6 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

راههای مبارزه با فشارهای روانی از منظر قرآن

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

فشار رواني يکي از رايج ترين بيماريهاي زمان معاصر است، به گونه اي که طبق برآورد کارشناسان سازمان بهداشت جهاني حدود شش درصد کلّ جمعيّت جهان از بيماريهاي رواني رنج مي برند و شروع هشتاد درصد از بيماريهاي جسمي با فشار رواني همراه بوده است. روان شناسان راهکارهايي را براي مقابله با فشار رواني مطرح نموده اند و اسلام نيز در طي قرون متمادي موفّق شده است ميليونها نفر را در مناطق مختلف جغرافيايي و از نژادهاي گوناگون به خود جذب کند و با تغيير سبک زندگي آنها، براي زندگي اجتماعي و فردي آنان قوانين مطلوبي وضع نمايد. بي شک دين مبين اسلام از روشهايي تبعيّت نموده که حتّي اگر عنوان سازمان و نظام روان شناسي بدان ندهيم، داراي يک دستگاه روان شناسي مخصوص به خود است که خاستگاه نخستين آن قرآن کريم است. لذا توجّه به قرآن در ريشه کني اين نوع بيماريها مي تواند به عنوان مؤثرترين شيوه به شمار آيد و اين خود بُعدي فراگير از عظمت قرآن کريم، اعجاز و اثرگذاري آن در امور خدماتي و درماني را نمايان مي سازد (1).اميد است راهکارها و شيوه هاي بررسي شده در اين مقاله زمينه ساز تحقيقات بيشتري در اين مسائل بوده، باعث اُنس بيشتر با قرآن کريم گردد.
بازگشت به فطرتاوّلين مسئله و نخستين شيوه مقابله با فشارهاي رواني از نظر قرآن کريم، بازگشت به فطرت است که اساس آرامش رواني مي باشد. فطرت، اصلي واقعي، طبيعي و جهانشمول است که مربوط به انسان و زمان و مکاني خاص نيست، بلکه مرتبط به همه انسانهاست. از ديدگاه قرآن، انحرافات رواني ريشه در انحراف از فطرت دارد؛ از اين رو بازگشت به فطرت در بهداشت رواني از نظر اسلام مورد عنايت قرار گرفته است و در آن مباحث ذيل قابل بررسي است:مدار فطرت و شهوت؛ جريان فطرت؛ فطرت راه انحصاري آرامش رواني؛ پيامدهاي خروج از فطرت؛ جهاد اکبر (کنترل شهوات).در اين نوشتار به بررسي برخي از مسائل ياد شده که ارتباط بيشتري با موضوع دارند مي پردازيم.
الف) مدار فطرت و شهوتدر مکتب اسلام، از سير صعودي و تکاملي به سوي نفس مطمئنه، به جريان عقل مداري يا فطرت و قلب سليم، و از سير نزولي و حرکت به طرف نفس امّاره، به جريان شهوت و قلب مريض يا هواي نفس تعبير مي شود و ميان اين دو جريان، نوعي تضاد و تصادم تا پايان عمر وجود دارد. در هر صورت، هيچ يک از جريانهاي مذکور به کلّي از بين نمي رود، بلکه گاه تضعيف مي گردد و با تغيير وضع ممکن است در موقعيّت مناسب، مجددا رشد يابد. بايد توجّه داشت که هر کدام از دو جريان، در تمام عمر انسان به مقتضاي خود عمل مي نمايد و تنها قدرت و ضعف هر يک و ميزان هماهنگي عقل و اراده بين آنها، موجب بروز آثار مختلف رواني و اخلاقي مي گردد. مي توان با اين اظهارات، عقل را همچون صاحب خانه اي فرض کرد که چون خانه را از آنِ خويش مي پندارد و طبق قوانين فطرت آن را به دست آورده است، با آرامش و آسايش در آن مي خوابد و هواي نفس مانند دزدي است که قصد دستبرد و تسلّط بر خانه را دارد و همواره مترصّد فرصتي است تا به هدف خود برسد. بر اين اساس امام صادق عليه السلام مي فرمايد:«الهوي يقظان و العقل نائم» (2).هواي [نفس] همواره بيدار، ولي عقل در خواب است.امام علي عليه السلام نيز در حالي که بين مبادي عقل و شهوت مقايسه مي کند، در توضيح آنها چنين مي فرمايد:«الا و انّ الخطايا خيل شمس حُمل عليها اهلها و خلعت لجمها الا و ان التقوي مطايا ذلل حُمِلَ عليها اهلها و اعطوا اَزمتها» (3).خطايا که همان شهوت است همچون اسب سرکشي است که سوارکار بر آن نشسته و افسارش از اختيار وي خارج شده و تقوا (عقل) همانند مرکبي آرام و مطيع است که سوارکار بر آن نشسته و زمامش به او سپرده شده است.بدين سان فطرت، جزء سرشت انسان و امري تکويني بوده، مشتمل بر امور انساني و ماوراي حيواني است و براي اوّلين بار در قرآن، به عنوان يک جريان رواني ثابت و مشترک مورد تأکيد قرار گرفته است (4):خداوند به هستي نعمت وجود بخشيد و به راه کمالشان هدايت کرد (5)؛ هر چيز را قدر و اندازه داد و به کمال هدايت نمود (6)؛ به انسان آنچه را نمي دانست الهام کرد و آموخت (7) و راه کمال و هدايت را بر او سهل و آسان ساخت (8).در اين مسير، راه هدايت و ضلالت براي همگان باز است، چنان که مي فرمايد:«کُلاًّ نُّمِدُّ هآؤُلاَآءِ وَ هآؤُلاَآءِ» (9)ما به هر دو فرقه از دنياطلبان و آخرت طلبان به لطف خود مدد مي رسانيم.نيز در آيه ديگر مي فرمايد:«فَاَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّينِ حَنيفًا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَ لکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ * مُنيبينَ اِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ اَقيمُوا الصَّلوةَ وَ لاَ تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکين» (10).آري، زماني که انسان از فطرت منحرف شد و تقواي ديني را مراعات ننمود، تعادل قواي داخلي او يعني شهوت، غضب، محبّت و کراهت به هم مي خورد و عملکرد قواي ادراکي وي مختل مي گردد (11).از دين فطرت يا حنيف در قرآن به دين ابراهيمي ياد شده و پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نيز بر آن آيين بود (12).بر اساس بينش قرآن، خروج از فطرت و انحراف از دين حنيف ابراهيمي، نوعي بيماري رواني به شمار مي آيد:«وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ اِبْرهيمَ اِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ» (13).چه کسي جز افراد سفيه و نادان، از آيين ابراهيم، روي گردان خواهد شد.علاّمه طباطبايي اعراض از ملّت ابراهيم را از حماقت نفس و تميز ندادن ضرر و نفع خويش دانسته است (14).
ب) فطرت، راه انحصاري آرامش روانياز نظر بهداشت رواني، تنها تکيه بر يک يا چند دستور الهي کافي نيست، بلکه انسان موظّف است براي رشد خود، تمام آموزشهاي الهي را به کار برد (15). در قرآن کريم از اين مدار به صراط مستقيم تعبير شده است (16) که همان راه مشترک فطرت، عقل و شرع است. انسان ابتدا بايد بصيرت داشته باشد تا از طريق مستقيم (صراط مستقيم) منحرف نشود (17)؛ زيرا رفتن از راههاي ديگر به گمراهي مي انجامد و راه راست راه ميانه و معتدل است (18). مجموعه آموزشهاي قرآن کريم، به عنوان «ذکراللّه » مطرح شده اند، که توجّه و کاربرد آنها، موجب آرامش، اطمينان رواني و ايجاد ظرفيّت گسترده رواني و دستيابي به رشد و قرب الهي مي گردد (19).در مقابل اين طريق، انحراف از فطرت باعث دلتنگي است، گويا شخص مي خواهد بلندپروازي نموده، از زمين تا فراز آسمان صعود کند (20).اينجاست که قرآن کريم مي فرمايد:«انسانها در خسارت و زيانکاري هستند مگر اينکه به خدا ايمان آورده، عمل صالح به جا آورند و به درستي (حق) و پايداري (صبر) در دين همديگر را سفارش کنند» (21).از اين رو بايد گفت: اگر بتوان سيستمهاي ارتباطي و فعّاليّت انسان را در فعل و انفعالات رواني خود با محيط خويش، به صورت مدارهايي نشان داد، مدارهاي زير قابل طرح هستند:1 مدار ارتباطي انسان با خدا؛2 مدار ارتباطي انسان با خود؛3 مدار ارتباطي انسان با خانواده؛4 مدار اجتماعي انسان که همان ارتباط آدمي با اجتماع است؛5 مدار انسان با طبيعت (مداري که به روابط انسان با طبيعت مرتبط مي باشد).تمام مدارهاي مذکور در اسلام هنگامي مي توانند ارتباط و فعّاليّت انسان را در محيط خويشتن و با آن مفيد گردانند و در فعل و انفعالات رواني او تأثيرات مطلوبي بر جاي گذارند که بر محور و جهت قرب به سوي خداوند متعال بوده، به گونه اي پايه ريزي شوند که به زندگي بشر رنگ الهي بدهند: «صِبْغَةَ اللّه ِ وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّه ِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ» (22).
ج) پيامدهاي خروج از فطرتانسان خارج شده از مدار فطرت به سان عنکبوتي است که با تنيدن تار به دور خويش، هر چه فعّاليتش بيشتر شود اضطرابش فزون تر خواهد شد (23). بر همين اساس قلب او محجوب، نفسش معيوب و روانش مخدوش گشته، داراي عقلي مغلوب و هوايي غالب مي گردد (24). بيماريهاي چنين انساني به صورتهاي ذيل است:1 زنگار قلبامام صادق عليه السلام فرمود:«انسان به واسطه معصيت، نقطه هاي سياهي در قلب سفيد خويش ايجاد مي کند و با ادامه دادن، وقتي همه صفحه سفيد قلب سياه شد، دچار زنگ زدگي قلب مي شود، آن گونه که خداوند در قرآن فرمود:«اين حرفها بهانه است، علّت اصلي اين است که بر اثر اعمال زشتشان دلهايشان زنگار گرفته است» (25).2 حجاب قلبحجاب قلب مانع از ديدن واقعي اشياست. چنين انساني از ديدن حقايق محروم شده (26)، به آشفتگيهاي رواني دچار مي شود. چشم سرش باز، ولي چشم دلش نابيناست (27) و بر قلب او نيز مهر زده شده، همانند کر و لالها از درک عميق بي بهره مي گردد (28).3 ترس شديدبشر خارج شده از فطرت مانند کسي است که در تاريکي رعد و برق سرانگشت خويش را از بيم مرگ در گوشش نهد تا مبادا از شدت صاعقه بميرد (29) و او دچار حيرت مي گردد، مانند انسانهايي که ترس در دلشان لانه کرده، بر جنگ با ديگران جمع نمي شوند مگر با دشمني، مکر و حيله و جاسوسي (30)، به طوري که کارزار بين خودشان نيز سخت است. شما آنها را جمع و متّحد گمان مي کنيد، ولي قلوبشان سخت پراکنده و از هم دور است (31). ايشان داراي ظاهري آراسته و شگفت انگيزند، ولي در باطن همانند چوب خشک تکيه بر ديوارند که هر صدايي بشنوند، مي پندارند به ضرر آنان است (32).
د) کنترل جريان شهوت (جهاد اکبر)پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله بهترين راه شکوفايي فطرت در نهاد آدمي و تثبيت آرامش رواني را کنترل جريان شهوت و هواي نفس و آن را به مثابه جهاد اکبر در مقابل جنگ با کفّار مي داند (33). برخي از روشهاي کنترل شهوت عبارت اند از:1 صبر و مقاومت در برابر شهوات (34)؛ 2 خوار شمردن شهوت به وسيله تقويت عقل (35)؛ 3 فراموش کردن شهوات با ايجاد شوق به بهشت (36)؛ 4 غلبه بر تمايلات شهواني قبل از نيرومند شدن آنها (37)؛ 5 توجّه به کرامت نفس؛ 6 سعي در دستيابي به خواسته شهواني از راه حلال.
تحليل فشار رواني به وسيله خودبراي تحليل فشار رواني به وسيله خود در قرآن کريم راهکارهايي مطرح گرديده است:خداوند بر انسان ناظر است و رويدادها تصادفي نيستند (38).در اسلام مبدأ حرکت و انرژي از آنِ خداست (39).مبدأ ربوبيت جهان و جهانيان اوست (40).تفهيم اين نکته که اموال و اولاد (41)، خير و شرّ (42)، و حيات و مرگ (43) همه ابزار آزمون الهي هستند.با اين زمينه هاست که مؤمن در برابر مصيبت اظهار مي دارد: «اِنَّا لِلَّهِ و اِنَّا اِلَيهِ رَاجِعُونَ» (44) و مي داند هر کجا که باشد خداوند با اوست (45) و از رگ گردن آدمي به او نزديک تر است (46).همچنين درست است که آمي اختيار دارد، ولي مشيّت الهي بر جهان حاکم است (47). پس مؤمنان بايد به جاي اضطراب و فشار رواني، به خداوند توکّل کنند و بدانند تصميمهاي بشري تا به تقدير الهي نرسد عملي نخواهد شد (48).با توجّه به راهبردهاي مذکور، انسان درمي يابد که:1 گر چه زندگي نوعي ميدان مسابقه است، ولي بجز علل عادي، راههاي ديگري نيز ممکن است براي انسان گشوده شود.2 هر انسان خود را در محضر خدا مي بيند و مي داند که «عالم محضر خداست و نبايد در محضر خدا معصيت نمايد»، پس خود را کنترل مي کند.3 در مقابل بلاها صبور بوده، احساس شکست نخواهد کرد.4 انسان مي فهمد که نقشه هاي وي صددرصد پياده نخواهد شد و در موقع شکست احساس اضطراب و ناآرامي نمي کند، لذا خود را مکلّف به وظيفه مي بيند نه رسيدن به نتيجه (49).5 از طريق ايجاد توکّل نوعي سرپرستي خداوند را در زندگي خويش حاکم نموده، شکست را احساس نخواهد نمود (50).
استراحت و خوابيکي ديگر از راههاي مبارزه با فشار رواني از ديدگاه قرآن، استراحت و خواب مي باشد که عامل مهمّي براي ايجاد آرامش رواني است. طبق يافته هاي دانش پزشکي خواب در شب اثربخش تر است، ولي براي رسيدن به خواب مؤثّر نبايد به خواب شب اکتفا کرد، چرا که از آيات الهي خواب شب و روزتان است (51). همچنين قرآن کريم خواب را وسيله آسايش معرّفي نموده، آنجا که مي فرمايد:«هُوَ الَّذي جَعَلَ لَکُمُ الَّيْلَ لِتَسْکُنُوا فيهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِرًا» (52).او خداوندي است که براي شما شب را قرار داد تا در آن بياراميد و روز را روشن [گردانيد].در آيه ديگري آمده است:«وَ جَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتًا * وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسا» (53).خواب را براي شما (مايه) قوام حيات و استراحت قرار داديم و پرده سياه شب را به مثابه لباس (مايه استراحت).خواب عامل درمان اضطراب و ترس و رنج شديد مي باشد؛ زيرا سلّولهاي بدن، پس از خواب و استراحت، شادابي جديد خود را باز مي يابند و مشکلات را در شرايط نشاط حل مي کنند و از اضطراب و استرس دروني مي کاهند (54).
نظام حمايتي خانوادهيکي از راههاي مؤثّر و مورد نظر قرآن کريم در کاهش فشار رواني نظام خانواده است؛ زيرا خانواده يکي از ارکان آرامش در جامعه و مهم ترين منبع حمايت عاطفي در لحظات و مواقع فشار رواني است. تعبير قرآن کريم در اين باب بسيار جالب توجه و آموزنده است:«وَ مِنْ ايَاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنفُسِکُمْ اَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوآ اِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» (55)اين آيه آشکارا مي رساند کانون خانواده براي سکونت و آرامش است، و مسلمانان به ويژه دو همسر بايد اين توصيه را از آفريدگار حکيم به جان بپذيرند و براي مسائل و اختلاف سليقه هاي جزئي «سکون» را به «تلاطم» و «تضاد» تبديل نکنند. مهم تر اينکه بدانند و باور کنند که زوج مسلمان بايد مودّت و محبت بينشان حاکم باشد، تا نه تنها تحت تأثير فشارهاي رواني قرار نگيرند، بلکه چنان که در آيه آمده، رحمت الهي شامل حال آنان و فرزندانشان شود. روان شناسان با استناد به آيات مُبين قرآني معتقدند که نظام حمايتي خانواده به شيوه هاي ذيل مي تواند در فشار و اضطراب رواني بسيار مؤثّر باشد:1 شناخت و کنترل اعضاي خانواده: بهترين نمونه آن در قرآن شناخت حضرت يعقوب عليه السلام از حسد فرزندان خويش است، از اين رو به حضرت يوسف عليه السلام سفارش مي کند:«لاَ تَقْصُصْ رُءْيَاکَ عَليآ اِخْوَتِکَ فَيَکيدُوا لَکَ کَيْدًا» (56)زنهار، خواب خود را بر برادرانت حکايت مکن که براي تو نيرنگي مي انديشند.2 حمايت از پدر و مادر و احترام به آنها: در چند آيه از قرآن کريم، پدر و مادر به عنوان استوانه هاي زندگي و خانواده معرّفي شده اند؛ از جمله:«وَ قَضي رَبُّکَ اَلاَ تَعْبُدُوآ اِلاَّآ اِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ اِحْسَانًا» (57)خداي تو حکم فرموده جز او هيچ کس را نپرستيد و به پدر و مادر نيکي کنيد.3 حمايت از اعضاي خانواده: نمونه آن در قرآن، عفو حضرت يوسف عليه السلام است که پس از جفا و تهمت و ستم برادرانش گفت: «امروز خجل و متأثّر نباشيد که من شما را عفو کردم» (58).
به وضع موجود نگريستنيکي از زمينه ها و راههاي مهمّ کاهش فشار رواني و مبارزه جدّي با آن، به وضع موجود نگريستن است. قرآن کريم با آيات «وَ عَسي اَنْ تَکرَهُوا شَيئا وَ هُوَ خَيرٌ لَّکُمْ» (59) و «فَعَسي اَنْ تَکْرَهُوا شَيئا وَ يَجْعَلَ اللّه ُ فيهِ خَيْرا کَثيرا» (60) به وضوح نگاه محدود به وضع فعلي و اينکه انسان تمام خير و شرّ را در آن بداند، رد مي کند.در فقه اسلامي هم قاعده اي هست معروف به قاعده ميسور که همان نگريستن به وضع موجود است؛ بدين معني که انسان بايد به دنبال تکليف و وظيفه کنوني خود باشد؛ زيرا با ناآرامي چيزي حل نمي شود (61).از حضرت علي عليه السلام نقل شده است که فرمود: «الميسور لا يَسقُط بالمعسور»؛ مقدار ممکن تکليف به واسطه جنبه هاي مشکل آن ساقط نمي گردد (62).اين اصل، نشانه آن است که اگر براي انسان، در زندگي به هر دليلي مانع و مشکلي پيش آيد، براي رفع اضطراب و فشار روحي و رسيدن به آرامش رواني بايد دست به کار شده، با انطباق با وضع موجود و موقعيّت جديد، اضطراب را کاهش دهد. در حقيقت، پيام مهم اين اصل عبارت از انعطاف پذيري انسان در برنامه ريزي زندگي، جهت کاستن از فشار رواني و حرکت در مسير زندگي طبيعي و بازگشت به حالت طبيعي است (63).
بيان هيجانها و توسل به نيايش و دعانيايش در تسکين و آرام بخشي انسان اثري اعجاب انگيز دارد و بيان هيجانها، اعتراف و دعا به مثابه شيوه هاي برون ريزي مطرح هستند؛ علاوه بر اينکه از روح حق شناسي نيز حکايت دارند و مسيري صحيح و مطلوب براي صيقل دادن دل با ذکر خدا به شمار مي آيند؛ چنان که فرمود:«… اَلاَ بِذِکْرِ اللّه ِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»آگاه باشيد که با ياد خدا فقط دلها آرام مي گيرد (تنها ياد خدا آرامبخش دلهاست) (64).انسان علاوه بر ذکر زباني، با ذکر قلبي و با تمام وجود نيز بايد متوجّه عظمت خداي متعال باشد و احساس نمايد که هر لحظه در محضر خداست.يکي از راههاي تداوم ذکر خدا در نهاد انسان، تلاوت دائمي قرآن و گوش فرادادن به آواي دلنشين آن است؛ زيرا انسان را از خاک و جهان مادي به مبدأ بي چون متّصل مي سازد و هنگامي که دريچه دل با ياد خدا و قرائت آيات الهي و استماع به آنها باز شد، شيريني صبر را مي چشد، احساس فرومايگي از پناه بردن به غير خدا مي کند و نفس او نه تنها حالت رضا مي يابد، بلکه جمال و زيبايي خدا را در توکّل به ساحت مقدّس او مي بيند. از لحاظ جسماني نيز علائم فيزيولوژيکي ناشي از اضطراب و فشارهاي رواني در درون کاهش مي يابد (65).انسان وقتي در حالت دعا به ياد خدا باشد، احساس مي کند که خداوند هم به ياد اوست (66). و اگر از ياد خدا اعراض کند، زندگي را سخت مي بيند و خود را در تنگاتنگ حوادث و مصيبتهاي نابهنجار مشاهده مي نمايد، چنان که فرمود:«وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکرِي فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْکًا» (67).انسان با ذکر و ياد خدا، به جاي سرگرم شدن به هوسها، به حالت رضايت درون مي رسد، وقتي دچار معصيت شد، احساس گناه مي کند، با ياد خدا اين احساس به او دست مي دهد که خدا او را مي بخشايد و پناهگاهي در اختيار دارد (68). بر همين اساس مي توان گفت: نماز انسان را از نادرستيها و زشتيها نهي مي کند و ياد خدا از هر ذکري بالاتر است (69).ذکر دسته جمعي نيز تصميم و اراده انساني را تقويت نموده، موجب مي شود که آدمي در کنار همنوعان مؤمن خود، احساس تنهايي ننمايد. تسبيح و ذکر خدا پس از نماز و دعاي دسته جمعي هم نوعي آرامش بخشي به مؤمنان است (70).بر اساس بينش قرآن، عامل افزايش اضطرابهاي رواني و فشارهاي سرسام آور روحي، اعراض از ذکر خداست؛ زيرا موجب هم نشين شدن با شيطان و ابتلا به وسوسه هاي بي حد و حصر او مي گردد (71). آدمي نيز با اين حال، در همين حيات دنيوي خود را محدود نموده و هدف ديگري جز آن نخواهد داشت (72)
فراتر از زنده ماندن (انسان در جست و جوي معني)ويکتور فرانکل روان شناس اروپايي مي گويد: انساني که چرايي دارد، مي تواند هر چگونه اي را تحمّل کند، وي سپس گامهاي نُه گانه اي را براي تحمّل فشار رواني مطرح مي کند (73).قرآن کريم نيز در اين مسير چهره هايي مصمّم و شکست ناپذير از پيامبران و اولياي الهي ترسيم مي کند که تندباد حوادث نه تنها آنها را از پاي درنمي آورد، بلکه ايشان را مصمّم تر مي سازد (74).به عنوان نمونه به پيامبرش مي فرمايد:«فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ اُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» (75).اي رسول ما! تو هم مانند پيامبران اولوالعزم صبور باش و بر امّت بر عذاب تعجيل مکن.سپس سفارش مي کند: در مقابل سخنان تهمت انگيزشان مقاومت داشته باش (76).انسان مؤمن از نقصان خير و ثواب و از احاطه رنج و خوف بر خود بيمناک نيست (77). اصولاً اولياي خداوند هيچ ترس و اندوهي به دل خود راه نمي دهند (78). ايشان در حالت ايستاده، نشسته و خفته متفکّرانه و در حال خضوع مي گويند: ما از خداييم و به سوي خدا باز مي گرديم (79).تفاوت اساسي ديدگاه مادي و الهي نيز بر همين مبناست که در ديدگاه الهي اگر انسان در اين جهان مادي به خواسته هاي خود نرسيد و دست نيافت، در عالم معني و در سراي آخرت جبران خواهد شد، ولي بر اساس بينش مادي که به خدا و عالم معني و آخرت ايمان ندارند، از عنصر جبران خبري نيست، لذا در هنگام مواجه شدن با مشکلات، بيشتر دچار فشار رواني و يأس از زندگي شده، چه بسا تن به خودکشي مي دهند. پس در مسئله هدفداري و جست و جوي معني، مي توان گفت که مؤمن در زندگي خود متوقّف نمي شود و در هر شرايطي انعطاف پذير بوده روحيّه خود را بر محيط منطبق مي سازد؛ زيرا زندگي کنوني خود را مقدّمه زندگي جاودانه بهشت و رسيدن به رضوان الهي مي داند (80).
اعتقاد راسخ به قضا و قدر و تصادقي نبودن رويدادهايکي از راهکارهاي مهمّ مبارزه با فشار رواني از ديدگاه قرآن کريم، اعتقاد به اصل قضا و قدر است؛ يعني امور جهان تصادفي نيست و تحت نظارت و تدبير خداوند انجام مي پذيرد. بر اين اساس، يک مسلمان، در حالي که معتقد به جبر نيست و از زير بار مسئوليت شانه خالي نمي کند، به عنوان توحيد افعالي، مبدأ هر حرکت و انرژي را از خداوند مي داند (81) و خداوند را مربّي جهان و جهانيان مي شناسد.به هر حال فوايد مهمّ اعتقاد به اين اصل والا و عظيم در کاهش و يا زدودن فشار رواني و اضطرابهاي ناشي از آن را مي توان چنين برشمرد:1 حکيمانه ديدن نظام جهان: کسي که به حاکميت تقدير خداوند حکيم بر کلّ جهان معتقد است، نظام جهان را نظامي حکيمانه مي يابد؛ نظامي که مبتني بر حساب دقيق بوده، در مجموع، متوجّه مصالح عالي است. چنين بينش و اعتقادي موجب مي شود که انسان تنها به انديشه و تدبير خويش متّکي نبوده، هر کاري را که مي کند به مشيّت الهي ارجاع دهد (82).2 اعتقاد به علل معنوي و مأيوس نشدن از نارسايي علل مادي: از نتايج مهمّ چنين باوري در سايه عقيده به قضا و قدر الهي آن است که انسان با مشاهده نارسايي عوامل ظاهري، دچار يأس و نوميدي نمي شود، بلکه روح اميد همواره در او زنده مي ماند. چنين شخصي هيچ وقت احساس شکست نمي کند، چرا که هميشه در انتظار يکي از دو نيکي است؛ پيروزي يا شهادت (83).3 جلوگيري از حزن و سرخوردگي: با اعتقاد به قضا و قدر الهي، انسان در لابلاي همه امور دست خدا را مي بيند؛ لذا تحمّل سختيهاي زندگي بر او آسان شده، در برابر حوادث ناگوار خود را نمي بازد و هر مصيبتي را به اذن پروردگار مي داند. هميشه شعار وي نيز اين است:«اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَيهِ رَاجِعُونَ» (84).چنين فردي احساس مي کند که هيچ گاه راه به رويش بسته نيست، حتّي اگر در اين جهان از رنج و فشار نجات نيافت، مي داند که قيامت خانه ثواب است (85). او هرگز اجازه نمي دهد که بي تابي و بي قراري که از آثار ضعف روحي و فشارهاي رواني ناگوار است بر او چيره شود. به تعبير زيباي مولا علي عليه السلام :«تذلّ الامور للمقادير، حتّي يکون الحتف في التّدبير» (86).کارها پيرو قضا و قدر و تدبير الهي است، به طوري که گاهي تباهي و مرگ انسان در تدبير و هوشياري اوست.4 جلوگيري از غرور و سرمستي: اعتقاد به قضا و قدر الهي و تصادفي نبودن امور سبب مي شود که انسان از خوشيها و شاديهاي زندگي سرمست نشده، به موفّقيّت و کاميابيها مغرور نگردد. کسي که در برابر سختيها خود را مي بازد، غالبا در برابر پيروزيها نيز سرمست و مغرور مي شود؛ زيرا توفيقات را به خود نسبت داده، بر خويشتن مي بالد، امّا کسي که موفّقيّتها را نعمت خدا مي داند و فضل و احسان او در حقّ خود مي شمرد، دستخوش غرور نمي شود، بلکه از راه حق شناسي و شکرگزاري بر خضوع او افزوده مي شود تا آنجا که حتّي ناکاميهاي ظاهري را هم وسيله اي براي خير و پيشرفتهاي ديگر مي داند (87).
اصل توکّل و اعتقاد به آنيکي ديگر از راههاي سودمند و نتيجه بخش غلبه بر فشارهاي رواني باور به «توکّل» است که بر اساس اعتقاد راسخ به قضا و قدر الهي و توحيد افعالي در آدمي شکل مي گيرد. توکّل اعتماد به خداست و بدين معني است که انسان در پيمودن راه حق تزلزل به خود راه ندهد، تنها به تدبير خود متّکي و مغرور نباشد و بداند که اگر در زندگي هدفي صحيح و خداپسندانه برگزيند و فعّاليّت خود را متوجّه آن کند و نتيجه کار خود را به خدا وا گذارد، خداوند او را تحت حمايت خود قرار مي دهد؛ لذا در اين صورت نه تنها احساس فشار روحي و استرسهاي رواني نمي کند، بلکه تقدير الهي را در امور خود در نظر گرفته، آن را نوعي مصلحت انديشي و خيرخواهي خداوند براي خويشتن مي داند و هميشه ندا مي دهد:«اُفَوِّضُ اَمْريآ اِلَي اللّهِ اِنَّ اللّهَ بَصيرٌ بِالْعِبَادِ» (88).با اين وصف، دانستن اين نکته هم ضروري است که توکّل به معناي اين نيست که بشر تماشاگر باشد و تمام امور را به اين اصل ارجاع دهد؛ زيرا هر کسي به ميزان سعي خود بهره مي برد (89) و درست است که انسان موجودي مختار است، ولي اختيار او در طبيعت و تاريخ در مسير سنّت الهي است و سنّت خداوندي تبديل و تغييرناپذير است (90).
ايجاد تحوّل روحي و تکيه گاه معنوي ايماناز جمله روشها و راههاي مقابله با فشار رواني ايجاد تحوّل روحي و تکيه گاه معنويِ ايمان يا اخلاق مذهبي است؛ زيرا انسان به واسطه احساس ايمان به خدا و بازگشت به خويش، قدرتي فوق تصوّر مي يابد. تحليل رواني ايمان چنين است: کسي که به خداوند ايمان دارد احساس مي کند تکيه گاهي محکم دارد و همه امورش تحت نظارت خداوند است و تمام عوامل سلب آرامش را پشت سر مي گذارد؛ زيرا روزي دهنده و صاحب قوّت را خداوند مي داند (91). همچنين احساس مي کند که مرگ حتمي براي همه است (92) و نمي توان گريزي از آن داشت (93). انسان مؤمن بر اين باور است که طول عمر هر کسي در علم محفوظ الهي ثبت است (94). و در هر حال از رحمت خداوند مأيوس نمي گردد (95). اين است که مي داند اگر از خداوند چيزي بخواهد اجابت مي گردد (96) و غم و شادي نيز از اوست (97). در باور انسان مؤمن، خداوند هم هدايت کننده است و هم سيراب گرداننده و هم در موقع مرض شفادهنده (98). از همه مهم تر اينکه هميشه احساس مي کند بزرگ ترين مدافع انسان خود خداست (99) و اين تفکّر صحيح است که در مشکلات انسان را ياري نموده، او را ثابت قدم مي سازد (100).بنابراين به هر اندازه که آرامش انسان کمتر باشد، به همان اندازه ايمانش ضعيف شده است.از نمونه هاي تحوّل روحي در قرآن کريم مي توان به داستان ساحران فرعون اشاره کرد (101) و همچنين ماجراي آسيه همسر فرعون را نام برد که از کاخ فرعوني و عزّت دنيوي براي حرکت در مسير رضاي حق گذشت و گفت:«رَبِّ ابْنِ لي عِنْدَکَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ» (102).پروردگارا، خانه اي براي من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و کار او نجات ده.
تلقّي مرگ به عنوان ادامه مسير تکاملتلقّي انسان از مرگ، يکي از محوري ترين راهکارها و روشهاي غلبه بر فشار رواني از منظر قرآن کريم است. مسلماني که مي داند مرگ به مفهوم فنا و نابودي نيست، بلکه خروج از نشئه اي و دخول در نشئه اي ديگر است (103)، هيچ گاه احساس نااميدي نمي کند و اين جهان را منزلگه اصلي خود نمي داند. مرگ به جاي اينکه در مؤمن ايجاد فشار کند، اطمينان قلبي مي آفريند؛ زيرا انسان با مرگ به لقاءاللّه و اعتماد دروني مي رسد، در اين حال هم خودش راضي است و هم خداوند از او خشنود است و هم به ملاقات بندگان مخلص خدا دست مي يابد (104).توجّه به اين مقوله انسان را هر چه بهتر و بيشتر به لازمه جهان بيني الهي آگاه و آشنا مي نمايد و آن عبارت از هدفدار بودن جهان آفرينش است که با حکمت الهي نيز سازگاري اصيل دارد؛ يعني «ما آسمانها و زمين و آنچه را که ميان آنهاست به بازيچه نيافريديم» (105). پس هر موجودي بر اساس برنامه اي سنجيده و حسابشده به اين جهان گام مي نهد و خود را به سوي هدف حکيمانه اي که رسيدن به لقاءاللّه و سفر به سراي ابدي يا جنّت رضوان الهي است، رهنمون مي شود. اين است که با اعتماد قلبي و اطمينان دروني کامل، آرامش رواني را براي خويش در وجود و نهاد خود تثبيت مي گرداند و گرفتار فشارهاي روانيِ ناشي از پوچ گرايي، يأس و نااميدي از زندگي در اين جهان و ترس از مرگ نمي گردد.
انسان مأمور به وظيفه است نه نتيجهبر اساس اين بينش و طبق معارف اسلامي، در صورتي که انسان به واسطه قدرت نداشتن يا تقدير الهي در کاري موفق نشد، مي گويد من به وظيفه خود عمل نمودم، پيروزي و شکست و عزّت و ذلّت، همه دست خداست. درست است که انسان در مقابل اعمالش مسئول است (106) و بر اساس عملکردش مجازات مي شود (107) و به اندازه سعي و کوشش خود بهره مي گيرد (108) و آنچه بکارد مي درود (109)، ولي مسئوليّت او به اندازه توان عملي و قدرت اوست (110)، پس انسان مأمور به وظيفه است، نه نتيجه. مطابق اين ديدگاه و با تقويت آن در درون، اکثر فشارهاي رواني و اضطرابها کاهش مي يابد. بنابراين بهترين راه براي آرامش داشتن همان ايمان به خدا و ذکر اوست که بحث آن گذشت.
نتيجه گيريبا توجّه به مباحث مربوط به اين موضوع بايد يادآور شد که تمام شيوه ها و راهکارهاي مهمّ مبارزه با فشار رواني را «ايمان به خدا و ذکر دائم او» تأمين مي کند. با ايمان يک تکيه گاه روحي مطمئن در نهاد آدمي ايجاد مي شود و باعث ايمني و نجات او در جنگ با سختيها، مشکلات و نارساييهاي زندگي مي گردد:«الَّذينَ امَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوآ ايمَانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِکَ لَهُمُ الاَْمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ» (111)آنان که ايمان به خدا آوردند و ايمانشان را به ظلم و ستم نيالودند در دو عالم ايمني براي آنهاست و هم ايشان به حقيقت هدايت يافته اند.اين آيه به وضوح مي رساند که امنيّت و هدايت در سايه ايمان عملي مي شود و آرامش حقيقي از ايمانِ بدون ظلم به دست مي آيد.به هر حال، توجّه به قرآن کريم و راهکارهاي مطرح شده آن در سايه سار ايمان به خدا بهترين تدبير و والاترين و مطلوب ترين شيوه مبارزه و غلبه بر فشار رواني، استرسهاي دروني و اضطرابهاي ناشي از آنهاست. اميد آنکه با اُنس هر چه بيشتر و التفات روزافزون همه قشرهاي جامعه اسلامي به قرآن کريم، نااميدي، فشار رواني و اضطرابهاي دروني ناشي از مشکلات، شکستها و سختيهاي طاقت فرسا از زندگي آنها رخت بر بندد؛ ان شاءاللّه .
منابع و مآخذ1 استورا، تنيدگي يا استرس، ترجمه پريرخ دادستان، چاپ دوم: تهران، انشارات رشد، 1377ش.2 بستاني، محمود، اسلام و روان شناسي، ترجمه محمود هويشم، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1373ش.3 پاول، فشار رواني، اضطراب و راههاي مقابله با آن، ترجمه عباس بخشي پور و حسن صبوري، انتشارات آستان قدس رضوي، 1377ش.4 حسيني، سيد ابوالقاسم، اصول بهداشت رواني، انتشارات آستان قدس رضوي، 1374ش.5 حسيني، سيد ابوالقاسم، بررسي مقدماتي اصول روان شناسي اسلامي، انتشارات آستان قدس رضوي، 1364ش.6 حسيني کوهساري، سيد اسحاق، «راهکارهاي مقابله با فشار رواني در قرآن»، قم، مجلّه مجتمع آموزش عالي قم (فصلنامه تخصّصي علوم انساني)، سال سوم، شماره نهم، بهار و تابستان 1380ش.7 شرقاوي، حسن محمّد، گامي فراسوي روان شناسي، ترجمه دکتر سيد محمّد باقر حجّتي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1365ش.8 شفر، مارتين، فشار رواني، ترجمه پروين بلورچي، تهران، انتشارات پاژنگ، 1367ش.9 طباطبايي، سيد محمّد حسين، الميزان، بيروت، مؤسّسه اعلمي، 1393ق.10 مجلسي، محمّد باقر، بحارالأنوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق.11 فولادوند، محمّد مهدي، ترجمه قرآن کريم، قم، انتشارات دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، 1377ش.12 کليني، محمّد بن يعقوب، اصول کافي، تهران، دارالکتب الاسلامية، 1388ق.13 لو، پي ير لو، هنري، استرس دائمي، ترجمه عباس قريب، مشهد، انتشارات درخشش، 1371ش.14 محمدي ري شهري، محمّد، ميزان الحکمه، قم، انتشارات دارالحديث، 1416ق.15 مجيدي، سيد علي، «نقش آواي قرآن در کاهش اضطراب بيماران»، اصفهان، فصلنامه قرآني کوثر، سال سوم، شماره هفتم و هشتم، زمستان 1381 و بهار 1382ش.16 مطهري، مرتضي، فطرت، چاپ دهم: تهران، انتشارات صدرا، 1377ش.17 مکارم شيرازي، ناصر، القواعد الفقهيه، قم، انتشارات هدف، 1363ش.18 مولا علي عليه السلام ، نهج البلاغه، گردآوري سيد رضي، ترجمه مرحوم محمّد دشتي، قم، انتشارات مشرقين، 1379ش.19 نجاتي، محمّد عثمان، قرآن و روان شناسي، ترجمه عباس عرب، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1376ش.20 نيکبخت، عليرضا، استعانت از قرآن کريم در شفاي جسماني، تهران، انتشارات قبله، 1378ش.
——————————————–پي نوشت ها :

1 عليرضا نيکبخت، استعانت از قرآن کريم در شفاي جسماني، ص 57-50؛ همچنين بنگريد به: محمّد عثمان نجاتي، قرآن و روان شناسي، ترجمه عباس عرب، ص 58-10.2 علامه مجلسي، بحارالأنوار، ج 18، ص 424.3 نهج البلاغه، خطبه 16.4 مرتضي مطهّري، فطرت، ص 29.5 طه / 50.6 اعلي / 3.7 علق / 5.8 اسراء / 40-8 و عبس / 20.9 اسراء / 20.10 روم / 30 و 31.11 محمّد حسين طباطبايي، الميزان، ج 16، ص 178.12 انعام / 161.13 بقره / 130.14 علاّمه طباطبايي، الميزان، ج 1، ص 300.15 بقره / 85.16 زخرف / 43.17 محمّد بن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 1، ص 43.18 نهج البلاغه، خطبه 16.19 سيد ابوالقاسم حسيني، اصول بهداشت رواني، ص 56-55.20 انعام / 126-125.21 عصر / 3-1.22 بقره / 138. بنگريد به: سيد ابوالقاسم حسيني، بررسي مقدماتي روان شناسي اسلامي، ص 286-282؛ همو، اصول بهداشت رواني، ص 52-50.23 عنکبوت / 41.24 دعاي صباح مولا علي عليه السلام : «الهي قلبي محجوب و نفسي معيوب…».25 بنگريد به: تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 103-101 و ج 6، ص 153.26 اسراء / 46-45 و کهف / 57.27 حج / 46، طه / 126-124.28 بقره / 18.29 بقره / 19.30 انعام / 71.31 حشر / 2، 13، 14.32 «کاَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَة»، منافقون / 4.33 شيخ عباس قمي، سفينة البحار، ماده جهاد.34 غرر الحکم، ج 2، ص 72.35 همان، ج 5، ص 255.36 همان، ص 328.37 بنگريد به: سيد اسحاق حسيني کوهساري، «راهکارهاي مقابله با فشار رواني در قرآن»، ص 206-205.38 تغابن / 11.39 کهف / 39.40 حمد / 1.41 تغابن / 15.42 انبياء / 35.43 ملک / 2-1.44 بقره / 157-156.45 حديد / 4.46 قآ / 16.47 «قُلْ لَنْ يُصيبَنَآ اِلاَّ مَا کَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلينَا وَعَلَي اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» توبه / 51.48 «وَ لاَ تَقُولَنَّ لِشَايْ ءٍ اِنّي فَاعِلٌ ذلِکَ غَدًا * اِلاَّآ اَنْ يَشَآءَ اللّهُ…» کهف / 22 و 23.49 بنگريد به: سيد اسحاق حسيني کوهساري، «راهکارهاي مقابله با فشار رواني در قرآن»، ص 208-207.50 «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَآ اِلآَّ اِحْدَي الْحُسْنَيَيْنِ» توبه / 52.51 «وَ مِنْ آيَاتِهِ مَنَامُکُمْ بِاللَّيلِ وَ النَّهارِ» روم / 23. بنگريد به: سيد ابوالقاسم حسيني، اصول بهداشت رواني، ص 91-86؛ مارتين شفر، فشار رواني، ترجمه پروين بلورچي، ص 107-106؛ پاول، فشار رواني و اضطراب، ترجمه عبّاس بخشي پور و حسن صبوري، ص 200-197.52 يونس / 67، غافر 61 و نمل / 86.53 نبأ / 9-8 و فرقان 47.54 بنگريد به: محمود بستاني، اسلام و روان شناسي، ترجمه محمود هويشم، ص 320-307.55 روم / 21.56 يوسف / 5.57 اسراء / 23.58 يوسف / 92.59 بقره / 216.60 نساء / 19.61 بنگريد به: مکارم شيرازي، القواعد الفقهيه، ج 3، ص 170-169.62 همان، ج 3، 184-169، قاعده ميسور.63 بنگريد به: سيد ابوالقاسم حسيني، اصول بهداشت رواني، ص 197-195 و همچنين سيد اسحاق حسيني کوهساري، «راهکارهاي مقابله با فشار رواني در قرآن»، ص 213-212.64 رعد / 28. بنگريد به: استورا، تنيدگي يا استرس، ترجمه پريرخ دادستان، ص 96-95؛ پي ير لو هنري لو، استرس دائمي، ترجمه عباس قريب، ص 223-222؛ محمّد عثمان نجاتي، قرآن و روان شناسي، ترجمه عباس عرب، ص 47-40.65 بنگريد به: عليرضا نيکبخت، استعانت از قرآن کريم در شفاي جسماني، ص 59-55؛ همچنين بنگريد به: «تأثير شگرف آواي وحي بر اضطراب بيماران»، سيد علي مجيدي، ص 22-21.66 «فَاذْکُرُوني اَذْکُرْکُمْ» بقره / 152.67 طه / 124.68 کهف / 28 و آل عمران / 135؛ حسن محمّد شرقاوي، گامي فراسوي روان شناسي، ترجمه دکتر سيد محمّد باقر حجّتي، ص 376-374.69 «اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشَاء وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللّه ِ اَکْبَر» عنکبوت / 45.70 بنگريد به: حسن محمّد شرقاوي، گامي فراسوي روان شناسي، ترجمه دکتر سيد محمّد باقر حجّتي، ص 356-355.71 «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ» زخرف / 36.72 نجم / 30-29.73 بنگريد به: ويکتور فرانکل، انسان در جست و جوي معني، ص 42-38.74 آل عمران / 146.75 احقاف / 35.76 قآ / 39 و مزّمل / 17.77 جن / 13.78 يونس / 63.79 بقره / 156.80 بنگريد به: محمود بُستاني، اسلام و روان شناسي، ترجمه محمود هويشم، ص 193-192؛ همچنين بنگريد به: مارتين شفر، فشار رواني، ترجمه پروين بلورچي، ص 253-227؛ همچنين ويکتور فرانکل، انسان در جست و جوي معني، ص 46-45.81 کهف / 39.82 کهف / 23.83 توبه / 52.84 بقره / 156-155 و توبه / 51.85 تغابن / 11.86 نهج البلاغه، حکمت 16.87 «لِکَيْلاَ تَاْسَوْا عَلي مَا فَاتَکُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَآ ءاتيکُمْ» حديد / 23.88 مؤمن (غافر) / 44.89 نجم / 39.90 فاطر / 43 و فتح / 23.91 ذاريات / 58.92 آل عمران / 158.93 احزاب / 16.94 فاطر / 11.95 زمر / 53.96 انبياء / 89-87.97 نجم / 43.98 شعراء / 81-78.99 حج / 38.100 ابراهيم / 27.101 طه / 76-63.102 تحريم / 11.103 آل عمران / 185.104 «يَا اَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * اِرْجِعي اِلي رَبِّکِ رَاضِيَةً مَرْضِيّة» فجر 28-27. براي اطلاعات بيشتر بنگريد به: ابوالقاسم حسيني، اصول بهداشت رواني، ص 76-74.105 انعام / 73؛ آل عمران / 191؛ انبياء / 16 و 17.106 «کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعيّته». محمّد محمّدي ري شهري، ميزان الحکمة، ج 4، ص 327.107 مدّثّر / 38.108 نجم / 39.109 زلزله / 9-7.110 بقره / 286.111 انعام / 82.

 

برچسب ها: معنویت گرایی
نوشته قبلی

تاريخچه‌ شيعه

نوشته‌ی بعدی

آشنايى اجمالى با فرقه هاى شيعه

مرتبط نوشته ها

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
اهلبیت

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت
محور مقاومت

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت

امام کاظم (ع) اسوه بشریت
امام کاظم (ع)

امام کاظم (ع) اسوه بشریت

مقام علمی ـ سیاسی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

مقام علمی ـ سیاسی امام جواد (ع)

توحید از دیدگاه شیعه
عقاید شیعه

توحید از دیدگاه شیعه

نوشته‌ی بعدی

آشنايى اجمالى با فرقه هاى شيعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت

امام کاظم (ع) اسوه بشریت

امام کاظم (ع) اسوه بشریت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا