خلافت مهتدي و برخورد او با امام حسن عسکري×
مهتدي نيز به زعم زهد نمايي و بر پا کردن «قبهًْ المظالم» به منظور مبارزه با بيدادگري و گسترش عدالت، از پيشگامان بيدادگري و اجحاف نسبت به خاندان رسول خدا| بود. بزرگترين ستم وي، غصب مقام خلافت و ايجاد تنگنا و محدوديت براي خليفه واقعي رسول خدا| بود.
در شرايطي که اصل نظام و تشکيلات رهبري آن، منحرف از اسلام، بلکه در ضديت با آن است، بر پا کردن «قبهًْ المظالم» و رسيدگي به کار چند ستمديدهاي که بيشتر از سوي خود دولتمردان مورد ستم واقع ميشوند، چه نقشي در اصلاح امور و بازگرداندن جامعه به دوران رسول خدا| ميتواند داشته باشد؟ به علاوه، اين کارهاي اصلاحي با اين انگيزه انجام ميشد که خليفه دوست داشت در ميان خلفاي عباسي، همچون «عمر بن عبدالعزيز» در بين خلفاي اموي باشد. انگيزهي او از اين کار اين نبود که وي بر خلاف ساير خلفاي بني عباس خواهان اجراي دقيق احکام و دستورات اسلامي و عدالت اجتماعي باشد.([1]) بلکه مهتدي هم از جمله خلفايي بود که نه عدالت اجتماعي را برقرار کرد و نه خود را از عباسيان و روش خلفاي عباسي جدا ميدانست، بلکه همان مسيري را انتخاب کرد که خلفاي ديگر نيز در آن مسير حرکت کرده بودند. مهتدي به اين مقدار ستم نسبت به جانشينان به حق رسول خدا| بسنده نکرد، بلکه براي تثبيت و تحکيم حکومت غاصبانه خود، امام حسن عسکري× را به زندان افکند.
محمد بن اسماعيل علوي ميگويد: امام حسن عسکري× به علي بن اوتامش (يکي از سران ترک که نسبت به خاندان پيامبر| دشمني و کينه زيادي داشت و بر فرزندان ابوطالب [فرزندان حضرت علي×] بسيار سخت ميگرفت) سپرده شد تا او را به زندان بيفکند. يک روز بيشتر از اقامت امام × نزد وي نگذشت که در مقابل عظمت آن حضرت سر فرود آورد و آنچنان مبهوت عظمتش شده بود که همواره در برابرش سر به زير بود و چون از آن حضرت جدا شد، از بهترين و بصيرترين افراد نسبت به آن حضرت گرديد.([2])
بر اساس نقلي ديگر، زماني که امام× در زندان «صالح بن وصيف» بود، عباسيان از رئيس زندان خواستند که بر آن حضرت سخت بگيرد. ولي وي به ناتواني و درماندگي خود در برخورد با آن حضرت اعتراف کرد و با ناراحتي گفت: من با او چگونه برخورد کنم؟ دو نفر از شرورترين افراد به نامهاي «علي بن بارمش» و «اقتامش» را بر او گماردم، ولي آنان در عبادت و نماز به مقام والا رسيدند، چندان که بر آستانش سر ميسايند.([3])
در اين دو روايت گرچه از خليفهاي که فرمان زنداني شدن امام× را داده نام برده نشده است، ولي احتمال قوي ميرود که مهتدي باشد، زيرا «صالح بن وصيف» گردانندة دستگاه خلافت وي بود.([4]) علاوه بر آنکه وي پيش از روي کار آمدن معتمد، به دست نيروهاي «موسي بن بغا» کشته شد.([5])
[1]. الفخری، ص246.
[2]. الارشاد، شیخ مفید، ص342.
[3]. مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص429؛ ارشاد، ص344.
[4]. مروج الذهب، مسعودی، ج 4، ص97.
[5]. مروج الذهب، مسعودی، ج 4، ص98.
















هیچ نظری وجود ندارد