۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

حماسه خاندان عقیل در قیام حسینی

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آغازهمانگونه که می‌دانید علت غائی آفرینش انسان برای به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه و رساندن او به کمال مطلق است . از اینرو خداوند منان بر بشر منت نهاد و او را از نیستی به وجودش آورد; و این جهان پهناور را که خود مناسب‌ترین بستری است‌برای شکفتن این استعدادها و بهترین آزمایشگاهی است‌برای عرضه این شکوفه‌ها در اختیار انسان قرار داد . خوشبختانه برخی در این دنیا از فرصت‌ها بهترین استفاده را کرده و با تفکر و بینش قوی که داشتند با جدیت گام برداشته و به مطلوب خود رسیدند و برخی هم در دام زخارف دنیا گرفتار شده و از قافله کمال عقب ماندند . و نهضت امام حسین (ع) که خود یکی از همین آزمایش‌های الهی بود برخی بی‌تفاوت از کنار آن گذشتند و برخی دیگر همانند خاندان عقیل خود را در دریای مواج و پرطلالم و طوفانی انداختند تا خود را به کشتی نجات و راه روشن حسین بن علی (ع) برسانند .آن جوانان پرشور و نشاطی که خاتمه تمام کمالات اخلاقی و علمی خود را با خط سرخ شهادت رقم زدند . و آنانکه هنوز بدنیا نیامده بودند پیامبر از شهادت برخی این عزیزان خبر داده و برایش اشک ریخته است و آن‌ها که امام حسین (ع) بر قاتلانشان لعنت فرستاده و امام سجاد سخت‌به آن‌ها عشق می‌ورزیده است . اینک به پاس آن رشادت‌ها و جانبازی‌های این جوانان عاشق و دلداده، این نوشتار کوتاه را که در حقیقت نگاهی کوتاه بر حماسه خاندان عقیل در نهضت و قیام امام حسین (ع) می‌باشد، به ادامه دهندگان راهشان تقدیم می‌کنیم .جایگاه عقیل بن ابی طالبجناب ابوطالب – علیه الرحمه – چهار فرزند داشت‌به نامهای طالب، عقیل، جعفر و علی (ع) به ترتیب هر یک ده سال از دیگری بزرگ‌تر بودند و به جز طالب که سرنوشت او بدرستی روشن نیست هر کدام نقش بسیار مهمی را در عالم اسلام ایفا کرده‌اند . و عقیل بن ابی طالب که دومین فرزند این خانواده می‌باشد، اگرچه بینایی خود را از دست داده بود، اما او از هوش و استعداد بسیار خوبی برخوردار بوده از جمله به خوبی از اصل و ریشه طوایف و قبایل عرب آگاه بود از اینرو به نسابه عرب معروف گشته بود . (۱)عقیل با اسلام آوردن و هجرت خود به مدینه هم پیامبر را خوشحال کرد و هم سایر بنی‌هاشم را . و در جنگ موته همراه برادرش جعفر بن ابی طالب حضور داشت . (۲)عقیل در بین مسلمانان جایگاه خوبی داشت‌بویژه در نزد پیامبر اسلام که سخت مورد محبت و علاقه آن حضرت بود و این محبت و دوستی را بارها اظهار کرده و به وی می‌فرمود: من تو را به دو جهت دوست می‌دارم یکی اینکه خودت دوست داشتنی هستی و دیگر اینکه چون ابوطالب تو را بسیار دوست می‌داشت . (۳)خاندان عقیلعقیل بن ابی طالب از چند همسر و کنیزی که داشت از نعمت فرزندان خوبی برخوردار بود ودر تاریخ نامی از آنها به جز کسانی که در نهضت امام حسین (ع) شرکت جسته‌اند به چشم نمی‌خورد . مسلم بن عقیل، عبدالله اکبر، علی، محمد، ابی سعید، عبدالرحمن و جعفر جزو فرزندان عقیل می‌باشند . (۴)در فرزندان عقیل علاوه بر ایمان، تعهد، اخلاص، شجاعت، جود و سخاوت، قابلیت‌های فراوانی دیده می‌شد . چرا که برخی از فرزندان وی جزو فقها و سخنوران بوده‌اند . (۵)علت عدم حضور در جنگ‌های علی (علیه السلام)با اینکه عقیل حدود بیست‌سال از علی (ع) بزرگ‌تر بود طبعا فرزندان بزرگ‌تری هم داشته اما نام هیچکدام از آن‌ها را در جنگ‌های سه گانه امیرمؤمنان نمی‌یابیم و دلیل روشنی هم بر عدم حضور آنان نیافتیم . اما عدم حضور خود عقیل این است که ظاهرا در آن روزها بینایی خود را از دست داده بود و درباره سایر فرزندانش باید گفت‌یا اصلا شرکت نکرده‌اند و یا حضور داشته‌اند اما نامشان در شمار شرکت کنندگان نیامده است .شاید از نامه‌ای که عقیل به برادرش علی (ع) نوشته بتوان استفاده کرد که او و فرزندانش می‌خواست در جنگ‌های علی حضور داشته باشد اما این مولا علی بود که به وی اجازه شرکت را نداده بود . چنانچه مرحوم محدث قمی می‌نویسد: ولم یشهد مع اخیه امیرالمؤمنین من حروبه ایام خلافته و عرض نفسه و ولده علیه فاعفاه و لم یکلفه حضور الحرب . (۶)عقیل در هیچ یک از جنگها با برادرش امیرمؤمنان (ع) در روزهای خلافتش شرکت نکرد و در همان روزها خود و فرزندانش را بر آن حضرت برای شرکت در جنگ عرضه کرد اما امام علی (ع) او را معاف دانست . و یا در آن روزهایی که سستی مردم و خیانت آن‌ها را به علی می‌شنود طی نامه‌ای برای حضرت می‌نویسد و بار دیگر آمادگی خود و فرزندانش را جهت دفاع از امیرمؤمنان اعلام نموده و از حضرت خواستار شده بود که نظر خودش را در این خصوص بنویسد و در آن نامه نوشته بود: علی جان اگر دفاع تا سر حد جان می‌خواهی بگو که به همراه برادر و برادرزاده‌هایت در کنار تو خواهیم بود، چرا که مرگ و زندگی را در کنار تو بهتر می‌پسندیم زیرا هیچگاه زندگی را پس از مرگت نمی‌خواهیم . سوگند به خدای جل و علا که زندگی پس از تو برای ما گوارا نخواهد بود . حضرت در پاسخ به عقیل چنین نوشت:اما آنچه را که درباره فرستادن برادر زادگان نوشته بودی بدان که نیازی به آن‌ها ندارم پس در همان جا بمان زیرا به خدا سوگند دوست ندارم اگر کشته شوم همراه من کشته شوید (۷) و از این نامه برمی‌آید که فرزندان عقیل در سن و سالی بوده‌اند که هر یک می‌توانسته در جبهه و جنگ شرکت کند اما علی (ع) اجازه حضور نداده و احتمال دیگری هم هست که بیشتر فرزندان عقیل خردسال و کوچک بوده‌اند چنانچه حضرت درباره آن‌ها چنین فرموده: و رایت صبیانه شعث الشعور غبر الالوان من فقرهم . . . (۸) که حضرت در نهج البلاغه از فرزندان عقیل به صبی تعبیر می‌کند و صبی همان فرزندان کوچک را می‌گویند . و دلیلش این است که مسلم بن عقیل در زمان حکومت علی (ع) هشت‌ساله بوده و با این بیان عدم حضور آنان یک امر طبیعی بوده است .خاندان عقیل در حماسه حسینیاز زمانیکه سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) به عنوان اعتراض به خلافت‌یزید، مدینه را به قصد مکه ترک گفت‌بنی‌هاشم و به خصوص خاندان عقیل از مواضع به حق امام حسین دفاع کرده و به صف مخالفین نظام بنی‌امیه به ویژه یزیدبن معاویه قرار گرفتند .فرزندان عقیل نیز مدینه را ترک گفته و به همراه امام حسین علیه السلام در مکه اقامت کردند وآن روزی که حضرت سفر خود را به کوفه آغاز کرد خاندان عقیل از جمله پیشتازانی بودند که امام را با کمال میل و رغبت همراهی کردند . و شاید بتوان گفت این هم یک دلیلی است‌بر اینکه فرزندان حضرت عقیل در زمان حکومت امام علی (ع) و جنگ‌های حضرتش خردسال بوده‌اند; چرا که در زمان امام حسین (ع) و آغاز نهضت عاشورا به سن بلوغ و رشد رسیده‌اند که در رکاب حضرت نیز حضور می‌یابند .خاندان عقیل در دو آزمایش بزرگکاروان حسینی همچنان به راه خود ادامه می‌داد تا شبانه به منزل ثعلبیه رسیده و در آنجا فرود آمد . چیزی از مدت استراحت امام و یاران نگذشته بود که دو نفر به نامهای عبدالله بن سلیمان و منذر بن المشمعل اسدی با بدست آوردن اخبار ناگواری از کوفه به خدمت امام (ع) رسیدند . پس از سلام، عرض کردند خبری به حضورتان آورده‌ایم . اگر صلاح می‌دانید در جمع یاران بگوئیم و اگر صلاح نمی‌دانید در پنهانی گزارش کنیم . حضرت با نگاهی به ما و سایر یاران خود، فرمود: من چیزی از اینان پنهان ندارم ، خبرتا نرا نزد همه بگوئید .گفتیم آیا به خاطر داری دیشب که می‌آمدی بر سر راهت‌به سواره‌ای که از کوفه می‌آمد برخورد کردی و چند لحظه درنگ کردی و سپس به راه خود ادامه دادی؟ حضرت فرمود: آری و می‌خواستم از او سؤالاتی بنمایم . گفتیم آری به خدا سوگند ما اخبار کوفه را از او جویا شدیم و او فردی از طایفه ما بود . او چنین گفت که من از کوفه بیرون نیامدم تا مسلم و هانی کشته شدند و به چشم خود دیدم که طناب به پای آن دو بسته و در کوچه و بازار کوفه می‌کشاندند .حضرت با شنیدن این خبر چند مرتبه انا لله و انا الیه راجعون را بر زبان جاری ساخته و پیوسته می‌فرمود خدا رحمت کند مسلم و هانی را . (۹) و به نقل سید در لهوف: امام حسین (ع) گریه‌اش گرفت و فرمود: خدای رحمت کند مسلم را که به سوی روح و ریحان خدا و بهشت و رضوانش شتافت و آنچه که بر او بود انجام داد . . . (۱۰)همو اضافه می‌کند که با رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل غوغایی به پا شد و آن منزل یکپارچه صدای ضجه، گریه و ناله شده و برای مصیبت مسلم اشک‌ها سرازیر شد . (۱۱)سپس آن دو نفر امام را به خدا سوگند دادند که از همین جا برگردد زیرا در کوفه یاوری نخواهی داشت و بیم آن را داریم که این ماجرا درباره تو تکرار گردد . (۱۲)در اینجا تنها گروهی که نظرشان برای سایر یاران امام حسین (ع) بسیار مهم بود خاندان عقیل بود که خبر شهادت مسلم را دریافت کرده بود . از اینرو با یک شور و حماسه فراوانی راه سخن را بر آن دو نفر اسدی بسته و چنین گفتند: سوگند به خدا هرگز برنمی‌گردیم تا انتقام خود را بگیریم و یا آنکه مرگ را همانند برادرمان مسلم بچشیم (۱۳) و با این جملات شورانگیز و این ایستادگی و شهامت‌به کسانی که فکر می‌کردند آنان همانند دیگران که بر سر دو راهی قرار گرفته و یا قصد بازگشت را دارند پاسخ بسیار محکمی بود، اینجا بود که امام (ع) با نگاهی که به آن دو اسدی می‌کرد با یک جمله موضع قاطع و صریح خود را بیان داشت و آن جمله این بود که حضرت فرمود: لا خیر فی العیش بعد هؤلاء (۱۴) ، از پس شهادت اینان هیچ خیری در زندگی نمی‌باشد . این به گفت و دستورهای بعدی را صادر فرمود .یک آزمایش دیگر از بنی‌عقیل:در شب عاشورا هنگامی که امام حسین (ع) در تاریکی شب خطبه خواند و به تمام یاران اجازه رفتن داد، برادران و فرزندان برادرش و همچنین فرزندان عبدالله جعفر در ادامه سخنان حضرت قمر بنی‌هاشم پاسخ دادند: هرگز چنین کاری نخواهیم کرد! برای آنکه پس از تو زنده باشیم؟ ! خداوند چنین روزی را به ما نشان ندهد . اینجا بود که امام حسین (ع) نگاهی به فرزندان عقیل کرده و فرمود: عزیزانم شهادت مسلم شما را بس است، به شما اجازه می‌دهم که بروید فرزندان عقیل که خود را در یک آزمایشی دیگر می‌دیدند، در پاسخ امام (ع) یکصدا گفتند: سبحان الله فما یقول الناس، مردم درباره ما چه می‌گویند؟ ! آیا نخواهند گفت که ما سید و بزرگ خودمان را در سخت‌ترین شرایط رها کرده در حالیکه نه با آنان تیری زده و نه نیزه‌ای به دشمن وارد ساخته و نه در حمایت از آن‌ها شمشیری زده باشیم . نه به خدا سوگند هرگز نمی‌رویم بلکه جان و مال و اهل و کسان خودمان را فدای تو می‌کنیم . همراه تو خواهیم جنگید تا به جایگاهت وارد شویم . حسین جان خداوند آن زندگی پس از تو را برای ما زشت گرداند . (۱۵)و این بار نیز با پاسخ‌های قاطع و صریح خود از این امتحان و آزمایش با سربلندی و افتخار بیرون آمدند .فرزندان عقیلهمانگونه که گفتیم تعدادی از فرزندان عقیل بن ابی‌طالب با انتخاب خط سرخ شهادت آماده از امام خویش جانانه دفاع کردند و مظلومانه به شهادت رسیدند از جمله:۱ – مسلم بن عقیل:مسلم که سلسله جنبان این خاندان بود، با مقامی بس والا در نزد امام حسین (ع) که افتخار دامادی امیرالمؤمنین را نیز داشت و از رقیه دختر علی اولادی بهمرسانیده بود، شخصیتی بزرگ و مورد اعتماد ابی عبدالله (ع) و به عنوان نماینده ویژه و سفیر آن حضرت انتخاب شده و به کوفه فرستاده شد تا با سنجیدن شرایط و اوضاع کوفه و بیعت گرفتن از مردم آن سامان اخبار را به آن حضرت گزارش کند . اقدامات مسلم پس از ورود به کوفه در تاریخ ثبت‌شده و برای همیشه قابل تقدیر و ستایش است .او همچنان به وظیفه خود در پیشبرد این قیام مردمی با کمال دقت و مراقبت عمل می‌کرد به گونه ای که کوفه را پذیرای ورود امام حسین (ع) نمود، اما یکباره با آمدن عبیدالله بن زیاد اوضاع به هم خورده و سخت پیچیده گشت و در نهایت مسلم بن عقیل پس از ابراز آن حماسه جاوید و نشان دادن آن همه شجاعت و پایمردی سرانجام با اعطای امان دروغین به او، در دام جلادان عبیدالله بن زیاد افتاده و پس از یک برخورد شدید با عبیدالله به طرز فجیعی در کوفه به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش را از بالای قصر الاماره به پائین پرتاب کردند . (۱۶)۲ – جعفر بن عقیل: (۱۷)از جمله افتخار آفرینان خاندان عقیل بود که به میدان نبرد شتافت . وی در ابتدا رجز خواند و چنین گفت:من جوان ابطحی طالبی و از خاندان بنی‌هاشم و غالب هستم، ما به تحقیق از بزرگان و سادات هستیم و حسین در میان ما پاکیزه‌ترین پاکان است .آنگاه مردانه جنگید تا بوسیله عروه بن عبدالله خثعمی به شرف شهادت نائل آمد . (۱۸)و بنابر نقل ابن شهر آشوب در این نبرد بی‌امان پانزده نفر را کشته تا اینکه به دست‌بشر بن حوط به شهادت رسید . (۱۹) و برخی دیگر شهادت جعفر بن عقیل را در وقت‌حمله دستجمعی آل ابی طالب می‌دانند که در آن حمله جمعی از خاندان ابوطالب از جمله جعفر بن عقیل شرکت داشته است . (۲۰)۳ – عبدالرحمن بن عقیل:سومین فرزند عقیل، عبدالرحمن (۲۱) بود که پس از حمله خاندان ابوطالب به میدان رزم رفته و با خواندن این رجز به جنگ با دشمن پرداخت:پدرم عقیل است و جایگاهم را از بنی‌هاشم بشناسید، و هاشم برادران من‌اند، آنانکه پیران راستگویی و سادات قرآن بوده‌اند و این حسین است که از نظر مقام و مرتبت دارای مقامی رفیع و بلند مرتبه است . سپس به جنگ کوفیان رفته و هفده نفر از آنان را به هلاکت انداخت . کوفیان اطرافش را گرفته و او را از پای درآوردند، سرانجام عثمان بن خالد بنشم جهنی (۲۲) و بشر بن حوط همدانی را به شهادت رساندند . (۲۳)۴ – محمد بن عقیل:محمد بن عقیل بن ابی‌طالب یکی از فقهای زمان خود بوده و درروز عاشورا همراه برادران خود به میدان نبرد رفته و در مقابل حضرت سیدالشهداء (ع) به شهادت رسید . (۲۴)۵ – علی بن عقیل:علی نیز همانند برادران خود با کسب اجازه از حضرت امام حسین (ع) با دشمن وارد نبرد شده و جنگ سختی کرد، (۲۵) سرانجام به دست کوفیان به شهادت رسید .۶ – عبدالله الاکبر بن عقیل:و عبدالله اکبر نیز پس از جنگ سختی که با دشمن کرد، دو نفر به نام عثمان بن خالد جهنی و مرد دیگری از همدان بر او حمله کرده و به شهادت رساندند . (۲۶)۷ – عون بن عقیل:و در مناقب ابن شهر آشوب برای عقیل فرزند دیگری یادآوری می‌کند به نام عون که در کربلا شهید گشته است . (۲۷)نوادگان عقیل:ابن شهر آشوب (۲۸) و دیگران تعداد شهدای نوادگان عقیل را چهار نفر می‌دانند که برخی پدرشان همانند مسلم پیشاپیش در کوفه شهید شده بود و برخی پدرشان همانند جعفر همراهشان بوده و برخی دیگر پدرشان همانند ابی‌سعید در کربلا حضور نداشته و به ترتیب خاطره جاوید این چهار نواده عزیز را از نظر می‌گذرانیم:۱ – عبدالله بن مسلمبا به شهادت رسیدن علی اکبر، اولین نفری که از خاندان عقیل پا به میدان نبرد گذارد عبدالله بن مسلم بن عقیل بود که از جهتی نواده امیرمؤمنان (ع) نیز بوده است . (۲۹)وی در حین حمله به دشمن رجز می‌خواند و خود را چنین معرفی می‌کرد:امروز پدرم مسلم را ملاقات خواهم کرد و با آن گروهی که بر دین پیامبر از دنیا رفته، آن‌ها همانند گروهی که مشهور به دروغ هستند نباشند بلکه از خوبان و دارای نسب کریم‌اند .عبدالله مردانه جنگید و در سه نوبت‌حمله‌ای که به دشمن کرد نود و هشت نفر را به هلاکت رساند . شیخ مفید روایت کرده که عمرو بن صبیح تیری به سوی عبدالله انداخت، عبدالله دست جلوی پیشانی گرفت که تیر آمد و کف دستش را بر پیشانیش دوخت عبدالله نتوانست دست‌خود را حرکت دهد، اینجا بود که جنایت پیشه دیگری نیزه‌ای در قلبش فرود آورده او را شهید کرد . (۳۰)و در بین مورخان اختلاف است که قاتل عبدالله بن مسلم بن عقیل چه کسی می‌باشد از حمید بن مسلم نقل شده که قاتل عبدالله، عمرو بن صبیح بوده که یک تیر را بر پیشانی وی زده و با تیر دوم قلبش را نشانه رفته و شکافته است . (۳۱) ابن شهر آشوب گوید عمرو بن صبیح و اسد بن مالک، عبدالله را کشته‌اند . (۳۲) علامه مقرم، کشته شدن عبدالله را به یزید بن الرقاد و یک نفر دیگر نسبت داده است (۳۳) و خلاصه قاتل عبدالله هر جنایتکاری می‌خواهد باشد، این مهم نیست‌بلکه مهم آنست که شجاعت و پایمردی عبدالله بن مسلم را از مجموع این گفتارها به دست آوریم و این مسئله به وضوح روشن است زیرا رزمنده‌ای که از لشکر امام حسین وارد میدان گردد و تعداد نود و هشت نفر از سپاه دشمن را به هلاکت‌برساند، مسئله‌ای غیر قابل تحمل برای عمر بن سعد بود، از اینرو به جای جنگ تن به تن از دور مغز و قلب عبدالله را نشانه گرفته و وجود نازنینش را از پای در می‌آورند .آخرین گفتار عبدالله بن مسلم:و سرانجام عبدالله با شکافته شدن قلب نازنینش در حالیکه دستش به پیشانیش دوخته شده بود، این جملات را در آخرین لحظات بر زبان جاری ساخت . خدایا این گروه ما را کم به حساب آوردند و ما را خوار کردند، خدایا آنان را بکش همانگونه که ما را کشتند . (۳۴)۲ – محمد بن مسلم بن عقیل:پس از شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل بنی هاشم و فرزندان ابی‌طالب به صورت هماهنگ بر سپاه کوفه حمله کردند و در این حمله بود که محمد بن مسلم به روی زمین افتاد و او را ابومرهم ازدی و لقیط بن ایاس جهنی به شهادت رساندند . (۳۵)۳ – محمدبن ابی سعید بن عقیل:چون امام حسین (ع) شهید شد نوجوانی از خیمه بیرون آمد در حالیکه نگران بود و به طرف چپ و راست‌خود با دل نگرانی نگاه می‌کرد، سواری بر او حمله کرد و ضربتی بر او وارد ساخت، از نام و نشانش پرسیدم، گفتند که او محمد بن ابی سعید بن عقیل است، از نام و نشان آن سوار پرسیدم، گفتند: لقیط بن ایاس جهنی است . هانی بن ثبیت‌حضرمی می‌گوید: من در کربلا به هنگام کشته شدن امام حسین (ع) حضور داشتم و ما ده سوار بودیم و من دهمین نفر آن‌ها بودم که اسبان را در میدان به جولان درآوردیم، ناگهان نوجوانی از اهل بیت‌حسین از خیمه بیرون آمد، در حالی که چوبی در دست و پیراهنی در بر داشت و به راست و چپ خود می‌نگریست، در این هنگام سواری به او نزدیک شد و بدن او را با شمشیر پاره کرد . هشام کلبی ناقل این خبر می‌گوید: هانی بن ثبیت‌خود قاتل آن نوجوان بود ولی از ترس نام خود را ذکر نکرده است . (۳۶)۴ – جعفر بن محمد بن عقیل:ابن شهر آشوب به نواده چهارمی از عقیل به نام جعفر اشاره می‌کند که پدرش نیز در کربلا حضور داشته و جزو شهدای کربلا می‌باشد . همانگونه که فرزند دیگری نیز به عنوان عون برای عقیل ذکر می‌کند که در سایر مقاتل یافت نمی‌شود، و از ذکر نام فراتر نرفته تا از خصوصیات آن‌ها اطلاعات بیشتری داشته باشیم . (۳۷)۵ – ۶ – دو نواده دیگر از خاندان عقیل:یکسال پس از حادثه عاشورا دو کودک دیگر از فرزندان مسلم بن عقیل به نام محمد و ابراهیم به شهادت رسیدند که در بین مورخین اختلاف هست که این دو کودک چه وقت و در کجا اسیر شدند . مرحوم صدوق در امالی (۳۸) آورده است چون امام حسین شهید گردید دو پسر کوچک از لشکرگاهش اسیر شدند و آن‌ها را به نزد عبیدالله آورده، او زندانبان را احضار کرده و به او گفت این دو کودک را به زندان ببر و خوراک خوب و آب سرد به آن‌ها نده و بر آن دو سخت‌گیری کن، این دو کودک در زندان روزها روزه می‌گرفتند و شب دو قرص نان جو و یک کوزه آب برای آن‌ها می‌آوردند تا یک سال بدین منوال گذشت . . . (۳۹)و برخی دیگر معتقدند که این دو کودک همراه پدرشان مسلم بن عقیل به کوفه آمدند و پس از شهادت مسلم بن عقیل، عبیدالله بن زیاد این دو فرزند را به دست‌شریح قاضی سپرد که از آن‌ها نگهداری کند . . . (۴۰)اما آوردن این دو به همراه پدرشان اگرچه بعید نیست زیرا مسلم بن عقیل پس از ترک مکه بار دیگر به مدینه رفته و ممکن است این دو کودک را به همراه خود به کوفه برده باشد اما این نظر بدلایلی چندان صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا این سؤال مطرح است که چرا در وصیت نامه مسلم نامی از این دو فرزند نیامده که این دو فرزند را به کاروان امام حسین (ع) که در بین راه هستند بسپارید . ثانیا مگر مورخین ننوشته‌اند که مسلم بن عقیل در شب حادثه در کوفه حیران و تنها مانده بود که به طرف خانه زنی به نام طوعه رفت .و اگر این دو کودک همراه پدرشان در خانه طوعه بودند چرا گزارشگر خبر مسلم خبری از آن‌ها نداد افزون بر این در هیچ کتابی یافت نشده که این دو کودک در خانه هانی دستگیر شده باشند . و اما نسبت‌به نظر مرحوم صدوق : ممکن است نظر ایشان این باشد که این دو کودک، به هنگام هجوم به چادرها پا به فرار گذارده و در نقطه دور دستی در دام لشکر عمر بن سعد افتاده و به کوفه برده شده‌اند اما جای این سؤال هست که چرا از بین اسرا فقط این دو کودک به زندان برده شده و چرا حضرت زینب عکس العملی از خود نشان نداده و چرا در این مدتی که اهل بیت در کوفه و شام بوده‌اند نامی از این دو کودک زندانی نبرده‌اند .بهر حال اسارتشان بهر شکل و در هر جا بوده باشد، این ماجرای غم انگیز را مرحوم شیخ صدوق در امالی در مجلس نوزدهم آورده که سرانجام این دو کودک با معرفی کردن خود به زندانبان و فرار کردن از زندان بار دیگر در دام یکی از جلادان عبیدالله بن زیاد افتاده و در کنار نهر فرات بطرز فجیعی مظلومانه به شهادت می‌رسند .۷ – ابی عبیدالله بن مسلم بن عقیل:و بر زبان امام زمان (ع) نواده هفتمی به نام عبیدالله بن مسلم آمده که حضرت بر او سلام می‌فرستد و بر قاتلش عمرو بن صبیح نفرین می‌کند . (۴۱)شهدای خاندان عقیل از منظر معصومین:علاوه بر گریه پیامبر (صلی الله علیه واله) بر برخی از شهدای خاندان عقیل، سخنان دیگری از سایر معصومین علیهم السلام نسبت‌به این عزیزان افتخارآمیز رسیده است که به عنوان حسن ختام این بحث‌به ذکر آن‌ها بسنده می‌کنیم:سخنان امام حسین در روز عاشورا:و در روز عاشورا به هنگامیکه حمله دستجمعی و هماهنگ خاندان ابوطالب شروع شدو در همان حمله عده‌ای از جوانان خاندان عقیل به شهادت رسیدند، حضرت ابی‌عبدالله (ع) سخنان زیر را در صبر و پایداری و ایستادگی آن‌ها در برابر دشمن فرموده: ای عموزادگان من صبر و مقاومت کنید، و ای اهل بیت من شکیبا باشید که بعد از امروز دیگر هرگز روی سختی و مصیبت را نخواهید دید . (۴۲) همچنین می‌فرمود: خدایا قاتلان عقیل را نابود کن . ای آل عقیل صبر و مقاومت کنید که وعده‌گاه بهشت است . (۴۳)شهدای عقیل در نگاه امام سجاد (علیه السلام) :و امام سجاد علیه السلام هرگاه به یاد خاندان عقیل می‌افتاد دلش برای آن‌ها می‌شکست . چنانچه آورده‌اند که آن حضرت خاندان عقیل را بسیار دوست می‌داشته و حتی آن‌ها را بر خاندان جعفر مقدم می‌داشته، برخی که اشکال می‌گرفتند حضرت در پاسخ می‌فرمود من هر وقت که به یاد حماسه بزرگ آنان و دفاعشان از ابی‌عبدالله (ع) می‌افتم دلم برای آن‌ها می‌شکند . (۴۴)خاندان عقیل در نگاه مهدی (علیه السلام) :و در زیارت ناحیه مقدسه، حضرت بقیه الله (ع) به پنج نفر از شهدای خاندان عقیل به نام، اشاره فرموده و سلام می‌دهد و بر قاتلانشان نفرین می‌فرستد که دو تای آن‌ها از فرزندان و سه تای دیگر از نوادگان عقیل بن ابی طالب می‌باشند، آنجا که می‌فرماید:السلام علی جعفر بن عقیل و لعن الله قاتله و رامیه بشر بن حوط الهمدانی . . . السلام علی عبدالرحمن بن عقیل، لعن الله قاتله و رامیه عثمان بن خالد . . . السلام علی القتیل بن القتیل عبدالله بن مسلم بن عقیل و لعن الله قاتله عامر بن صعصعه . . . السلام علی عبیدالله بن مسلم بن عقیل و لعن الله قاتله و رامیه عمرو بن صبیح الصیداوی . . . السلام علی محمد بن ابی سعید بن عقیل و لعن الله قاتله لقیط بن ناشر الجهنی . (۴۵)این بود خلاصه ای از حماسه جوانان خاندان عقیل که با اقدامات اعجاب انگیز خود بزرگ‌ترین درس را به جوانان عاشق کمال و ترقی تقدیم آن‌ها کردند، چرا که ثابت کردند که در جریانات انحرافی چگونه راه صحیح خود را پیدا کرده و هرگز فریب الفاظ پوچ و زیبایی‌های کاذب را نخوردند . به امید پیروی از راه جاویدشان .پی نوشت :۱ . سفینه البحار، ج۲، ص۲۱۵ .۲ . همان .۳ . سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۱۰۰ .۴ . در مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۱۲، فرزند دیگری به نام عون ذکر کرده است .۵ . مقاتل الطالبیین، ص۹۴ .۶ . سفینه البحار، ج۲; ص۲۱۵ .۷ . همان .۸ . نهج البلاغه صبحی الصالح، خطبه۲۲۴ .۹ . بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۷۲ .۱۰ . مقتل الحسین، ابن طاووس، ص۳۱ .۱۱ . همان، ص۲۰، مقتل الحسین مقرم، ص۱۷۸ .۱۲ . تاریخ طبری ، ج۳، ص۳۰۳ .۱۳ . مقتل الحسین ابومخنف، ص۷۸ .۱۴ . تاریخ طبری، ج۳، ص۳۰۳ .۱۵ . اعلام الوری، ص۲۳۵، مقتل الحسین مقرم، ص۲۱۳ .۱۶ . همان، ص۱۶۳ .۱۷ . مادرش ام الثغر دختر عامر عامری از طایفه بنی‌کلاب می‌باشد . مقاتل الطالبیین، ص۹۳ .۱۸ . حیاه الامام الحسین، ج۳، ص۲۵۱ .۱۹ . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۰۵ .۲۰ . مقتل الحسین مقرم، ص۲۶۲ .۲۱ . وی افتخار دامادی امیرمؤمنان علی (ع) را داشت .۲۲ . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۰۶ .۲۳ . ابصار العین، ص۹۲ .۲۴ . حیاه الامام الحسین، ج۳، ص۲۵۲ .۲۵ . همان، ص۲۵۳ .۲۶ . منتهی الآمال، ج۱، ص۳۷۸ .۲۷ . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۱۲ .۲۸ . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۱۲ .۲۹ . مادر عبدالله رقیه دختر امیرمؤمنان بوده است . فتوح اعثم کوفی، ج۵، ص۲۰۳ .۳۰ . ارشاد، ص۲۲۳ .۳۱ . ابصار العین، ص۹۰ .۳۲ . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۰۵ .۳۳ . مقتل الحسین، ص۲۶۲ .۳۴ . حیاه الامام الحسین قرشی، ج۳، ص۲۵۱ .۳۵ . قصه کربلا، ص۳۳۶ .۳۶ . همان، ص۳۳۷ .۳۷ . مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۱۲ .۳۸ . امالی صدوق، ص۷۴ .۳۹ . قصه کربلا، ص۳۹۴ .۴۰ . زندگانی امام حسین، ص۳۱۸ .۴۱ . بحارالانوار، ج۴۵، ص۶۸ .۴۲ . بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۶ .۴۳ . الامام الحسین قریشی، ج۳، ص۲۴۹ .۴۴ . همان .۴۵ . بحارالانوار، ج۴۵، ص۶۸ .منبع: پاسدار اسلام
 
 

نوشته قبلی

بررسی آیات تأویلی مهدویت

نوشته‌ی بعدی

مسلم‏بن عقیل کیست؟

مرتبط نوشته ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

نوشته‌ی بعدی

مسلم‏بن عقيل كيست؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا