1 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

شرح حديث «انا الله الذي لا اله الا انا …» (1)

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

درآمدیکی از احادیثی که به لحاظ دارا بودن معانی غامض و دشوار از احادیث مشکل محسوب می‌شود، حدیث قدسی «انا الله الذی لا اله الا انا …» است. بر این حدیث شروح متعددی نگاشته شده که در اینجا یکی از آن‌ها ارائه می‌شود.نویسنده این شرح، یکی از دانشمندان شیعه به نام محمد مؤمن بن قوام‌الدین محمد حسینی است.از شرح حال او در مآخذ موجود، چیزی به دست نیامد، جز اینکه با استناد به دو قرینه، می‌توان او را از عالمان سده دوازدهم هجری و اهل قزوین دانست. قرینه اول که قطعی است، اینکه پدر وی، قوام الدین محمد حسینی سیفی، دانشمند مشهور قزوینی است که تا حدود 1150ق، زنده بوده‌است. قرینه دوم که ظنی است، واقع شدن این رساله در ضمن مجموعه‌ای است که در آن، بعد از رساله حاضر، رساله «تجوید قرآن» تالیف ملا محمد طاهر بن محمد مؤمن قزوینی (قرن 12) آمده که گویا فرزند مؤلف مورد بحث ما بوده‌است.اگر این استنباط درست‌باشد، پس مؤلف از اهالی قزوین و از دانشمندان سده دوازدهم هجری است و بیش از این، درباره مؤلف چیزی در مصادر، نقل نشده‌است.به هر حال، حدیث مورد بحث قدسی است و در مصادر روایی با اندک تفاوتی در برخی الفاظ، نقل شده‌است. در رساله حاضر، حدیث مذکور بدین عبارت ذکر گردیده:«انا الله الذی لا اله الا انا خلقت الخلق وخلقت الخیر واجریته علی یدی من احببته وخلقت الشر واجریته علی یدی من ابغضته»در کتاب «کافی» کلینی، این حدیث‌با سه سند با اختلافهایی نقل شده که چنین است:1 – عن معاویة بن وهب قال: سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول:«ان مما اوحی الله الی موسی علیه السلام وانزل علیه فی التوراة: انی انا الله لا اله الا انا خلقت الخلق وخلقت الخیر واجریته علی یدی من احب فطوبی لمن اجریته علی یدیه وانا الله لا اله الا انا خلقت الشر واجریته علی یدی من اریده فویل لمن اجریته علی یدیه»2 – محمد بن مسلم قال: سمعت ابا جعفر علیه السلام یقول:«ان فی بعض ما انزل الله من کتبه انی انا الله لا اله الا انا خلقت الخیر وخلقت الشر فطوبی لمن اجریت علی یدیه الخیر وویل لمن اجریت علی یدیه الشر وویل لمن یقول کیف ذا وکیف ذا»3 – عن مفضل بن عمر وعبد المؤمن الانصاری عن ابی عبدالله علیه السلام قال:«قال الله عزوجل: انا الله لا اله الا انا خالق الخیر والشر فطوبی لمن اجریت علی یدیه الخیر وویل لمن اجریت علی یدیه الشر وویل لمن یقول کیف ذا وکیف هذا ؟ قال یونس یعنی من ینکر هذا الامر بتفقه فیه»[1]اما موضوع این رساله، درباره جبر و اختیار و اعمال بندگان خداوند است که شارح به نحو ماهرانه‌ای از عهده آن برآمده و این، نشان از تبحر وی در فلسفه و کلام است. او ابتدا نظر شش گروه و فرقه (فلاسفه، اشاعره، معتزله، جهمیه، مذهب قاضی باقلانی، مذهب ابو اسحاق) را در این مورد، نقل نموده و پس از آن به رد آن‌ها پرداخته و نظر ائمه (علیهم السّلام) را که: «لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین» است ، اثبات کرده‌است .این تحقیق از روی تنها نسخه شناخته شده رساله، صورت گرفته که در ضمن مجموعه شماره 1833 «نسخه‌های خطی کتابخانه آیة‌الله مرعشی»، نگهداری می‌شود.[2] این رساله در مجموعه مورد اشاره، هفتمین رساله است و در برگهای 100 تا 103 آن به خط نستعلیق خفی، تحریر شده است. بسم الله الرحمن الرحیمحمد بی حد و ثنای بیرون از عد، حضرت قادر مختار و جناب عادل جباری را سزاست که در مملکت هر وجودی پادشاه عقل را حاکم مطلق العنان نموده که اگر متقلبه شبهات آرا، دست بر وی نمایند، به پایمردی او دفع آن شود و در شهربند حیات هر موجودی، شحنه دل را قاضی صاحب اختیار کرده که هرگاه جواسیس غفلات توقع، چشم روی داشته‌باشند، به یمن حراست او، دفع آن گردد.عقل را عقل کرد و دل را دلتا شود زاین دو مدعا حاصلعقل ذات خدات بنمایددل به راه هدات بگشایدعقل اثبات آن وجود کنددلت انکار ذی الجحود کنداین دو با یکدگر چو وصل شوندخوب و بد در میانه فصل شوندو درود نامعدود، پیغمبر محمودی را رواست که عقل صادق او، معیار کمال عقول اصناف عالم است و دل واثق او، آیینه حق نمای مطالب و اغراض بنی‌آدماحمد مرسل آن سپهر جلالکه کمالش بری بود ز زوالطبع بشکفد گل از نقلشعقل کل را سبق دهد عقلشدلش آیینه‌ای ز صنع خداستکه در او عین ذات حق پیداستاز سویدای آن دل بی شککام هر قلب می‌رسد به نمکو صلوات بلا نهایات و تحیات بی غایات، آل برگزیده و عترت پسندیده او را بجاست که هر یک، طور تجلی نمای معارف و جودی رفعت، همگی سرآمد و شریف‌اند:یعنی آن عترت ستوده مدارکه از ایشان گرفته شرع قرارآن که از بهر خلق چرخ و زمینگر بپرسند باعثی به یقینبر زبان کواکب و انجمهیچ حرفی نیابد الا همعلیهم الصلاة والسلام ما دامت الامر بین الامرین وعلی مبغضیهم السخط والعذاب ما انجر الاعتقاد بالجبر والتفویض علی آراء ابطال الدین.و بعد: داعی برادران دینی، محمد مؤمن بن قوام الدین محمد الحسینی، معروض می‌دارد که چون فرق اهل اسلام را در خلق افعال انام، اقوال و آراء مختلف است و همیشه در میان فحول علمای شیعه با سایر دانشمندان فرق عامه، مباحثات واقع گردیده و موافق حق و حساب ابطال شبهات ایشان شده و به اعتبار اینکه این مسئله، متفرع بر بعضی از اصول دین است که دانستن آن، جمهور مکلفین را به دلیل واجب است و داعی، اکثر اوقات در آن فکر می‌نمود تا اینکه در این اوان، نوشته‌ای از جمعی حق طلبان و متدینین بلده تفلیس رسید. نوشته بودند که شخصی از علمای عامه وارد آن حدود، در مقام اشکال فقرات «انا الله لا اله الا انا خلقت الخلق وخلقت الخیر واجریته علی یدی من احببته وخلقت الشر واجریته علی یدی من ابغضته» که در حدیث قدسی وارد است، گردیده‌اند و در آن صحیفه، مذکور داشته بودند که فهمیدن این حدیث قدری متعسر شده، بنائا علی هذا برای عرض آنچه از حدیث مذکور، مفهوم داعی شده به تحریر این چند کلمه، مبادرت می‌نماید ، والله المستعان.پوشیده نماند که چون فهم حدیث مذکور، بدون تمهید بعضی مقدمات، متعسر است، لهذا محرز می‌گردد که حضرت قادر مختار، برای شناساندن ذات گرامی خود، ایجاد جمیع مکونات نموده و به مصداق آیه وافی هدایه:«وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»[3]افراد جن و انس را برای ستایش و بندگی جناب کبریایی خود، آفریده و گوهر عقل را در صدف هر سری به ودیعت گذاشته و راه استنباط و استدلال هر چیزی را یاد نموده و قوت تمیز میان حق و باطل را بدو کرامت فرموده، هر ذی عقل به محض دیدن بنایی، به بانی آن پی می‌برد و هر صاحب خردی به مجرد دیدن دودی، علم قطعی بر وجود آتش می‌برد.هر ذره که در کون وجودی دارداز هستی مطلق تو بودی دارددانم به یقین که آتشی پنهان استاز روزن خانه‌ای که دودی داردو با وجود آنکه از بدیهه حس در مشاهده آفاق و انفس و قرار و مدار آن‌ها، علم قطعی بر موجد آن‌ها حاصل می‌شود، خداوند رحیم و رحمان از فرط بر و امتنان برای تصقیل عقول و تذکیر معامله فطرت، پیغمبران عظیم الشان را بر افراد انام، مبعوث داشته تا همگی به رهنمود ایشان، طریق معرفت ایزد سبحان را شناسند و زر تمام عیار عقول به محک ایشان رسانیده و قدر مرتبه آن را دانند حتی لا یکون للناس علی الله حجة بعد الرسل.[4]و بعد از فهم مراتب مذکوره، بباید دانست که به مدلول آیات مبارکه و احادیث مستفیضه، معلوم است که جناب حضرت آفریدگار در جمیع امور امر و نهی و ترغیب و تحذیری که فرموده، ذو العقول را مخاطب داشته و گردن بیخردان و مجانین را از رشته تکلیف و قلاده تقلید، معری و مبری نموده و بر هیچ عاقلی، تفاوت مراتب عقول، پنهان و امکان تکمیل آن، پوشیده نیست; چنانکه مکرر ملاحظه شده که گرجی پسری که به غیر خوک چراندن و فریادهای عبث زدن، چیزی در متخیله او گنجایش ندارد و بعد از آنکه اسیر اهل اسلام شده به موافق قواعد و ضوابط شرعیه، تربیت‌یافته و تحصیل علوم و معارف کرده، در مرتبه انبیاء بنی اسرائیل می‌شود و برادر دیگر او که به حسب ظاهر از او صاحب شعورتر می‌نمود، چون از کنار پدر و مادر جدا نشد، در همان مرتبه بهیمیت می‌ماند. پس می‌باید آدمی اولا به قدر مقدور، تکمیل عقل خود نموده، فرق در میان خوب و بد نماید، تا داند که شناختن خدا، خوب و نشناختن او، بد است و بعد از آنکه معرفت‌به وجود موجد حقیقی حاصل شد، می‌باید باعث بر وجود خود را بداند و بفهمد که وجود او، محض عبث نیست، برای اینکه کسی که چنین پیکری را آفرید و این همه ضوابط را برای هر امری از امور قرار داده ، لا محاله حکیم است و افعال حکیم، عبث نمی‌تواند بود و هر عقلی می‌داند که فعل قبیح، باعث نقض حکمت است و قطع نظر از اینکه اصل قبیح بر خدا جایز نیست، ثابت است که نقص در جناب کبریائی او نمی‌باشد و هر صاحب خردی می‌داند خوب، خوب و بد، بد است و نیز ظاهر است که اگر حضرت باری تعالی – جل ذکره الاعلی – عباد را مجبور و مضطر بر خوب یا بد می‌نمود، جوهر عقل را بدیشان نمی‌داد; بلکه یکی را بالطبع مایل به خیر می‌نمود و دیگری را راغب به شر و یکی را قوت اقدام به طاعات می‌داد و دیگری را توانای ارتکاب به منهیات و پیغمبری مبعوث نمی‌کرد که در مدتهای مدید، اوقات خود را صرف هدایت جمعی که هدایت نمی‌توانستند یافت، نماید تا طلب محال شود، یا مدار خود را به راهنمایی جمعی که نمی‌توانستند راه یافت، گذراند تا تحصیل حاصل به عمل آید. پس ظاهر است که ابوجهل که به آن شقاوت زندگی کرد و به جهنم واصل شد، می‌توانست هدایت‌یافت; اما به سبب اغراض و عوارضی که بر عقل او مستولی شده بود، به طلب آن اهتمام ننمود و حضرت ابوطالب که به آن همه هدایت و ارشاد، ممتاز گردید، می‌توانست مثل ابوجهل یا سایر ناس، اصرار بر اضرار حضرت رسالت نماید ; اما چون اهتمام در تکمیل عقل نمود و غشاوه اغراض را از دیده خرد برداشت ، در زمره اصفیا و اولیا منسلک گردید .سلمان که غلام عجمی بود ، عقل را حکم ساخت ، «السلمان منا اهل البیت» شد.آدمی بر خنگ کرمنا سواربر کفش داده عنان اختیاربالجمله ، ملخص کلام آنکه اگرچه از تحریر و ترقیم مراتب مزبوره ، ما حصل مضمون حدیث ، معلوم و مفهوم شد ، نهایت‌برای اتمام رفع شبهات ، موجزی از اصل عقاید عامه اهل اسلام را در این مسئله ایراد نمود . آنچه را عقلا و نقلا بطلان آن ظاهر باشد ، قلمی[5] و آنچه را حقیقتش معلوم باشد ، محرر می‌نماید و بعد از آن ، معنی حدیث را بر وجهی که هیچ گونه خفایی در ظاهر و باطن آن نماند و مجال هیچ گونه سخنی در آن نباشد ، ان شاء الله تعالی در حیز تحریر درمی‌آورد ، والله المستعان و علیه التکلان .پوشیده نماند که مذهب تمامی امت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله در خلق افعال عباد ، هفت است:اول : مذهب فلاسفه است که حکمای اسلام‌اند و ادعای ایشان آن است که جمیع مخلوقات را از اجسام و اعراض به عنوان ایجاب می‌دانند ; یعنی می‌گویند مثلا که بر حضرت باری تعالی واجب شد که زمین را بیافریند ، پس آفرید ، یا واجب شد که در دست کسی ، کاری را جاری کند ، پس جاری کرد و بطلان این مذهب به چندین جهت‌شده و چون ترقیم همه آن‌ها در این مقام ، ضرور نبود ، یک دلیلی که قریب الفهم بود ، مذکور می‌شود و آن این است که قاطبه اهل ملل و ادیان ، حضرت ایزد غفار را قادر و فاعل مختار می‌دانند ; به این معنا که آنچه خواهد ، به اختیار خود می‌کند ; چه قدرت فاعلی ، عن معنی الاختیار ، توانایی است‌بر چیزی . چنانکه گفته می‌شود: احدی را که راه تواند رفت و تواند نرفت ، این قادر است و هرگاه نتواند راه رفت ، غیر قادر است . هرگاه حق تعالی ، خلق و ایجاد اشیا را به عنوان وجوب بکند ، دیگر اختیاری برای او نمی‌ماند و از این ، لازم می‌آید که هرگاه کاری را که می‌کند ، اگر خلاف آن را اراده نماید ، نتواند نمود . پس در کارها مضطر و هر موجودی ، واجب الوجود خواهد بود و این ، کمال نقص در ذات گرامی الهی خواهد بود . تعالی شانه عن ذلک و هر عقلی ، بطلان این را می‌داند .دوم : مذهب جهیمیه[6] است و مبتدع آن جهیم بن صفوان ترمذی است و ملخص ادعای او آن است که هر فعلی و انفعالی که هست از خداست و بنده را در آن ، هیچ اختیاری نیست و می‌گویند که فرق در میان دست صحیح و دست رعشه‌دار نیست و بطلان این مذهب از بدیهه حسی معلوم است ، بر هر عاقلی ثابت است و شبهه‌ای در این نیست که اگر حال بر این منوال باشد ، خداوند عالمیان – جل ذکره – ظالم خواهد بود . اعاذنا الله من هذا الاعتقاد . برای اینکه هرگاه کاردی را بدون اختیار آدمی در دست این کس بر گلوی کسی زند و او را بکشد و بعد از آن به ازاء این امر ، بی اختیار آدمی را به جهنم ببرد که چرا فلان را من در دست تو بدون اختیار تو کشتم و این محض ظلم خواهد [بود] و بعد از آنکه خداوند عالمیان – جل ذکره – ظالم باشد ، عاجز نیز خواهد بود ; برای اینکه ظلم را به غیر عاجز نمی‌کند و دیگر اینکه لازم می‌آید که کارهای الهی – جل ذکره – بر وفق حکمت نباشد ، برای آنکه آنچه خواهد از خیر و شر در دست مردم جاری می‌کند ، دیگر پیغمبران را مبعوث کردن و بهشت و دوزخ آفریدن و ثواب و عقاب قرار دادن و کرام الکاتبین را بر بندگان گماشتن ، عبث و بی فایده خواهد بود و بالاخره منجر به ظلم می‌شود ، نعوذ بالله ، و این رویه ، چنانکه مذکور شد ، موافق عقل در بطلان آن شبهه‌ای نیست و در قرآن مجید ، حضرت باری تعالی در چند جا اسناد افعال به عباد و رفع ظلم از جناب کبریایی خود می‌نماید . از جمله در سوره مبارکه یونس ، خطاب به حضرت پیغمبر – صلی الله علیه و آله – می‌فرماید:«ومنهم من یستمع الیک ، افانت تسمع الصم ، ولو کانوا لا یعقلون ومنهم من ینظر الیک ، افانت تهدی العمی ولو کانوا لا یبصرون ان الله لا یظلم الناس شیئا ولکن الناس انفسهم یظلمون»[7]و بعضی دیگر از احادیث و اخبار و ادله در ابطال این مذهب در طی تحقیق مذهب حق، ان شاء الله تعالی ، مذکور می‌شود .سیم : مذهب اشاعره است و مخترع آن ، ابوالحسن اشعری است[8] و اکثر سنیان بر این مذهب بوده و هستند و اصل دعوی ایشان ، آن است که می‌گویند: فرق میان حرکت دست صحیح و رعشه‌دار هست ; اما به این روش که دست صحیح ، کاری را [که] می‌کند به قدرت خود می‌کند و قدرت بنده حاصل می‌شود با کردن کاری ، نه اینکه پیش از کردن کاری باشد، اما این قدرت را تاثیری در کار نیست ; بلکه هر کاری می‌شود ، به قدرت غالبه الهی و بس و دست رعشه‌دار ، قدرت آن را ندارد . پس فرق میان دست صحیح و دست رعشه‌دار ، یافت‌شد .مخفی نماند که این طایفه ، چون مطلع بر ناخوشی مذهب جهیمیه شدند ، ظهور بطلان و رکاکت آن را شنیده‌اند ، برای خلاصی از آن قبایح ، وضع این مذهب نموده‌اند و مع هذا ، آنچه بر جهیمیه از قبایح و ناخوشی‌ها لازم می‌آمد ، بر این طایفه نیز لازم می‌آید و به هیچ [وجه]، رفع اسناد ظلم و عجز و عدم حکمت از جناب الهی نمی‌تواند شد ، برای اینکه قدرتی را که بنده داشته‌باشد ، به هیچ وجه آن قدرت را تاثیری نباشد ; بلکه تاثیر را قدرت دیگری می‌کرده‌باشد، از وقوع تاثیری که به قدرت دیگری باشد ، یا از قدرتی که تاثیری در آن نباشد ; چه ، تقصیر بر بنده لازم می‌نماید که به سبب آن بایدش به جهنم رفت و این مذهب ، بالمآل ، اصل مذهب جهیمیه است و بعضی دیگر از ادله بطلان این نیز مذکور می‌شود ، ان شاء الله تعالی .ادامه دارد ….پی نوشت :[1] . الکافی ، محمد بن یعقوب الکلینی ، کتاب التوحید ، باب الخیر والشر . ج 1 ، ص 213 و 214 .[2] . فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه آیة‌الله مرعشی ، سیداحمد حسینی اشکوری ، ج 5 ، ص 220 .[3] . سوره ذاریات ، آیه 56 .[4] . تلمیحی است‌به آیه یکصد و شصت و یکم از سوره نساء .[5]. قلمی می‌نماید: قلم بطلان می‌کشد ، حذف می‌کند .[6] . جهم بن صفوان سمرقندی (م 128ق) مکنی به ابو محرز از موالیان بنی راسب بوده و به وجود آورنده مذهب‌جهمیه (جهیمیه) است . ذهبی‌می‌گوید که او گمراه کننده مردم و باعث‌بدعت‌بود و فرماندهی لشگر حارث بن سریح را بر عهده داشت و بعدا بر امرای خراسان خروج کرد . نصر بن سیار او را دستگیر کرد و دستور قتلش را صادر نمود (الاعلام ، خیرالدین الزرکلی ، بیروت ، دار العلم للملایین ، ج 2 ، ص 141) .[7]. سوره یونس ، آیه 42 – 44 .[8] . ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (260 – 324ق) از نسل ابو موسی اشعری ، مؤسس مذهب اشاعره و پیشوای این عقیده کلامی است . او در بصره متولد شد و در اول کار بر مذهب معتزلی بود و بعدا از آن مذهب برگشت و مذهب خود را معرفی نمود و در بغداد از دنیا رفت . می‌گویند که عدد مصنفات وی به سیصد می‌رسد و از جمله مصنفاتش: «الرد علی المجسمه» ، «مقالات الاسلامیین» و «الابانة عن اصول الدیانة» است (همان ، ج 4 ، ص 263) .
 
 

نوشته قبلی

پيامبر (ص) و ايرانيان

نوشته‌ی بعدی

شرح حديث «انا الله الذي لا اله الا انا …» (2)

مرتبط نوشته ها

الو سلام حاج آقا / 49
الو سلام حاج آقا

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی
شخصیت های شیعه

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق
معاونت پژوهش

میراث ماندگار خورشید هشتم

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)
شخصیت های شیعه

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

نوشته‌ی بعدی

شرح حديث «انا الله الذي لا اله الا انا ...» (2)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا