امشب دل دیوانه را دیوانهتر کرده خدابر هر دلى که عاشق است اینک نظر کرده خدانخل دل پژمرده را پر باروبر کرده خداتا کاسه ما پرکند ما را خبر کرده خدارحمت فراوان آمده ظلمت بپایان آمدهزیباترین مخلوق ربّ احمد نمایان آمدهاو آمده تا رحمت حق را به ما اهدا کندتنها زحق دم مىزند تا سرّ حق افشا کندیعنى که نام شیعه را با مرتضى انشا کندما را گداى حضرت صدّیقه کبرى کنداى کاش بتهاى دل آلودهام را بشکندقادر بود تا عادت بیهودهام را بشکندیک اربعین سال او نشست تا وحى حق نازل شودسنگ عدو را مىخرید تا نهضتش کامل شودبا دست حیدر قصد کرد بتخانهها باطل شوداى کاش لبخندى از او در عمر ما حاصل شودبا مقدم زیباى او خلقت تکامل یافتهعبدالمطلب در بر خود دستهاى گل یافتهآداب او آبادى دنیا و هم عقبى بودفرمایشاتش جملگى برنامه مولا بودیک دل مطیع و بندهاش آیا میان ما بُوَدتا در رهش سیلى خورد این هدیه زهرا بُوَدبى درد گر هستى برو گر اهل دردى خوش نشینخود را کنار سفره پر برکت احمد ببینفخرش بود بس حاصل ایثار او شد فاطمهمانند مادر مهربان دلدار او شد فاطمهزیباترین آئینه رفتار او شد فاطمهبشکسته سینه محرم اسرار او شد فاطمهگر چه محمد بانى میخانه کوثر بُوَداو دستبوس فاطمه تا لحظه آخر بُوَددر هر کجا میزد قدم بوده على پروانهاشمانند حیدر کس نشد از صدق دل دیوانهاشگوید على فخرم بود هستم غلام خانهاششکر خدا گردیدهام من ساکن میخانهاشدلدار و دلبر مصطفى محبوب داور مصطفىاز عشق برتر مصطفى استاد حیدر مصطفىاى کاش عکس روى او در چشم ما جامى گرفتاشکش بروى نامه ما حکم امضا مىگرفتاى کاش شیعه بیش از این با نام او پا مىگرفتوحدت بود اینکه جهان الگو ز زهرا مىگرفتدین و سیاست در همه بُعد جهان جارى شودبا این درایت یوسف صحرانشین یارى شود

















هیچ نظری وجود ندارد