مقدمه مسلمانان صدراسلام، بعد از فتح عراق عرب، در دوره خلافت خلیفه دوم، برا ی اسکان نیروهای رزمنده که به صورت قبیله ای در جنگ ها شرکت می کردند، دو شهر بزرگ در جنوب عراق بنا نهادند که اولی «بصره» ودومی «کوفه» نامیده شد.(۱) این دو شهر از آغاز تأسیس، در سال هفدهم وهجدهم قمری، از بزرگ ترین مراکز نظامی مسلمانان بودند(۲) وحضور صحابه وتابعین و سرازیر شدن غنایم جنگی ایران و ماوراءالنهر و موقعیت جغرافیایی مناسب، موجب رونق فرهنگی واقتصادی این دو شهر گشت، تا این که امیرالمومین علی (ع) برای سرکوب فتنه اصحاب جمل به همراه صدها نفر از صحابه وتابعین به سوی عراق حرکت کردند وبعد از جنگ جمل، درسال ۳۶ قمری کوفه را مرکز خلافت اسلامی قرار دادند.(۳) بدین ترتیب شهر کوفه، علاوه بر امتیازهای نظامی واقتصادی، به مرکز سیاسی ممالک اسلامی نیز تبدیل شد واین سه عامل، بر رونق علمی آن افزود، ولی با انتقال حکومت به بنی امیه، از تبدیل شدن به قطب علمی بازماند و مدینه- با وجود فعالیت امامان معصوم (ع) صحابه وتابعین – هم چنان حوزه اصلی علوم اسلامی باقی ماند، به گونه ای که اکثر مسلمانان وحتی کوفیان برای تحصیل علوم اسلامی به این شهر مهاجرت می کردند. این روند تا زمان شهادت امام باقر (ع) در سال ۱۱۴ قمری(۴) ادامه داشت وتنها با ظهور سسیت در ارکان حکومت بنی امیه در آغاز قرن دوم و اوایل حکومت بنی عباس که عراق را به جای شام مرکز خود قرار داده بودند،(۵) شهر کوفه درعرصه علمی درخشید و تربیت شدگان مکتب امام باقر(ع) وشاگردان امام صادق(ع) آن را به مرکز علمی ممالک اسلامی و بزرگ ترین حوزه علمیه، تبدیل کردند.از نظرگاه تاریخ شیعه، حوزه علمیه شیعی کوفه، سه مرحله را پیموده است:مرحله اول که باید آن رامرحله تأسیس نامید، از سال ۱۱۴ قمری زمان امامت امام صادق(ع) آغاز می شود. دراین دوره به علت انتقال دولت از بنی امیه به بنی عباس و مسافرت های بسیار امام صادق(ع) به عراق(۶) که به اجبار سفاح و منصور عباسی، انجام می گرفت، حوزه علمیه کوفه رونق بسیای یافت و تا سال ۱۴۸ قمری سال وفات امام صادق(۷) (ع) ادامه پیدا کرد.مرحله دوم، دوره امامت امام موسی کاظم (ع) است که از سال ۱۴۸ قمری تا سال ۱۸۳ قمری به طول انجامید. این مرحله را باید مرحله اوج علمی کوفه بدانیم. حسن بن علی بن وشاء، از اصحاب امام رضا (ع) می گوید:من دراین مسجد [کوفه] تعداد نه صد شیخ را درک کردم که همگی می گفتند از جعفر بن محمد حدیث شنیده اند..(۹)مرحله سوم که مرحله نزول وکم رونق شدن حوزه علمیه کوفه است با ظهور واقفیه و مهاجرت اما رضا (ع) به مرو در حدود سال های ۱۹۵ قمری به بعد آغاز می شود. با تقویت حوزه علمیه قم که امام رضا (ع) بانی آن بود و گرایش طالبان اهل سنت به تحصیل در بغداد، حوزه علمیه کوفه رونق خود را کم کم از دست داد، تا این که در اواخر قرن سوم هجری، یعنی عصر غیبت صغرا، جایگاه علمی اش را به کلی از دست داد.حوزه علمیه کوفه که حدود دو قرن ( از اوایل قرن دوم تااواخر قرن سوم) بزرگترین مرکز علمی ممالک اسلامی بود، در مقایسه با سایر مراکز علمی، ویژگی های منحصر به فردی داشت که به برخی از آنها به اختصار اشاره می شود:۱- هم زمان با تأسیس حوزه کوفه، قیام های نظامی نیز کم کم به فرقه های کلامی تبدیل می شد؛ قیام هایی چون خوارج،کیسانیه وزیدیه.۲- غیراز مکتبه امامیه که به دلیل تبعیت از امامان معصوم (ع)، اصول وفروع مشخصی داشت، سایر مکاتب ومذاهب، به هنگام ظهور از سازمان و اصول و فروع منظمی برخوردار نبودند. با شکوفایی حوزه کوفه، مکاتب ومذاهب فقهی وکلامی اهل سنت، چون معتزله، مرجثه، خوارج، حنفیه ومالکیه وهم چنین فرقه های جدا شده از شیعه، نظیر کیسانیه وزیدیه سازمان یافتند وشکل مکتب به خود گرفتند.۳-مهم ترین ویژگی حوزه کوفه، همان طور که در دو مورد فوق نیز به آن اشاره شد، اجتماع تمام فرقه ها ونحله ها درآن بود که کمتر در مراکز علمی اتفاق می افتاد، به خصوص که این فرقه ها و نحله ها در کنار هم به بحث وگفت وگو وتحصیل وتدریس مشغول بودند و هم دیگر را تحمل می کردند. رجوع به احتجاجات امام صادق(ع) وشاگردان آن حضرت وبه خصوص مناظرات مومن الطاق با اصحاب فرقه های گوناگون، تصویری شفاف از این ویژگی حوزه کوفه به دست می دهد.(۱۰)۴- چهارمین ویژگی کوفه، آغاز تفکیک و زایش علوم اسلامی، مانند: کلام، فقه وتاریخ اسلمی ازعلم حدیث است. دراین حوزه بود که دانشمندان اسلامی، قالب های جدیدی را برای علوم اسلامی ارائه دادند.۵- آغاز تک نگاری های حدیثی، هم زمان ویا قبل از تبویب موسوعه های حدیثی درمیان شیعه واهل سنت.درنهایت باید گفت که حوزه علمیه کوفه در واقع مادر تمام حوزه های علمی جهان اسلام است و دانش مندان و راویان بسیاری از این حوزه برخاسته اند. بار مثال، ۲۳۸۷ نفر از کسانی که شیخ الطائفه در رجال خود از میان ۶۴۲۸ راوی نام برده کوفی به شمار می رفته اند که همگی از شاگردان امام باقر (ع) تا امام حسن عسکری (ع) بوده اند. اگر اصحاب پیامبر (ص) و حضرت علی تا امام سجاد (ع) را که بیشتر از دیگر مناطق بوده اند، کسر کنیم، بیش از نیم اصحاب دیگر ائمه (ع) کوفی بوده اند. البته این فقط آماری است که شیخ نقل می کند و درمقدمه هم به کمبود منابع و عدم دسترسی به نام تمام راویان واصحاب امامان، اعتراف می کند(۱۱) اگر تحقیقی جامع صورت گیرد، شمار اصحاب کوفی بیش از این تعداد است.
اندیشه مهدویت در حوزه کوفه سیاست دستگاه خلافت تا آغاز خلافت عمر بن عبدالعزیز (۹۹ قمری)(۱۲) اقتضا می کرد که از نقل وکتابت احادیث پیامبر اسلام (ص) جلوگیری شود، ولی بعداز قدرت یافتن عمر بن عبدالعزیز، این سیاست تغییر یافت و نوشتن روایت های پیامبر(ص) آزاد شد. به همین دلیل، حرکت بزرگی برای جمع آوری احادیث نبوی ایجاد گردید وکتاب های بسیاری به صورت تک نگاری وموسوعه حدیثی تألیف وتدوین شد که در بسیاری از آنها یک یا چند بخش وفصل به مباحثی مانند مهدویت ونشانه های ظهور می پرداخت. چنان که گفته شده شیعیان درحوزه کوفه بیش از شش هزار کتاب تألیف کرده اند که چهارصد اصل حدیثی از مهم ترین آنها به شمار می آید. البته تألیفاتی که نام ونشان آنها به ما نرسیده وتألیفات فرقه های مختلف اهل سنت از این شمار بیرون است.به هرحال امامت یکی از مسائل مهم واصلی مطرح در حوزه کوفه بود که تأثیر مستقیمی درعلوم کلامی ،فقهی ، تفسیری و. .. داشت. مسلمانان براساس مسئله امامت به دو گروه عمده اهل سنت و شیعه تقسیم می شدند. شیعیان نیز به دلیل اختلاف های درون گروهی ، به چند فرقه شیعی تبدیل شده بودند. به همین دلیل ، در دوره آغازین حوزه کوفه، تک نگاری های متعددی درباره مسئله امامت وجود داشت که بر اساس گزارش های نجاشی، تعداد آنها بیش از ۶۵ عنوان است.(۱۴) این تک نگاری ها علاوه بر بحث در مورد امامت بعد ازپیامبر (ص) به بحث درباره امامت، در زمان حال وآینده نیز می پرداختند. مسئله امام قائم و مهدی موعود (عج) یکی از ارکان مهم بحث امامت به شمار می آید. بنابراین، می توان گفت در حوزه علمیهکوفه مسئله مهدویت و قائم (عج) در دو ساحت حدیثی وکلامی، به خصوص تألیفات مربوط به امامت مطرح بوده، اما مورد نظر این مقال، توجه وبررسی تک نگاری هایی است که تنها درباره مسئله قائم (عج) ومهدویت و منجی موعود اسلام به بحث پرداخته اند. از این رو، باید بیشتر به بررسی تألیفاتی توجه کنیم که فرقه های نشأت گرفته از مسئله مهدویت، نوشته اند.
فرقه های موجود در حوزه علمیه کوفه شیعیان درمیان مکاتب ومذهب حاضر در حوزه کوفه، حضور چشم گیر داشند. ارکان این حوزه، شاگردان وتربیت شدگان امام باقر وامام صادق (ع) بودند، اما با شهادت امام صادق (ع) در سال ۱۴۸ قمر ی وبه دلیل اختناق حاکم برجامعه شیعیان که مانع از معرفی رسمی وهمه جانبه امامت امام موسی کاظم (ع) شده بود، تفرقه جدیدی به وجود آمد و پیروان امام صادق(ع) به شش فرقه تقسیم شدند:۱- ناووسیه: این گروه معتقد بودند که امام صادق(ع) نمرده واو مهدی (عج) است.(۱۵) چون این گروه تعدادشان کم وناچیز بود، خیلی زود از میان رفتند و اثری از آنان نماند. اطلاعات ما ازآنها از برخی کتابهای مربوط به ملل و نحل است. هم چنین شیخ طوسی به رد ادعای آنان پرداخته است.(۱۶)۲- اسماعیلیان ویژه: اینان نیز مدعی بودند که اسماعیل بن جعفر، بعد از امام صادق(ع) امام است ونمرده و او همان مهدی موعود(عج) است. این گروه هم درمیان سایر اسماعیلیان که اولاد اسماعیل را امام می دانستند، از بین رفتند.۳- مبارکیه: اینان می گفتند «بعداز امام صادق (ع)، محمد بن اسماعیل نوه آن حضرت امام است.»(18)4- سمیطیه: این گروه بعد از امام صادق (ع) به امامت محمد دیباج، دیگر فرزند آن حضرت معتقد بودند.(۱۹)۵- فطحیه: به کسانی که بعد از شهادت امام صادق (ع) امام صادق (ع) به امامت عبدالله افطح باور داشتند، قطحیه گفته می شد.(۲۰)۶- موسویه: کسانی بودند که بعد از امام صادق(ع)، را امام می دانستند. این گروه، اکثر شیعیان بودند وبزرگانی چون، هشام بن سالم، مومن الطاق، جمیل بن دراج، هشام بن حکم، ابو یعفور، بیاع سابری ودیگران از این گروه به شمار می رفتند.(۲۱)از میان این شش گروه تنها سه گروه درباره موضوع مهدویت کتاب نوشته اند که به آنها اشاره می شود:
تألیفات فطحیه در باب مهدویت پیروان عبدالله افطح، بعد از چند روز متوجه شدند که وی شایستگی امامت را ندارد و به امامت امام موسی کاظم (ع) ایمان آوردند و برخی نیز که هنوز بر امامت عبدالله اصرار داشتند، پس از مرگ وی به امامت امام موسی کاظم (ع) معتقد شدند. چندنفری هم بودند که امام کاظم (ع) را امام می دانستند، اما برامامت عبدالله افطح اصرار می ورزیدند. افرادی چون عبدالله بن بکیر بن اعین و عماربن موسی ساباطی از آن شمارند(۲۲) که هیچ یک تألیفی درباره مهدویت ندارند، اما دو نفر از این فرقه بودند که در موضوع مهدویت کتاب نوشته اند، اولی حسن بن علی بن فضال است که چون بنابر نقل عالمان شیعه، در آخر عمر ازعقیده خود برگشت وامامی شد،(۲۳) ازکتاب وی در ضمن تألیفات امامیه سخن خواهیم گفت؛ شخص دوم فرزند او علی بن حسن بن علی بن فضال است که تا آخر عمر فطحی مذهب ماند. با این توضیح که وی بعد از وفات عبدالله افطح به امامت امام موسی کاظم (ع) معتقد شد، اما امامت عبدالله افطح را انکار نکرد؛ یعنی اعتقاد فطحیه وامامیه را جمع کرد. کشی (ره) درباره وی می گوید:انه کان یقول بعبدالله بن جعفر ثم بابی الحسن موسی (ع)(۲۴) وشیخ هم می گوید:کان قریب الامر الی اصحابنا الامامیه القائلین باثنی عشر.(۲۵)وی حتی در اثبات امامت عبدالله افطح هم کتابی به همین نام نوشته بود. (۲۶) به هرحال، از میان فطحیه، فقط علی بن حسن به علی بن فضال، در موضوع مهدویت کتاب نوشته و چون امامت ائمه بعدی را نیز قبول داشته، معلوم می شود ولی از جمله افرادی نبوده که عبدالله را امام غایب می دانستند. الملاحم و الغیبه(۲۷) کتاب های وی در موضوع مهدویت به شمار می روند.
تألیفات واقفیه در زمینه مهدویت تا زمان شهادت امام کاظم (ع) همه فرقه هایی که از شیعه جدا شده بودند، از بدنه علمی شیعه به حساب نمی آمدند. فرقه هایی چون کیسانیه و زیدیه در حقیقت حرکت نظامی وسیاسی بودند که بعد از شکست در جنگ، به فرقه کلامی تبدیل شدند وتنها برای تثبیت مواضع و استمرار حرکت خود از موضوع مهدویت استفاده کردند. فرقه فطحیه نیز برخی از دانش مندان شیعی را به خود جذب کرد، ولی خیلی زود همه آنان به دامن شیعه امامیه بازگشتند. بعد ازشهادت امام موسی کاظم (ع) فرقه جدیدی پدید آمد که اولاً شکافی درمیان علما و بدنه علمی شیعه ایجاد کرد، ثانیاً کار آنان حرکت نظامی تبدیل شده به فرقه کلامی نبود، بلکه از اول براساس اصل مهدویت پا گرفته بودند. این گروه که براساس کتا ب رجال شیخ طوسی بیش از پنجاه نفر از شاگردان امام کاظم (ع) را جذب کرده بودند، نه تنها مهدی بودن امام کاظم (ع) را پذیرفتند، بلکه کتاب های متعددی نیز دراین زمینه تألیف کردند که احادیث عامی را در مورد ظهور قائم (عج) در برداشت و امام مهدی (عج) را از نسل امام حسین (ع) یاد می کرد. آنان برخی از احادیث متشابه وحتی جعلی را نیز می آوردند تا ثابت کنند مهدی موعود همان امام کاظم (ع) است. علمای امامیه، به خصوص شیخ طوسی ، ضمن نقل این گونه احادیث در کتاب الغیبه به تک تک آنها پاسخ داده اند.(۲۸) در ادامه، فقطبه ذکر اسامی کتاب های واقفیه در مورد مهدویت ونام مولفان آنها اشاره می کنیم:۱- کتاب الغیبه تألیف حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی کوفی که از بزرگان وبنیان گذاران وافقیه به شمار می رود.(۲۹) وی که از امام کاظم (ع) وکالت داشت، اموال آن حضرت را که نزدیک به سه هزار دینار می ارزید، نزد خود نگاه داشت وبعد از شهادت آن حضرت برای آن که اموال را به امام رضا (ع) ندهد، مرگ امام کاظم (ع) را انکار کرد وعده ای را نیز گمراه ساخت.(۳۰)۲- کتاب القائم الصغیر نیز تألیف حسن به علی بن ابی حمزه بطائنی است(۳۱) و از آن می توان نتیجه گرفت که وی کتاب دیگری به نام القائم یا القائم الکبیر داشته است.۳- الفتن و الملاحم تألیف حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی.(۳۲)۴- الرجعه نیز تألیف حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی است.(۳۳)۵-کتاب الغیبه تألیف علی بن حسن بن محمد طائی جرمی که وی یکی از بزرگان فرقه واقفیه بود و به دلیل فروختن نوعی لباس به نام «الطاطریه» به طاطری معروف شده بود.(۳۴)۶-کتاب الغیبه تألیف حسن بن محمد بن سماعه که درسال ۲۶۳ قمری، در شهر کوفه درگذشت. وی یکی از اصحاب امام کاظم (ع) و از بزرگان واقفیه به شمار می آید. نجاشی با وجود این که وی را با اوصاف «فقیه» و«ثقه» توصیف کرده، او را واقفی متعصب نامیده است. (۳۵)۷-کتاب الغیبه تألیف علی بن عمر اعرج کوفی. وی از معاصران امام رضا (ع) واز واقفیه بوده است.(۳۶)۸-کتاب الغیبه تألیف علی بن محمد بن علی سواق است. وی و دو برادر دیگرش احمد و محمد، هرسه از فرقه واقفیه بوده اند.(۳۷)۹- کتاب الصفه فی الغیبه علی مذاهب الواقفه تألیف عبدالله بن جبله بن حیان کنانی، که در ۲۱۹ قمری درگذشت. وی نیز واقفی بود و عقیده داشت امام کاظم (ع) همان مهدی موعود(عج) است.(۳۸).۱۰- کتاب الغیبه تألیف ابوالحسن شاطری.
تألیفات امامیه درباره مهدویت در حوزه کوفه شیعیان امامیه درموضوع مهدویت کتابهای متنوعی در حوزه علمیه کوفه، تألیف کرده اند که می توان آنها رابه دو دسته تقسیم کرد:الف) کتاب هایی که در رد واقفیه تألیف شده اند؛ به دلیل آن که واقفی ها مدعی غیبت امام کاظم (ع) بودند و وی را مهدی موعود وامام غایب می دانستند، کتاب های متعددی در اثبات ادعای خود تألیف کردند که بخش اعظم آنها دراثبات اصل مسئله مهدویت بود و البته دراین قسمت با شیعه امامیه موافق بودند. تنها اختلاف آنها تعیین مصداق مهدی موعود واصرار بر غیبت امام کاظم (ع) بود که برای اثبات این ادعا به برخی احادیث متشابه وبرخی احادیث جعلی استناد می کردند. امامیه برای رد ادعای آنان کتاب هایی به نام الرد علی الواقفیه نوشتند که براساس کتاب رجال نجاشی تعداد آنها بیش از هشت مورد است. برای مثال می توان به کتاب الرد علی الواقفه تألیف اسماعیل بن علی بن اسحاق بن نوبختی اشاره کرد که در زمان وفات امام حسن عسکری (ع) زنده بوده است.(۳۹)ب) کتاب هایی که به صورت مستقل درباره امام مهدی (ع) نوشته شده اند:۱- کتاب الغیبه تألیف ابراهیم به صالح انماطی کوفی؛ نجاشی در رجال خود انماطی کوفی را توثیق کرده و می نویسد:کتاب های وی از بین رفته وتنها همین کتاب، یعنی کتاب الغیبه از وی به جا ماندهاست.(۴۰)بنابراین، می توان نتیجه گرفت که کتاب وی تا قرن ششم هجری، موجود بوده است به هر صورت، وی از اصحاب امام باقر(ع) بوده(۴۱) و کتاب خود را دست کم صد سال پیش ازولادت امام مهدی(عج) تألیف کرده است.۲- کتاب ماسئل عن الصادق(ع) من الملاحم تألیف علی بن یقطین، (متوفای ۱۸۲ قمری).(۴۲)۳- کتاب الملاحم تألیف محمد بن ابی عمیر،( متوفای ۲۱۷ قمری) وی از بزرگان اصحاب امام کاظم وامام رضا (ع) بود و چون چهارسال از عمرش را در زندان مأمون سپری کرد، بسیاری از تألیفات وی دراین مدت از بین رفت.(۴۳)۴- کتاب الغیبه تألیف ابوالفضل ناشری (متوفای ۲۲۰ قمری). نجاشی در رجال خود وی را ستوده(۴۴) وشیخ الطائفه نیز در رجال خود نقل کرده که وی معروف به «عبیس» بوده و از جمله اصحاب امام رضا(ع) به شمار می آمده است.(۴۵)باتوجه به این که مولف به سال ۲۲۰ قمری وفات کرده، می توان نتیجه گرفت که وی این کتاب را دست کم ۳۵ سال پیش از ولادت حضرت مهدی(عج) نوشته است وچون از اصحاب امام رضا (ع) بوده وعلمای رجال نیز او را توثیق کرده اند و وی هیچ نسبتی با فرقه های دیگر نظیر فطحیه، ناووسیه و واقفیه نداشته می توان نتیجه گرفت که او این کتاب را در اثبات اصل غیبت قائم(عج) و رد دیدگاه سایر فرقه ها تألیف کرده است؛ یعنی به صورت مطابقی بر اثبات غیبت قائم (عج) دلالت داشته والتزاماً اقوال سایر فرقه ها را که هرکدام یکی از ائمه قبل از امام رضا (ع) را امام غایب معرفی می کردند، رد کرده است.۵- کتاب المشیخه تألیف حسن به محبوب (متوفای۲۲۴ قمری).(۴۶) این کتاب، از اصول مهم شیعه به حساب می آمده وموضوعش غیبت است. مولف دراین کتاب چند حکایت را ثبت کرده که بیشتر آنها به ائمه (ع) نسبت داده می شود. این اثر از میان رفته، ولی نقل قول هایی از آن، در منابع موجود امامیه دردست است.(۴۷) برای مثال از امام صادق (ع) روایت می کند:لقائم آل محمد (عج)غیبتان: واحد طویله الاخری قصیره؛برای قائم آل محمد، دو غیبت یکی طولانی و دیگری کوتاه است.(۴۸)براساس گزارش معالم العلما، وی از اصحاب امام کاظم و امام رضا (ع) بوده (۴۹) و می توان گفت کتاب وی می توانسته ردیه ای بر فرقه هایی مانند واقفیه و ناووسیه باشد.۶- کتاب الملاحم تألیف حسن بن علی بن فضال (متوفای ۲۲۴ قمری) طبق نقل نجاشی وی ابتدا فطحی مذهب بوده، سپس ازعقیده خود بازگشته وامامت امام رضا (ع) را پذیرفته است.(۵۰) ابن شهر آشوب وسایر علمای رجالی نیز وی را توثیق کرده اند.(۵۱)۷- کتاب دلائل خروج القائم تألیف حسن بن احمد صفار. مؤلف، امام رضا (ع) را درک کرده است.(۵۲) وازعباد رواجنی که از علمای اهل سنت بوده وکتاب اخبار المهدی را تألیف کرده، حدیث نقل کرده است.۸- کتاب القائم تألیف علی بن مهزیار اهوازی. وی از بزرگان اصحاب امام رضا ، امام جواد و امام هادی (ع) بوده که امام جواد وامام هادی (ع) او را به مقام وکالت در منطقه اهواز و خوزستان منصوب کردند.(۵۳)۹-کتا ب الملاحم تألیف علی بن مهزیار اهوازی.(۵۴)۱۰- کتاب القائم تألیف فضل بن شاذان نیشابوری (متوفای ۲۶۰ قمری). (۵۵) آقا بزرگ تهرانی در الذریعه نام این کتاب را الحجه فی ابطاء القائم ذکر کرده است.(۵۶) فضل بن شاذان از دانش مندان ومولفان نامدار شیعه و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع) بود(۵۷) وچند روز قبل از شهادت امام حسن عسکری(ع) درگذشت. امام حسن (ع) قبل از درگذشت او، خبر از وفات وی داده وبرایش طلب آمرزش کرده بود.۱۱- کتاب الملاحم تألیف فضل بن شاذان نیشابوری.(۵۸)۱۲-کتاب الغیبه تألیف فضل بن شاذان نیشابوری.(۵۹)۱۳- کتاب اثبات الرجعه تألیف فضل بن شاذان نیشابوری.(۶۰) از این کتاب تنها گزیده ای به نام منتخب اثبات الرجعه مانده است.(۶۱) برخی از پیروان واقفیه معتقد بودند که امام کاظم (ع) فوت شده، اما رجعت می کند و جهان را پر ازعدل وداد می نماید. آنان نقل می کردند:سمی القائم قائماً لانه یقوم بعد ما یموت؛(۶۲)به قائم، قائم گفته می شود، چون بعد از مرگ زنده می شود.از این رو، می توان احتمال داد که فضل بن شاذان در کتاب خود این عقیده واقفیه را نیز رد کرده است.دو کتاب دیگر به نام حذو النعل بالنعل و التنبیه من الحیره والتیه نیز از تألیفات وی به شمار می رود که منابع مربوط به امام مهدی (عج) موضوع این دو کتاب را مسئله غیبت و مهدی موعود (عج) دانسته اند.(۶۳)۱۴- کتاب الملاحم تألیف اسماعیل بن مهران بن ابی نصر کوفی. نجاشی وی را از اصحاب امام رضا (ع) دانسته وگفته که وی از اصحاب امام صادق (ع) نیز حدیث نقل کرده است.(۶۴)۱۵- کتاب الملاحم تألیف محمد بن حسن بن جمهور العمی. وی از اصحاب امام رضا (ع) به شمار می رود و ۱۱۰ سال زندگی کرده است.(۶۵)۱۶- کتاب صاحب الزمان تألیف محمد بن حسن بن جمهور العمی.(۶۶)۱۷-کتاب وقت خروج القائم تألیف محمد بن حسن بن جمهور العمی.(۶۷)۱۸- کتاب الملاحم تألیف ابی خیون. نجاشی در مورد وی اطلاعات دیگری نمی دهد، اما آن چه در الذریعه آمده، نشان می دهد که احمد بن محمد بن خالد برقی (متوفای ۲۷۴ قمری)، کتا ب ملاحم را از وی نقل کرده است. پس باید ابوخیون را از عالمان پیش از آغاز غیبت دانست.(۶۸)
تألیفات اهل سنت در موضوع مهدویت در حوزه کوفه قبلاً گفته شد که در حوزه کوفه همه فرقه ها ونحله ها حضور داشتند واهل سنت نیز از بیشتر فرقه هایش در این حوزه نمایندگانی داشت، لکن حضورآنان در سایه حضور دانش مندان شیعی کم رنگ بود وچون دستگاه خلافت ازآنان حمایت می کرد و از امکانات فراوان برخوردار بودند، دلیلی برای تمرکز در حوزه کوفه نداشتند ودر همه مناطق ممالک اسلامی از ماوراء النهر تا مصر و مراکش پراکنده بودند و بیشتر در پی احادیثی می گشتند که خلیفه های اموی وعباسی از آن خرسند گردند. با این همه، به دلیل کثرت وتواتر احادیث مهدویت، چاره ای جز نقل آنها در کتاب های حدیثی خود نداشتند واتفاقاً اولین کتاب به نام اخبار المهدی را عالمان اهل سنت نوشته اند و چون منظوراین نوشته تنها بررسی کتاب های تألیف شده در دوره رونق حوزه کوفه است، به دو مورد از کتاب هایی که اهل سنت در موضوع مهدویت و در دوره مذکورنوشته اند، اشاره می شود:۱- کتاب الفتن تألیف حافظ ابوعبدالله نعیم بن حماد مروزی.(۶۹) وی مورد وثوق علمای اهل سنت بوده واحمد بن عبدالله بن صالح عجلی کوفی (متوفای ۲۶۱ قمری) (۷۰) و محمد بن حیان بن احمد تمیمی (متوفای ۳۵۴ قمری) (۷۱) ودیگر رجالی های اهل سنت، او را توثیق کرده اند.نعیم بن حماد، کتاب خود را در ده بخش تنظیم کرده است. در بخش اول تا بخش چهارم به اموری می پردازد که بعد از رسول خدا (ص) واقع شده یا واقع خواهد شد و دربخش چهارم به امور مربوط به آخرالزمان، به خصوص سفیانی پرداخته وبخش پنجم را به مهدی (عج)، اختصاص داده ودرآن از اسم، صفت، نسب آن حضرت گزارشی می دهد ودربخش های ششم تا دهم نیز به مسائلی چون خروج دجال، نزول عیسی بن مریم و یأجوج و مأجوج اشاره می کند.(۷۲)جالب توجه که این کتاب او از اولین تک نگاری های تاریخ اسلام به شمار می رود و قبل ازنوشته شدن، صحاح سته اهل سنت نوشته شده است.۲- کتاب اخبار المهدی تألیف عباد به یعقوب رواجنی کوفی (متوفای ۲۵۰ قمری) (۷۳) مؤلف این کتاب از مشایخ بخاری، ترمذی، ابن ماجه، ابوحاتم، بزار ودیگر محدثان اهل سنت است. وی را باید یکی از افراد استثنایی دانست؛ زیرا با این که وی را اهل سنت توثیق کرده اند، ولی به دلیل تشیع او را نکوهیده اند واز وی با عناوینی چون «شیعی» و «غال» نام برده اند.(۷۴) از سوی دیگر، با این که اکثر علمای رجالی امامیه از وی نام برده اند و کتاب اخبارالمهدی او را معرفی کرده اند، وی را عامی وسنی مذهب دانسته اند واو را از عالمان و راویان شیعه به حساب نیاورده اند.(۷۵) از این رو، معلوم نیست که وی از جمله علمای شیعه است، یا از جمله علمای اهل سنت. به تعبیر دیگر،همگان کتاب ها وروایت های وی را نقل کرده اند واکثر آن را پذیرفته اند، اما خود او را سنی یا شیعی ندانسته اند. شاید بررسی های دقیق نشان دهد که وی نمی تواند از علمای شیعه باشد و دلیل آن که اهل سنت وی شیعی معرفی می کنند، مربوط به عادت آنهاست که معمولاً با ناقلان احادیث فضایل اهل بیت (ع) میانه خوشی ندارند وهرکس را که اندک تمایلی به نقل چنین احادیثی داشته باشد، به رفض و تشیع وحتی غلو متهم می کنند. بنابراین، بهتر است برا ی معرفی وی از اصطلاح «شیعه عراقی» استفاده کنیم؛ اصطلاحی که مولف تاریخ تشیع درایران برای چنین افرادی وضع کرده است.(۷۶)کتاب رواجنی، از آن روی اهمیت دارد که گویا در میان اهل سنت، اولین کتاب مستقل در باب مهدویت وبا نام اخبار المهدی است. چنان که در منابع تاریخی نقل شده :رواجنی شمشیری بالای سرش آویخته بود. هنگامی که از او پرسیدند: این شمشیر برای چیست؟ در پاسخ گفت: آن را مهیا کرده ام که با آن در محضر حضرت مهدی (عج) شمشیر بزنم.(۷۷)۳- الملاحم تألیف ابو یعقوب اسماعیل بن مهران بن ابی نصر سکونی که هم عصر امام رضا (ع) و از راویان احادیث وی بوده است.(۷۸)
پی نوشت ها:
۱- ابراهیم بن محمد اصطخری، مسالک وممالک به کوشش ایرج افشار، ص ۸۲-۸۲ چاپ سوم: انتشارات علمی وفرهنگی تهران، ۱۳۶۸۲-یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج ۴ ، ص ۴۹۲، انتشارات دار صادر، بیروت، بی تا.۳- نک: علی بن حسین مسعودی،مروج الذهب ومعادن الجواهر، ج۲ ، ص ۳۶۸و۳۷۵ ، چاپ اول: انتشارات موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت ۱۴۱۱ قمری.۴- محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲ ،ترجمه محمد جواد مصطفوی، ص ۳۷۲، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران، بی تا.۵- مروج الذهب، ج۳ ، ص ۲۷۷- ۲۸۳٫۶- نک: آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج ۲۲، ص ۱۸۸٫۷- اصول کافی، ج ۲ ، ص ۳۷۷٫۸- محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه،ج۱، ص۲۱۰ ، منشورات مکتبه آیه الله مرعشی، قم ۱۴۰۳ قمری .۹- هاشم معروف الحسنی، زندگی دوازده امام، ترجمه محمد مقدس، ج۲،ص ۲۰۷، چاپ چهارم: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۲ شمسی .۱۰- احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۹۷-۳۲۲ ؛ چاپ دوم، انتشارات اسوء ، قم ۱۴۱۶ قمری.۱۱- محمد بن حسن طوسی، مقدمه رجال طوسی، انتشارات حیدریه نجف ،۱۳۸۱ قمری.۱۲- مروج الذهب، ج۳ ، ص ۲۰۳٫۱۳- زندگی دوازده امام، ج۲ ، ص ۲۰۷٫۱۴- نک: رجال نجاشی.۱۵- حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ترجمه محمد جواد مشکور، ص ۱۰۰، چاپ اول: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ۱۳۶۱ شمسی.۱۶-محمدبن حسن طوسی، الغیبه، ص ۱۹۵- ۱۹۹، چاپ سوم: موسسه المعارف الاسلامیه، قم ۱۴۲۵ قمری.۱۷- نوبختی، فرق الشیعه، ص ۱۰۱٫۱۸- همان، ص ۱۰۲٫۱۹- همان، ص۱۱۱-۱۱۲٫۲۰-همان، ص ۱۱۳٫۲۱-همان، ص ۱۱۴-۱۱۶٫۲۲- همان، ص ۱۱۶ (نک: شیخ طوسی).۲۳- جامع الرواه، ج ۱، ص ۲۱۴٫۲۴- محمد بن عمرکشی، رجال الکشی ، ص ۵۳۰ ، انتشارات دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ شمسی .۲۵- محمدبن حسن طوسی، الفهرست طوسی، ص ۹۲ ،المکتبه المرتضویه، نجف، بی تا.۲۶-احمدبن علی نجاشی، رجال نجاشی ، ص ۲۵۷٫۲۷- همان، ص۲۵۸؛ علی اکبر مهدی پور، کتاب نامه حضرت مهدی ۴، ج۲ ص ۶۷۳؛چاپ اول: ناشر مولف، ۱۳۵۷ شمسی.۲۸-طوسی، الغیبه، ص ۱۹۵-۱۹۹،انتشارات موسسه معارف اسلامی، قم ۱۴۱۱ ق.مری۲۹- رجال نجاشی، ص ۳۶-۳۷۳۰- طوسی، الغیبه ، ص ۶۴۳۱-رجال نجاشی ، ص ۳۶-۳۷۳۲- الذریعه ، ج ۱۶، ص ۱۱۳۳۳- سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۵، ص ۱۹۶ ، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۶ قمری.۳۴- رجال نجاشی، ص ۲۲۵۳۵-همان، ص ۴۰-۴۲ ، اعیان الشیعه،ج ۵ ، ص ۲۵۴٫۳۶- کتاب نامه حضرت مهدی (عج) ج ۲، ص.۳۷-اعیان الشیعه، ج ۳ ، ص ۱۳۵؛رجال نجاشی، ص ۲۵۹٫۳۸- الذریعه، ج ۱۵ ، ص ۴۵ ؛ کتاب نامه حضرت مهدی (عج) ج ۲، ص ۴۹۰٫۳۹- الذریعه ، ج ۱۰ ، ص ۲۳۴۴۰- رجال نجاشی ، ص ۱۵۴۱- رجال طوسی، ص ۱۰۴۴۲- الذریعه ، ج ۱۹ ، ص ۲۱٫۴۳- همان ،ج ۲۲ ص ۱۸۹؛ رجال نجاشی، ص ۳۲۶٫۴۴- همان ، ص ۲۸۰۴۵- رجال طوسی، ص ۳۸۴۴۶-اعیان الشیعه، ج ۵ ،ص ۲۳۳٫۴۷- پورسید آقایی ودیگران تاریخ عصر غیبت، ص ۱۳، چاپ دوم: انتشارات حضور، قم، ۱۳۸۳ شمسی۴۸- اعیان الشیعه، ج ۵ ، ص ۵۸٫۴۹- محمد بن علی ابن شهر آشوب مازندرانی، معالم العلماء، ص ۳۳، منشورات المطیعه الحیدریه ، ۱۳۸۰ قمری.۵۰- رجال نجاشی، ص ۳۶؛ الذریعه ، ج ۲۲ ص ۱۸۸۵۱- معالم العلماء ، ص ۳۳۵۲- معجم الرجال الحدیث، ج ۱۸ ، ص ۱۹۹۵۳- الذریعه ، ج ۱۷ ،ص ۱؛ رجال نجاشی، ص ۲۵۳؛ رجال طوسی، ص ۳۸۱، ۴۰۳و ۴۱۷٫۵۴- رجال نجاشی ، ص ۲۵۳٫۵۵- همان ، ص ۲۰۶ و ۲۰۷۵۶-الذریعه ، ج ۶ ، ص ۲۵۵۵۷- جامع الرواه ، ج ۲ ،ص ۴و۵۵۸- الذریعه ، ج ۲۲ ، ص ۱۸۹٫۵۹- رجال نجاشی، ص ۳۰۶و ۳۰۷۶۰- همان ، ص ۳۰۶ و ۳۰۷۶۱- کتاب نامه حضرت مهدی(عج) ج ۱ ، ص ۵۳٫۶۲- محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۴۰۳ ، چاپ سوم: انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد ۱۳۷۵ شمسی.۶۳- کتاب نامه حضرت مهدی(عج) ،ج۱، ص ۵۳٫۶۴-رجال نجاشی ، ص ۲۶٫۶۵-الفهرس، ص ۴۱۳، المکتبه المرتضویه، نجف، بی تا.۶۶- همان ، ص ۴۱۳٫۶۷-الذریعه ، ج ۲۵ ص ۱۳۴۶۸-همان ، ج ۲۲ ص ۱۸۷۶۹- محمد بن اسماعیل بخاری، جعفی، التاریخ الکبیر، ج ۸، ص ۱۰۰ ، انتشارات دارالفکر ، بیروت ، بی تا۷۰-احمدبن عبدالله بن صالح عجلی ، معرفه الثقات ، ج ۲ ، ص ۳۱۶،چاپ اول: ناشرمکتبه الدار، مدینه منوره ، ۱۴۰۵ قمری.۷۱- محمدبن حیان بن احمد تمیمی ، الثقات ، ج ۹، ص ۲۱۹ چاپ اول: انتشارات دارالفکر، ۱۳۹۵ قمری.۷۲- حافظ ابی نعیم بن حماد بن معاویه ، الفتن ، تحقیق ابو عبدالله ایمن محمد عرفه ، چاپ اول: انتشارات مکتبه الحیدریه ، ۱۳۸۲ شمسی.۷۳- تاریخ الکبیر، ج ۶ ، ص ۴۴؛الذریعه ، ج ۱ ص ۳۵۲٫۷۴- محمد بن احمد بن عثمان ، المغنی فی الضعفاء، تحقیق نورالدین عتر، ج۱، ص ۳۲۸؛ عبدالله بن عدی بن عبدالله الجرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال،ج ۴، ص ۳۴۸، چاپ سوم: انتشارات دارالفکر، بیروت ۱۴۰۹ قمری؛ ابراهیم بن محمد بن سبط حلبی، الکشف الحثیث ، ج ۱، ص ۱۴۶ ، چاپ اول: انتشارات عالم الکتب، مکتبه النهضه العربیه ، بیروت ۱۴۰۷ قمری.۷۵- معالم العلما ، ص ۸۸، طوسی، الفهرست ، ص ۱۲۰٫۷۶- رسول جعفریان ، تاریخ تشیع در ایران ، ج ۱، ص ۱۹- ۸۵ چاپ سوم: انتشارات انصاریان ، قم ۱۳۸۰ شمسی.۷۷-احمد بن علی بن حجر عقلانی ، تهذیب التهذیب ، ج ۵، ص ۹۵ ، چاپ اول: انتشارات دارالفکر، بیروت ۱۴۰۴ قمری.۷۸- الذریعه ، ج ۲۲ ص ۱۸۸٫ منبع:فصلنامه مشرق موعود۱

















هیچ نظری وجود ندارد