بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از حمد خدا و صلوات بر پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) فرمودند:«واما بعد،ای اهل کوفه ! ای گروه مکاره و بی وفا ! آیا برای ما می گریید ، اشکتان خشک نشود و ناله هایتان تمام نگردد.این کار شما مانند آن زنی است نخ های تابیده را بعد از پیچ دادن از هم باز می کرد. با قسم هایی که دربین تان وجود دارد زندگی می کنید.شما جز سخن بیهوده و سینه هایی از کینه و ظاهری متملّق و دشمنانی سخن چین ، چه ویژگی های دیگری دارید؟شما مثل یبزهی جوانه در میان زباله ها یا مانند نقره های پراکنده اطراف قبور هستید.آگاه باشید که بد توشه ای برای آخرتتان فرستادید ؛ که غضب الهی شامل حالتان شده و در عذاب او جاودان خواهید ماند.آیا گریه می کنید و نوحه سر می دهید؟ آری!به خدا قسم ، باید که بسیار گریه کنید و کمتر بخندید ، زیرا ننگی گریبان گیرتان شده است که رهایی از آن ندارید.گونه خواهید خون پسر خاتم انبیاء(ص)و معدن رسالت ، سید و آقای جوانان اهل بهشت ، و پناه نیکان و مناره ی حجت و محور قوانین تان را پاک کنید؟!وای بر شما ای اهل کوفه ! آیا می دانید که جگر گوشه ی رسول خدا(ص)را پاره پاره کردید و چه پرده ای از او دریدید ؟آیا می دانید که چه خونی از او ریختید و چه حرمتی از او حتک کردید؟این جنایت شما آنچنان شرم آور و سخت است که زمین را گرفته و آسمان گنجایش آن را ندارد.آیا تعجب می کنید که از آسمان خون ببارد؟همانا عذاب آخرت ننگین تر است در حالی که کسی به فریاد شما نمی رسد.از این مهلت باقی مانده استفاده نکنید ؛ زیرا خدا برای عذاب شما به شتاب نمی افتد و خدا انتقام خود را خواهد گرفت که همانا پروردگارتان در کمین گاه است.
در مجلس ابن زیادبسم الله الرحمن الرحیمابن زیاد در قصر نشسته بود و به همه اجازه ی ورود داد ، سر مقدس امام حسین(ع) را آوردند و در مقابل ابن زیاد نهادند ، بانوان و دختران حرم حسینی را نیز وارد مجلس کردند.حضرت زینب(س) دختر امام علی(ع) با هیبت و بزرگیخاصی در گوشه ای نشسته بود ، ابن زیاد پرسید :این زن کیست؟جواب دادند:زینب،دختر علی(ع) است.ابن زیاد رو به آن حضرت(س) کرد و گفت: خدا را شکر که شما را رسوا کرد و دروغ هایتان را بر ملا کرد.حضرت زینب(س) فرمودند:« فاسق،رسوا می شود و فاجر دروغگو است،که ما نیستیم.»ابن زیاد گفت: کار خدا را در مورد برادر و خاندانت چگونه دیدی؟حضرت زینب(س) فرمودند:« جز زیبایی چیز دیگری ندیدم،{ما رأیت الا جمیلا} اینان کسانی بودند که خداوند شهادت را در نامه ی عملشان نوشته بود که به سوی محل ابدی خودشتافتند و در آینده ای نه چندان دور،خداوندمیان تو و آنان را جمع خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه می کنند ، در آن روز می فهمی که پیروز واقعی چه کسی است؟!مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه!»ابن زیاد به خشم آمد و قصد کشتن حضرت زینب(س) راداشت که عمربن سعد گفت:او زن است و کسی زن را به خاطر گفتارش مؤاخذه و کیفر نمی کند.ابن زیاد به حضرت زینب(س) گفت:خداوند دلم را با کشتن حسین و اهل بیت تو که سرکش و عصیانگر بودند،شفا داد.حضرت زینب(س) فرمودند:« به جانم قسم! که تو بزرگ مرا کشتی و شاخه های مرا قطع و ریشه ی مرا خشکاندی اگر تو با این چیزها شفا می یابی،یاشد.»ابن زیاد گفت:چه موزون سخن می گوید،به جانم قسم! پدرش هم مردی شاعر و این چنین بود.حضرت زینب(س) فرمودند:« ابن زیاد! زن را سجع و قافیه چه کار است؟» خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس یزید
خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس یزید
«فقامت زینب بنت علی ـ علیه السّلام ـ و قالت: الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله اجمعین. صدق الله کذلک یقول: «ثم کان عاقبه الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (1).اظننت یا یزید ـ حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاماء ـ ان بناء علی الله هواناً و بک علیه کرامه!! و ان ربک لعظیم خطرک عنده!! فشمغت بانفک و نظرت فی عطفک، جذلا مسرورا، حین رایت الدنیا لک مستوسقه، و الامور متسقه و حین صفالک ملکنا سلطاننا، فمهلا مهلا، انیست قول الله عزوجل: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین» (2).امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟!قد هتکت ستورهُنّ، و ابدیت وجوهَهُنَّ، تحدوبهن الاعداء من بلد الی بلد، و یستشرفهن اهل المنازل و المناهل، و یتصفح وجوههن القریب و البعید، و الدنی و الشریف، لیس معهن من رجالهن ولی، و لا من هماتهن حمی، و کیف ترتجی مراقبه من لفظ فوه اکباد الاذکیاء، و نبت لحمد بدماء الشهداء؟! و کیف یستظل فی ظللنا اهل البیت من نظر الینا بالشنف و الشنآن و الإحن و الاضغان؟! ثم تقول غیر متاثم و لامستعظم: فاهلوا استهلوا فرحا. ثم قالوا: یا یزید لا تشل.منتحیاً علی ثنایا ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید شباب اهل الجنه تنکتها بمخصرتک. و کیف لا تقول ذلک، و قد نکات القرحه، و استاصلت الشافه ، باداقتک دماء ذریه محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و نجوم الارض من آل عبدالمطلب؟! و تهتفُّ باشیاخک ، زعمت انک تنادیهم! فلترون و شیکاً موردهم ، و لتودن انک شللت و بکمت و لم تکن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت. اللهم خذ بحقناه و انتقم ممن ظلمنا ، و احلل غضبک بمن سفک دماءنا و قتل حماتنا.فوالله مافریت الاجلدک و لا حززت الا لحمک، و لتردن علی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بما تحملت من سفک دماء ذریته و انتهکت من حرمته فی عترته و لحمته و حیث یجمع الله شملهم ویلم شعشهم و یاخذ بحقهم « و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» (3) و حسبک بالله حاکماً، و بمحمد خصیماً و بجبرئیل ظهیرا ً، وسیعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمین،« بئس للظالمین بدلا و ایکم شر مکاناً و اضغف جنداً».و لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک ، انی لاستصغر و قدرک ، و استعظم تقریعک و اسثتکثر توبیخک ، لکن العیون عبری ، و الصدور حری . الا فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء ، فهذه الایدی تنصح من دمائنا ، و الافواه تتحلب من لحومن ، و تلک الجثث الطواهر الزواکی تتاهبها العواسل و تعفوها امهات الفواعل، و لئن اتخذتنا مغنماً لبقدنا و شیکا مغرما ، حین لا تجد الا ما قدمت یداک،« و ماربک بظلام للعبید» (4) فالی الله المشتکی . و علیه المعول فکذکیدک، واسع سعیک ، و ناصب جهدک فوالله لا تمعون ذکرنا، و لا تمیت وحینا ، و لا تددک امرنا، و لا ترحض عنک عارها ، و هل رایک الافندا و ایامک الاعددا، و جمعک الا بددا،« یوم ینادی المناد، الا لعنه الله علی الظالمین»(5) فالحمد لله الذی ختم لاولنا بالسعاده و المغفره ، و الاخرنا بالشهاده و الرحمه. و نسال اللدان یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید، و یحسن علینا الخلافه، انه رحیم و دود. و حسبنا الله و نعم الوکیل
پس زینب (س) دخت گرامی امیرالمؤمنین (ع) بپا ایستاد وفرمود :خداوند به راستی سخن گفته،که فرمود:« سرانجام کارکسانی که مرتکب کارهای زشت و گناه شدند،به آنجا رسید که آیات الهی را تکذیب کرده و مسخره نمودند(۱).»ای یزید! آیا تو گمان می کنی که اگر زمین و آسمان را بر ما تنگ بگیری و ما را مثل کنیزان اسیر کنی،ما را نزد خدا خوار کرده ای ئ برای تو کرامتی است و ایننشان دهنده ی عظمت تو در نزد خداوند است؟و به این خاطر مغرور شده ای و دنیا را به کام خود می بینی؟درحالی که این منصب حق ماست؟!پس آرام باش و صبر کن! آیا گفته ی خدای تعالی را فراموش کرده ای که :« آنان که راه کفر را در پیش گرفتند،گمان نبرند مهلتی که به ایشان داده ایم،به نفع و سود آن هاست،این مهلت فقط به منظور آن است که بار گناهشان سنگین تر و بیشتر شود و عذابی دردناک برای آنها مهیا کرده ایم(۲).»ای فرزند آزاد شدگان ] یابن الطلقاء [! تو بانوان و کنیزانت را در پس پرده قرار داده ای ،در حالی که دختران رسول خدا(ص) در مقابل همگان قرار دادند.حرمت ایشان هتک شده و با صورت های باز،آن ها را شهر به شهر چرخاندند و هر کس و ناکسی آن ها را دید و کسی از آن ها حمایت نکرد.چه انتظاری می توان از کسی داشت که می خواست چگر پاکان را بخورد و وقتی که نتوانست آن را از دهان بیرون انداخت،آن کسی که گوشتش از خون شهیدان روییدهشده و با چشم کینه و دشمنی و اهانت به اهل بیت نگاه می کند؟!مگر او می تواند دشمنی اش را ظاهر نکند؟!و بعد از این همه جنایات بدون آنکه بفهمی چه کرده ای، می گویی:ای کاش درگذشتگانم مرا در این حال می دیدند،و با خوشحالی به ما می گفتند: دست تو درد نکند ای یزید!تو با بی حرمتی تمام به دندان های اباعبدالله آقایجوانان بهشت می زنی،پس چگونه این چنین نخوانی؟خون اولاد پیامبر(ص) و ستارگان زمین از خاندان عبدالمطلب را می ریزی و به گمان باطل خود اجدادت را صدا می زنی،تو به زودی به آنان ملحق خواهی شد وآرزومی کنی که ای کاش دستانم فلج بود و زبانم لال می شد و این حرف ها را نمی زدم و این جنایت را انجام نمی دادم.خدایا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و انتقام ما را از ستمگران بکش و بر کسانی که خون های ما و یاران ما را ریختند،غضب کن.به خدا قسم! تو با این جنایت،پوست خود را جدا و گوشتت را بریدی و قطعاً با گناهی که بر اثر ریختن خوناولاد رسول(ص) و از بین بردن حرمت خداوند و نزدیکانش، به گردن داری،با پیامبر رو به رو خواهی شد؛زمانی که خداوند مخلوقاتش را جمع کند و همگان را احضار می نماید،حق این خاندان را از تو خواهد گرفت« گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته شده اند،مرده اند،بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند(۳).»همین کافی است که خداوند در آن روز،حاکم و محمد(ص) دشمن تو جبرئیل حمایت کننده ی پیامبر(ص) باشد و به زودی آنان که تو را گمراه کردند و بر این جایگاه قرار دادند و بر مسلمین حاکم نمودند،« می فهمند که برای ظالمین چه عوض بدی در راه است و کدام یک جایگاهش پر عذاب و سپاهش ضعیف تر است».اگر چه من به خاطر چرخش روزگار،با تو هم سخن شده ام ، بدان که ارزش تو ناچیز و سرزنش تو بسیار زیاد و مورد توبیخ بسیاری .اشک چشم فرصت نمی دهد و سینه ام در حال سوختن است.جای بسی شگفتی است که نجیب زادگان حزب خدا توسط حزب شیطان که بردگانی آزاد شده هستند به قتل می رسند.این دست ها به خون ما آغشته و دهان ها از گوشت ما پر شده و این بدن های پاک و پاکیزه به وسیله ی گرگ های درنده و کفتار ها به خون کشیده شدند.و اگر اسارت ما را برای خود غنیمت می دانی ، به زودی می فهمی که ما به زیان تو بوده ایم و آن درزمانی است که :« چیزی غیر آنچه را فرستاده ای نخواهی دید و خداوند هرگز بر بندگان خود ستم نمی کند(۴).»به خدا شکایت کرده و بر او توکل می کنم ، تو همه ی فریب،تلاش و کوشش خود را به کار گیر.به خدا قسم! تو نمی توانی نام ما را از یاد ببری و نور وحی ما را نابود کنی و از بین رفتن ما را نخواهی دید و هرگز نمی توانی این ننگی را که به وجود آورده ای از بین ببری .آیا نمی بینی که به مقصودت نرسیده ای و روزگارت رو به افول و گروهت از هم پاشیده می شود.روزی خواهد آمد که منادی فریاد بر آورد:« آگاه باشید که لعنت خداوند بر ظالمین است(۵).»پس حمد و سپاس مخصوص خدایی است،که ابتدای زندگی ما را به سعادت و مغفرت آغاز؛و پایان آن را به شهادت و رحمت ختم نمود ،از خدا می خواهم که ثواب شهیدان را هر چه کامل تر عطا فرماید و موحبات زیادت آن را فراهم آورد و ما را جانشینان نیکی برای آن ها قرار دهد ؛ که او بسیار مهربان و با محبت است،خدا ما را کفایت می کند و خوب وکیلی است.
بر گرفته از : لهوف،ترجمه ی محمد لک علی آبادی_________________________________پاورقی۱.سوره ی روم، آیه ی۱۰۲.سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۷۸۳.سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۶۹۴.سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۸۲ و انفال، آیه ی ۵۱۵.سوره ی اعراف، آیه ی ۴۴















هیچ نظری وجود ندارد