خاندان رسالت و اهل بیت رسول الله (ص)، از آن جا که به گواهى قطعى وانکار ناپذیر پیامبر اسلام (ص)، عدل و همپا و هماواى قرآنند با حقیقت، محتوا و پیام قرآن، همگونى و سنخیت دارند. حدیث ثقلین از جمله احادیث مهم مورد پذیرش اهل سنت و امامیه است. در این حدیث، رسول خدا، ثمره تلاشهاى طاقت فرساى خود در مسیر ایفاى رسالت و هدایت خلق را، در دو یادگار گرانبها که پس از خود برجا گذاشته خلاصه کرده و گفته است: من دو شیء گرانبها در میان شما باقى مىگذارم: قرآن و اهل بیتم را، این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا در قیامت بر حوض کوثر، بر من وارد شوند… (۱)با توجه به مقام معنوى و الهى پیامبر (ص) که کمترین خود خواهى و هوا و هوس در او راه نداشته و آنچه او مىگفته در حقیقت مورد تأیید خداوند بوده و رأى و سخنى جز به اشاره و تأیید وحى اظهار نمىداشته است، (۲) مىتوان بیقین اقرار کرد که پیامبر (ص)، خاندانش را بر اساس ملاحظات خویشاوندى و روابط نسبى و علایق مادى بشرى، در کنار قرآن، بزرگترین معجزه خویش ننهاده است، بلکه قرین ساختن اهل بیت، با پیام وحى، از آن جهت بوده که میان آن دو هماهنگى و سنخیت وجود داشته است .اگر خداوند قرآن را بدور از کمترین ضعف و کاستى و کجى و نادرستى فرو فرستاده، (۳) اهل بیت را نیز از هر انحراف و گناه، پاک گردانیده و مصونیت بخشیده است. (۴)اگر قرآن، داراى حقایقى اصولى و محکم و نیز مسایلى متشابه (۵) است که براىفهم آنها باید به منبعى الهى و آگاه به رموز وحى مراجعه کرد، اهل بیت، همان آگاهان و عالمانى هستند که مفسر قرآن و مبین احکام و پیامهاى آنند. (۶)هر چند آیات قرآن، روشن و روشنگر است، ولى معناى روشنى مفاهیم قرآن، این نیست که تمامى مطالب و مفاهیم آن براى همه اندیشهها آشکار و بىنیاز از توضیح باشد، چه، خداوند به پیامبر (ص) فرمان داده تا آیات وحى را براى مردم توضیح و تبیین کند. (۷)با این بیان، اهل بیت از آن جهت، قرین قرآن و جدایى ناپذیر از آن معرفى شدهاند که پس از رسول خدا (ص) به تبیین مفاهیم وحى و حقایق قرآن، براى تودهها بپردازند و این توان و شایستگى در همه اهل بیت رسالت (معصومین علیهم السلام) بوده است.چنانکه على (ع) به سینهاش اشاره مىکرد و مىگفت: در اینجا دانشهاى فراوانى است که کاش شاگردان شایستهاى مىیافتم و این حقایق را بدانها مىآموختم. (۸)آن چه پس از وفات رسول اسلام (ص) براى جامعه اسلامى و خاندان پیامبر (ص)، رخ نمود هرگز به آنان، مجال نداد تا آن گونه که مىخواستند و مىبایست، به نشر معارف قرآنى بپردازند .جریانهاى سیاسى حاکم بر جامعه، پس از رحلت رسول خدا (ص)، سبب تفکیک قرآن از عترت در باور و اندیشه بخش عظیمى از مردم شد.قرآن بظاهر محور نظام دستورى دین و حکومت گردید، ولى چون نیازمند مفسر و مبین بود، باعث شد تا میدان تفسیر و تأویل بشدت گسترش یابد و چهرههایى در محافل علمى و دینى مطرح شدند که هرگز آیهاى در تطهیر آنان نازل نشده و سفارشى از ناحیه رسول خدا در تمسک به آنان نرسیده بود.از سوى دیگر، کسانى چون على بن ابى طالب (ع) که با صداى رسا فریاد بر مىآورد: سلونى قبل از تفقدونى، یعنى هر چه مىخواهید از من بپرسید، قبل از این که مرا از دست بدهید، مهجور وناشناخته ماندند.حسن بن على (ع)، از سوى حکومت معاویه، تحت شدیدترین فشارهاى روحى و اجتماعى قرار داشت و هرگز به او فرصت نشر معارف واقعى داده نشد.حسین بن على (ع) تحت فشار قرار گرفت که حکومت ضد دینى و ضد بشرى یزید را بپذیرد و از آنجا که پذیرش حکومت وى را مایه نابودى اساس شریعت مىدانست، از آن اجتناب کرد و در این راه به شهادت رسید.بنى امیه بر جان و مال و ناموس و دین مردم مسلط شدند.و زمینه چنان شد که فردى چون زین العابدین ناگزیر، معارف حقه را در قالب دعا و نیایش اظهار مىکرد.در این میان، در عصر امام باقر (ع)، شرایط سیاسى جامعه به گونهاى تغییر یافت که آن حضرت توانست، مجمعى علمى تشکیل داده، به تعلیم و تربیت مردانى دانشمند و متعهد به ارزشهاى شریعت بپردازد.این است که وقتى صفحات تاریخ صدر اسلام مرور شود، در زندگى علمى امام باقر (ع) نام بسیارى از شاگردان آن حضرت و شخصیتهاى ممتاز علمى جهان اسلام جلب نظر مىکند.با این همه، نباید تصور کرد که امام باقر (ع) آسوده و ایمن از محدودیتها و ممنوعیتهایى بوده است که حکومتها براى اهل بیت (ع) فراهم مىآوردهاند، بلکه بىتردید، جو حاکم بر زندگى امام باقر (ع) به شدت جو تقیه بوده است، زیرا با فرهنگ خاصى که در نتیجه حکومتهاى ناصالح بر جامعه حاکم شده بود، کنار نهادن تقیه به منزله دست کشیدن از فعالیت علمى و دور ماندن از ترویج معارف اصولى دین بشمار مىرفت.بارى، شرایط زمان، براى امام باقر (ع) و نیز امام صادق (ع) زمینهاى را فراهم آورد که سایر ائمه (ع) هرگز برایشان آماده نشد.آن شرایط مساعد، معلول سستى پایههاى حکومت امویان بود.بحرانهاى درونى نظام سیاسى در آن عصر، به حاکمان مجال نمىداد تا بر خاندان رسالت مانند حاکمان پیشین، فشار آورند و ایشان را منزوى سازند.بىتردید اگر همین زمینه براى هر یک از امامان (ع) فراهم مىآمد، آنان قادر به تأسیس حوزههاى بزرگ درسى بودند و عالمان و فقیهان بیشترى را پرورش مىدادند.این زمینه مساعد، سبب شد تا امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بیشترین آراى فقهى، تفسیرى و اخلاقى را در کتب فقهى و حدیثى از خویش بر جاى گذارند.این چنین است که فردى چون محمد بن مسلم مىتواند سى هزار حدیث از امام باقر (ع) (۹) نقل کند.و شخصیتى چون جابر جعفى هفتاد هزار حدیث. (۱۰)در نزد عالمان امامیه، فقیه ترین فقیهان صدر اسلام شش نفرند که همه آنان از اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بودهاند.آنان عبارتند از: زراره بن اعین، معروف بن خربوذ المکى، ابو بصیر الاسدى، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم الطائفى و برید بن معاویه العجلى . (۱۱)شیخ الطائفه، ابو جعفر محمد بن حسن طوسى در کتاب رجال خویش، اصحاب و شاگردان امام باقر (ع) را که از آن حضرت نقل حدیث کردهاند ۴۶۲ مرد و دو زن دانسته است.در میان اصحاب و شاگردان امام باقر (ع) برخى از نظر اعتبار و وثاقت مورد اتفاق اهل سنت و امامیه اند، و دستهاى به دلیل گرایشهاى عمیق شیعى، در دایره رجال اهل سنت قرار نگرفته، بلکه تنها مورد اعتماد امامیه مىباشند.براى ارائه نمودارى فهرست گونه از شاگردان امام باقر (ع) با استفاده از چند منبع رجالى، نام گروهى از آنان را یادآور مىشویم، بى این که ادعاى استقصا داشته باشیم.۱ ـ ابان بن ابى عیاش فیروز، تابعى۲ ـ ابان بن تغلب ابو سعید البکرى الجریرى۳ ـ ابراهیم بن الأزرق الکوفى۴ ـ ابراهیم الجزیرى (الجریرى)۵ ـ ابراهیم بن جمیل، برادر طربال الکوفى۶ ـ ابراهیم بن حنان الأسدى الکوفى۷ ـ ابراهیم بن صالح الانماطى۸ ـ ابراهیم بن عبد الله الاحمرى۹ ـ ابراهیم بن عبید أبو غره الانصارى۱۰ ـ ابراهیم بن عمر الصنعانى الیمانى۱۱ ـ ابراهیم بن مرثد الکندى الأزدى ـ ابراهیم بن معاذ۱۳ ـ ابراهیم بن معرض الکوفى۱۴ ـ ابراهیم بن نصر بن القعقاع الجعفى۱۵ ـ ابراهیم بن نعیم العبدى الکنانى۱۶ ـ احمد بن عائد۱۷ ـ احمد بن عمران الحلبى۱۸ ـ اسحاق بن بشیر النبال۱۹ ـ اسحاق بن جعفر بن على۲۰ ـ اسحاق بن عبد الله بن ابى طلحه المدنى۲۱ ـ اسحاق بن الفضل بن یعقوب بن عبد الله بن الحرث…۲۲ ـ اسحاق القمى۲۳ ـ اسحاق بن نوح الشامى۲۴ ـ اسحاق بن واصل الضبى۲۵ ـ اسحاق بن یزید بن اسماعیل الطائى۲۶ ـ اسحاق بن یسار مولى قیس بن مخرمه۲۷ ـ اسرائیل بن غیاث المکى۲۸ ـ اسلم بن ایمن التمیمى المنقرى الکوفى۲۹ ـ اسلم المکى القواس۳۰ ـ اسماعیل بن ابى خالد۳۱ ـ اسماعیل بن جابر الخثعمى۳۲ ـ اسماعیل بن زیاد البزاز الکوفى الأسدى۳۳ ـ اسماعیل بن سلمان الأزرق معروف به ابو خالد۳۴ ـ اسماعیل بن عبد الخالق الجعفى۳۵ ـ اسماعیل بن عبد الرحمان الجعفى الکوفى۳۶ ـ اسماعیل بن عبد العزیز۳۷ ـ اسماعیل بن الفضل بن یعقوب بن الفضل بن عبد الله۳۸ ـ اسماعیل ابو احمد الکاتب الکوفى۳۹ ـ اسماعیل معروف به ابو العلا از بنى قیس بن ثعلبه۴۰ ـ اسید بن القاسم۴۱ ـ اعین الرازى، معروف به ابو معاذ۴۲ ـ انس بن عمرو الأزدى۴۳ ـ ایوب بن ابى تمیه کیسان السجستانى العنبرى البصرى۴۴ ـ ایوب بن بکر بن أبى علاج الموصلى۴۵ ـ ایوب بن شهاب بن زید البارقى الأزدى۴۶ ـ ایوب بن وشیکه۴۷ ـ بدر بن الخلیل الأسدى، ابو خلیل الکوفى۴۸ ـ برد الاسکاف الأزدى الکوفى۴۹ ـ برد الخیاط ـ برید بن معاویه العجلى، معروف به ابو القاسم.۵۱ ـ بسام بن عبد الله الصیرفى، معروف به ابو عبد الله۵۲ ـ بشار الاسلمى۵۳ ـ بشار بن زید بن النعمان۵۴ ـ بشر بن أبى عقبه المداینى۵۵ ـ بشر، بیاع۵۶ ـ بشر بن جعفر الجعفى، ابو الولید۵۷ ـ بشر بن خثعم۵۸ ـ بشر الرحال۵۹ ـ بشر بن عبد الله بن سعید الخثعمى۶۰ ـ بشر بن عبد الله الخثعمى الکوفى۶۱ ـ بشر بن میمون الوابشى الهمدانى النبال الکوفى۶۲ ـ بشر بن یسار۶۳ ـ بشیر، ابو عبد الصمد بن بشر الکوفى۶۴ ـ بشیر معروف به ابو محمد المستنیر الجعفى الأزرق۶۵ ـ بشیر بن سلیمان المدنى۶۶ ـ بکر بن أبى حبیبه۶۷ ـ بکر بن حبیب الأحمسى البجلى الکوفى۶۸ ـ بکر بن خالد الکوفى۶۹ ـ بکر بن صالح۷۰ ـ بکر بن کرب۷۱ ـ بکرویه الکندى الکوفى۷۲ ـ بکیر بن اعین بن سنسن الشیبانى الکوفى۷۳ ـ بکیر بن جند بن الکوفى۷۴ ـ بکیر بن حبیب الکوفى۷۵ ـ تمیم بن زیاد۷۶ ـ ثابت بن أبى ثابت۷۷ ـ ثابت بن دینار ابو صیفه الأزدى۷۸ ـ ثابت بن زائده العکلى۷۹ ـ ثابت بن هرمز ابو المقدام العجلى۸۰ ـ ثویر بن أبى فاخته سعید بن جهمان غلام ام هانى۸۱ ـ جابر بن عبد الله بن عمر بن حرام ابو عبد الله الانصارى۸۲ ـ جابر بن یزید بن الحرث بن عبدیغوث الجعفى۸۳ ـ جارود، معروف به ابو المنذر۸۴ ـ جارود بن السرى التمیمى السعدى الکوفى۸۵ ـ جراح المداینى۸۶ ـ جعده بن ابى عبد الله۸۷ ـ جعفر بن ابراهیم الجعفى۸۸ ـ جعفر الأحمس۸۹ ـ جعفر بن حکیم بن عباد الکوفى۹۰ ـ جعفر بن عمرو بن ثابت أبى المقدام بن هرمز الحداد العجلى۹۱ ـ جعفر بن محمد بن على بنالحسین (امام صادق علیه السلام)۹۲ ـ الحارث بن حصین الأزدى۹۳ ـ الحارث بن شریح المنقرى۹۴ ـ الحارث بن المغیره النصرى۹۵ ـ حبیب بن أبى ثابت الأسدى الکوفى۹۶ ـ حبیب ابو عمره الاسکاف۹۷ ـ حبیب بن بشار الکندى۹۸ ـ حبیب بن جرى العبسى الکوفى۹۹ ـ حبیب بن حسان بن الأشرس الأسدى۱۰۰ ـ حبیب السجستانى۱۰۱ ـ حبیب العبى الکوفى۱۰۲ ـ حبیب بن المعلى السجستانى۱۰۳ ـ حجاج بن ارطاه ابو ارطاه النخعى الکوفى۱۰۴ ـ حجاج بن دینار الواسطى۱۰۵ ـ حجاج بن کثیر الکوفى۱۰۶ ـ حذیفه بن منصور بن کثیر ابو محمد الخزاعى۱۰۷ ـ حسان بن مهران۱۰۸ ـ الحسن بن أبى ساره النیلى الانصارى۱۰۹ ـ الحسن بن حبیش الأسدى۱۱۰ ـ الحسن الجعفى الکوفى۱۱۱ ـ الحسن بن الحسن بن الحسن بن على بن أبى طالب (ع)۱۱۲ ـ الحسن بن رباط۱۱۳ ـ الحسن بن زیاد البصرى۱۱۴ ـ الحسن بن زیاد الصیقل ابو محمد الکوفى۱۱۵ ـ الحسن بن زیاد الصیقل۱۱۶ ـ الحسن بن السرى الکاتب۱۱۷ ـ الحسن بن شهاب بن یزید البارقى الأزدى۱۱۸ ـ الحسن بن صالح بن حى الهمدانى الثورى الکوفى۱۱۹ ـ الحسن بن على الأحمرى الکوفى۱۲۰ ـ الحسن بن عمار۱۲۱ ـ الحسن بن عمار عامى۱۲۲ ـ الحسن بن المغیره۱۲۳ ـ الحسن بن منذر۱۲۴ ـ الحسن بن یوسف۱۲۵ ـ الحسین بن ابتر الکوفى۱۲۶ ـ الحسین بن أبى العلاء الخفاف۱۲۷ ـ الحسین بن احمد المنقرى۱۲۸ ـ الحسین بن بنت ابى حمزه الثمالى۱۲۹ ـ الحسین الجعفى ابو احمد الکوفى۱۳۰ ـ الحسین بن حماد۱۳۱ ـ الحسین بن عبد الله الأرجانى۱۳۲ ـ الحسین بن عبد الله بن عبید الله بن العباس بن عبد المطلب۱۳۳ ـ الحسین بن على بن الحسین بنعلى بن ابى طالب (ع) (برادر امام باقر علیه السلام)۱۳۴ ـ الحسین بن مصعب۱۳۵ ـ الحسین بن منذر۱۳۶ ـ حفص الأعور الکوفى۱۳۷ ـ حفص بن غیاث۱۳۸ ـ حفص بن وهب الأفرعى۱۳۹ ـ الحکم بن الصلت الثقفى۱۴۰ ـ الحکم بن عبد الرحمان بن أبى نعیم البجلى۱۴۱ ـ الحکم بن عتیبه ابو محمد الکوفى الکندى۱۴۲ ـ الحکم بن المختار بن ابى عبیده۱۴۳ ـ حکیم بن صهیب ابو صهیب الصیرفى ابو شبیب۱۴۴ ـ حکیم بن معاویه۱۴۵ ـ حماد بن ابى سلیمان الأشعرى۱۴۶ ـ حماد بن ابى العطارد الطائى الکوفى۱۴۷ ـ حماد بن بشر الطنافى الکوفى۱۴۸ ـ حماد بن بشر اللحام۱۴۹ ـ حماد بن راشد الأزدى البزاز ابو العلاء الکوفى۱۵۰ ـ حماد بن المغیره۱۵۱ ـ حمران بن أعین الشیبانى۱۵۲ ـ حمزه، ابو الحسین اللیثى داماد ابو حمزه الثمالى۱۵۳ ـ حمزه بن حمران بن أعین۱۵۴ ـ حمزه الطیار۱۵۵ ـ حمزه بن عطا الکوفى۱۵۶ ـ خازم الاشل الکوفى۱۵۷ ـ خالد بن ابى کریمه۱۵۸ ـ خالد بن أوفى ابو الربیع العنزى الشامى۱۵۹ ـ خالد بن بکار ابو العلاء الخفاف الکوفى۱۶۰ ـ خالد بن طهمان الکوفى۱۶۱ ـ خیثمه بن عبد الرحمان الجعفى الکوفى ابو عبد الرحمان۱۶۲ ـ داود الأبزارى۱۶۳ ـ داود بن ابى هند القشیرى السرخى۱۶۴ ـ داود بن حبیب ابو غیلان الکوفى۱۶۵ ـ داود بن الدجاجى الکوفى۱۶۶ ـ داود بن زید الهمدانى الکوفى۱۶۷ ـ دلهم بن صالح الکندى الکوفى۱۶۸ ـ دینار ابو عمرو الأسدى الکوفى۱۶۹ ـ ربیع بن صبیح۱۷۰ ـ ربیع العبسى الکوفى۱۷۱ ـ ربیعه بن ابى عبد الرحمان، معروف به ربیعه الرأى۱۷۲ ـ ربیعه بن ناجد بن کثیر ابو صادق الکوفى۱۷۳ ـ رشید بن سعد المصرى ـ رفید بن مصقله العبدى الکوفى۱۷۵ ـ رفید غلام بنو هبیره۱۷۶ ـ زایده بن قدامه
پىنوشتها:
۱ ـ مسند احمد ۲/۱۴، صحیح مسلم ۷/۱۲۲، سنن الترمذى ۲/۳۰۸، تاریخ البغدادى ۸/۴۴۳، مصابیح السنه ۲/ .۲۰۴۲ ـ ما ضل صاحبکم و ما غوى*و ما ینطق عن الهوى*ان هو الا وحى یوحى*علمه شدید القوى- النجم/۵ ـ .۲۳ ـ قرانا عربیا غیر ذى عوج لعلهم یتقون – الزمر/ .۲۸۴ ـ انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا – الاحزاب/ .۳۳۵ ـ منه آیات محکمات هن أم الکتاب و اخر متشابهات. – .آل عمران/ .۷۶ ـ فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون – النحل/ .۴۳۷ ـ و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون – النحل/ .۴۴۸ ـ ان ههنا لعلما جما لو اصبت له حمله.نهج البلاغه.۹ ـ بحار ۱۱/ .۸۳۱۰ ـ اعیان الشیعه ۴ ق، ۲/۲۸، ائمتنا ۱/ .۳۳۲۱۱ ـ مناقب، ابن شهر آشوب ۴/ .۲۱۱

















هیچ نظری وجود ندارد