ای دومین محمد و ای پنچمین اماماز خلق و از خدای تعالی تو را سلامچشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نورروح و روان احمد و فرزند چار امامآن هفت نور روشنی چشم هفت آفتابآن چار امام خود پدر این چهار اماموصف تو را نگفته خدا جز به افتخارنام تو را نبرده نبی جز به احترامهم ساکنان عرش به پایت نهاده رخهم طایران سدره به دستت همیشه رامحکم خدا به همت تو گشته پایداردین نبی به دانش تو مانده مستدامبا آنهمه جلال و مقامی که داشتیدیدی ستم ز خصم ستمگر علی الدوامگه دید چشم پاک تو بیداد از یزیدگاهی شنید گوش تو دشنام از هشامگریند در عزای تو پیوسته مرد و زنسوزند از برای تو هر روز خاص و عامگاهی به دشت کرب و بلا بوده ای اسیرگاهی به کوفه بر تو شد ظلم، گه به شامخوانند سوی بزم یزیدت، بدان جلالبردند در خرابه شامت بدان مقامگر کف زدندن اهل ستم پیش رویتانگر سنگ ریختند بر سرهایتان زبامراحت شدی ز جور و جفای هشام دونآندم که گشت عمر تو را از زهر کین تمامداریم حاجتی که ز لطف و عنایتیبر قبر بی چراغ تو گئیم یک سلام«میثم» هماره وصف شما خاندان کندای مدحتان بر اهل سخن خوشترین کلاممنبع:www.aviny.com
















هیچ نظری وجود ندارد