خشونت عليه زنان
پديده خشونت عليه زنان در اينجا مي خواهم درباره خشونت عليه زنان برايتان بنويسم كه به طور معمول در هر جامعه اي به چشم مي خورد و من به عنوان يك فاجعه در خانواده به آن نگاه مي كنم. اين مطالب را بخوانيد:1-خشونت عليه زنان به شكل هاي مختلفي روي داده و مي دهد كه تاريخ بشريت مشحون و مملو از انواع و اقسام آنهاست.2-در دوران بدويت، زن به عنوان يك انسان مصرف كننده تلقي مي گرديد، لذا تنها كاربرد وي اطفاء غريزي غريزه جنسي و انجام كارهاي خانه بود.3-در دوران جاهليت، عرب ها از داشتن فرزند دختر ننگ و عار داشتند و آنها را زنده به گور مي كردند.4-در آمريكاي متجدد از زن به عنوان ابزار بازار يابي استفاده مي شد يعني اگر اين قشر مصرف كننده و تبليغ كننده نبود، توليد انبوه كالاهاي مصرفي و تجملي با بن بست مصرف (انسداد)روبرو مي گرديد.5-در كشورهاي زرد پوست، زن ها كم و بيش در خدمت مردان هستند و شايد به همين دليل است كه مردهاي ساير كشورها از زن هاي نژاد زرد خيلي تعريف مي كنند!6-در كشورهاي فقير، بيشترين استثمار از زن و بچه ها به عمل مي آيد زيرا آنها بايد كارهاي داخل خانه و خارج از خانه را مرتب انجام دهند.7-و اما در ايران خودمان، با توجه به اقشار مختلف و اقوام متفاوت، تنوع رفتاري بسياري را شاهد بوده و هستيم.از تخت و تاج سلطنت گرفته تا بخت و باج مسكنت و اين همه بستگي به چندين و چند عامل دارد كه از آن جمله اند:الف)افزايش بي رويه جمعيت خانوارب)وجود فاصله هاي طبقاتي بين همسرانج)ادامه مرد سالاري هاي ملي، مذهبيد)شبيخون فرهنگ غربي و عربيدر ادامه به بعضي از خشونت هاي متداول عليه زنان اشاره مي شود:الف)خشونت مردان عليه زنان1-نگاه تحقير آميز مردان به زنان، به طور مثال دادن نقش هاي بسيار سخيف و زبون به زنان در فيلم ها و تئاترها به ويژه در صدا و سيما2-توهين به خانم ها در هنگام رانندگي محتاطانه آنها به ويژه پشت چراغ قرمز3-ربودن دختران و زنان توسط پسران و مردان و تجاوز و شكنجه آنان4-واگذار نكردن نقش ها و سمت هاي شايسته در مديريت به زناني كه صلاحيت آن را دارند.ب)خشونت مردان عليه همسرانشان1-برخوردهاي آمرانه، مرد سالارانه و توقعات نابخردانه2-توهين و آزار جنسي از قبيل فحاشي، ضرب و شتم3-توقع تحمل ناملايمات رفتاري مرد به ويژه انتظار تمكين ناممكن هاي جنسي4-بيمار سازي زن ها با انتقال ويروس هاي كشنده به دليل هرزگي هاي مردانه
زنان انسدادگر در مراجعات متعددي كه توسط خانواده ها داشته ايم به مواردي برخورد كرده ايم كه ناهنجاري هايي ناشي از انسداد زن خانواده فراهم شده است. در توضيح مي توان به خانمي اشاره كرد كه به هنگام ازدواج بسيار آزادانديش، تمكن پذير، بلند نظر و همدم همسرش بوده ولي حالا بعد از دو، سه بچه با دو تغيير، بالا رفتن سن و بهتر شدن وضعيت معيشت، آنچنان مضيقه اي در زندگي خود، همسر، فرزندان و حتي بستگان فراهم كرده كه راهي براي حيات معقول باقي نمانده است.به دليل تكراري و زياد بودن چنين مواردي، سعي كرده ايم متشابهات اين گونه رفتارها را ذكر كرده و راه حل هاي خروج از اين بن بست كه در آنها توفيقاتي بوده است را بيان كنيم.البته بايد اعتراف كرد كه علي رغم متشابهات بسيار، باز هم هيچ دو موردي شبيه هم نيست و هيچ راه حل و واحدي هم وجود ندارد. از همه مهمتر براي رفع چنين اشكالاتي، حتماً بايد به مشاور صاحبدلي مراجعه شود، زيرا به قول معروف:
آنچه يك ديدن كند ابزار آنسال ها بايد كه تا گردد بيان
يا با اندكي تساهل و تسامح، شعر مختصر ذيل، در اين زمينه گوياتر از هر سخني تقديم مي شود:
محمد ديدن و موسي شنيدنشنيدن كي بود مانند ديدن
به عبارت ديگر موسي كليم ا… بود كه با خدا تكلم مي كرد منتهي به واسطه درخت سينا و آتش طور و محمد حبيب ا… بود و خدا را با چشم باطن مي ديد. همان گونه كه گويا از علي(ع)پرسيده شده است كه آيا خدا را ديده اي كه عبادتش مي كني؟ و حضرت در جواب فرموده است:«من خداي نديده را عبادت نمي كنم».حضرت در بيان ديگري در مورد رويت خدا چنين مي فرمايد:«من خدا را فسخ در اراده هاي (مطمئن)مي شناسم»، يعني:
هر آنچه دلم خواست نه آن شدهر آنچه خدا خواست همان شد
و اما سندرم ها 1-سابقه روستايي، شهرستاني و خلاصه بسته بودن محيط اعاشه خانه پدري.2-سابقه محافظ كاري كارمندانه يا كم و بيش مقتصدانه و احتمالاً تنگ نظرانه وراثتي.3-مشابهات رفتاري خواهر خانم با همسرهاي خودشان (علي رغم تفاوت هاي طرفين).4-تحول مادي و اقتصادي يا مالي و اداري يا موقعيتي و مقام همسر، به طور غير مترقبه.5-عدم كار روي خود (خودسازي) و ترديد و تصميم گيري ها و پيگير نبودن كارهاي آغاز شده.6-مانع تراشي براي كمك همسر به خانواده هاي وابسته، حتي خانواده خود خانم.7-چشم و هم چشمي حتي با دختران خود (به ويژه با دختر اول كه به او نزديك تر است).8-وابستگي فاميلي، قومي و قبيله اي در حد چسبندگي به دليل داشتن كساني جهت به رخ كشيدن ها.9-داشتن دست بگير، ولي نه دست بده، حتي به همسر و از همسرش.10-تحقير، توهين و تنبلي اخلاقي، روحاني و جسماني (با وجود تمكين جنسي فعال).منبع:نشريه روشنان، شماره12
















هیچ نظری وجود ندارد