شانزدهم جمادی الثانی
وفات مُحدّث بزرگوار “ابن هُمام اسکافی” در بغداد (۳۳۶ هجری قمری)
—
وفات مُحدّث بزرگوار “ابن هُمام اسکافی” در بغداد (۳۳۶ هجری قمری)
اسکاف منطقهای از نواحی نهروان است که بین بغداد و واسط واقع شده است. سبب انتساب ابن همام به اسکاف روشن نیست، ولی احتمال میرود اجداد زرتشتیاش در آنجا سکونت داشتهاند. همچنین به سبب انتساب وی به جدش بیزان، برخی او را بیزانی خواندهاند. زادگاه ابن همام دانسته نیست، اما میدانیم که در بغداد سکونت داشته است.
به گزارش نجاشی نخستین کسی که از خاندان ابن همام به اسلام گرویده، مابنداذ (ماه بنداد) برادر سهیل و عموی همام بوده است. از اینرو سابقه گروِش این خاندان به اسلام چندان دور نبوده است و میبایست آنان را از زرتشتیهای دوره اسلامی در منطقه عراق بهشمار آورد که پس از قبول اسلام به مذهب شیعه گرویدهاند. پدرش همام بن سهیل یک بار با امام حسن عسکری (علیه السلام) مکاتبه کرده است.
از مشایخ وی باید از پدر و نیز داییاش احمد بن مابنداذ، احمد بن ادریس قمی، ابوجعفر ابن رستم نحوی، جعفر بن محمد بن مالک فزاری، حسن بن محمد بن جمهور عمی، حمید بن زیاد کوفی، عبدالله بن جعفر حمیری و محمدبن موسی بن حماد بربری ، نام برد.
ابن همام در عصر خود به عنوان یکی از بزرگترین محدثان بغداد شناخته میشده است، چنانکه نجاشی و طوسی او را با عناوین «شیخ اصحابنا و متقدمهم» و «جلیل القدر» ستوده و همین بیان عظمت منزلت وی، تأکیدی بر امانت داری و دقت او در نقل حدیث و گستردگی روایت او است.
ابن همام محدثی برجسته و حلقهای مهم در زنجیرههای روایی امامیه محسوب میشود. چنانکه برخی از اصول حدیث امامیه همچون اصلهای زید زراد و عاصم بن حمید و نیز کتاب الرساله الذهبیه و کتاب سلیم بن قیس هلالی از طریق او به آیندگان رسیده است.
ابن همام به عنوان یک عالم برجسته امامی در بخش عمدهای از دوره غیبت صغری و در زمان نواب اربعه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، توانست در موقعیتهای حساس به تبیین و تشریح مبانی اعتقادی و سیاسی امامیه بپردازد.
با بررسی آثاری چون کمال الدین ابن بابویه، الغیبه طوسی و دلائل الامامه منسوب به ابن رستم طبری، میتوان نقش او را در تبیین مسائل مربوط به امام زمان(علیه السلام) و غیبت آن حضرت و اخبار مربوط به نواب اربعه تا حدی متوجه شد.
رابطه نزدیک ابن همام با محمد بن عثمان عمری “نایب دوم امام عصر(علیه السلام)” و نقل برخی مسائل از وی قابل توجه است. هنگام مرگ محمد بن عثمان عمری، ابن همام و ابوسهل نوبختی و جمعی دیگر به عنوان شاهد بر نیابت حسین بن روح نوبختی، نزد عمری حضور داشتهاند. در دو روایت از این جمع، با عنوان «وجوه و اکابر شیعه» یاد شده است که با توجه سن کم ابن همام نسبت به ابوسهل، اهمیت او را بیشتر نمایان میکند.
در دوران حسین بن روح نوبختی نیز ابن همام، هم نشین وی شمرده میشده است. به عنوان نمونه یک بار در ذی حجه سال۳۱۲ ه.ق، وی از جانب نوبختی مأمور میشود تا توقیعی در مورد لعن ابن ابی العزاقر شلمغانی را برای دیگران بازگو نماید.
در میان شاگردان ابن همام باید از ابوالحسن ابن جندی، ابوغالب زراری، جعفربن محمد ابن قولویه، محمد بن ابراهیم نعمانی، هارون بن موسی تلعُکبری نام بُرد.
این عالم بزرگوار و محدث عالی مقدار سرانجام در سال ۳۳۶ ه.ق در بغداد درگذشت و در مقابر قریش به خاک سپرده شد.
















هیچ نظری وجود ندارد