9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

زمینه های بحران در جهان اسلام

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بحران ها به اعتبار عواملى که به وجود آورنده ی آنها هستند مى توانند عرصه هاى گوناگونى را دربرگیرند اما چه زمینه هایى مى تواند براى جهان اسلام بحران ایجاد کند، در ذیل به این عوامل اشاره مى نمائیم.
۱- توطئه هاى استکباریمهمترین عاملى که از گذشته کوشیده است، دنیای اسلام را دچار نا امنى و تشنج کند استعمار مى باشد که در قالب حرکات جاسوسى، هیأت هاى تبشیرى، تلاش هاى تحقیقى و اکتشافى، فراماسونرى و شرق شناسى این هدف را پى گرفته است.استعمارگران در هنگام اعطاى استقلال ظاهری به کشورهاى مسلمان، میراث شومى بر جاى نهاده اند، از موارد مهم در این عرصه، دخالت در مرزهاى سیاسى سرزمین هاى اسلامى است، بسیارى از مناقشات کشورهاى اسلامى آفریقا و آسیا از ترسیم حدود غیر واقعى این سرزمین ها توسط ابرقدرتها ریشه مى گیرد، در آفریقا، تعیین مرز سیاسی براى کشورها با واقعیت هاى جغرافیایى، قومى، مذهبى و فرهنگی هیچگونه تطابقى ندارد و گاهى منافع مشترک قبایلى توسط خطوط مرزی دچار تهدید شده است وهراز چند گاهى این قبیله ها با یکدیگر به نزاع برمى خیزند و امنیت کشورها را بر هم مى زنند.استعمار برنامه های دیگرى را هم براى تشتت در جهان اسلام به اجرا گذاشته است: فرقه سازى و فرقه گرایى، احیاى ناسیونالیسم، باستان گرایى، ترویج زبان هاى غیر اسلامى، تحریف حقایق تاریخ اسلام و ایجاد تردید و شبهه در اندیشه هاى جوانان، ترویج تصوف، گوشه گیرى و کناره گیرى از دنیا، تکیه بر جبرگرایى، هویت بخشى به مخالفان مسلمان و تحقیر ارزش هاى فرهنگى مسلمانان از جمله ى آنهاست.
۲- عدم عدالتتوزیع ثروت، امکانات و درآمدها در جهان اسلام با اصول عدالت اسلامی کاملا منافات دارد، برخی از شدت سیری و پرخورى به انواع بیماری هاى قلبى، عروقى، سرطان ها و مانند آنها مبتلا مى شوند و از بین مى روند عده اى دیگر از شدت گرسنگى و قحطى، خشکسالى هاى دوره ای منازعات قومى و مرزى از میان مى روند، عده اى از کشورهاى مسلمان بر اثر صدور محصولات خود، سرمایه هاى مسلمین را در بانک هاى کشورهاى بیگانه خوابانیده اند تا به توسعه ى اجانب کمک کنند. از طرف دیگر برخى سرزمین هاى اسلامى براى ادامه حیات اقتصادی و اجتماعى خود به بانک هاى کشورهای غربى و نیز بانک های جهانى مراجعه مى کنند و با قبول شرایط ذلت آورى وام هایى اخذ مى کنند که براى آنها یک دام سیاسى و فرهنگی محسوب مى گردد. کشورهای مسلمان پس از آنکه دولت عثمانى تجزیه گردید کمتر براى اتحاد و انسجام گام برداشته اند و امروزه امت اسلامى بیشتر از گذشته با خطر تجزیه، فروپاشى و تبدیل شدن به تکه هاى نژداى، طایفه ای و مذهبى مواجه است در حالى که قرآن بر توحید تاکید دارد که سرچشمه ی فرهنگ وحدت است و یکتاپرستى صرفا شهادت زبانى یا ایمان قلبى نمى باشد بلکه باید در شخصیت انسان ها و حیات جوامع بازتاب یابد تا یگانگى میان سخن، کردار و رفتار و وجدان تحقق بخشیده شود.نباید در جامعه اسلامى به هیچ بهانه اى تفرقه، تحزب و تجزیه حکمفرما باشد. و اگر در گوشه اى از جهان اسلام مشکلى پیدا شود باید دیگر کشورها در از بین بردن آن تلاش کنند. شایسته نیست جهان اسلام انواع نیازهاى غذایى، دارویى، فنآورى، محصولات کارخانه اى و ارتباطى را از خارج تامین کند در حالى که توانایى فوق العاده اى دارد، وابستگى غذایى و اقتصادی خود، اسارت هاى دیگر را به دنبال مى آورد. چرا باید درآمد سرانه بالا، رفاه اجتماعى، توسعه پایدار، بهترین امکانات و تجهیزات مختص غربى ها باشد و جهان اسلام در پریشانى و آشفتگى بسر ببرد با وجود آن که منابع و سرمایه هاى فکری، ارزشى، علمى و طبیعى فراوانى دارد.چرا باید آثار تمدن نو، دانش جدید و ارتباطات و بسیارى از مفاهیم رایج چون دولت، حقوق ملت، آزادى و نظایر آن متناسب با معیاری هاى فکرى و ارزشى استکبار شکل گیرد و این روند جوامع مسلمانان را تحت تأثیر قرار دهد و حتى سرزمین هاى مسلمانان را دچار بحران و آشفتگى سازد.در عرصه ی قدرت و سیاست همه چیز بر اساس منافعى تعریف مى شود که غالبا با مصالح مسلمانان سازگارى ندارد، در چنین اوضاع آشفته اى که از انواع توطئه ها خالى نمى باشد جهان اسلام باید براى استقرار نظامى عینى و متناسب با هویت تاریخى و فرهنگى و همگام با مقتضیات زمان تلاش دشوارى را انجام دهد و براى استقرار عدالت و رفع تبعیض ها بکوشد.
۳- دیدگاههاى غرب نسبت به مسلماناندر آثار، افکار و اندیشه هاى غربى شاهد تهاجمى شگفت انگیز نسبت به دیدگاههاى اسلامى هستیم، پژوهش هاى غربى وقتى بخواهند علمى هم برخورد کنند، اسلام را زاییده ی روح عربى قلمداد مى کنند و نیز در کتابهایى که مى نویسد از تمدن عرب سخن مى گویند نه فرهنگ و تمدن مسلمانان، سلمان رشدى مرتد به خاتم پیامبران نسبت هاى ناروا مى دهد و در دشنام و ناسزا به چهره های مقدس مسلمین قلم فرسایى مى کند اما محافل و رسانه هاى غربى استقبال شایان توجهى از وی به میان مى آورند و بدون دلایلى خردپذیر از او حمایت مى کنند و افراد مسلمان را به جبرگرایى، جمود فکرى، برخوردهای خشن و رفتارهاى جاهلانه متهم مى نمایند، روزنامه هاى اروپایى به بهانه ى آزادى بیان و قلم با نگارش مقاله، گزارش و ترسیم کاریکاتور به شخصیت هاى معصوم و خصوص نبى اکرم (ص) اهانت روا مى دارند و چون مسلمانان جهان با اتکاء بر غیرت دینى به مثابه آتشفشان مى خروشند و فریاد اعتراض سر مى دهند، غربى ها این دفاع مقدس و محکوم نمودن حرکتى موهن و قبیح را مخالفت با دموکراسى مى دانند!در تحقیقات اروپائیان تمدن اسلام اقتباسى تقلیدی از یونان، مسیحیت، و یهودی قلمداد مى گردد و تا به آنجا پیش مى روند که دانش و فرهنگ اسلامى را برگرفته از میراث علمى یونانى ها و ساسانیان تلقى کرده اند و آن همه نقش مؤثر و ارزنده ى مسلمانان در شکوفایی فرهنگ و معرفت اروپایى و نجات دادن غربى ها را از جاهلیت قرون وسطى انکار مى کنند، ناگفته نماند که برخى از نویسندگان خوش فکر و بى غرض اروپایى همچون ویل دورانت، آلدومیلی، بر تولد اشپولر، زیگرید هونکه و … در این خصوصى به حقایقی اعتراف کرده اند و نکات مفیدى را یادآور گردیده اند.اروپائى های غیرمنصف عقب ماندگى مسلمانان را به عنوان نقطه ضعفى مى دانند که ناشى از فرهنگ و اعتقادات اسلامى مى باشد، آنان مسلمین را متهم مى کنند که به دلیل باور به جبرى بودن حیات بشرى، گوشه گیرى و تصوف، واگذاری کردن امور به موهومات و خرافات، نقض حقوق بانوان، نظام های دیکتاتوری و نادیده گرفتن حق انسان ها در عرصه های اجتماعى و سیاسى، دچار این عقبگرد شده اند در حالى که از سلطه هاى استکبار و نقش امپریالیسم در غارت جهان اسلام و نقشه هاى استعماری خودشان، سخنى به میان نمى آورند و اشاره به این حقیقت نمى کنند که در بسیارى از کشورهاى اسلامى به دلیل میراث شوم ابر قدرت هاى استثمارگر مسلمانان در رنج و عقب افتادگى بسر مى برند.ریشه هاى این ذهنیت منفى در میان غربى ها نسبت به مسلمانان در ماجراى اندلس، فتح سیسل و ساردنى، نبرد پواتیه، جنگ هاى صلیبى و استعمارگری نهفته است، به علاوه غرب خود را بسیار خود محور مى پندارد و جهانى را مى پذیرد که طبق معیارهاى اروپایى و آمریکایى شکل گرفته باشد و هرگونه کوشش، جهش، درخشش و نوآورى علمى و فناورى را که از مدل غرب مأخوذ نباشد، بر نمى تابد و آن را توطئه اى بر علیه امنیت جهانى تلقى مى کند، برخورد دوگانه اروپا با تلاش هاى علمى ایرانیان در دانش هسته اى و فناورى اتمى مصداقى از این دیکتاتورى فکرى و فنى غرب است.غالب قدرت هاى جهانى براى این که به حرکت سلطه گرانه خود استمرار دهند اسلام ستیزی و اسلام هراسى را به عنوان ابزار راهبردى سیاست توسعه طلبانه خود، پیش گرفته اند و اگر در گوشه اى از جهان اسلام؛ توسط عده اى که اهل جمود و رکود هستند همچون طالبان و القاعده رفتارى خشن و مغایر با ارزش هاى دینى مشاهده گردد آن ها را براى تمام مسلمانان تعمیم مى دهند و در فرهنگ هاى خویش و نیز رسانه هاى خبرى، اسلام را مساوی با تروریسم معنا کرده اند در حالى که خود از تروریست ها حمایت مى کنند و از دولت غاصب اسرائیل که به طور رسمى دست به ترور و خشونت مى زند، دفاع مى نمایند.محافل استکبارى خیزش اسلامى، صدور انقلاب اسلامى و بیدارى مسلمانان را که مقدمه اى براى تجدید حیات و قدم نهادن به سوى شکوفایى علمى و فرهنگى است زمینه ای براى تروریسم مى دانند و خیزش هاى ضد ستم، ضد تجاوز و علیه استکبار را توطئه مى نامند.از آن سوی مسلمانان و خصوص آنانى که هویت اسلامى خود را کشف کرده اند و به ارزش های معنوى مقدس بازگشته اند و نسبت به موازین دینى متعهد و ملتزم مى باشند عقیده دارند:الف: غربى ها از جهان غیب و ایمان فاصله گرفته اند و انسان و منافع او را جای خداوند قرار داده اند.ب: غرب به موازات توسعه صنعتى و ترقى علمى و دستاوردهاى تمدنى، فرهنگ، تربیت و خانواده را فراموش کرده و زمینه هاى فروپاشی روابط اجتماعى و عاطفى آدمیان را فراهم نموده و اخلاق و فضیلت هاى دینى را نفى کرده است.ج: اگر چه تمدن غرب رفاه و توسعه امکانات مادى و ایجاد زمینه براى آسایش انسان را تا حدودى تأمین کرده است اما اولا توزیع این تسهیلات و تجهیزات به هیچ عنوان عادلانه نمى باشد، ثانیا بدست آوردن منابع اولیه این امور، دنیای اسلام و جهان سوم را به بدبختى و عقب افتادگى واداشته و به منظور تأمین بازار مصرف، کوشیده مسلمانان را در حالتى از وابستگى علمى، فکرى و صنعتى نگه دارد.د: غربى ها برای تهاجم علیه جهان اسلام از مفاهیمى چون حقوق بشر، دموکراسى، حقوق زنان، انتخابات، آزادى، مدیریت سیاسى و ادارى یا سوء استفاده مى کنند و این عناوین را ابزارى براى یورش به مسلمین قرار می دهند و یا آن که در اجراى آن ها برخوردى دوگانه دارند. به عنوان نمونه کشورهایى که مورد حمایت غرب هستند اگر هم حقوق بشر را نقض کنند و برای اعطای آزادى با مردمان خود مشکل داشته باشند مورد اعتراض قرار نمى گیرند و گاهى حمایت هم مى شوند اما در جهان اسلام اگر مجرمى مجازات شود و یا براى رعایت، عفاف و ترویج فضیلت و از بین رفتن خلاف، قوانینى اعمال گردد، آنها را مخالف با حقوق انسان ها تلقى مى کنند، به جای اینکه سازمان هاى بین المللى وسیله اى باشند براى توسعه عدالت در جهان، گسترش امنیت و تامین حقوق مردم، این مراکز به ابزاری براى تهدید علیه کشورهاى اسلامى تبدیل شده اند و قطعنامه هایى که صادر مى کنند با واقعیت ها هیچ گونه سازگارى ندارد و اجرای مفاد آن ها در حقیقت مطامع و مقاصد استکبار را تامین مى نماید و ملل محروم را بیش از گذشته دچار مشکل مى سازد حتى اگر قطعنامه اى به نفع مسلمین و برای محکوم نمودن دشمنان آنان صادر گردد، توسط قدرت های غربى و تو مى گردد و یا در حد نوشته اى باقى مى ماند و جنبه ی کاربردى به خود نمى گیرد.
۴- نظریه ى برخورد تمدنهاپس از پایان یافتن ایام جنگ سرد و بعد از فروپاشى شوروى، آمریکا درصدد بر آمد جهان را از احالت دو قطبى که سالها سیاست جهانى بر اساس آن طراحى و برنامه ریزى شده بود. خارج و آن را به جهان تک قطبى با محوریت خود تبدیل کند.از آن سوى آمریکا براى ایجاد تعادل در سیاست جهانى به دنبال قدرتى دیگر بود که بتواند در مقام رقیبى بالقوه در برابرش مطرح گردد یا حداقل قدرتى باشد که بتوان آن را به عنوان قدرت درگیر با منافع آمریکا معرفى کرد بر اساس چنین واقعیت یا تصورى، طرح هاى این ابر قدرت براى این که تداوم یا گسترش حضورش در خارج از مرزهای ایالات متحده ى آمریکا و به طور کلى استمرار سلطه اش بر جهان بتواند به اجرا درآید، به عبارت دیگر جهان یک قطبى به قطب دیگر نیاز داشت تا بتوان با مطرح کردنش بى آن که مانعى جدی در برابر نقشه ها ى آمریکا پدید آید، تعادل جدیدی در سیاست جهان ایجاد کرد از این جهت دیدگاه هانتیگتون در خصوص ضرورت برخورد تمدن ها مطرح گردید، تبلیغات گسترده ای که در دهه هاى اخیر برای توجیه این اندیشه صورت گرفته است این گمان را تقویت مى کند که آمریکایى ها در جهان یک قطبى مورد نظر خویش به دنبال زمینه سازى براى ایجاد قطب دیگری هستند که نیروى اصلى آن مادی و تسلیحاتى نمى باشد بلکه ریشه در اندیشه و فرهنگ دارد.اسلام نه تنها به عنوان یک دین بلکه به شیوه ى زندگى سیاست حکومتی، به مخالفت جدى با فرهنگ جدیدی برمى خیزد که آمریکا آن را ترسیم کرده است، افزایش شمار مسلمانان در جهان و بویژه در کشورهاى غربى و روند مهاجرت مسلمانان به کشورهای اروپایى و تجدید حیات معنوی در میان افراد مسلمان، نگرانى هاى طراحان سیاست جهانى را شدت بخشیده است و اسلام و مسلمانان را تنها خطری شناخته اند که با بهره برداری از آن مى توان طرح تعادل سیاست جهانى را در دو قطبى نمایاندن جهان یا در واقع ادامه سلطه گرى قطب واحد به رهبرى آمریکا در جهان توجیه کرد.اما براى چنین وضعى مى بایست جریانى ایجاد شود که بر اساس آن بتوان ضمن مقابله با قدرت اسلام و مسلمین، قدرت هاى محدود دیگری را نیز با آن همراه کرد تا ضمن کمرنگ کردن قدرت هاى اسلامی با ابزارهای فکرى و فرهنگى یک دشمن فرضى موهوم پدید آورد، حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ م، فرصت مناسبى براى این وضع مهیا ساخت، رویدادى که بیشترین ضربه را متوجه جهان اسلام نمود، و پس از چنین اتفاقى که عمق فاجعه ى آن گریبانگیر مسلمین شده تمامى کشورهایى که با مسلمانان مشکل دارند و در رأس آنها آمریکا و دول اروپایى به راحتى بدترین فشارها را بر مسلمین وارد مى نمایند بدون آن که صداى مخالفى شنیده شود و مسلمانان مخالف اصلى حقوق بشر قلمداد مى گردند و افراد مسلمان که در اروپا و آمریکا زندگى مى کنند زیر فشارهاى گوناگون سیاسى و اجتماعى قرار گرفته اند و به دلیل ترس از برچسب تروریسم قادر به دفاع از حقوق طبیعى نمى باشند.در پوشش مبارزه با تروریسم نه تنها مردمان جهان را از مسلمانان و اسلام دور ساخته و نسبت به آنها بدبین کرده اند بلکه خود مسلمانان را از ورود به صحنه هاى سیاسى و اجتماعى به دلیل ادعاى کاذبى مبنى بر شرکت آنان در حادثه ۱۱ سپتامبر ترسانیده اند، روابط مسلمانان با پیروان ادیان دیگر دچار اختلال گردیده و در سطح بین المللى کشورهای مسلمان تحت فشارهاى گوناگون قرارگرفته اند و مطرح کردن محور شرارت نیز نتیجه دیدگاه جدیدى است که آمریکا محور آن مى باشد، تقسیم جهان به موافق و مخالف تروریسم و در واقع موافق و مخالف آمریکا مفهوم مبارزه با حق را با مشکل مواجه کرده و دست جانیان جهانى را برای هر گونه کشتار و تشنجى باز گذاشته است، سکوت جهان در برابر این ستم آشکار خطرناک تر از ایام جنگ سرد است. ظهور شخصیتى تبلیغاتى به نام بن لادن و جمع شدن قواى افراطى مسلمان از نقاط مختلف جهان در افغانستان و طرح مسایل خشونت آمیز به شیوه ای منفى و مغایر با روش اسلام و سپس همراه شدن این مسایل با عملیات روز یازدهم سپتامبر پدیده ی جدیدی را به عنوان دشمن ناخواسته تمدن جدید، قدرت هاى غربى و سرانجام انسان هاى غیر مسلمان به شدت وارد فرهنگ اجتماعى جهان ساخته است و قبل از این که فرصتى براى هضم این ساختار جدید برای جامعه ی جهانى به وجود آید به عنوان دشمن بالفعل و گسترده در جهان شناخته شده است که نه تنها برای آمریکا بلکه برای فرهنگ و تمدن نوع مدرن و توسعه یافته اروپایى و آمریکایى که کوشیده است سلطه خود را بر دنیا تحمیل کند، مى تواند خطرساز باشد.بنابراین قطب جدید ساختگى، آمریکا را از رخوت سیاسى بیرون مى آورد و به تحرک بین المللى وادار مى کند، با این ساختار تقسیم بندی نوینى را بر جهان تحمیل مى کندکه بر اساس آن مفهوم تروریسم مخالفت با آمریکاست و موافق آمریکا از تروریسم نفرت دارد و هر گونه مبارزه ى مسلمانان برای رهایى از استبداد، اشغال و زورگویى و نیز تحرک های مسلمانان در مسیر دانش و فرهنگ، مخالفت با جریان سازی و تقسیم بندى جهان محسوب مى گردد و باید سرکوب شود.(۱)اما در مورد حادثه ى یازدهم سپتامبر که جهان اسلام را متهم ساخته است، برخى نکات تامل برانگیز وجود دارد. «گرهارد ویسنوسکی» متفکر علوم سیاسى در آلمان خاطر نشان مى نماید: این حملات از داخل آمریکا طراحى و به مورد اجرا در آمده بود که هدف اصلى، تغییرات اساسى در جهان بوده است، این تحولات که در چارچوب هدف اصلى بودند عبارتند از: دستیابى به منابع نفت خاورمیانه، ایفای نقش جدید در جهان، جلوگیری از فروپاشى ناتو (Nato)(2)، سرو سامان دادن به اقتصاد جنگ در آمریکا از طریق افزایش بودجه نظامى و بنابراین نقش آن نوزده نفر مرد عرب کاملا منتفى است و هیچ مدرکى براى اثبات این ادعا که آنان در هواپیمایى بوده اند که موجب انفجار شده وجود ندارد. بین کمیسیون تحقیق حوادث ۱۱ سپتامبر و سرویس های امنیتى آمریکا هم رابطه وجود دارد و معرفى این تشکیلات به عنوان یک کمیسیون بى طرف یک نقشه تبلیغاتى است و وظیفه اصلى آن آرام کردن خانواده های قربانیان بوده است.(۳)«تی یرى میسانه» نویسنده و روزنامه نگار فرانسوى در کتابش تضادها و تناقض گویى هاى دولت آمریکا درباره ی حوادث ۱۱ سپتامبر را بیان کرده است، نقطه اوج این افشاگری آن جایى است که وى مى گوید: هیچ هواپیمایى در آن روز به ساختمان وزارت دفاع آمریکا برخورد نکرده است بلکه یک موشک از نقطه نامعلومى این ساختمان را هدف قرار داده است.(۴)«موریل میراک» خبرنگار مجله ی EIR آمریکا در مطلبى که در دوازدهمین کنفرانس بین المللى خلیج فارس، آسیا در پرتو تحولات جهانى، در تهران، به صورت سخنرانى ارائه کرده مى گوید: این که کاخ سفید حوادث مذکور را به گروههایى از مسلمانان نسبت داده است صحت ندارد و اصولا این رویداد یک حادثه تروریستى نبود بلکه کودتایى نظامى است که توسط عناصر سازمان اطلاعاتى و نظامى آمریکا علیه آن کشور سازماندهى شده بود.روزنامه فرامنطقه اى «الشرق الاوسط» به نقل از گزارش مفصل ارتش آمریکا نوشته است. نقش سازمان جاسوى رژیم اشغالگر قدس یعنى موساد در عملیات ۱۱ سپتامبر فاش گردیده است.(۵)به علاوه اسامه بن لادن که یک شاهزاده ى سرمایه دار عربستانى است با حمایت رسمى سازمان سیا و برای قلع و قمع گروههاى جهادى طرفدار ایران و استقرار گروه متعصب و ضد شیعه طالبانى، در افغانستان بوجود آمد. بن لادن که افکارى مخالف شیعه دارد با کمک (i.si) مأموریت جذب قواى پراکنده ی افغانى و آموزش و سازماندهى آنان را عهده دار شد. بنابراین چنین افرادى در واقع پرورش یافته ى امپریالیسم هستند و تیرى که ابرقدرت ها به سوى مسلمانان شلیک کرده اند به طرف خودشان کمانه کرده است.
۵- جهانی شدنجهانى شدن (۶) به معناى وحدت جهان و همگون شدن آن در ابعاد اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و افزایش مبادله در این ابعاد است. پدیده ى مزبور از انقلاب در ارتباطات یعنى پیشرفت فن آوری اطلاعاتى، به وجود آمدن شبکه هاى جهانى اطلاع رسانى (اینترنت)، رایانه هاى شخصى و تجهیزات ارتباطى (ماهواره، نمابر، تلفن همراه، وسایل حمل و نقل سریع و مانند آن) سرچشمه مى گیرد. در اثر این تحول، اقتصاد کشورهاى جهان به یکدیگر پیوند خورده است بطورى که منافع مادى و سیاسى هر سرزمینى در گرو منافع سایر کشورها قرار مى گیرد. تحرک روزافزون تر در تولید و مبادله خدمات و کالاها در سراسر دنیا منجر به وجود آمدن الگوى یکسانى در زمینه هـاى فرهنگى و اجتماعى مى گردد به همین دلیل جهانى شدن به سود کشورهاى توسعه یافته و ابرقدرت هاست زیرا این کشورها به دلیل سلطه ى سیاسى و اقتصادى بر جهان، الگوى فرهنگى خود را به تمام دنیا صادر مى کنند، این امر فرهنگ هاى بومى و سنت های مذهبى کشورهاى مسلمان را از بین مى برد.گسترش شرکت هاى بین المللى و جذب سرمایه هاى ملى کشورهاى اسلامى علاوه بر این که باعث خروج سرمایه هاى سرزمین هاى مذکور مى گردد، این وضع را به عنوان اهرم کنترل اوضاع آنان به کار مى گیرند. گسترش جهانى شدن به جز پیامدهای اقتصادی و اجتماعى به گسترش بنگاههاى خبری وابسته به ابرقدرت ها منجر خواهد شد که اگر چه به هدف ارتقاى مناسبات به وجود مى آیند ولى راه را برای تبلیغ محصولات غربى و بیگانه هموار مى سازند، به علاوه تبلیغ مسایل فرهنگى نظام سرمایه دارى، در کشورهاى اسلامى ارزش هاى معنوى را کمرنگ مى کند و با افول معنویت، خشونت، جنایت، از هم پاشیدگى خانواده ها و رذالت های دیگر رو به فزونى مى رود.با تحول در فناورى و مبادله اطلاعات، کشورهاى جهان کمتر بر مرزهای خود کنترل دارند زیرا روزانه میلیون ها دلار پول یا سهام از طریق بازارهای بورس بین المللى با استفاده از رایانه ها، جابجا مى شود و اقتصاد این کشورها را تحت تأثیر قرار مى دهد، بدون آن که دولت ها بتوانند بر این مبادله کنترلى داشته باشند، در گذشته به منظور مقابله با دشمنان احتمالى، دولت ها، بر اقدامات نظامى و سیاسى تکیه مى کردند اما در نظام جهانى، رقابت هاى نظامى جاى خود را به رقابت اقتصادی و تکنولوژیک مى دهد. شکوفایى حرکت اسلامى در نقاط گوناگون جهان نشان مى دهد که اگر چه ایدئولوژى کمونیست به پایان رسیده اما چنین برگ برنده اى براى دموکراسى لیبرال غرب نمى باشد.فرهنگ، تمدن و ارزش هاى معنوی اسلامى با نیرویى حیات بخش نه تنها در جهان اسلام، بلکه در دنیای غرب و حتى در قلب کشورهایى که افکار مارکسیستى را ترویج مى کرده اند، به تأثیر آن در امور بین الملل اعتراف نموده اند. اگر تصور شود دموکراسى لیبرالى غربى بر اثر شکست کمونیسم، الگویى برای جهانى شدن است و ملل مسلمان مى توانند آن را مورد توجه و الگو قرار دهند، باید در جواب گفت: رویکرد به معنویت و مقاومت های اسلامى و تجدید حیات اسلامى این فروپاشى را بوجود آورد، به علاوه نابودى این اردوگاه نمى تواند تضمینى براى صلح جهانى باشد، همچنین بین عناصر سازنده ی دموکراسى غربى تضادها و تناقض هاى فراوانى وجود دارد و چنین پدیده اى نمى تواند در کشورهاى اسلامى پیاده شود.البته دغدعه جهان اسلام و متفکرین مسلمان در روند کنونى جهانى شدن، برای حفظ هویت و فرهنگ اسلامى، امرى بدیهى و بجاست، و اگر چنین موضوعى عملى گردد بطور قطع براى جهان اسلام تبعات سنگینى دارد و جهان اسلام باید خود را براى خنثى کردن اثرات مخرب این طوفان، مهیا سازد و به جاى آن جهانى شدنى را مطرح سازد که از ارزشهای مشترک معنوی سخن مى گوید و در جهت اخوت جهانى و وحدت جوامع انسانى گام بر مى دارد. در این جهانى شدن سلطه گرى و برتری جویى های سیاسى وجود ندارد و برای تمدن های دیگر سودمند است و کمکى برای شکوفایى مجدد تمدن اسلامى خواهد بود.(۷)
پی نوشت :

(۱). جهان پس از یازدهم سپتامبر، دکتر حسن بشیریه، روزنامه ی اطلاعات، شماره های ۲۸۸۷۰ و ۲۸۷۷۱ (۲۳ و ۲۴ شهریور ۱۳۸۲)، جهان اسلام و غرب، محمد علی تسخیری، همان، شماره های ۲۳۱۹۰ و ۲۳۱۹۱ (چهارم و پنجم آبان ۱۳۸۳).(۲). (سازمان پیمان اتلانتیک شمالی=Nato) North Atlantic Organization(3). مصاحبه رادیو آلمان با گرهادویسنوسکی، واحد مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، روزنامه ی جام جم، ۲۲ شهریور ۱۳۸۳، شماره ۱۲۴۳٫(۴). ناگفته هاى حادثه ى ۲۰ شهریور از زبان یک روزنامه نگار فرانسوى، روزنامه جمهوری اسلامى، ۲۲ مهر ۱۸۳۱، شماره ۶۷۵۳٫(۵). روزنامه قدس، ۱۶ مهر ۱۳۸۰ شماره ى ۳۹۶۸٫(۶). GLOBALIZATION.(7). جهان اسلام و سیاست هاى جهانى، مقاله ى حسام الدین واعظ از دانشگاه لیدز انگلستان مندرج در گزیده ی مقالات فارسى دوازدهمین کنفرانس بین المللى وحدت اسلامی، موج سوم دموکراسى، ترجمه شهابى، فصل ششم، جهانى شدن و گفتگوى تمدن ها، روزنامه اطلاعات، خرداد ۱۳۷۸٫

 

نوشته قبلی

ادب شیعی فارسی تا قرن پنجم

نوشته‌ی بعدی

ویژگیهای حکومت و کارگزاران حضرت مهدی(عج) در قرآن و حدیث

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

ویژگیهای حکومت و کارگزاران حضرت مهدی(عج) در قرآن و حدیث

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا