9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

خدا در صحاح اهل تسنن

0
SHARES
21
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

«صحاح ستّه» (صحیح‌های ششگانه) شش کتاب روائی اهل سنّت است که عموم علمای اهل سنّت عموم روایات آن‌ها را صحیح می‌دانند مخصوصا دو کتاب أوّل ـ که نامشان می‌آید و به صحیحین مشهورند ـ که آن‌ها را مثل قرآن صحیح می‌دانند. ما منکر صحیح بودن بعض از روایات آن‌ها نیستیم امّا اینکه همه آن‌ها صحیح باشد، این را منکریم.از جمله دلایلی که برای ردّ اعتقاد آن‌ها داریم تضادّ بعض روایات است، چه آنکه یقینا رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) مطالب ضدّ و نقیض نفرموده است پس باید گفت راویان اخبار یا عمدا به آن حضرت دروغ بستند یا از روی نادانی و یا فراموشی مطالبی را به عنوان احادیث نبوی نقل نموده‌اند.در اینجا ناچاریم برای روشن شدن بعض اذهان توضیح دهیم که شیعه کتابی که ادّعا داشته باشد همه روایات آن صحیح است ندارد. حتّی کتب اربعه شیعه نیز خالی از روایات غیر صحیح نیست و لذا علمای این مکتب آن‌ها را بررسی کرده و روایات غیر صحیح را کنار می‌زنند. از این گذشته از آنجا که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام منتهای تلاش خود را برای حفظ جان اقلیّت شیعه به کار می‌بردند، گاهی روایاتی موافق آنچه که اهل سنّت بدان اعتقاد دارند می‌گفتند تا افرادی که به عنوان جاسوس‌های درباری برای شناخت شیعیان در محضر ائمّه علیهم‌السلام حاضر می‌شدند نتوانند آن‌ها را بشناسند و در مواردی دیگر روایت حق را بیان می‌کردند در حالی که ممکن است هر دو دسته روایت با سند صحیح نقل شده باشد. و این نیز یکی از علل اختلاف روایات می‌باشد. البته آنان راه‌های کلّی شناخت روایات حق را بیان فرمودند که یکی از آن‌ها مخالف بودن با عقاید عامّه است بدین معنی که اگر دو روایت به دست ما رسید که یکی موافق عامّه و دیگری مخالف آن‌ها است و هر دو آن‌ها از نظر سند بی إشکال است حق با روایتی است که مخالف قول عامّه است. بنابراین، اگر در این نوشتار و به طور کلی سلسله بررسی‌های صحاح ستّه به اشکالاتی برمی‌خوریم که مشابه آن به روایات ما نیز وارد است علّت آن روشن باشد.یکی دیگر از راه‌های شناخت روایات صحیح از غیر صحیح، مطابق عقل و نقل، موافقت و مخالفت آنها با قرآن است. بدین معنی که اگر دو روایت ، هر دو با سند صحیح به دست ما رسید که با هم در تضادّ بودند آنکه با قرآن مخالف است دستور داریم که آن را به دیوار بزنید.
ما در این بررسی‌ها برآنیم که یکی از د و مطلب را به اثبات برسانیم:۱. روایات صحاح، مخصوصا صحیحین که از نظر اهل سنّت «اصحّ الکتب بعد القرآن» یعنی صحیح‌ترین کتاب‌ها بعد از قرآن نامیده شده چنین نیست که همه روایات آن صحیح باشد.۲. اگر قبول کنند که همه روایات آن صحیح است باید اوّلاً به اشکالاتی که مطرح می‌شود پاسخ گویند و ثانیا قبول کنند آنانی را که اینان برایشان ارج و قرب قائل‌اند زیر علامت سؤال بزرگی می‌باشند.از آنجا که شش کتاب مذکور یکنواخت چاپ نشده است آنچه که ما از آن استخراج کردیم بدین شرح است:۱. صحیح بخاری، تألیف: «محمد بن إسماعیل بخاری» متوفّای ۲۵۶ هجری، ۹ جزء در ۳ مجلّد، چاپ دار الجیل بیروت.۲. صحیح مسلم، تألیف: «مسلم بن حجّاج نیشابوری» متوفّای ۲۶۱ هجری، ۵ جلد که جلد پنجم آن فهرست است. چاپ دار احیاء التراث العربی، بیروت.۳. سنن ابن ماجه، تألیف: «حافظ أبو عبد اللّه محمّد بن یزید قزوینی» متوفّای ۲۷۵ هجری، دو جلد.۴. سنن ترمذی ، تألیف: «أبو عیسی محمّد بن عیسی بن سوره» متوفّای ۲۷۹ هجری، ۵ جلد.۵. سنن أبی داود ، تألیف: «حافظ أبو داود سلیمان بن اشعث سیستانی» متوفّای ۲۷۵ هجری، ۴ جلد در دو مجلّد.۶. سنن نَسائی ، تألیف: «أبو عبد الرحمان أحمد بن شعیب بن علیّ نَسائی» متوفّای ۳۰۳ هجری، ۸ جلد در ۴ مجلد.توضیح آنکه چهار کتاب اخیر، چاپ دار الفکر بیروت می‌باشد.از دانشمندان و محقّقین محترم تقاضا داریم با انتقادات و راهنمایی‌های خود ما را مورد لطف خود قرار دهند.از خداوند بزرگ خواهانیم که توفیق بررسی‌های سایر مطالب صحاح را عنایت فرموده و از درگاهش مسألت داریم که به ما و همه آنانکه در راه اعتلای راه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام تلاش می‌کنند اخلاص کامل مرحمت فرماید.«سبحان اللّه عمّا یصفون»(۱)خدای تعالی از هر چه وصفش کنند منزّه است.شیعه، با پیروی از دستور پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که فرمود:«انّی تارک فیکم مایان تمسّکتم به لن تضلّوا بعدی . أحدهما اعظم من الآخر: کتاب اللّه حبل ممدود من السّماء إلی الأرض. وعترتی اهل بیتی ولن یتفرّقا حتّی یردا علیّ الحوض. فانظروا کیف تخلفونی فیه»،(۲) به اهل بیت آن بزرگوار تمسّک کرده و هرگز گمراه نمی‌شود و اگر همه فرقه‌های اسلامی دستور فوق را اجرا کرده و در اصول و فروع دین از راهنمایی‌ها و دستورات اهل بیت پاک پیامبرشان صلی‌الله‌علیه وآله بهره می‌جستند، هم وحدت مورد نظر شارع حفظ شده و هم در گمراهی قرار نمی‌گرفتند.شیعه، همان‌گونه که فروع دین خود را در بست از ائمه اهل بیت علیهم‌السلام گرفته و بدون چون و چرا آن را می‌پذیرد، در اصول دین نیز با استفاده از راهنمایی‌ها و استدلال‌های آن بزرگواران حقّ را از ناحقّ و صحیح را از ناصحیح تشخیص داده و از آنان جدا نمی‌شود.اوّلین اصل از اصول اعتقادات توحید است، یعنی خدا را به یگانگی شناختن و او را از صفات مخلوقین منزّه دانستن و برای او همتا و شریکی قرار ندادن.ائمّه اهل بیت علیهم‌السلام با بیان روشن خویش به ما آموختند که خدا جسم نیست تا دیده شود و هر چه که دیده شده و یا امکان دیده شدنش وجود داشته باشد مخلوق اوست بدین معنی که یا خداوند او را خلق کرده است و یا اثری از مخلوق او می‌باشد. او «برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم» بوده و هرگز ـ حتّی با عقل مجرّد ـ قابل درک نیست. نه دست دارد و نه پا و نه انگشت. نه در مکان است و نه در زمان، که او خود آفریننده زمان و مکان است. نه می‌خندد و نه می‌گرید و نه از چیزی تعجّب می‌کند. نه محدود به حدودی است. نه فوقی برایش تصوّر می‌شود و نه تحتی. نه شب‌ها به پایین آمده و نه به خواب کسی می‌آید. نه به چیزی جاهل است که باید به او آموخت و نه از علم او چیزی کم می‌شود، چنانچه چیزی هم به آن افزوده نمی‌گردد.با نگاهی به ابواب مختلف کتاب توحید از اصول کافی حقیقت امر در این اصل مهمّ اعتقادی ـ بلکه مهمّ‌ترین اصل آن ـ برایمان روشن می‌شود.به عنوان مثال، در باب نهم از آن کتاب (سی و دومین باب از اصول کافی) با عنوان: «باب فی ابطال الرّؤیه»، ۱۲ روایت نقل می‌کند که در آن‌ها مسأله دیده شدن خدا با صراحت رد شده است. ما در اینجا دومین روایت آن را می‌آوریم تا نظر مبارک اهل بیت علیهم‌السلام برای جویندگان حقیقت روشن شود:خلاصه ترجمه: رسول خدا( صلی‌الله علیه وآله ) فرمود: «من چیزی در میان شما باقی می‌گذارم که اگر به آن چنگ زدید هرگز گمراه نمی‌شوید. یکی از آن دو از دیگری بزرگ‌تر است. کتاب خدا ـ ریسمانی که از آسمان به زمین کشیده شده، و عترتم ـ اهل بیتم ـ و این دو تا ابد از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند. پس بنگرید که بعد از من با این دو (امانت) چه می‌کنید«صفوان بن یحیی می‌گوید که أبو قرّه محدّث (از محدّثین اهل سنّت) از من خواست که از إمام رضا علیه‌السلام برایش اجازه بگیرم. چون حضرتش به او اجازه فرمودند سؤالاتی از حلال و حرام و احکام نمود تا آنکه از توحید پرسید و گفت: برایمان روایت شده که خدا دیدن خود و سخن گفتن با خود را بین دو پیامبر تقسیم کرد. کلام و صحبت را به موسی علیه‌السلام و دیدن را به محمّد صلی‌الله‌علیه وآله عطا کرد.(۳)إمام رضا علیه‌السلام فرمود: پس چه کسی از جانب خدا برای جنّ و انس خبر آورد که: «لا تُدْرِکُهُ الاَْبْصارُ»(۴) و «لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْما»(۵) و «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی‌ءٌ»(۶)؟ آیا او محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نبود؟ گفت: آری. فرمود: چگونه می‌شود که مردی به مردم بگوید که من از جانب خدا آمدم و آن‌ها را به امر خدا به سوی خدا بخواند و بگوید که: «لا تدرکه الابصار» و «لا یحیطون به علما» و «لیس کمثله شی‌ء» آنگاه بگوید که من او را دیدم و به او احاطه علمی پیدا کردم و او به صورت بشر است؟ آیا حیا نمی‌کنید؟ بی‌دین‌ها هم نتوانستند به او این‌گونه إشکال کنند که از جانب خدا چیزی می‌آورد آنگاه خلاف آن را می‌گوید. أبو قرّه گفت: در قرآن آمده است: «ولقد رآه نزله أخری»(۷) إمام رضا علیه‌السلام فرمود: دنباله این آیه معلوم می‌کند که چه دید. می‌فرماید: «ما کذب الفؤاد ما رأی»(۸) یعنی: قلب او آنچه را که چشمش دید دروغ نگفت. سپس بیان می‌کند که آن حضرت چه دید. می‌فرماید: «لقد رأی من آیات ربّه الکبری»(۹) آیات خدا غیر خداست و خداوند می‌فرماید: «ولا یحیطون به علما» وقتی چشم بتواند او را ببیند به او احاطه علمی و معرفت پیدا کرده است.أبو قرّه گفت: پس تو روایات را تکذیب می‌کنی؟ أبو الحسن علیه‌السلام فرمود: وقتی روایات، مخالف قرآن باشد آن را تکذیب می‌کنم. آنچه مسلمانان بر آن اتفاق دارند این است که احاطه علمی به خدا ممکن نیست و هیچ چشمی او را درک نمی‌کند و چیزی شبیه او نیستسألنی أبو قرّه المحدّث أن أدخله علی أبی الحسن الرضا علیه‌السلام فاستأذنته فی ذلک فأذن لی فدخل علیه فسأله عن الحلال والحرام و الأحکام حتّی بلغ سؤاله إلی التوحید فقال أبو قرّه: انّا روینا أنّ اللّه قسم الرؤیه والکلام بین النبیّین فقسم الکلام لموسی و لمحمّد الرؤیه، فقال أبو الحسن علیه‌السلام : فمن المبلّغ عن اللّه إلی الثقلین من الجنّ و الانس ؟ «لا تدرکه الأبصار، ولا یحیطون به علما، ولیس کمثله شی‌ء» أ لیس محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قال: بلی، قال: کیف یجی‌ء رجل إلی الخلق جمیعا فیخبرهم أنّه جاء من عند اللّه وأنّه یدعوهم إلی اللّه بأمر اللّه، فیقول: «لا تدرکه الأبصار، ولا یحیطون به علما، ولیس کمثله شی‌ء» ثمّ یقول: أنا رأیته به عینی وأحطت به علما وهو علی صوره البشر؟! أما تستحون؟ ما قدرت الزنادقه أن ترمیه بهذا أن یکون یأتی من عند اللّه بشی‌ء ثمّ یأتی بخلافه من وجه آخر. قال أبو قرّه: فانّه یقول: «ولقد رآه نزله أخری» فقال أبو الحسن علیه‌السلام : انّ بعد هذه الآیه ما یدلّ علی ما رأی حیث قال: «ما کذب الفؤاد ما رأی» یقول: ما کذب فؤاد محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ما رأت عیناه ثمّ أخبر به ما رأی فقال: «لقد رأی من آیات ربّه الکبری» فآیات اللّه غیر اللّه وقد قال اللّه: «ولا یحیطون به علما» فإذا رأته الأبصار فقد أحاطت به العلم ووقعت المعرفه، فقال أبو قرّه: فتکذّب بالرّوایات ؟ فقال أبو الحسن علیه‌السلام : إذا کانت الرّوایات مخالفه للقرآن کذّبتها وما أجمع المسلمون علیه أنّه لا یحاط به علما ولا تدرکه الأبصار ولیس کمثله شیاین روایت و سایر روایات این باب، بر ردّ آنچه که از عامّه (اهل سنّت) در باب دیده شدن خدای متعال نقل شده است می‌باشد حال روایات صحاح ستّه را مروری کرده و آن‌ها را بررسی می‌نماییم.
۱. خدا دیده می‌شوداوّلین مطلبی که در این بررسی بدان توجّه می‌دهیم این است که صاحبان صحاح ـ به استثنای نسائی ـ روایاتی نقل کرده‌اند که رسول خدا صلی‌الله علیه وآله فرمود: «خداوند در آخرت دیده می‌شود.(۱۰) ما این روایات را یک به یک بررسی کرده و از اهل انصاف قضاوت می‌طلبیم:حدیث أوّل: «روزی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله به ماه شب چهارده نگریست و فرمود: همان‌طور که شما این ماه را می‌بینید به زودی پروردگارتان را بی‌هیچ مانع و مزاحمتی خواهید دید(۱۱)لازم است در اینجا توضیحی را که در پاورقی ابن ماجه (ص ۶۳) در معنای «جهمیّه» نقل شده بیاوریم:«محمد فؤاد عبد الباقی» که بر سنن ابن ماجه پاورقی زده است چنین می‌نویسد:«(الجهمیّه) هم الطائفه من المبتدعه، یخالفون اهل السنّه فی کثیر من الاصول کمسأله الرؤیه واثبات الصّفات. ینسبون إلی جهم بن صفوان من اهل الکوفه.یعنی: اینان گروهی از بدعت‌گذارانند که با اهل سنّت در بسیاری از اصول، مانند رؤیت (یعنی دیدن خدا) و اثبات صفات (یعنی داشتن اعضاء و جوارح که به زودی متعرّض آن خواهیم شد)، مخالفت می‌کنند. آن‌ها منسوب به جهم بن صفوان از اهالی کوفه می‌باشند.با دقت در این توضیح به دو مطلب می‌توان پی برد:أوّل ـ آنان که منکر رؤیت خدا و داشتن صفات می‌باشند بدعت‌گذارند!دوم ـ عقیده به رؤیت و امثال آن جزء اصول اعتقادات اهل سنّت است!د ـ سنن ترمذی ج ۴، ص ۵۹۲، کتاب صفه الجنّه، باب ما جاء فی رؤیه الربّ تبارک و تعالی (باب ۱۶)، ح ۲۵۵۱.ه ـ سنن أبی داود، ج ۴، ص ۴ ـ ۲۳۳، کتاب السنّه، باب فی الرؤیه، ح ۴۷۲۹ و ۴۷۳۱.متن یکی از احادیث صحیح بخاری چنین است: (وعلی هذه فقس ما سواها)…. عن جریر قال: کنّا عند النبی صلی‌الله‌علیه‌وسلم فنظر إلی القمر لیله ـ یعنی البدر ـ فقال: انّکم سترون ربّکم کما ترون هذا القمر لا تضامّون فی رؤیته…حدیث دوم: «روزی مردم از رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم پرسیدند آیا ما پروردگارمان را روز قیامت می‌بینیم؟ فرمود: آیا در دیدن ماه در شب چهارده که ابری مانع نباشد ضرر می‌کنید؟ گفتند: نه، یا رسول اللّه! فرمود: آیا در دیدن خورشید که ابری جلوی آن نباشد ضرری می‌نمائید؟ گفتند: نه. فرمود: همانا شما خدا را می‌بینید لابدّ خوانندگان محترم توجّه دارند که تشبیه دیدن خدا به دیدن ماه و خورشید، راه هرگونه توجیه را می‌بندد که مثلاً بخواهند بگویند منظور از دیدن خدا، دیدن به قلب است نه با چشم سر و امثال آن. علاوه بر این، اهل سنّت خود اینگونه روایات را به ظاهر خویش باقی گذاشته و راه هر گونه توجیه را بسته‌اند.(بگذریم از اینکه در دیدن خورشید به ما ضرر می‌رسد!).اینگونه روایت‌ها آنچنان شایع بود که مردم ـ و مخصوصا پیروان اهل بیت علیهم‌السلام ـ در هر عصری به امامان بزرگوار رجوع کرده و از آنان حقیقت امر را جویا می‌شدند و آن بزرگواران با دلایل قرآنی و عقلی، حدیث دیده شدن خدا را کذب محض دانسته و آنان را از چنین اعتقادی برحذر می‌نمودند. چنانچه از روایاتی که در کتب روائی شیعه موجود.متن یکی از احادیث صحیح مسلم چنین است:«انّ ناسا فی زمن رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلم قالوا: یا رسول اللّه! هل نری ربّنا یوم القیامه؟ قال رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلم : نعم. قال: هل تضارّون فی رؤیه الشمس بالظهیره صحوا لیس معها سحاب؟ وهل تضارّون فی رؤیه القمر لیله البدر صحوا لیس فی‌ها سحاب؟ قالوا: لا یا رسول اللّه ! قال: ما تضارّون فی رؤیه اللّه تبارک و تعالی یوم القیامه إلاّ کما تضارّون فی رؤیه أحدهما…سایر روایات نیز مشابه همان است که همگی دلالت می‌کند که خدا در قیامت دیده می‌شود.است به خوبی این موضوع روشن می‌شود که نمونه آن را از رجوع أبو قرّه شرح دادیم.اینک روایاتی دیگر از صحاح ستّه در همین زمینه:«چون قیامت برپا شد مؤمنین دنبال کسی می‌روند که از آن‌ها شفاعت کند. ابتدا نزد حضرت آدم علیه‌السلام رفته و از او تقاضا می‌کنند. او گناه خویش را یادآوری کرده و عذر می‌خواهد و می‌گوید به نزد نوح علیه‌السلام بروید آن‌ها نزد حضرت نوح علیه‌السلام می‌روند و همان تقاضا را از او می‌نمایند او آن‌ها را به إبراهیم علیه‌السلام ارجاع می‌دهد و آن حضرت به موسی و او به عیسی علیهماالسلام (و هر کدام ـ غیر از حضرت عیسی علیه‌السلام ـ گناهان خود را مانع شفاعت می‌دانند!) تا آنکه نزد پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم می‌روند. آن حضرت نزد خدا رفته و از او اجازه می‌گیرد و چون او را دید به سجده می‌افتد…این روایت نیز به خوبی می‌رساند که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در آنجا که بود خدا را ندیده بود و چون نزد او رفت (که خواهیم گفت یعنی تا خانه خدا رفت و خدا در آن موقع در خانه خویش بود!) او را دید!آری، وقتی اهل بیت پیامبر علیهم‌السلام ـ که رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم سفارش اکید به پیروی از آن‌ها نموده ـ خانه‌نشین شوند، نه تنها احکام خدا زیر پا می‌رود و بدعت جای سنّت را می‌گیرد، بلکه خدا و صفات او نیز ملعبه بازیگران می‌گردد.لابدّ خوانندگان محترم از خود می‌پرسند که مؤمنین چرا ابتدا نزد پیامبر خودشان نرفته و در خانه دیگران را کوبیدند، آنهم از ابتدا در خانه آدم أبو البشر علیه‌السلام که از انبیاء اولوالعزم نبود؟ و چرا او و سایر انبیا ـ که می‌دانستند اینان از مؤمنین و از پیروان پیامبر آخر الزمانند ـ آنان را به پیامبر خودشان ارجاع ندادند و چراهای دیگر که لابدّ پاسخ آن‌ها را صاحبان صحاح، یا جاعلان حدیث می‌دانند!ما در بررسی «پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در صحاح» به خواست خدا، خواهیم خواند که از نظر بعض روایات آن‌ها موسی و یونس و… مقامشان از پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم برتر است. چرا موسی علیه‌السلام شفاعت نکرد؟ چرا نامی از یونس علیه‌السلام نیست؟ و نیز خواهیم خواند که رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مأمور به اقتداء و پیروی از داود علیه‌السلام بود، چرا نامی‌از مقتدای آن حضرت نیست؟! گوئیا مردم در صحرای محشر وقتی حقایق را دیدند بطلان این روایات برایشان آشکار گردیده است ! (البته در آنجا بطلان بسیاری از روایات صحاح، برایشان آشکار خواهد شد و ما نیز در این بررسی‌ها می‌خواهیم ـ به خواست خدا ـ قبل از قیامت آن را آشکار کنیم).حال فرازهایی از متن یکی از روایات صحیح بخاری را در اینجا می‌آوریم:«یجتمع المؤمنون یوم القیامه فیقولون لو استشفعنا إلی ربّنا، فیأتون آدم… فیقول لست هناکم ویذکر ذنبه فیستحی. ائتوا نوحا… فیأتونه فیقول لست هناکم ویذکر سؤاله ربّه ما لیس له به علم فیستحی فیقول… فیقول ائتوا محمدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم … فیأتونی فأنطلق حتّی أستأذن علی ربّی فیؤذن فإذا رأیت ربّی وقعت ساجدا…
پی نوشت : (۱) آیه ۹۱ از سوره مؤمنون و آیه ۱۵۹ از سوره صافّات.(۲) سنن ترمذی، ج ۵، ص ۶۲۲، کتاب المناقب، باب مناقب اهل بیت النبی (صلّی اللّه علیه وسلم)، ح ۳۷۸۸.(۳) سنن ترمذی، ج ۵، ص ۳۶۸، کتاب تفسیر القرآن، باب ۵۳، ومن سوره والنجم، ح ۳۲۷۸.&laquo… انّ اللّه قسم رؤیته وکلامه بین محمّد صلی‌الله‌علیه‌وسلم و موسی فکلّم موسی مرّتین و رآه محمّد صلی‌الله‌علیه‌وسلم مرّتین&raquo.(۴) سوره انعام، آیه ۱۰۳، یعنی: چشم‌ها او را نمی‌بیند. (گفته‌اند اگر درک همراه بصر باشد به معنای دیدن با چشم است).(۵) سوره طه، آیه ۱۱۰، یعنی: (نه تنها چشم نمی‌تواند او را ببیند) علم کسی (هم) نمی‌تواند او را بشناسد. (ممکن است انسان چیزی را نبیند ولی به خصوصیات آن عالم باشد و خدا از این جهت هم منزّه است که کسی بتواند به او احاطه علمی پیدا کند).(۶) سوره شوری، آیه ۱۱، یعنی: هیچ چیزی مثل او نیست.(۷) سوره نجم، آیه ۱۳، یعنی: یکبار دیگر او را دید.(۸) همان، آیه ۱۱.(۹) همان، آیه ۱۸، یعنی: همانا او مقداری از آیات بزرگ خدا را مشاهده کرد.(۱۰) اکثریّت قریب به اتفّاق علمای عامّه قائل‌اند که خدا در قیامت دیده می‌شود و عدّه‌ای نیز دیدن خدا در دنیا را هم ممکن می‌دانند و حتّی می‌گویند که عدّه‌ای خدا را در خواب دیدند. مضحک‌تر آنکه برای دیدن خدا در خواب، نمازی نیز با کیفیّتی مخصوص بیان کردند!(۱۱) الف ـ صحیح بخاری، ج ۱، ص ۱۴۵، باب مواقیت الصلاه وفضلها، باب فضل صلاه العصر و نیز ص ۱۵۰، باب فضل صلاه الفجر، وج ۶، ص ۱۷۳، تفسیر سوره ق، و ج ۹، ص ۱۵۶، کتاب التوحید، باب وکان عرشه علی الماء.ب ـ صحیح مسلم، ج ۱، ص ۴۳۹ و ۴۴۰، کتاب المساجد ومواضع الصلاه، باب ۳۷، ح ۲۱۱ و ۲۱۲.ج ـ سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۶۳ و ۶۴، مقدّمه، باب فیما انکرت الجهمیّه (باب ۱۳)، ح ۱۷۷ و ۱۷۸، وج ۲ ص ۱۴۵۱، کتاب الزهد، باب ۳۹، (آخرین باب از سنن)، در ضمن حدیثی طولانی به شماره ۴۳۳۶.منبع: پایگاه اطلاع رسانی سبطین
 
 

نوشته قبلی

زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه (۲)

نوشته‌ی بعدی

دوازده امام در مکتب خلفا (1)

مرتبط نوشته ها

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی
ائمه شیعه

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

نسخۀ عربیِ اسرائیل
ویژه جنگ رمضان

نسخۀ عربیِ اسرائیل

نوشته‌ی بعدی

دوازده امام در مکتب خلفا (1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا