اهمیت خدمت رسانیدر آموزه های تربیتی و اخلاقی پیامبر اعظم(ع)، خدمت رسانی و حل مشکلات مادی و معنوی مردم از جایگاه ویژه ای برخوردار است. سیره درخشان آن بزرگوار نشان می دهد که آن حضرت در حل مشکلات مردم و رفع نیازها و معضلات آنها، فوق العاده کوشا بودند و در شرایط سخت، به داد بینوایان و رفع حاجت نیازمندان می پرداختند تا آن که فرمایند:«من سر مؤمنا فقد سرنی و من سرنی فقد سرالله»1«کسی که مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده است و کسی که مرا شاد کند، خدا را شاد نموده است».امام صادق(ع) فرمود:رسول خدا(ص) اوقات خود را به طور منظم و عادلانه بین اصحاب و مسلمانان تقسیم نموده بود. همه آنان را به طور مساوی و به یک چشم نگاه می کرد؛ هرگاه مشغول نماز بود و شخصی نزد او می آمد، آن حضرت (ص) نمازش را به طور اختصار به جای می آورد و سپس از او می پرسید: چه حاجتی داری؟وقتی نیازش را می گفت، پیامبر(ص) آن را انجام می داد و سپس به نماز می ایستاد۲٫ آن حضرت به قدری در مورد مسأله رفع نگرانی و حل مشکلات مسلمانان حساس بود که فرمود:«از سکوت و بی توجهی اهانت آمیز بپرهیزید اگر بعضی از شماها مسئولیتی در جامعه داشته باشید و به درخواست افراد ثروتمند و موقعیت دار زودتر رسیدگی کنید و درخواست زنان بی سرپرست، یتیمان و مساکین را انجام ندهید و آنان را به ذلت و خواری واگذارید، یقین داشته باشید که در حق ضعفا ستم روا داشته اید.»3
همدردی؛ معیار مسلمانیدر سیره آن حضرت(ص) خدمت رسانی وظیفه هر فرد مسلمان و جزو برنامه های اصلی رسالت ایشان است. اهمیت این مطلب به حدی است که در این زمینه می فرماید:«کسی که شب را به روز برساند و به امور مسلمانان رسیدگی نکند، مسلمان نیست و هر کس صدای انسانی را بشنود که می گوید: ای مسلمانان! به فریادم برسید ولی به او کمک نکند، مسلمان نیست»4.بنابراین، خدمت رسانی و حل مشکلات مردم در جامعه اسلامی به ویژه از سوی مسئولان و صاحبان قدرت و مال امری لازم و ضروری است و شایسته است که هر مسلمان وظیفه شناس و مسئولیت پذیر، در هر پست و مقامی که باشد، در امر خدمت رسانی همت نماید و تلاش خود را مضاعف گرداند.
خدمت رسانی، وظیفه مسئولانهر فردی در جامعه مسلمین به اندازه استعداد و کارآیی خود، وظیفه خدمتگذاری به همنوعانش را برعهده دارد. میزان خدمتی که مردم از هر شخص یا گروه اجتماعی انتظار دارند، بر حسب برداشت و تصوری است که از موقعیت اجتماعی آنان دارند. با این بیان اگر بگوییم مسئولان و مدیران، سنگین ترین مسئولیت را در خدمتگزاری دارند، سخنی گزاف نگفته ایم، بلکه این بیان، خود یک واقعیت اجتماعی از منظری دقیق و موشکافانه است.در حدیث شریف نبوی می خوانیم که:«خداوند از بنده خویش در مورد جاه و مقامش سوال می کند؛ همان گونه که درباره مالش سوال می کند پس می فرماید: ای بنده من! به تو مقام دادم، آیا با آن، مظلومی را یاری کردی یا به فریاد غمگینی رسیدی؟». 5بدین ترتیب روشن می شود که رسول اکرم(ص) نسبت به برخورداری از آبرو و شأن اجتماعی، حساب ویژه ای باز کرده و برای افرادی که دارای چنین عطیه ای هستند، مسئولیت زیادی ترسیم نموده است۶٫
خدمت رسانی به صورت ناشناسپیامبر (ص) روزی با یکی از یاران خود در صحرای مدینه برای کاری می رفت که پیرزنی را بر سرچاهی مشاهده کرد. او می خواست از چاه آب بکشد و به خیمه اش ببرد، اما در کار خود ناتوان بود.آن حضرت(ص) نزدیک رفت و فرمود: ای مادر! آیا می خواهی برایت از چاه آب بکشم؟ آن بانوی سالخورده از پیشنهاد رسول خدا(ص) خوشحال شد. پیامبر(ص) بر سر چاه آمد و مشک را پر از آب کرد و تا خیمه آن پیرزن حمل نمود. شخصی که همراه پیامبر (ص) بود، هرچه اصرار کرد که مشک را از پیامبر (ص) بگیرد، آن حضرت قبول نکرد و فرمود: من به تحمل مشقت و زحمات امت خود سزاوارترم!بعد از این که پیامبر(ص) خداحافظی کرد و به راه افتاد، پیرزن به فرزندانش گفت: مشک را از بیرون خیمه به داخل بیاورید! آنها با تعجب پرسیدند: ای مادر! این مشک سنگین را چگونه به خیمه آوردی؟ او پاسخ داد: جوانمردی زیبا روی و خوش سخن با کمال مهربانی آن را به این جا آورد.آن ها وقتی رسول خدا(ص) را شناختند، به دنبالش دویدند و به دست و پای آن حضرت(ع) افتادند و عذرخواهی نمودند. پیامبر(ص) آنان را دعا کرد و با لطف و مهربانی خویش نوازش فرمود۷٫آری! سیره اخلاقی آن حضرت(ع) نشان می دهد که ایشان پیروان خود را به کارگشایی و برآوردن حاجت برادر مومن تشویق و ترغیب می فرمود. آن حضرت(ع) می فرماید: «من قضی لاخیه المومن حاجه کان کمن عبدالله دهرا ً»8. «هرکس یک حاجت برادر خود را برآورد، چنان است که در همه روزگار خدا را عبادت کرده است».
احوال پرسی و عیادتتمام افراد جامعه به نوعی از لطف و بزرگواری پیامبراعظم(ص) برخوردار بودند و در این میان تکریم حضرت(ع) نسبت به یاران نزدیکش از همه چشم گیرتر بود. سیره کریمانه ایشان دربرخورد با اصحاب، باعث ایجاد ارتباط عاشقانه و وحدت فکری و اجتماعی می شد؛ به طوری که همه خود را وابسته به این کانون عشق و ایثار می دیدند و هیچ گاه پیامبر (ص) را از خود جدا نمی دانستند.«انس بن مالک» می گوید:هرگاه رسول خدا(ص) یکی از اصحاب را سه روز نمی دید، درباره او سؤال می کرد؛ اگر آن فرد در شهر نبود، برایش دعای خیر می کرد؛ اگر حضور داشت، به دیدن او می رفت و اگر مریض بود از او عیادت می کرد۹در روایتی از پیامبر اکرم«ص» نقل شده است که حضرت«ص» فرمودند: « از حقوق هر مسلمان بر مسلمان دیگر این است که هرگاه با او دیدار کند، بر او سلام کند و هرگاه مریض شود، از او عیادت نماید و هرگاه از دنیا رفت، در تشییع جنازه اش شرکت نماید.» 10
نیکی به همسایهحفظ حرمت همسایه و توجه داشتن به ارزش های انسانی، از وظایف اخلاقی مسلمانان است.پیامبر اکرم«ص» در این زمینه سفارش نموده است: «اگر خواستار آن هستید که خداوند و فرستاده اش شما را دوست داشته باشند، با همسایگان خود به نیکی رفتار کنید و به آنان خدمت نمایید.» 11همچنین فرمود: «کسی که خود را سیر کند ولی همسایه اش در گرسنگی به سر برد به من ایمان نیاورده است.» 12ابوذر غفاری می گوید: پیامبر به من سفارش کرد که هرگاه غذا تهیه می کنی، مقدار آن را چنان زیاد کن که بتوانی مقداری از آن را به همسایه خود بدهی. ۱۳بنابراین یکی از وظایف دینی در برابر همسایگان، رسیدگی به مشکلات و ادای حاجات آنهاست که اگر بدون ریا و ظاهرسازی به قصد قربت انجام شود، موفقیت های دنیوی و اخروی را به دنبال خواهد داشت.
انفاق و ایثاریکی از اموری که در زندگی درخشان پیامبر«ص» می درخشد و در کنار برنامه های نخستین ایشان قرار دارد، انفاق با مال است. انفاق و ایثار آن بزرگوار به فقرا و مستمندان به اندازه ای بود که هیچ کس را از نزد خود مأیوس و ناامید رد نمی کرد.روزی مرد فقیری نزد آن حضرت«ص» آمد و درخواست کمک مالی کرد. نزد پیامبر«ص» چیزی نبود بنابراین به فقیر فرمود: مشکل تو، به خواست خداوند حل خواهد شد. آن مرد به حضرت «ص» عرض کرد: پیراهنی را که پوشیده ای به من بده.نبی مکرم «ص» پیراهنش را از تن بیرون آورد و به او بخشید در نتیجه در تنگنا قرار گرفت و از خانه بیرون نیامد؛ بنابراین خداوند این آیه را بر پیامبر«ص» نازل کرد: «هرگز دست خود را بر گردنت زنجیر مکن (ترک انفاق ننما) و بیش از حد دستت را باز مکن که در این صورت مورد سرزنش قرار می گیری و از کار فرو می مانی.» 14¤ پی نوشت ها درسرویس معارف موجودمی باشدمنبع: مکتب اسلام، شماره ۵ سال ۴۶و روزنامه کیهان

















هیچ نظری وجود ندارد