17 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و رویارویی با اشرافیگری (2)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سيره پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله سيره نظري پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
سيره عملي پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پيامبر صلي الله عليه وآله منصب هايي ، مانند: امارت ، فرماندهي و سرپرستي جمع آوري زكات را به اشراف بني هاشم ندادند به افرادي كه روحيه اشرافي در آنها قوي بود ، زمين باير ميدادند تا آباد كنند – به كارهاي يدي اهميت ميدادند در دادن امارت ، فرماندهي و رياست ، به توانايي فردي توجه داشت. آباد كنند – به كارهاي يدي اهميت ميدادند در دادن امارت ، فرماندهي و رياست ، به توانايي فردي توجه داشت.
آيات قرآن آياتي كه اشاره به اين ويژگيها داردآياتي كه راه كار نشان ميدهدآياتي كه ويژگي طاغوتها ، ملأ ، مترفان ، كافران ، منافقان ، متكبران و دنياپرستان را توصيف ميكند. آياتي كه به هدف آفرينش انسان ميپردازد – آياتي كه به رابطه دنيا و آخرت و نقش عمل انسان ميپردازد – آيات مربوط به رزق و روزي.
مصرف تظاهري مصرف نمايان (مصرف آشكار يا اسراف) كالاهاي ارزشمند وسيله اي است براي كسب اعتبار و نمايش دادن ثروتمندي در اجتماعات گسترده تر كه در آن ولخرجي و تجمل گرايي و مصرف افزونتر ، نشانه خوشنامي بيشتري است. مصرف تظاهري و نمايشي، ركن اصلي پذيرايي هاي پرهزينه و هديه هاي گرانبها بوده است. يك نظام رتبه بندي سازمان يافته در درون طبقه مرفه وجود دارد. كساني كه از لحاظ ريشه خانوادگي يا از نظر مالي و يا هر دو ، در بالاترين درجه از سلسله مراتب طبقه مرفه و ثروتمند قرار دارند از نظر جايگاه، برتر از كساني هستند كه دارايي و شرافت ارثي كمتري دارند. اين پايين مرتبه ها، به ويژه شريف زادگان مرفهِ ندار (داراي نژاد مرفه) يا آنان كه در حاشيه اين طبقه قرار دارند، خود را به وسيله يك نظام وابستگي و نمك پروردگي به اعضاي برتر طبقه پيوند ميزنند و از طريق وابستگي به ولي نعمت خود ، اعتبار و رفاه بيشتري فراهم ميكنند آنها نديمان و ملازمان ارباب هستند و چون نماد مرتبه والاي ولي نعمت خويشاند ، از اين رو، مصرف كننده نيابتي ثروت بيكران او به شمار ميآيند و از سوي او تغذيه و پشتيباني ميشوند. بسياري از اين افراد و ديگر اشراف پايين مرتبه تر، به نوبه خود مصرف كنندگان نيابتي دارند كه همسران، فرزندان، خدمتكاران و ملازمان آنها هستند و وظايفي، چون جنگيدن، امور حكومتي، شكار كردن، مواظبت از اسلحه و ساز و برگ جنگ و مانند آن را براي طبقه مرفه انجام ميدهند.
نمونه هايي از صدر اسلام مادر ابو عزيز بن عمير، از زنان ثروتمند مكه، بالاترين فديه اي كه براي آزادي قريشيان داده ميشد، پرداخت تا پسرش كه از اسيران بدر بود، آزاد شود. يكي از هدفهاي اين عمل ميتوانست نمايش ثروت و توانمندي مالي باشد. صفوان بن اميه كه از اشراف قريش بود، خطاب به عمير بن وهب ميگويد: «ميداني كه در تمام مكه مردي مانند من در گشايش و فراخي نسبت به اهل و عيال نيست». و او تأييد ميكند. در اين نگرش، رسيدگي به خانواده وسيله اي براي نمايش توانايي مالي است. اشراف قريش در راه بدر عهده دار اطعام سپاه بودند. به نظر ميرسد اشراف براي به رخ كشيدن ثروت و توانايي مالي خود به تجهيز سپاه مي پرداختند. هنگام ترك مدينه، مردان يهودي بني نظير دف و ني ميزدند و زنهايشان، زيورآلات زرين و گران قيمت خود را عمداً و بدون ترس نشان مي دادند. يكي از دلايل اين رفتار يهوديان، نمايش ثروتمندي و توانمندي مالي و فخرفروشي به مردم مدينه بود كه موجب بالا رفتن اعتبار آنان بين مردم، مخصوصاً منافقان شد.سعد بن معاذ، رابطه مردم مدينه را با قبايل غطفان و بنيمرّه در جاهليت اين گونه ترسيم مي كند كه آنها يا از اهل مدينه خرما مي خريدند يا اهل يثرب آنان را ميهمان مي كردند؛ يعني از نظر سلسله مراتب منزلتي، رابطه اعضاي اين قبيله ها با مردم مدينه، رابطه نمك پروردگي و وابستگي بود. رابطه اي كه عروه بن مسعود به آن اشاره مي كند هم رابطه نمك پروردگي است و بيانگر وجود سلسله مراتب منزلتي در رابطه او و قريش كه در آن، قريش ولي نعمت اند و عروه و فرزندان او با اين كه از اشراف اند، در برابر اشراف قريش، مصرف كنندگان نيابتي به حساب مي آيند؛ آنجا كه مي گويد: «اي گروه قريش! مگر نه اين است كه شما به منزله پدر و من به منزله فرزندم و مگر من نبودم كه تمام اهل عكاظ را براي ياري شما دعوت كردم؟ و چون آنها از پذيرش تقاضاي من خودداري كردند، شخصاً با فرزندان و كساني كه از من اطاعت ميكردند، به ياري شما نيامدم؟» ابوسفيان كه نسبت به بني زهره از برتري قبيله اي برخوردار بود به بهانه اين كه بني زهره از بدر برگشته اند، از دادن اموال بني زهره امتناع ميكرد. عمروعاص به نجاشي (پادشاه حبشه) بهترين هديه سرزمين خود (پوست دباغي شده) را هديه ميكند. تا بدين وسيله ، سرسپردگي خود را به او اعلام كند.بنا بر گزارش تاريخ، قريش با ترتيب دادن يك ميهماني، هزينه هاي بسياري را صرف پذيرايي از گروه هايي كرد كه دور ايشان جمع شده بودند؛ بر اين اساس، سفره هاي اطعام در چهار محل گسترده شد و در دارالندوه ، جماعت خودشان و در خانه هاي صفوان بن اميّه، سهيل بن عمرو، عكرمه بن ابي جهل و حُويطب بن عبدالعزّي، ساير مردم پذيرايي شدند. به نظر مي رسد كه در اين ميهماني ها لازم بود مراتب منزلتي رعايت شود و اساساً، اين برنامه ها، با هدف كسب افتخار و احترام از طريق مصرف تظاهري برگزار مي شد.شهرت بعضي از وسايل و زيورآلات اشراف، نشانه اي از مصرف تظاهري بود؛ به عنوان نمونه، مي توان به شتر ابو جهل كه شتري گزيده و مهري بود، اشاره كرد، قريش حاضر بود در مقابل آن، صد ناقه بپردازد. شمشير ابي الحقيق يهودي نيز از شمشيرهاي مشهور بود. گنجينه زر و زيور خاندان ابي الحقيق كه معمولاً در عروسي هاي مكه كرايه داده مي شد، و نيز زيورآلات فارعه، دختر خزاعي يا باديه، دختر غيلان كه از زنان قبيله ثقيف بودند، اينگونه بوده است.
اقدامات پيامبر صلي الله عليه وآله براي مقابله با مصرف تظاهري حضرت محمدصلي الله عليه وآله، اسراف و تجملگرايي را امري مذموم مي دانست و براي مقابله با مصرف تظاهري اين كارها را انجام دادند:1. ترويج ساده زيستي و نفي اسراف و تجملگرايي در گفتار و عمل؛ پيامبرصلي الله عليه وآله در زندگي شخصي خود مراقب بود اسراف نكند. يكي از توصيه هاي آن حضرت به پيروان خويش، بر مبناي يك توصيه قرآني، اين بود كه اسراف نكنند و از تجملگرايي خودداري كنند.2. مقابله با نمادهاي اشرافيگري، چون هديه و ميهماني دادن؛ پيامبرصلي الله عليه وآله هديه مشركان را نمي پذيرفت و براي هيچ يك از پادشاهان و اشراف هم عصر خود هديه نفرستاد. آن حضرت، در هيچ مرحله اي از زندگاني خويش مهماني هاي تجملي برگزار نكردند و در اين گونه مراسم نيز حضور نداشتند. پس از آن كه ابو براء عامر بن مالك بن جعفر براي آن حضرت دو اسب و دو ناقه هديه آورد، پيامبر فرمود: من هديه مشرك را نمي پذيرم.3. جلوگيري از ساختن خانه هاي مجلل؛ عباس عموي پيامبرصلي الله عليه وآله حجره اي ساخت، رسول خداصلي الله عليه وآله به او فرمودند: آن را ويران كن. عباس خواست معادل ارزش آن را در راه خدا بدهد، اما پيامبرصلي الله عليه وآله تأكيد كردند كه آن را ويران سازد.4. پيامبرصلي الله عليه وآله، براي جلوگيري از تشكيل طبقه اشراف جديد (نوآمدگان يا افراد نو كيسه) در جامعه اسلامي، به فقيران سفارش مي كردند كه در مسير اشراف قدم نگذارند؛ پيامبر هنگام آمادگي براي جنگ خيبر به ابو عبس بن جبر كه فقير بود و زاد و توشه راه و خرج خانواده اش را نداشت، فرمود: «اي ابو عبس تو و ديگر ياران فقيرت اگر سلامت باشيد و كمي زنده بمانيد، مالتان زياد خواهد شد و آن چه كه براي اهل خود باقي مي گذاريد فراوان شود، پول و برده هاي شما زياد مي شود و اين به سود شما نيست».5. تغيير نگرش درباره زن ها؛ در نگرش جاهلي، زن زندگي نيابتي داشت. رسول خدا صلي الله عليه وآله با بيان جايگاه واقعي زن و ارزش دادن به او، نگرش ها را متحول كرد. حضور فعال همسران پيامبر، حضرت فاطمه عليها السلام و زنان هم عصر او در فعاليت هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي دليل اين مدعاست.6. توجه نكردن به مراتب منزلتي در معاشرت ها، واگذاري منصب ها، مجازات ها و ساير امور؛ وسايل و ابزار زندگي افراد سرشناس به دليل گران قيمت بودن آنها و نيز تعلق داشتن به اشخاص برجسته، مورد توجه خاص ديگران است. معمولاً كساني كه مي خواهند مقام و مرتبه خود را نشان دهند براي فخرفروشي، اقدام به خريد اجناس به قيمتي فراتر از ارزش واقعي مي كنند. به عنوان نمونه، مي توان به شتر ابو جهل اشاره كرد كه به قول واقدي، شتري گزيده و مهري بود كه در جنگ بدر نصيب پيامبرصلي الله عليه وآله شد. قريش حاضر بود در مقابل آن، صد ناقه بپردازد، ولي پيامبرصلي الله عليه وآله نپذيرفت و عاقبت، آن شتر از طرف هفت نفر در حديبيّه قرباني شد.
معيار ارجمندي و اعتبار مصرف تظاهري مصرف نمايان كالاهاي ارزشمند نشانه بزرگواري – عرف هديه هاي گرانبها و پذيرايي هاي پرهزينه – ضايع كردن كالاها براي نمايش ثروتمندي و توانايي مالي – ايجاد نظام رتبه بندي سازمان يافته موروثي – ايجاد نظام وابستگي و نمك پروردگي و تن آسايي و مصرف نيابتي – مصرف و تن آسايي تظاهري از خدمات الزامي زنان.روش طبقه مرفه رباخواري؛ ساختن خانه هاي مجلل؛ به كار بردن سنگ هاي قيمتي در ابزار جنگي؛ كشتن شتر و مهماني دادن؛ شعر گفتن؛ هزينه كردن براي جنگ؛ هديه كردن شتر و اموال گرانبها به سران قبيله قريش توسط سران قبايل ديگر؛ دادن هديه به اشراف حبشه؛ وسايل و زيورآلات مشهور اشراف.
سيره پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله سيره نظري پيامبرسيره عملي پيامبرنهي از اسراف فرمان خراب كردن تاكستان هاي اشراف طايف؛ نفي ربا ؛ جلوگيري از ساختن خانه هاي مجلل؛ ترويج فرهنگ ساده زيستي؛ مقابله با تظاهرات اشرافي؛ تغيير نگرش به زنان نهي از اسراف فرمان خراب كردن تاكستان هاي در معاشرت با مردم و مجازات و دادن مناصب، به سلسله مراتب منزلتي توجه نميكرد
آيات قرآن آياتي كه اشاره به اين ويژگي ها دارد
آياتي كه راه كار نشان ميدهد و لا تكونوا كالذين خرجوا من ديارهم بطر انما اموالكم و اولادكم فتنه (8/28) بنينضير در سوره حشر؛ زخرف / 23.انما اموالكم و اولادكم فتنه (8/28) آيات بسياري از سوره زخرف.
لباس؛ نمودي از فرهنگ توانگري تهيه لباس بيش از ديگر كالاهاي مصرفي، مردم را وا ميدارد تا از راحتي و ضرورت هاي زندگي خود بكاهند تا آنچه را كه حد مطلوب مصرف تظاهري است فراهم آورند. كاركرد لباس، به عنوان گواهي بر توانايي در صرف هزينه و اعتبارآوري سه ويژگي دارد:1. اصل كلي ضايع كردن تظاهري، هنجار مسلط و مستولي بر شيوه لباس پوشيدن است. قانون ضايع كردن تظاهري (اسراف) با شكل دادن قانون سليقه و آراستگي (تجملگرايي) موجب افزايش اهميت مصرف لباس مي شود. و خريدار لباس براي سازگاري با عرف رايج و هماهنگي با استاندارد معتبر سليقه و آبرومندي اقدام به تهيه لباس مي كند.2. اصل دوم كه تابع اصل اوّل مي باشد، تن آسايي نمايان (تظاهري) است. لباس بايد نشان دهد كه پوشنده آن نياز به اشتغال در هيچ نوع كار توليدي ندارد.3. لباس، علاوه بر گرانبها بودن و دست و پاگير بودن بايد با آخرين پسند روز مطابقت كند. در آن دوره اقتصادي كه زنان هنوز جزو اموال مردان به شمار مي آمدند و صاحب خود نبودند، ولخرجي (مصرف تظاهري) و تن آسايي تظاهري زنان از خدمات الزامي آنان بود كه اعتبار بيشتر مردان را در پي داشت.
نمونه هايي از صدر اسلام مالك بن عوف، سرور و فرمانده قبيله هوازن، لباس هاي بلند مي پوشيد و با تكبر و غرور راه ميرفت. اين نوع پوشش نشانه شرافت و بزرگي بود. گفته شده است كه زنان يهود بني نضير هنگام ترك مدينه، لباس هاي حرير و ديبا پوشيده بودند و قطيفه هاي خز به رنگ هاي سرخ و سبز بر تن داشتند. نوع پوشش آنها بر كساني كه شاهد خروج آنان بودند، به خصوص منافقان تأثير زيادي داشت.
اقدامات پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله)1. منع لباس تجملي از يك طرف و جلوگيري از پوشيدن لباس پاره با وجود داشتن لباس نو از طرف ديگر؛ پيامبر به كساني كه لباس هاي مخصوص اشراف و ثروتمندان را مي پوشيدند تذكر مي داد – لباس هايي كه قسمتي از آن روي زمين كشيده شود يا آستين گشاد داشته باشد يا زر و زيور داشته باشد – آن لباس ها موجب تفاخر پوشنده آن و تحقير سايرين مي شد. پوشيدن لباس كهنه و پاره نوعي اظهار حقارت و نداري بود. علاء بن حضرمي پيراهني آستين بلند پوشيده بود، آستين پيراهن را به اندازه حدود انگشت هايش كوتاه كردند. پيامبرصلي الله عليه وآله بر تن عبداللَّه بن عمرو بن العاص دو جامه به رنگ سرخ ديد، فرمود: اين جامه كافران است، بر تن مكن. يكي از ياران پيامبرصلي الله عليه وآله با وجود داشتن دو دست لباس نو، جامه اي كهنه و پاره به تن داشت. حضرت از او خواستند كه لباس نوي خود را بپوشد و وقتي پوشيد، فرمودند: آيا اين طور بهتر نيست؟2. لباس رسول خداصلي الله عليه وآله بسيار ساده بود؛ پيامبرصلي الله عليه وآله لباس گرانقيمت خويش را به اسامه بن زيد كه جوان بود دادند و خودشان لباس ارزان قيمت پوشيدند.
معيار ارجمندي و اعتبار لباس نمودي از فرهنگ توانگري قانون ضايع كردن = قانون سليقه و آراستگي = مصرف لباس گرانبها اصل تن آسايي تظاهري = پوشنده لباس، كار توليدي نمي كند لباس خدمتكاران و زنان و لباس كشيشي بيانگر منزلت بردگي و زندگي نيابتي آنهاست. ولخرجي و صرف هزينه بيشتر از جانب زن خانواده = اعتبارآوري بيشتر.روش طبقه مرفه پوشيدن لباس هايي كه قسمتي از آن روي زمين كشيده مي شد يا لباس هايي با آستين هاي بلند نشانه بزرگي بود – استفاده از زر و زيور در لباس مردان و زنان ثروتمند – لباس هاي اشراف با توجه به مقام و منزلت اجتماعي و منصب آنها متفاوت بود.منع پوشيدن لباس تن نما – بريدن قسمت هاي آويزان آستين ها منع پوشيدن لباسهاي تجملي ترغيب افراد به پوشيدن لباس نو به جاي كهنه در صورت داشتن لباس بيشتر – پوشيدن لباس گران و تجملي براي جوانان اشكال نداشت. لباس هاي پيامبر با لباس ساير افراد تفاوتي نداشت – به پاكيزگي لباس اهميت مي داد لباس ارزان قيمت را خود برمي داشت و لباس گرانقيمت يا تجملي را به اسامه و افراد جوانتر ميداد.
محافظه كاري طبقه مرفه ، محافظه كار است. اين محافظه كاري همراه با كناره گيري از كار توليدي چنان نمود آشكاري دارد كه حتي نشانه محترم بودن شخص محافظه كار شناخته ميشود. طبقه مرفه به حفظ وضع موجود علاقه مند و عامل و محرك محافظه كاري يا واپسگرايي در ساختار اجتماعي است. ترك هر روش و راه و رسم پذيرفته شده زندگي با مخالفت اين طبقه رو به رو مي شود. آنان با عبارت پردازي هاي مبالغه آميز هر نوآوري و تغيير را موجب ايجاد آشوب در جامعه، واژگوني اخلاق و بر هم زدن نظم طبيعت معرفي مي كنند. اعمال طبقه مرفه، طبقات پايينتر جامعه را به محافظه كاري ميكشاند، زيرا امكانات مصرف و زيستن را بر آنها تنگ مي كند تا توانايي پذيرش راه و روش جديد را نداشته باشند. به اين ترتيب، طبقه مرفه، از سه طريق براي جلوگيري از توسعه فرهنگي بهره مي برد: 1. ايستايي كامل خود طبقه. 2. از راه الگوي سرمشقي ضايع كردن تظاهري (رقابت منزلتي) و محافظه كاري. 3. به طور غير مستقيم از طريق نظام توزيع نابرابر ثروت و معاش كه تكيه گاه اين نهاد است.
نمونه هايي از صدر اسلام پيرمردي سالخورده از بني عمرو بن عوف به نام ابو عفك، در 120 سالگي با اشعار خود مردم را به دشمني با پيامبر برمي انگيخت. او با اشعار خود مردم را به محافظه كاري دعوت مي كرد: « مدت زيادي زندگي كردم و هيچ خانه و مجمعي را خردمندتر و فريادرستر از قوم خود، براي فرياد خواهي نديدم، سواري كه به سراغشان آمد، به اسم حلال و حرام ايشان را متفرق و پراكنده ساخت، اگر قرار بود به پادشاهي و نصرت واقعي برسيد حق بود «تبع» را پيروي مي كرديد». كعب بن اشرف ، شاعر يهودي نيز پيامبر صلي الله عليه وآله و اصحاب ايشان را هجو مي كرد و در اشعار خود قريش را بر ضد مسلمانان مي شوراند. سروده هاي او پس از جنگ بدر ، روحيه محافظه كاري را بين مردم تقويت مي كرد: « امروز دل زمين بهتر از روي آن است؛ اين كشتگان همه از اشراف و سروران مردم و پادشاهان عرب و اهل منطقه حرم و مكان امن هستند. سخنان ابو سفيان بعد از پيروزي در جنگ اُحد مبني بر اين كه هبل دوباره مقام خود را يافت و ارجمند شد و آنها عُزَّي دارند، اما مسلمانان عُزَّي ندارند ،نوعي تبليغ سنت ها و رسوم پيشين بود كه براي مقابله با انديشه جديد و با هدف واپسگرايي صورت ميگرفت. كنانه بن صويراء از يهود بني نضير براي جلوگيري از پيمان شكني آنان به اين نكته اشاره مي كند كه اموال و ثروتشان مايه شرف آنهاست. كنانه بن صويراء با وجود آن كه به درستي سخنان پيامبر صلي الله عليه وآله يقين داشت از ترس اين كه قومش آبروي او را ببرند و دخترش شعثاء را شماتت كنند ، اسلام را نپذيرفت.ثروت و دارايي هاي مادي، امنيت اشراف را در پي دارد و از دست دادن يا به خطر افتادن آن سبب احساس ناامني و بيتابي مي شود. واكنش يهوديان بني نضير به قطع درختان خرما به دست مسلمانان، از اين نوع است. سخنان و اظهار نظرهاي ياران پيامبرصلي الله عليه وآله درباره بنينضير هنگام ترك مدينه و اندوه منافقان، نشان دهنده تأثير زياد آنها بر اهالي آن جاست. اشراف، معمولاً در شرايط سخت به تضعيف روحيه توده مردم، يادآوري گذشته و ايجاد رعب و وحشت مي پردازند. عبداللَّه بن اُبيّ بن سلول كه از اشراف محافظه كار مدينه بود، از مجادله كوچك مهاجر و انصار بهره گرفت و با بيان اين كه انسان هاي عزيز با رسيدن به مدينه، افراد خوار را از آن بيرون خواهند كرد، به تحريك انصار پرداخت يا يكي از منافقان به نام زيد بن لصيت در پي گم شدن شتر پيامبر صلي الله عليه وآله مي پرسد: مگر خداوند به او خبر نمي دهد كه ناقه اش كجاست؟ حيّ بن اخطب از اشراف بانفوذ يهود بني نضير همچون ابو جهل، در پي رياست و فرماندهي بود. كعب بن اسد، رئيس قبيله بني قريظه، به دليل برتري بني نضير، تسليم سخنان حيّ بن اخطب شد و پيمان خود را با پيامبر شكست. يهود بني قريظه با وجود اين كه مي دانستند محمدصلي الله عليه وآله فرستاده خداست، اما رشك و حسد آنها به اعراب با اين بهانه كه چرا پيامبر از بني اسرائيل نيست، مانع از آن شد كه اسلام بياورند. يكي از افراد بني مصطلق، پذيرش اسلام را به اسلام آوردن قوم خود منوط كرد.اشراف از پيمان نامه ها و صلحنامه ها براي اعمال قدرت بهره مي برند. معمولاً مواد آنها بر اساس تأمين منافع و اهداف اشراف و كسب اعتبار بيشتر آنان تنظيم مي شود. در پيمان صلح حديبيه كه بر اساس ارزش هاي مورد نظر قريش تنظيم شده بود، اين امر كاملاً مشهود است، به طوري كه ياران پيامبر به مواد صلح نامه اعتراض كردند. مفاد پيمان نامه از اين قرار است:« باسمك اللّهم، اين پيمان صلحي است كه محمد پسر عبداللَّه و سهيل بن عمرو بسته اند و صلح كردند كه جنگ تا ده سال متوقف باشد، در آن مدت مردم در امان باشند و مزاحم يكديگر نشوند و به يكديگر خيانت نكنند و سرقت و غارتي انجام ندهند و كاري به يكديگر نداشته باشند. هر كس كه بخواهد به دين محمدصلي الله عليه وآله يا به آيين و پيمان قريش درآيد، آزاد باشد. هر فردي از قريش كه بدون اجازه ولي خود پيش محمد بيايد [ايشان بايد] او را برگرداند [ولي] اگر كسي از ياران محمد به قريش پناهنده شود، [آنها] او را برنگردانند. محمد امسال برگردد و سال آينده همراه ياران خود بازگردد و فقط سه روز اقامت كند و هيچ اسلحه اي، جز همان مقدار كه براي مسافر ضروري است همراه نياورد و شمشيرها بايد در غلاف باشد».1. در اين صلح نامه ، جايگزين كردن عبارت « باسمك اللّهم» به جاي «بسم اللَّه الرحمن الرَّحيم» نوعي واپسگرايي است كه سهيل بر آن اصرار مي ورزد و پيامبرصلي الله عليه وآله به دليل منافات نداشتن آن با آموزه هاي اسلامي مي پذيرد و قرآن كريم، عمل رسول خدا صلي الله عليه وآله را تأييد مي كند.2. در اين پيمان نامه تقدم نام پيامبرصلي الله عليه وآله به دليل شرافت خانوادگي آن حضرت است. سهيل بن عمرو ، از اين نظر در مرتبه پايين تري قرار داشت.3. اين بند صلح نامه «هر كس از قريش كه بدون اجازه ولي خود پيش محمد بيايد او را برگرداند و اگر كسي از اصحاب محمد به قريش پناهنده شود، او را برنگردانند». نشانه برتري جويي و امتيازخواهي اشراف قريش است.4. بندهاي پاياني صلحنامه «محمد امسال برگردد و سال آينده همراه ياران خود بازگردد و فقط سه روز اقامت كند و هيچ اسلحه اي، جز همان مقدار كه براي مسافر ضروري است همراه نياورد و شمشيرها بايد در غلاف باشد». بيانگر بهره گيري قريش از موقعيت خويش به سبب وجود كعبه و وضع قوانين در جهت كسب منافع و به دست آوردن اعتبار و احترام بيشتر است.عمروعاص بعد از مشورت با نجاشي، پادشاه حبشه، كه نسبت به او و ساير اشراف قريش، مرتبه منزلتي بالاتري داشت، به اسلام گرويد. ابو سفيان بن حارث بن عبدالمطلب درباره علت اسلام نياوردن خود گفت: «چه كنم كه من در ميان مردمي به ظاهر خردمند و بلند انديشه زندگي مي كردم و مي ديدم مردم گرانمايه در پناه عقل و انديشه خود زندگي مي كنند و به هر راهي كه مي رفتند، مي رفتم و چون اشخاص شريف و سالخورده از محمد كناره گيري كردند و خدايان خود را ياري دادند و به خاطر دين پدران خود خشم گرفتند، ما هم از ايشان پيروي كرديم». در اين سخنان، ايستايي طبقه اشراف و محافظه كاري آنها در رابطه با دين محمد صلي الله عليه وآله و نيز پيروي كوركورانه ساير اعضاء از روش اشراف طبقه بالاتر و مسنتر به وضوح ديده مي شود.ذات انواط درخت بزرگي بود كه مردم دوره جاهلي براي آن قرباني مي كردند و يك روز را آن جا مي ماندند. گروهي از ياران پيامبر صلي الله عليه وآله از او خواستند كه درختي مثل درخت ذات انواط بر بر ايشان تعيين كند. اين درخواست را مي توان نوعي واپسگرايي قلمداد كرد. هنگامي كه عروه بن مسعود – كه از لحاظ نسب و مال و طرفدار، در ميان مردم طائف برتري داشت – مسلمان شد به او تهمت هاي ناروا زدند و او را اهل تزوير خواندند. سرانجام يكي از افراد قومش، كه از هم پيمانان ثقيف بود، او را كشت. اين اقدام ، نشان دهنده ريشه دار بودن ارزش هاي جاهلي بين آنهاست به طوري كه تغيير آن ارزش ها را حتي از جانب شخصيت والا مقامي چون عروه، تحمل نمي كردند. رفتار نمايندگان ثقيف در مدينه، نمونه روشني از سبك زندگي اشرافي بود. به اعتراف خودشان چارهاي جز پذيرش اسلام نداشتند، چرا كه دين محمدصلي الله عليه وآله گسترش يافته بود و آنها در گوش هاي محصور بودند.يهوديان، آيين ابو سفيان و قريش را كه بت پرستي و شرك بود، بهتر از دين اسلام ارزيابي مي كردند و مي گفتند: اشراف قريش از [حضرت] محمدصلي الله عليه وآله بهترند، چون خانه كعبه را گرامي مي دارند و بر سقايت حاجيان اقدام و شتران پروار را قرباني مي كنند و همان چيزي كه پدرانشان مي پرستيدند، مي پرستند، پس آنها به حق سزاوارترند تا او.
اقدامات رسول خداصلي الله عليه وآله براي مقابله با محافظه كاري1. نفي سنن جاهلي و تنظيم قوانين بر مبناي برابري؛ حضرت محمدصلي الله عليه وآله در آخرين حج خود دغدغه هايشان را بيان كردند. ايشان با هوشمندي تمام، راه هاي نفوذ روحيه اشرافي و راهكارهاي مورد توجه اشراف براي واپسگرايي و بازگشت به گذشته را شناسايي و گوشزد كردند و به مقابله با آن پرداختند؛ پيامبر صلي الله عليه وآله تأكيد مي كنند كه جان و مال مسلمانان محترم و رباهاي جاهليت ملغي است بنابراين، رباهاي عمويش (عباس) و خون عموزادهاش (عامر بن ربيعه بن حارث) – كه نخستين خون ريخته شده در جاهليت بود باطل مي باشند و بدين ترتيب راه بازگشت به سنن جاهلي و بهانه جويي را مي بندد. حضرت صلي الله عليه وآله با تعيين كردن ماه هاي حرام و مشخص كردن حدود الهي جلوي سوء استفاده هاي اشراف را مي گيرند. پيامبرصلي الله عليه وآله با معرفي كتاب اللَّه به عنوان مرجع، از بازگشت به سنن جاهلي جلوگيري مي كند و با بيان حقوق زنان، آنان را از منزلت نيابتي و بردگي ترقي مي دهند و با طرح برادري مومنان و اين كه همه از نسل آدم و از خاك اند و گرامي ترين شخص نزد خدا با تقواترين است، ارزش هاي منزلتي مورد نظر اشراف، مانند شرافت خانوادگي، ثروت و توانمندي مالي و … را بي اساس مي دانند.2. از بين بردن بت ها، مسجد ضرار و كساني كه دعوت به محافظه كاري مي كردند؛ پيامبرصلي الله عليه وآله عده اي را براي كشتن ابو عفك (پيرمرد 120 ساله از بني عمرو بن عوف) فرستادند. به دليل اين كه مردم را با اشعار خود به دشمني برمي انگيخت. هم چنين به دليل هجو پيامبرصلي الله عليه وآله و مسلمانان و تحريك قريش براي حمله به مسلمانان، گروهي از اصحاب اقدام به كشتن كعب بن اشرف كردند. سلام ابي الحقيق (ابو رافع)، از اشراف يهودي، گروه زيادي از قبيله غطفان و عرب ها را به دور خود جمع و جايزه كلاني تعيين كرده بود تا به جنگ پيامبر بيايند. پيامبر نيز عده اي را مأمور كشتن او كردند. جد بن قيس، رئيس قبيله بني سلمه، نفوذ زيادي بر افراد قبيله اش داشت. ….
منبع:فصلنامه تاريخ اسلام، شماره 22
 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

هم نام گل های بهاری (3)

نوشته‌ی بعدی

عوامل تبعيد امام هادى

مرتبط نوشته ها

ایرانیان حاضر در کربلا
نهضت حسینی

پیکار با منکر، پیام عاشورا

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان
برگزیده ها

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران
نظام ولایت فقیه

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران

تولد دوباره مکتب مقاومت
محور مقاومت

تولد دوباره مکتب مقاومت

مناجات شعبانیه
نظام ولایت فقیه

آقای شهید ایران در مشهد مقدس

یا لثارات الحسین علیه‌السلام
محور مقاومت

یا لثارات الحسین علیه‌السلام

نوشته‌ی بعدی

عوامل تبعيد امام هادى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ایرانیان حاضر در کربلا

پیکار با منکر، پیام عاشورا

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران

تولد دوباره مکتب مقاومت

تولد دوباره مکتب مقاومت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا