اولين برکت انتظار
اولين برکت انتظار فرج، وقتي خواهد بود که انسان منتظر بفهمد چه نوع ظلمتي جلوي ظهور نوراني امام را گرفته و موجب شده که امام همچنان در غيبت باقي بمانند. انسان ها بايد در گره زدن جان خود به خدا نقشي فعال داشته باشند و اين کار با کمک امامي معصوم که واسطه بين انسان ها و خداوند است انجام مي گيرد(1) و در اين حالت است که انتظار با تمام شور و حرارت شروع مي شود و انسان ها از جهان مادي و ماشيني شده فاصله مي گيرند، زيرا: «ساکنان جهان ماشيني، با همه چيز مثل ماشين رفتار مي کنند، آنان طبيعت را سرد و بي عاطفه مي يابند و خودشان هم مثل آن مي شوند.» (2)کسي که با فرهنگ انتظار آشنا باشد ظلمات زمانه بر او حاکم نمي شود؛ چنين کسي بدون آن که به غاري پناه ببرد، در جامعه به وظيفه خود مشغول است و در عين حال، مواظب است که گرد و غبار ظلماني آخرالزمان بر او ننشيند، زيرا او مي داند که از يک طرف، خداوند چه شرايطي را با حاکميت امام معصوم، براي بشريت رقم خواهد زد و از طرف ديگر، مي بيند که با غيبت امام معصوم (ع) چگونه باطل، جاي حق را گرفته است. چنين انساني مي تواند خودآگاهي و دل آگاهي لازم را به مردم زمانه خود نيز بدهد.تا بفهمد چگونه گرفتار ظلمات زمانه شده اند و راه برون رفت از اين شرايط چيست؟
رمز ورود به فرهنگ انتظار انساني که منور به نور بصيرت شد، مي داند که مشکل اصلي کدام است و چه نوع زندگي را بايد مد نظر انسان ها قرار دهد. در آن صورت است که معلوم مي شود اشکال اساسي وضع موجود جهان چيست و چرا مشکلاتي مثل بيکاري و مواد مخدر گريبان بشريت را گرفته و چرا هر چه تلاش مي شود هيچ راهي براي برون رفت از آنها پيدا نمي شود. اگر به خوبي روشن شد که ظلمات آخرالزمان به چه معني است، آن افق نوراني شروع به طلوع مي کند و انسان وارد فرهنگ انتظار مي شود و چنين حالتي يقيناً به ظهور حضرت صاحب الامر(ص) ختم خواهد شد؛ چون انتظار، به معني حقيقي آن، پديدار شده است.اگر مشکلات اصلي بشر امروز، صرف بيکاري و فساد جوانان و مواد مخدر و امثال اينها باشد که هر انسان معمولي هم مي تواند آنها را به عنوان يک مشکل بفهمد و براي رفع آنها تلاش کند و خواستار جامعه اي خالي از آنها باشد. ولي آن چيزي که اولياي الهي مي فهمند و منتظر آن هستند، چيز ديگري است، بسيار بالاتر از اين نوع خواسته ها، در همين رابطه، بايد آن حجابي که روح ايمان را در صدر اسلام پوشانده بشناسيم تا به آن نحو که مقام معظم رهبري (رحمه الله) ترسيم کردند وارد فرهنگ انتظار شويم و بفهميم که چرا ائمه (ع) تلاش کردند تا «اسلام را به همان مسيري که پيغمبر پيش بيني کرده بودند، برگردانند».( 3)
فرهنگ غرب ظلمت نهايي آخر الزمان از آخرين پيام رسمي امام خميني (ره) در تاريخ 2 / 1 / 1368 چنين برداشت مي شود که ظلمت نهايي که در آخر الزمان رخ مي نمايد، خود را در فرهنگ غرب استکباري نشان داده و همه ظلمات ممکن را به صحنه آورده و اين غير از ظلمي است که محمد علي شاه و يا مظفر الدين شاه انجام دادند. نه آن ظلمت ها، ظلم آخر الزماني بود و نه مقابله با آنها به اسم فرهنگ انتظار و عزم براي زمينه سازي حاکميت حضرت ولي عصر (عج) انجام شد. به همين جهت، ملاحظه فرموديد که با رفع ظلم قاجار، رضاخان و سلسله پهلوي ظهور کرد و اکثريت جامعه، در ابتداي امر، نتوانستند متوجه ظلمات او شوند، زيرا با فرهنگ انتظار به مقابله با سلسله قاجار نرفته بودند.امام خميني( رحمه الله) به ما نشان دادند، طاغوتي که بايد با تمام وجود با آن مقابله کنيم و حکومت جهان حضرت مهدي (عج) را جايگزين آن نماييم. در فرهنگ غرب ظهور کرده و آن نور حقيقي هم که بايد با اين ظلمت درگير شود، در دست ما است. ايشان در همين رابطه مي فرمايند: «انقلاب مردم ايران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت (عج) است».(4)
رسالت اصلي انقلاب اسلامي انقلاب اسلامي به يک انقلاب جهاني نظر دارد که توسط صاحب الامر (عج) به وقوع مي پيوندد. و به تعبير حضرت صادق (ع) «ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها.(5) هنگامي که قائم ما قيام کند، زمين به نور پروردگار روشن مي شود و تاريکي يکسره از بين مي رود.» لازمه اين قيام، انقلابي است که تمام مناسبات فرهنگ استکباري را در هم بريزد.از آن جايي که انقلاب اسلامي ايران، نقطه شروع انقلاب حضرت مهدي (عج) است، بايد با همان روش حضرت بقيه الله (عج) را با فرهنگ استکباري روبه رو شود؛ يعني نفي فرهنگ کفر و نه مدارا با آن. چون بنا به فرمايش حضرت امام خميني (ره) بايد به ايجاد حکومت جهاني اسلام فکر کنيم و اين با مدارا با فرهنگ کفر ممکن نيست. ايشان مي فرمايند: «بايد دولت جمهوري اسلامي تمام سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد. ولي اين بدان معنا نيست که آنها را از اهداف عظيم انقلاب که ايجاد حکومت جهاني اسلام است منصرف کند.» (6) همچنين ايشان در سخن هشدار گونه اي خطاب به مسئولان فرمودند: «مسائل اقتصادي و مادي، اگر لحظه اي مسئولين را از وظيفه اي که بر عهده دارند، منصرف کند، خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد.» (7)پس غفلت از مقابله با جهان استکباري، اولاً خطري بزرگ پيش مي آورد و بعد روحي و تربيتي جامعه را از حماسي بودن به خوشگذراني و رفاه طلبي تغيير مي دهد؛ ثانياً خيانتي عظيم محسوب مي شود چون در حقيقت، پشت کردن به هدف اصلي انقلاب اسلامي است. زيرا با شروع انقلاب اسلامي، شرايط براي کنار زدن پرده اي که بين ما و امام زمان (عج) قرار دارد به خوبي فراهم شده است. به همين علت بايد فعاليت ها را در نفي ظلمات روح استکباري و ايجاد حکومت جهاني اسلام شروع کرد و اين به معني درگيري نظامي با جهان استکبار نيست، بلکه کافي است با روحيه انتظار، چشم ها را به چيزي بالاتر از آنچه غرب استکباري، زندگي مي نامد، بدوزيم و اين راه ظلماني را نفي کنيم که اين بزرگ ترين قدم و سخت ترين آن است و کم هزينه هم نيست.
آثار توجه به رهنمودهاي حضرت امام (ره) به خوبي روشن است که هر اندازه به امام خميني (ره) و رهنمودهاي او نزديک شويم، حجاب بين خود و امام عصر (عج) را کم کرده ايم و به دنبال آن، جامعه از پرتو انوار حضرت صاحب الامر (عج) در جاي جاي زندگي فردي و اجتماعي بهره مند، و زمينه ظهور فراهم تر خواهد شد. در مقابل، به هر اندازه که از امام خميني (ره) و راهي که جلوي ما گشوده است دور مي شويم، حجاب بين خود و حضرت صاحب الامر (عج) را بيشتر خواهيم کرد. ملاحظه فرموديد که در هشت سال دفاع مقدس، چگونه نور وجود حضرت امام زمان (عج) به نحوي خاص احساس مي شد، ولي همين که به اسم و براي سازندگي و اصلاحات و غيره به ظلمات فرهنگ غرب نزديک شديم غيبت ايشان شديدتر شد. نور ظهور امام زمان (عج) مثل نور خداوند است؛ خداوند جلوه اي مي کند، اگر قلب آماده باشد جلوه اي ديگر مي نمايد، باز اگر قلب آماده تر شود، جلوه بيشتري مي کند، تا آن جا که ان شاء الله قلب انسان محل ظهور نهايي انوار خداوند مي شود ظهور و فرج حضرت صاحب الامر (عج) نيز نهايتي دارد که وقوعش در آخرالزمان است، اما نوع ارتباط ها و شرايط اجتماع، ظهور را شدت و ضعف مي بخشد.
راه انتظار، راه حقيقي امام (ره) امام خميني(ره) روشن کرده است که براي کنار زدن پرده غيبت، بايد جانانه به صحنه آمد؛ چون اولاً انقلابي به وقوع پيوسته که سبک و سياقش، مهدوي است و ثانياً بايد به فکر حکومت جهاني باشيم و در اين راه بدانيم که «شکستن فرهنگ شرق و غرب، بي شهادت ميسر نيست.» (8) و اين است معني انتظاري که تقدير شيعه را تا اوج کمال، رقم مي زند ايشان تأکيد مي کرد که فرهنگي وجود دارد که حجاب نور مهدي (عج) شده و بايد با آن مقابله کرد و شاخصه آن ضد قدسي بودن آن است؛ چه در جلوه ليبراليسم به سرکردگي آمريکا. فرهنگ غربي، نور مهدي (عج) را در حجاب نگه داشته و ذهن مردم جهان را با انواع برنامه هاي شيطاني در کنترل خود قرار داده است تا هرگز به حاکميت امام معصوم فکر نکنند، اگر هم مي خواهند معنويت را در زندگي خود وارد کنند، بايد حاکميت آمريکا را در دهکده جهاني بپذيرد، رجوع به حضرت مهدي (عج) تمام اين حجاب ها را پس مي زند و تاريخ را تا حاکميت امام معصوم جلو مي برد.بسيار مشکل است که آدم متوجه شود روح اين مسلمان نماز خوان، همان روح فرهنگ غربي است و مانع ظهور نور حضرت مهدي (عج) شده، مگر اين که جايگاه حضرت مهدي (عج) را درست بشناسيم و خود را در انتظار او نگه داريم و با حاکميت ليبرال دموکراسي غربي همه چيز را تمام شده ندانيم. در چنين شرايطي مي توان فهميد که هر کس اسلامي را تبليغ کرد که سر سازش با غرب داشت، تبليغ او نه در فرهنگ انتظار جاي مي گيرد و نه نسبتي با انقلاب دارد؛ چرا که حضرت امام خميني (ره) شاخصه انقلاب را مقابله با فرهنگ غربي تعيين فرمودند، زيرا فرهنگ مدارا با کفر، به کفر رسميت مي بخشد. و اين کار يک نوع کنار آمدن با شيطان است.
فرهنگ انتظار، طريق مبارزه با جنگ نرم با تقويت فرهنگ انتظار، نه تنها انقلاب اسلامي از غرب زدگي داخلي آزاد مي شود، بلکه روحيه عبور از غرب، در تمام مردم جهان به وجود مي آيد به شرطي که راه امام خميني (ره)- که همان راه واقعي انتظار است – گشوده بماند و در آن صورت است که ملت ما از جنگ نرمي که دشمن ايجاد کرده به خوبي مي گذرد و دشمن را به صورتي فوق العاده مأيوس مي کند. اگر مي خواهيد دختران و پسران و همسرانتان برايتان بمانند و دشمن، آن ها را از شما نگيرد، بايد با رويکرد عبور از غرب به خط امام (ره) و اهداف انقلاب اسلامي نظر نماييد تا شما نيز شامل اين روايت باشيد که رسول خدا (ص) فرمودند: « افضل العباده انتظار الفرج؛ (9) برترين عبادت، انتظار فرج است.»حضرت روح الله (ره) به ما پيام داده است که امروز، خدا ما را مسئول کرده است که راه ظهور حضرت را بگشاييم، همان طور که به عهده امام زمان (عج) اين وظيفه را گذاشته که در اولين فرصت که زمينه آماده شد ظهور کند. به تعبير ايشان: «امروز خداوند ما را مسئول کرده است. نبايد غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت بايد مبارزه کرد و شور و حال و حرکت انقلاب را بر پا داشت.» (10)
حاصل سخن در حال حاضر، جز راه امام خميني (ره) براي ورود به اردوگاه منتظران مهدي (عج) راهي در ميان نيست و تا راه امام خميني (ره) را درست نفهميم و در آن پرورش نيابيم، هيچ ورودي در فرهنگ انتظار نداشته ايم. اگر فرهنگ انتظار را درست بشناسيم و خود را وارد چنين فرهنگي کنيم، به خوبي احساس مي کنيم که از همه جهات، تغيير کرده ايم، اعم از روحيه حماسي که در ما پيدا مي شود و يا انديشه عميقي که در معارف اسلامي پيدا مي کنيم. زيرا با فرهنگ انتظار مي توان از حجاب ظلماتي آخر الزمان عبور کرد و با زندگي ديگري آشنا شد، يعني زندگي در کنار حضرت مهدي (عج) و در کنار رسول خدا (ص) اما اگر وارد چنين انتظاري نشويم، ظلمات آخرالزماني با ظاهر ديني اش ما را مي فريبد، چنان چه پيامبر (ص) مي فرمايند: «زماني بر امت من پيش مي آيد که از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقي نمي ماند. مسلمان ناميده مي شوند، در حالي که بيش از همه مردمان از آن دورند. مساجدشان آباد است، ولي از هدايت خالي است.» (11)
پينوشتها:
1. امام صادق (ع): «نحن فيما بينکم و بين الله حجاب». همان، ج 2، ص 95.2. پروفسور ويليام چيتيک، علم جهان و علم جان، ص 106.3. مقام معظم رهبري «حفظه الله»، عيد غدير 1384.4. 2/ 1/ 1368.5. الارشاد، ج 2، ص 381.6. 2/ 1/ 1368.7. صحيفه امام، ج 21، ص 328.8. صحيفه امام، ج 21، ص 327.9. کمال الدين و تمام النعمه، ج 1، ص 287.10. صحيفه امام، ج 21، ص 325.11. ثواب الأعمال، ص 253. منبع:نشريه امان، شماره 36.

















هیچ نظری وجود ندارد