سالروز شهادت قاسم بن موسی الکاظم علیهما السلام تسلیت باد
امام موسى بن جعفر (ع) در بين معصومين (عليهم السلام) فرزندان و احفاد بيشترى دارد كه قبور آنها در كشورهاى مختلف، از جمله عراق و ايران واقع شده و بيشتر آنها داراى بقعه و مقام معروف و مشهور هستند. در ميان اين فرزندان، قاسم بن موسى بن جعفر (ع) همانند حضرت معصومه (عليهما السلام) مقامى بزرگ و والا دارد و امام هشتم (ع) او را بسيار دوست مىداشت.
مزار آن بزرگوار داراى قبه و بارگاهى باشكوه، در شهرى كه امروزه به «شهرقاسم» مشهور است، مىباشد. اين شهر در ٣۵ كيلومترى شهر تاريخى حلّه واقع شده كه جزو استان بابل عراق است. اين شهر بين شهرهاى حله و ديوانيه قرار
گرفته و تا ديوانيه ۴۵ كيلومتر فاصله دارد و در مسير شهرهاى مقدس نجف و كربلا مىباشد.
قبر مطهر اين بزرگوار در قريهاى به نام «شوشه» يا «سورا» واقع بود كه اين منطقه در زمان حضرت قاسم، زراعى بوده و باغهاى بسيارى داشته، اما به سبب تغيير مسير اصلى آب فرات نزديك بود كه منطقه خشك و باير گردد. با دفن
شدن حضرت قاسم در اين مكان و روى آوردن هزاران نفر از شهرهاى عراق به اين منطقه، براى همجوار شدن و زيارت آن بزرگوار، دوباره منطقه رو به آبادى گذاشت و روزبهروز آبادتر گشت؛ تا جايى كه امروز حرم مطهر حضرت در وسط شهر قرار گرفته و سطح آن، دو متر از سطح شهر بالاتر است. اين بارگاه ملكوتى باشكوه، يكى از زيارتگاههاى مهم و باصفايى است كه از دورترين نقاط كشور عراق، بلكه از سرتاسر جهان عاشقان اهل بيت (عليهم السلام) براى زيارت قبر اين فرزند بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر (ع) به آنجا مىآيند و مرقد مطهر او را زيارت مىكنند.
یكى از فرزندان بلافصل امام موسى بن جعفر (ع) جناب قاسم است. آن بزرگوار كه فرزند امام و برادر امام رضا و حضرت معصومه (عليهما السلام) مىباشد و هر سه از يك مادر مىباشند، داراى شخصيتى بزرگ و فضايلى بىشماره مىباشد كه بعضى از آنها در اين مختصر بيان مىشود.
قاسم در آيينه روايات
- ١. مرحوم كلينى در كتاب شريف كافى، در «كتاب الحجه» ، باب اشاره و نص بر امامت حضرت رضا (ع) در ضمن حديثى طولانى چنين آورده است:امام هفتم (ع) به يزيد بن سليط فرمود: اى ابا عماره! من از منزل خود بيرون آمدم، در حالى كه فرزندم فلانى (يعنى امام رضا (ع)) را وصىّ و جانشين خود قرار دادم و در ظاهر پسران خود را هم شريك او كرد، ولى در باطن و واقع امام رضا (ع) جانشين من است و تنها او امام است، و اگر امر امامت و جانشينى در دست من بود، فرزندم قاسم را جانشين خود قرار مىدادم؛ به سبب علاقهاى كه به او دارم، ولى مسئله امامت مربوط به خداوند بزرگ است كه هركس را او بخواهد قرار مىدهد.از اين فرمايش امام هفتم استفاده مىشود كه حضرت قاسم از نظر فضل و دانش و فضايل اخلاقى و آگاهى در حدى بود كه شايسته مقام امت بوده، ولى خداوند متعال هر طور صلاح بداند آنگونه عمل مىكند و امامت در اختيار اوست، نه به دست امام، و امام نيز پيرو فرمان الهى است، نه خواسته شخصى خود و روشن است كه امام (ع) مىخواسته با اين بيان شخصيت قاسم را بيان كنند؛ والا شايستگى امام هشتم براى امامت و انتخاب پروردگار، بديهى و روشن بوده است.احتمال ديگر اين است كه شايد حضرت قاسم مسنتر از امام هشتم (ع) بوده و امام كاظم (ع) مىخواسته روشن كند كه بزرگى ايشان به جاى خود، ولى امامت و تعيين امام توسط پروردگار انجام مىگيرد.
- ٢. نيز ثقة الاسلام كلينى از سليمان جعفرى نقل مىكند:زمانى كه يكى از فرزندان امام هفتم (ع) بيمار و در حال احتضار بود) امام (ع) را ديدم كه به فرزندش قاسم فرمود: اى فرزندم! برخيز و بر بالين برادرت سورة والصافات صفاً را بخوان. حضرت قاسم شروع كرد به خواندن سوره؛ وقتى به آيه (أهُم أشدّ خلقاً أمّن خلقنا) رسيد، جوان از دنيا رفت. هنگامى كه پارچهاى روى او انداختند، يعقوب بن جعفر به امام عرض كرد: وقتى مرگ كسى نزديك مىشود، پيش ما مرسوم است كه سوره يس والقرآن الحكيم خوانده مىشود و شما به ما دستور مىدهيد كه سوره صافات بخوانيد؟ ! امام (ع) فرمود: اى فرزندم! سوره صافات پيش هيچ كس كه گرفتار و غمگين از مرگ است خوانده نمىشود، مگر آنكه خداوند بزرگ او را راحت و آسوده مىكند.مرحوم محدث قمى پس از نقل دو حديث مزبور مىگويد: «از ملاحظه اين دو قبر معلوم مىشود كثرت عنايت حضرت امام موسى بن جعفر (ع) به قاسم» .
- ٣. امام هفتم (ع) حضرت قاسم را متولى صدقات خود بعد از على (بن موسى الرضا (ع)) و ابراهيم قرار داد. مرحوم كلينى در ضمن وصيتنامه امام موسى بن جعفر چنين آورده است:وجعل صدقته إلى على و ابراهيم فإن انقرض أحدهما دخل القاسم مع الباقى منهما. . . ؛ امام هفتم (ع) سرپرستى صدقات خود را به على (بن موسى الرضا) و ابراهيم سپرد و اگر يكى از آنان از دنيا رفتند، قاسم با آن كسى كه باقى ماند، در سرپرستى وارد شود.
استحباب زيارت قاسم
- ۴. مرحوم سيد بن طاووس بر استحباب زيارت حضرت قاسم تصريح كرده و او را به مقام باعظمت حضرت ابالفضل العباس و حضرت على اكبر (عليهما السلام) نزديك مىداند و براى او و آن دو بزرگوار و كسانى كه در رديف آنها هستند، زيارتنامه ذكر كرده و چنين فرموده است:«اذا أردت زيارة أحد منهم كالقاسم بن الكاظم أو العباس ابن اميرالمؤمنين أو على بن الحسين المقتول بالطّف، و من جرى فى الحكم فجراهم، تقف على قبر المزور منهم صلوات الله عليهم و تقول: السلام عليك أيّها السيّد الزكى .؛ هنگامى كه قصد زيارت يكى از فرزندان ائمه (عليهما السلام) را قصد كردى همانند قاسم بن امام كاظم يا عباس بن اميرالمؤمنين يا على بن الحسين كه در طف شهيد شدند و كسى كه موقعيت آنها را دارد كنار قبر آن كسى صد زيارت او را دارى ايستاده و مىگويى: سلام بر تو اى آقاى پاك و پاكيزه و. . .
زيارت قاسم در سيره علماء و مؤمنين
- ۵. سيره عملى علماى بزرگ هم بر اين بوده كه قبر حضرت قاسم را زيارت مىكردند. مرحوم محدث قمى مىگويد: قبر قاسم در هشت فرسخى حلّه است و مزار شريفش زيارتگاه عامه خلق است و علما و اخيار به زيارت او عنايت دارند.از مرحوم سيد حسن صدر كاظمى هم نقل شده كه فرمود:قبر قاسم بن موسى بن جعفر (ع) نزديك رودخانه «جربوعيه» شهر حله واقع شده و سيره علماى بزرگ اين بوده كه براى زيارت آن بزرگوار از نجف و كربلا به قصد زيارت او سفر مىكردند.آيتالله حاج شيخ عبدالعلى فرهى هم كه از ياران نزديك امام خمينى است فرموده است:
امام خمينى علاوه بر زيارت امام على (ع) در نجف اشرف و امام حسين (ع) و حضرت ابالفضل به زيارت قبر حضرت قاسم هم مشرف مىشد.
و امروز هر زمان كه به زيارت آن بزرگوار مشرف گردى، خواهى ديد كه عده زيادى از مؤمنين به زيارت آن بزرگوار آمده و نسبت به او اداى احترام كرده و او را واسطه بين خود و خالق خود مىدانند و در كنار قبر او به راز و نياز مىپردازند.



















هیچ نظری وجود ندارد