۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

زندگی نامه اسماء بنت عمیس

0
SHARES
13
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

زندگی نامه اسماء بنت عمیس (متوفای سال ۳۸ هجری) 
یکی از زنان شاخص در تاریخ اسلام که نقش قابل توجهی در بسیاری از تحولات تاریخی و سیاسی دوران نبوی و علوی دارد، اسماء بنت عمیس است. به همین دلیل نام این زن با شخصیت و مشهور را در بسیاری از موارد در کتابها و منبرها می شنویم و متدسفانه غالبا اطلاعات دقیقی در باره وی نداریم. نوشته حاضر به هدف شناساندن بهتر شخصیت این زن است که به صورت دایره المعارفی نوشته شده و به هیچ روی در باره نکاتی که از تواریخ و منابع مختلف نقل شده شرح و تفصیلی به دست داده نشده است. در متن، منابعی که مطالب از آنها نقل شده است، تنها به نام مؤلف آمده اما در پایان مقاله ویژگی های منابع یاد شده است. اسماء در دوران رسول خدا (ص)  در باره زندگی اسماء فرزند عمیس پیش از اسلام آگاهی نداریم. اما این را اطمینان داریم که نام پدرش عمیس بوده است. پدرش عمیس را به اختلاف فرزند مَعْد و نعمان گفته‏اند. نام مادر اسماء را خَوْلَه یا هِند دختر عوف بن زهیر گفته‏اند و بنابر تصریح ابن سعد (۸/۲۱۹)، خوله همان هند است. نسب اسماء از طرف پدر و مادر به قبایل یمنى مىرسد، ولى برخى خثعم را از قبایل ملحَق به عدنانیان دانسته‌اند (ر.ک: مسعودى، ۲۲۸؛ کحاله، ۱/۳۳۱). مادر وى را به اعتبار یمنى بودن، جُرَشى و به اعتبار دامادهایش: رسول خدا (ص)، امیرالمؤمنین، حمزه، جعفر، عباس، ابو بکر و دیگران، أکرم الناس أحماء یا أصهارا گفته‏اند (ابو الفرج، ۱۲ – ۱۱). شانزده نفر از زنانِ صحابى، خواهرانِ پدرى یا مادرى وى بودند. میمونه دختر حارث بن کعب که افتخار همسرى رسول خدا (ص) را داشت، در شمار خواهرانِ مادرى وى بود. پیامبر خدا (ص) او را از زنان بهشتى (ابن طاووس، ۲۴۹) وصف و از وى و خواهرانش با تعبیر الأخوات المؤمنات یاد کرد (ابن حجر، الاصابه،۸/۱۵ و ۱۸۵). امام صادق (ع) او را در شمار هفت خواهرِ اهل بهشت نام برد (صدوق، خصال، ۳۶۳). اسماء قبل از ورود مسلمانان به دار اَرْقم ایمان آورد و با رسول خدا (ص) بیعت و در سال پنجم بعثت به همراه شوهرش، جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت کرد و عبدالله، محمد و عون را در آنجا به دنیا آورد (ابن سعد، ۸/۲۱۹). او همْ زمان با عبدالله، پسر نجاشى و محمد بن حاطب را نیز شیر داد (ابن حجر، الاصابه، ۵/۶۳). اسماء تا سال هفتم هجرى، در حبشه بود و در مراسم ازدواج و عروسى فاطمه (س) و هم چنین تولد امام حسن (ع) و امام حسین (ع) شرکت نداشت. با این حال روایاتى بیانگر حضور وى در این مراسم است. برخى معتقدند که اسماء دختر یزید بن سَکَن انصارى در این مراسم شرکت داشت، ولى تشابه اسمى، شهرت بنت عمیس و به احتمال دوستى و ارتباط وى با فاطمه (س)، راویان را در دوره‌هاى پسینى، به اشتباه انداخته است. از آن جایى که کنیه اسماء دختر یزید بن سکن نیز ام سلمه بود، این اشتباه در باره ام سلمه، همسر رسول خدا (ص) نیز تکرار شده و گفته‏اند وى در آن مراسم شرکت داشته است (ر.ک: مرتضى عاملى، ۵/۲۶۳). حضور اسماء بر بالین حضرت خدیجه در آخرین لحظات زندگانىاش (سال ۱۰بعثت) (اربلى،۱/۲۷۱) و شرکت اسماء در مراسم عروسى عایشه (اندکى پس از هجرت) نیز (ابن حنبل، ۶/۴۳۸؛ طبرانى، المعجم الکبیر، ۲۴/۱۵۶) با همان مشکل روبروست (ذهبى، سیر،۲/۱۷۳). اسماء به همراه جعفر و دیگر مهاجرانِ حبشه، در سال هفتم هجرى و همْ‌زمان با فتح خیبر به مدینه بازگشت. او در بازگشت، به منزل زنان رسول خدا (ص) رفت و از نزول قرآن در باره زنان پرسید، با دریافت پاسخ منفى، نزد رسول خدا (ص) رفت و گفت: چرا از زنان در ردیف مردان یاد نمىشود؟ آنان پیوسته در ضرر و زیان هستند. پس از این گفتگو، آیه إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَتِ … لَهُم مَّغْفِرَهً وَ أَجْرًا عَظِیمًا (احزاب:۳۵) نازل شد (واحدى، ۲۴۰؛ مجمع البیان، ۸/۳۵۳). اسماء در منزل حفصه همسر رسول خدا (ص) بود که عمر بن خطاب وارد شد. عمر با دیدن اسماء به اقامتِ طولانى آنان در حبشه اعتراض کرد و آنان را از شمار مهاجران نخستین بیرون دانست. وى با خطاب یا حبشیه به اسماء، گفت: ما در هجرت بر شما پیشى گرفتیم، از این رو به رسول خدا (ص) از شما سزاورتریم. اسماء از این سخن برآشفت و گفت: زمانى که ما ترس، دورى و غربت را تحمل مىکردیم، شما در کنار رسول خدا (ص) بودید، ایشان گرسنگان شما را سیر مىکرد و ناآگاهان شما را تعلیم می داد. اسماء سوگند یاد کرد که از وى نزد رسول خدا (ص) شکایت خواهد کرد. تعبیرهاى «ان رجالا یفخرون علینا» و «ان له و لأصحابه»، نشان مىدهد که عده‏اى از مهاجران مکىّ نیز عمر را همراهى مىکردند. رسول خدا (ص) با نادرست دانستن سخن عمر، فرمود: او از شما به من، سزاوارتر نیست. براى شما دو هجرت و براى او و یارانش یک هجرت است (بخارى، ۵/۸۰؛ ابن سعد، ۸/۲۲۰ – ۲۱۹). رسول خدا (ص) پس از شهادت جعفر در موته به خانه اسماء آمد و او را از شهادت جعفر آگاه کرد. اسماء در مرگ شوهرش گریه مىکرد و صیحه می زد. رسول خدا (ص) وى را از تندگویى و به سینه کوفتن نهى کرد، دستور داد براى خانواده مصیبت‌دیده جعفر غذا تهیه کنند (ابن سعد، ۸/۲۲۰؛ صدوق، ۱/۱۸۳ – ۱۸۲) و به خود اسماء نیز دستور داد تا سه روز صبر کند (یا لباس سیاه بپوشد) ، سپس هرچه مىخواهد، انجام دهد (ابن سعد، ۸/۲۲۰؛ ذهبى، ۲/۲۸۴). براى آگاهى از کاربرد این حدیث در فقه بنگرید (ابن حزم، ۱۰/۲۸۰؛ طبرى، جامع، ۲/۶۹۹). اسماء در رثاى شوهر خود چنین می خواند: (قاضى نعمان، شرح الأخبار، ۳/۲۰۷) قد کنت لى جبلا ألوذ بظله ترکتنى أمشى بأجرد ضاحى قد کنت ذات حمیّه ما عشت لى أمشى البراز و أنت کنت جناحى فالیوم أخشع للذلیل و أتقى منه و أدفع ظالمى بالراح رسول خدا (ص) به اسماء دعایى براى رفع گرفتاریها آموخت و اسماء نیز آن را به فرزندش عبدالله یاد داد. هم چنین حضرت براى دفع چشم از فرزندان اسماء، دعایى خواند (طبرانى، المعجم الکبیر، ۲۴/۱۴۲ و کتاب الدعاء، ۳۱۳). ابن العربى، ذیل آیه وَ لَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ (احزاب:۵۲) به استناد روایت ضعیفى، از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا (ص) پس از شهادت جعفر از زیباروى بودن اسماء به شگفت آمد (طبرسى، ۸/۱۷۶ و ۱۰/۱۰۰؛ قرطبى، ۱۴/۲۲۱). هم چنین به روایت تأیید نشده‌اى، امام على (ع) پس از شهادت جعفر از اسماء خواستگارى کرد. فاطمه (س) پس از آگاهى، شکایت نزد رسول خدا (ص) برد. حضرت فرمود: اسماء حق آزارِ خدا و رسولش را ندارد (طبرانى، المعجم الکبیر، ۲۲/۴۰۵). منابع روایىِ پیش از طبرانى این روایت را نقل نکرده‌اند و برخى از راویان آن نیز ناشناخته‌اند (هیثمى، ۹/۲۰۳). اسماء به هنگام جنگ حُنین، با ابو بکر ازدواج کرد و به گفته ابن ابی هلال، رسول خدا (ص) وى را به تزویج ابوبکر درآورد. این ازدواج مستندِ فتواى برخى شد که مسلمان نمی‌تواند در «دار الحرب» حتى با زن مسلمان ازدواج کند، مگر این که در لشکر مسلمانان باشد (ابن قدامه، ۱۰/۵۱۱). بنابر این گزارش و فتوا، اسماء در جنگ حُنین حضور داشته است. اسماء در سال دهم هجرى در حجه الوداع نیز شرکت کرد و چهار روز مانده به ابتداى ماه ذىقعده، محمد بن ابى بکر را در ذی‌الحلیفه یا بیداء به دنیا آورد. او به فرمان پیامبر (ص) غسل کرد و از همان جا مُحرِم شد (ابن سعد، ۸/۲۲۱ – ۲۲۰). این روایت مستند حکم فقهىِ احرام و عبادت زنى است که نِفاس دارد (ر.ک: صدوق، ۲/۳۸۰؛ مرتضى، ۱/۱۷۲؛ شافعى، ۲/۱۵۸). او از نزول آیه اکمال در غدیر خم خبر داده و گوید: در میان راه بودیم که جبرئیل بر رسول خدا (ص) نازل شد و مرکب سوارى آن حضرت در اثر فشار وحى، زانو زد و من با پارچه‌اى که داشتم آن حضرت را پوشاندم (طبرى، ۶/۱۰۶). طبق روایت اسماعیلِ کثیرالنواء، ابو بکر براى شرکت در نبردى از مدینه بیرون رفت. اسماء وى را خواب دید که خضاب کرده لباس‌هاى سفید پوشیده بود. عایشه در تأویل این خواب، خضاب را به خون و لباس‌هاى سفید را به کفن تشبیه کرد و گفت: پدر من در این نبرد کشته مى‌شود. رسول خدا (ص) تأویل عایشه را بى‏ساس خواند و فرمود: اسماء از ابو بکر فرزندى به نام محمد، به دنیا مى‌آورد که با کافران و منافقان دشمن خواهد بود (ثقفى، ۱/۲۸۸). روایت است که محمد نجابت را از مادرش اسماء به ارث برد، در محاصره عثمان شرکت و بنابر روایتى با امیرالمؤمنین بر بیزارى جستن از ابو بکر بیعت کرد (مفید، اختصاص، ۷۰). هم چنین در نبرد جمل و صفین همراه امام على (ع) بود، سپس به فرمان ایشان حاکم مصر شد و معاویه بن خُدَیج وى را در سال ۳۸، به دستور عمرو بن عاص به شهادت رساند (ثقفى، ۲/۷۵۸ – ۷۵۷). اسماء در زمان بیمارى رسول خدا (ص)، با تجربه‌اى از حبشه، معجونى (مرکب از عود هندى، وَرْس و چند قطره روغن زیتون) به اطراف دهان ایشان مالید. رسول خدا (ص) فرمود: اسماء این طبابت را در حبشه آموخته است، ولى خداوند من را به بیمارى «ذات الجَنب: درد پهلو» گرفتار نمى‌کند (ابن سعد، ۴/۱۸۲ – ۱۸۱). اسماء در جاهلیت نیز با طبّ آشنا بوده است. رسول خدا (ص) از وى در باره داروى مسهل در جاهلیت پرسید. او گفت: این دارو از گیاهى به نام شُبُرم گرفته مى‌شد. آن حضرت فرمود: طبیعتى گرم دارد. اسماء افزود: از گیاهى به نام سَنا نیز گرفته مىشد. حضرت فرمود: سنا دارویى است که مرگ را شفا مىدهد (ابن ابى شیبه، ۵/۴۲۴). اسماء پس از رحلت رسول خدا (ص)  موضع عقیدتى و سیاسى ـ اجتماعى اسماء را پس از رحلت رسول خدا (ص) می توان از مجموع روایاتى به شرح زیر به دست آورد: عبدالله بن عمرو بن عاص ارتباط و ملاقات بنو هاشم را اندکی پس از ازدواج وی با ابو بکر را روایت کرده و افزوده است که ابو بکر از این ملاقات ناراحت شده نزد رسول خدا (ص) شکایت برد (ابن حنبل، ۲/۱۸۶؛ مسلم، ۷/۸). عمرو بن عاص نیز در باره موضوعی از امام على (ع)، همسر اسماء، اجازه خواست و با وى گفتگو کرد (ابن ابى شیبه، ۵/۴۲۴؛ ابن حنبل، ۲/۱۸۶). بنابر نقل واقدى مردم پس از رحلت رسول خدا (ص) دو دسته شدند: عده‌اى رحلت ایشان را تأیید و عده‌اى انکار می‌کردند. در این میان اسماء با دست نهادن بر شانه آن حضرت گفت: رسول خدا (ص) رحلت کرده، زیرا مُهر نبوت از دوش ایشان برداشته شده است (ابن سعد، ۲/۲۰۸). روایت دیگر این که اسماء (که همسر ابو بکر بود) گفتگوهاى ابو بکر و عمر را در باره کشتن امیرالمؤمنین (ع) شنید و به کنیزش فرمان داد تا به گونه‌اى امام (ع) را از این تصمیم آگاه کند. هنگامى که کنیز خبر اسماء را رساند، امام (ع) فرمود: پس چه کسى باید با ناکثین، قاسطین و مارقین نبرد کند؟ (طبرى، المسترشد، ۴۵۱) متن توافق‌نامه اصحاب سقیفه در باره کشتن مخالفان، در منابع قدیمى یافت نشد، ولى دیلمى آن را با حذف سند، از اسماء بیان کرده است (دیلمى، ۳۳۴). اسماء در روایت دیگرى فدک را براى فاطمه (س) گواهى کرد. عمر گواهى وى را نپذیرفت و گفت: او از طرفى همسر جعفر بوده و از طرف دیگر خدمتکار فاطمه (س) است. از این رو گواهى وى جانبدارانه و به نفع بنو هاشم است (مجلسى، ۲۹/۱۹۷). اسماء که شاهد آخرین لحظات زندگانى فاطمه (س) بود، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را از شهادت مادرشان باخبر (اربلى، ۱۲۲/۲) و طبق وصیت فاطمه (س)، در غسل وى با امام على (ع) همکارى کرد. او زنان بسیارى را مانند ام عطیه، ام کلثوم دختر رسول خدا (ص) و صفیه دختر عبدالمطلب را نیز غسل داده است (ابن سعد، ۸/۳۱ و ۲۲۰). برخى از جمله ابن فتحون، با ایراد شبهاتى، همکارى اسماء را در غسل فاطمه (س) نپذیرفته‌اند. ابن حجر (التلخیص، ۵/۲۷۴؛ ر.ک: الاصابه، ۸/۲۶۶)، ابن حزم (۵/۱۷۵؛ ر.ک: دولابى، ۱۱۳؛ قاضى نعمان، دعائم، ۱/۲۲۸) و جوزقانى (۲۱۱) این تردیدها را رد کرده‌اند. اسماء فرهنگِ حمل جنازه زنان را با تابوت، از حبشه به مدینه منتقل کرد. بکارگیرى تابوت در مدینه را در سال نهم هجرى براى حمل جنازه ام کلثوم دختر رسول خدا (ص) (ابن سعد، ۸/۳۱) و به روایتى در زمان عمر بن خطاب، براى حمل جنازه زینب دختر جَحْش گفته‌اند (ابن قتیبه، ۵۵۵؛ بلاذرى، ۱۳/۴۳۳)، ولى بنابر روایت ابن عباس، اولین جنازه‌ایى که با تابوت حمل شد، جنازه فاطمه (س) بود (ابن سعد، ۸/۲۳ و ۲۲۰). یعقوبى گوید: اسماء خدمتگزار و پرستار فاطمه (س) بود. حضرت به وى گفت: آیا آشکارا روى تخته‌اى حمل خواهم شد؟ اسماء گفت: اى دختر رسول خدا (ص) چیزى مانند آنچه در حبشه دیده‌ام، برایت مى‌سازم. اسماء با استفاده از چوب‌های خرماى تازه و تخته‌ای که در اختیار داشت، تابوتى ساخت. حضرت با دیدن آن لبخندى زد و جز آن روز با لبخند دیده نشد (یعقوبى، ۱۱۵/۲). روایت دولابى، اضافه‌اى دارد که فاطمه (س) به اسماء فرمان داد تا وى را غسل دهد و به سایر افراد اجازه ورود ندهد. عایشه، پس از رحلت فاطمه (س)، قصد ورود به منزل ایشان را داشت که با مخالفت اسماء روبرو شد. عایشه، شکایت نزد پدرش برد و گفت: اسماء براى فاطمه (س) تابوتى مثل هودج العروس ساخته و از ورود من به منزل ایشان جلوگیرى مى‌کند. ابو بکر از اسماء توضیح خواست و اسماء گفت: این کار به دستور حضرت بوده و من نیز به فرمان ایشان مشغول ساختن تابوت هستم. امام على (ع) و اسماء، پس از بازگشتِ ابو بکر، فاطمه (س) را غسل دادند (دولابى، ۱۱۲). قیس بن ابىحازم که به همراه پدرش، به عیادت ابو بکر رفته بود، اسماء را زنى سفیدرو با دستان خالکوبى دید (طبرانى، المعجم الکبیر، ۲۴/۱۳۱). ابو بکر وصیت کرد تا اسماء وى را غسل دهد، ولى اسماء نپذیرفت و گفت: من تاب این کار را ندارم. ابو بکر گفت: در صورت نیاز از عبدالرحمن پسرش کمک بخواهد. به گفته ابن حفص، ابو بکر اسماء را سوگند داد در صورت روزه بودن، افطار کند تا بتواند کارش را بهتر انجام دهد. اسماء وى را در بامدادِ روز سردى غسل داد و پس از اتمام آن، از عثمان پرسید هوا سرد است، آیا غسلِ [غسل دهنده میّت] بر من واجب است؟ عثمان گفت: نه. عمر بن خطاب نیز که این پاسخ را شنید، در ردّ آن چیزى نگفت. اسماء در پایان همان روز سوگندِ ابو بکر را به یاد آورده آب نوشید (ابن سعد، ۸/۲۲۲ – ۲۲۱). عمر بن خطاب براى اسماء دختر عمیس و اسماء دختر ابو بکر که از زنان مهاجر بودند، هزار درهم حقوق مستمرى قرار داد (ابن سعد، ۳/۲۳۱). اسماء پس از ابو بکر با امام على (ص) ازدواج کرد و عون و یحیى را به دنیا آورد (ابن سعد، ۸/۲۲۲). به گزارش شعبى، محمد بن جعفر و محمد بن ابىبکر در باره پدران خود به یکدیگر افتخار مىکردند. امام على (ع) براى پایان دادن به فخرفروشى آنان، اسماء را به داورىِ طلبید. اسماء گفت: جوانى را بهتر از جعفر و پیرى را بهتر از ابو بکر ندیدم. امام فرمود: پس چه فضیلتى براى من باقى ماند؟ اسماء ایشان را در مرتبه سوم خوبان وصف کرد (ابن سعد، ۸/۲۲۲، ابن شهر آشوب، ۳/۶۱). اسماء زمانى که از شهادت محمد (سال ۳۸) در مصر خبر یافت، به مسجد خانه‌اش رفت و خشم خود را فروخورد تا این که خون از سینه‌‌هایش جارى شد (ثقفى، ۱/۲۸۷). او پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع) در سال ۴۰ زنده بود (ذهبى، ۲/۲۸۷؛ ابن حجر، تقریب، ۲/۶۲۹)، ولى تاریخ رحلتش معلوم نیست. صورت قبرى به نام اسماء در قبرستان باب الصغیر دمشق وجود دارد. او از راویان اخبار نبوى (ص) است که به گفته عَجّاج، در دوره منع تدوین حدیث، برخى احادیث را جمع‌آو‌رى کرد. یعقوبى (۲/۹۲ و ر.ک: احمدى میانجى، ۱/۴۴۱) به کتاب روایى اسماء تصریح دارد. امام صادق (ع) در حق اسماء دعا کرده و مامقانى به استناد همین دعا، وى را در نقل حدیث، ثقه دانسته است (مامقانى، ۳/۶۹). عبدالله بن جعفر (فرزند وى)، عبدالله بن عباس (خواهر زاده وى)، قاسم و ام عون فرزندان محمد (نوه‌هاى اسماء) و عبدالله بن شدّاد، سعید بن سعیب، عروه بن زبیر، عمر بن خطاب و ابو موسى اشعرى از اسماء روایت نقل کرده‌اند. گفته‌اند که عمر بن خطاب تعبیر خواب را نیز از اسماء فرا گرفت! (ابن حنبل، ۱/۱۵؛ ابن حجر، الاصابه، ۱/۱۶). وى حدیثى در باره نشانه‌هاى انسان بد (طبرانى، المعجم کبیر، ۲۴/۱۵۶)، حج نیابتى (ابن نجیم، ۳/۱۱) و احادیثى در باره امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه (س) نقل کرده است از جمله: حدیث وزرات، (کوفى، ۱/۳۰۳) حدیث منزلت، (کوفى، ۱/۵۰۳) حدیث ردّ الشمس (کوفى، ۲/۵۱۸؛ مفید، ارشاد، ۱/۳۴۵)، حدیثى در باره سخاوت امیرالمؤمنین (ع)، (کوفى، ۲/۶۹) تفسیر «صالح المؤمنین» به امیرالمؤمنین (فرات کوفى، ۴۹۱؛ طبرسى، ۱۰/۵۹) و وصف فاطمه (س) به حوریه إنسیه (طبرى، دلائل، ۱۴۸). منابع:  الاصابه + الطبقات الکبرى + الکافى + المعجم الکبیر + انساب الاشراف + تقریب التهذیب + سیر اعلام النبلاء + صحیح البخارى + صحیح مسلم +‌مجمع الزوائد + مسند احمد بن حنبل +‌ مناقب آل ابى‌طالب + ابن ابى شیبه(م ۲۳۵)؛ المصنف؛ تحقیق سعید محمد اللحا؛ بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹؛ ابن حجر، احمد بن على(م ۸۵۲)؛ التلخیص الحبیر فى تخریج الرافعى الکبیر، دار الفکر؛ ابن حزم، على بن احمد(م ۴۵۶)، المحلى، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت، دار الفکر؛ ابن طاووس، على بن موسى(م ۶۶۴)، الطرائف فى معرفه مذاهب الطوائف، قم، مطبعه الخیام؛ ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم(م ۲۷۶)، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، مصر، دارالفکر؛ ابن قدامه، عبدالله(م ۶۲۰)، المغنى، تحقیقِ گروهى، بیروت، دار الکتاب العربى؛ ابن نجیم مصرى(م ۹۷۰)، البحر الرائق، تحقیق زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸؛ ابو الفرج اصفهانى(۳۵۶)، مقاتل الطالبیین، نجف، منشورات المکتبه الحیدریه، افست قم، مؤسسه دار الکتاب، ۱۳۸۵؛ اربلى، على بن عیسى(م ۶۹۳)؛ کشف الغمه فى معرفه الأئمه، بیروت، دار الأضواء؛ ثقفى کوفى، ابراهیم بن محمد(م ۲۸۳)، الغارات، تحقیق سید جلال الدین المحدث، چابخانه بهمن؛ جوزقانى، حسین بن ابراهیم(م ۵۴۳)، الأباطیل و المناکیر و الصحاح و المشاهیر، تحقیق کمال عبدالله، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۶؛ دولابى، محمد بن احمد(م ۳۱۰)، الذریه الطاهره النبویه، تحقیق سعد المبارک الحسن، کویت، الدار السلفیه، ۱۴۰۷؛ دیلمى، حسن بن محمد(م ق ۸)، قم، شریف رضى، ۱۴۱۷؛ کحاله، عمر رضا، معجم قبائل العرب القدیمه و الحدیثه، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۳۸۸؛ شافعى، محمد بن ادریس(م ۲۰۴) ، کتاب الأم، دار الفکر، ۱۴۰۳؛ شریف مرتضى، على بن الحسین(م ۴۳۶)، رسائل، تحقیق سید مهدى رجائى، قم، دار القرآن، ۱۴۰۵؛ شوکانى، محمد بن على(م ۱۲۵۵)، فتح الغدیر، دار الکتب؛ شوکانى، محمد بن على(م ۱۲۵۵)، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار، بیروت، دار الجیل، ۱۹۷۳م؛ صدوق، محمد بن على(م (۳۸۱)، کتاب من لایحضره الفقیه، تحقیق على اکبر غفارى، قم، جماعه المدرسین، ۱۴۰۴؛ صدوق، محمد بن على(م ۳۸۱)، خصال، تحقیق على اکبر غفارى، قم، جماعه المدرسین؛ طبرانى، سلیمان بن احمد(م ۳۶۰)، کتاب الدعاء، تحقیق مصطفى عبدالقادر عطاء، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۳؛ طبرى، محمد بن جریر(م ۳۱۰)، جامع البیان عن تأویل آى القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰؛ طبرسى، على بن فضل(م ۵۶۰)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیقِ گروهى، بیروت، مؤسسه الاعلمى، ۱۴۱۵؛ طبرى، محمد بن جریر(م ۳۱۰) ، المسترشد فى الامامه، تحقیق احمد محمود، قم، مؤسسه الثقافه الاسلامیه؛ طبرى، محمد بن جریر(م ۳۱۰) ، جامع البیان عن تأویل آى القرآن، تحقیق صدقى جمیل العطار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵؛ طبرى، محمد بن جریر(م ۳۱۰)، دلائل الامامه، قم، مؤسسه البعثه، ۱۴۱۳؛ فرات بن ابراهیم الکوفى(م ۳۵۲)؛ تفسیر فرات الکوفى، تحقیق محمد الکاظ، تهران، وزاره الثقافه و الارشاد الاسلامى، ۱۴۱۰؛ قاضى نعمان، نعمان بن محمد(م ۳۶۳)، دعائم الاسلام، تحقیق آصف بن على و اصغر فیضى، قاهره، دار المعارف، ۱۳۸۳؛ قاضى نعمان، نعمان بن محمد(م ۳۶۳)؛ شرح الأخبار فى فضائل الأئمه الأطهار (ع)، تحقیق سید محمد حسینى جلالى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى؛ قرطبى، محمد بن احمد(م ۶۷۱)، الجامع لأحکام القرآن، بیروت، مؤسسه تاریخ العربى، ۱۴۰۵؛ کوفى، محمد بن سلیمان(زنده در ق ۳)، مناقب أمیر المؤمنین، تحقیق محمد باقر محمودى، قم، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ۱۴۱۲؛ مامقانى، عبدالله(م ۱۳۱۱)، تنقیح المقال فى علم الرجال، نجف: المرتضویه، ۱۳۵۲؛ مرتضى عاملى، سیدجعفر، الصحیح من سیره النبى الأعظم (ص)، بیروت، دار الهادى، ۱۴۱۵؛ مسعودى، (م ۳۴۵)، التنبیه و الاشراف، مفید، محمد(م ۴۱۳)، الاختصاص، تحقیق على اکبر غفارى، قم، جماعه المدرسین؛ مفید، محمد(م ۴۱۳)؛ الارشاد، قم، مؤسسه آل البیت؛ نووى، محى الدین بن شرف(م ۶۷۶)، المجموع فى شرح المهذب، بیروت، دار الفکر؛ واحدى نیشابورى، على(۴۶۸)، أسباب النزول، قاهره، مؤسسه الحلبى، ۱۳۸۸؛ یعقوبى، ابن واضح(م ۲۸۴)، تاریخ الیعقوبى، بیروت، دار صادر.   منبع: www.historylib.com

برچسب ها: اصحاب اهل بیت علیهم السلام
نوشته قبلی

مجمل التواریخ و القصص‌ و اعتبار آن

نوشته‌ی بعدی

مسأله «لزوم زنده بودن مرجع تقلید» در نیمه نخست دوره صفوی

مرتبط نوشته ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

نوشته‌ی بعدی

مسأله «لزوم زنده بودن مرجع تقليد» در نيمه نخست دوره صفوی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا