30 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

درس ‏ها و عبرت‏ هاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى(3)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عوامل زمينه ‏ساز حادثه عاشورا در باره عوامل زمينه ‏ساز حادثه عاشورا نظريه‏ هاى گوناگونى اظهار شده است؛ در مرحله نخست مى ‏توان به عوامل مختلفى چون: عامل نژادى و قومى، اعتقادى، سياسى و اجتماعى،اخلاقى و ارزش و… اشاره كرد. هر يك از اين عوامل مورد توجه و تأكيد برخى از نويسندگانو پژوهشگران قرار گرفته است. شمارى يك و يا دو عامل و شمارى بيش از آن را زمينه‏ سازحادثه عاشورا شمرده ‏اند. شمارى از نويسندگان دشمنى بنى ‏اميه با بنى ‏هاشم، برخى ديگرتغيير ارزش‏ها و برخى از متعصبان اهل سنّت نيز عملكرد خود امام‏حسين(ع) را سبب حادثهعاشورا دانسته‏اند. گروهى ديگر از بى‏توجهى به معنويت و دنياگرايى و كوتاهى خواصّ ازانجام رسالت خود[40] و…به عنوان عوامل زمينه‏ساز حادثه عاشورا سخن گفته‏اند. از بابنمونه مقام معظم رهبرى با استناد به آيه شريفه: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات» بر آن است كه دو عامل، از عوامل اصلى اين گمراهى و انحراف است:«يكى دور شدن از ذكر خدا كه مظهر آن صلوة و نماز است. يعنى فراموش كردن خدا و معنويتو جدا كردن حساب معنويت از زندگى و فراموش كردن توجه و ذكر و دعا و توسل و توفيق ازخداى متعال و توكل بر خدا و كنار گذاشتن محاسبات خدايى از زندگى. و عامل دوّم «اتبعواالشهوات» است يعنى دنبال شهوترانى‏ ها و هوس‏ها و در يك جمله «دنياطلبى» رفتن و به فكرجمع‏آورى ثروت و مال بودن و التذاذ وبه دام شهوات دنيا افتادن و اصل دانستناين‏هاوفراموش كردن آرمان‏ها. اين درد اساسى و بزرگ است و ما هم ممكن است به اين درددچار بشويم.»[41]استاد شهيد مرتضى مطهرى نيز در موارد بسيار به اين موضوع اشاره كرده‏اند از جمله:«بايد گفت: امام‏حسين(ع) را طمع مُلك رى و طمع پول: «خولى مى‏گفت: جئتك بغنا الدّهر»ورشوه رؤسا (و امّا رؤسائهم فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم» و جبن و مرعوبيت عامّه وميل به جبران محبّت يزيد كه ابن زياد مى‏خواست كدورت يزيد را از پدرش كه در ولايت عهدىيزيد تعلل كرد جبران كند. و خبث ذاتى امثال شمر و غرور و بد مستى شخص يزيد و از همهبالاتر فراموش كارى مردم كه مسلمان بودند و سيرى به تاريخ شصت ساله خود نمى‏كردند وسابقه‏ها را فراموش كرده بودند و گول ظاهر را مى‏خوردند و…(شهيد كردند).»[42]از دو نمونه ياد شده كه با توجّه به واقعيات گفته و نوشته شده‏اند مى‏توان چنين نتيجهگرفت كه مجموعه‏اى از عوامل زمين‏ساز حادثه عاشورا شده‏اند، بنابراين، نظريه‏هاى تك‏عاملى با صرف نظر از نادرستى برخى از آن‏ها،[43] نمى‏توانند رويداد عاشورا را تحليل وتفسير كنند. در تفسير اين حادثه بايد به عوامل گوناگون توجه داشته باشيم هر چند از مياناين عوامل نيز، مى‏توان به دنبال يك و يا دو عامل مسلط و مهمّ بود. پرداختن به همه عواملاصلى و فرعى، مجالى فراخ و فراخور مى‏طلبد. از اين روى، در اين‏جا تنها به دو عامل مهم ومسلط خواهيم پرداخت:الف. دگرگونى ارزش‏ها و آرمان‏ها،ب. كوتاهى خواص از انجام رسالت خود.الف. دگرگونى ارزش‏ها و آرمان‏هاپيش از آن‏كه به اصل بحث بپردازيم اشاره‏اى به مفهوم ارزش‏ها و همچنين ارزش‏هاىحاكم بر جامعه نبوى مفيد و مناسب مى‏نمايد:
مفهوم ارزش‏ها جامعه شناسان، ارزش‏ها را اين‏گونه تعريف كرده‏اند:«ارزش‏ها عقايد عميقاً ريشه‏دارى هستند كه گروه اجتماعى هنگام سؤال در باره خوبى‏ها،برترى‏ها و كمال مطلوب به آن رجوع مى‏كند.»[44]با توجه به تعريف ياد شده ارزش‏ها هدايت كننده رفتار انسان در جامعه‏اند. هرگونه تغييرو دگرگونى در آن‏ها، دگرگونى در رفتار و هنجار اجتماعى را در پى خواهد داشت. از اينروى، شناخت ارزش‏ها و پاسدارى از آن، از وظايف اصلى هر جامعه است.[45]
ارزش‏هاى حاكم بر جامعه نبوى پيش از اسلام اعراب از نظر عقيدتى بت‏پرست بودند. شناختى نسبت به معارف الهى چون خدا و پيامبر(ص) و معاد نداشتند. مردم در حيرت و ضلالت و گمراهى زندگى مى‏كردند. نژادپرستى و تكاثرطلبى از ارزش‏هاى آنان بود. عرب‏ها در جاهليت غيرت وشجاعت را بسيار مى‏ستودند اما حقيقت اين است كه غيرت و شجاعت مورد ستايش آنانهمان درنده‏خويى و بى‏باكى در جهت تأمين منافع مادّى و حمايت از هم‏قبيلگى خود به حقّو يا ناحقّ بود. عواطف انسانى در ميان آنان بسيار كمرنگ بود. دختركشى اعراب نمونه‏اى ازآن است.پيامبر اسلام(ص) ستيز و مبارزه‏اى پى‏گير را عليه نژادپرستى و تكاثرطلبى و ديگرارزش‏هاى جاهلى آغاز كرد و به صراحت اعلام كرد كه در اسلام اين‏ها ملاك ارزش و برترىافراد بر يكديگر نيست. آن بزرگوار، علم و معرفت نسبت به خدا و قيامت و ديگر دانش‏هاىمفيد را يكى از ملاك‏هاى برترى افراد بر يكديگر بر شمردند.ايمان و تقوا و جهاد در راه خدا را كه مظهر ارتباط با خدا و خلق بر اساس مسؤوليتسازندگى بود، جاى‏گزين افتخار به حسب و نسب و ثروت و قدرت ساختند. و با تحوّل دربينش‏ها و ارزش‏ها انسان‏هايى را تربيت كردند كه اسوه پاكى و فداكارى، ايثار و همه خوبى‏هاشدند. نمونه بارز اين ويژگى‏ها را مى‏توان در رويدادهاى تاريخى صدر اسلام به ويژه درجنگ‏ها مشاهده كرد. از باب نمونه: جابربن عبدالله انصارى مى‏گويد: «در جنگ احد به بالينپدرم عبدالله رفتم. در حال احتضار بود. درخواست آب كرد. من رفتم و ظرف آبى آوردم،وقتى خواستم به او بدهم اشاره كرد: آب را به اين مسلمان كه در كنار من و تشنه‏تر از من استبرسان. سراغ او رفتم. او به سومى اشاره كرد، سراغ سومى رفتم او به چهارمى، و همچنين تادهمى. وقتى به سراغ دهمين رفتم ديدم كه او به شهادت رسيده است. برگشتم به سراغ نهمىو…تا اوّلى ديدم همه به شهادت رسيده‏اند.»[46]از اين نمونه‏ها در جنگ‏هاى صدر اسلام فراوان است. لازم به يادآورى است كه ايننمونه‏ها در ميان كسانى نمودار شد كه تا چند سال پيش از آن، اگر يكى از اين افراد بهديگرى‏بر مى‏خورد كه مشغول خوردن سوسمار زنده صحرايى بود و باقى‏مانده سوسماررااز او مطالبه مى‏كرد، امتناع مى‏كرد و گاهى به خاطر نصف سوسمار انسانى را از مياندونيم‏مى‏كرد.[47]بر اين اساس پيامبر اسلام(ص) با تحوّل در بينش‏ها و ارزش‏ها انسان‏هايى را تربيت كردكه ديگران را حتّى به هنگام مرگ بر خود پيش مى‏داشتند. و پيش از آن نيز، براى دفاع ازمكتب از جان و مال و ثروت خويش گذشته و در ميدان جهاد و شهادت بر يكديگرپيش‏مى‏گرفتند.
بازگشت به ارزش‏هاى جاهلى بزرگترين و مهمّ‏ترين خطرى كه هر نهضت انقلابى را تهديد مى‏كند «ارتجاع» است. اينخطر آفتى است كه متأسفانه نهضت انقلابى پيامبر اسلام(ص) نيز، گرفتار آن شد. پس ازپيامبر(ص) باورها و ارزش‏هاى الهى رنگ باختند و به تدريج باورها و ارزش‏ها و اعمال جاهلى احيا شدند. مردمى كه در روزگار پيامبر(ص) ارزش‏هاى الهى: چون ايثار و فداكارىدر روح آنان تا آن‏جا نفوذ داشت كه در رفتن به سوى جهاد و ميدان جنگ بر يكديگر پيشىمى‏گرفتند، در زمانى كه بدن پيامبر (ص) هنوز روى زمين بود در سقيفه بنى‏ساعده گرد آمدندو شعار «منّا امير و منكم امير»[48] سردادند و حكومت اسلامى را غنيمتى پنداشتند كه بايد درميان آنان تقسيم شود. متأسفانه كار بازگشت ارزش‏هاى جاهلى به جايى رسيد كه چهره‏هاىبرجسته‏اى چون: ابى‏ذر، عمار و حجربن عدى آزار و شكنجه و تبعيد شدند. در برابر، كسانىكه به وسيله پيامبر (ص) تبعيد شده بودند جزو مشاوران و كارگزاران خليفه شدند. تبعيض وغارت بيت‏المال، گناه و معصيت در جامعه اسلامى رواج يافت. احساس مسؤوليت، امر بهمعروف و نهى از منكر جاى خود را به بى‏مسؤوليتى و سهل انگارى و بى‏تفاوتى داد. ارتجاعو بازگشت از ارزش‏ها به جايى رسيد كه در حكومت عثمان درآمد عمومى و بيت‏المال،درآمد خليفه و بستگان و همدستان او پنداشته شد.امام على(ع) پس از آن‏كه با اصرار مردم حكومت را پذيرفتند از دگرگونى ارزش‏ها چنينياد مى‏كنند:«اى بندگان خدا…شما در زمانى واقع شده‏ايد كه خير و نيكى به آن پشت كرده و شرّ و بدى روىآورده است. شيطان جز طمع در هلاكت مردم كارى ندارد پس اكنون زمانى است كه وسائلپيشرفت شيطان قوى شده، نيرنگ و فريبش همگانى كشته و به‏دست آوردن شكار برايشآسان شده است. به هر سو كه مى‏خواهى نگاه كن آيا جز فقيرى كه با فقر دست و پنجه نرم مى‏كند، يا ثروتمندى كه نعمت خدا را به كفران تبديل كرده، يا بخيلى كه با بخل و رزيدن در اداءحقوق الهى ثروت فراوانى گردآورده و يا متمرّدى كه گويا گوشش از شنيدن پند و اندرزها كراست. آيا شخص ديگرى جز اين‏ها مى‏بينى؟ كجايند خوبان شما، صالحان، آزادمردان وسخاوتمندان شما؟ كجايند همان‏ها كه در كسب وكارشان با ورع بودند و در مذهب و رفتارشاناز بدى‏ها دورى مى‏جستند، مگر همه آنها از اين دنياى پست و از اين زندگى پر مشكل كوچنكردند. مگر نه اين است كه شما وارث انسان‏هاى بى‏ارزشى شده‏ايد كه لب‏ها جز به نكوهش آن‏ها حركت نمى‏كند تا مقام آن‏ها كوچك شمرده شود و براى هميشه فراموش گردند، فانا للّه وانّا اليه راجعون، مفاسد آشكار شده، نه انكار كننده و تغيير دهنده‏اى پيدا مى‏شود، و نه بازدارنده ‏اى به چشم مى‏خورد، آيا با اين وضع مى‏ خواهيد در دار قدس خداوند و جواررحمتش قرار گيريد و از عزيزترين اولياى او باشيد…»[49]دگرگونى باورها و ارزش‏ها تا آن‏جا پيش رفت كه مدعيان خلافت و جانشينىپيامبر(ص) نابودى دين همان پيامبر را در سر مى‏پروراندند.در گفت و گوى مغيرة بن شعبه با معاويه، وقتى كه مغيره از معاويه مى‏خواهد كه با مردم به عدالت رفتار كرده و با بنى‏هاشم بد رفتارى نكند معاويه در پاسخ مى‏گويد: هيهات، هيهات،مغيره گوش كن، ابوبكر به خلافت رسيد و پس از آن‏كه مرد، نامش نيز از بين رفت. همچنينعمر و عثمان حكومت كردند و مردند و نامى از آنها باقى نماند. امّا برادر هاشم (مقصود اورسول خدا(ص) است) هر روز پنج نوبت به نام او در جهان اسلام ندا مى‏كنند و «اشهد انمحمداً رسول الله» مى‏گويند. اى مغيره بى‏مادر، پس از آن‏كه سه خليفه بميرند و نام محمّداين‏گونه زنده باشد ديگر چه عملى باقى خواهد ماند جز آن‏كه نام محمّد هم دفن شود و ازبين‏برود.[50]از اين قضيه و امثال آن‏كه در زندگى معاويه و به ويژه پسرش يزيد فراوان است مى‏فهميمكه آنان با اسلام و ارزش‏هاى آن از ريشه مخالف بوده‏اند و چنان‏چه قيام عاشورا نبود خدامى‏داند سرنوشت اسلام به كجا مى‏انجاميد. معاويه در گفت و گوى ياد شده از حكومتپيامبر به عنوان مُلك و پادشاهى ياد كرده و خواهان دفن نام آن حضرت است.
پي‌نوشت‌ها:

[40]. همان؛ حماسه حسينى، شهيد مطهرى، ج‏3، ص‏48، 49، 47، عبرتهاى عاشورا، سيد احمد خاتمى،ص‏10 مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، مجله معرفت، ش‏56، ص‏16 و…[41]. سخنان مقام معظم رهبرى در جمع بسيجيان، 71/4/23.[42]. حماسه حسينى، ج‏3، ص‏49، صدرا.[43]. شهيد جاويد، نعمت الله صالحى نجف آبادى، ص‏182 – 177. سخنان برخى از متعصبان اهل سنّتچون قاضى ابن عربى، ابن خلدون و…را نقل و نقد كرده است.[44]. معرفت، ش‏56، ص‏20 به نقل از مبانى جامعه‏شناسى، بروس وئن 77، ترجمه و اقتباس: فاضل توسعى،تهران، سمت.[45]. همان به نقل از همان، ص‏157.[46]. اسد الغابه فى معرفه الصحابه، عزالدين ابى‏الحسن على بن محمد الجزرى، ج‏1، ص‏257، اسلاميه.[47]. امام خمينى و فرهنگ عاشورا، ج‏1، 279.[48]. ملل و نحل، شهرستانى، ص‏24.[49]. نهج البلاغه، خ‏129.[50]. مروج الذهب، مسعودى، ج‏4، ص‏41 دارالمعرفه بيروت. منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره 27
 
 

برچسب ها: حکومت دینی
نوشته قبلی

درس ‏ها و عبرت‏ هاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى(2)

نوشته‌ی بعدی

درس ‏ها و عبرت‏ هاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى(4)

مرتبط نوشته ها

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)
امام علی (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

جایگاه سیاسی شیعیان امارات
جغرافیای شیعه

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه
علوم شیعه

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

ما مسلح به الله اکبریم
محور مقاومت

ما مسلح به الله اکبریم

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی
شعر و شاعران

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی
امام رضا (ع)

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

نوشته‌ی بعدی

درس ‏ها و عبرت‏ هاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى(4)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

ما مسلح به الله اکبریم

ما مسلح به الله اکبریم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا