شخصيت عكرمه از دیدگاه اهلسنت
زركلى عكرمه را چنين معرفى مىكند: عكرمة بن عبدالله بربرى در سال 25 ق در مدينه به دنيا آمد. وی شاگرد ابن عباس بود و از مردم زمانش آشناتر به تفسير و… بود. مسافرتهاى زيادى كرد. شش ماه نزد نجده حرورى ماند و پس از آن انديشه نجده را تبليغ مىكرد و به بلاد مغرب مسافرت كرد و مردم آن منطقه انديشههاى صفريّه (يكى از گروههاى انشعابى خوارج) را از او آموختند، آن گاه به مدينه بازگشت. حاكم مدينه او را خواست، ولى وى پنهان شد تا اين كه در سال 105 ق از دنيا رفت.([1])
شخصيت عكرمه از دو زاويه زیر قابل بررسى است
الف – فكرى:
عكرمه از نظر فكرى از خوارج محسوب مىشود.
ابن ابى الحديد مىنويسد:
از مشهورترين كسانى كه انديشه خارجى داشتند و از خوارج محسوب مىشدند و سخن على × درباره آنان به تحقق پيوسته، عكرمه است.([2])
از مبرد نقل شده است كه از انديشمندانى كه طرفدار خوارج بودند، عكرمه است.([3])
با توجه به اسناد و مدارك، شكى باقى نمىماند كه عكرمه طرفدار و از مبلغان خوارج بوده است، بخصوص اين كه شش ماه در يمامه و نزد «نجدة بن عامر» مانده است و با او به عنوان اميرالمؤمنين بيعت كرده و از آن جا نيز به مغرب رفته و اين انديشه را تبليغ كرده است.([4])
با توجه به روشن شدن طرز تفكر عكرمه، و اين كه او از طرفداران خوارج است و آنان على × را كافر مىدانند (العياذبالله)، تلاش وى براى از ميان بردن فضيلت على × و خاندان او در اين آيه و جايگزين كردن ديگران در شأن نزول آيه روشن مىشود.
همچنين روشن مىشود كه اين تلاش عكرمه يك حركت علمى نيست كه احساس كرده باشد بدعتى در دين اتفاق افتاده است كه بايد به هر قيمتى حتى با فرياد زدن در كوچه و بازار جلو آن را گرفت؟!؛ زيرا همانطور كه در آينده نقل مىكنيم، او از آن جا كه از مبلغان انديشههاى انحرافى خوارج بوده چندان پایبند به دين نبوده است.
گذشته از آن كه با توجه به تاريخ تولد عكرمه – كه 15 سال بعد از ارتحال رسولخدا |، است – اگر فرض كنيم كه اين آيه در آخرين روز حيات رسولخدا | نازل شده باشد كه چنين نيست، تا شكلگيرى شخصيت علمى او حدود 40 – 30 سال فاصله دارد.
با اين كه او عصر نزول را درك نكرده است از كجا با اين قاطعيت مى نویسد اين آيه درباره همسران پیامبر نازل شده است؟! از همه اين سخنان كه بگذريم، جامعه اسلامى عصر عكرمه نيز بر اين باور بوده است كه آيه درشأن اصحاب كساء نازل شده است و چون فهم جامعه اسلامى برخلاف انديشه عكرمه بوده است با تعجب به آنان خطاب مىكند: «اين تذهبون»؟
بنابر اين ساخت روايت و نسبت دادن آن به ابنعباس مفسر مشهور، تنها براى ترور شخصيت امام على × است و این گونه تلاشها نه اولينبار بوده است و نه آخرين بار خواهد بود.
ب – قولى:
اثبات صداقت راوى در گفتار، يكى از اركان مهم پذيرش حديث است كه اثبات اين كار بر عهده علماى علم رجال است. عدهاى از علماى رجال سخنانى از عکرمه نقل كردهاند كه او را در حد يك كافر معرفى مىكند([5]) و عدهاى كه به او تا اين حد بدبين نيستند او را يك دروغگوى حرفهاى مىدانستند.
يحيى بن سعيد انصارى درباره او مىگفت:
«كان كذّابا»؛([6]) عكرمه يك دروغگوى حرفهاى بود».
يحيى بن البكاء مىنویسد:
از عبدالله بن عمر شنيدم كه به غلامش نافع مىگفت: واى بر تو اى نافع، بترس از خدا، مبادا كه مثل عكرمه كه بر ابنعباس دروغ مىبست، بر من دروغ بندى.([7])
از سعيد بن مسيب نقل شده است كه به غلامش برد مىگفت: اى برد! مراقب باش آنگونه كه عكرمه بر ابنعباس دروغ مىبست، بر من دروغ نبندى.([8])
مالك ابن انس براى عكرمه اعتبارى قائل نبود و او را ثقه نمىدانست و دستور مىداد كسى از او حديث فرا نگيرد.([9])
احمد بن حنبل مىگفت: «عكرمه مضطرب الحديث است».([10])
آراى بسيارى او را تضعيف كردهاند يا اين که دست کم او را توثيق نكردهاند ولى در ميان دانشمندان عدهاى نيز بدون توثيق او، از او ستايش كردهاند كه اين ستايشها از دانش اوست نه از صداقت او.
پس براساس قاعده علمى كه گفتهاند؛ اگر درباره شخصى هم توثيق داشته باشيم و هم تضعيف، تضعيف و جرح مقدم است و نبايد به سخن او اعتماد كرد.
([2]) شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج 5، ص 76.
([3]) الخوارج اصول و عقايد، ص 135.
([5]) الضعفاء الكبير، ج 3، ص 374؛ ميزان الاعتدال، ج 5، ص 117؛ تهذيب الكمال، ج 19، ص 278.
([6]) تهذيب الكمال، ج 19، ص 282؛ الضعفاء الكبير، ج 3، ص 373؛ ميزان الاعتدال، ج 5، ص 116؛ تهذيب التهذيب، ج 4، ص 170.
([7]) تهذيب التهذيب، ج 4، ص 169.
([9]) تهذيب التهذيب، ج 4، ص 170.
















هیچ نظری وجود ندارد