عنوان اصلی:
کتاب او به «سنن» معروف است، «صنف السنن وغیرها».([1]) مزی میگوید: «صاحب کتاب السنن».([2]) سنن نسائی را «السنن الصغری»، «المجتبی» و «المجتنی» نیز گفتهاند، و این برای آن است که او در آغاز کتابی بزرگتر با احادیث بیشتر نگاشت و سپس گزیده آن را تدوین کرد.
در اینکه «المجتبی» را خود نسائی گردآورده و برگزیده یا اینکه شاگرد و راوی سنن او «ابنالسنی»([3]) این کار را کرده، اختلاف است.
برخی همچون ذهبی سخن دوّم را درست میدانند.
او میگوید:
«قال ابنالأثیر: سأل أمیرٌ أبا عبدالرحمان([4]) عن سُننه: أصحیح کلُه؟ قال: لا. قال: فاکتب لنا منه الصحیح. فجرّد المجتبی. قلتُ: هذا لم یصح، بل المجتبی اختیار ابن السنّی»([5])
گویا سخن ذهبی نادرست است و نسائی خود «مجتبی» را برگزیده و مشهور میان محدثان نیز است. «فاروق حمّاد» در مقدمه کتاب «عمل الیوم واللیلهًْ»، به خوبی از این دیدگاه دفاع کرده است.([6])
سیوطی نیز سخنانی گفته که مؤید این دیدگاه است و گویا دیدگاه خود او نیز هست.
او در مقدمه «زَهرالربی علی المجتبی» گوید:
«وقال محمد بن معاویة الأحمر([7]) ـ الراوی عن النسائی ـ قال النسائی: کتاب السنن کله صحیح، وبعضه معلول، إلا أنه لم یبین علته، والمنتخب المسمی بالمجتبی صحیح کله و ذکر بعضهم أن النسائی لما صنف السنن الکبری أهداه إلی أمیر الرملة، فقال له الأمیر: أکل ما فی هذا صحیح؟ قال: لا، قال: فجرّد الصحیح منه، فصنف المجتبی»([8])
«سندی»([9]) نیز همین سخن را در مقدمه حاشیه خود بر سنن نسائی آورده است.([10])
گردآورنده آن:
«أحمدبن علی بن شعیب بن علی بن سنان بن بحر، أبوعبدالرحمن النسائی»([11]). «مزی» میگوید:
«أحمد بن شعیب…. بن بحر بن دینار…».([12])
«ذهبی» میگوید:
«أحمد بن شعیب… بن بحر الخراسانی…».([13])
زادروزش:
بیشتر سال 215 ه.ق را گفتهاند، هرچند 214 ه.ق نیز گفته شده است.([14]) «سیوطی» زادروزش را (225 ه.ق) گفته([15]). او در «نسا» شهری در خراسان پا بر زمین نهاد.
وفاتش:
وی روز دوشنبه، سیزدهم ماه صفر یا در ماه شعبان سال 303 ه در گذشت. محل مرگش را مکه و نیز «رملهًْ»([16]) گفتهاند([17])، که اوّلی مشهورتر است. «ذهبی» مکان مرگ او را «رمله» میداند.([18])
روایاتی که مکان مرگ او را در مکه میدانند، گفتهاند که قبر او میان صفا و مروه است.
زندگی علمی او:
نسائی از نوجوانی دنبال فراگیری حدیث بود. «ذهبی» میگوید:
«… طلب العلم فی صغره فارتحل إلی قُتیبة فی سنة (230 ه.ق)، فأقام عنده ببَغلان سنةً، فأکثر عنه»([19])
گویا پس از شهر خود، نخستین جایی که رفته و در آنجا حدیث شنیده نیشابور بوده است؛ یعنی پیش از شنیدن از «ابن سعید» و پیش از پانزده سالگی.
«ابنالجوزی» میگوید:
«کان اول رحلته إلی نیسابور، فسمع إسحاق بن ابراهیم الحنظلی و… ثم خرج إلی بغداد، فأکثر عن قتیبة، وانصرف علی طریق مرو، فکتب عن علی بن حجر([20]) وغیره، ثم توجه إلی العراق فکتب عن أبیکریب وأقرانه، ثم دخل الشام ومصر…»([21])
او در سال دویست و هفتاد و اندی([22]) (275 ه.ق)([23]) به قزوین رفت و در آنجا حدیث شنید.
مصر را برای ماندن برگزید و تا نزدیک مرگش در آنجا بود. (سیصد و اندی)([24])
او از بزرگان زیادی شنید. ذهبی در «السیر» نزدیک به هفتاد نفر از استادانش را نام برده است؛ کسانی مانند: «اسحاق بن راهویه، علی بن حُجْر، محمد بن بشار، محمد بن مثنی، نصر بن علی الجهضمی و…»([25])
او در سنن (المجتبی) از 334 شیخ خود روایت کرده و در دیگر آثارش از 114 استاد غیر از آنها روایت کرده است.([26])
وی شاگردان بسیاری داشت([27]) که از میان آنها میتوان به فرزندش «عبدالکریم»([28]) اشاره کرد؛ نامدارترین شاگرد او «طبرانی»([29]) است.
ستایش از او و کتابش:
«ابن مَندهًْ»([30]) م 395 ه.ق میگوید:
«الذین أخرجوا الصحیح ومیّزوا الثابت من المعلول والخطأ من الثواب أربعة: أبوعبدالله البخاری ومسلم بن الحجاج النیسابوری وبعدهما أبوداود السجستانی وأبو عبدالرحمن النسائی»([31]).
«خلیلی»([32]) (م 446 ه.ق) درباره نسائی میگوید:
«حافظ متقنٌ… رضیه الحفّاظ وکتابُه یُضاف إلی کتاب البخاری ومسلم وأبیداود… إتفقوا علی حفظه وإتقانه، ویُعتمد علی قَوله فی الجرح والتعدیل، وکتابه فی السنن مرضیٌّ»([33])
نسائی از بزرگان جرح و تعدیل است. دیگر صاحبان صحاح ستّه، هرچند که سخنانشان در جرح و تعدیل مقبول است، ولی هیچکدام به پای نسائی نمیرسند و اساساً نسائی افزون بر اینکه محدث است بهعنوان یکی از بزرگترین جارحان و معدّلان نزد سنیان شناخته میشود. او در علم «رجال الحدیث» کتابی دارد به نام «الضعفاء والمتروکین» که معروف است.
«ابنطاهر مقدسی» (م 507 ه.ق) میگوید:
«سألت سعد بن علی الزنجانی([34]) عن رجل، فوثقه، فقلت قد ضعفه النسائی!! فقال: یا بُنیّ! إنّ لأبی عبدالرحمن شرطاً فی الرجال أشدّ من شرط البخاری ومسلم».
ذهبی در تأیید سخن زنجانی میگوید:
«قلت: صدق، فإنّه لیّن جماعةً من رجال صحیحی البخاری ومُسلم»([35])
«عبدالکریم رافعی» (م 623) میگوید:
«النسائی… صاحب الکتاب المعروف بالسنن، وفیه دلالة ظاهرةً علی وفور علمه وحسن ترتیبه وتلخیصه وقوة نظره فی استنباط المعانی التی یفصح عنها تراجم الأبواب».([36])
«مزی» (م 742 ه.ق) میگوید:
«أحد ائمة المبرزین والحفاظ المتقنین والأعلام المشهورین، طاف البلاد وسمع…»([37]).
شرط نسائی در سنن:
درباره شرط نسائی در سنن نیز چیز روشنی نمیتوان گفت، از خود او هم چیزی به ما نرسیده که بتوان آنرا شرط او دانست؛ بار دیگر سخن «مقدسی» را یادآور میشوم که میگوید:
«إعلم أن البخاری ومسلماً ومن ذکرنا بعدهم لم ینقل عن واحد منهم أنه قال: شرطت أن أخرج فی کتابی ما یکون علی الشرط الفلانی وإنّما یعرف ذلک من سبر کتبهم فیعلم بذلک شرط کل رجل منهم…»([38])
او همچنین در جای دیگر میگوید:
«حکی أبوعبدالله بن منده أن شرط أبیداود والنسائی أخراج أحادیث أقوام لم یجمع علی ترکهم إذا صح الحدیث باتصال الاسناد من غیر قطع ولا إرسال ویکون هذا القسم من الصحیح»([39])
درست است، نسائی خود میگوید: «لا یترک الرجل عندی حتی یجتمع الجمیع علی ترکه»([40]) از این روست که گفتهاند: نسائی در جرح و تعدیل رجال مذهبی متسع دارد.([41])
ولی باید گفت این در جایی است که نسائی بخواهد در جرح و تعدیل راوی از دیگران بهره ببرد، وگرنه اگر راوی خاصی نزد نسائی مجروح و متروک باشد او دیگر این قاعده را رعایت نخواهد کرد. از اینروست که «ابنحجر» میگوید:
«…ظهر أن الذی یتبادر إلی الذهن من أن مذهب النسائی فی الرجال مذهب متسع، لیس کذلک، فکم من رجل أخرج له أبوداود والترمذی تجنب النسائی إخراج حدیثه… بل تجنب النسائی إخراج حدیث جماعة من رجال الصحیحین»([42])
مؤید این سخن، کلام خود نسائی است، آنجا که میگوید:
«لما عزمت علی جمع کتاب السنن استخرت الله تعالی فی الروایة عن شیوخ کان فی القلب منهم بعض الشیء فوقعت الخیرة علی ترکهم، فنزلت فی جملة من الحدیث کنت أعلو فیه عنهم»([43])
باتوجه به داستان او و امیر رمله درباره گردآوری احادیث صحیح از سنن کبری، که پیش از این گفته شد، و نیز همین سخن نسائی درباره استخاره، میتوان گفت که کتاب نسائی از نظر صحت احادیث، اگر بالاتر از صحیحین نباشد، کمتر و پایینتر نیست و میتوان جایگاه سنن نسائی را پس از صحیحین دانست، هرچند معمول بر این است که آن را در جایگاه پنجم ذکر میکنند.
فراموش نکنیم که درباره نسائی گفته شده:
«إن لأبی عبدالرحمن شرطاً فی الرجال أشد من شرط البخاری ومسلم»([44]).
سخن «ابنحجر» نیز خواندنی است، او میگوید:
«وفی الجملة فکتاب النسائی أقل الکتب بعد الصحیحین حدیثاً ضعیفاً ورجلاً مجروحاً، ویقاربه کتاب أبیداود وکتاب الترمذی ویقابله فی الطرف الآخر کتاب ابنماجه فإنه تفرد فیه بإخراج أحادیث عن رجال متهمین بالکذب وسرقة الأحادیث…»([45])
«ابن الصلاح» میگوید:
«التاسع: من أهل الحدیث من لا یُفردُ نوعَ الحسن ویجعلُهُ مندرجاً فی أنواع الصحیح؛ لاندراجه فی أنواع ما یُحتجّ به، وهو الظاهر من کلام الحاکم أبیعبدالله الحافظ فی تصرفاته، والیه یومئُ فی تسمیته کتاب الترمذیّ ب«الجامع الصحیح».
واطلق الخطیب أبوبکر أیضاً علیه اسم الصحیح، وعلی کتاب النّسائی».([46])
«ابن حجر» در ادامه سخن «ابن الصلاح» میگوید:
«قلت: وقد أطلق علیه([47]) ـ أیضاً ـ اسم الصّحة أبوعلی النیسابوری، وأبوأحمد بن عدی([48])، وأبوالحسن الدارقطنی وابن منده وعبدالغنی بن سعید([49]) وأبویعلی الخلیلی وغیرهم. وأطلق الحاکم إسم الصحة علیه وعلی کتابی أبیداود والترمذی…».([50])
درباره شرط نسائی نباید از سخن «حازمی» غافل شد. او پس از آنکه اصحاب «زهری»([51]) را به پنج طبقه تقسیم میکند، میگوید:
«(والطبقة الثالثة) جماعة لزموا الزهری مثل أهل الطبقة الأولی، غیر أنهم لم یسلموا عن غوائل الجرح فهم بین الرد والقبول، وهم (شرط أبیداود والنسوی)»([52]).
آثار نسائی:
او جز مجتبی یا «السنن الصغری» آثار دیگری نیز دارد.
«ابن الأثیر» میگوید:
«وله کتب کثیرة فی الحدیث والعلل وغیر ذلک»([53])
برخی از آثار او از این قرار است:
1ـ الکُنی؛ ذهبی میگوید:
«وقد صنّف مسند علیّ وکتاباً حافلاً فی الکُنی…»([54])
گویا این کتاب یا نابود شده یا گُم شده است.([55])
2ـ الضعفاء والمتروکین؛ این کتاب با کتاب «الضعفاء الصغیر» بخاری و «المنفردات الوحدان» مسلم در چاپخانه «دائرهًْ المعارف العثمانیهًْ» در «حیدرآباد دکن» چاپ شده و بار دیگر با ضعفاء الصغیر بخاری در «حلب» سوریه به چاپ رسیده است.
3ـ کتاب الطبقات؛ که به ذکر شیوخ و أحوال آنها و روایات آنها، طبقه به طبقه و عصر به عصر، تا زمان نسائی میپردازد، قسمتی از کتاب موجود است و بهچاپ رسیده است.
4ـ الجرح والتعدیل.
5ـ تفسیر القرآن الکریم.
6ـ عمل الیوم واللیلهًْ.
7ـ مسند علی بن أبیطالب؛ «ابنحجر» در تقریب و تهذیب رمز آن را (عس) قرار داده است.
8ـ السنن الکبری؛ نسخه خطی آن موجود است، گویا «عبدالصمد شرف الدین» در هند به چاپ آن پرداخته و تاکنون چند جلد آماده شده است([56]) «فاروق حمادهًْ» میگوید:
«المجلدان الکبیران من السنن الکبری الموجودان فی الخزانة الملکیة بالرباط تحت رقم 5952…».([57])
9ـ الجمعهًْ.([58])
10ـ خصائص علی؛ بارها چاپ شده، گویا بهترین چاپ آن تا سال (1406 ه.ق) متعلق است به تحقیق «أحمد میرین البلوشی» که به وسیلهی «مکتبهًْ المعلا» در کویت به چاپ رسیده است([59]). ذهبی این کتاب را داخل در «السنن الکبیر» میداند.([60])
نوشتن خصائص علی(علیه السلام) بهوسیلهی او داستان معروفی دارد که تقریباً همه کسانی که ترجمه نسائی را نوشتهاند به آن اشاره کردهاند. سخن ذهبی را میآوریم:
«قال محمد بن موسی المأمونی، صاحب النسائی: سمعتُ قوماً ینکرون علیه کتاب «الخصائص» لعلیّ رضیاللهعنه وترکَه تصنیف فضائل الشیخین، فذکرتُ له ذلک، فقال: دخلتُ إلی دمشق والمنحرف عن علیّ بها کثیر، فصنّفتُ کتاب «الخصائص» رجاء أن یهدیهم الله. ثم صنّف بعد ذلک «فضائل الصحابة»، فقیل له وأنا أسمع: ألا تخرج فضائل معاویة؟ فقال: أیّ شیء أخرج؟ «اللهمّ لاتشبع بطنه»([61])؟!؟! فسکت السائل. قلتُ: لعلّ هذه فضیلة لقول النبیّ(صل الله علیه و آله): «للهمّ من لعنته أو سببته فاجعل له ذلک زکاة ورحمة»([62])؟!
ذهبی در جای دیگر میگوید:
«إن النسائی خرج من مصر فی آخر عمره إلی دمشق، فسئل بها عن معاویة وما رُویَ فی فضائله فقال: لایرضی رأساً برأس حتّی یُفضل! فما زالوا یدفعون فی حضنَیه([63]) حتّی اُخرج من المسجد. ثم حُمل إلی الرملة وتوفی بها رحمه الله تعالی و رضی عنه.
وقال الدارقُطنیّ: إنّه خرج حاجاً فامتحن بدمشق، وأدرک الشهادة، فقال: إحملونی إلی مکة، فحُمل وتوفّی بها، وهو مدفون بین الصفا والمروة.([64])و([65])
ویژگیهای سنن نسائی:
1ـ کمترین احادیث ضعیف و رجال مجروح را پس از صحیحین دارد.([66])
2ـ در مجتبی بیش از سایر کتابهای ششگانه احادیث تکرار شده است.([67])
3ـ یادآوری سخنان و دیدگاههای صحابه و تابعین.
4ـ ذکر دیدگاههای فقهی خود در سنن.
5ـ آوردن برخی پرسشهای فقهی و پاسخ دادن به آنها با احادیث.
6ـ کتاب او دارای مزایای پنج کتاب دیگر است.
«صبحی صالح» میگوید:
«ولکل من أصحاب الکتب الستّة میزة یعرف بها، فمن أراد التفقّه فعلیه بصحیح البخاری، ومن أراد قلة التعلیقات فعلیه بصحیح مسلم، ومن رغب فی زیادة معلوماته فی فن التحدیث فعلیه بجامع الترمذی ومن قصد إلی حصر أحادیث الأحکام فبغیته لدی أبیداود فی سننه، ومن کان یعنیه حسن التبویب فی الفقه فابنماجه یلبی رغبته، أما النسائی فقد توافرت له أکثر هذه المزایا»([68])
خلفای روزگار او:
او در زندگی خود با دوازدهتن از خلفای عباسی همروزگار بود که عبارتند از:
مأمون عباسی (198ـ 218 ه.ق)؛ المعتصم بالله (218ـ 227 ه.ق)؛ الواثق بالله (227ـ 232 ه.ق)؛ المتوکل علی الله (232ـ 247 ه.ق)؛ المنتصر بالله (247ـ 248 ه.ق)؛ المستعین بالله (248ـ 252 ه.ق)؛ المعتز بالله (252ـ 255 ه.ق)؛ المهتدی بالله (255ـ 256 ه.ق)؛ المعتمد علی الله (256ـ 279 ه.ق)؛ المعتضد بالله (279ـ 289 ه.ق)؛ المکتفی بالله (289ـ 295 ه.ق)؛ المقتدر بالله (295ـ 320 ه.ق).
نَسا:
«نَسا» نام چهار شهر است در چهار گوشه ایران، در خراسان، فارس، کرمان و همدان([69]).
و أحمد بن شعیب از نسا در خراسان است، «یاقوت» گوید:
«وهی مدینة بخراسان، بینها وبین سرخس یومان، وبینها وبین مرو خمسة أیام… وبین نیسابور ستة أو سبعة… وقد خرج منها جماعة من أعیان العلماء، منهم: أبو عبدالرحمن أحمد بن شُعیب بن علی النسائی…»([70])
«ذهبی» نیز او را خراسانی میداند.([71])
[1]) المستفاد من ذيل تاريخ بغداد؛ إبن الدّمياطي؛ ج19، ص48.
[2]) تهذيب الكمال؛ ج1، ص328، نيز نك: تاريخ الاسلام؛ الذهبي؛ ج23، ص105 و سير أعلام النبلاء؛ ج14، ص125 و تاريخ مدينة دمشق؛ ج71، ص170 و تهذيب التهذيب؛ ج1، ص34.
[3]) أبوبكر أحمد بن محمد بن اسحاق الدينوري… راوى سنن النسائي… سمع النسائي و… اختصر السنن وسماه «المجتبى» م 364 هـ.ق، تذكرة الحفاظ؛ ج3، ص939.
[4]) يعنى نسائى.
[5]) سير أعلام النبلاء؛ ج14، ص131.
[6]) عمل اليوم والليلة؛ النسائي، ص69.
[7]) «ابن الأحمر» درست است، أبوبكر محمدبن معاويةبن عبدالرحمن… بن عبدالملك بن مروان الاموي… توفي في رجب سنة 358 هـ.ق وقد قارب التسعين، سير أعلام النبلاء؛ ج16، ص68.
[8]) سنن النسائي بشرح السيوطي وحاشية الإمام السندي زَهْرالربى؛ ج1، ص6.
[9]) محمد بن عبدالهادی التقوي المدني م 1138 هـ.ق، همان، ص76ـ م.
[10]) همان، ص10.
[11]) المنتظم في تاريخ الأمم والملوك؛ ابن الجوزي؛ ج13، ص155. (رافعى در «التدوين في أخبار قزوين» گفته: «أحمد بن عثمان بن شعيب»؛ ج2، ص197).
[12]) تهذيب الكمال؛ ج1، ص328.
[13]) سير أعلام النبلاء؛ ج14، ص125.
[14]) وفيات الاعيان؛ ابنخلكان؛ ج1، ص78.
[15]) عمل اليوم والليلة؛ ص14.
[16]) در فلسطين.
[17]) وفيات الاعيان؛ همان.
[18]) تذكرة الحفاظ؛ ج2، ص701.
[19]) سير أعلام النبلاء، ج14، ص125؛ (در تاريخ الاسلام گفته: «…وأقمت عنده سنة وشهرين…»؛ ج23، ص106).
[20]) ابوالحسن السعدي المروزي، عنه الجماعة سوی أبيداود وابنماجة… توفي سنة 244 هـ، تذكرة الحفاظ؛ ج2، ص450.
[21]) المنتظم؛ ج13، ص155.
[22]) الارشاد؛ الخليلي؛ ج1، ص436.
[23]) التدوين في أخبار قزوين؛ الرافعي القزويني؛ ج2، ص197.
[24]) الارشاد، همان.
[25]) ج14، ص125.
[26]) سنن النسائي؛ بشرح السيوطي وحاشيهًْ السندي؛ ج1، ص47 م.
[27]) نك: تهذيب الكمال؛ ج1، صص 329ـ 333.
[28]) م 334هـ.ق.
[29]) ابوالقاسم سليمانبن أحمدبن أيوببن مطيراللخمي الشامي، مسند الدنيا، 260ـ 360 هـ.ق؛ تذكرة الحفاظ؛ ج3، ص912.
[30]) أبوعبدالله محمد ابن الشيخ أبي يعقوب اسحاق ابن الحافظ أبي عبدالله محمد بن أبي زكريا يحيى بن منده… 310ـ 395 هـ.ق؛ تذكرة الحفاظ؛ ج3، ص1031.
[31]) التقييد؛ همان.
[32]) خليل بن عبدالله بن أحمد القزويني 367ـ 446 هـ.ق.
[33]) الارشاد؛ الخليلي؛ ج1، ص436.
[34]) أبوالقاسم سعد بن على بن محمد بن على بن الحسين، حدث عنه أبوبكر الخطيب وهو اكبر منه؛ نه از نظر سن، بلكه از از نظر شنيدن، چرا كه زنجانى از نظر سن ده سال بزرگتر از خطيب بوده و منصور بن عبدالجبار السمعاني… و محمد بن طاهر المقدسي… (380ـ 471 هـ.ق)، تذكرة الحفاظ؛ ج3، ص1176.
[35]) السير؛ ج14، ص131.
[36]) التدوين في أخبار قزوين؛ ج2، ص198.
[37]) تهذيب الكمال؛ ج1، ص329
[38]) شروط الأئمة الستة؛ ص13 دارالهجرهًْ.
[39]) همان؛ ص15.
[40]) النكت عَلى كتاب ابن الصلاح؛ ابن حجر العسقلاني؛ ج1، ص482.
[41]) همان.
[42]) همان.
[43]) شروط الأئمة الستة؛ المقدسي؛ ص23 دارالهجرهًْ.
[44]) همان.
[45]) النكت؛ ج1، ص484.
[46]) معرفة أنواع علم الحديث؛ ابن الصلاح؛ ص110.
[47]) على كتاب النسائي.
[48]) أبو أحمد عبدالله ابن عدی بن عبدالله بن محمد ابن مبارك الجرجاني، ويعرف أيضاً بابن القطّان، صاحب كتاب الكامل في الجرح والتعديل… سمع… وأبا عبدالرحمن النسائي… وابا يعلى الموصلي… وعنه أبوالعباسبن عقدة شيخه…، وهو مصنف في الكلام على الرجال عارفا بالعلل… قال حمزة السهمي: سألت الدارقطني أن يصنف كتاباً في الضعفاء؛ فقال: أليس عندك كتاب ابنعدی؟ فقلت: بلى؛ قال: فيه كفاية لايزاد عليه… قال الخليلي: كان عديم النظير حفظاً وجلالة 277ـ 365 هـ.ق؛ تذكرة الحفاظ؛ ج3، ص940.
[49]) بن على بن سعيدبن بشر بن مروان، أبومحمد الأزدي المصري… 332 ـ 409 هـ.ق؛ همان؛ ص1047.
[50]) النكت؛ ج1، ص481.
[51]) أبوبكر محمد بن مسلم بن عبيدالله بن عبدالله بن شهاب القرشي الزهري المدني، حدث عن… وأنس بن مالك وسعيد بن المسيب… قال ابوداود: حديثه ألفان ومائتان، النصف منها مسند 50ـ 124هـ.ق؛ تذكرة الحفاظ؛ ج1، ص108.
[52]) شروط الأئمة الخمسة؛ ص58.
[53]) جامع الأصول؛ ج1، ص195.
[54]) سير أعلام النبلاء؛ ج14، ص133.
[55]) عمل اليوم واليلة؛ فاروق حمادهًْ؛ ص30.
[56]) مقدمه سنن النسائي؛ بشرح السيوطي وحاشيهًْ السندي؛ ج1، ص66ـ م پاورقى 12.
[57]) عمل اليوم والليلة؛ ص73.
[58]) نك: تاريخ التراث العربي؛ سزگين؛ ج1، ص331.
[59]) مقدمه سنن النسائي؛ السيوطي؛ ج1، ص66ـ م.
[60]) السير؛ ج14، ص133.
[61]) اشاره به حديث پيامبر اكرم| درباره معاويهًْ.
[62]) تاريخ الاسلام؛ ج23، ص107، والسّير؛ ج14، ص129.
[63]) جاهاى ديگر نيز گفته اند.
[64]) همان.
[65]) براى آگاهى بيشتر از آثار نسائى به مقدمه كتاب «عمل اليوم والليلة» صص 28 ـ 38 و «سنن النسائى» و شرح سيوطى و حاشيه سندی، ج1، صص 65ـ 67 مراجعه كنيد.
[66]) از ديدگاه دانشمندان عامّه، نك: سبل السلام؛ الصنعاني؛ ج1، صص 30.
[67]) التاج الجامع للأصول؛ ناصف؛ ج1، ص16.
[68]) علوم الحديث ومصطلحه؛ ص119.
[69]) معجم البلدان؛ ج5، ص282.
[70]) همان.
[71]) سير أعلام النبلاء؛ 14، ص125.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد