سیاست منع تدوین حدیث
جناب آقای سید محمدرضا حسینی جلالی، در زمینهی اثر منع تدوین حدیث بر قلّت روایات فضائل اهلبیت(علیهم السلام) نه تنها در صحاح، بلکه در بیشتر کتابهای حدیثی اهل سنت در فصل ششم کتاب خود آوردهاست:
«الفصل السادس، القول الفصل فی سبب المنع:
و بعد هذا التجوال الطویل ـ فی هذه الفصول الخمسة ـ اتضحت لنا ـ بالقطع و الیقین ـ الحقیقة التالیة: أنّ تلک التبریرات([1]) ـ کلّها ـ لا تصحّ أن تکون سببا واقعیا لمنع تدوین الحدیث و إن تذرّع بها المانعون، و لیس فی واحد منها تقنعٌ، للاجابة علی السؤال الذی طرحناه: لماذا منعوا عن تدوین الحدیث؟([2])
… و إنّما خصَّ أهل البیت(علیهم السلام) بذلک([3])… ولا شکّ فی أن کثیرا من أحادیث النبی صلیالله علیه و آله و سلم کانت تُشیر بعلی(علیه السلام) ـ زعیم أهل بیت النبی ـ علیه و آله الصلاة و السلام ـ و تنص علیه بالولایة والامامة، وکانت النصوص غضّة و نضرة، تنبض مشاهدُها بالحیاة ویَرنّ صداها فی الأسماع.
… فالمصلحة المنشودة من هذا التدبیر، هی إخفاء الأحادیث النبویّة التی تدلّ علی خلافة علیّ(علیه السلام) و إمامة أهل البیت(علیهم السلام) بعد النبی صلیالله علیه و آله و سلم.([4])
… صحَّ القول بأنّ الهدف هو التدبیر السیاسیّ المذکور ضدّ علی و أبنائه(علیهم السلام)… و إنّ ممّا یؤکّد رأینا بأن المصلحة لمنع تدوین الحدیث هو إخفاء الأحادیث النبویّة، الدّالّة علی إمامة علیّ وأهلالبیت(علیهم السلام)، هو أنّ الحکّام لم یکتفوا بمنع التدوین فقط، وإنّما منعوا روایة الحدیث و نقله بشدّة…([5])
… و أما نحن: فنعتقد أنّ الهدف الأساس من منع روایة الحدیث و نقله، هو الهدف من منع تدوینه و تقییده و ضبطه، و هو إخفاء الأحادیث الدّالّة علی إمامة أمیر المؤمنین علی(علیه السلام) وعلی أساس سیاسة مدبّرة…([6])
… انّ المصلحة التی کان یطلبها عمر و من اتّبعه فی سنّة منع الحدیث هی السیاسة التی کان یدبّرها من أجل إبعاد أهلالبیت(علیهم السلام) عن الحکم و هی التی اتبعها بعده عثمان و معاویه… القول الفصل فی سبب منع الحدیث تدوینا و روایة… هو إخفاء الأحادیث النبویّة الدّالة علی خلافة علی(علیه السلام) و أهل بیته(علیهم السلام) ([7])
… فضاعت أکثر فضائل الامام(علیه السلام) بین سندان المنع من التدوین و الروایة و مِطرقة التهدید و السجن و التعذیب و القتل و المطاردة»([8])
یادآوری میشود که ایشان بر پایهی شواهد و وثائق فراوان روایی و تاریخی، به این نتیجه رسیدهاند که علاقه مندان با مطالعهی کتاب ایشان بر آنها واقف خواهند شد.
همچنین دانشمند محقق، جناب آقای «محمدعلی مهدوی راد»، طی مقالاتی در فصلنامهی علمی ـ تخصصی «علوم حدیث»([9])، تحت عنوان «تدوین حدیث»، به این موضوع پرداختهاند و به خوبی از عهدهی آن برآمدهاند. ایشان در مقالهی ششم خود، با عنوان «منع تدوین حدیث، رازها و رمزها»، به جلوگیری از نشر فضائل علی و اهلبیت(علیهم السلام)اشاره کردهاند. در مقالهی ایشان میخوانیم:
«… گفتیم پیامبر بر جایگاه والای رهبری تأکید کرده بود و چهرهی شایستهی رهبری پس از خود را بارها و بارها در پیش دید مردمان و در مناسبتهای مختلف فراوان آورده بود؛ فراوان در فضائل و مناقب مولا سخن گفته بود…([10])
… از این روی چون زمام امور را به دست گرفتند([11])… و چون کسی به نشر آموزههای نبوی دربارهی علی و اهلبیت(علیهم السلام) همت میگماشت و مآلاً در جامعه سؤال میآفرید، باید جواب میدادند؛ سیاستمداری(!)، جامعهداری(!)، حراست از حکومت(!) و مصلحت اندیشی(!) اقتضا میکرد که آنچه را که بوده است یکسره از صفحهی ذهنها و صحنهی زندگیها بزدایند و خود را آسوده دارند…([12])
… تأمل در تاریخ اسلام و چگونگی مواضع حاکمان، همه و همه نشانگر آن است که برای حکومت، علی(علیه السلام) و چگونگی حضور خانوادهی او در صحنهی اجتماع و سیاست، مشکلی بس جدّی بوده است؛ و منع تدوین حدیث، از جمله برای جلوگیری از نشر مناقب و فضائل علی و اهلبیت(علیهم السلام)، تدبیری بود سیاستمدارانه و دقیقاً در جهت حفظ پایههای حکومت و بیرون راندن رقیب از صحنه…»([13]).
ایشان همچنین در مقالهی هفتم خود، با عنوان «منع تدوین حدیث؛ پیآمدها و بازتابها»؛ به تباه شدن بسیاری از احادیث و نیز گسترش وضع و جعل در احادیث اشاره میکنند.([14])
در پایان باید گفت که دانشمند محقق و سید بزرگوار، جناب آقای «سید مرتضی عسکری» نیز به شکلی شایسته به بحث منع کتابت سنت رسولالله(صل الله علیه و آله)، پرداختهاند.([15]) ایشان در پایان مطالب خود در این موضوع میگویند:
«… ولا یفوتنا أخیرا أن نقول: إن المنع کان بقصد منع نشر فضائل الامام علی(علیه السلام) علی المسلمین، خاصّة علی عهد معاویة الذی کان یأمر بلعن الامام فی خطب الجمعة علی منابر المسلمین، کما مرّ بنا فی الجزء الاول([16])، فصل: کتمان فضائل الامام علی، و نشر سبّه و لعنه»([17])
[1]) مراد، توجيهاتى است كه اهل سنت براى منع تدوين حديث آوردهاند.
[2]) تدوين السنة الشريفه، سيد محمدرضا حسينى، ص409.
[3]) همان، ص414.
[4]) همان، ص415.
[5]) همان، ص421.
[6]) همان، ص470
[7]) همان، ص478.
[8]) همان، ص497.
[9]) شمارههاى: 1، 2، 3، 4، 5، 8 و 9.
[10]) شمارهى 8، ص9.
[11]) منظور، خلفاى پس از پيامبر اكرم’ هستند.
[12]) ص10.
[13]) ص22.
[14]) شمارهى 9، صص 9ـ 28.
[15]) نك: معالم المدرستين؛ ج2، صص 46ـ 65.
[16]) همان؛ ج1، ص345.
[17]) همان؛ ج2، ص64.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد