) مینشیند تا نگذارد کسی به راه امیر المؤمنین(ع) برود و پیرو ولایت حضرت شود. ۴- {هذا صراط علی مستقیم} (حج/۴۱) «فرمود: این راه مستقیمی است که بر عهده من میباشد».«ابو حمزۀ ثمالی» میگوید: از امام صادق(ع) درباره آیۀ شریفه : {هذا صراط علی مستقیم} سوال کردم، حضرت فرمودند: «هو والله علی(ع) و هو والله المیزان و الصراط المستقیم» «به خدا سوگند منظور از این آیه علی(ع) است، او به خدا سوگند همان میزان و صراط مستقیم است». (مختصر بصائر الدرجات، حسن بن سلیمان حلی/۶۸) «هشام بن حکم» میگوید: امام صادق(ع) این آیه را اینگونه قرائت میفرمودند: {هذا صراطُ علیٍّ مستقیم} «این راه حضرت علی(ع) راه راست و مستقیم است». (بحارالانوار/۲۴/۱۷) امام صادق(ع) از پدر بزرگوارش از امام زین العابدین(ع) از پدر بزرگوارش نقل میفرماید که «عمر بن خطاب» به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفت: «انک لا تزال تقول لعلی بن ابی طالب انت منی بمنزله هاورن من موسی و قد ذکر اسم هارون فی القرآن و لم یذکر علیّاً؟!» تو همیشه به علی [(ع) ] میگویی: «تو به منزلۀ هارون – برادر موسی – نزد من هستی» اما نام «هارون» در قرآن آمده است در حالی که نام علی [(ع)] برده نشده است؟! «فقال النبی(صلی الله علیه و آله) یا اعرابی! یا غلیظ القول ! اما تسمع قول الله تعالی یقول: {هذا صراطُ علیٍّ مستقیم} پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ای عرب نادان بد سخن! آیا این گفتار خداوند را نشنیدهای که میفرماید: {هذا صراطُ علیٍّ مستقیم} این راه علی(ع) راه راست و مستقیم است.» (مأه منقبه ابن شاذان، منقبت ۸۵)«قتاده» میگوید: «از حسن بصری» [که ازملحدین و دشمنان سرسخت حضرت علی(ع) است] شنیدم که [آیه را] این چنین میخواند: {هذا صراطُ علیٍّ مستقیم} به او گفتم: معنای آن چیست؟ گفت: «هذا طریق علی بن ابی طالب(ع) و دینه طریق و دین مستقیم فاتبعوه و تمسکوا به فانه واضح لا عوج فیه» ؛ «این راه علی بن ابی طالب(ع) و دین او، راه و دین راست و مستقیم است. پس از او تبعیت نمایید و به [دامن] او چنگ بزنید؛ زیرا راه وی روشن و هیچگونه کجی و انحرافی ندارد.» (الطرائف سید بن طاووس/۲۴ به نقل از: بحارالانوار/۲۴/۲۳«فاذا فَرَغْتَ مِنْ اشغال نفسک فَاْنصب یعنى «فَصلِّ»»؛مىگوید: هنگامى که از کارهاى شخصى خود فارغ شدى، مثل این که پیامبر(صلی الله علیه و آله) شب در خانهاش خوابیده و در حال استراحت یا در حال صحبت با خانواده است که آیه نازل مىشود. پس از انجام کارهاى شخصى خود بلند شو نماز بخوان. مىگوید: فانصب یعنى فصلّ، نماز بخوان. وى پس از تجزیه و تحلیل و نقد و نظر، از دیگران نقل مىکند و مىگوید: اى بسا اینگونه باشد که «فاذا فرغت من الفرایض» اگر از فرایض و انجام واجبات فارغ شدى «فانصب فى الفضایل»؛ حالا مستحبات را شروع کن. وى دو قول و دو نظریۀ متفاوت را بدون مستندات کافی این گونه آورده است.و یا در تفسیر السلمى ج ۲، ص ۴۰۵ آمده است: «فِاذا فَرَغْتَ من تبلیغ الرساله فانصب لطلب شفاعه»؛ هنگامى که از تبلیغ رسالت فارغ شدى، طلب شفاعت بنما؛ که میبینیم با هیچ یک از دلایل نقلی و مبانى عقلى همخوان نیست. این همه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) مىگوید: ما به تو شرح صدر دادیم، پیامبر نترس، پشت هر سختى آسانى است بعد بیاید و بگوید: پس از انجام کارهای شخصی خود نماز بخوان یا پس از نمازهاى واجب، نماز مستحبى بخوان!!!در تفسیر «أضواء البیان» ذیل آیۀ شریفه آمده است: {فاذا فرغت فانصب}؛ «فاخذها الشیعه على الفراغ من النبوّه و نصب على اماماً»؛ شیعه این آیه را این گونه معنى کردهاند: اى پیامبر! وقتى از رسالت فارغ شدى -در سال حجّه الوداع- على(ع) را نصب کن.وى میگویند: «لیس الامر متعیّناً بعلىٍ» اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین چیزى گفته باشد، امر متعیّن به على(ع) نیست، اگر شما شیعهها اینطور مىگویید: «فالسنّى یمکن ان یقول فانصب ابابکر» پس سنّىها هم ممکن است بگویند که ابابکر را نصب کن.در رابطه با نصب ولایت حضرت على(ع) هزار حدیث و صدها شأن نزول از آیات قرآن داریم، ما شیعیان با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، صدها ویژگی، منقبت خاص و عظمت وجودى امیرالمؤمنین(ع) را به شما نشان مىدهیم؛ شما به چه دلیل و استنادی میتوانید بگویید در مورد ابابکر است؟زمخشرى ذیل آیۀ شریفه در تفسیر کشاف مىگوید: «و لو صَحَّ هذا للرّافضى» اگر این حدیث براى رافضىها و شیعهها که مىگویند بعد از اینکه از حجه الوداع فارغ شدى، على(ع) را نصب کن، صحیح باشد، «لصَحَّ للناصبى ان یقرأ هکذا» براى ناصبىها و معاندان حضرت على(ع) هم صحیح است تا بگویند: خدا به پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامى که از حجّ فارغ شدى، على(ع) را لعن کن، نصب کن یعنى على(ع) را لعن کن!!!زمخشرى در تفسیر کشّاف با آن همه عظمتى که اهل سنّت از او یاد مىکنند، این گونه اظهار نظر مىکند!!!آیا عقلایى است که خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستور دهد تا اوّلین مسلمان، اولین نماز گذار بعد از رسول الله(صلی الله علیه و آله)، اوّلین رزمنده اسلام، داماد و وصّى پیامبر(صلی الله علیه و آله) درب شهر علم نبی(صلی الله علیه و آله) مورد لعن قرار گیرد؟آلوسی میگوید: «و نُسِبَ الى بعض الامامیّه انّه قرأ، فانصب بکسر الصاد فقیل، فاذا فرغت من النبوّه فانصب علیاً للامامه»وى ضمن بیان عقیدۀ شیعه مىگوید و اگر اینطور باشد: «و لیس فى الآیه دلیلٌ على خصوصیّه المفعول» (تفسیر آلوسی، ج ۳۰، ص ۱۷۲.)چون مفعول مجهول است، مفعول در تقدیر است؛ علیا در تقدیر است. «فاذا فرغت یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) فانصب»وى مىگوید: هیچ دلیلى نداریم که این خصوصیّت مفعول چه کسى باشد؟ لذا همینطور از آن مىگذریم یعنى اصلاً کارى به کار تفسیر آن نداریم.در تفسیر قرطبى ج ۲۰ ص ۱۰۹، آمده است: «و قالوا معناه انصب الامام الذى تستخلفه» مىگوید: «بعضى گفتهاند که معنایش این است که نصب کن امام را و او را جانشین خود قرار بده…» اما برخی دیگر از مفسرین اهل تسنن منصفانه بررسی کردهاند؛حاکم حسکانى در «شواهد التنزیل» از ۵ طریق مختلف به نقل از محدثان دربارۀ شأن نزول این آیه مىنویسد:«حدثّنى على بن موسى بن اسحاق عن محمد بن مسعود بن محمد قال حدثنا جعفر بن احمد قال حدثنى حمدان عن العبیدى عن یونس عن زرعه عن سماعه عن ابىبصیر عن ابىعبدالله فى قوله تعالى: «فاذا فرغت فانصب» قال یعنى انصب علیاً للولایه» «اى اذا فرغت من اداء رسالتک و تبلیغ نبوّتک انصب علیاً للولایه التى تکون مکمله لاهداف الرساله»یعنى هنگامى که از اداء رسالتت و تبلیغ پیامبریت فارغ شدى، على(ع) را براى ولایت انتخاب کن تا مکمل رسالت براى هدایت مردم باشد. (شواهد التنزیل، ج ۲، صفحههای ۴۵ تا ۴۵۳.)ابن ابى حاتم رازى مىنویسد:«حدثنا أبی حدثنا عثمان بن رزاد حدثنا اسماعیل بن زکریا حدثنا على بن عابس عن الأعمش حدثنا عن عطیه العوفى عن ابى سعید الخدرى قال: نزلت هده الآیه: «یایّها الرَّسول بلّغ ما انزل الیک» فى على بن ابى طالب(ع).» (تفسیر ابن ابی حاتم رازی، ج ۳، ص ۱۱۷۲.)ثعلبى پس از بیان جریان غدیر خم مىنویسد:« معناه بلّغ ما انزل الیک فى فضل على بن ابى طالب(ع) ؛ فلمّا نزلت الآیه أخذ(صلی الله علیه و آله) بید علىٍّ(ع) فقال: مَن کنتُ مَولاه فعلى مولاه» سپس مىگوید: اگر غدیر خم را بپذیریم، شان نزول این آیه «فاذا فرغت فانصب» خواهد بود.بنابراین پیامبر(صلی الله علیه و آله) ضمن بیان خطبۀ غدیر میفرماید: این دستور الاهی است که وقتی من از انجام رسالت فارغ شدم، ولایت را نصب کنم
ماهنامه امام شناسی شماره ۲۹
















هیچ نظری وجود ندارد