۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

رویکرد استراتژیک به اخبار آخرالزمان(۱)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دلیل این همه اخبار برای آخرالزمان چیست؟ ترسیم دوران پیش از ظهور از جنبه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … موقعیت جبهه حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با این بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط برای «دادن امید» یا «باوراندن قطعیت آن» و مانند اینها بود با جملاتی کوتاه اما مکرر مثل «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «کما ملئت ظلما و جورا» نیز به دست آمده و …
۱٫ استراتژی برای ظهوردر روایات اسلامی مربوط به آخرالزمان از جمله از «ممهّدون» و زمینه‌سازان سخن رفته است. پیامبر اعظم(ص) فرمود:از مشرق زمین مردمی قیام می‌کنند و زمینه‌سازی برای حکومت امام مهدی(ع) خواهند نمود.۱تهیه مقدمات برای سیطره حاکمیت و ظهور حضرت صاحب(ع)، لاجرم دارای برنامه و استراتژی خواهد بود که از قضا حکمت روایات بسیاری پیرامون آخرالزمان حوادث قبل ظهور را روشن می‌نماید.۱ـ۱٫ جهت صدور اخبار آخرالزمانقریب به شش‌هزار روایت پیرامون مهدویت و آخرالزمان از زبان معصومین(ع) در موسوعه‌ها جمع‌آوری شده است.۲ با تورّقی ساده، سهم بزرگی از این مجموعه را درباره‌ مشخصات و مختصات آخرالزمان، ظهور و پس از ظهور می‌یابیم.سؤال اساسی این است که این همه اخبار برای چیست؟ ترسیم دوران پیش از ظهور از جنبه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … موقعیت جبهه حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با این بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط برای «دادن امید» یا «باوراندن قطعیت آن» و مانند اینها بود با جملاتی کوتاه اما مکرر مثل «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «کما ملئت ظلما و جورا» نیز به دست آمده است و این همه بازکاوی در زوایای زندگی بشر را نمی‌خواست. به علاوه چه بسا این همه تنوع در عبارات و حوادث متفاوت و … مخل به آن جلوه نماید! سؤال وقتی جدی‌تر می‌شود که می‌بینیم نحوی دیگر از استفاده از روایات به نام «توقیت» را خود معصومین(ع) در ضمن همین روایات به طور حتمی و قطعی محکم سد کرده‌اند. دسته‌ای از روایات با مضمون مشترک «وقت‌گذاران دروغ می‌گویند» در این مجموعه بزرگ روایی قرار گرفته است. اگر از این پیش‌گوئی‌ها و اخبار و اوصاف نمی‌توان «وقت ظهور» را بدست آورد و صرفاً هم برای امید و قطعیت صادر نشده‌اند ـ به خصوص که به ادله متفاوت، معتقدیم که از ناحیه معصوم(ع) فعل لغو سرنمی‌‌زند ـ این سؤال بیشتر آشکار می‌شود که، جهت صدور این روایات چیست؟در یک تقسیم‌بندی اولی این بخش از روایات مهدویت (یعنی اخبار آخرالزمان) را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: اخبار نشانه‌گذار و اخبار استراتژیک.الف ـ اخبار نشانه‌گذار: اخبار نشانه‌گذار که اغلب سیاق پیش‌گویی دارند روایاتی هستند که برای نشانه‌گذاری مسیر حق و باطل صادر شده است.این مطلب از گذشته سابقه داشته است، مثلاً وقتی عمار در ساخت مسجد نبوی جدّ و جهد می‌ورزید و برخی راحت‌طلبان بر او سنگ بیشتر بار می‌کردند. در جواب کسی که گفت: این‌گونه عمار را می‌کشید! پیامبر(ص) فرمود: «عمار را قوم طاغی می‌کشند!»؛ و از آن پس عمار پرچم شد و نشانه. هر جا عمار شمشیر می‌زد مقابل او طاغی قلمداد می‌شد یا وقتی پیامبر(ص) عایشه را از سگ‌های حوأب بیم داد، سگ‌ها نشانه‌ای شدند برای جریان باطلی که عایشه در آن بود.در اخبار آخرالزمان نیز این اخبار نشانه‌گذار را می‌شود یافت. از باب نمونه برخی از اخبار که نشانه‌های حتمی ظهور را می‌شمارد دارای این کاربری‌اند. برای مثال ادعای مهدویت قبل از صیحه آسمانی محکوم به کذب است چون موعود واقعی نشانه‌گذاری شده است.ب ـ اخبار استرتژیک: بخش قابل توجهی از این اخبار کاربری بالاتری دارند و آن استراتژی‌سازی است. استراتژی به این معنا که همه امکانات، دارایی‌ها و استعدادها در مسیری خاص برای هدفی خاص مدیریت شود. منظور از استراتژی در اینجا این است که با توجه به هدفی خاص که از سوی خبر غیبی به دست آمده امکانات را بسیج نماییم چنان‌که یوسف صدیق چنین کرد. رؤیای شاه وقتی نزد او صادق جلوه می‌کند و می‌فهمد هفت سال پس از این، قحطی در پیش است از این خبر استراتژی می‌سازد و از شاه می‌خواهد او را خزانه‌دار کند و هفت سال بکارند و سیلو کنند.۳ این مطلب در خُرد و کلان مطرح است؛ برای نمونه به حسب روایات پس از ظهور، امام عصر(عج) گنبد و مناره مساجد را ویران کرده، مساجد را مثل زمان نبوی بنا می‌نماید.۴ به فرض صحت صدور و دلالت این روایات، انسان خیّری را فرض کنید که می‌خواهد برای مسلمین وقف نموده و علی‌القاعده آرزویش این است که تا ظهور امام عصر(عج) بلکه تا قیامت مسجد او برپا باشد و یاران حضرت در آن نماز بگذارند.آیا اگر این خبر را شنید، هزینه خود را خرج چیزی می‌کند که به دست امام عصر(عج) ویران شود؟ آیا این خبر از زخارف مساجد و معماری اضافی آنها نکاسته و بر طرحی برای اداره و رونق آن نمی‌افزاید؟! این نمونه‌ای از کاربری استراتژیک از اخبار آینده است.۱ـ۲٫ سیره استراتژی‌سازی از اخبار غیبیقرآن در ضمن بیان سیره انبیا، از این واقعیت نیز پرده برمی‌دارد. غیر از آنچه درباره حضرت یوسف گذشت از کشتی‌سازی نوح در بیابان بی‌آب که مبتنی بر خبر غیبی بود و هم از اعمال چندگانه خضر نبی در سوره کهف و … می‌توان مثال آورد که چگونه داشتن معلومی از غیب منجر به برنامه‌ریزی‌ای خاص برای آتی شده است.با مثال آوردن از خضر ممکن است این خلط صورت گیرد که خضر یک استثنا بوده و حتی سایر اولیا مکلف نبوده‌اند بر اساس علم غیب خود عمل نمایند و مثلاً قصاص قبل از جرم کنند!اما بین این مطلب و برنامه‌ریزی و اخذ تصمیم و استراتژی‌سازی مبتنی بر اخبار غیبی از آینده فرق جدّی وجود دارد. علم غیب نسبت به آینده تکلیف انسان به ظاهر در اکنون را تغییر نمی‌دهد، لذا مثلاً سیدالشهدا(ع) علی‌رغم علم سابق بر بیعت‌شکنی کوفیان به حسب ظاهر حجت برایش تمام است و باید به آن بیعت ظاهری توجه نماید و به سمت کوفه برود. اما این منافاتی ندارد که برای آینده‌ای که در راه است، با توجه به آن علم غیبی برنامه‌ای بریزد. از این‌رو صلح امام مجتبی(ع) در روایت، به عمل خضر در شکستن کشتی آن خانواده فقیر تشبیه شده است، در حالی که می‌دانیم امام حسن(ع) مثل خضر مأمور به عمل به باطل نبوده است، لکن وظیفه او در «حال» و «ظاهر» یک چیز است و وظیفه او در قبال «فردا» و «باطن» چیز دیگر. لذا به حسب ظاهر حجت کافی برای صلح وجود دارد و می‌پذیرد. در حالی که با چشم دیگر فردا را می‌بیند و این صلح را مقدمه قیام حسینی قرار می‌دهد.یکی از مثال‌های عالی برای زمینه‌سازی و استراتژی داشتن برای پدیده‌ای در آینده، تمهیدات الهی و استراتژی ابراهیم جهت بعثت خاتم‌الانبیا در مکه است. ابراهیم(ع) پدر ادیان توحیدی است. بنا به وعده الهی قرار است نبوت و امامت در نسل و ذریه او باشد. از او دو فرزند (اسحاق و اسماعیل) پدید می‌آید اما نبوت در شاخه اسحاقی دنبال می‌شود. یعقوب (اسرائیل) فرزند اسحاق و سپس پیامبران بنی اسرائیل: یوسف، داود، سلیمان، موسی، عیسی(ع).۵ابراهیم در یک برنامه عجیب، هاجر و اسماعیل را به سرزمین مکه ـ که بی‌آب و علف است ـ می‌آورد.آنجا کعبه را بنا می‌کند، در حالی که قبل و بعد از این عمل تا قرون بعدی همچنان بیت‌المقدس قبله است. آنجا دست به دعا بلند و « لسان صدقٍ فی الآخرین» از خدا می‌خواهد. این دعای پر رمز و رازی است: «لسان صدق» در «آخرالزمان!» خداوند که وعده استخلاف بندگان صالح را توسط بنی اسرائیل دنبال می‌کرد و آنها را فضیلت‌ها بخشیده بود به علت نافرمانی‌ها و عهدشکنی، عهد خویش را از آنها برمی‌دارد. آخرین پیامبر خدا در این قوم ـ عیسی(ع) ـ احساس کفر در آنها می‌نماید و خداوند از جمله به او وعده می‌دهد که کافران از بنی‌اسرائیل تا قیامت زبون و زیر دست قرار گیرند.۶اگر فردای تاریخ را نمی‌دیدیم کار خلیل‌الرحمان در چند قرن قبل عبث و لغو جلوه می‌کرد، اما اینجا آن استراتژی ـ عمارت کعبه و قرار دادن نسل اسماعیل در آنجا ـ کارکرد خود را نشان می‌دهد. نبوت از شاخه اسحاقی‌اش به شاخه اسماعیلی منتقل می‌شود. پس از مدتی طولانی، آخرین پیامبر الهی از نسل او در مکه ظهور می‌کند که لسان صدق توحید ابراهیمی در آخرین و هویت مستقل دین الهی را برپا کرده، کعبه‌ای که بنای ابراهیم است را قبله قرار می‌دهد. این نمونه‌ای از برنامه‌ریزی اخذ استراتژی با توجه به علم سابق الهی و سروش غیبی او برای آینده است. جالب اینکه غیر از خلیل خدا و اوصیائش برخی دشمنان نیز با اطلاع از اخبار غیبی در انتظار این بعثت به آنجا کوچ کرده و حوادث بعثت آن نبی را رصد می‌کنند، به‌طوری که قرآن در چند جا می‌فرماید: «پیامبر را می‌شناسند همانگونه که بچه‌هاشان را»7.چنین چیزی را در سیره ائمه معصومین(ع) برای تمهید مقدمات و اخذ استراتژی برای ظهور خاتم‌الاوصیا می‌یابیم. یک نمونه از آن زمینه‌سازی، تأسیس شهر قم است. شهر قم که هنگام فتوحات خلفا ویران شده بود در سال ۹۴ هجری به دست اعراب قبیله اشعری که مجبور شده بودند به علت عقاید شیعی خود کوفه را ترک کنند بازسازی شد. بنابراین شعبه‌ای از جامعه شیعی اولیه کوفه و قدیمی‌ترین پایگاه شیعه در ایران شد که مدت زمانی طولانی به عنوان یک کوچ‌نشین عربی ماهیت خود را حفظ کرد. با دقت در روایات و دستورات اهل‌بیت(ع) می‌بینیم تأسیس این‌چنینی قم یک استراتژی برای حفظ تشیع و زمینه‌سازی برای ظهور حضرت حجّت(ع) است.این کوچ به دستور امامان بوده و عالمانی بزرگ مثل زکریا بن آدم بدان‌جا گمارده شده، فاطمه معصومه(س) به هنگام بیماری در ساوه دستور انتقال به قم می‌دهد (سال ۲۰۱ هجری) تا در آنجا دفن شود. این شهر از عصر صادقین به این سو مورد تمجید واقع می‌شود «آشیانه اهل‌بیت» «حرم اهل‌بیت» «مصون از گزند جباران» و ده‌ها تعابیر اینچنینی.از بخش دیگر اخبار، این استراتژی کشف می‌شود آنجا که در وجه تسمیه قم ـ به عربی یعنی: قیام کن ـ می‌فرماید:اهل آن با حضرت قائم(عج) قیام کرده، او را یاری می‌کنند.در آخرالزمان علم از کوفه کوچ می‌کند و در شهری به نام قم سر در می‌آورد و معدن علم و فضل می‌شود به طوری که مستضعفی در دین در تمام زمین باقی نمی‌ماند و این نزدیک ظهور قائم ماست.۸ و پس از احیای قم با ترکیب شیعی و گماردن عالمان برجسته و تشویق خاصان شیعه به سکونت در آن برای ساختن پایگاهی مهم در آخرالزمان است که اگر از نگاه متجزّی و بریده به روایات به نگاه جامع و مرتبط روی آوریم به خوبی خود را هویدا می‌نماید.اصل توجه به اخبار غیبی و پیش‌گویی‌ها سابقه درازی دارد. وقتی خلیفه دوم، شام را فتح کرد از جمله به تفحص درباره دجال پرداخت. آیت‌الله العظمی حکیم هم از امام موسی صدر خواست تا در سوریه درباره سفیانی تحقیق نماید… اما عجیب اینکه این‌گونه کارها در چشم می‌آید اما مواجهه استراتژیک برخی از بزرگان دین با اخبار آخرالزمان به چشم نیامده و هرگز تئوریزه نشده‌اند.حکم میرزای شیرازی درباره تحریم تنباکو یک مواجهه کاملاً استراتژیک است که ریشه در فردانگری دارد. اولاً به جای واژگان فقهی واجب و حرام از واژگان کلامی ـ اعتقادی استفاده می‌کند. ثانیاً مستقیماً بر سر اعتقاد به مهدویت دست می‌نهد. نه تنها نفرمود: الیوم استعمال توتون و تنباکو حرام و گناه نابخشودنی است. بلکه حتی نفرمود: استعمال آن در حکم جنگ با اسلام و رسول‌الله است. بلکه فرمود: «در حکم محاربه با امام زمان(عج) است». این حکم یک پیش‌فرض کلامی تاریخی معلوم دارد. چه نسبتی است میان تسلط اجنبی‌ها بر اقتصاد ایران شیعی با محاربه با امام عصر(عج)؟!‌ پاسخ به این پرسش فراتر از «تطبیق قاعده نفی سبیل» بر مورد است و لاجرم موقعیت ایران شیعی در قبال نصرت حضرت ولی عصر(عج) را پیش می‌آورد. همچنین وقتی امام خمینی(ره) مسئولان جمهوری اسلامی را توجه می‌دهد که «انقلاب ما محدود به ایران نیست انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است»،۹ یک تبیین استراتژیک ارائه می‌دهد. ایشان در دنباله مسئولان را تکلیف می‌فرماید: «مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولان را از این وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد باید دولت اسلامی تمام سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلامی است منصرف کند».10 خطر بزرگ و خیانت سهمگین چیست؟ آیا در حدّ تخلف از قوانین راهنمایی حرام است؟ یا آن هنگام استراتژیک این وظیفه زمینه‌سازی را موجب شده و تخلف از آن خیانت به آرمان الهی و آرزوی اولیای الهی تلقی شده است تئوریزه کردن این نگاه امروز یک ضرورت حیاتی است.۱ـ۳٫ دو بایسته مهمّ استراتژیک برای ظهوربرای یافتن استراتژی کارآمد جهت مواجهه با ظهور حضرت حجت(عج) دو گام اصلی را باید برداشت: اول، یافتن مختصات همه جانبه ‌ظهور با توجه به اخبار معتبر معصومان. دوم، استراتژی مؤثر با نظریه این مختصات از یک سو و نظر به امکانات بالفعل و بالقوه جهان اسلام ـ به‌ویژه تشیع ـ از سوی دیگر.گام برداشتن در چنین طریقی اگر به یک گفتمان تبدیل شود و مورد توجّه خبرگان و نخبگان جامعه اسلامی قرار گیرد برکات فراوانی را برای حال و آینده جامعه خواهد داشت.مختصات ظهور و پس از ظهور، کشف سیمای جهان پیش روست از این رو مترقی و پیشرفته بودن هر فکر، جریان و ایده‌ای متناسب با نسبت آن فکر و جریان با جهان پیش رو خواهد بود. این نظام ارزش‌گذاری اجتماعی، اقبال و ادبار‌های عمومی را عرضه خواهد کرد. اقلّ منفعت چنین ارزش گذاری‌ای خروج از غرب‌زدگی مزمن جهان اسلام و بی‌ارزش شدن آرمان‌های ارتجاعی یا اکنون زده روشنفکری می‌باشد، که این خود، هویت و استقلال ملی ـ مذهبی را در پی خواهد داشت. ازباب «تعرف الأشیاء بأ ضدادها» به یک مثال عینی در تاریخ معاصر توجه نمایید. بیش از ۲۰۰ سال است که ایرانیان با تمدن غرب آشنایند. در تمام این ۲۰۰ سال، جریان و جنبشی اجتماعی ـ سیاسی در پی اخذ و تمسک از این تمدن بوده است. گرچه این جریان تاریخی یک طیف به حساب آمده، بنابراین شدت و ضعف غرب زدگی در آنها به یک میزان نبوده و بالتبع قرائت‌ها و مدل‌های اعتصام و تمسک به غرب نیز در این دو قرن متفاوت بوده است، اما این واضح است که در دهه‌های معاصر، در نوبت‌هایی، این جریان به مطالبه‌ای اجتماعی ـ سیاسی بدل شده است و در هر دوره‌ای همه سرمایه‌های ملی ـ معنوی را به خود مشغول نموده است ـ چه در جانب اثبات چه در جانب نفی ـ وقتی تنها راه پیشرفت و ترقی رسیدن به اتوپیای غرب قلمداد و این تصوّر از لایه‌های فکری ـ فرهنگی به لایه‌های اجتماعی ـ‌ سیاسی جامعه کشیده شود، تبدیل به یک مطالبه اجتماعی می‌شود و هزینه‌های بسیار می‌گیرد. ادبیات و هنر از آن تأثیر می‌گیرد به طوری که از آن پس فیلم‌ها, رمان‌ها و تصنیف‌ها، آرمان دمکراسی لیبرال و لوازمش گوهر مقصودشان می‌شود. در ساختار قدرت و نهادهای مدنی، اصطلاحات سیاسی شعار می‌شود و به عنوان نمونه، علی‌رغم ده‌ها مشکل معیشتی مردم, استاندارد هر ۱۰ نفر یک روزنامه، دنبال می‌شود. حتی تمرین دموکراسی به مدارس راه می‌یابد و یک برنامه‌ ملی می‌گردد. همه لوازم دموکراسی لیبرال در اقتصاد، حقوق و سیاست تئوریزه می‌شود و از همه بدتر با معیار قرار گرفتن مدرنیزم و آرمان جدید دست په پیرایش دین می‌رود و قرائاتی متناسب با مدرنیزم از دین عرضه می‌شود. متدها و مدل‌هایی مثل قبض و بسط تئوریک شریعت، هرمنوتیک، وحدت متعالی ادیان, اجتهاد مدرن و … برای آشنایان به این جریان شناخته شده است. حال اگر گفتمان مهدویت به عنوان یک رویکرد اجتماعی ـ فرهنگی، نه صرفاً کلامی ـ تاریخی یا فردی ـ معنوی بر جامعه سایه اندازد و در پرتو آن مختصات جهان پیش رو یافته شود آیا چنین تزهایی مترقی و رو به جلو و پیشرفته تلقی می‌شوند؟ آیا تمدنی که در سطح کلان دارد دوران اضمحلال خود را طی می‌کند اتوپیا و آرمان بخشی از جامعه شیعی قرار می‌گیرد و بهترین استعدادها و امکانات را صرف خود می‌نماید؟درگفتمان مهدویت به جای تمرین دموکراسی ـ این شرک مشاع و ظلم بالسویه ـ عدالت خواهی به دانش‌آموزان می‌باورانیم. به جای حقوق اومانیستی بشر, تکالیف الهی و اخلاقی اسلامی مطالبه مردمان می‌گردد و هنر و ادبیات، آموزش و پرورش و حقوق و سیاست و اقتصاد همه از جهان پیشرو تأثیر می‌گیرد و در یک کلام به جای «عصری کردن دین» به دینی کردن عصر که در آینه فردا هویداست کمر می‌بندیم.
۲٫ پیش‌نیازهای فکری ـ فرهنگیشایع شدن گفتمان مهدویت در میان سطوح فکری جامعه و توجه استراتژیک به اخبار غیبی آخرالزمان یک بستره فرهنگی مناسب می‌خواهد. برخی رسوبات غلط فرهنگی، تلقی‌های اشتباه دینی یاعادات بد می‌تواند موانعی برای جلوگیری از پیدایش این بستره فرهنگی باشد. در اینجا به چند پیش‌نیاز فکری ـ فرهنگی مهم‌تر در این باره می‌پردازیم.۲ـ۱٫ جمع بین اعتقاد به تقدیر علمی و عینی خداوند با زمینه سازیبی‌تردید از دیرزمان، وفاق بین فاعلیّت تامّ الهی و اختیار انسانی و هم جمع بین تقدیر و قضای الهی با برنامه ریزی و تدبیر انسانی دغدغه دینداران بوده است. حتی برای عموم مردم، گاه این مسئله به شکل سئوال و گاه شبهه در آمده و ذهن متکلمان و فیلسوفان بسیاری را به خود مشغول کرده است. از طرفی درک تفصیلی مطلق حق ـ امرٌ بین الامرین ـ درکی آسان و زودرس نیست. از سوی دیگر اهل ایمان معمولاً‌ تفکر تفویضی را لایق ایمان نمی‌یابند، پس لاجرم قاطبه مردم به تفکر جبری نزدیک‌ترند؛ به خصوص که در جهان اسلام تفکر اشعری با رویکرد جبرگرایانه بیشتر از معتزلی بین عامه مردم شایع و در سطوح فرهنگ راه یافته است.در زندگی معمولی ـ هم در ساحت فردی و هم اجتماعی و هم کلان ـ که افراد و سیاست‌مداران از جنبه‌ فاعلیّت تامّ الهی و تقدیر علمی و عینی جهان توسط خداوند, غفلت دارند به راحتی برنامه‌ریزی و تدابیر کوچک و بزرگ برای فرد و جامعه شکل می‌گیرد. اما مشکل پروژه استراتژی برای ظهور این است که لنگه دیگرش بر همان بعد مغفول تکیه دارد و می‌خواهد به تقدیر علمی و عینی جهان و فاعلیّت تامّ الهی توجه داده، مبتنی بر آن ـ که در اخبار غیبی انعکاس یافته ـدست به برنامه‌ریزی برای فردا و خلق استراتژی برای ظهور برند. اگر بگوییم همین نقش عمده‌ای در عدم استفاده استراتژیک از اخبار آخرالزمان داشته است اغراق نکرده‌ایم. چون چنین جایگاهی برای استراتژی‌سازی برای ظهور موجب می‌شود بحث از قضا و قدر و اختیار از حاشیه به متن بیاید و کاربران را وارد چالش نماید. صورت کلامی ـ فلسفی دادن به این چالش به طور خلاصه این چنین است:در خلق استراتژی‌ها برای فردا بر اساس اخبار غیبی به دنبال چه هستیم؟لابد دنبال آماده شدن برای یاری حق و جلوگیری از دشمنان در دشمنی و مانند آن هستیم. این از دو حال خارج نیست: یا موفق می‌شویم یا نمی‌شویم و هر دو باطل است. بدین بیان, جلوه موفقیت، به عقب افتادن ظهور است چون اتفاق دجال و فتنه‌اش باید بیفتد… به عقب افتادن ظهور هم نقض غرض ماست چون منظور از استراتژی‌ها و زمینه‌سازی‌ها،جلو انداختن ظهور بود نه تأخیر آن اما اگر موفق نشویم یعنی علی‌رغم برنامه‌ریزی و تلاش,‌ نتیجه‌ همان بشود و آن فتنه بیاید و تخریب‌هایش را به بار نهد، در این صورت کار عبث انجام داده‌ایم. فکر و عمل و سرمایه‌های بسیاری را بدون نتیجه هزینه کرده‌ایم پس استراتژی سازی مبتنی بر اخبار غیبی ـ که حاکی از تقدیر الهی است ـ یا به نقض غرض، یا به لغو و عبث می‌انجامد. این برداشتی غلط از سنت تقدیر الهی و زمینه سازی انسانی است واقعاً می‌توان موفق شد و هیچ نقض غرضی هم رخ ندهد، بلکه ظهور ـ کماً‌و کیفاً ـ جلو افتد.بدین بیان:الف ـ برنامه‌ریزی و تدابیر انسانی از سوی دوست و دشمن به مثابه ماده (به معنای فلسفی) برای پذیرش صورت (قضای الهی) از جانب خداوند است.صورت, همان ظهور و مواجهه نهایی حق و باطل و فرجام خاصّ آن است که انشاء الهی است. ماده یعنی برآینده همه تلاش‌های خوبان و بدان که ظرف و محلّ پذیرش این صورت و موضوع فاعلیّت تامّ الهی است.ب ـ اعتقاد به بداء الهی، یعنی امکان تغییر در کمّ و کیف ظهوربدین معنا، وقت و زمانی که در لوح محو و اثبات برای ظهور مقرّر شده قابل تغییر و عقب و جلو افتادن است. غیر از وقت, موقعیت جناح حق و باطل, میزان قدرت یاری و دشمنی نیز لایتغیر نیست و قابلیت و ضعف دارد. از این رو دو نتیجه‌ مهم در فرازهای بعد به دست می‌آید.ج ـ یک سویه زمینه سازی, پیرامون یاری امام(ع) است. در این سویه, فعالیت ما ـ که به مثابه ماده ظهور است ـ لااقل می‌تواند منجر به تعجیل ظهور، یعنی بداء در کمّ ظهور گردد. افاضه صورت ظهور از سوی خداوند نیازمند پیدایش نصابی از یاری و محافظت در خوبان است. اگر آن نصاب زودتر حاصل شود، از این حیث ظهور تسریع می‌شود و اگر نه به تأخیر می‌افتد. در واقعیت عینی نیز می‌دانیم ظهور موسی بن عمران برای نجات بنی اسراییل به خاطر تلاش آنها ۴۰۰ سال تعجیل شد و فرج آل محمد(ص) تاکنون چند بار به تأخیر افتاده است.اسحاق بن عمار از امام‌صادق(ع) روایت می‌کند که: «این امر وقت معینی داشت و آن سال ۱۴۰ بود اما شما افشا کردید و خداوند آن را به تأخیر انداخت».11 از این رو خلق استراتژی برای تأمین نصاب (هر چه باشد) یک تکلیف منتظران است. پس آنچه به ترتیب عمومی شیعه و درنتیجه زودتر حاضر شدن افراد اصلی و کلیدی ـ که به عدد لشکریان بدرند ـ و هم کارهایی که به تسریع تشکیل پرچم‌های هدایت و یاری در یمن و … شود ( اگر نصاب ظهور باشد) می‌تواند باعث تعجیل ظهور گردد.د ـ سویه دیگر زمینه‌سازی, شناسایی و آمادگی در مقابله با فتنه‌ دشمنان امام عصر(ع) است که این هم با لازمه دیگر بداء جفت می‌شود. از دیگر لوازم بداء این بود که قدرت بالفعل دشمن در حین ظهور نیز قابل تغییر است. مثلاً سفیانی، یک قدر معین و غیر قابل تغییر از قدرت مخاصمه با حضرت حجت(عج) ندارد.آمادگی قبلی و تهیّأ یاران می‌تواند از این قدرت بکاهد و کمی تهیّأ آنها (علی‌رغم تأمین نصاب و بالتبع رخ دادن ظهور) می‌تواند مشتق‌های بیشتری برای جنود حق در حین ظهور و پس از آن داشته باشد.فرق بین این مطلب با فراز قبل این است که حدی خاص از دشمنی و جحود، و هم دوستی و خلوص نصاب رخ دادن ظهور در تقدیر الهی است. اینجا بداء در وقت ظهور (کمّ ظهور) قابل تصور است. علم تفصیلی به میزان و به‌ویژه به مصداق این نصاب آن‌قدر که به تعیین وقت ظهور بینجامد، در دست ما نیست از این‌رو، تعیین وقت (توقیت) و برنامه‌ریزی برای ظهور در وقت معین صورت نمی‌پذیرد و ممنوع شده است.اما غیر از نصاب در ماده (دوست و دشمن) برای پذیرش نشئه ظهور, کمال و نقصی بالاتر از حدّ نصاب هم تصور دارد. از دیگر لوازم بداء، تغییر در این کیفیت است. برای مثال خروج سفیانی با میزانی از دشمنی، لازمه ظهور است. عبدالملک بن اعین می‌گوید، نزد امام باقر(ع) سخن از قائم(ع) به میان آمد، من گفتم امیدوارم که ظهور نزدیک باشد و سفیانی درکار نباشد. امام(ع) فرمودند: «به خدا قسم او حتمی است و چاره‌ای از آمدن او نیست».12اما اینکه قدرت دشمنی او و ابراز و امکانات دشمنی او چقدر باشد؟ چیز ثابت و غیر قابل تغییری نیست و همین موجب می‌شود دست یاران برای برنامه‌ریزی و استراتژی جهت کاهش قدرت دشمنی او و هم سایر فتنه‌ها باز گردد. از این‌رو استراتژی‌های کارآمد در کمّ و کیف ظهور دخیل‌اند، نه لغوند و ناموفق و نه به نقض غرض می‌انجامد.ه‍ ـ متناظر بودن کارآمدی استراتژی‌ها درباره ظهور با تدابیر شخصیدر روایات باب بداء روایات زیادی داریم که تدابیر و رفتارهایی خاص از سوی بنده موجب تغییر زمان مرگ او (علی رغم تقدیر شدنش) گردیده است. مثلاً در روایت است که، مردی که ازعمرش جز سه سال باقی نمانده بود با صله رحم عمرش به ۳۳ سال کشیده شد و برعکس کسی که ۳۳ سال از عمرش باقی مانده بود با قطع رحم به ۳ سال یا کمتر کاهش یافت.۱۳ این بداء در کمیّت عمر است اما تدبیر و رفتارهای انسانی در کیفیت عمر هم تأثیر می‌کند و مرگ و حیات خوب و بد را منجر می‌شود. برای نمونه امام باقر(ع) فرمود: «هیچ انسانی نیست که پیش روی مؤمنی از او بدگویی کند و طعنه زند مگر اینکه به بدترین شکل می‌میرد».14 از این نمونه در روایات ما بسیار زیاد است. به خوبی می‌بینید رفتاری کمیت مرگ و حیات را تغییر می‌دهد و رفتاری کیفیت آن‌را. همین مسئله در سطح کلان ـ که باز حوزه عمل بداء است ـ هم رخ می‌دهد. ابوحمزه ثمالی می‌گوید، به امام باقر(ع) عرض کردم: امام علی(ع) مکرر می‌فرموده تا سال ۷۰ بلا است و پس از ۷۰ رخا و گشایش، اما سال ۷۰ گذشت و رخایی دیده نشده؟ امام باقر(ع)‌فرمود: «ای ثابت! خداوند وقت این امر (رخا و گشایش) را سال ۷۰ معین کرده بود پس وقتی امام حسین(ع) کشته شد، غضب خداوند بر اهل زمین شدت گرفت پس به سال ۱۴۰ تأخیرش انداخت. ما آن‌را برای شما گفتیم و شما افشا کردید و کشف سرّ ما کردید، پس خداوند باز به تأخیر انداخت و دیگر برایش وقتی مشخص نکرد. سپس آیه «یمحو الله ما یشاء و یثبت» (آیه بداء) را تلاوت فرمود».15عبدالله بن کثیر می‌گوید: نزد حضرت صادق(ع) بودم که مهزم بر ایشان وارد شد و گفت: فدایت شوم، مرا درباره این امری که منتظر آنیم آگاه ساز که چه زمانی است؟ حضرت پاسخ فرمود: «ای مهزم وقت نمایان دروغ می‌گویند و آنان که عجله می‌کنند هلاک می‌شوند و آنان که تسلیم باشند نجات می‌یابند».
۳٫ درک فلسفه تاریخی از ظهوریکی دیگر از شاخصه‌هایی که بستر فرهنگی برای زمینه‌سازی و خلق استراتژی درباره ظهور را فراهم می‌کند، درک فلسفه تاریخی از ظهور است. در مقابل، خرق عادت دیدن اصل ظهور و خلق الساعه دانستن مختصات آن از یک سو، و هر اقدام مرتبط با ظهور را از باب عجله در ظهور محکوم به هلاکت دانستن از سوی دیگر، مانع این گفتمان می‌باشد. چنین تلقی‌ای محصول برداشت متجزّی و ناقص از دو دسته روایت زیر است:الف ـ روایاتی که ظهور را ناگهانی معرفی می‌نماید؛ مانند این روایت‌ها:به پیامبر عرض شد: ای رسول خدا(ص) آن قائم از نسل شماست، چه وقت ظهور می‌کند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است «تنها خداست که چون زمانش فرا رسد آشکارش می‌سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است، جز به ناگهان بر شما نیاید».16و۱۷امام باقر(ع) نیز در تفسیر آیه شریفه «هل ینظرون إلّا الساعه أن تأتیهم بغتهً و هم لایشعرون؛۱۸ آیا چشم به راه چیزی جز آن ساعتند که ناگاه و بی‌خبرشان بیاید». می‌فرماید: «مراد از ساعت, ساعت قیام قائم است که ناگهان برایشان بیاید». 19 بغتهً بودن ظهور ـ یعنی غافلگیر شدن ـ با تأثیر گذاشتن در آن و نقش آفرینی در آن ناسازگار است!ب ـ روایاتی که مردم را از عجله در ظهور نهی می‌کند؛ مانند:ذیل آیه «أتی أمرالله فلا تستعجلوه»20 فرموده‌اند: «منظور از این امر, امر (قائم) ماست که همان امر خداوند عزّوجلّ می‌باشد پس نباید به سوی آن تعجیل شود».21عبدالله بن کثیر می‌گوید: نزد حضرت صادق(ع) بودم که مهزم بر ایشان وارد شد و گفت: فدایت شوم، مرا درباره این امری که منتظر آنیم آگاه ساز که چه زمانی است؟ حضرت پاسخ فرمود: «ای مهزم وقت نمایان دروغ می‌گویند و آنان که عجله می‌کنند هلاک می‌شوند و آنان که تسلیم باشند نجات می‌یابند».22وقتی امام در پاسخ از وقت ظهور؛ چنین می‌فرماید معنایش این است که وقتی نزد خداست شما تسلیم باشید اما اگر بخواهیم با اقدام خویش آن‌را جلو بیندازید از مصداق عجله و موجب هلاکت است!ج ـ تجارب تاریخی ناموفق این رسوب را متراکم‌تر کرده است. غیر از تجارب ادّعای مهدویت یا توقیت که رسوا شده است، برخی جنبش‌ها و قیام‌ها, زمینه ساز ظهور معرفی شده‌اند که هرگز به سرانجام ظهور نرسیده‌اند. نهضت سربداران یا حکومت صفویه نمونه نزدیک به ماست. حجم این جنبش‌ها از زمان معاصر معصومین(ع) تاکنون به حدی است که دیگر حافظه تاریخی شیعیان نسبت به مشابه اینها شرطی شده و به سختی بتوان از دولت زمینه‌ساز و مانند آن سخن گفت.به این‌گونه برداشت‌ها از روایات می‌توان دو جواب نقضی و حلی داد:
پاسخ به برداشت‌ها۱٫ پاسخ نقضی: این برداشت که زمینه‌سازی و داشتن استراتژی برای مواجهه با ظهور، با ناگهانی بودن ظهورنمی‌سازد یا از مصادیق عجله برای ظهور است، لااقل با دو دسته از روایات نقض می‌شود:الف ـ روایاتی که به تهیه و آمادگی برای ظهورفرا می‌خواند از جمله:امام صادق(ع) فرمود: «هر یک از شما باید برای خروج حضرت قائم(ع) عدّه فراهم کند ولو یک تیر؛ خدای تعالی هر گاه بداند کسی چنین نیتی دارد امید آن است که عمرش را طولانی کند تا حضرت را درک کند».23امام کاظم(ع) فرمود: «هر کس اسبی را نگه دارد در حالی که متوقّع امر ماست و به سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که او منسوب به ماست خداوند روزی‌اش را فراخ گرداند، و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته‌هایش یاری کند».24ب ـ روایاتی که دعا برای تعجیل فرج را دستور می‌دهد:امام حسن عسکری(ع) فرمود: «به خداسوگند، او غیبتی خواهد داشت که در آن تنها کسانی از هلاکت نجات می‌یابند که خداوند آنها را به قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا برای تعجیل فرجش موفق کرده است».25امام عصر(ع) در توقیعی خطاب به اسحاق بن یعقوب فرمود: «برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما همان است».26 پس باید تعجیل فرج مورد مطالبه شیعه باشد. واضح است امر دعا، به محال تعلق نگرفته و باید فرج قابل جلو آمدن باشد تا دعا مفید واقع شود. احادیث «بداء» به خوبی این را اثبات می‌نماید؛ از جمله امام صادق(ع) فرمود: «دعا ردّ قضا می‌کند در حالی که از آسمان نازل شده و محکم و قطعی هم شده باشد».27 «دعا کننده بدون عمل نیز مثل تیرانداز بی‌کمان است».28 می‌بینیم دعا برای تعجیل فرج، لازمه‌اش تلاش برای تعجیل فرج است و این تلاش چیزی جز آمادگی و زمینه‌سازی که در روایات دسته اول گذشت نیست.۲٫ پاسخ حلی: روایات از یک سو بیان می‌کند: ظهور مثل قیامت ناگهانی رخ می‌دهد پس غافلگیر کننده است و از سوی دیگر ما را مکلف به آمادگی،زمنیه ‌سازی و دارا بودن استراتژی می‌طلبد. این دو دسته روایت هیچ تعارضی با هم ندارند و به خوبی قابل جمع‌اند. چنان‌که بارها تأکید شد، مختصات زمانی ظهور قابل کشف نیست و استراتژی‌ها نیز مربوط به آن نمی‌باشد. ناگهانی بودن، مقابل توقیت است و حال اینکه محصول استراتژی‌ ما هرگز توقیت نمی‌باشد. توقیت در روایات دو پیامد تربیتی منفی دارد که با ناگهانی قرار دادن ظهور رفع شده است. آن دو اثر عبارتند از:الف ـ اگر بداء‌ تأخیری رخ دهد، موجب سستی ایمان‌ها می‌شود. فضیل بن یسار از امام باقر(ع) نقل می‌کند که، در پاسخ به این پرسش که آیا برای این امر (قیام قائم) وقت (مشخص) وجود دارد, سه بار فرمود: «کسانی که وقت گذارند دروغ می‌گویند». پس فرمود: «زمانی که موسی(ع) قومش را برای رفتن به میقات پروردگارش ترک کرد به آنها وعده داد که تا سی روز دیگر برمی‌گردد اما زمانی که خداوند ده روز دیگر بر آن افزود قومش گفتند موسی(ع) خلاف وعده کرده پس کردند آنچه کردند».29ب ـ اگر توقیت, وقت دوری برای ظهور باشد عمل مناسب از منتظران سر نمی‌زند. امام کاظم(ع) فرمود: «اگر به ما گفته شود این امر (ظهورقائم) تا دویست یا سیصد سال دیگر واقع نمی‌شود، دل‌ها سخت می‌شد و بیشتر مردم از اسلام برمی‌گشتند اما گفته‌اند: این امر چه با شتاب پیش می‌آید و چه نزدیک است! تا دل‌های مردم الفت گیرد و فرج نزدیک گردد».30مشخص نبودن وقت و ناگهانی بودن به دلیل الفت قلب‌های مردم و نزدیک شدن فرج یاد شده است یعنی دارای کارکردی سازنده و فعال که نزدیک کردن فرج است و این دقیقاً ضدّ چیزی است که در اشکال پیگیری می‌شد.به علاوه، بیان روایات در خصوص ناگهانی بودن، بیشتر ناظر به حال منکران و غافلان است نه منتظران. اما برداشت از روایاتی که نفی عجله برای ظهور می‌کرد, پاسخ‌های نقضی دقیقاً شامل آن هم می‌شود. چون اگر منظور این روایات آن باشد که هرگونه اقدامی در راستای ظهور, عجله برای ظهور و موجب هلاکت است با صریح روایاتی که دستور به آماده بودن و آماده کردن عدّه و عده برای ظهور می‌کند منافات دارد.
تفسیر این روایاتبرای تفسیر این روایات باید «آمدن امر» (اتی امرالله ـ هذالامر و…) معنا شود. در این باره دو احتمال برای آمدن امر یا فرج آل محمد(ص) و… قابل طرح است:احتمال اول: اینکه از ابتدا، قضای حتمی الهی آن بوده که فرج اهل‌بیت(ع) و امر آنها با قیام قائم ایشان برسد و برای امامان قبل از امام دوازدهم(ع) دوران کرب و بلا تقدیر شده بود. عبدالعظیم حسنی در هنگام تشرف به محضر امام علی‌النقی(ع) به هنگام سلام به ایشان از عبارت «السلام علیک یا بقیه الله» استفاده می‌کند و آنگاه خدمت ایشان عرض می‌کند: من امیدوارم که شما همان قائم آل محمد(ص) باشید. حضرت در پاسخ می‌فرماید: «ای اباالقاسم هیچ یک از ما نیست مگر اینکه قائم به امر اهلی و هدایت کننده به دین الهی است. اما من آن قائمی که خداوند به وسیله او زمین را از اهل کفر و انکار پاکیزه می‌سازد و آن را پر از عدل و قسط می‌نماید، نیستم».31به حسب این احتمال، عجله در امر واضح است و آن ندیدن و عدم لحاظ قضای حتمی الهی است. در واقع اصحاب از امام غیر دوازدهم قیام و ظهور می‌‌خواسته‌اند. چنین رویکردی کاملاً به‌عکس آن چیزی است که در این مقاله به دنبال آنیم، چون اخبار غیبیِ مبتنی بر تقدیر عینیِ خداوند را از لحاظ نمی‌کند. از این رو امام آنها را به عدم عجله و تسلیم بودن دعوت می‌نماید. اما در این فرض برای ما که در دوران غیبت امام دوازدهم هستیم، تمنا و تلاش برای خروج قائم منطبق بر قضای حتمی خداوند بوده و استعجال در امر الهی نمی‌باشد.احتمال دوم: اینکه فرج و آمدن امر اهل‌بیت(ع)، اعمّ از قیام قائم باشد. بدین معنا که فرج اهل‌بیت(ع) و آمدن امر آنها ـ که گشایش برای مؤمنان هم هست ـ یک پروژه و دارای چندین مرحله بوده که فاز نهایی آن اقامه قسط و عدل جهانی توسط قائم(ع) بوده است. بنابراین خداوند از ابتدا، امامان را دوازده نفر معین و وظیفه امام دوازدهم را هم پر کردن زمین از قسط و عدل مشخص کرده اما رسیدن به این وعده حتمی الهی دو تقدیر یافته است:الف ـ تقدیر اول الهی این بود که در امامان قبل از دوازدهم، مرتبه‌ای از فرج با حاکمیت الهی رخ دهد و امامی پس از امام بیاید تا امام دوازدهم مرحله نهایی را انجام دهد. شیخ طوسی روایتی از سعید مکی نقل می‌کند که می‌گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: «امامان دوازده نفرند. وقتی شش نفرشان بگذرند خداوند به دست هفتمی پیروزی می‌آورد. پنج نفر از ما اهل‌بیت حکومت می‌کند و به دست ششمی خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد».32این روایت با روایاتی که سال ۷۰ ۳۳ و سپس ۱۴۰ ۳۴ را برای امر اهل‌بیت معرفی می‌کرد منطبق است. در این حدیث، ابوحمزه از علی(ع) نقل کرده بود که فرمود تا سال ۷۰ بلاء و پس از ۷۰ رخاء خواهد بود.ب ـ اما به علت کاهلی مردم و عدم آمادگی آنها و مانند آنها مراحل ابتدایی فرج حاصل نشد و تقدیر دوم الهی جاری شد یعنی پروژه فرج و آمدن امر اهل‌بیت(ع) با ظهور قائم یکی شد. از این‌رو بعد از امام صادق(ع) دیگر فرج و آمدن امر اهل‌بیت(ع) با قیام یکی معرفی شده است (روایات امام هادی(ع) که در احتمال اول طرح شد این را تأیید می‌کند).براساس احتمال دوم هم عجله در ظهور واضح است. وقتی امام(ع) باید یاری می شد (مثلاً امام علی(ع) و امام حسین(ع) یاری نشدند، لذا مظلومانه به شهادت رسیدند و حکومت الهی ـ که مبدأ فرج است ـ برقرار یا مستمر نماند). اما وقتی خداوند تقدیر خویش را به گونه دوم برای آمدن امر اهل‌بیت(ع) و فرج (با ظهور قائم) رقم زد آنها تمنای قیام می‌کردند. از مثل روایت عبدالعظیم حسنی معلوم می شود خواصّ شیعیان از تقدیر اولی خداوند اطلاع داشته، لذا منتظر خروج و فرج در غیر امام دوازدهم بوده‌اند. اما از روایت ابوحمزه ثمالی و مانند آن معلوم می‌شود تقدیر به گونه دوم بداء حاصل کرده و سرّ آن‌هم به مردم برمی‌گردد (مثل عدم یاری سیدالشهدا(ع) و …) روایت امام صادق(ع) در تأویل آیه ۷۷ سوره نساء مؤیدی برای این توجیه می‌باشد، که فرمود: به خدا سوگند آنچه امام حسن(ع) انجام داد(صلح) بهتر است برای این امت از آنچه خورشید بر آن نور افشاند و خداوند این آیه را نازل کرد: «ألم تر إلی الّذین قیل لهم کفّوا أیدیکم و أقیموا الصّلاه و آتوالزّکاه؛ آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد دست از جهاد بردارید و نماز را به پا دارید و نماز را به پا دارید و زکات بدهید» یعنی از امام خود اطاعت کنید اما مردم طلب قتال و جنگ از امام کردند «و لمّا کتب علیهم القتال؛ اما هنگامی که پیکار بر آنان واجب شد» در معیت با حسین(ع) «قالوا ربـّنا لم کتبت علینا القتال لو لا أخرتنا إلی أجلٍ قریبٍ؛ گفتند چرا پیکار را بر ما مقدر داشتی؟ چرا مرگ ما را تا زمان مقرر آن به تأخیر نینداختی که در آن سرآمدی نزدیک است» تا اجابت دعوتت کرده از رسولانت تبعیت کنیم (با این حرف) اراده کردند تأخیر قتال را تا زمان قائم.۳۵
جمع‌بندیبنا بر هر احتمال درباره آمدن امر اهل‌بیت(ع)، این مسلم است که اولاً اصحاب دنبال توقیت آن بودند (به همین دلیل پاسخ کذب الوقّاتون می‌شنیدند) و گفته شد که آمادگی و زمینه‌سازی غیر از توقیت است. ثانیاً در روایات محل اشکال سخن از آمادگی برای امر نیست بلکه خارج کردن امر است! در واقع اصحاب تمنای خروج از سوی امام(ع) را داشتند و امام آن را عجله می‌دیدید. پس عجله در ظهور یعنی واداشتن امام به خروج قبل از موعد نه آماده کردن مقدمات و برنامه‌ریزی برای آمادگی جهت خروج به موقع او که تکلیف منتظران است. روشن است بین این دو فرق بسیار است.این‌گونه تفاسیر غلط موانعی بالقوه برای بستر فرهنگی گفتمان مهدویت با رویکرد استراتژی سازی جهت ظهور است که اگر چه در بین عامه مردم شایع نیست اما به موازات طرح و نشر آن ادبیات این برداشت نیز فعلیّت و شیوع می‌یابند. اما واقعیت این است که رسوبات ذهنی حاصل از تجارب ناموفق بیش از این در ذهن عامه مردم مانعیت برای این رویکرد علمی ـ عملیایجاد می‌نماید. در این باره دو بایسته مهم باید نهادینه شود:۱٫ رسیدن به متدی علمی و قابل دفاع جهت برداشت از اخبار آخرالزمان: متأسفانه از این مطلب نمی‌توان چشم پوشید که این همه روایات درباره اوضاع و احوال آخرالزمان و آستانه ظهور یا به کلی مهجور مانده و برخی هیچ استفاده از آن نکردند یا به جای استفاده استراتژیک فقط استفاده توقیتی و تطبیقی از آن شده است آن‌هم با روش‌های کاملاً استحسانی و ذوقی.بیان این برداشت‌ها بر روی منابر یا در کتاب‌ها و مطبوعات و عدم تحقق ظهور پس از آن موجب همان ذهنیت منفی شده است؛ حال آنکه از سویی حتماً این روایات باید قابل استفاده ما باشند تا لغو در سخن معصوم لازم نیاید و از سوی دیگر چون از این روایات نمی‌توان استفاده توقیت کرد (به علت نهی صریح خود روایات) استفاده‌های استراتژیک متعین می‌گردد که محلّ بحث این مقاله است.این‌گونه استفاده ناگزیر از متد و روشی علمی و موجه است ـ که انسجامی مقبول داشته و نتایجی قابل دفاع ارائه نماید، تا با نگاهی جامع به مجموع روایات از آنچه پیش روست تصویری درست و کامل ارائه داده، بایسته‌های مواجهه با فردا را کشف نماید. این کجا و تطبیق متجزی با دیدن نزدیکی اجمالی یک پدیده یا گوشه‌ای از یک روایت ـ بدون بررسی سندی و دلالی و جمع‌بندی با سایر ادله ـ و حکم به توقیت و مانند آن کجا؟!اگر اصول و متد برداشت از اخبار علمی و غیبی قرآن و عترت به تدریج در بین اهل فن نضج گیرد، به زودی محصولات این اجتهاد نیز مثل اجتهاد در فروع احکام و از اخبار عملی قرآن و عترت محکم و قابل دفاع علمی خواهد شد.۲٫ فرهنگ‌سازی لازم در مردم برای عدم خلط زمینه‌سازی با تطبیق و توقیت: روی دیگر این سکه مخاطبان و عامه مردم‌اند. به آنها باید آموزاند که هر اقدام زمینه‌سازانه و استراتژی فردانگرانه الزاماً به معنای علامت و نشانه شدن برای ظهور نمی‌باشد تا شائبه شمارش معکوس ظهور و توقیت به ذهن بیاید. برای نمونه اگر متأثر از روایات پراکنده در ابواب متفاوت حدیثی رساندن ایران (فارس) به یک جامعه شیعی یکی از اقدامات زمینه‌ساز تلقی شد؛ همکاری علمای شیعه از لبنان و نجف با حکومت صفویه برای رسیدن به این مقصود غیر از ضرورت و توجیه بالفعل در آن ظرف زمانی، مبتنی بر استراتژی برای فردا هم هست. اما این بدان معنا نیست که حکومت صفویه ـ که موجبات تشکیل جامعه یکپارچه شیعی ایران شد ـ الزاماً علامت ظهور است و به دولت کریمه امام عصر(ع) متصل می‌شود. از همین رو علامه مجلسی گرچه قیام کننده از گیلان در روایات را به شاه اسماعیل صفوی تطبیق می‌دهد اما تصریح می‌کند: «قیام قائم لازم نیست بلافاصله پس از اینها رخ دهد۳۶ و فقط در لسان دعا، نه اخبار از خدا می‌خواهد که دولت صفوی به دولت قائم بپیوندند».37نمونه دیگر؛ اگر سهمی از هجرت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری از اراک به قم و تأسیس حوزه علمیه قم، از آن اخبار آخرالزّمانی درباره این حوزه و نقش زمینه‌سازی آن در ظهور باشد و از این رو آن اقدام را استراتژیک کرده باشد، بدین معنا نیست که با اوج گرفتن حوزه قم و افول حوزه نجف، ظهور اتفاق می‌افتد ولو می‌توان به راحتی گفت، شکوفایی حوزه قم، زمینه‌سازی برای ظهور حضرت حجّت است، به ویژه آنکه روایت تصریح داشت:حجت بودن قم تا زمان ظهور [هر وقت که باشد] خواهد بود.۳۸نمونه دیگر؛ فرض کنید در همه ناملایمات و طوفان‌ها در کنار ده‌ها دلیل عقلی و شرعی برای قیام علیه سلطنت پهلوی و هم مقاومت در تمام دوران طولانی انقلاب اسلامی ۵۷ روایات آخرالزمان درباره زمینه سازی مردمی از مشرق و به خصوص خبر امام موسی بن جعفر(ع) مبنی بر «وقوع انقلابی از قم و سپس جنگی سخت و عاقبتی خوب برای این انقلاب»39 هم در ذهن و ضمیر امام مجاهد ما کارگر افتاده باشد و از این رو با قاطعیت بفرماید شاه باید برود و نزد عالمان برجسته نجف از شدنی بودن این کار سخن بگوید و پس از انقلاب بفرماید: «با اتکال به خدای تبارک و تعالی و پشتیبانی صاحب این کشور امام زمان(ع) این مقصد را به آخر برسانید و خواهید رسانید».40 البته اینها رویکردی استراتژیک به اخبار آخرالزمان است اما هرگز به معنی توقیت نیست که مثلاً پس از دفاع مقدس، ظهور اتفاق می‌افتد! حتی تطبیق این انقلاب با خروج خراسانی نیازمند گذر مقبول از متد و مدل تعیین مختصات ظهور است و نمی‌توان استحسانی سخن گفت.می‌دانیم، سفیانی‌ها, حسنی‌ها, نفس زکیه‌ها و … متعددی در دوران معاصر معصومین بوده‌اند این موجب پیدایش این سؤال شده است که آیا اینان از اخبار آخرالزمان سوء استفاده کرده, خود را چنین نامیده‌اند، یا اخبار همین‌ها را منظور داشته‌اند! پس آیا موعد این نشانه‌ها به سرآمده، یا تفصیلی در کار است؟
پی نوشت ها:

۱٫ کنزالعمال، خ ۳۸۶۵۷٫۲٫ ر.ک: معجم احادیث الامام المهدی مؤسسه المعارف الاسلامیه در ۵ جلد ۱۹۴۱ حدیث؛ منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر اثر آیت‌الله صافی گلپایگانی در سه جلد ۱۲۷۸ حدیث را جمع آوری و دسته‌بندی کرده‌اند.۳٫ قرآن کریم در سوره یوسف، آیات ۲۳ تا ۴۹ این قصه را باز گفته است.۴٫ اول ما یبدأ به قائمنا سقوف المساجد فیکسرها. ر.ک: وسایل الشیعه، ج ۲، کتاب الصلو\ ابواب احکام المساجد، باب ۹، روایت ۲ و ۴ و هم باب ۱۵ ج ۱ و ۴٫۵٫ ر.ک: بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹٫۶٫ سوره آل عمران (۳)، آیه ۵۵٫۷٫ سوره بقره (۲)، آیه ۱۴۶٫۸٫ ر.ک: بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۳، ح ۲، ص ۲۱۶، ج ۳۷ و ۳۸ و ۴۰٫۹٫ صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۱۰۸٫۱۰٫ همان.۱۱٫ الغیبه، باب ۱۶، حدیث ۸٫۱۲٫ همان، ص ۳۱۲٫۱۳٫ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۲۹ سوره رعد (۱۳)، ذیل آیه ۳۹٫۱۴٫ الکافی، ج ۲، ص ۳۶۱، ح ۹٫۱۵٫ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۱۸، سوره رعد (۱۳)، ذیل آیه ۳۹٫۱۶٫ سوره اعراف (۷)، آیه ۱۸۷٫۱۷٫ کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۳۷۳٫۱۸٫ سوره زخرف (۴۳)، آیه ۶۶٫۱۹٫ بحارالانوار، مجلسی، ج ۲۴، ص ۱۶۴، ح ۴٫۲۰٫ سوره نحل (۱۶)، آیه ۱٫۲۱٫ الغیبه، نعمانی، ص ۱۲۸۲۲٫ الکافی، ج ۱، ص ۳۶۸، ح ۲٫۲۳٫ الغیبه، نعمانی، ص ۳۲۰، ح ۱۰٫۲۴٫ الکافی، ج ۶، ص ۵۳۵، ح ۱٫۲۵٫ کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۸۴٫۲۶٫ کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۱۷۶٫۲۷٫ الکافی، ج ۲، ص ۴۶۹٫۲۸٫ نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، حکمت ۳۳۰٫۲۹٫ الکافی، ج ۱، صص ۹ ـ ۳۶۸٫۳۰٫ همان، ص ۳۶۵، ح ۶٫۳۱٫ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷٫۳۲٫ کتاب الغیبه، ص ۵۳٫۳۳٫ الغیبه، ص ۳۰۳، باب ۱۶، ح ۸٫۳۴٫ همان، ص ۳۰۴، ح ۱۹٫۳۵٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۵٫۳۶٫ همان، ج ۵۲، ص ۲۳۶٫۳۷٫ ر.ک: همان، ص ۲۴۳٫۳۸٫ همان، ج ۶۰، ص ۲۱۲٫۳۹٫ همان، ص ۲۱۶٫۴۰٫ صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۲۱۲٫
 
 

نوشته قبلی

رویکرد استراتژیک به اخبار آخرالزمان(۲)

نوشته‌ی بعدی

مهدویت پژوهی ضرورت ها و بایسته ها

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

مهدویت پژوهی ضرورت ها و بایسته ها

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا