فاطمه و اصول اعتقادى:
1- ايمان به خدا:نخستين ارزش براى انسان خداشناسى و ايمان به خداى واحد است بدون ايمان بهخدا، هيچ عملى از انسان پذيرفته نيست. ارزش عمل انسان به ميزان درجه ايمان او به خدا است. در ايناصل فاطمه به عنوان يك زن نمونه بود:الف) درجه ايمان فاطمه در مقام خداشناسى:فاطمه (سلام الله عليها) در حدى بود كه تمام خواستها و لذتها، درمقابل شناخت خدا نزد او ناچيز بود؛ نقل است روزى پيامبر اسلام از او پرسيد فاطمه: چه در خواست وحاجتى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى جبرئيل در كنار من است از طرف خدا پيغام آورده است كه فاطمه(سلام الله عليها)! هر چه بخواهد پذيرفته است. فاطمه جواب داد:قَالَت: يا اَبَتَا شَغَلَتنى عَن المَسئَلَة لّذَة خذمَته لا حَاجَةَ غَيرُ لقَاءِ رَبّى الكَريمُ فى دار السَّلام.فرمود:لذتى كه از خدمت حق دارم، مرا از هر خواهشى باز داشته است حاجتى غير از اين ندارم كه پيوسته ناظرجمال زيباى او باشم (رياحين الشريعه محلاتى ج 1 ص 105)ب) درجه اخلاص فاطمه (سلام الله عليها) در عبادت: فاطمه (سلام الله عليها) با اينكه در عبادت از تمامى زنهاى عالم پيشىگرفته بود و برترى داشت، راجع به اخلاص در عبادت فرمود: قَالَت: مَنَ اَصعَدَ الَى اللَّه خَالصَ عبَادَته، اَهبَطَ اللَّه عَزَّوَجَلَّ الَيهُ اَفضَل مَصُلَحَته .كسى كه عبادتهاى خالصانه خود را به سوى خدا فرستد، خداى بزرگ برترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد (تفسير امام حسن عسكرى ص 261)( صحيفه الزهرا ص 300)ج) درجه اخلاص فاطمه (سلام الله عليها) در انفاق : عربى تازه مسلمان در مسجدمدينه، از مردم كمك مالى مىخواست. در آن زمان وضع مالى مردم طورى نبود كه هر كس به آسانى ازعهدهاى كمك مالى برآيد. پيامبر(صلى الله عليه و آله ) به اصحاب و ياران نگاهى كرد، سلمان منظور پيامبر (صلى الله عليه و آله ) رافهميد، براى رفع نيازمندى سائل از جا بلند شد، امّا هر جا رفت با دست خالى برگشت. در راه بازگشت به مسجد نظرش به خانه فاطمه (سلام الله عليها) افتاد، در را كوبيد؛ داستان عرب مستند را گزارش داد. فاطمه (سلام الله عليها)فرمود: خدا مىداند سه روز است كه غذا نداريم؛ امّا نيكى و نيكوكارى را كه به خانه من آمده رد نمىكنم.پيراهنى را به سلمان داد تا در مغازه شمعون يهودى گرو گذاشته مقدارى خرما و جو قرض گرفته به طرف خانه فاطمه (سلام الله عليها) آمد، عرض كرد: دختر رسول خدا: مقدارى از اين خوراك را براى فرزندان گرسنهات بردار.قَالَت: يا سَلمَان هَذا شَيى اَمضَينَاهُ للّه عَزَوَجَلَّ لَسنَا نَاخذُ منهُ شَيئاً.فرمود: اى سلمان اين كار را فقطبراى خداى بزرگ انجام دادم، هرگز از آن جاپيزى برنمى دارم (احقاق الحق نور اللَّه مرعشى ج 10 ص 321 ،بحار الانوار مجلسى ج 43 ص 73) .2 – اصل نبوت3 – امامت4 – عدالت.كه اين سه اصل از اصول مهمه اعتقادى است: فاطمه (سلام الله عليها)خود در اين سه اصل؛ ثمرة نبوّت، همسنگ امامت و قربانى راه عدالت است. پرداختن به اين سه اصل درسخنان فاطمه، خارج از ظرفيت چنين نوشتهاى است خطبه فدكيه كه در منابع شيعه و اهل تسنن آمدهاست در آن خطبه تمامى اهداف و فلسفه نبوت و امامت و عدالت و احكام بيان گرديده است. در اينجافقط در يك سخن تاريخى فاطمه (سلام الله عليها) در موضوع امامت بسنده مىشود.محمود بن لبيد روايت كرده است كه بعد از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فاطمه (سلام الله عليها) را در كنار قبر حمزه در احُدديدم كه، با حالت تأثر آور مشغول عزادارى است. آمدم از او دلجوى كنم ضمناً از دلايل امامت على (عليه السلام)از او سوال كردم، فرمود: عجبا روز غدير را فراموش كردهايد؟! كلماتى ردّ و بدل شد، عرض كردم چرا علىسكوت كرد و حقّ خود را نگرفت؟ فرمود:” رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: امام مانند كعبه است مردم بايداطراف آن بگردند نه اينكه كعبه به دور مردم بگردد”.ثم قالت: اما واللَّه لو تركوا الحّق على اهله و اتبعوا عترة نبيّه لما ختلف فى اللَّه اثنان.اگر مردم حق را به اهلش واگذار مىكردند از اهل بيت پيامبرشان، اطاعت مىكردند، دو با هم اختلافنمىكردند.سخنان فاطمه (سلام الله عليها) در اين قضيه تاريخى شامل هر سه عنصر اساسى نبوت، امامت و عدالت است؛واگذار كردن حق به اهل آن، هم مفهوم عدالت و امامت و هم حفظ آثار و اهداف نبوّت است اگر ما راجعبه اين سه اصل مهم، از فاطمه(سلام الله عليها) سخنان ديگرى هم در اختيار نداشتيم همين يك حديث از سخنان آنحضرت در بيان مقصود كافى بود حال اينكه تمامى اهداف و فلسفه نبوت و امامت ، عدالت ، احكام و غيره درآن خطبه فدكيه منعكس است.(كشف الغّمه اربيلى ج 2 ص 110، الكوكب الدّرى حائرى ج 1ص 207 و احتجاج طبرسى ج 3 ص 132)(احقاق الحق ج21ص 26) بحار الانوار مجلسى ج78ص310)الامامة والتبصره من الحيرة ابن بابويه قمى ص 1) كفاية الأثر الخزاز القمى ص 199) الايضاح ابن شاذان الأزدي ص53)ا لمسترشدمحمد بن جرير الطبرى (الشيعى ص 147) (الصراط المستقيم ج2 على بن يونس العاملى ص123).5- فاطمه (سلام الله عليها) و عالم پس از مرگ:فاطمه (سلام الله عليها) هميشه به فكر عالم پس از مرگ به سر مىبرد در هيچ حالى از عالم و قبر و قيامت غافل نبود كه در اينجا به بعضى از سخنان فاطمه (راجع به عالم پس از مرگ اشاره مى شود:الف: هنگامى فاطمه (سلام الله عليها) از خانه پدر به خانه على (عليه السلام) منتقل گرديده در شب زفاف اميرالمؤمنين (عليه السلام)فاطمه (سلام الله عليها) را نگران و ناراحت ديد، پرسيد: براى چه امرى ناراحت و نگرانى؟ قَالَت: تَفَكَّرُتُ فى احوَالى وَاَمُرىُ عنُدَ ذهَاب عُمرىُ وَ نُزُوُلى فى قَبرى.فرمود: در احوال خود فكر كردم، به ياد پايان زندگى دنيا افتادمكه امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم، روزى از اينجا به سوى خانه قبر و قيامت خواهم رفت.(نهجالحياة محمد دشتى ص 21)ب: روزى پيامبر اكرم فاطمه (سلام الله عليها) را اندوهناك و ناراحت ديد پرسيد: حزن و اندوه تو براى چيست؟قَالَت: يَا اَبَةَ ذَكَرتُ المَحشَرَ و وُقوفَ النّاس عراَةً يَومَ القيامَة واسَوأتَاهُ يَومَئذ عنَ اللَّه عزَّوَجَلَ.اى پدر روزمحشر و توقف مردم را در آن روز، در حالى كه برهنهاند به ياد آوردم واى از زشتيهاى آن روز در پيشگاهخداوند بزرگ. (تفسير فرات كوفى ص 455) (بحارالانوار مجلسى ج 43 ص 25).ج: هنگامى كه آيات عذاب (حجر/ 43 و 44) به رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) نازل شد و رسول خدا به شدتگريه كرد ياران پيامبر نيز گريه كردند فاطمه (سلام الله عليها) از گريه پدر اطلاع يافت پرسيد: پدر جان چه جيز باعث گريهشما شده است؟ پيامبر آيات عذاب را كه بر او نازل گرديده بود، براى زهرا خواندفاطمه(سلام الله عليها) از خوف خداوندبه زمين افتادقَالَت: اَلوَيلّ ثُمَّ الويلُ لمَن دَخَلَ النّار.فرمود: واى به حال كسى كه داخل آتش جهنّم شود.(الدروع الواقيه ابن طاوس ص 276) (بحار الانوار مجلسى ج 8 ص 203همان ج 44 ص 88همان ج 54 ص 341)(بيت الاحزان قمى ص 44)(صحيفة الزهرا شيخ جواد قيومى ص282فاطمه (سلام الله عليها) و عبادت:
بعد از ايمان، بالاترين مقام نزد خداوند عبوديت و بندگى است؛ عبادت فاطمه ( سلام الله عليها) در حدّى بود كهمشهور است: فاطمه ( سلام الله عليها) اين قدر در نماز ايستاد تا قدمهاى مبارك متورم گرديد: از حسن بصرى نقلاست كه گفت : من كسى عابدتر از فاطمه( سلام الله عليها) نديدم.( ما كان فى هذه الامة اعبد من فاطمة ، كانت تقوم حتى تورم قدماها)( مناقب آل ابى طالب ابن شهر آشوب ج 3ص119)از امام حسن مجتبى (عليه السلام) نقل است كه فرمودند :در شب جمعهاى مادرم را از سرشب تا صبح درركوع و سجود ديدم.هنگام صبح شنيدم براى مردان مؤمن و زنان مؤمنه دعا مىكرد حتى نام آنها را هم به زبان مىآورد، ولىبراى خودش دعا نمىكرد. سوال كردم مادر! چرا براى خود دعا نمىكنى چنان چه براى ديگران دعامىكنى؟ فَقَالَت: يا بُنَّى الجار ثمَّ الدّار.فرمود: پسرم همسايه مقدم است.(علل الشرايع ج 1 ص 216)نمازها و دعاهاى فاطمه در كتب ادعيه مشهور است براى عبادت فاطمه همين قدر كافى است كه اينآيه: و تَتَجافى جُنُوبُهَمُ عَن المَضَاجع (سجده/ 16)و آيه :الّذينَ يَذكُرُونَ اللَّه قيَاماً و فُعوداً (آل عمران/191) يكى از مصاديق اين دو آيه فاطمه (سلام الله عليها) است كه در عبادت فاطمه نازل شده است. ( امالى شيخصدوق ص 471 رياحين الشريعه محلاتى ج 1 ص 180ونورالثقلين الحويزى ج 4ص229وهمان ج1 ص 424).حقيت عبادت، اطاعت خداى تعالى است و قيام به امتثال اوامر و نواهى او است هر كس كه چنين باشد او عابد است كه از مصاديق بارز عبادت نماز است و نماز شب فاطمه در شب زفاف بيان گر شدتوابستگى فاطمه (سلام الله عليها) به نماز است.آن شبى كه به خانه شوهر آمد به على عرض كرد: قَالَت: فَاَنُشَدَكَ اللَّهاَن قُمتَ الَى الصّلاة فَنَعبُدَ اللَّه هذه الَّليلةَ. پس تو را به خدا قسم مىدهم كه بيا تا به نماز بايستيم و در اينشب خدا را عبادت كنيم (نهج الحياة دشتى ص 21فاطمه (سلام الله عليها) و الگوى حجاب:
فاطمه (سلام الله عليها) مهمترين ارزشى كه براى زن قائل بود و حفظ آن را در حد حال لازم و ضرورى مىدانست،حفظ حجاب بود كه اهميّت آن در رفتار و گفتارش هويدا وآشكار است،كه به مواردى از آن اشاره مى شود.الف: مردى نابيناى از فاطمه (سلام الله عليها) درخواست ملاقات با رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) را نمود ولى در طولملاقات، فاطمه (سلام الله عليها) در پرده حجاب پنهان بود، پس از بيرون رفتن مرد نابينا، پيامبر فرمود(صلى الله عليه و آله ): فاطمهجاپرا خود را از او پنهان داشتى در حالى كه او تو را نمىديد؟ قَالَت: ان لَم يَكن يَّرانى فَانّى اَرَاه وَ هوَ يَشُمّالّريح، فرمود: اگر او مرا نمىديد، من او را مىديدم. در حالى كه مرد به استشمام بوى زنها حساس است.پيامبر فرمود: شهادت مىدهم تو پاره تن من هستى و پاره از وجود من (النوادر راوندى ص 61) دعائم الاسلام القاضى النعمان المغربى ج2 ص4)ب: پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) از ياران خود پرسيد: در چه حالى زن به خداى خود نزديكتر است؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله )از اصحاب پاسخ مناسبى دريافت نكرد. خبر به فاطمه (سلام الله عليها) رسيدفرمودند: قَالَت اَدنى مَا تَكونُ من رَّبهَا اَن تَلزمَ قعُربَيتها.نزديكترين حال زن به خدايش، در حالى است كه او در درون خانه خود باشد (نوادر راوندى ص29)( بحار ج 110 ص 250)ج: على (عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) تقاضا كردند، كه آن حضرت (صلى الله عليه و آله ) كارهاى خانه را ميانآنها تقسيم نمايند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) كارهاى داخل خانه را به عهده فاطمه (سلام الله عليها) و كارهاى بيرون از منزل را بهعهده على (عليه السلام) قرار دادند.امام باقر فرمود: قَالَت فاطمة: فَلَا يَعلَمُ مَا دَاخَلَنى منَ السُروُر الّااللَّه باكفَائىرَسولُ اللَّه (صلى الله عليه و آله ) تَحَمُّل الّرقاب الرجَال.فاطمه(سلام الله عليها) فرمود: هيچ كس جز خدا نمىداند كه از اين تقسيم چه قدر خوشحال شدم، از اينكه رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) كارهاى بيرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا ازسختى مراوده با مردان نجات داد. (قرب الاسناد حميرى حديث 170 ص 52 كتاب المؤمن ص 53،وسائل الشيعه ج 20 ص 172).د: روزهاى آخر زندگى فاطمه (سلام الله عليها) بود به اسماء فرمود: من از كيفيّت برداشتن جنازههاى اهل مدينهناخوشنودم، زيرا جنازه روى تختهاى قرار دارد و روى جنازه پارچهاى را مىاندازند كه حجم بدن ميّت، اززير پارچه معلوم است. اسماء عرض كرد! ما وقتى در حبشه بوديم آنجا تابوتى را تهيه مىكردند كه حجمبدن ديده نمىشد. اسماء صورت آن را از جاپوب و برگ به فاطمه نشان داد، فَقَالَت: مَا اَحَسَنَ هذا وَ اَجَملهلا تَعرفُ به المَرئَةُ منَ الرَّجُل .فرمود: اين تابوت جاپه نيكو و زيبا است، در اين تابوت زن از مرد شناختهنمىشود (كشف الغمه اربيلى ج 2 ص 126) (، سنن الكبرى ، بيهقى ج 4 ص 34).فاطمه والگوى معاشرت:
آنجايي كه در زندگى اجتماعى براى هر انسانى ضرورى است، نحوه رفتارش با همنوعان او است. فاطمه(سلام الله عليها) در اين رابطه هم الگوى گفتارى و هم الگوى رفتارى دارد كه به موارد مختصرى از آن اشاره مىشود:الف) گفتار جامع فاطمه (سلام الله عليها) راجع به معاشرت عمومى و خانوادگى: قَالَت: خياركُم اَلينَكُم مَنَاكبَةًوَ اَكرمَهم لنسَائهم.فرمود: بهترين شما كسى است كه در برخورد با مردمملايمتر است. و ارزشمندترين مردم كسانى اند كه با همسرانشان مهربانتر و بخشندهتراند.(نهج الحياة محمدّدشتى ص 119، صحيفه الزهرا قيومي ص 288.)ب ) گفتار جامع فاطمه، راجع به معاشرت دوستان و دشمنان: از امام صادق نق است كه آن حضرت فرمود: قَالَت: بشر فى وَجه المؤمن يوجب لصاحبه الجنّةًوَ بشرفى وَجه المُعاند المُعادى يقى صَاحَبَه عَذابَ النّار.پاداش خوشروى در برابر مؤمن بهشت و در برابردشمنان ستيزه جو، رهاى از آتش جهنم است (تفسير امام حسن عسكرى ص 281)( مستدرك وسائلالشيعه ج 10 ص 262،( بحار الانوار ص 401 ج 72) .ج) الگوى رفتارى با زيردستان: روزى رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) وارد خانه فاطمه گرديد، ديد كارگر خانه استراحت كرده و فاطمه (سلام الله عليها) مشغولانجام كار است. رسول خدا علّت را سوال كرد فرمود: فاطمه (سلام الله عليها) جواب داد: قَالَت: يا رَسولَ اللَّه عَلَى يَومو عَلَيها يَوم.عرض كرد يا رسول اللَّه ما كار خانه را تقسيم كردهايم: يك روز من كار مىكنم، روز ديگر او كارمىكند، اشك در چشمان رسول خدا حلقه زد، فرمود: خدا آگاه است كه رسالت را در كجا قرار دهد(احقاق الحق مرعشى ج 10 ص 277)د) الگوى رفتارى با بزرگان: از سويد بن غفله نقل شده كه روزگارى سختى بر على (عليه السلام) پيش آمد، شبى فاطمه (سلام الله عليها) به خانه پدرمشرف شد هنگامى دم در رسيد، در زد، از نحوه در زدنش پيامبر متوجه شده فرمود: احساس مىكنمحبيبم فاطمه در مىزند. بهام ايمن فرمود در را باز كن ام ايمن در را باز كرد فاطمه وارد شد، پيامبر فرمود:آمدنت غير منتظره بود، عادتا در چنين موقع نمىآمدى! فقالت: يا رَسولَ اللَّه مَا طَعَامُ الملائكة عندَ رَبَهّا؟پيامبر فرمود: طعام آنها حمد و ثناى الهى است.فَقَالَت :مَا طَعامُنَا؟ عرض كرد ما كه بشر هستيم خوراك ماچيست؟ (دعوات راوندى ص 47)( بحار الانوار ج 90 ص 272).اولاً: برخورد فاطمه (سلام الله عليها) و رفتارش چنان مؤدبانه بود كه پيامبر از نحوه در زدن او متوجه شد كه اينگونه رفتار مؤدبانه از فاطمه است.ثانياً: فاطمه با كنايه عرض كرد كه پيامبر خود بفهمند كه ما در خانه غذانداريم .فاطمه و الگوى همسردارى:
اساس زندگى مشترك ،خانه دارى بر حس همكارى، تحمّل سختىها و كمبودها و قدر دانى زن و شوهراز زحمات يكديگر استوار است نه براساس حق قانونى و شرعى فاطمه( سلام اللَّه عليها) خود بهترين الگوبراى زندگى مشترك خانهدارى است:الف) كار در منزل: از ام سلمه روايت شده كه على (عليه السلام) فرمود: روزى رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) وارد خانه ما شداز اوضاع زندگى ما جويا گرديد: فاطمه جواب داد: قَالَت يا رَسولَ اللَّه مَجَلَت يَدى منَ الّرَحُى اَطحَنُ مَرَّة واَعجَنُ مَرَّة فرمود: اى رسول خدا دستهايم از آسياب كردن تاول زده گاهى گندم را آرد مىكنم و گاهى آرد راخمير مىكنم (احقاق الحق ج 10 ص 266( الذريه الطاهره النبويه ص 103)ب) اظهار خوشنودى از همكارى شوهر: فاطمه (سلام الله عليها) ضمن اينكه كارهاى سنگين خانه را در آن روزگارانجام مىداد؛ مانند آرد كردن، نان پختن، لباس شستن و بجاپه دارى كردن، از همكارى شوهرش با او اظهاررضايت مىكرد. روزى خدمت پدر مشرف شد تا از سختى زندگى خود به رسول خدا گزارش دهد: فَقَالت:قَد مَجَلَت يَدَاى منَ الّرَحى لَيلَتى جَميعاً اُدر الّرَحى حَتّى اَصبَحَ و اَبُوالحَسن يَحملُ حَسَنَا و حُسَيَناً.عرضكرد: هر دو دستم از آسياب كردن تاول برداشته است ديشب تا صبح گندم آرد مىكردم (على (عليه السلام) هم بيكارنبود( از فرزندان خود حسن و حسين مراقبت مىكرد (بحار الانوار ج 43 ص 134)ج) ساختن با كمبودهاى زندگى: روزى على (عليه السلام) وارد منزل شد فرمود: فاطمه! آيا غذائى دارى؟ فاطمه(سلام الله عليها) پس از سكوت اندك فرمود: دو روز است در منزل غذاى كافى نداريم آنجاپه بود بر شما و فرزندانمحسن و حسين دادم و خود از غذا استفاده نكردهام. على (عليه السلام) فرمود: جاپرا به من خبر ندادى تا غذا تهيهكنم؟ قَالَت: يا اَبا الحَسَن انّى لاستَحيى من الهى اَن اكلف نَفسَكَ ما لاتَقدرُ عَلَيه.فرمود: يا على (عليه السلام)از پروردگارم حيأ مىكنم كه چيزى را از تو بخواهم كه نتوانى فراهم نمائى .(بحار الانوار مجلسى ج 37 ص103).د) احترام به عملكرد شوهر: على (عليه السلام) باغى را به دوازده هزار در هم فروخت پول آن را به فقراء مدينهتقسيم كرد خود دست خالى به خانه آمد فاطمه (سلام الله عليها) از قضيه با خبر بود، به على (عليه السلام) عرض كرد:يا على! سهم غذاى ما امروز جاپه شد؟ (كنايه از اينكه ما سهمى نداشتيم( على براى تهيه غذا برگشت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) وارد شد فرمود: خدا مىفرمايد: دست على را باز نگهدار. فاطمه (سلام الله عليها) از اين سوال خوداظهار ناراحتى مىكرد، قَالَت:فَانّى اَستَغفرُاللَّه وَ لا اَعود اَبَداً .از اين سوالى كه كردم از خدا آمرزش مىطلبمديگر اين كار را تكرار نخواهم كرد (امالى صدوق مجلس 71 ص 470 ترجمه و تلخيصفاطمه و حمايت از مقام ولايت:
يكى از اسرارى كه هنوز هم به خوبى روشن نيست حمايتهاى بى دريغ فاطمه (سلام الله عليها) از شوهرش بود كهتا پاى جان از شوهرش حمايت كرد و در اين راه به شهادت رسيد اگر چه در ظاهر حمايت او از على بهعنوان پدر فرزندانش و پسر عمش بود ولى در واقع اين همه فداكارى زهرا (سلام الله عليها) از على (عليه السلام) به عنوان مقامولايت و اساس دين اسلام بود(ولم ينادى بشيى كما نودى بالولاية)كه تمام فداكاريهاى فاطمه (سلام الله عليها ) براى حفظ اين امر مهم انجام گرفت . (رك كافى ج 2 ص 21)و فاطمه(سلام الله عليها ) رضاى خدا را در اطاعت از مقام ولايت جستجو مى كرد .(همان ص23)الف) احترام به ضمانت شوهر: بعد از جريان تأسف بار سفيفه سران آن براى جلب افكار عمومى ازعلى (عليه السلام) درخواست اجازه ورود به خانه فاطمه (سلام الله عليها) را كردند تا از على (عليه السلام) اجازه ورود گرفتند. على بهسران سقيفه فرمود: شما پشت در منتظر بمانيد تا من از دختر پيامبر اجازه بگيرم على جريان را به فاطمهگزارش داد، كه من به آنان اذن دادهام نظر تو در اين مورد جاپيست؟ قَالَت: ان كُنتَ ضَمنُتَ لَهُمَا شَيئاً فَاالبَيتَبَيتُكَ وَ النساءُ تَتبعُ الرجَالَ لا أخَالفكَ بشَى.فرمود: اگر به آنها قولى داده باشى خانه مال شما است زنهامؤظّف به پيروى از شوهران هستند من مخالفتى ندارم (علل الشرايع ج 1 ص 221)ب) اطاعت از دستور شوهر: پس از هجوم دشمنان به خانه فاطمه (سلام الله عليها) و دستگير كردن على را،فاطمه (سلام الله عليها) در حمايت شوهر و مقام ولايت تصميم گرفت تا لب به نفرين گشايند على (عليه السلام) از تصميمفاطمه (سلام الله عليها) با خبر شد توسط سلمان به فاطمه (سلام الله عليها) پيغام داد كه از طرف من به فاطمه بگو دست از نفرينبردار به خانه برگرد. وقتى فاطمه (سلام الله عليها) اين پيغام را شنيد، قَالَت اذاً اَرجُعُ وَ اَخبَر وَ اَسمَع لَه و اَطيعُ. فرمود:اكنون كه شوهرم و امامم دستور داده باز مىگردم اطاعت مى كنم (مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 118).ج) دفاع عملى از شوهر: فاطمه (سلام الله عليها) هنگامى كه ديد، شوهرش در معرض تهديد جدّى قرار داردشخصاً وارد عمل گرديد، از خانه به طرف مسجد آمد وارد مسجد شد، قَالَت: خَلُّوا عَن ابن عَمّى فَوالَّذىبَعَثَ مُحَمّداً بالحَق لَئن لَم نُخَلُّوا عَنه لا نُشَرَنَّ شَعرى وَ لا ضَعَنَّ قَميصَ رَسول اللَّه عَلَى رَأسى لا فَرخُنَّ الَىاللَّه تَبَارَكَ و تَعَالى. فرمود: از پسر عمّم دست برداريد به خدا قسم اگر او را رها نكنيد، با موى پريشانپيراهن رسول خدا را به سر مىافكنم، به سوى خدا فرياد مىكشم (مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 118)د) اظهار نگرانى شديد از سلامتى شوهر: در گرما گرم حادثه كه زهرا به شدت مصدوم شده بود سلمانبر جان او ترسيد عرض كرد دختر پيامبر بهتر است به خانه برگردى قَالَت: وَيلَهُم يا سَلمَان يُريُدونَ اَنيؤتمُوا وَلَدَىَّ الحَسَنَين فَوَاللَّه يا سَلمَان لا اُخَلّى عَن بَاب المَسجد حَتّى اَرى ابنَ عَمّى سَالماً بَينى.فرمود:واى بر آنها اى سلمان مىخواهند فرزندانم را يتيم كنند به خدا قسم از در مسجد بيرون نمىروم تا شوهرمرا به جاپشمان خود در حال سلامتى نبينم كوكب الدر ى حايري ج1ص196(اختصاص مفيد ص 181)ه) نهايت وفادارى به شوهر: وقتى على (عليه السلام) از مسجد بيرون آمد تا اينكه على (عليه السلام) ديد. قَالَت: روُحىلروُحكَ القَداء و نَفسى لنَفسكَ الوَقا يا اَبَا الحَسَن ان كُنتَ فى خيرُ كُنتُ مَعَكَ ان كُنتَ فى شَر كُنتَ مَعَكَ.فرمود: على جان! جان و تنم فدايت من در هر حال با تو ولايت خواهم بود (الكوكب الدرى حائرى ج1 ص 196فاطمه و مبارزات سياسى:
مهمترين بخش از سخنان فاطمه (سلام الله عليها) در مبارزات سياسى او آمده كه حساسترين و دشوارترين روزهاى زندگى آن حضرت به حساب مى آيد، اول به مبارزه مثبت روى آورد پس از آن به مبارزه منفى دست زد، در هر دو نوع از مبارزه ابتكار عمل را در دست گرفت.الف) افشاگرى: بعد از پيامبر حادثه سقيفه پيش آمد مردم با ابابكر بيعت كردند بعد از بيعت مردم باابى بكر مبارزات سياسى فاطمه (سلام الله عليها) آغاز گرديد، براى اولين بار بود كه براى مبارزه از خانه بيرون آمد دم در خانه اش ايستاد، رو به مردم كرد: وَقَالَت مَارأيُتُ كَاليُوَم قَطُّ حَضَروا اَسوَءَ مَحضَر تَرَكُوا نَبيَّهم (صلى الله عليه و آله ) جنَازَةبَينَ اَظهرَنا و استَبَدّوا بالاَمر دوننَا .مانند اين روز را هرگز نديدم كه امت اسلامى زشتترين صحنه را به وجود آوردند جنازه پيامبرشان را در برابر ما واگذاشتند، خود سرانه ديگران را به جاى ما قرار دادند (امالىمفيد م 11 حديث 5 ص 95، بيت الاحزان قميص 80، بحار الانوار مجلسى ج 28 ص 25، صحيفه الزهرا ص 258.)ب) طلب يارى از امت: هنگامى ديد اين تذكّر مؤثر واقع نگرديد روزى در ميان انبوه جمعيت ازمهاجرين و انصار آمد؛ قَالَت: يا مَعَاشرَ المُهاجرينَ و الانصار! أنصروُا للّه فَانّى ابنَة نَبيّكُم وَ قَد بَايَعتمُ رَسولَاللَّه (صلى الله عليه و آله ) يَومَ بَايَعتُموهُ اَن تَمنَعوُهُ و ذُريَّته ممَّا تَمنَعونَ منهُ اَنفُسَكُم وَ ذَراَريُكُم فَفو لرَسول اللَّه ببَيعُتكُم.فرمود: اى جماعت مهاجرين و انصار! خدا را يارى كنيد من دختر پيامبر شما هستم. شما با پيامبر بيعتكرديد كه از پيامبر و فرزندان او دفاع كنيد، همان گونه كه از خود و فرزندان خود، دفاع مىكنيد پس بهبيعت خود وفادار بمانيد (اختصاص مفيد ص 184ج) رفتن به خانههاى مسلمين: هر كسى كه از مسلمانان مدينه موقعيّت اجتماعى داشت، فاطمه (سلام الله عليها)براى يارى كردن آنها، از آنان طلب يارى كرد؛ معاذبن جبل يكى از افراد سرشناس مدينه بود روزى در خانهاو رفت: قَالَت: يَا مَعَاذا انّى جئُتُكَ مُستَنصَرة وَ بَايَعتَ رَسولَ اللَّه عَلى اَن تَنصُرَهُ وَ ذُرّيتَّهُ وَ تَمنَعَهُ ممّا تَمنَعُمنهُ نَفَسَكَ و ذُرّيتَكَ.فرمود: اى معاذ نزد تو آمدم از تو طلب يارى دادم تو با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بيعت كردى تاپيامبر (صلى الله عليه و آله ) و فرزندان او را يارى كنى همان گونه كه از خود و فرزندان خود دفاع مىكنى (اختصاص مفيدص 184).د) اظهار شكايت از امت نزد خدا: از امام صادق نقل است پس از آن كه اقدام عملى فاطمه (سلام الله عليها) مؤثرواقع نگرديد، به شكايت و گريه روى آورد قَالَت: اَللّهُمَّ الَيكَ نَشكُوا فَقُدَ نَبيّكَ و رَسُولكَ وَ صَفيّكَ و ارتدَاءاُمّته عَلَينا وَ مَنعَهُم ايّانَا حَقَّنَا. خدايا از غم از دست دادن پيامبر برگزيدهات، ارتداد امّت او و جلوگيرى آنهااز حقّ ما، بر تو شكايت مىكنيم (بحار الانوار مجلسى ج 43 ص 156)( هدايه الكبرى ابن حمدان ص 407)( صحيفه الزهرا قيومي ص174).ه ) اعتصاب: اعتصاب يكنوع مبارزه منفى است كه اشكال گوناگون دارد. آن هنگامى بود كه فاطمه (سلام الله عليها) در خانهبسترى گرديد، ديگر تواناى براى مبارزه مثبت نداشت. در روزهاى سخت بيمارى فاطمه (سلام الله عليها) زنانمهاجرين و انصار به عيادت او شتافتند و عرض كردند اى دختر پيامبر، با اين بيمارى چگونه به سرمىبرى؟قالت: اَصبَحتُ وَاللَّه عَائفَة لدنياكُن قَاليَّة لرَجَالكُن لَفَظُتُهُم قَبلَ اَن عَجَمُتُهُم.فرمود: در حالى به سر مىبرمكه به خدا قسم دنياى شما را دوست ندارم، از مردان شما خشمناك و بيزارم قبل از اينكه آنها رابيازمايمنام آنان را از مردانگى دور انداختم.( دلائل الامامة طبرى ص 129، السقيفة و فدك جوهرى ص 120، معانىالاخبار صدوق ص 354) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 16 ص 233، بلاغات النساء ابن طيفور ص19، كشف الغمه ج 2 ص 114)به نحوى كه از اين فراز خطبه به دست مىآيد فاطمه (سلام الله عليها) مبارزه منفى خود را از همين جا آغاز مىكندمرحله به مرحله شدت بخشيده به پايان زندگي مىرسد.1- اعلام انزجار عمومى از تمامى كسانى كه در چنين قضيه سرنوشت ساز، بى تفاوت ماندند.وقتىزنها اين اعلام انزجار را به خانههاىشان انتقال داده و مردانشان مورد نكوهش قرار مىدهند، خانهها را بهكانون انقلاب تبديل مىكنند، سران حكومت تصميم مىگيرند از فاطمه (سلام الله عليها) عيادت و دلجوى كنند.2- امتناع از سخن گفتن با كسانى كه به فاطمه (سلام الله عليها) ظلم كردند آن هم بعد از اين كه از سران حكومت، برظلمشان اعتراف گرفت، هنگامى كه سران حكومت براى آرام كردن افكار عمومى خواستند از فاطمه(سلام الله عليها) رضايت بجويند. وقتى وارد خانه فاطمه شدند بعد از اصرار فاطمه (سلام الله عليها) از آنها پرسيد شما را به خداقسم مىدهم آيا شنيديد كه پيامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است من از او هستم هر كه فاطمه را اذيت كندمرا اذيت كرده هر كه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده هر كه فاطمه را بعد از من اذيت كند مثل اين است كهاو را در زمان حيات من اذيت كرده است؟ گفتند آرى به خدا شنيديم.ثُمَّ قَالَت :اَللّهُمَّ اُشهدُكَ فَاَشهَدُوا يا من حَضَرنى اَنّهمَا قَد آذيَانى فى حَياتى و عندَ مَوتى وَاللَّه لا اُكَلِّمكُمامن رَأس كَلمَة حَتّى اَلقى رَبّى.فرمود: خدايا تو گواهى و اى كسى كه اينجا حاضر هستى گواه باشيد كه ايندو تن در زمان حيات و وقت مرگم مرا اذيت كردند به خدا قسم يك كلمه هم به شما نخواهم گفت تاپروردگارم را ملاقات كنم (علل الشايع ج 1 ص 221 ترجمه و تلخيص).3- جلوگيرى ستمگران از شركت در تشييع جنازهاش: فاطمه (سلام الله عليها) هنگامى كه از دنيا مىرفت درآخرين لحظات عمرش به على وصيت كرد:لا تُصَلَّى عَلَىَّ اُمَّة نَقَضَت عَهدَ اللَّه وَ عَهدَ اَبى رَسُول اللَّه فى اَميرُالمؤمنين على (عليه السلام) وَ ظَلَموا لى حَقّى.امتى كه پيمان خدا و پيامبر را در ولايت شكستند و در حق من ظلم كردند، حق ندارند بر پيكر من نمازبخوانند (بحار الانوار مجلسى ج 78 ص 310).4- جلوگيرى از آشكار شدن قبرش، در آخرين لحظات زندگى فاطمه (سلام الله عليها) به على فرمود: قَالَت :اذَاتَوَفَيتُ لا تُعَلِمُ اَحَدَاً الّا اُمَّ سَلَمة و اُمَّ ايَمَن و فضَّة وَ منَ الرجَال ابنِِِِّـَُُُى وَ العَبّاسَ وَ سَلمَانَ وَ عَمَّارَ والمقدادَ واَباذَرَ و حذَيفَة و لا تُدفنّى الا لَيلاً و لا تعلم قَبرى اَحَداً.فرمود: وقتى از دنيا رفتم كسى را اطلاع نده جزچندتن، از زنها ام سلمه، امّ اليمن و فضّه، و از مردان دو فرزندم حسن و حسين و عباس و سلمان، عمّار،مقداد، اباذر و حذيفه را خبر كن و دفن نكن مرا مگر در شب و قبرم را به كسى اطلاع نده تا قبرم مخفىباشد (دلايل الامامة طبرسى ص 45(.اين آخرين وشديد ترين مرحله مبارزه از زهرا (سلام الله عليها)بود كه تا دامنه قيامت ادامه دارد مخفى بودن قبر فاطمه (سلام الله عليها) يكى ازمعمّاهاى سياسى است كه هر وجدان بيدار را تا قيامت به قضاوت وادار مىكند.نتيجه: در اين مقاله سعى شده است كه گزيده سخنان فاطمه (سلام الله عليها) كه در ابعاد گوناگون زندگى ما، راهگشااست آورده شده. كه مهمترين بعداز ابعاد اعتقادى ما است كه هر روز ضعيف و ضعيفتر مىشود نمىشودتمامى تلاشها، صرف دنياگراى و تجمل پرستى شود و بعد اعتقادى ضرر نكند آن عقيدهاى كه انسان را،وادار به عمل نكند فقط نام آن عقيده است.در امور اجتماعى، سياسى، معاشرت و همسردارى، الگوى مناسب زن مسلمان، همان رفتار عملى وگفتار فاطمه (سلام الله عليها) است زيرا رفتار عملى فاطمه (سلام الله عليها) منطبق بر گفتار اوست كه زن مسلمان در قدم اول ازهمين الگو تبعيت كرده رفتارش را منطبق برگفتارش نموده الگو پذيرى خود را از فاطمه (سلام الله عليها) اثباتمىكند.در قدم دوم، سخنان فاطمه (سلام الله عليها) را در تمام ابعاد زندگى، الگوى خود قرار داده از اثر پذيرى جوّنامساعد معاصر و القاآت گمراه كنند دشمنان اسلام به ويژه تهاجم فرهنگى آنان در پناه عصمت آن بانوىنمونه اسلام مصون خواهد ماند.والسلام.———————————————فهرست منابع1 . قرآن مجيد2. نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتي، جاپ اول ، نشر مصطفى ، قم ، 1379.3. ابن بابويه ، على . الامامة و التبصرة من الحيرة ،ناشر مدرسه امام هادى ، قم .4. ابن جرير طبرى شيعى ، ابى جعفر محمد . دلائل الامامة ، تحقيق بخش دراسات الاسلامية مؤسسه بعثت، جاپ اول ، مؤسسه بعثت ، قم، 1413.5. ابن جرير طبرى شيعى ، ابى جعفر محمد . المسترشد فى امامة امير المؤمنين ، تحقيق شيخ احمد محمودى ،جاپ اول مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانپور ، جاپاپ سلمان فارسى ، قم .6. ابن حمدان الخصيبى ، ابى عبدالله الحسين . الهداية الكبري ، جاپ جهارم ، مؤسسه بلاغ ، بيروت ، 1411.7. ابن سعيد الكوفى الاهوازى ، حسين . كتاب المؤمن ، تحقيق مدرسه امام المهدى (عج)، جاپ اول ، ناشر مدرسه امام المهدى (عج) ، 1404 .8. ابن شاذان الازدى النيشابورى ، فضل . الايضاح ، تحقيق سيد جلال الدين الحسينى الارموي المحدث.9. ابن طاووس ، سيد على بن موسى . الدروع الواقيه ، جاپ اول ، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث ، جاپاپ ياران ، قم ، محرم 1414 .10. ابن طيفور . بلاغات النساء ، ناشر كتابخانه بصيرتى ، قم.11. ابن منظور . لسان العرب ،جاپ اول ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، 1408، 14 ج .12. ابو محمد ، حسن العسكرى . تفسير امام حسن عسكرى (ع) ، جاپ اول ، دار احياء التراث العربي، بيروت ،1421 .13. اربيلي ،على بن عيسى . كشف الغمة فى معرفة الائمه ،جاپ دوم ، دار الاضواء بيروت ، 1405.14. البيهقى ، احمد بن الحسين بن على . سنن الكبري ، انتشارات دارالفكر ، چاپ دارالفكر ، بيروت ، 10 ج.15. جوهري البغدادى ، ابى بكراحمد بن عبد العزيز.السقيفة وفدك ، تحقيق دكتر محمد هادي امينى ، جاپ دوم ، شركة الكتبى ، بيروت ، 1413 .16. حائرى ، مهدى . الكوكب الدري ، جاپ اول ، انتشارات الشريف الرضى ، جاپ امير، قم ،1368 .17. حر عاملي ،محمد بن حسن . وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة ، جاپ ششم ،دار احياء التراث العربى ،بيروت ، 1412 ، 20 ج .18.حر، خليل ،مترجم ، طبيبيان، سيدحميد،انتشارات امير كبير ،چاپ،چاپخانه سپهر تهران ،چاپ نهم ،1377 2ج .19. حميرى ، عبدالله . قرب الاسناد ، جاپ اول ، مؤسسه اهل بيت (عليهم السلام) ، قم، 1413 .20. حويزى ، عبد على بن جمعه . نورالثقلين ، افست علميه ، چاپخانه علميه ،قم، 1383 ق .21. دشتى ، محمد . نهج الحياة ، جاپ اول ، انتشارات مشهور ، قم، 1380 .22. راوندى ، فضل الله . النوادر ، جاپ اول ، مؤسسه سلمان فارسى ، قم، 1376 .23. صدوق ، محمد بن على بن بابويه . علل الشرايع ، جاپ اول ، انتشارات دارالحجة الثقافية ، 1416 .24. صدوق ، محمد بن على بن بابويه . الامالي ، جاپ پنجم ، چاپ اسلامية ، تهران ، 1370 .25. صدوق ،محمد بن على بن بابويه . معانى الاخبار ، جاپ سوم ، نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين ،قم ، 1416 .26. طبرسى ، ابوعلى فضل بن حسن . الاحتجاج ، انتشارات نعمان ،جاپاپ نجف اشرف ،1386 ق .27. طبرسي ،احمد بن عبد الله . ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربي ،جاپ اول ،مكتبةالقدسى لحسام الدين القدسى ، 1365 .28. العاملي النياطى البياضى ، زين الدين محمدبن يونس . الصراط المستقيم الى مستحقى التقديم ، تحقيق محمد باقر بهبودى ، مكتبة الرضوية لاحياء الآثار الجعفرية ، چاپ حيدري .29. فرات كوفي ، ابى القاسم فرات ابن ابراهيم بن فرات . تفسير فرات كوفى ، جاپ اول ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، 1410 .30. قمى ، شيخ عباس . بيت الاحزان ، جاپ اول ، انتشارات دارالحكمة ،چاپ امير ،قم ، 1412 .31. قيومى ، جواد . صحيفة الزهراء، جاپ اول ، نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين ،قم، 1373 .32. كليني ،محمد بن يعقوب . اصول كافى ، جاپ اول ، انتشارات دارالاضواء ، بيروت ، 1413 ،6ج.33. مجلسى ، محمد باقر . بحارالانوار ،جاپ سوم ،داراحياء التراث العربى ،بيروت ، 1403 ، 110ج.34. محلاتي ،ذبيح الله . رياحين الشريعة ، جاپ جاپهارم ، دارالكتب الاسلامية ، تهران ،1364 ، 5 ج.35. مرعشى ، نورالدين . شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل ،جاپ اول ،انتشارات كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى ،قم،33ج.36. مفيد ،محمد بن نعمان . الاختصاص ،نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين ،قم ، 1307.37. مفيد ،محمد بن نعمان . الامالي ، جاپ سوم ، نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين ،قم،1415 .

















هیچ نظری وجود ندارد