شاعران و نویسندگان معاصر درباره امام علی(۱)
شاعران و نویسندگان معاصر درباره امام علی(۲)
۱- نیما یوشیج (ولادت ۱۲۷۶ – وفات ۱۳۳۸هـ.ش)
علی اسفندیاری در سال ۱۲۷۶ هـ.ش در یوش مازندان به دنیا آمد. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده آموخت. زبان فرانسه را در مدرسه «سن لوئی» یاد گرفت و این باعث آشنایی بیشتر او با ادبیات اروپا شد. در سال ۱۳۰۹ به آستارا عزیمت کرد و در آنجا مشغول تدریس شد. در سال ۱۳۱۱ به تهران آمد و در ۱۳۱۸ به عضو هیئت تحریریه مجلهی «موسیقی» انتخاب شد. وی در دی ماه سال۱۳۳۸ در تهران بدرود حیات گفت.
آثار:
۱- قصهی رنگ پریده؛ ۲- افسانه؛ ۳- خانواده سرباز؛ ۴- دو نامهی مانلی؛
۵- ارزش احساسات؛ ۶- ناقوس؛ ۷- شهر شب؛ ۸- قلم انداز؛ ۹ – دنیا خانهی من است.[۱]
وی در سال ۱۳۱۶ موفق به کشف شکل تازهای در شعر فارسی میشود که این شیوه به کلی با شعر قدیم فرق دارد و با نگرشی که در شیوه و شکل آن پدید آورد به پدر «شعر نو» ملقب گردید.[۲]
نیما در منقبت اسدالله الغالب علی ابن ابی طالبمیگوید:
| گفتی ثنای شاه ولایت نکردهام | بیرون زهر ستایش و حد ثنا علی است | |
| چونش ثنا کنم که ثنا کرده خداست | هر چند چون غلات نگویم خدا علیست | |
| شاهان بسی به حوصله دارند متبت | گر بگذری ز مرتبه کبر یای حق | |
| گر بیخودم و گر به خودانیم شناس | بس در هر مقام برلبم آوای یا علی است[۳] |
۲ – عباس اقبال آشتیانی (ولادت ۱۲۷۷ – وفات ۱۳۳۴هجری – شمسی)
عباس اقبال آشتیانی، فرزند محمد علی در سال ۱۲۷۷ هجری – شمسی در آشتیان به دنیا آمد.
در سال ۱۳۲۸ برای ادامه تحصیل به تهران آمد. پس از فراغت از تحصیل در کتابخانه عمومی معارف به کار مشغول شد و همزمان در مدرسه دارالفنون زبان فارسی تدریس میکرد. در سال ۱۳۰۴ شمسی به پاریس رفت و موفق به اخذ لیسانس ادبیات از دانشگاه سوربن شد. پس از بازگشت به وطن به سمت استادی دانشکده ادبیات انتخاب شد. وی از اعضاء دائمی فرهنگستان ایران بود. وی در سال ۱۳۳۴ در ۵۷ سالگی در فقر و تنگدستی بدرود حیات گفت.
آثار:
۱- تاریخ اکتشافات جغرافیائی؛ ۲- تاریخ ایران؛ ۳- خدمات ایرانیان به تمدن عالم. [۴]
عباس اقبال در تاریخ خود مینویسد:
یاقوت (حموی) در سال ۶۱۲ در دمشق مقام کرد و چون میلی با آراء خوارج داشت و مثل ایشان از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بخوبی نام نمیبرد، مردم آنجا بدو شوریدند و میخواستند او را به قتل برسانند.[۵]
۳- رهی معیری (ولادت ۱۲۸۸- وفات ۱۳۴۷ هجری شمسی)
محمد حسین رهی معیری، متخلص به رهی از غزل سرایان نامی معاصر ایران است.
وی در سال ۱۲۸۸هـ.ش در تهران متولد شد. در وزارت اقتصاد مشغول به کار شد و پس از بازنشستگی به خدمت کتابخانهی سلطنتی درآمد. از شعرای بزرگ که بر طبع و ذوق رهی اثری محسوس بر جای گذاشتهاند، میتوان از سعدی، مولوی و حافظ نام برد.
در ادبیات انتقادی معاصر، فکاهیات رهی که با امضای زاغچه و شاه پریون منتشر شدهاند، قابل تعمق و ارزشمند هستند. رهی در نقاشی و موسیقی نیز مهارت و تبحر خاصی داشت.
دیوان اشعارش به نام: «سایهی عمر» منتشر شده است.
رهی درسال ۱۳۴۷هـ.ش در ۵۹ سالگی، در تهران در گذشت.
رهی در مدح علی بن ابی طالب میگوید:
| به مجلس اندر خلیفهی دادار | امیر خندق و صفین علی، که چرخ بلند | |
| میان به طاعت او تنگ بسته جوزا وار | شهی که ماه به فرمان او بود تابان |
مهی که چرخ به تایید او بود دوار[۶]
۴- مجید اوحدی (ولادت ۱۲۹۰ – وفات ۱۳۵۴ خورشیدی)
یکتا در اسفند ۱۲۹۰ خورشیدی برابر با ۲۸ صفر ۱۳۳۰ هجری – قمری در خانه ای که همه اهل شعر و ادب بودند در اصفهان زاده شد. وی به فن موسیقی عشق و علاقه ای فراوان داشت.
عبدالمجید اوحدی یکتا بامداد روز دوازدهم شهریور ماه ۱۳۵۴ خورشیدی چشم از جهان فروبست. پیکر او در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
آثار:
۱- رساله ای در فن موسیقی با نام گنج عروس؛ ۲- شرح احوال و آثار صائب؛ ۳ – تذکره شعرای قرن چهاردهم هجری؛ ۴ – رساله انجمنهای ادبی اصفهان؛ ۵- تاریخ آل سلجوق[۷]
یکتا در تهنیت مولود شاه سریرلافتی علی مرتضی میگوید:
| مژده ای دل که طلوع آمده و ماه رجب است | موسم شادی و هنگام سرور و طرب است | |
| از شهور دگر این ماه از آن شد ممتاز | که مـزّین به قدوم شه والانسب است | |
| علی عالی اعلی شه اقلیم وجود | آنکه بر خلقت کونین وجودش سبب اســت | |
| خسرو کشـور اسلامی، ولی بر حق | که بـر حق از همه افراد بشر منتخب است | |
| در مقامی که علی معرفت آموز بود | عیسی مریم سرگرم صلیب و سلب است[۸] |
۵ – دکتر علی شریعتی (تولد ۱۳۱۲ – وفات ۱۳۵۶هـ.ش)
دکتر علی شریعتی اندیشمند و نویسنده انقلاب در روستای مزینان نزدیک مشهد متولد شد. پدرش محمد تقی از اولین معلمان او بود. تحصیلات ابتدائی و متوسطه خود را در مشهد به پایان رسانید، سپس وارد دانشسرای تربیت معلم شد. در ۱۸ سالگی در یکی از روستاها به معلمی مشغول شد. وی چندی بعد وارد دانشگاه مشهد شد. در سال ۱۳۳۲ در رشتهی زبان و ادبیات فارسی لیسانس گرفت. دکتر شریعتی در سال ۱۳۳۸ با استفاده از بورس تحصیلی از دانشگاه مشهد به دانشگاه سوربن فرانسه رفت و در سال ۱۳۴۳ در رشتهی زبان شناسی تطبیقی به درجهی دکترا نائل آمد. وی در فرانسه مطالعات خود را در زمینهی تاریخ، ادبیات، جامعه شناسی و فلسفه گسترش داد و صاحب اندیشههای نوین شد. او در مدت پنج سال – که در فرانسه بود – با اندیشمندان بزرگی چون: ژان پل سارتر، ژان برگ ولوئی ماسینیون آشنا شد. شریعتی با آمیزش اندیشههای اسلامی-ایرانی خود با اندیشههای نوین دارای طرز تفکر خاصی شد که از آثارش هویدا است. وی از اعضای فعال نهضت آزادی ایران بود که در سال ۱۳۴۲ به آن پیوست. در سال ۱۳۴۴ در جریان کنگرهی جبههی ملی در شهر (ویس بادن)، آلمان به عنوان سردبیر روزنامه «ایران آزاد» انتخاب شد. پس از بازگشت به ایران در دبیرستانهای مشهد وبعد از مدتی در دانشگاه مشهد به تدریس پرداخت. در سال ۱۳۴۴ به سبب سخنرانیهایش در حسینیهی ارشاد، دربارهی تاریخ اسلام، جامعه شناسی و اسلام شناسی با استقبال بینظیری مواجه گردید. وی به مدت ۱۸ ماه و تا سال ۱۳۵۴ در زندان ساواک بود و بعد از آزادی، دو سال تحت نظر بود. سر انجام در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۶ با گذر نامهی معمولی به نام علی مزینانی از ایران گریخت و در صبح روز ۲۹ خرداد، در اثر حملهی قلبی در شهر لندن به طرز مشکوکی درگذشت.
دکترشریعتی در کتاب علی ، حقیقتی بر گونهی اساطیر، مینویسد:
… اما این امامی است از آن گونه که باید باشد. ولی در تاریخ یک نمونه هست و علی نه تنها، امام است و در طول تاریخ هیچ شخصیتی باز این امتیاز را نداشته که یک خانواده امام است! یک خانواده امام است! یعنی خانوادهی اساطیری است. خانوادهای که پدر علی است، مادر زهرا است، پسر آن خانواده حسین و دختر آن خانواده زینب است.[۹]
۶ – استاد شهید مرتضی مطهری (ولادت ۱۲۹۹ – شهادت ۱۳۵۸ هجری شمسی)
استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری در فریمان واقع در خراسان چشم به جهان گشود. پس از پایان تحصیلات مقدماتی در سال ۱۳۱۱ به قصد ادامهی تحصیل و فراگیری علوم اسلامی به مشهد رفت.
او در سال ۱۳۱۶ به حوزه ی علمیه قم رفت و از محضراساتیدی چون: حضرت آیت الله بروجردی، علامه طباطبائی، حضرت امام خمینی و آیت الله محقق بهرهها برد.
ایشان از سال ۱۳۳۴ تا سال ۱۳۵۶ در دانشکده ی الهیات به تدریس پرداخت. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسؤلیت شورای انقلاب را برعهده داشت. استاد در سال ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان شهید شد.
آثار:
۱- عدل الهی؛ ۲- تماشاگه راز؛ ۳- جاذبه ودافعهی علی؛ ۴ – انسان و سرنوشت.
استاد شهید مطهری دربارهی علی میگوید:
علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد، با حق سر و سرّ و پیوستگی دارد و چون علی را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق مییابند، به او عشق میورزند، در حقیقت پشتوانهی عشق علی، پیوند جانها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانی است، مهرعلی نیز جاودان است. نقطههای روشن در وجود علی بسیار است، اما آنچه برای همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است، ایمان و اخلاص اوست و آن است که به وی جذبهی الهی داده است.[۱۰]
۷ – جلال الدین همائی (ولادت ۱۲۷۸- وفات ۱۳۵۹هجری – خورشیدی)
جلال الدین همائی متخلص به سنا، فرزند میرزا ابوالقاسم، متخلص به «طرب» و نوادهی همای شیرازی، از محققین و شاعران بزرگ معاصر است. وی در سال ۱۲۷۸ خورشیدی، در اصفهان متولد شد. علوم مقدماتی را نزد عموی خود، میرزا محمد «سها»، فرا گرفت و علوم منقول و معقول و ادبیات عرب و هیات و نجوم را نزد استادان فن مانند: آقا سید محمد باقر درچهای و آخوند عبد الکریم گزی و… آموخته و به درجهی اجتهاد رسید.
وی در دورهی پایانی عمر خود در تهران در مقطع فوق لیسانس و دکترا در دانشکدهی ادبیات و حقوق دانشگاه تهران، به تدریس پرداخت و سپس بازنشسته شد. سرانجام در سال ۱۳۵۹ خورشیدی در تهران زندگی را بدرود گفت.
آثار:
۱ – تاریخ ادبیات ایران در پنج مجلد؛ ۲- غزالی نامه؛ ۳- ولد نامه؛
۴ – رسالهی شعوبیه؛ ۵- تاریخ علوم اسلامی؛ ۶ – تصحیح کتاب التفهیم؛
۷- تصحیح دیوان عثمان مختاری؛ ۸- مولوی چه میگوید.
استاد همائی در مدح و منقبت مولی الموالی، حضرت مولانا و مقتدانا امیر المؤمنین علی میگوید:
| تا به کی افسانه از دارا و اسکندر کنی | قصه باید از امیر المؤمنین، حیدر کنی | |
| گر حدیث راست میخواهی و گفتار درست | مدح باید از شه دین، حیدر صفدر کنی[۱۱] |
۸ – ریاضی یزدی (وفات ۱۳۶۲ هجری شمسی)
سید محمد علی ریاضی یزدی، فرزند سید ابراهیم یزدی در یزد ولادت یافت. تحصیلات ابتدائی و مقدمات ادبیات را در یزد و علوم دینی را در اصفهان و تحصیلات عالی را در دانشگاه تهران به پایان رسانید. وی در انواع شعر طبع آزمائی کرده است. منظومهی: «سلام بر استان یزد»، ازسرودههای شادروان ریاضی یزدی است. ریاضی یزدی در نوروز سال ۱۳۶۲، بر اثر بیماری یرقان بدرود حیات گفت.
ریاضی یزدی در منقبت علی عالی اعلی ، میگوید:
| ای ما ورای حد تصور مقام تو | مریم کنیز و عیسی مریم غلام تو | |
| نام خدای جل جلاله علی بود | زین رو علی عالی اعلا است نام تو | |
| در ذوق جان حلاوت وحی خدا دهد | شیوایی خطابه وشهد پیام تو | |
| دون کلام خالق وفوق کلام مخلوق | نهج البلاغه آن ملکوتی کلام تو[۱۲] |
۹ – علی نقی بهروزی (ولادت ۱۲۸۱- وفات ۱۳۶۲ هـ.ش)
علی نقی بهروزی، متخلص به بهروزی فرزند بهروز، در کازرون دیده به جهان گشود. پس از اخذ دیپلم در بوشهر، در شیراز و بوشهر به سمت معلمی انتخاب شد. وی دارای گواهینامهی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج بود. علاوه بر زبان انگلیسی به زبان عربی هم آشنایی داشت. در سال ۱۳۰۵ با روزنامهی تخت جمشید همکاری کرد و به عضویت هیئت تحریریهی روزنامههای: «عصر آزادی»، «پیغام» و «پاریس» درآمد. وی عضو انجمن قلم و عضو مشورتی روزنامهی اطلاعات در استان فارس بود. از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۸ در سمت سرپرست کتابخانهی حافظیه مشغول کار بود.
آثار:
۱ – جشنهای ایزدی؛ ۲-تاریخ اعیاد ملی؛ ۳ – سدهی وفات قاآنی؛ ۴- شهر شیراز یا خیال هفت رخ کشور؛ ۵- لطایف و طرایف ادبی؛ ۶- تاریخچهی شهر شیراز و اماکن تاریخی و …. . ایشان در ۱۴ فروردین ۱۳۶۲ در شیراز درگذشت.
بهروزی کتاب (نوادر تاریخی)، خود را این گونه با ذکر نام مولا علی میآراید:
… راجع به سحر خیزی و فواید آن چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی و چه از نظر بهداشت و حفظ صحت و چه از لحاظ پیشرفت کارها، سخنان بسیار گفتهاند و موفقیت را در سحر خیزی دانستهاند و بس. حضرت امیر المؤمنین علی فرموده است: «باکر تسعد»؛ یعنی سحر خیز باش تا سعادتمند گردی.[۱۳]
۱۰ – عباس پرویز (تولد ۱۲۸۶ – وفات ۱۳۶۶ هجری شمسی)
عباس پرویز فرزند حسین پرویز، چندی در فرانسه تحصیل کرد. پس از بازگشت به ایران در سمت معلمی دبیرستان سالهای زیادی تدریس کرد. وی ازسال ۱۳۵۱ به مدت یک سال در مؤسسهی انتشارات دانشگاه تهران به ویراستاری مشغول بود.
آثار:
۱- تاریخ اروپا در قرون وسطی؛ ۲- تاریخ اروپا در قرون هفدهم و هجدهم؛ ۳- تاریخ ایران در قرن نوزدهم و بیستم؛ ۴- تاریخ دو هزار و پانصد سالهی ایران؛ ۵ – جغرافیای اقتصادی ایران و انگلیس و فرانسه و آلمان؛ ۶- فهرست تاریخ ایران.
استاد عباس پرویز میگوید:
چون محمد به پیغمبری مبعوث شد، حضرت علی به روایتی هشت سال و به روایات دیگر ده و یازده سال داشت اما در این مورد هیچ شک و تردیدی نیست که علی، اول کس بود که تصدیق رسالت حضرت محمد را کرد و در قوام آئین بلیغ اسلام، سعی بلیغ از خود ابراز داشت[۱۴]
۱۱ – شهریار (ولادت ۱۲۸۵- وفات ۱۳۶۷هجری شمسی)
سید محمد حسین بهجت تبریزی، متخلص به «شهریار» در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز متولد شد. پدرش سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میرزا خشگنابی از وکلای درجه اوّل تبریز و از دانشمندان اهل ادب در آن دیار بود.
ایام کودکی خود را در قراء «سنگول آباد»، «قیش قرشاق» و «خشگناب» به سر برد.
تحصیلات مقدماتی را نزد پدر خویش شروع کرد و دوره متوسطه را در مدارس «متحده و فیوضات» به پایان برد. در سال ۱۳۰۰ به تهران آمد و دنباله ی تحصیلات خود را در الفنون ادامه داد و در سال ۱۳۰۳ وارد مدرسه طب شد و یک سال قبل از درجه دکترا به خراسان رفت و از ادامه تحصل دست کشید. پس از بازگشت به تهران وارد بانک کشاورزی شد. به موسیقی آشنایی داشت و سه تار مینواخت. وی در شامگاه شنبه ۲۶ شهریور ماه سال ۱۳۶۷ در ۷۳ سالگی دار فانی را وداع گفت.[۱۵]
آثار:
کلیه آثار شهریار در یک مجموعه چهار جلدی به چاپ رسیده است، دیوانهای مختلف او شامل بیست هزار و شصت بیت شعر سنتی و حدود ۱۵ منظومه و شعر آزاد در قالبهای تازه است.
استاد شهریار در غزلی مشهور و زیبا این گونه زبان به وصف علی و فضائل او میگشاید:
«علی ای همای رحمت»
| علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را | که به ما سوا فکندی همه سایه هما را | |
| دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین | به علی شناختم من به خدا قسم خدا را | |
| مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ | به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را | |
| برو ای گدای مسکین در خانه علی زن | که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را | |
| بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من | چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا | |
| بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب | که عَلَم کند به عالم شهدای کربلا را | |
| چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان | چو علی که میتواند که به سر بَرَد وفا را؟ | |
| نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت | متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را؟ | |
| به دو چشم خونفشانم هِله ای نسیم رحمت | که زکوی او غباری به من آر توتیا را | |
| به امید آن که شاید برسد به خاک پایت | چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را | |
| چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان | که زجان من بگردان رَه آفت قضا را | |
| چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم؟ | که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را | |
| همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی | به پیام آشنایی بنوازد آشنا را | |
| زنوای مرغ یا حق، بشنو که در دل شب | غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا[۱۶] |
شهریار علاوه بر شعر مشهور «همای رحمت»، این گونه از علی یاد میکند:
| گواه فضل تـو آن به که دشمنان باشند | مثل خوش و به مصداق خوشتری هم وصل | |
| یکی بگفته شبل الشمّیل بد زندیق | ببین که گفته به وصف علی خطایی فصل | |
| علی است نسخه خردی که شرق و غرب جهان | دگر ندید سوادی از او مطابق اصل[۱۷] |
شهریار درجای دیگری میگوید:
| طلب کرد او را علی شاه مردان | نگاهی بدو کرد چو شیر غضبان | |
| کجائی که عمرت بپرد چون بادی | در آن خانه آید غلافاً شـدادی | |
| نه حجت پذیرد نه چندین گواهی | به گورت کشاند بخواهی نخواهی[۱۸] |
۱۲ – حضرت آیت الله العظمی امام خمینی
(ولادت ۱۳۲۰- وفات ۱۳۶۸هـ. ش)
سیّد روح الله، با شهرتهای موسوی خمینی و مصطفوی، فرزند سیّد مصطفی موسوی و بانو هاجر احمدی، در ۲۰ جمادی الثانی سال ۱۲۷۹هـ.ش در خمین متولد شد و در ۱۴ ماه خرداد سال ۱۳۶۸هـ ش در گذشت. در تهران در جوار بهشت زهراء؛ در آرامگاه مشقلی به خاک سپرده شد. ایشان از فلاسفهی بزرگ، پیشوایان سیاسی، شعراء و ادباء، اصولیون، فقها و مراجع تقلید کم نظیر تاریخ معاصر و نیز جهان اسلام میباشد.
در خمین، حوزهی علمیهی اراک و حوزه علمیهی قم از محضر اساتیدی همچون میرزا محمود برادرش سیّد مرتضی پسندیده و حضرات آیات: حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شیخ محمّد علی شاه آبادی، سیّد حسن بروجردی، شیخ علی اکبر یزدی حکمی، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و شیخ محمد رضا اصفهانی به تحصیل علم پرداخت. آن حضرت دارای اجتهاد مطلق در زمینهی فقه و اصول، فلسفه و معارف اسلامی بوده و در فقاهت، تفسیر قرآن، تدریس فلسفه و فقه، شعر و ادب، و رهبری سیاسی و انقلابی مهارت خاصّی داشت. از بزرگترین کارهای ایشان میتوان به رهبری انقلاب اسلامی در ایران به جای نظام شاهنشاهی اشاره کرد.
آثار
آثار آن حضرت عبارتند از:
- کشف الاسرار؛
- کتاب البیع (۵جلد)؛
- ولایت فقیه؛
- دیوان اشعار؛
- تحریر الوسیله ۲ جلد؛
- جهاد اکبر یا مبارزه با نفس؛
- تعلیقه بر عروه؛
- توضیح المسائل؛
- حاشیه بر کفایه؛
- تفسیر سوره حمد؛
- تقلیقه بر کتابهای فصوص الحکم و مصباح الأنس؛
- دوره ۲۱ جلدی صحیفه نور؛
- چهل حدیث؛
- حاشیه بر رساله ارث ملا محمد هاشم خراسانی، تهذیب الاصول.
آن حضرت در مدح امیر المؤمنین علی میگوید:
| فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی | از خم دوست جوانم به خم موی علی | |
| طی کنم عرصهی ملک و ملکوت از پـی دوست | یــاد آرم به خرابات چو ابروی علی[۱۹] |
حضرت امام خمینی در جای دیگری میفرماید:
حضرت امیر آن وقت که حکومت یک مملکتی بود که چندین مقابل ایران بوده، مصر بوده، حجاز بوده، عراق بوده، سوریه بود. عرض کنم یمن بوده همهی اینها تحت سیطرهی او بود، مثل سایر مردم میآمد با مردم مینشست و معاشرت میکرد. برای اینکه از مردم نمیترسید. ظلم نکرده بود به مردم تا بترسد از آنها خدّامی نکرده بود که از مردم (بترسد) برای مردم بود؛ مردم او را حامی خودشان میدانستند. حکومت امیرالمومنین حکومت قانون است. یعنی قانون آنها را سرکار آورده است:
{أطیعوا الله و أطیعوا الرّسول و أولی الأمر منکم}؛
حکم خداست.
آنها به حکم قانون واجب الاطاعت هستند پس حکم مال قانون است؛ قانون حکومت میکند مملکت اسلامی، غیر قانون هیچ حکومتی ندارد.[۲۰]
ایشان در جای دیگر میگوید:
این بزرگوار … مظهر اسم جمع الهی است که دارای تمام اسماء و صفات است؛ تمام اسماء و صفات الهی در ظهور و بروز، در دنیا و در عالم، با واسطهی رسول اکرم در این شخصیت ظهور کرده است.[۲۱]
۱۳ – مهرداد اوستا (ولادت ۱۳۰۸- وفات ۱۳۷۰ هجری- شمسی)
محمد رضا رحمانی، مشهور به مهرداد اوستا از شعرای معاصر در سال ۱۳۰۸ در بروجرد متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه به تهران رفت و فعالیتهای ادبی خود را آغازکرد. از دههی بیست به انجمنهای ادبی تهران راه یافت و سپس به طبع آزمانی در قلمرو شعر نیمایی پرداخت. منظومهی «آرش کمانگیر» وی از موفقترین آثار ادبی او در این زمینه به شمار میرود. در سرایش قصیده شیوهای استادانه و مستقل داشت که آن را سبک «خراسانی نو» میخوانند. اوستا در هفدهم اردیبهشت ماه ۱۳۷۰ بر اثر سکتهی قلبی درگذشت.
آثار:
۱- مقالات ادبی؛ ۲- امام حماسهای دیگر؛ ۳- تیرانا؛ ۴ – پالیزبان؛ ۵- روش تحقیق در دستور زبان فارسی.
اوستا در مدح شیر خدا چنین میگوید:
«افسر ولایت»
| چون دل، در معنی از خرد سفت | عشق آمد و مدحت علی گفت | |
| ای گوهر گوهر ولایت | خورشید منور ولایت | |
| ای مهرفروغ بخش اسلام | وی مشعل انور ولایت | |
| ای آیت حق و روح قرآن | وی رایت و افسر ولایت | |
| سلطان سریر عقل و ایمان | وی روح مصور ولایت | |
| مقصود نبی به لافتائی | ممدوح خدا به هل اتائی[۲۲] |
۱۴ – دکتر محمد جواد مشکور (قرن سیزدهم هجری شمسی)
دکتر محمد جواد مشکور، پژوهشگر معاصر ایرانی، سال تولدش به درستی معلوم نیست.
دوران تحصیلات خود را در محضر اساتیدی چون: میرزا یدالله نظر پاک، الهی قمشهای و شیخ محمود شهابی آغاز کرد. وی مقدمات زبانهای سامی را آموخت. در سال ۱۳۱۸ اولین کتاب خود را به نام «کلمات حضرت محمد» منتشر ساخت. از سال ۱۳۲۴ به همکاری با لغتنامهی دهخدا دعوت شد. همچنین دانشگاه تبریز از سال ۱۳۲۷، از او دعوت به عمل آورد.
در سال ۱۳۳۶، موفق به اخذ درجهی دکتری در زمینهی تاریخ اسلام از دانشگاه «سوربن» شد. پس از بازگشت به تهران، استاد دانشگاه تهران و دانشسرای عالی شد. دکتر مشکور بیش از ۴۸ کتاب و صدها مقاله به زبانهای مختلف، به یادگار گذاشته است.
آثار:
۱- ایران در عهد باستان؛ ۲- تاریخ شیعه و فرقههای اسلامی؛ ۳- تاریخ سیاسی ساسانیان.
استاد مشکور مینویسد:
حکومت علی ابن ابی طالب وتعلیمات ائمهی اطهار ، بر مبنای عدالت و مساوات و برابری استوار بود.[۲۳]
۱۵ – ابو القاسم حالت
استاد ابوالقاسم حالت از شاعران برجسته و بلا معارض معاصر کشورمان در وصف مولای متقیان حضرت اسد الله الغالب علی بن ابی طالب چنین میگوید:
«جانم فدای علی»
| تا زندهام به جهان گویم ثنای علی | جانم فدای علی، جانم فدای علی | |
| شور و نشاط درون ز اندازه گشته فزون | کافتد زپرده برون امشب لقای علی | |
| برآسمان به یقین نازد، ز فخرزمین | زیرا که چیده چنین بزمی برای علی | |
| گر در علی نگری، بینی به جلوهگری | در قالب بشری، ذات خدای علی | |
| او برتر از بشر است، از طنینی دگر است | پوشیده از نظر است، قدر و بهای علی | |
| ایمان ثمر ندهد، طاعت اثر ندهد | جان از بلا نرهد، جز با ولای علی | |
| سلطان هر دو سراست، صهر رسول خداست | سرمشق اهل وفاست، مهر و وفای علی | |
| من تر زبان شدهام، شیرین بیان شدهام | تا این میان شدهام، مدحت سرای علی | |
| تا جان روشن من، باقی است در تن من | باشد به گردن من طوق ولای علی | |
| نزدیک شد به خدا، بیگانه شد زخطا | «حالت» هر آنکه چو ما، شد آشنای علی[۲۴] |
۱۶ – احمد رضا احمدی «ناصح» (معاصر)
احمد رضا احمدی از شاعران توانا و نیز دلسوختگان و عاشقان خاندان وحی و رسالت به ویژه حضرت علی است. وی دارای اقسام گوناگون شعرشامل: قصیده، غزل، رباعی و دوبیتیهای زیبا و غرا در وصف شاه سریر ولایت، علی است.
از آثار او میتوان به کتاب «عشق شیعه» اشاره نمود.
ناصح در نعت امام المتقین علی آورده است:
«سال علی »
| زنده شد هستی به اقبال علی | آفرین برقرعهی فال علی | |
| از ازل پرگار هستی میرود | تا ابد بر محورخال علی | |
| شور بلبل هیچ میدانی زچیست | زآنکه دارد وصف احوال علی | |
| میستایم عاشقانه روز و شب | عترت پیغمبر و آل علی | |
| عرش و فرش و کرسی و لوح و قلم | مات و مبهوتند از حال علی | |
| عهد باید بست با «سید علی» | رهبر فرزانه در سال علی | |
| کافرم گر از ولی دل بر کنم | تا ابد هستم بدنبال علی | |
| «ناصحا» بار دگر اقرار کن | زنده شد هستی به اقبال علی»[۲۵] |
۱۷ – اردلان سنندجی (ولادت ۱۳۰۲ هجری – شمسی)
نامش حسینعلی، شهرتش اردلان، فرزند مرحوم غلامحسین اردلان نوه مرتضی خان (شجاع لشکر) در سال ۱۳۰۲ شمسی در سنندج متولد شد. از سال اول تحصیلش عشق و علاقه فراوان به ادبیات به ویژه شعر پیدا کرد و به طوری که خودش میگوید: در کلاس ششم ابتدائی بیست هزار بیت از شاهنامه را حفظ داشت. در سال ۱۳۳۱ که به تهران رفت، از نزدیک با اساتید زمان تماس پیدا کرد. در این میان به استاد دکتر حمیدی شیرازی بیش از همه ارادت دارد.
وی در مدح مولای متقیان علی میگوید :
| مرغ دل از عشق دوست بار دگر پر گرفت | نوحهگر نغمه خوان عاشقی از سر گرفت | |
| مرغک افسرده حال نام علی چون شنید | رنگ دگر یافت و جلوهای دگر گرفت | |
| زمزمه آغاز کرد مدح علی ساز کرد | بانگ علی یا علی درهمه جا جان گرفت | |
| چشم تمنا گشود، چهره حیدر بدید | دست تولا زد و دامن حیدر گرفت | |
| یا علی مرتضی جان و دل از تو رضا | در دل و جان من عشق تو یکسر گرفت | |
| زندگی اردلان اول و آخر نداشت | در دل من عشق تو اول و اخر گرفت[۲۶] |
۱۸ – افشین علاء (معاصر)
افشین علاء در وصف فاتح خیبر، علی چنین میگوید:
«مِثل حضرت علی»
| ماه، ماه روزه است | روز، روز ضربت است | |
| از مصیبت علی | در دلم قیامت است | |
| روزهای ماه را | گرچه روزه بودهایم | |
| ما به لقمههای چرب | روزه را گشودهایم | |
| هیچ شب نگشتهایم | با یکی دو رنگ، سیر | |
| در کنار نان، علی | لب نزد به ظرف شیر | |
| توی سفرهاش علی | شربت خنک نداشت | |
| در کنار نان جو | او به جز نمک نداشت | |
| زرق و برق سفرهها | کم نمیشود، ولی | |
| کاش زندگی کنیم | مثل حضرت علی…[۲۷] |
۱۹ – باذل مشهدی (ولادت ۱۱۲۴ هجری – شمسی)
یکی از حماسههای مصنوع و سنتی حملهی حیدری از باذل مشهدی است.
شاعر در این منظومه به شرح زندگی و جنگهای پیامبر و علی تا شهادت آن حضرت در محراب کوفه پرداخته است. شاعر تحت تاثیر حماسههای ملی، این حماسهی دینی را با دخل و تصرف در اصل موضوع و آرایش صحنهی نبرد به شیوهی شاهنامه سروده است.
باذل اینگونه نبرد حضرت علی با عمرو بن عبدود را توصیف میکند:
| دلیران میدان گشوده نظر | که برکینه اول که بندد کمر | |
| که ناگاه عمرو آن سپهر نبرد | برانگیخت ابرش بر افشاند گرد | |
| بیامد به دشت و نفس کرد راست | پس آنگه باستاد، همرزم خواست | |
| همه برده سر در گریبان فرو | نشد هیچکس را هوس رزم او | |
| به جز بازوی دین و شیرخدا | که شد طالب رزم آن اژدها | |
| غضنفر بزد تیغ برگردنش | درآورد از پای، بی سر تنش | |
| دم تیغ بر گردنش چون رسید | سرعمرو صد گام از تن پرید | |
| چو غلتید در خاک آن ژنده پیل | بزد بوسه بر دست او جبرئیل[۲۸] |
۲۰ – جرج جرداق (ولادت جدیده، مرجعیون، لبنان، ۱۹۲۶ میلادی)
جرج جرداق از کبار مستشرقین معاصر است. وی در سال ۱۹۲۶میلادی، در لبنان دیده به جهان گشود. او به حرفههای تدریس ادبیات عرب، تحقیق و بررسی ادبیات اروپائی، روزنامه نگاری و نقد هنری اشتغال داشته است.
از مهمترین و ماندگارترین تالیفات او میتوان به کتاب گرانسنگ «الامام علی صوت العداله الانسانیه» اشاره نمود.
دربارهی شخصیت ملکوتی امام علی ، نویسندگان زیادی هم در میان مسلمانان و هم در بین غربیان و مستشرقین، دست به تالیف و تدوین زدهاند اما اگر بخواهیم به این اثر جرداق با دیدهی انصاف بنگریم، باید بگوئیم که هیچکدام از آثار آنان نتوانسته است حق مطلب را نسبت به علی ادا نماید.[۲۹]
جرج جرداق این کتاب نفیس را در۳ مجلد به چاپ رسانیده است.
آثار:
«۱- فاغنروا المرأه؛ ۲- المشردون؛ ۳- قصور و اکواخ؛ ۴- فنانون احبوا
۵- صلاح الدین و قلب الأسد؛ ۶- وجوه من کرتون؛ ۷- غرام الالهیه؛
۸- اساطیر العربی؛ ۹- بوهیمیه؛ ۱۰- فینوس و ۱۱- الشاعر؛»
جرج جرداق دربارهی حضرت علی مینویسد:
«اخلاق بزرگ»
«- عبادت و پرستش امام: بعقیدهی من پارسائی و تقوای علی، چیزی از قماش پارسایان دیگر نیست که ناشی از شرایط اوضاع یا هوای نفسانی باشد.
– زهد: او دیگر به خاطرمتاع دنیوی و لذت زود گذر زندگی نمیکند. بلکه زندگی را به خاطر هدفهای بزرگی میخواهد که با خواستهای بزرگ درون او هماهنگ باشند.
– گذشت: مروت و گذشت امام کمیابتر از آن است که در تاریخ نظیری داشته باشد.
– صدق: راستی و صدق علی به مرحلهای رسید که خلافت را از دست او خارج ساخت.
– دوری از ظلم و ستم: خصلت دوری از ظلم اصلی از اصول روح علی و خلقی از اخلاق او است.
– عدالت: و هیچ جای شگفت نیست که علی دادگرترین مردم باشد، بلکه اگرچنین نبود جای تعجب بود.
– سادگی: از اصول اخلاقی امام سادگی در هر موردی بود.»[۳۰]
۲۱ – جعفر ابراهیمی «شاهد» (معاصر)
استاد جعفر ابراهیمی از برجستهترین شاعران معاصر کشورمان است. وی در باب امام رحمت، علی میآورد:
«بازهم او آمد»
«بازدر چاه گریست
باز هم آه کشید
با نمازش خنجر
بر دل خواب کشید
باز هم خرما، نان
در دل کیسه گذاشت
و قدمهائی نرم
در دل شب برداشت
باز در کوچهی شب
حلقه بر درها زد
کودکی گفت: «ببین باز هم او آمد»
کودکان را یک یک
نان وخرما بخشید
بر دل آنها باز
نور وگرما بخشید
بر لبانش خنده
خون به دل داشت ولی
ناگهان ماه شنید
یک نفر گفت: «علی»[۳۱]
۲۲ – جعفر رسول زاده (معاصر)
آقای جعفر رسول زاده از شاعران به نام معاصر این گونه کلام خویش را با ذکر توصیفاتی دلنشین از حضرت امیر المؤمنین علی مزین میسازد:
«جلوهی معرفت»
| تو نورخدائی رخ عیان کردهای | کعبه را قبلهی عاشقان کردهای | |
| آمدی شد جهان با صفا یا علی | یا علی یا علی یا مولا یا علی | |
| میلادت مبارک ای عزیز عالم | خنده زد به رویت رسول مکرم | |
| میریزد بپایت اشک شوق زمزم | کعبه دارد به لب این ندا یا علی | |
| یا علی یا علی یا مولا یا علی | تودست خدائی بازوی احمدی | |
| خورشید خلقتی تو سر سرمدی | تا تماشا کند حق ترا آمدی | |
| جلوهی معرفت در تو پیدا علی | یا علی یا علی یا مولا یا علی | |
| دین حق زنده از عدل و شمشیر تو | شد نماز آفرین بانگ تکبیر تو | |
| قرآن ناطق است حُسن تفسیر تو | اسرار هدایت از تو معنی علی |
یا علی یا علی یا مولا یا علی[۳۲]
۲۳ – جواد فرخی (ولادت ۱۲۹۶ هجری شمسی)
جواد رشید فرخی، در سال ۱۲۹۶ هـ.ش، در کرمان زاده شد. شاعر مدتی کارمند دولت، شرکت نفت انگلیس و ایران بوده و مدتی نیز در بازار تهران فرش فروش بوده است. سپس به شغل کشاورزی در کرمان روی میآورد. وی از پانزده سالگی به انجمن ادب خواجوی کرمان میرفته و از محضر اساتید نامدار فضل و ادب همچون سید محمد هاشمی، فؤاد کرمانی، لسانی و بقائی بهرهها برده است. فرخی کرمانی بمناسبت میلاد با سعادت مولای متقیان، علی بن ابی طالب، شعری را به این مضمون سروده است:
| طراح ازل ریخت چو بنیاد جهان را | امروز عطا کرد به ما جان جهان را | |
| در سیزده ماه رجب، بدر کمالی | روشن، دل و جان کرد و شبستان جهان را | |
| از برکت مولود علی، کعبه شرف یافت | در وی بنگر پرتو یزدان جهان را | |
| در دایرهی کون و مکان غیرعلی کیست | شایسته بود، مرکز امکان جهان را | |
| او باب حسین و حسن، آنان که نهادند | بنیان فداکاری و ایمان جهان را | |
| لیکن علی آن سدره نشین زبرعرش | کی داشت نظر جانب زندان جهان را | |
| زینت، به خدا دادهای امروز تو فرخ | با نام علی دفتر و دیوان جهان را.[۳۳] |
۲۴ – حزین سقزی (ولادت ۱۲۹۲ هجری – شمسی)
سلیم فرجی «حزین» تخلص میکرد. وی درسال ۱۲۹۲ هـ.ش در سقز متولد شد.
تحصیلات خود را از زادگاهش آغاز میکند و در فقه، عرفان، تصوف و شعر تبحر مییابد. از عاشقان و شیفتگان خاندان وحی و نبوت بوده و در مدح و منقبت آنان اشعار غرائی دارد.
حزین سقزی میگوید:
| آن شهنشاهی که باشد اسم او را لافتی | ||
| خواهم از مدحش نمایم روح و جان و دل فدا | ||
| آن علی گویم که او چشم و چراغ مؤمن است | ||
| تا قیامت روشن است و شعله دارد همچو ماه | ||
| آن علی گویم مقبول شد در بارگاه کبریا، | ||
| آن علی گویم که شد داماد حق مصطفی | ||
| قابل او شد که جان خود به او تسلیم کرد | ||
| آن زمان شد اسم او را مرتضی و مقتدا | ||
| اولش باشد حسن، آن شهید بیگناه | ||
| ثانیش گویم حسین، آن شهید کربلا | ||
| من فدای ذوالفقارش فرق دشمن قطع کرد | ||
| خاک پای مرکب او توتیای چشم ما | ||
| این کلام را گفته زیبا خاتم پیمبران | ||
| من که شهر علم هستم و علیٌ بابها[۳۴] | ||
۲۵ – حسین یاری (معاصر)
حسین یاری از شاعران معاصر ایران زمین در وصف حیدر کرار، علی مرتضی چنین میگوید:
«چشم خدا»
میلاد مرتضی شد مسرور مصطفی شد
| بشری که آمد امیر المؤمنین | رشک جنان گردیده روی زمین | |
| صبح سعادت رسید مهر ولایت دمید | روشن دل ودیدهی مؤمنان شد | |
| روز نشاط صاحب الزمان شد | علی عالی آمد مولی الموالی آمد | |
| روح وروان خاتم الانبیاست | چشم خدا و چراغ اولیا ست | |
| ماه اینچنین خوش کلام | سرو اینچنین خوش خرام | |
| ندیده چشمی در سما و زمین | تبارک الله احسن الخالقین | |
| او حیدر کرار است | صاحب ذوالفقار است | |
| علمدار لشکر پیغمبر است | فاتح بدر و خندق و خیبر است[۳۵] |
۲۶ – حمید سبزواری (ولادت ۱۳۰۴ هـ.ش)
استاد حمید سبزواری در سال ۱۳۰۴٫ هـ ش در سبزوار متولد شد. وی تا میانسالی در آنجا زندگی کرد. بعدها به تهران منتقل شد و با یاران حضرت امام(ره) آشنا شد. در جریان سیاست و مبارزه علیه دستگاه طاغوت وارد شد و چون مبارزه در آن دوران شکل مخفی داشت، استاد نیز به تبع آن در مجالس و محافل به صورت مخفی شعر میگفت. بعدها که کم کم انقلاب شروع شد، همگام و همراه ملت و امام امت بود.
آثار:
دو جلد کتاب و چند جزوه، از کتابهای وی «سرود درد» که شامل اشعاری است که قبل از انقلاب سروده است و کتاب دیگر او «سرود سپید» است که اشعار او را از پیروزی انقلاب تا ارتحال حضرت امام خمینی(ره) در برمیگیرد.
سبزواری در وصف حضرت امیر المؤمنین علی میگوید:
(با یاد علی)
| با یاد علی به موج آتش زدهام | از نجد زبانه تا مراکش زدهام | |
| در مکتب او چو قامت افروختهایم | سیلی به حرامیان سرکش زدهایم | |
| ای تیغ کجت قبلهنمای دل ما | سر پنجه تو گرهگشای دل ما | |
| تو شیر حقی، دست حقی، مرد حق | ای نام بلندت آشنای دل ما[۳۶] |
۲۷ – حمید هنرجو (معاصر)
حمید هنرجو از شعرای برجستهی معاصر کشور در ذکر مولا، علی میگوید:
«اولین آینه»
| پوپک لبخند، بال وپر زنان | روی لبهای «ابی طالب» نشست | |
| خوب یادم هست که قنداقهای | داشت غرق بوسه میشد روی دست | |
| بر زمین بال فرشته پهن بود | آسمان شعر امامت میسرود | |
| غنچهای در قاب کعبه میشکفت | عطر گل در کوچهها پیچیده بود | |
| با صدایش زنده شد عطر بهار | در رگ گل بوتههای مخملی | |
| اولین آئینهی باغ خدا | آمد و مادر صدایش زد: علی[۳۷] |
۲۸ – دکترقاسم رسا (ولادت۱۲۹۰ هجری – شمسی)
دکتر قاسم رسا در سال ۱۲۹۰ هـ.ش در تهران ولادت یافت. در جوانی به مشهد رفت و تا آخر عمر در آنجا بزیست. پدرش شیخ محمد حسن رسا مردی خوش مشرب و مؤمن بود. رسا در سال ۱۳۱۵ از طب فارغ التحصیل شد و به سمت ملک الشعرائی آستان قدس رضوی در آمد.
بیشتر آثار رسا در مدایح اهل بیت و پند و اندرز است.
دکتر رسا در وصف امام علی میگوید:
| در حریم کعبه نور آفتاب افتاده است | یا فروغی در جمال بوتراب افتاده است | |
| تاج کرمنا سزد او را که در وصفش زعرش | هل اتی در دامن ام الکتاب افتاده است | |
| واصف ذات علی کس نیست جز ذات علی | آفتاب آری دلیل آفتاب افتاده است | |
| مستم از جام تولای علی کزجام او | هر که نوشد تا ابد مست و خراب افتاده است | |
| گه یتیمان را نوازد گه مساکین را ز مهر | لا فتی علی او را خطاب افتاده است | |
| آنکه زیر پرچم شاه ولایت آرمید | چون «رسا» در آستانش کامیاب افتاده است[۳۸] |
[۱] شعر معاصر ایران، از بهار تا شهریار، ج ۲، حسنعلی محمدی، ص۳۸۳ – ۳۸۵
[۲] زندگینامه ی شاعران ایران، لیلا صوفی، ص۲۱۷
[۳] آیینه آفتاب، آوای یا علی، ص ۴۰۱
[۴] زندگینامه ی مشهورترین نوبسندگان و شاعران، زهرا رضائی، ص ۱۶ و ۱۵
[۵] تاریخ مغول، عباس آشتیانی، ص ۴۸۰
[۶] آزاده، مجموعه ی شعر، رهی معیری، ص۴- ۸
[۷] برگزیده دیوان مجید اوحدی (یکتا)، ص ۱۷- ۱۱
[۸] همان، ص ۵۰
[۹] علی ، حقیقتی برگونه ی اساطیر، ص ۶۳
[۱۰] جاذبه و دافعه ی علی، استاد مرتضی مطهری، ص۱۰۰- ۱۰۱
[۱۱] دیوان سنا، جلد اول، ص۱۶۳
[۱۲] مناقب علوی در شعر فارسی، احمد احمدی یبرجندی، ص ۱۱۶ – ۱۱۷
[۱۳] نوادر تاریخی، علی نقی بهروزی، ص ۵۷
[۱۴] تاریخ دوهزاروپانصد ساله ی ایران، عباس پرویز، ج۱؛ص ۳۰۶
[۱۵] شعر معاصر ایران، ص ۷۰۱ – ۷۰۰
[۱۶] کلیات دیوان شهریار، ص ۷۶ و زندگی نامه شاعران و نویسندگان ایران زمین، ص ۲۰۳ – ۲۰۵٫
[۱۷] کلیات دیوان شهریار، جلد دوم، ص ۱۰۵۰
[۱۸] منبع سابق ص ۱۰۶۵
[۱۹] دیوان حضرت امام خمینی&، ص ۳۱۱٫
[۲۰]. امام علی از دیدگاه امام خمینی، ص ۱۴۰-۱۳۹٫
[۲۱]. سیمای اهل بیت^ در عرفان امام خمینی، ص ۳۳۰٫
[۲۲] درحوالی آفتاب، عزیزالله زیادی، ص ۶۳
[۲۳] تاریخ سیاسی ساسانیان، محمد جواد مشکور، ج۲، ص۱۴۵۷
[۲۴] در حوالی آفتاب، ص ۱۴۰- ۱۴۱
[۲۵] عشق شیعه، احمد رضا احمدی، ص ۴
[۲۶] پارسی گویان کرد، بخش دوّم، ص ۲۶ و ۲۵
[۲۷] پنجرههای آسمان، بابک نیک طلب، ص ۴۰
[۲۸] ادبیات فارسی(۳)و(۴)، ص ۱۲ – ۱۴
[۲۹] الامام علی، صوت العداله الانسانیه، جرج جرداق؛ مترجم: سید هادی خسروشاهی، ج۱، ص ۷-۹
[۳۰] مرجع سابق، ص ۹۹- ۱۲۲
[۳۱] پنجره های آسمان، بابک نیک طلب، ص ۳۸
[۳۲] سروش ولایت، جعفررسول زاد ه، ص ۵۲
[۳۳] مینای محبت، جواد رشید فرخی؛ص ۱۲
[۳۴] تولای علیدرادب وفرهنگ شعراء وعرفای کرد اهل سنت، ص ۲۸۷- ۲۸۸
[۳۵] سروش ولایت، جعفررسول زاده، ص ۷۸
[۳۶] دیوان اشعار حمید سبزواری؛ با مقدمه حضرت آیت الله سیدعلی خامنهای(دام ظله)، ص ۴۵۹
[۳۷] پنجرههای آسمان، بابک نیک طلب، ص۲۶٫
[۳۸] در حوالی آفتاب، ، ص ۲۲۶- ۲۲۸
منبع: برگرفته از کتاب”سیمای امام علی علیه السلام در نظم و نثر فارسی”؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.


















هیچ نظری وجود ندارد