شفاعت از دیدگاه شیعه
بر اساس روایات متعدد ـ که به بخشی از آنها در مباحث گذشته اشاره شد ـ خداوند در دنیا، عالم برزخ و صحنه قیامت گروهی از شیعیان گناهکار را که موفق به توبه حقیقی نشوند، گرفتار سختی و عذاب مینماید تا از گناهانی که کردهاند پاک شوند و آنگاه وارد بهشت گردند؛ لیکن در اینجا این سؤال در اذهان مطرح میشود که پس شفاعت پیامبر اسلام و اهلبیت (علیهم السلام) و دیگر شفیعان روز جزا ـ که در آیات و روایات فراوان، سخن از آن به میان آمده ـ چه میشود؟ و آنان در کجا و چه موقع گناهکاران و پیروان گرفتار خویش را از عذاب نجات میدهند؟در پاسخ باید گفت: شکی نیست که شفاعت اولیای الهی از گناهکاران یکی از تعالیم اسلامی و عقاید مذهب شیعه است، به گونهای که در برخی روایات آمده است: فردی که اعتقاد به شفاعت نداشته باشد ایمان ندارد و یا کسی که شفاعت را باور نداشته باشد، شیعه ما نیست. [۱]قرآن کریم در بیش از دهها آیه، موضوع شفاعت را مطرح کرده و در این آیات، کسانی که حق شفاعت دارند، محدوده شفاعت و نیز آنان را که مستحق شفاعت هستند، معرفی کرده و مورد بحث و بررسی قرار داده است. در روایاتی که از پیامبراکرم و اهلبیت (علیهم السلام) نیز نقل شده بر موضوع شفاعت تأکید فراوان شده و انبیای الهی، قرآن کریم، اهلبیت (علیهم السلام)، ملائکه و مؤمنان را جزء کسانی دانسته که در قیامت حق شفاعت دارند و از گناهکاران در پیشگاه الهی شفاعت مینمایند.از کسانی که بیشترین حق را پس از پیامبراکرم | در مورد شفاعت گناهکاران دارند، اهلبیت (علیهم السلام) هستند؛ آنان حجتهای الهی در دنیا و آخرت و گل سرسبد عالم هستی و اشرف مخلوقات خداوند پس از پیامبر هستند؛ اینان هم در دنیا و هم در آخرت از جایگاه رفیع و منزلت والایی در پیشگاه خداوند برخوردارند؛ این وجودهای مقدس و پاک آنقدر در نزد خداوند قرب و منزلت دارند که خداوند به برکت آنها تمام هستی و آنچه را در آن هست، خلق کرده و به آنان روزی میدهد. اگر این حجتهای الهی نبودند عالمی نبود و خداوند به دیگر موجودات توجهی نمیکرد. در دعای عدیله در مورد وجود مبارک امام زمان (علیه السلام) آمده است:«بِبَقائِهِ بَقِیتِ الدُّنیا و بِیمنِهِ رُزِقَ الوَری و بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرضُ والسَّماءُ …»؛ «به سبب بقای آن وجود مبارک دنیا باقی است و به برکت او به خلایق روزی داده میشود و به سبب وجود او آسمان و زمین ثابت و پایدار است…». [۲]و نیز در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهلبیت (علیهم السلام) میخوانیم:«و بِکم ینَزَّلُ الغَیثُ و بِکم یمسَک السَّماءُ أَن تَقَعَ عَلَی الأَرضِ و بِکم ینَفَّسُ الهَمُّ وَ یکشَفُ الضُّرُّ …»؛ «و به سبب وجود شما است که باران میبارد و به برکت وجود شما آسمان بر زمین نمیافتد و به خاطر شماست که غصهها و ناراحتیها گشوده میگردد و بدیها از بین میرود…». [۳]آنان آنقدر در پیشگاه خداوند مقرباند که حتی انبیای الهی، آنگاه که برایشان گرفتاری و مشکلی پیش میآمد، به این ذوات مقدسه متوسل میشدند و برای رفع مشکل خود، خداوند را به وجود آنان سوگند میدادند که در این زمینه روایات متعددی از طریق شیعه و اهل سنت نقل گردیده است. پیامبر اکرم ص میفرماید:«إِنَّ آدَمَ لَمّا أَصابَ الخَطِیئَهَ کانَت تَوبَتُهُ أَن قال: اَللّهُمَّ إِنِّی أَسئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا غَفَرتَ لِی فَغَفَرَها لَهُ، و إِنَّ نُوحا لَمّا رَکبَ السَّفِینَهَ و خافَ الغَرَقَ، قالَ: اللّهُمَّ إِنِّی أَسألُک بِحَقِّ مُحَمِّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا أنجَیتَنی مِنَ الغَرَق. فَأَنجاهُ اللّهُ مِنهُ، و إِنَّ اِبراهیمَ لَمّا أُلقِی فِی النّارِ، قال: بَرِدا و سَلاما، و إنَّ مُوسی لَمّا أَلقی عَصاهُ و أَوجَسَ فی نَفسِهِ خِیفَهً، قالَ: اَللّهُمَّ إِنِّی أَسئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمِّدٍ لَمّا آمَنتَنی، فَقالَ لَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: لا تَخَف إِنَّک أَنتَ الأَعلی»؛ «وقتی که آدم (علیه السلام) مرتکب آن خطا (ترک اولی) گردید توبهاش این بود که بگوید: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند میدهم که مرا عفو نمایی و خداوند او را به جهت این دعا بخشید و آنگاه که نوح سوار بر کشتی شد و ترسید که غرق شود گفت: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند میدهم که مرا از غرق شدن نجات دهی و خداوند او را نجات داد و آن هنگام که ابراهیم (علیه السلام) در آتش افکندند گفت: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند میدهم که مرا از آتش نجات دهی و خداوند آتش را بر ابراهیم سرد و سلامت گردانید و آن هنگام که موسی (علیه السلام) عصایش را افکند و در دلش هراسی افتاد، گفت: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند میدهم که مرا حفظ نمایی و خداوند به او خطاب نمود: نترس که تو برتر و بالاتر هستی». [۴]اهلبیت (علیهم السلام) نه تنها در دنیا در پیشگاه الهی قرب و منزلت داشته و دارند، بلکه در قیامت نیز از جایگاه بسیار والایی در نزد خداوند برخوردارند و خداوند اختیارات و حقوق گستردهای را به آنان عنایت کرده است که یکی از این حقوق، حق شفاعت است؛ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید:«مَن یحِبُّنا، ینالُ شَفاعَتَنا یومَ القِیامَهِ»؛ «کسی که ما را دوست داشته باشد به شفاعت ما در روز قیامت خواهد رسید». [۵]در حدیثی دیگر «حمران بن أَعین» میگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که میفرمود:«وَاللّهِ لَنَشفَعَنَّ، وَاللّهِ لَنَشفَعَنَّ وَاللّهِ لَنَشفَعَنَّ، قُلتُ: لِمَن یابنَ رَسولِ اللّهِ؟ قالَ: لِشیعَتِنا حَتّی یقُولَ عَدُوُّنا «فَما لَنا مِن شـفِعین * ولا صَدیقٍ حَمیم * فَلَو اَنَّ لَنا کرَّهً فَنَکونَ مِنَ المُؤمِنین»ترجمه: «به خدا سوگند ما شفاعت خواهیم کرد! به خدا سوگند ما شفاعت خواهیم کرد! به خدا سوگند ما شفاعت خواهیم کرد! حمران گوید: از امام سؤال کردم: از چه کسانی شفاعت میکنید؟ امام فرمود: از شیعیانمان شفاعت میکنیم تا آنجا که دشمنانمان میگویند: برای ما شفاعتکننده و دوست دلسوزی نیست. ای کاش برای ما بازگشتی بود تا از مؤمنان باشیم!». [۶]امام صادق (علیه السلام) فرمود:«شَفاعَتُنا لاَِهلِ الکبائِرِ مِن شِیعَتِنا، و اَمَّا التّائِبُونَ فَاِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یقُولُ: «ما عَلَی المُحسِنینَ مِن سَبیلٍ»[۷]؛ «شفاعت ما خاندان برای شیعیانی است که مرتکب گناه کبیره شدهاند اما کسانی که از گناه خود توبه کردهاند خداوند درباره آنان میفرماید: بر افراد نیکوکار مؤاخذهای نیست». [۸]هر چند اهلبیت (علیهم السلام) از مقام عظیم شفاعت برخوردارند، اما اینگونه نیست که شفاعت آنان مطلق باشد؛ بهگونهای که تمام شیعیان خود را پس از مرگ با تمام گناهانشان شفاعت نمایند و احدی از شیعیان در هیچ مرحلهای پس از مرگ، گرفتار عذاب نگردد. بلکه شفاعت آنان همچون دیگر شفیعان روز محشر مشروط به رضایت الهی و منحصر به موارد و مواقع خاصی است. قرآن کریم در مورد شفاعت شفیعان میگوید:«لا یشفَعُون إلاّ لِمَنِ ارتَضی»؛ «شفیعان شفاعت نمیکنند، مگر در مورد آنان که مورد رضای خدا باشند». [۹]از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد که مقصود از این آیه چیست؟ حضرت فرمود:«معنای آیه این است که شفیعان تنها برای کسانی شفاعت میکنند که دین آنان مورد رضایت خداوند باشد». [۱۰]بنابراین افراد کافر یا کسانی که دین آنان مورد رضایت خداوند نیست و تمام یا بخشی از تعالیم اسلامی را زیر پا گذاشته و انکار مینمایند، مورد شفاعت شفیعان قرار نخواهند گرفت. در برخی از روایات نیز وارد شده که اهلبیت (علیهم السلام) و دیگر شفیعان، مرتکبان برخی گناهان را شفاعت نمیکنند: حضرت امام موسیبن جعفر (علیه السلام) میفرماید:«لَمّا حَضَرَ أَبِی الوَفاهُ قال لی: یا بُنَی! إِنَّهُ لا ینالُ شَفاعَتُنا مَنِ استَخَفَّ بِالصَّلاهِ»؛ «هنگامی که (زمان) وفات پدرم فرا رسید فرمود: پسرم! شفاعت ما خاندان به کسی که نماز را سبک بشمارد نمیرسد». [۱۱]امام صادق (علیه السلام) فرمود:«یا مَعشَرَ الشِّیعَهِ، فَلا تَعُودُوا و تَتَّکلُونَ عَلی شَفاعَتِنا فَوَاللّهِ! لاینالُ شَفاعَتُنا إِذا رُکبَ هذا حَتّی یصیبَهُ أَلَمُ العَذابِ و یری هَولَ جَهَنَّمَ»؛ «ای گروه شیعه، به اتکای شفاعت ما به گناه بازنگردید. به خدا سوگند! شفاعت ما به کسانی که مرتکب این گناه (زنا) شده باشند نمیرسد؛ جز آنکه پس از مدتی درد عذاب را بچشد و هول و ترس جهنم را ببیند». [۱۲]افزون بر این، گاه کسانی که مستحق شفاعت اهلبیتاند باید مدتی درد عذاب و گرفتاریهای عالم برزخ یا صحنه قیامت را تحمل نمایند و سپس به مرحله شفاعت اهلبیت (علیهم السلام) نائل گردند؛امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید:«لا تَتَّکلُوا بِشَفاعَتِنا فَإِنَّ شَفاعَتَنا قَد لاتَلحَقُ بِأَحَدِکم إِلاّ بَعدَ ثَلاثمِائَهِ سَنَهٍ»؛ «با اتکای به شفاعت ما گناه نکنید؛ زیرا شفاعت ما گاه بعد از گذشت سیصد سال شامل برخی از شما میشود». [۱۳]بنابراین از مجموع آیات قرآن و روایات یاد شده استفاده میشود که شفاعت اهلبیت (علیهم السلام) و دیگر شفیعان روز جزا مشروط و مختص موارد و گناهان خاص است و پیروان اهلبیت (علیهم السلام) نباید دچار غفلت شده، به امید شفاعت آنان به گناه خود ادامه دهند و یا از توبه و کسب رضای الهی غافل شوند، بلکه باید بدانند که اگر میخواهند شفاعت اولیای الهی شامل حال آنان گردد، باید مرتکب بسیاری از گناهان نگردند و اگر تاکنون بر اثر کوتاهی یا غفلت به چنین گناهانی اقدام کردهاند با توبه و پشیمانی، گذشته خود را اصلاح و جبران کنند تا در قیامت از شفاعت اهلبیت (علیهم السلام) برخوردار گردند.آوردهاند که شاعری به نام «حاجب» در موضوع شفاعت گرفتار فکر عوامانه بود و شعری بدین مضمون سروده بود:حاجب، اگر معامله حشر با علی است من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کنشب، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب میبیند که بر او خشمگین است. علت غضب را از آن حضرت سؤال میکند. امام (علیه السلام) میفرماید: شعر خوبی نگفتی. میگوید: چگونه بگویم؟ حضرت میفرماید: اینچنین بگو:حاجب، اگر معامله حشر با علی است شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن [۱۴]
تفاوت شیعه و محب اهل بیت (علیهم السلام)
با توجه به مطالبی که بیان شد روشن گردید که تنها ادعای محبت اهل بیت (علیهم السلام) برای شیعه بودن کافی نیست و باعث نمیشود انسان در ردیف پیروان این خاندان قرار گیرد و از فضایل بیشمار و پاداشهای عظیمی که برای پیروان اهل بیت (علیهم السلام) بیان گردیده برخوردار شود. بلکه علاوه بر داشتن ولایت و محبت، پیروی عملی از این خاندان نیز شرط است؛ زیرا معنای شیعه عبارت است از پیرو، یار و رهرو اهل بیت بودن و معنای پیروی از این خاندان، این است که انسان همان راهی را برود که آن بزرگواران رفتهاند و همان اعمالی را انجام دهد که آن بزرگواران انجام دادهاند. امّا اگر کسی ادعا میکند که من پیرو این خاندانم و آنان را دوست دارم، اما اعمالی که اهلبیت (علیهم السلام) انجام میدهند را انجام نمیدهد و یا برخلاف راه آنها حرکت میکند، چنین شخصی را نمیتوان شیعه واقعی آنان دانست. بلکه طبق برخی روایات اینان جزء محبان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) هستند [۱۵]؛ گروهی نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمدند و به آن حضرت گفتند:«نَحنُ مِن شیعَتِک یا أَمیرَالمُؤمِنینَ، فَنَظَرَ إِلَیهم طَویلاً ثُمَّ قال: ما أَعرِفُکم و لا أَری عَلَیکم أَثَرَ ما تَقُولُونَ، إِنَّما شیعَتُنا مَن آمَنَ بِاللّهِ و رسُولِهِ و عَمِلَ بِطاعَتِهِ وَاجتَنَبَ مَعاصِیهُ و أَطاعَنا فیما أَمَرنا و دَعَونا إِلَیهِ»؛ «ما از شیعیان شما هستیم ای امیر مؤمنان! حضرت برای مدت طولانی به صورت آنها نگاه کرد و سپس فرمود: من شما را نمیشناسم و آثار ادعایی که میکنید را در صورتهای شما مشاهده نمیکنم. همانا شیعیان ما کسانیاند که به خدا و رسولش ایمان داشته، طاعات الهی را به جا آوردند و از گناهان اجتناب نمایند و از آنچه ما امر کرده و آنان را دعوت به آن مینماییم، اطاعت نمایند». [۱۶]روایت شده است که شخصی به امام حسن مجتبی (علیه السلام) عرض کرد:«إِنِّی مِن شیعَتِکم، فَقالَ الحَسَنُ بنُ عَلی علیهماالسلام: یا عَبدَاللّهِ! إن کنتَ لَنا فی اَوامِرِنا و زَواجِرِنا مُطیعا فَقَد صَدَقتَ و إِن کنتَ بِخِلافِ ذلِک فَلا تَزِد فِی ذُنُوبِک بِدَعواک مَرتَبَهً شَریفَهً لَستَ مِن اهلها، لا تَقُل لَنا: أَنا مِن شیعَتِکم، و لکن قُل: أَنا مِن مَوالیکم و مُحِبِّیکم و مُعادِی اَعدائِکم و أَنتَ فی خَیرٍ اِلی خَیرٍ»؛ «من از شیعیان شما هستم. امام حسن (علیه السلام) فرمود: ای بنده خدا! اگر در آنچه ما تو را به آن امر کرده و آنچه از آن تو را نهی میکنیم مطیع ما هستی، راست میگویی و اگر برخلاف این عمل میکنی پس با ادعای این مرتبه شریفه، که از اهل آن نیستی، گناهی بر گناهانت نیفزا؛ لیکن بگو: من از دوستان و محبان شما و دشمن دشمنان شما هستم و تو در خیر و راهی به سوی خیر هستی». [۱۷]در حدیثی دیگر نیز آمده است که گروهی از شیعیان به نزد امام رضا (علیه السلام) آمدند و تقاضای دیدار با آن حضرت را نمودند، ولی امام (علیه السلام) اجازه دیدار به آنان ندادند. وقتی از علت بیاعتنایی آن حضرت نسبت به خود سؤال کردند امام (علیه السلام) فرمود:«لِدَعواکم أَنَّکم شیعَهُ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) و أَنتُم فی أَکثَرِ أَعمالِکم مُخالِفُونَ و مُقَصِّرُونَ فی کثیرٍ مِن الفَرائِضِ …»؛ «بدان جهت که شما ادعای شیعه علی (علیه السلام) را دارید در حالی که در بیشتر اعمالتان با آن حضرت مخالفت مینمایید و در بسیاری از واجبات کوتاهی میکنید…»[۱۸]همچنین در پایان روایتی که از علی (علیه السلام) در صفحات گذشته نقل گردید و نیز روایتی که از فاطمه زهرا ÷ به همین مضمون وارد شده، درباره آن دسته از شیعیانی که وارد طبقات بالای جهنم میشوند و برای مدتی عذاب میگردند، آمده است:«إِنَّ هؤلاءِ لا یسَمُّونَ بِشیعَتِنا و لکنَّهُم یسَمُّونَ بِمُحِبِّینا والمُوالینَ لاَِولِیاءِنا والمُعادِینَ لاَِعدائِنا، إِنَّما شیعَتُنا مَن شَیعنَا واتَّبَعَ آثارَنا واقتَدی بِاَعمالِنا»؛ «این گروه از افراد، شیعیان ما نیستند؛ بلکه جزء محبّان و دوستداران دوستان ما و دشمنان دشمن ما هستند. همانا شیعه ما کسی است که از ما پیروی کرده، از آثار ما متابعت نماید و به اعمال ما اقتدا کند». [۱۹]این موضوع، واقعیتی است که مردم و عقلای عالم نیز بر آن صحه میگذارند؛ زیرا کسی که آنقدر گناه نماید که تمام گرفتاریها و بلاهای دنیوی و عذاب عالم برزخ و صحنه قیامت نتواند گناه او را پاک کند و ملائکه الهی برای پاک کردن گناه او ناچار شوند وی را وارد جهنم نمایند، چگونه میتواند شیعه و پیرو انسانهای پاک و معصومی باشد که ذرهای نافرمانی خداوند را نکردهاند. شیعه اهل بیت (علیهم السلام)، کسی است که در ادعای خود صادق باشد و علامت و نشانهای بر صدق ادعایش داشته باشد و این علامت و نشانه، همان گام نهادن در راه اهل بیت (علیهم السلام) و پیروی عملی از دستورات آنان است؛ امام صادق (علیه السلام) در روایتی میفرماید:«ینبَغِی لِمَن اِدَّعی هذَا الاَمرَ فی السِّرِّ أَن یأتِی عَلَیهِ بِبُرهانٍ فِی العَلانِیهِ، قُلتُ: و ما هذَا البُرهانُ الَّذی یأتِی بِهِ فِی العَلانِیهِ؟ قال: یحَلِّلُ حَلالَ اللّهِ و یحَرِّمُ حَرامَ اللّهِ و یکونُ لَهُ ظاهِرٌ یصَدِّقُ باطِنَهُ»؛«سزاوار است کسی که در باطن ادعای شیعه بودن را دارد دلیل و برهانی آشکار بر صدق ادعایش داشته باشد. راوی گوید: (به امام (علیه السلام)) عرض کردم: این برهانی که باید آشکارا به همراه داشته باشد چیست؟ فرمود: حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام شمارد و ظاهری داشته باشد که باطنش را تصدیق نماید». [۲۰]بنابراین، تشیع، تنها صرف ادعای محبت اهل بیت (علیهم السلام) و دشمنی با دشمنان آنان نیست. بلکه اظهار محبت اهل بیت (علیهم السلام) و دشمنی با دشمنان آنان قدم اول در این راه است و شیعه علی (علیه السلام) علاوه بر آن، باید ویژگیها و اوصاف دیگری نیز داشته باشد. بدین جهت، اهل بیت (علیهم السلام) در روایات فراوان، برای شیعیان خود ویژگیهای خاصی را ذکر نموده و گفتهاند: اگر تمام یا بیشتر این ویژگیها در کسانی که ادعای پیروی از ما را دارند وجود داشته باشد بدانید که آنان در ادعایشان صادقاند و شیعه واقعی ما هستند اما اگر تمام یا بیشتر این اوصاف در آنها وجود نداشته باشد در شیعه بودن آنان و یا حداقل در شیعه واقعی بودن آنان باید شک کرد؛ زیرا شیعه واقعی ما کسی است که از ما پیروی کند و رفتار و اعمالش همچون رفتار و اعمال ما باشد.در ادامه این نوشتار برآنیم تا با توفیق الهی و مدد اهل بیت (علیهم السلام)، برخی از عمدهترین اوصاف و ویژگیهایی را که اهل بیت (علیهم السلام) برای شیعیان خود برشمردهاند ذکر نماییم و در تبیین هر یک از این اوصاف به اندازه توان و نیز ظرفیت بحث، مطالبی را بیان نماییم و امیدواریم رهروان اهل بیت که خداوند آنان را از نعمت عظیم ولایت و محبت این خاندان برخوردار گردانیده با مطالعه این اوصاف بتوانند هرچه بیشتر آنها را در زندگی خود پیاده نمایند تا در صف شیعیان واقعی اهل بیت ـ قرار گیرند. (ان شاء اللّه)البته چنان که در مقدمه کتاب اشاره نمودیم، تشیع و پیروی از این خاندان همچون ایمان دارای مراتب و درجات متعددی است که تمام مراتب آن از تمام شیعیان خواسته نشده است؛ کسی که همه این اوصاف و ویژگیها را در خود پیاده کند شیعه کامل است که تمام مراتب تشیع را طی نموده است و کسی که به اوصاف و ویژگیهای کمتری متصف است در مراتب پایینتری از تشیع قرار دارد.بنابراین شیعیانی که توان پیمودن همه این مراتب و عمل به تمام این اوصاف و اعمال را ندارند نباید مأیوس و ناامید شوند و خود را خارج از صف شیعیان علی بدانند؛ هرچند اوصاف و اعمالی که در دایره واجبات و محرمات الهی قرار دارد از این قاعده مستثناست و همه شیعیان تا جایی که توان دارند لازم است به آنها عمل نمایند.اوصاف و ویژگیهایی که در این نوشتار به آنها اشاره خواهد شد تمام اوصاف و ویژگیهای شیعیان علیبن ابی طالب (علیه السلام) نیست؛ بلکه اهل بیت (علیهم السلام) برای شیعیان خود اوصاف دیگری را نیز ذکر کردهاند که چون هدف ما ذکر این اوصاف و تبیین و شرح مختصری از هر یک از آنهاست این نوشتار گنجایش پرداختن به همه آنها را ندارد؛ لذا به بیان برخی از عمدهترین این اوصاف بسنده میگردد. [۲۱]
منابع
[۱]. الفصول المهمه فی الاصول الائمه، ج ۱، ص ۳۶۰. [۲]. مفاتیحالجنان، زیارت عدیله. [۳]. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۴۲۳؛ المزار، ص ۲۵۰. [۴]. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۰۰؛ کنزالعمال، ج ۲، ص ۳۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص ۶۰ و ۶۱. [۵]. مستدرک سفینه البحار، ج ۶، ص ۱۲. [۶]. شرح الاخبار، ج ۳، ص ۴۴۲. [۷]. توبه ۹ ۹۱. [۸]. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۳۴. [۹]. انبیاء ۲۱ ۲۸. [۱۰]. تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۴۲۳. [۱۱]. الکافی، ج ۳، ص ۲۷۰؛ وسائلالشیعه، ج ۴، ص ۲۴. [۱۲]. الکافی، ج ۵، ص ۴۶۹؛ من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۹.[۱۳]. شرح اصول کافی، مازندرانی، ج ۹، ص ۲۵۱؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۳۲.[۱۴]. نقش اهلبیت علیهمالسلام در قیامت، ص ۲۵۳.[۱۵]. البته این افراد جزء محبان واقعی اهل بیت علیهمالسلام نیز نخواهند بود؛ زیرا محب واقعی کسی است که آنچه را محبوبش دوست دارد، انجام میدهد و از آنچه او اجتناب میکند، ترک مینماید؛ لیکن همین مقداری که این افراد ولایت اهل بیت علیهمالسلامرا پذیرفتهاند و محبت آنان را در دل دارند در ردیف محبان و دوستداران آنان قرار میگیرند و در نهایت، این محبت، هرچند اندک باشد آنان را از آتش جهنم یا جاویدان بودن در آن نجات خواهد داد[۱۶]. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۵۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۲۸. [۱۷]. بحارالانوار، ج ۸، ص ۳۵۳؛ ج ۶۵، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۵. [۱۸]. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۷. [۱۹]. بحارالانوار، ج ۸، ص ۳۵۲؛ ج ۶۵، ص ۱۵۴. [۲۰]. کتاب الغیبه، ص ۱۱۴؛ بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۶۴. [۲۱]. در حقیقت، تمام اوصاف و ویژگیهایی که در آیات و روایات برای مؤمن واقعی ذکر شده، شیعه حقیقی نیز باید داشته باشد و اهل بیت علیهمالسلام در روایات دیگری بیشتر و یا تمام این اوصاف را برای شیعیان خود ذکر کردهاند. کسانی که میخواهند تمامی این روایات را ملاحظه فرمایند میتوانند ر. ک به: «صفات الشیعه»، صدوق؛ «بحارالانوار»، مجلسی، ج ۶۵؛ الشیعه فی احادیث الفریقین»، سید مرتضی ابطحی و دیگر منابع حدیثی مربوط مراجعه نمایند.
برگرفته از کتاب”سیمای شیعه از نگاه اهل بیت” نوشته ی سید جعفر صادقی فدکی اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


















هیچ نظری وجود ندارد