پذيرش امامت امام على
گفتهاند؛ اگر مقصود از ولايت، امامت باشد، امامت بايد بعد از عصر رسول خدا | باشد.
از طرفى امامت بعد از عصر رسول خدا | مشروط به بلافصل بودن نيست و امامت به اين معنى را همه مسلمانان براى امام على × قائل هستند. به اين شبهه توجه كنيد:
«انّ الولاية بمعنى الامامة انّما تكون بعد عصر النبوّة و الرسالة و الولاية المتأخّرة عن عهد الرسالة غير مشروطة بالاتصال بعهد الرسول و اذا لم يتصل بعهده فلا يوجد مسلم يمنع ان تكون الولاية بهذا النمط ثابتة للامام.»
اين شبهه در شمارى از منابع ذكر شده است.([1])
نقد
الف – در شبهه قبلى گفته شد كه اگر پذيرفتيم آيه بر ولايت دلالت مىكند، از خود آيه و از راههاى مختلفى مىتوان انحصار و بلافصل بودن آن را استفاده كرد. گذشته از آنكه استفاده خلافت بلافصل براى امام على × منحصر در اين آيه نيست.
ب – با پذيرش انحصار بلافصل بودن جانشينى و خلافت در آيه، خلافت خلفاى قبل از امام على × – براساس آنچه در تاريخ اسلام اتفاق افتاده است – بدون دليل شرعى خواهد بود. همچنين خلافت حاكمان بعد از امام على× همانند معاويه نيز دليل شرعى ندارد.
ج – با پذيرش انحصار و بلافصل بودن جانشينى در آيه براى تعيين خلفاى بعد از امام على × بايد به سنت رسول خدا | رجوع كرد كه پيشتر براساس روايت «اثناعشر خليفه»، جانشينان رسول خدا | تا عصر حاضر مشخص شدهاند.
([1]) مواهب الرحمن فى تفسير القرآن، ج 3، ص 167؛ روح المعانى، ج 6، ص 169؛ التفسير الكبير، ج 12، ص 29.
















هیچ نظری وجود ندارد