مقدمه
بدون تردید، ظهور امام عصر عج و تشکیل حکومت جهانی مهدوی، زمینه ساز شکوفایی تمامی استعدادهای بشریت و از جمله علم و آگاهی او خواهد بود و احادیثی بسیاری بر این مطلب گواهی داده اند؛ اما سؤال مهمی در این زمینه مطرح است که پاسخ به آن در جهت گیری علم آموزی در زمانه ما فوق العاده مؤثر است و آن این که، مراد از شکوفایی علم در عصر ظهور چه علمی است؟ آیا همین علوم و فن آوری که در زمان ما متداول بوده و به ذهن خطور می کند و غالباً نیز حاصل تجربه بشری است، در زمان ظهور به اوج خود خواهد رسید و یا اینکه سنخ علوم در آن زمان کاملاً متفاوت است و یا…؟ خلاصه این که بین علوم امروز با علوم عصر ظهور چه نسبتی بر قرار است؟ اندیشمندان اسلامی در پاسخ به این پرسش سه دیدگاه مطرح کرده اند.
دیدگاه اول
یک دیدگاه معتقد است که علوم، فن آوری و تکنولوژی که امروز رواج دارد، علوم مفیدی بوده و هر چند که بعضی از آن، سوءاستفاده کرده اند ولی در ذات این علوم، جهت گیری مثبت و یا منفی وجود نداشته و جهت گیریها به استفاده کنندگان آن بستگی دارد. بنابراین، در صورتی که قصدی الهی مدنظر باشد همه این علوم تجربی، یک گام به سمت تحقق یک نظام جهانی و مهدوی خواهد بود و به همین علت در عصر ظهور هم این علوم پیشرفت خواهد کرد. طرفداران این نظریه همه آن دسته از روایت هایی را که بعضی از خصوصیات عصر ظهور را بیان می کند، به همین ابزار و اطلاعات جدید و نه چیز دیگر تفسیر می کنند و به عنوان مثال اگر در بعضی از احادیث مهدوی آمده که شیعیان حضرت، هر کجا هستند با امام خودشان ارتباط برقرار می کنند، این روایات را به ابزار ارتباطی جدیدی که از طریق توسعه تکنولوژی در اختیار بشر قرار گرفته است، تعبیر می کنند.
دیدگاه دوم
در مقابل دیدگاه اول، نظریه دومی مطرح است و آن این که «این علوم و ابزار و فن آوری هایی که بعد از رنسانس شکل گرفته اند، ابزاری در جهت توسعه پرستش مادی هستند و کاربری در جهت آرمان های الهی ندارند. بنابراین، با این نگاه، قطعاً در جامعه مطلوب حضرت، این علوم و فن آوری ها نه حضور دارند و نه توسعه خواهند یافت؛ اما از آن جا که گسترش عبودیت اتفاق می افتد، گسترش علوم نیز حتمی است و معیشت بشر هم در خدمت گسترش عبودیت قرار می گیرد… شاخصه هایی که در جامعه مهدوی وجود دارد، مشابه شاخصه هایی است که در بهشت وجود دارد؛ یعنی جامعه ای که ولایت الهی در آن ظهور پیدا می کند، اصلاً قابل مقایسه با این دنیا نیست و مقیاس ه ای آن، مقیاس ه ای دیگری است و این تلقی هایی که ما داریم، با آن واقعیت ها فاصله جدی دارد. در عین این که انسان ها در بهشت غرق در نعمت هستند و تنعّماتی در اختیار آنهاست که در دنیا قابل درک نیست؛ اما بااین حال، مناسبات آن دنیا ربطی به این دنیا ندارد و در عصر ظهور نیز همین گونه است. تجلیات ولایت ولی الله در عرصه علوم و معارف که اقتدار بشر را بالا می برد، سنخ دیگری است که توسعه تقرب و راه یابی به توسعه بندگی را فراهم می کند. بنابراین، توسعه اقتدار و توسعه علوم هست؛ ولی سنخ آن علوم با این علوم متفاوت است.»[۲] همان گونه که ملاحظه می کنید این نظر کاملاً در تقابل با نظر اول بوده و به هیچ وجه حضور علوم تجربی امروزی را در عصر ظهور برنمی تابد.
دیدگاه سوم
بین دو دیدگاه نخست، دیدگاه میانه ای نیز مطرح است که نه در تفسیر روایات ظهور و گسترش علم در آن، تنها مصداق دانش و شکوفایی آن در روزگار ظهور را تماماً علوم تجربی امروزی، می داند و نه این که یک سره همه دستاوردهای علمی کنونی بشر را در زمانه ظهور به کناری دهد. تبیین این دیدگاه که به نحوی نقدی بر دو نگاه نخستین هست بدین شرح است:
اول. جهت گیری علوم به سمت عبودیت و هدف آفرینش
در آیین اسلام همه چیز ارزش خود را با هدف آفرینش باز می یابد و در این مکتب هیچ چیز فی نفسه، ارزش یا ضد ارزش نیست. بنابراین وقتی از علم و علم آموزی و عالم و متعلم و اهمیت و جایگاه آنها سخن به میان می آید با نگاه به هدف متعالی آفرینش است و هرگونه اقدامی در زمینه علمی به قصد رسیدن به معرفت و عبودیت خدا و در چهارچوب بندگی حضرت حق، باشد ارزشمند است. از این نگاه، یکی از مشکلات علوم رایج تجربی این است که در ابتدا و انتهای آن ها از نمایاندن خداوند و تبیین معارف الاهی سخن به میان نمی آید؛ برای مثال معدن شناسی و زمین شناسی و ستاره شناسی یک سیر افقی دارد؛ یعنی هر چه انسان از نظر علمی در آن پیش برود، از خدا دورتر می شود. چون در هیچ کدام از آن ها از خدا و پیامبر سخن گفته نمی شود. جریان باد و باران و معدن شناسی هم در قرآن هست و هم در علوم دانشگاهی؛ اما قرآن می گوید چه کسی و برای چه باد و باران و غیره را آفریده است. در واقع به علوم تجربی قدرت پرواز عمودی می دهد تا اوج بگیرند و از سیر افقی خارج شوند. این همان علم اسلامی است. بنابراین با توجه به این که این علوم برای برطرف کردن نیازهای مردم مسلمان و کشور اسلامی از بیگانگان است، انسان می تواند برای فراگرفتن این علم، قصد قربت کند و کارش در این حال عبادت خواهد بود.
البته این تمام سخن نیست زیرا مشکل دیگر دانش جویان علوم تجربی، فقط در نیت و قصد قرب الهی نیست زیرا چه بسا دانش پژوهی با نیت الهی و به قصد شناخت خدا از راه مطالعه طبیعت به این علوم روی آورد اما این علوم تجربی او را به هدف آفرینش وی نزدیک نگرداند زیرا دستیابی به هدف آفرینش یعنی همان بندگی فقط با اطاعت از دستورهای خدا میسر است نه صرف شناخت خدا از مسیر طبیعت. در حالی که تعداد قابل توجهی از این افراد، نه تنها ارتباط چندانی با عالمان دینی و روحانیون، برای اخذ معارف دینی که شامل حلالها و حرامهای الهی است، ندارند بلکه اساساً چنین نیازی را احساس نکرده و حتی گاهی تحت تأثیر تبلیغات شیطانی غربی، با عالمان دینی سر ناسازگاری می نهند. در حالی که فراگیری این علوم آن قدر مهم بوده که سفیان بن عیینه گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: همه علم مردم را در چهار موضوع دانستم: پروردگارت را بشناسی. بدانی با تو چه نیکی هایی کرده. بدانی از تو چه خواسته. بدانی چه چیز ترا از دینت بیرون برد.[۳]
معلوم است اگر علوم تجربی با روشی کنونی که دیکته شده غرب است، طوری آموزش داده شود که در آن، نه خدا و رسول و ولی خدا مطرح باشد و نه برای اخذ دستورهای الهی به عالم دینی مراجعه شود، این شخص دانشمند هیچ گاه به مقام خشیت در مقابل خدا [۴] نخواهد رسید.[۵] حال چگونه می توان طبق دیدگاه اول، ادعا نمود که این علوم با همین کیفیت آموزشی، تنها و تنها علوم گسترش یافته در عصر حکومت مهدوی هستند؟! البته باید توجه داشت که این عیب بیشتر به روش آموزش و نوع نگاه به آن بر می گردد نه خود علوم تجربی.
دوم. فرهنگ قرآنی، محور برنامه امام زمان
در مورد دیدگاه دوم نیز دو نکته قابل توجه است. نخست آن که بر همگان روشن است که قرآن کریم و فرهنگ آن از بنیادی ترین محورهای برنامه های حکومت مهدوی است زیرا در خطبه ۱۳۸ نهج البلاغه که گفته شده امیرالمؤمنین ع در آن به سیره حکومتی حضرت مهدی اشاره نموده، آمده است که ایشان: «رأی مردم را به قرآن بر می گرداند در زمانی که آنها قرآن را به رأی و اندیشه (خود) مبدّل کرده باشند»؛ و نیز در زمان ظهور امام زمان (عج) به آموزش قرآن اهمیت فراوانی داده می شود؛ حضرت امام باقر (ع) فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ضَرَبَ فَسَاطِیطَ لِمَنْ یعَلِّمُ النَّاسَ الْقُرْآنَ عَلَی مَا أَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُه؛ هنگامی که قائم آل محمد علیهم السّلام قیام کند خیمه هائی بزند و قرآن را به ترتیبی که فرود آمده بر مردم بیاموزد.»[۶]
سوم. ماهیت علم در فرهنگ قرآنی
حال که امام عصر (عج) قرآن کریم را اساس برنامه حیات بخش و عدل گستر خویش قرار می دهد و در همین راستا علم را گسترش می دهد به گونه ای که ۲۵ قسمت از ۲۷ باب علم در زمان حکومت وی کشف و منتشر می شود[۷]، باید دیدگاه قرآن را درباره مقوله علم جویا شویم زیرا در این صورت است که جنس علومی که در عصر ظهور بر پایه قرآن گسترش می یابد، آشکار خواهد شد. رجوع به کاربرد واژه علم در قرآن کریم نشان می دهد که این کتاب آسمانی فقط به علوم دینی توجه نداشته بلکه در مواردی به سایر علوم و از جمله علوم تجربی هم پرداخته شده است و اما چند نمونه قرآنی راجع به کاربرد علم در آن:[۸]
۱. در داستان حضرت آدم مسأله تعلیم اسماء بیان شده که اشاره به علم و آگاهی بر اسرار آفرینش تمام موجودات است نه تنها علوم دینی «و علَّم آدم الاسماء کلَّها»[۹]
۲. در سوره یوسف به مسأله تدبیر امر یک کشور و آگاهی بر مدیریت بیت المال اشاره کرده، از قول حضرت یوسف خطاب به عزیز مصر می گوید: « مرا بر خزائن این سرزمین بگمار که من نگاه دارنده و آگاهم (و مدیریت آن را به خوبی می دانم)».[۱۰]
۳. در داستان طالوت و جالوت، هنگامی که دلیل انتخاب طالوت را از سوی پیغمبر آن زمان بیان می کند، می گوید: «انَّ الله اصطفاه علیکم وزاده بسطهً فی العلم و الجسم؛[۱۱] خداوند او را بر شما برگزیده است، و علم و قدرت جسمانی او را وسعت بخشیده». بدیهی است امتیاز طالوت بر سایر بنی اسرائیل تنها در معارف الهی نبود، بلکه آگاهی و مدیریت در امور نظامی و سیاسی که در نهاد این جوان هوشیار و مدبر وجود داشت، نیز مورد توجه و استدلال بوده است.
۴. در داستان حضرت داود نیز تعلیم صنعت لبوس (علم زره بافی) را یکی از افتخارات بزرگ او می شمرد بلکه «لبوس» به گفته طبرسی در مجمع البیان هرگونه اسلحه دفاعی و تهاجمی را شامل می شود و منحصر به زره نیست، می فرماید: «و علّمناه صنعه لبوسٍ لکم لتحصنکم من باسکم.»[۱۲]
۵. در اواخر سوره کهف در داستان ذی القرنین، سخن از سدّ سازی او به عنوان یک واقعه مهم به میان آمده، و حتی جزئیاتی از چگونگی تدبیر او در امر ساختن یک سدّ نیرومند آهنین، برای جلوگیری از هجوم قبایل فاسد و مفسد (یأجوج و مأجوج) را بیان می کند: «قطعات بزرگ آهن را برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید) تا هنگامی که کاملًا میان دو کوه را بپوشانید، سپس گفت (در اطراف آن آتش بیفروزید و) در آن بدمید (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرده، گفت اکنون مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم». این موهبت نیز علم و دانش سد سازی بود.؛ [۱۳]
۶. در سوره سباٌ در شرح حال حضرت سلیمان، سخن از برنامه های گسترده عمرانی وهنری به میان آمده است، که پریان زیر نظر سلیمان، انجام می دادند « آنها هر چه سلیمان می خواست (و دستور می داد) برایش درست می کردند. معبدها و تمثالها و ظروف بزرگ غذا همانند حوض ها و دیگهای ثابت».[۱۴]
از مجموع آیات فوق و بعضی دیگر از آیات قرآن، به خوبی می توان استفاده کرد که قرآن- به علاوه روایات- علاوه بر علوم دینی اصطلاحی به علوم تجربی نیز توجه داشته و مسلمانان را تشویق به فراگیری هر گونه علم مفید و نافع در زندگی مادّی و معنوی چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی می نماید و وقتی چنین است در حکومت مهدوی نیز از همه علومی که سعادت دین و دنیای بشریت را تأمین کند، در حد کمال آن پرده برداری خواهد شد، گرچه ممکن است به واسطه راه های میان بر و غیر مادی که امام زمان و میراث دار علوم همه انبیا، حضرت مهدی موعود عج از آنها آگاهی دارد و به سایرین تعلیم می دهد، نیازی به بسیاری از دستاوردهای کنونی بشر نباشد.
[۱] – کارشناس ارشد مهدویت
[۲] – مصاحبه حجت الاسلام سید محمد مهدی میرباقری با ماهنامه پرسمان،ش۲۸.
[۳] – الکافی، ج۱، ص ۵۰.
[۴] – « انما یخشی الله من عباده العلماء »؛ سوره فاطر، ۲۸.
[۵] – و صد البته با چنین روش آموزشی حتی علوم دینی نیز تولید نورانیت و عبودیت نخواهند نمود.
[۶] – الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۶.
[۷] – الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۴۱
[۸] – در فهرست استنادات از کتاب پیام قرآن تألیف حضرت آیت الله مکارم شیرازی استفاده شده است.
[۹] – سوره بقره، ۳۱.
[۱۰] – سوره یوسف، ۵۵.
[۱۱] – سوره بقره، ۲۴۷.
[۱۲] – سوره انبیاء، ۸.
[۱۳] – سوره کهف، ۹۶.
[۱۴] – سوره سباء،۱۳.
منبع: مجله / امان / مهرو آبان سال ۱۳۹۲ شماره ۴۴



















هیچ نظری وجود ندارد