عدم تقاضاى اصحاب از رسول خدا |:
سيد اسماعيل حميرى در قصيدهاى درباره امامت امام على × میگوید:
«جمعى از صحابه نزد رسول خدا | آمدند و از آن حضرت تقاضا كردند كه جانشينى براى خودش معين كند.آن حضرت امام على × را معين كرد».
آلوسى پس از نقل این قصيده مىنویسد: اين دروغ است و نه شيعه چنين چيزى را نقل كرده است و نه سنّى.
به اين شبهه توجه كنيد:
«ثم انّ ما اشار اليه الحميرى فى قصيدته التى اسرف فيها من انّ الصحابة رضى الله عنهم بهذه الهئية الاجتماعية جاؤوا الى النبى | و طلبوا منه تعيين الامام بعد ممّا لم يذكره المورّخون و اهل السير من الفريقين فيما اعلم، بل هو محض زور و بهتان.»([1])
آنچه سيد حميرى در قصيدهاش به آن اشاره كرده است كه صحابه با هم خدمت رسول خدا |رسيدند و از او تقاضا كردند كه براى بعد از خود جانشين تعيين كند زيادهروى است، و چنين چيزى را تا آنجا كه من مىدانم نه مورخان شيعه و نه مورخان سنى نوشتهاند و نه سيرهنويسان دو گروه، بلكه اين سخن، يك كذب و تهمت است!
نقد
1- پيشتر بيان كرديم كه مسأله جانشينى رسول خدا | از همان ابتداى بعثت مورد توجه و موجب دغدغه مسلمانان و رسول خدا | بوده است و در اواسط بعثت، يعنى هنگام هجرت به مدينه نيز در مسأله «بيعة الحرب» مطرح بوده و در مدينه نيز پس از تشكيل حكومت دينى هم از طرف مسلمانان و هم از طرف سياستمداران، منافقان و… قابل توجه بوده است.
2- برخلاف آنچه آلوسى مىنویسد، هم در منابع شيعه و هم در منابع اهل سنت به اين مهم اشاره شده است.
براساس اسناد تاريخى هم اين مسأله براى مسلمانان اهميت داشته و هم از آن حضرت پرسيدهاند و اين مهم در روايات اسلامى مطرح شده است:
الف – روایات اهل سنت
در روايات اهل سنت موارد زيادى وجود دارد كه از دغدغه مسلمانان نسبت به اين مسأله و پرسش آنان از رسول خدا | حكايت دارد؛
به این جریان توجه کنید:
«قيل يا رسول الله: من يؤمّر بعدك؟»
قال: إن تؤمّروا ابابكر رضى الله عنه تجدوه امينا زاهدا فىالدنيا راغبا فى الآخرة، و إن تؤمّروا عمر رضىالله عنه تجدوه قويّا امينا لا يخاف فى الله لومة لائم، و إن تؤمّروا عليا رضىالله عنه، و لا اراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا ياخذكم الطريق المستقيم.»([2])
به پيامبر | عرض شد: بعد از شما چه كسى امير است؟ فرمود: اگر ابوبكر را انتخاب كنيد، انسانى امين و زاهد است و اگر عمر را انتخاب كنيد، انسانى امين است و از كسى واهمه ندارد، ولى اگر على را به عنوان امير برگزينيد ـ كه تصور نمىكنم اين كار را انجام دهيد – او را شخصى هدايتكننده و هدايت شده خواهيد يافت كه شما را به راه راست رهنمون خواهد كرد.
ب – روايات شيعه
در روايات شيعه نيز اين مسأله مطرح شده است كه به عنوان نمونه مىتوان از اين روايت ياد كرد:
«عن ابى جعفر × فى قول الله تعالى:{إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا}
«قال انّ رهطا من اليهود اسلموا، منهم عبدالله بن سلام و اسد و ثعلبة و ابن امين و ابن صوريا، فاتوا النّبى فقالوا يا نبىّ الله انّ موسى × اوصى الى يوشع بن نون، فمن وصيّك يا رسول الله و من وليّنا بعدك؟»
فنزلت هذه الآية:
{إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذ ِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ}
« قال رسول الله | قوموا، فقاموا، فاتوا المسجد، فاذا سائل خارج، فقال: يا سائل ! اما اعطاک احد شيئاً؟
قال نعم: هذا الخاتم.قال: من اعطاكه؟قال: اعطانيه ذلك الرجل الذى يصلّى.قال: على اىّ حال اعطاك؟
قال: كان راكعا.فكبّر النّبى | و كبّر اهل المسجد، فقال النّبى | علىّ ابن ابى طالب وليّكم بعدى.
قالوا: رضينا باللّه ربّا و بالاسلام دينا و بمحمّد نبيّا و بعلىّ بن ابى طالب وليّا، فانزل الله تعالى»
{وَمَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الغالِبُونَ» (مائده/56)}([3])
امام باقر × درباره آيه «انّما وليّكم…» فرمود: جمعى از يهودیان مسلمان شدند، عبدالله بن سلام، اسد، ثعلبه، ابن امين و ابن صوريا هم جزء آنان بودند. اين جمع خدمت رسولخدا| رسيدند و به حضرت عرض كردند: اى پيامبر خدا! حضرت موسى × يوشع بن نون را به عنوان وصى خود انتخاب كرده بود. وصى شما و ولىّ ما بعد از شما كيست»؟
«به دنبال اين جريان آيه «انّما وليكم…» نازل شد.رسولخدا| فرمود: برخيزيد، آنان برخاستند و به مسجد آمدند كه فقيرى در حال خروج از مسجد بود. رسولخدا| فرمود: اى فقير! كسى به تو چيزى نداد؟فقير گفت: چرا اين انگشترى را به من دادند.رسول خدا | پرسيد: چه كسى انگشترى را به تو داد؟ فقير گفت: آن مردى كه در حال نماز خواندن است.پيامبر| پرسيد: در چه حالى انگشترى را به تو داد. فقير گفت: در حال ركوع بود كه آن را به من داد؟رسول خدا – كه درود خدا بر او و خاندانش باد – تكبير گفت و اهل مسجد تكبير گفتند.پيامبر | فرمود: على بن ابى طالب بعد از من ولىّ شماست.جمع تازه مسلمان شده گفتند: ما به ربوبيت اللّه و دين اسلام و پيامبرى محمد و ولايت على بن ابى طالب راضى هستيم.
به دنبال اين جريان، خداوند اين آيه را نازل كرد: «و هر كس خدا، پيامبر او و كسانى را كه ايمان آوردهاند ولىّ خود بداند پيروز است، چرا كه حزب خدا همان پيروزمندانند.»
چنان كه ملاحظه مىكنيد، در اين روايت هم دغدغه مسلمانان نسبت به رهبرى بعد از رسول خدا | مطرح شده است و هم دخالت خداوند در تعیین جانشين و تنها نقشى كه رسول خدا |دارد، ابلاغ پيام خداوند است.
([1]) تفسير روح المعانى، ج 6، ص 197.
([2]) مسند، احمد بن حنبل، ج 11، ص 175، اسدالغابة، ج 4، ص 106؛ الاستيعاب، ج 3، ص 212؛ تاريخ دمشق، ج 421؛ تاريخ بغداد، ج 11، ص 47؛ البداية و النهاية، ج 5، ص 477؛ كفاية الطالب، ص 162؛ مناقبالاسد الغالب، ص 33؛ كنزالعمّال، ج 6، ص 160؛ ج 11، ص 630؛ مستدرك، حاكم، ج 3، ص 153؛ حلية الاولياء، ج 1، ص 64.

















هیچ نظری وجود ندارد