۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه فاطمه زهرا (س)

حضرت فاطمه و سیاست برخورد با حوادث

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اگر سیاسیت را به معنى نوع برخورد و روابط متقابل بین مردم و هیئت زمامدار بحساب آوریم همه انسانها باید افرادى سیاستمدار باشند و در این رابطه جنسیت مطرح نیست. فاطمه (س) دختر پیامبر سزاوارترین افراد براى مشارکت سیاسى و حضور در صحنه سیاست است .
او با اینکه بدنى خسته ناشى از کار روزانه و رسیدگى به امور خانه و سرپرستى چند کودک خردسال دارد، و با اینکه اشتغالات اجتماعى متعددى او را به خود مشغول مى‏دارند خود را از سیاست دور نمى‏دارد و هم چون سیاستمدارى قهرمان در صحنه زندگى و حتى مبارزه حاضر مى‏شود و سعى دارد گره کورى را باز نماید.
او زندگى سیاسى و آشنائى با الفباى آن را از همان دوران خردسالى و از سنین  5 – 6 سالگى آغاز کرد. زیرا او همه گاه بهمراه پدر و حاضر و شریک در درگیرى‏هاى پدر با مردم نابکار بود و دوران سخت قبل از هجرت را با همه دشوارى‏ها و مصائب آن گذراند.
آن روز که ازدواج کرد و زندگى مشترک خود را آغاز نمود بازهم در جریان زندگى اجتماعى همگام با على (ع) به پیش مى‏رفت و سنگر به سنگر با او همراهى مى‏کرد. و پس از وفات پیامبر فصلى جدید از زندگى را آغاز کرد که در آن براى تحکیم پایه‏هاى انقلاب حتى دست به احقاق حق و مبارزه گشود و در جریان سیاسى عظیمى حضور یافت که در آن براساس توطئه‏اى على، آن رادمرد جهان بشریت را از صحنه سیاست بیرون رانده بودند.
فاطمه (س) کارى به این نداشت که پدرش رسول خدا (ص) سرگرم انجام مهمترین وظایف و مسؤولیت‏هاى خویش است و یا شوهرش پیشواى راستین امت و مردى مجاهد و جنگجوست خود را زنى مسلمان مى‏دانست که باید به وظایف خویش آشنا بوده و تکلیف و وظیفه شرعیش را شخصاً عمل کند. بدین خاطر در روزهاى آتش و خون و شکنجه پس از وفات پیامبر، و در روزهائى که سیاست روز آتش زدن به در خانه و بیعت خواهى از روى زور و اعمال قدرت بود، قد علم کرد تا تکلیف دینى و سیاسى خود را نیکو به انجام رساند
 مشى سیاسى او
مشى سیاسى فاطمه (س) مشى اعتراض، بى اعتنائى، عدم تأیید دستگاه رهبرى، مشى به محاکمه و استیضاح کشاندن رهبر و خلیفه موجود امت، مشى مظلومیت و سرانجام که فریاد به جائى نرسد گریستن است، آن هم نه براى عقده دل خالى کردن بلکه براى بیدار کردن و هشیار ساختن اذهان به سوئى که در آنجا حقى را زنده دفن کرده‏اند.
مشى سیاسى فاطمه (س) مشیى آگاهانه، توأم با بینش و بصیرت، اندیشیده و حساب شده، انتخابى و گزینش شده و مبتنى برایمان و عقیده است، هدف آن سعادت انسانها و نجات از بردگى‏ها و ذلت‏ها، و تضمین و فراهم آوردن مبادى ارزش‏هاى معقول در جامعه است. او مى‏خواهد جامعه‏اى بسازد که در آن انسانها زندگى کنند نه چند بره تسلیم و بى رأى و بى محتوا.
و آنچه در این راه از شأن و سیاست او بدور است حیله‏گرى، فریبکارى، وعده‏هاى تو خالى در دل، تحمیق در استحمار مردم، گندم نماى جو فروش بودن است. این سره و خالص بودن بدان خاطر است که سیاست فاطمه (س (از اسلام مایه مى‏گیرد و در اسلام حیله و نیرنگ نیست، بر سر مردم کلاه گذاردن نیست، با خلق خدا حُقه بازى کردن وجود ندارد، باید راست و مستقیم به پیش رفت چه مردم بپذیرند و چه نپذیرند. سیاست نان را به نرخ روز خوردن سیاست نامردمى است و شأن اسلام ازآن پاک و مطهر است.
 او در این سیاست که الهى است راست و با استقامت به پیش مى‏رود و در آن باکى از کتک خوردن، بدن خود را به رنج افکندن ندارد. او درس جرأت وشهامت را از پدر خود گرفته و در مکتب و خانه على (ع) و در سایه همگامى با او آن را تقویت نموده است. براى او هدف الهى مهم است و در دفاع از هدف باید ایستاد. ما در تاریخ اسلام و حتى بشریت زنى را سراغ نداریم که در راه هدف الهى و اندیشیده وآینده‏نگر خود تا بدین میزان به پیش رفته باشد و مصداق آیه فاستقم کما مرت که درباره پیامبر نازل شده است، باشد.
 مشى احتجاج
فاطمه (س) در مشى و روش خود گاهى از شیوه احتجاج استفاده مى‏کند و از اصحاب و انصار رسول خدا (ص) نظر خواهى مى‏کند، با آنها از در روشنگر و اعلام نظر وارد مى‏شود. همین که فاطمه (س) در مسجد مى‏ایستد و خطبه ‏اى مى‏خواند و به آیات قرآن درباره حقانیت خود استفاده مى‏کند خود احتجاج است
به ابوبکر مى‏گوید آیا درست است تو از پدرت ارث ببرى و من از پدر خود ارث نبرم؟ این چه حکمى است که مى‏کنید مگر قرآن نگفته است سلیمان از داود ارث برده است؟ چرا من از ارث محروم باشم؟ یا در داستان غصب حکومت و خلافت على (ع) به احتجاج مى‏نشیند که مگر شما حاضر نبوده‏اید که رسول خدا (ص) در غدیر خم چه گفت و چه کرد؟ اینک چرا ساکت و آرام نشسته‏اید؟
در احتجاجات او در مواردى از شهود نظر مى‏خواست، سلمان واباذر و مقداد و عمار را بعنوان شاهد حقانیت خود اعلام مى‏کرد و آنها نمى‏توانستند به این عده نسبت کذب دهند. آرى، دشمن نقشه‏اى سیاسى براى ریاست خود طرح کرد اما احتجاجات فاطمه (س) و مشى و روش او در سیاست، پایه‏هاى وجودى آنها را مى‏لرزاند.
 مشى توبیخ
گاهى فاطمه (س)در روش سیاسى خود افرادى را که مطلع از قضایا بوده و اینک دم فرو بسته‏اند به محاکمه مى‏کشید، آنان را مورد ملامت و توبیخ خود قرار مى‏داد. مى‏پرسید مگر شماها در فلان قضیه حضور نداشته و مطلع نیستید؟ اینک چرا دم فرو بسته‏اید.
در بستر بیمارى خود در برابر جمعى از زنان مهاجر و انصار درباره غصب حق على (ع) آنها را سرزنش و آینده را براى‏شان پیش بینى کرد تا خبر آن را براى همسران خود بازگویند مضمون بیانات او این است: و شما را چه مى‏شود، بخدا قسم بذرى را کشته‏اید که میوه آن تلخ است، شاخه‏اى را کاشته‏اید که از آن خون خواهد بارید و روزى رسد که در آن بیهوده کاران زیان ببینند و در مقابل این ظلم و غصب خود را به شمشیر برنده و مصیبت فوق‏العاده بزرگى بشارت دهید.
همانگونه که ملاحظه مى‏شود در تمام بحث‏ها و اظهار نظرها سخن از حق خواهى و غصب حق دارد، از غصب خلافت و آثار شوم آن بحث مى‏کند هیچگاه از درد و مصیبت خود که جانش را مى‏گرفت سخن بمیان نمى‏آورد و این خود حاکى از عظمت روحى فاطمه (س) است، خطبه او از این باب دیدنى و خواندنى است نه یک بار بلکه براى چند بار.
 مشى بى اعتنائى
فاطمه (س) در مشى سیاسى خود گاهى روش بى‏اعتنائى و بحساب نیاوردن را در پیش مى‏گیرد. او دختر پیامبر است، درباره شخصیت و مقام او سخنهاست و مردم بارها و بارها از رسول خدا (ص) درباره او سخنها شنیده‏اند و اینکه اگر فاطمه (س) کسى را مورد اعتنا قرار ندهد شخصیت آن فرد به زیر سؤال خواهد رفت .
بدین نظر شیخین براى اینکه افکار عمومى علیه شان تحریک نشود خواستار عیادت فاطمه (س) مى‏شده ‏اند و تقاضاى خود را مکرر در مکرر عرضه داشته ‏اند ولى فاطمه (س) آن را نمى‏پذیرفت و آنها براى تحقق خواسته خود به ناچار از على (ع) وساطت خواستند و على (ع) آن را از فاطمه (س) درخواست کرد و فاطمه (س) پذیرفت. و تازه پس از آنکه به عیادت آمدند فاطمه (س) عملاً از آنها روى برگرداند. و با آنها حرف نزد.
وقایعى که در ایام پس از وفات رسول الله پدید آمد، همهمه‏ها و سرو صداهائى را که درزمینه انتخاب خلیفه به راه انداخته و بازار تبلیغاتى خود را گرم و داغ کرده بودند هیچ در فاطمه (س) اثر نگذارد، بلکه نسبت به آنها بدگمان‏تر و بدبین‏تر شد و سر و صداها را به هیچ و پوچ مى‏انگاشت و این در دیده آنان بسى سنگین مى‏آید.
 سیاست مات کردن
فاطمه (س) در عرصه سیاسى بسى عمیق‏تر از آن بود که از دست زمامداران خود سر ضربه سیاسى بخورد و یا آنان با نقشه‏کشى‏هاى خود بتوانند او را فریب بدهند و براى خود محملى ببندد. فاطمه (س) مصداق این حدیث است که مؤمن زیرک است المومن کیس، المومن فطن
شیخین براى تبرئه خود از ستمى که بر فاطمه (س) رانده بودند بالاخره با وساطت على (ع) به عیادت فاطمه (س) آمدند. ولى فاطمه (س) نقشه آنها را نقش بر آب کرد. آنها از گذشته خود تقاضاى بخشش کرده و درخواست نمودند که فاطمه (س) رضایت خود را اعلام دارد. فاطمه (س) فرمود سؤالى دارم، مادام که جواب نگوئید با شما حرف نخواهم زد. آنها حاضر به جواب سؤال فاطمه (س) شدند. فاطمه (س) فرمود شما را به خداى سوگند مى‏دهم که بگوئید، آیا این سخن را از رسول خدا (ص) شنیده‏اید که فرمود:
فاطمه (س) پاره تن من است، آنکس که فاطمه (س) را اذیت کند مرا اذیت کرده و آنکس که مرا اذیت کند خداى را اذیت کرده است – و آنکس که فاطمه (س) را پس از مرگم اذیت کند چنان است که گوئى در زمان حیاتم اذیت نموده است و…؟ ابوبکر و عمر بى خبر از سخن بعدى فاطمه (س) گفتند آرى، این سخن را از پیامبر شنیدیم
فاطمه (س) فرمود: خدایا شاهد باش، که آنها مرا اذیت کرده و آزار رساندند – سپس فرمود بخدا قسم دیگر با شما دو تن سخن نگویم تا اینکه پروردگارم را ملاقات کنم… و بر این اساس آن دو را در صحنه مات کرد و ابوبکر را به گریه انداخت
 مشى مظلومانه
او مشى مظلومانه‏اى را در پیش گرفت نه بدان خاطر که اداى مظلومیت را درآورد. بلکه بدان خاطر که او جداً مظلوم بود. زیرا او تلاش کرد ولى تلاش او به جائى نرسید، فریاد مى‏زد ولى گوش شنوا کم بود و حق خواهى‏هاکرد ولى به نتیجه‏اى منجر نشد و او سرانجام سیاست گریه را در پیش گرفت تا وجدانهاى بیدار متوجه صاحب گریه شوند و از رمز و راز آن بپرسند، شاید که در این مسیر بیدارى و هشیارى ویژه‏اى پدید آمد. مى‏دانیم که سیاست گریه سیاست سؤال انگیزى است، سیاست افشا کننده رازهاست، سیاست اعتراض است، و سیاست اعلام نارضائى.
فاطمه (س) با گریه‏هاى مداوم خود خصم را رسوا کرد، دشمن را به زانو درآورد، مردم را به سؤال واداشت. تا حدى که دشمن حتى کوشید محل گریه او را زیر نظر گیرد و بنا به روایاتى سایبانى را که در آنجا، در محل دروازه مدینه داشت از بین برد تا فاطمه (س) در زیر آن پناه نگیرد. کاروانیان، مسافران، عابران، و دیگر اقشار در برابر گریه‏اش وامى ماندند و کار بجائى رسید که پس از مرگ فاطمه (س) همه مى‏دانستند او ناراضى و نسبت به آنها خشمگین بود.
 سیاست پس از مرگ
فاطمه (س) آن زن سیاستمدارى است که حتى از جنازه و مرگ خود ابزارى سیاسى ساخت. دستگاه خلافت حتى از مرگ فاطمه (س) وحشت داشت و این وحشت او بى مورد هم نبود. مى‏ترسید فاطمه (س) موضعى اتخاذ کند که بر رسوائى آنها بیفزاید و پیش بینى آنها درست آمد. اینکه فاطمه (س) وصیت کرد
غسّلنى فى اللیل و کفّنى فى اللیل وصلَّ علىَّ و دفنى فى اللیل و لا تعلن احداً
مرا شب غسل بده، شب کفن و دفن کن، شب بر جناه‏ام نماز بگذار و احدى را خبر مکن، خود سیاستى عظیم است و نفرت عظیم او را به دستگاه حاکمه وقت نشان مى‏دهد و این است که طاغوت را مى‏لرزاند . بویژه که فاطمه (س) سفارش کرده بود، مگذار آنها که بر من ستم راندند و حق مرا گرفتند بر من نماز گذارند که آنها دشمن خدا و رسولند. و هم اصرار او که قبرش مخفى بماند خود بیان این خواسته است که نشانه‏اى از مظلومیت ابدى او در جامعه باقى باشد. او مى‏خواست دشمنان دوست نما معرفى گردند، ابهام‏ها از بعضى اذهان دیر فهم زدوده شوند و دریابند که فاطمه (س) چگونه مى‏اندیشید
نتیجه مبارزه حضرت زهرا
حاصل مبارزه پایه‏گذارى و تحکیم روح مقاومت در امت بود و مردم را واداشت که در طریق عدالتخواهى حرکتى رو به پیش داشته باشند اگر بخواهیم براى کار و تلاش فاطمه (س) لیستى تهیه کنیم خواهیم گفت که حاصل آن بسیار عظیم و پردامنه بود ازجمله:
– پایه‏گذارى تفکر صحیح در جامعه، پیروز ساختن حق و علنى کردن آن بگونه‏اى که همگان از سیاه و سفید ازآن سر درآوردند، رسوا کردن غاصبان، اعلان مظلومیت خاندان پیامبر، اثبات عدم لیاقت آنها که مدعى خلافت وجانشینى پیامبربودند، پاشیدن بذر نهضتى را که بعدها بارور شد و گشودن دفترى که تاروز قیامت هم چنان مفتوح است و نشان قدر ناشناسى بازماندگان رسول (ص) است .
آرى آنها به خلاف دست یافتند و ظاهراً به هدف خود رسیدند ولى خلافت استخوان گلوگیرى براى آنها شد و آنان توان بلع و هضم آن را نداشتند. این سخن بارها ازآنان شنیده شد که اگر على (ع) نبود… هلاک مى‏شدند. و یا بگفته عبدالفتاح عبدالمقصود: ضربه سخنان فاطمه (س) در بستر مرگ به ابوبکر از ضربه شمشیر سخت‏تر بود، گوئى زمین از زیر پاى او دو تن کشیده شده ومانند سنگ آسیا بگردش درآمد و از ضربه آن سرگیجه گرفته و خانه فاطمه (س) را ترک گفتند. و یا به گفته بخارى، و ماتت فاطمه و کانت ساخطه علیها ، فاطمه (س) از دنیا رفت در حالیکه از هر دوى آن‏ها (ابوبکر و عمر) خشمگین بود… و این مسأله‏اى است که در تاریخ ثبت شده و براى همیشه در خور مراجعه است
 صدمات وارده
فاطمه (س)بر اثر این مبارزه صدمه خورد، از نظر روانى بعلت مرگ پدر متألم بود و ناسپاسى اصحاب و بازماندگان این تألم را شدیدتر کرد او در اثبات مقاصدش تا آنجا به پیش رفت که حتى جان خود را به خطر انداخت. فرزند خود را که در رحم بود ازدست داد، به دشوارى زندگى افتادو حتى کار بجائى رسید که نفس کشیدن او با درد همراه بود .
او در راه خدا جان باخت و از این دید شهیده است بویژه با توجه به این حدیث که اکثر شهداء امّتى فى الفراش بیشتر شهیدان امت من در بستر مى‏میرند و دیگر فداکارى از این بیشتر چگونه میسر مى‏شود؟ او زاده اسلام بود و براى اسلام هستى خود را فدا کرد .
الا اى فاطمه (س)، اى نور دیده پیامبر، دشمن مى‏خواست با ضربه زدن ترا درهم شکند و عطر حقیقت ترا پنهان سازد وتو قیام کردى تا عزت امامت را تثبیت کنى – تو تازیانه خوردى تا آبروى على (ع) راحفظ کنى، تو به صدمه‏ها تن دادى تا غرور فرعونى را درهم شکنى.

نوشته قبلی

تحلیلی از زمینه های مشترک صلح امام حسن (علیه السّلام) و قیام عاشورا

نوشته‌ی بعدی

معیار قرآن در رابطه با لعن

مرتبط نوشته ها

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

فاطمه (س) در آیینه وحی
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در آیینه وحی

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

مصحف فاطمه زهرا (س)
فاطمه زهرا (س)

مصحف فاطمه زهرا (س)

نوشته‌ی بعدی

معیار قرآن در رابطه با لعن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا