حجت های الهی بر ضد دجّالپروردگار هستی، برای اتمام حجت بر مردم جهان رسولانی را برمیانگیزاند تا در هر زمان و مکان، کذب و دروغگویی دجّال را در ادعای خداییاش بر ملا سازند و مردم را از فساد و فتنهانگیزی او انذار دهند. رسولان برانگیخته شده برای تکذیب دجّال عبارتند از:۱- حضرت یَسَع، پیامبرالهی که همه جا به دنبال دجّال میرود و مردم را از او برحذر میدارد و میگوید: « این فرد، مسیح دروغگوست از او دوری کنید لعنت خدا بر او باد»2- رسول ویژه الهی برای رسوا سازی دجّال که نذیر نامیده میشود، با سفر به تمام نقاط جهان همگان را به ظهور دجّال و فتنهگری و فسادانگیزی او خبر میدهد. همانا اوست که خبر خروج دجّال و لشگریان او را به سپاه مهدی(عج) در بیتالمقدس میرساند. آنان به نذیرالهی اعلام میدارند که به طور کامل برای جهاد و قتال با لشگریان دجّال آمادهاند و از او میخواهند که نزد آنان بماند. او رسالت خویش را آگاهسازی مردم جهان از فتنهی دجّال معرفی مینماید و از نزد ایشان باز میگردد. به هنگام بازگشت از بیتالمقدس، نیروهای دجّال نذیر را شناسایی و دستگیر میکنند و به نزد دجّال میبرند. دجّال میگوید: «این مرد میپندارد که من از غلبهی بر او ناتوانم. اینک او را با بدترین و دردناکترین نوع مرگ به قتل برسانید!» پس از صدور این فرمان، جلادان دجّال نذیر را با ارّه قطعه قطعه می کنند. آنگاه دجّال رو به لشگریان و پیروان خود میکند و میگوید: « اینک اگر او را زنده سازم آیا یقین مییابید که من پروردگار شمایم؟» آنان میگویند: «ما باور داریم که تو پروردگار مایی و دوست میداریم بر یقین ما افزوده گردد». نذیر با اشارهی دجّال، اما به اذن و رخصت الهی از جا بر میخیزد در حالی که خداوند چنین رخصتی را به دجّال برای زنده ساختن احدی دیگر نمیدهد. در آن هنگام دجّال خطاب به نذیر میگوید: «آیا من نبودم که تو را میراندم و زنده ساختم؟ نیک دریافتی که من پروردگار توام!» او میگوید: « اینک یقینم به پروردگار یکتای خویش افزون گشت. من همانم که رسولخدا مرا بشارت داد که به دست تو به قتل میرسم و آنگاه به اذن و رخصت خداوند زنده میشوم. خداوند احدی دیگر را به جزء من برای تو زنده نخواهد کرد». پس از آن خداوند پوششی کامل و نامرئی از سُرب برای نذیر قرار میدهد. به گونهای که شمشیر و خنجر و سنگ و هیچ سلاحی از لشگریان دجّال بر او اثر نمیکند و هیچ آسیبی به او نمیرساند.دجّال دستور میدهد که او را در آتش بیفکنید. او را به دستور وی در کوهی از آتش گداخته میافکنند اما خداوند کوه آتش را برای او به بهشتی خرم و سرسبز تبدیل میگرداند. واین جاست که مردم در صداقت و حقانیت دجّال تردید پیدا می کنند.فصل پنجم : تک چشم جادویی دجّالدجّال آخرالزمان و ساحرهی قرن بیست و یک، با تک چشم جادوییاش، همه را سحر میکند. جام جهاننمایی که هرثانیه، با هزار رنگ و طرح و صدا، سر آدمی را گرم میکند. بچهها، با صدای او از خواب بیدار میشوند و پای حرفهایش میخوابند. مادرها، موقع دیدن فیلم محبوبشان، دیگر حوصلهی بچه و سرو صدایش را ندارند. مردها با فوتبالهایش، قرار از کف میدهند و هیچ کسی را نمی شناسند. تلویزیون تیشهای شده بر درخت رابطهی آنها. تیشهای نامرئی که ریشههای درخت رابطه و عاطفه را یکییکی قطع میکند. شاید آن دجّال وعده داده شدهی آخرالزمان را که یک چشم دارد و موهای بسیار و از هر مو آهنگهایی تولید میکند، بتوان از باب «کلّم الناس علی قدر عقولهم» بر همین رسانههای کنونی تطبیق داد که ابزار گسترش بندگان شیطان شدهاند و مردمان را از آسمان دور میسازند و به انواع لذایذ دنیوی جذب میکنند.
نسل رسانهنسل جدید، ارتباط تنگاتنگی را با رسانههای جدید دارد که حجم استفاده از اینترنت، رایانه، سیدی و دیویدیها، فیلمها، گیمنت، بازیهای رایانهای، موبایل وحتی ماهوارهها دلیلی براین مدعاست تا جایی که امروز معضلی به نام تلفن همراه در بسیاری از مدارس ابتدایی و راهنمایی نیز به چشم میخورد. رسانههای جدید از آن جا که عامل غفلتزایی و سرگرمیاند، به گونهای شگفتانگیز از طرح مسائل جدی، ایجاد سوالات اساسی و روحیهی تلاش و جستجو، در ذهن نوجوانان و جوانانی که در این سن دچار تغییرات طبیعی روحی و روانی وشکلگیری شخصیتی هستند، جلوگیری میکنند و فضایی سرشار از آلودگی و تنهایی و احساسات درونی و تحریکات جنسی را جایگزین آنها میکنند و این چنین است که نسل رسانهها را پر آسیب و بحرانزا می بینیم.در عصر پرترافیک تکنولوژی و موجهای الکترونیکی، چه کسی صلاحیت بیشتری برای تربیت و رشد فرزندان ما دارد، اعضای با مهر و محبت خانواده با مهرههای بیجان و رنگارنگ در چشم جادویی دجّال؟! ورود به چشم جادویی، کارت ورود نمیخواهد، هرچند نفر که باشید، آمادهی پذیرایی از شماست. فرقی هم نمیکند، کجایی باشید، شهری یا روستایی، شمالی یا جنوبی، ایرانی یا… چه بپوشید! بهایی که از شما می خواهد این است: « توجه و تمرکز به تشعشات و امواج چشم پرفروغ جادویی» فقط ببین و بشنو! هویت خود را فراموش کن و پیروی نما.
داعیهی خدایی دجّالاوج تکامل و باروری ارتباطات با ورود اینترنت و اتصال به شبکههای اطلاعاتی و همگرایی ماهوارهای و فیبر نوری محقق شد و در این میان، فناوری با نفی اختیار و ارادهی بشر بر او لگام میزند وبا فریب و نیرنگ، وی را خدا مینامد! فیلمها از طریق بازیابی ستاره (ظهور ستارههای سینمایی و ورزشی) رگ خواب تودهها را به دست گرفتند. حباب سرگردان فناوری، زمانی کرهی خاکی را در برگرفت که اطلاعات به کالایی ارزشمند تبدیل شد. انقلاب علمی ـ فنی در زمینهی فناوری اطلاعات و ارتباطات را «میکروچیپها»(18) به وجود آورند. به کارگیری میکروچیپها در ساختمان موبایل، انعطافپذیری چشمگیری را به دنبال داشت. تولید موبایلهایی که میتوانند به اینترنت و ماهواره وصل شوند، فاصلهها را بی معنی کرد. چرا که تمام دنیا را میشد در یک صفحهی کوچک مانیتوری جای داد.غافل از این که فناوری برتر به بهانهی کارآیی و اثربخشی بیشتر با راهاندازی سامانهای، کارمندانش را از طریق تلفنهای همراهشان ردیابی میکند. خدایان فناوری و سرمایه با استفاده از فناوری سنجش از راه دور و ماهوارهای، به بسیاری از اطلاعات اقتصادی و نظامی کشورهای دیگر دسترسی دارند و با استفاده از این اطلاعات گران قیمت، روابط اقتصادی و نظامی خود را با سایر کشورها تنظیم میکنند.احاطه بر فضا و راهپیمایی بر سطح کرهی ماه، ادعای مالکیت و ربوبیت را بار دیگر در او زنده کرد و فناوریای که حیات انتزاعیاش را مرهون انسان لجام گسیخته بود، به خدمتی بزرگ در خدمت بشر نائل آمد: «کهکشانها نیز خدایی به شایستگی انسان نخواهند داشت». امروزه ماهوارهها نیز به طور مستقیم یک سوم سطح زمین را زیر پوشش خود دارند. وجود پنج هزار ماهواره در فضای اطراف زمین(۱۹) ، سرویسهای مخابراتی و تلویزیونی بین قارهای را در تمام ساعتهای شبانه روز تأمین میکند. اکنون سرعت بی سابقهی اطلاعات، انسان را در خود غرق کرده است.
سجده بر پای محراب شیشه ایعصری را که ما درآن قرار داریم، میتوان عصر هویت رسانهای نام نهاد. انسان عصر ما مانند یک قایق کوچک و شکست خوردهای که در اقیانوس بزرگ رسانه گرفتار شده و امواج سهمگین آن این قایق را به این طرف و آن طرف میکشاند. هرآن موجی میآید و ضربهای شکننده به آن وارد میسازد و این روال ادامه دارد تا او را از صحنهی وجود محو کند و چیزی از آن باقی نماند. حال در چنین شرایطی که تمامی عوامل دست به دست هم دادهاند تا قایق هویت ما را نابود سازند، برما لازم است تا با بازگشت به«خود» دست به دامان خداوند متعال و جانشین او در روی زمین شویم و انسانیت خود را از هلاکت و غرق شدن در دریای پرتلاطم رسانه نجات دهیم.
رسانه ، ابزار تهاجم فرهنگیرسانه، جاده صاف کن فرهنگها به ویژه فرهنگ سلطه است که شکل دهنده و مدیر خیمه شببازی آن به شمار می آید. نظام سلطه، بیشترین مدد را از رسانه میگیرد. دیگر پیامها فقط از طریق گفتار و نوشتار به مخاطب منتقل نمیگردند که تصاویر، نمادها، علامتها و نشانههایند و مخاطب را به قول «پاولف» به پیامی شرطی میسازد یا به تعبیر ما پیامی را برای ما تداعی میکند.«زیگفرید کراکور» نویسنده آلمانی، واژهی بمباران تصاویر را برای سیاستهای نظام غرب و آمریکا به کار میبرد که آنان قبل از هرگونه احساس خطری، برای کسب منافع بیشتر، پیش از جنگ نظامی و فیزیکی، عالم را با تصاویر بمباران میکنند. نگاهی به فیلمها، بازیها و آثار دیگر، گسترهای از تخریبها و تحریفهای آخرالزمان، خشن و پادشاه وحشت نشان دادن مسلمانان و موعود الهی جهان اسلام را حکایت میکند.
بندگان رسانهامروزه کمتر انسانی را میتوان یافت که در روز چندین ساعت وقت خود صرف مطالعهی کتابها، مجلات، روزنامه ها و یا مشاهدهی تلویزیون، ماهواره و… نکند و دیده و شنیدهها و در نتیجه افکار و افعالش تحت تاثیر قول رسانه قرار نگیرد. اگر کسی به طور مستقیم هم با رسانهها ارتباط نداشته باشد، به سبب ضرورت تعاملات اجتماعی در روز با مردمانی سر و کار دارد که آنها تحت سلطهی مستقیم رسانه هستند. پس چه بخواهیم و چه نخواهیم تقریباً تمامی ما تحت تاثیر رسانه است که به زندگی فردی و اجتماعی ما جهت میدهد. از مد لباس و آرایش سر و صورت گرفته تا نحوهی نگرش به خدا و قیامت که همه و همه را ابر قدرت رسانه برای ما میسازد.
رسانه و بحران هویتانسانی که مخاطب فیلمها، رُمانها، مجلات و شبکههایی باشد که به دنبال ترویج خشونت، سکس و لاابالیگری، شیطانپرستی، انسانپرستی، زنپرستی و… هستند، به ناچار شخصیتی مانند آنان پیدا میکند. امروزه به دنبال شهوتپرستی است و فردا به دنبال شهوت شکم، یک روز به دنبال خوردن مشروبات الکلی است و روز دیگر به دنبال مصرف مواد مخدر، یک روز در مسجد است و روز دیگر….چنین انسانی توازن شخصیتی ندارد و هنر پیشهای است که در سکانسهای مختلف زندگی نقشهای متعدد ایفا میکند.در خانه یک نقش، در دانشگاه یک نقش و در مسجد و حسینیه نقش دیگری را اجرا میکند.اصول حاکم بر رسانهاصول حاکم بر رسانههای غربی در راستای رسیدن به اهداف شیطانی عبارتند از:۱- لذتپرستی و لذتجویی (آن چه که بنیان خانواده را در غرب ویران ساخته، لذتگرایی و تمتع است).۲- دنیاپرستی.۳- اُمانیسم و خودپرستی.۴- فیمینیسم و زنپرستی.۵- سودپرستی اقتصادی یا ثروتپرستی.۶- ترویج بیبند و باری، اباحهگری یا شهوتپرستی.فصل ششم : نیروهای دجّال مستقر بر بام دنیادجّالصفتان جهان در جنگ رسانهای و ناتوی فرهنگی، میکوشند تا با سیطرهی فرهنگی، اهداف و مقاصد شیطانی خویش را بر مردم جهان تحمیل کنند. ابزارهای مورد استفادهی دجّالیان در آخرالزمان عبارتند از:
۱- شبکه های ماهواره ای :در کل جهان دویست و سه ماهوارهی تلویزیونی فعال در یکصدو پنجاه و نه مدار قرار گرفتهاند که تنها در ایران امکان دیدن هشت هزار و ششصد شبکه تلویزیونی و یکهزار و سیصد و نه شبکه رادیویی را فراهم میآورند.این حجم جدای از سی و پنج میلیون سایت فعال اینترنتی ، بروزترین بازیهای کامپیوتری، رشد میلیونی استفاده از تلفن همراه، اساماس و بلوتوث، انتشار هزاران عنوان رمان، مجله و ژورنال در گرایشها و غالبهای متنوع و جذاب و صدها فعالیت تأثیرگذار رسانهای دنیا در داخل کشورمان بشمار میرود که شبانه روز سرزمین بکر حاصلخیز، فکر و ذهن جوانان را آماج بمباران نرم خود قرار میدهد. بمبارانی از فرکانسها و امواجی که همه روزه عوارض و تبعات آن را در گوشه و کنار شهرها با دو چشم میتوان به نظاره نشست. بمبارانی با نشانهگیری هویت و اصالت جوانان و گرفتن تلفات از موثرترین نیروهای پرتحرک، فعال و پویای انقلاب. شنیدن این نکته تأسفانگیز است ولی شنیدنی، اینکه رژیم اسرائیل تنها با داشتن بیست و دو صدم درصد جمعیت دنیا دارندهی دویست و چهارده شبکهی ماهوارهای بصورت شبانهروزی است. آمار ذیل فعالیت فراوان شبکههای ماهوارهای در کشورمان را نشان میدهد:*تعداد کل ماهوارههای مستقر در فضای ایران : شصت و هفت ماهوراه*تعداد کل شبکههای ماهوارهای (اعم از تلویزیونی، رادیویی و دیتا) قابل دریافت در ایران: بیش از سیزده هزار و دویست و یازده شبکه*تعداد کل شبکههای تلویزیونی ماهوارهای قابل دریافت در ایران : بیش از هشت هزار و پانصد و نود ویک شبکه*تعداد کل شبکههای فعال اسرائیل قابل دریافت در ایران : بیش از هفتاد و هفت شبکه*تعداد شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسی زبان قابل دریافت در ایران : بیش از سی و دو شبکه. (۲۰)از این سی و دو شبکه، چهار شبکه به عنوان تجزیه طلب و بیست شبکه به عنوان ضد فرهنگی و هشت شبکه فعالیتهای سیاسی برانداز دارند. از جمله آسیبهای فرهنگی ماهواره را میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:الف) هویت شکنی :آنچه تا کنون ما را در برابر تهدیدات و توطئهها مقاوم نگه داشته «هویت دینی» ماست و اکنون ماهوارهها این سرمایه بزرگ را هدف قرار دادهاند.ب) تغییر اخلاق :نمایش و ترویج وقاحت، بیعفتی، بهرهوری بیش از حد از تن، برهنگی مفرط، شهوتپرستی و زنپرستی از جمله سوغاتهای ماهواره محسوب میشوند. مبارزه با نمادهای مذهبی و دینی، بی اهمیت نشان دادن ارزشهای خانواده و روابط خانوادگی، ترویج مادیگرایی، غفلت زدایی و بی توجهی به عواطف و معنویات و بی ثباتی سیاسی از دیگر آسیبهای فرهنگی ماهواره به شمار میآید.
۲- اینترنتاینترنت، واقعیتی انکار ناپذیر است که مطالب مفید و ارزشمندی را در خود جای داده و در عین حال بسیاری از آنها با محتوای آلوده همراه است. امروزه وجود بیش از دویست و هشتاد میلیون صفحه حاوی میلیاردها عکس و تصویر مستهجن در کنار آغاز به کار روزانهی پانصد سایت پورنوگرافی (سکس)، اینترنت را به منبع فساد جهانی تبدیل کرده است. طبق بررسیها، افراد متصل به اینترنت دچار نوعی وابستگی روحی به این شبکهی جادویی میشوند. به همین سبب، اینترنت به یکی از وسایل مورد استفاده طراحان ناتوی فرهنگی برای تهاجم فرهنگی مبدّل شده است. به جرات میتوان گفت که در کشورمان اینترنت بعد از رسانه ملی، دومین رسانه مورد توجه جوانان بشمار میآید. در کشورمان بیش از پانزده میلیون صفحه به دنیای اینترنت گشوده شده است و اگر این رسانه کنترل نشود، راهی خطرناک به سوی ابتذال و گسترش فرهنگ غرب و ناتوی فرهنگی خواهد بود.ورای اینترنتپژوهشگران از کشف این نکته تعجب کردهاند که با مردم با دسترسی به «www»، احساس نا امیدی و انزوا میکنند و استفاده بیش از حد از اینترنت، کاهش ارتباط با اعضای خانواده و کم شدن گسترهی حضور اجتماعی آنها را در پی داشته است. آنها نتیجه میگیرند که حضور واقعی انسان برای دیگران از بین رفته است. کار اینترنت در مورد معنا آن است که زندگیمان را بدتر میکند. زندگی روی وب جذّابیت دارد. چون آسیبپذیری و تعهد را حذف میکند. امّا این نبود شور و شوق، معنا را از میان خواهد برد. باید دانست که ابزارها خنثی نیستند و اینترنت، تعهد شخص را در دنیای خانوادگی و اجتماعیاش کم میکند. این کاهش تعهد، به نوبه خود درک از واقیت و معنا را در زندگی شخص کاهش میدهد. در واقع گویا هر چه از اینترنت بیشتر استفاده کنیم، بیشتر به دنیای غیرواقعی، تنها و بیمعنای کسانی کشانده میشویم که میخواهند از دردسرهای دنیای واقعی بگریزند. گریزی نافرجام که ره به گورستانهای مجازی خواهد برد.
آسیب رسانی اینترنت به روابط خانوادگیاینترنت، اخلاق و منش و عملکردکاربران را متحول میکند. مشاهدهی تصاویر مغایر اخلاق عمومی، ایجاد عشق مجازی بین کاربران، آموزشهای مبتنی بر ایدئولوژی منفیگرایانه و یا افراطی و یا اساساً روبه رو شدن با اطلاعاتی که افکار را به هم میریزد، میتواند سطح خویشاوندی و روابط خانوادگی را متزلزل کند. امروزه اینترنت یک عالم مجازی برای مردم به حساب میآید. به سبب شرایط اقتصادی و همچنین فراغ بال بیشتر کاربران، امکان بهرهبرداری از اینترنت در ساعات پایانی شب فراهمتر و مناسبتر به نظر میرسد از این رو اینترنت، شب را که مایه آرامش همسران است، مایه اضطراب و بوجود آوردن فکرهای مزاحم میکند. اینترنت زمینههای مخرب «من» و «تو»ی همسران را افزایش میدهد و دنیای آنان را از یکدیگر جدا میسازد.دسترسی کودکان و نوجوانان به اینترنت و استفاده از تصاویر و اطلاعاتی که اغلب برای بزرگسالان مناسبتر است، باعث میشود نسلهای بعدی که از آن فرزندان بوجود میآیند، اهمیت زناشویی و استحکام خانواده را ناچیز و بیهوده ارزیابی کنند.اینترنت به مخزنی از اطلاعات خوب و بد، زشت و زیبا، اخلاقی و غیراخلاقی و… میماند اما آیا این گونه ارتباط آزاد به سود خانواده و نسلهای امروز است و آیا آنان با وجود این فناوری، با ارزشها همچنان معامله ارزشمندی میکنند یا نه؟، چندان روشن نیست. اینترنت میان خانوادهها چندگانگی فرهنگی بوجود میآورد.کارشناسان پیشبینی میکنند که«براساس روند موجود» تا چند سال آینده، اینترنت وسیلهای خواهد شد که تمامی مراکز و وسایلگذران اوقات فراغت را در خود جمع خواهد کرد.فصل هفتم : عالم مجازیوبلاگوبلاگ، یکی از همان موجودات ناشناخته مجازی است که دایره جذّابیتش روز به روز گسترش مییابد، تا آنجا که امروزه بیش از هفتاد و پنج هزار وبلاگ در هر دقیقه به روز میشود. سرعت رشد و فراگیر این پدیده به اندازهای است که برخی از صاحب نظران ارتباطات آن را به تبی تند تشبیه میکنند که سرانجام به عرق سرد مرگ خواهد نشست.وبلاگها امروزه به مهمترین منابع انتشار شایعات و اخبار بیاساس و همچنین اطلاعات بیارزش(به لحاظ خبری) تبدیل شدهاند که میتواند ذهن مخاطبان خویش را بمباران اطلاعاتی و جان آنان را منفعل و درمانده نماید. ارتباطات سیار، به دو میلیارد مشترک در سال۲۰۰۶ رسیده است. تعداد وبلاگها در سال ۲۰۰۶، بیست و شش میلیون بوده که در اکتبر همان سال به هفت میلیون و سیصد هزار وبلاگ رسیده است. در مجموع میتوان گفت که هر ششماه، فضای وب در جهان دو برابر میشود. هر وبلاگ در ایران یک رسانه است و هر رسانه سعی میکند یک پیام مشخص را از مبدأ به مقصد برساند. اینترنت دیگر از مرزهای شخصی روابط انسانها گذشته است.پیام کوتاهافزایش چشمگیر مشترکان تلفن همراه و آمار میلیونی ارسال پیام کوتاه(روزانه چهل و پنج میلیون پیام) توسط کاربران سبب تبدیل پیام کوتاه به نوعی رسانهی نوشتاری دیجتال شده است. این پیامهای میلیونی پیرامون چهار محور اصلی مناسبتها، طنز، عاشقانه و خیر اخلاقی قرار دارند. تمسخر و تضعیف شخصیتها و قومیتهای گوناگون و نسبت دادن اتهامهای ناروا و خلاف شأن به اقوام مختلف، اساس پیامکهای طنز را تشکیل میدهند. این روند در دراز مدت به تخریب شخصیتها و قومیتها انجامیده و نوعی تفرقهافکنی در میان اقوام فارس، لر، ترک، بلوچ و… که دارای مذهب و ملیت مشترک هستند، پدید میآورد. در حالی که از طریق ابزار پیام رسانی، میتوان جدیدترین اخبار جهان بویژه جهان اسلام، پیامهای دینی، نکات اخلاقی و… را به دیگران انتقال داد.
باربی ، آموزگار ابتذالرهبر معظم انقلاب در جملهای تأمل برانگیز میفرمایند: « اگر یک انقلاب تحت فشار اقتصادی، سیاسی و تبلیغی قرار گیرد، قابل ملامت نیست ولی اگر این انقلاب نتواند فرزندانش را تربیت کند، قابل ملامت و سرزنش است».شکست تدریجی مسلمانان با استفاده از اهرم زنان و دختران، تجربهی تلخ تاریخی در اندلس بود که به خارج شدن اسپانیا از جهان اسلام پس از هشتصد سال حاکمیت اسلام انجامید. برنامهریزان آمریکایی و اروپایی که به نقش بی دلیل زنان و دختران در ترویج فرهنگ برهنگی پی بردهاند عروسک باربی را برای رسیدن به اهداف خود طراحی کردند. عروسکی که برای لحظه لحظهی زندگی مردم برنامه دارد. لباسهای ظریف، خوشرنگ و خوش دوخت باربی محصول هنر و تفکر بزرگترین طراحان لباس دنیاست که در کمپانی متل، گردهم آمدهاند. هیچ عروسکی تاکنون به اندازهی باربی، لباس متنوع، زیبا و اشرافی به تن نکرده و این خوش پوشی، به دختری اختصاص دارد که نمایندهی فرهنگ غرب و نمایشگر یک زن تمام عیار آمریکایی است. عریانگرایی، اشرافگرایی و مصرفگرایی سه مولفهی اصلی لباسهای باربی محسوب میشوند.یکی دیگر از کارکردهای باربی، پررنگ نمودن غرایز جنسی در ذهن دختران است. به تعبیر برخی فعالان ضد باربی، این عروسک آموزگار سکس و ابتذال است در حالی که توان عشق آفرینی ندارد. عروسک برتز را، نسل جدید باربی نامیدهاند. برتز همراه خود یک جهیزیهی کامل دارد. انواع و اقسام لوازم و وسایل جانبی با تنوع چشمگیر.تولد دارا و سارا، برادر و خواهر نجیب و پاکدامن و مسلمان ایرانی، خبر تکان دهندهای بود که پس از نیم قرن تخت پادشاهی پرنس باربی را به لرزه درآورد و بازتابی گسترده در عرصهی جهانی یافت. برخی رسانههای جمعی بیگانه القاب گوناگونی به دارا و سارا دادهاند. ازجمله: باربی ایرانی، عروسک ضدباربی، جنگ فرهنگی، عروسکهای دوقلوی اسلامی، جنگ عروسکها و… پس از دارا و سارا، فولا و لیلا عروسکهای محجبهی و رزانه، باربی مسلمان، میان کودکان مسلمان خاورمیانه و آمریکا و کانادا طرفداران بسیاری یافت.کودکان ، بردگان خردسال رسانهبه چشمهایش نگاه کنید. چطور پای تلویزیون میخکوب شده، چگونه به تک چشم جادویی خیره شده و نگاهش به راست و چپ میچرخد. برنامههای تلویزیونی و بازیهای رایانهای، کودک را به نوعی به خواب مصنوعی فرو میبرد، او را سحر میکند و عقل و هوش و حواس را از او میستاند. کودک برای فیلمها و انیمیشنها جنبهی تصویری و خیالی قائل نیست و هرچه را میبیند، واقعیت محض تصور میکند.براساس تحقیقی در فرانسه کودکان و نوجوانانی که بیش از یک بار در هفته فیلم میبینند، نیازمند مراقبت روانپزشک هستند. آنها معمولاً بعد از دیدن انیمیشنهای پرتحرک به تقلید میپردازند و با شخصیت فیلم همذات پنداری میکنند و شخصیت او را پایهریزی میکنند.(۲۰) قهرمانان فیلم از نگاه کودک قویترین انسانها هستند. در اکثر اوقات شخصیتها و قهرمانان دوران کودکی، شخصیت آیندهی او را شکل میدهد.امروزه هشتاد کانال به کودکان اختصاص دارد و مشغول شکل دهی شخصیت نسل آیندهی بشر است.هم اکنون هفت شرکت بزرگ و عمدهی جهان به ساخت انواع سرگرمی و انیمیشن برای کودکان مشغولند. تأثیر منفی رسانهها بر کودکان در تمام کشورها امری مشترک است.باربیهای جدید که در سنین چهار تا شش ساله با لباسهای برهنه و دامنهای کوتاه در دسترس کودکان قرار گرفتهاند، عرصه را برای آشنایی کودکان با مسائل سکس و حتی تجربهی آن در سن زیر دوازده سال مهیا کرده است.در آمریکا سهم سرگرمیهای دیجیتال در بازار کودکان بیش از درآمد ناخالص فیلمهای هالیوودی و هفت برابر بیشتر از هزینهی تولید فیلمهای تلویزیونی کودکان بوده است. در بازارهای الکترونی، کودکان(بیشتر از همه پسران) ژانرهای پر زد و خورد جنگی، رزمی، ورزشی و ماجراجویی را ترجیح میدهند که اکثر آنها حاوی خشونت است.غرق شدن در شهوت و خشونت این بازیها، یکی از مهمترین عوامل محرک استفاده از این بازیهاست. بازیهای رایانه، دنیایی را برای کودک فراهم میکنند که او را میتواند در آن امپراطور کند و برهمه چیز کنترل داشته باشد.اعتیاد کودکان به بازی و آسیبهایی چون تأثیرات مخرب روانی ـ تربیتی از جمله تقویت حس پرخاشگری در کودکان، انزواطلبی، افت تحصیلی و آسیب جسمانی، مانند: عوارض بصری هرگز قابل چشمپوشی نیستند.فصل هشتم : شوکرانی که کودکانمان مینوشند
دجّال های مجازیمردم اروپا برای نشان دادن نفرت خود، یهودیان را به موش تشبیه کردند. متفکران و سران یهود هم به فکر راهکارهای اساسی برای این نوع از یهود ستیزی افتادند.لابی صهیونیسم با استفاده از ابزار قدرتمند سینما و تلویزیون وارد عمل شد و با ساخت انیمیشنهایی که ستارههای آن موشها بودند، این حیوان را موجودی دوست داشتنی جلوه داد. انیمیشن «دامبو، فیل پرنده» در زمرهی این گروه از آثار قرار دارد. مادر دامبو بر خلاف سایر فیلها که کلاهی زنگولهدار به سر دارد، کلاه عرق چین مانند، مخصوص یهودیان را به سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر میبرد. دامبو نیز طی عملیاتی، پرچمی را در سیرک به اهتزاز در میآورد که بیشباهت به پرچم رژیم اشغالگر قدس نیست!عبارت رفتن به سوی خورشید در تورات بیان شده و در بین یهودیان این گونه رایج است که منظور از آن، بازگشت به سرزمین موعود میباشد. در کارتون «لوک خوششانس» خانهی لوک کجاست؟ چرا او همیشه با اسبش به سوی خورشید در حال غروب، آرام و خسته حرکت میکند؟ چرا همیشه این ترانه را زیر لب زمزمه میکند: «من گاو چرانی تنها هستم که از خانهام دور افتادهام؟» شخصیت لوک، تداعیگر یهودی مظلوم و دور مانده از سرزمین مادری خویش است. داستان «هاچ زنبور عسل»، «بنر» و… به کودک یهودی میفهماند که باید به دنبال مادر زیبا و نورانی خود باشد و غیر یهودیان موجوداتی ترسناک، بدجنس و حتی بدبو هستند که میخواهند او را از بین ببرند.در کارتون شیرشاه ( Lion king )، شیر نماد سلطهی جهانی یهود است. در تورات آمده است: « یعقوب در میان امت و قومهای بسیار، مثل شیر در میان جانوران جنگل و مانند شیر درنده میان گلههای گوسفند خواهد بود که هنگام عبور پایمال میکند و میدرد. قوم اسرائیل در برابر دشمنانش خواهد ایستاد».
بازیهای رایانهای و پیامدهای منفی آنمقام معظم رهبری میفرمایند: «بازیهای رایانهای به شوالیههای مجازی قدرتمند و جذاب ناتوی فرهنگی و جنگ صلیبی غرب تبدیل شدهاند که در حال تخریب و تغییر تدریجی ارزشها و هنجارهای انقلاب اسلامی و جهان اسلام هستند». این شوالیههای رایانهای در جنگهای صلیبی قرن جدید بدون هیچگونه حساسیتی تا عمق خانههایمان نفوذ کردهاند و ما در بی خبری با آغوش باز به استقبال آنها رفتهایم و هزینههایی برای آنها میدهیم.برخی بازیهای رایانهای با محتوای صهیونیستی و آمریکایی طراحی شده و اسلام ستیزی در شکل، فرم و محتوای آنها موج میزند. کودکان در گیر و دار خشونت بازیها، شلیک خود را به سمت سربندهایی با نامهای مقدس برطرف مسلمانان متوجه کرده و به مراحل بالاتر صعود میکنند. تکرار و حتی گاهی آشنایی با چنین بازهایی کافی است تا فرهنگی غنی شده از اسطورههای صهیونیستی و یهودی را به روان کودک تزریق کند. در این میان، مادرانی که در دنیای فیمنیست روانه بازار کار شده، کودک را با چاقویی خطرناک تنها میگذارند.
زنان رایانهای ، اهداف جنسیصاحبان قدرت و سرمایه با ترویج فساد اخلاقی، سکس و آزادسازی روابط جنسی و نفی ارزشهای دینی و انسانی، بستر و زمینههای استثمار زنان را فراهم ساختهاند. بازیهای رایانهای از سویی ضمن تهی ساختن زن از عواطف سرشار، او را در اوج کینهجویی و تخاصم تصویر میکنند و از سویی دیگر با نادیده گرفتن ارزشهای انسانی و به نمایش گذاشتن جذابیت جنسی، به وی هویت کالایی میبخشند و در اصل او را دچار شخصیت منفی میکنند. این بازیها نوعی ابزار مدرن برای زدودن قبح اعمال چون جنایت، قتل، سرقت، قمار، اعمال منافی عفت، استعمال مواد مخدر و… هستند. در زندگی قهرمانان این بازیها، خانواده وجود ندارد و فقط قدرت و جذابیت جنسی و کشت و کشتار ارزش شمرده میشود که خطرناک است.

















هیچ نظری وجود ندارد