۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

شیعه در ایام امامت امیرالمؤمنین على (علیه السّلام)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

شیعه در ایام امامت امیرالمؤمنین على (علیه السّلام)
خلافت امام على ـ علیه السّلام ـ در اواخر سال سى و پنج ه.ق شروع شد و تقریباً چهار سال و نُه ماه ادامه یافت. شیعیان امیر المؤمینین ـ علیه السّلام ـ هنگام بیعت عمومى با آن حضرت وقت مناسب دیدند تا یادى از ولایت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ کرده مردم را به آن مقام شامخ تذکر دهند تا خواستند با آن حضرت بیعت کنند با انگیزه اى حقیقى باشد از این رو هنگام بیعت مردم با امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ مالک بن حارث اشتر خطاب به مردم کرده فرمود: « اى مردم! این على ـ علیه السّلام ـ وصى اوصیاء و وارث علم انبیاست، او کسى است که بلاهاى بزرگ را به جان خریده و زحمت هاى فراوانى در راه اسلام تحمل کرده است. او کسى است که کتاب خدا به ایمان او شهادت داده و پیامبرش او را به بهشت رضوان بشارت داده. کسى که تمام فضائل در او جمع شده، واحدى از گذشتگان و اهل این زمان در سابقه و علم و فضلش شک نکرده است …»[36]
خزیمه بن ثابت نیز پس از بیعت با امام على ـ علیه السّلام ـ مى گفت: « ما کسى را برگزیدیم که رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ او را براى ما برگزید.»[37]
امام على ـ علیه السّلام ـ به کوفه آمد و آن شهر را محل اقامت خود ، به عنوان پایتخت، انتخاب نمود؛ تا آنکه بتواند تشیع را در عراق گسترش داده و خود را نیز به اهل عراق معرفى نماید. از طر فى کوفه منطقه اى سوق الجیشى بود، و چون کل عراق نیز به شام نزدیک بود، آن حضرت خواست تا علاوه بر عراق؛ شام را نیز تحت نظر قرار دهد.
بعد از ورود امام ـ علیه السّلام ـ به عراق ، مردم با ملاحظه امام على ـ علیه السّلام ـ به عنوان قهرمان سیاست، در مقابل استیلاى شامیان از او حمایت کردند و مدتها از حامیان مذهبى امام على ـ علیه السّلام ـ بودند.
پس از جنگ جمل، اصطلاح شیعه على ـ علیه السّلام ـ شامل همه کسانى مى شد که از على ـ علیه السّلام ـ مقابل عائشه حمایت مى کردند. علاوه بر آن به اشخاص و گروه هاى غیر مذهبى که به دلائل سیاسى از على ـ علیه السّلام ـ حمایت مى کردند، لفظ شیعه اطلاق مى گردید.
در این مفهوم وسیع بود که کلمه شیعه در سند حکمیت در صفین به کار رفت. ده سال بعد، زمانى که شیعیان شروع به تثبیت موقعیت اسمى خود کردند، کوشش هایى براى جدایى حامیان على ـ علیه السّلام ـ صورت گرفت و بین حامیان مذهبى و غیر مذهبى وى تمایزى حاصل شد.
امام على ـ علیه السّلام ـ در طول چهار سال ونه ماه حکومت خویش ، اگر چه نتوانست جامعه اسلامى را به صورت اوّل خویش بازگرداند، اما به موفقیت هاى مهمّى دست یافت که عبارتند از:
1. معرفى کردن شخصیت واقعى رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ براى مردم.
2. تبیین احکام فراموش شده اسلام.
3. جلوگیرى از بدعتها و تحریف هاى دینى درحدّ امکان .
4. تصحیح و اصلاح احکامى که به اشتباه براى مردم تبیین شده بود.
5. تبین مقدار زیادى از معارف دینى.
6. تربیت شاگردانى جلیل القدر مانند: اویس قرنى، کمیل بن زیاد، میثم تمار، رشید هجرى و … .
در عصر حکومت امام على ـ علیه السّلام ـ اگر چه فشار ها و حصر هاى سیاسى از شیعه بر طرف شد، ولى در عوض مبتلا به جنگ هاى داخلى متعدد شدند و در این جنگ ها نیز با گفتار و عمل دست از دفاع از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ بر نداشتند.
شیعیان با وجود شکست در جنگ ها براى دفاع از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ و مقابله با مخالفین آن حضرت، دست از دفاع عقیدتى از آن حضرت ‎ـ علیه السّلام ـ بر نداشتند.
أ ـ جنگ جمل
شیعیان عقیدتى در جنگ جمل به جهت آگاهى دادن مخالف و موافق به حقانیت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ در خطبه ها و رجزهاى حماسى خود، آن حضرت را به دیگران معرفى مى کردند
ابوالهثیم بن تیهان که بدرى است مى گوید:
قل للزبیر و قل لطلحه إنّنا نـحن الذین شعارنا الأنصار
إنّ الوصیّ إمامنـا و ولیّنـا برح الخفاء وباحت الأسرار
مردى از قبیله ازد به میدان آمده مى گوید:
هذا علیّ و هو الوصیّ أخاه یـوم النجوه النبیّ
و قال هذا بعدى الولیّ وعاه واع و نسى الشقیّ
حجر بن عدى کند، صحابى جلیل القدر، مى گوید:
یا ربّنا سلّم لنا علیّاً سلّم لنا المبارک المضیّا
المؤمن الموحّد التقیّا لا خَطِل الرأى و لا غویّا
بل هادیاً موفّقاً مهدیّاً واحفظه ربیّ واحفظ النبیّا
فیه فقد کان له ولیّاً ثمّ ارتضاه بعده وصیّاً
زحر بن قیس جعفى مى گوید:
أضربکم حتى تقرّوا لعلیّ خیر قریش کلّها بعد النبیّ
من زانه الله و سمّاه الوصى انّ الولیّ حافظاً ظهر الولى
ب ـ جنگ صفین
در جنگ صفین نیز شیعیان به طرق مختلف به دفاع از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ و حریم ولایت بر آمدند.
عده اى با بیان خطبه ها، به دفاع از مقام او بر آمدند. ابن ابى الحدید مى گوید: « بعد از آن که امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ مردم را در کوفه براى حرکت به طرف صفین به جهت جنگ با معاویه جمع کرد، عمر و بن حمق خزاعى ایستاد و امام على ‎ـ علیه السّلام ـ را مورد خطاب قرار داده عرض کرد: « اى امیر مؤمنان ! من تو را به جهت خویشاوند یا طلب مال، یا سلطنت و جاه، دوست ندارم بلکه دوستى من نسبت به تو از آن جهت است که پنج خصلت در تو یافتم که در دیگرى نبوده است: تو پسر عموى رسول خدا و جانشین و وصیّ او هستى، و پدر ذریه پیامبرى که در میان ما به ودیعت گذارده شده است. تو اول کسى هستى که اسلام آورد، و سهم تو در جهاد از همه بیشتر است ….»[38]
امّ خیر نیز در روز صفین در تحریک سپاهیان امام على ـ علیه السّلام ـ مى فرمود: « عجله کنید ـ خداوند شما را رحمت کند ـ به یارى امام عادل و با تقواى باوفا و راستگو که وصى رسول خداست.»[39]
برخى دیگر نیز با اشعار خود به دفاع از مقام ولایت بر آمدند:
قیس بن سعد، صحابى عظیم و سید خزرج مى گوید:
و عـلـیّ إمـامـنـا و إمـام لسوانـا أتى بــه الـتنزیل
یوم قال النبیّ من کنت مولا ه فهذا مولاه خطب جلیل
إنّ مـا قـاله النبى على الأمّه حتــم مـا فیه قال و قیل.
و نعمان بن عجلان انصارى نیز مى گوید:
کیف التفرق و الوصیّ إمامنا لاکیف إلّا حیره و تخاذلاً
لا تغبنُنّ عقولکم، لا خیر فى من لم یکن عند البلابل عاقلا
و ذوو معاویه الغویّ و تابعوا دین الوصیّ لتحمدوه آجلاً.
اینان در اشعار خود عمدتاً بر مسأله وصایت و جانشینى امام على (علیه السّلام) از رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ تأکید داشتند.
برخى دیگر نیز پس از آن که امام على (علیه السّلام) از صفین به کوفه بازگشت و خوارج از او جدا شدند، در کنار امام على (علیه السّلام )ثابت قدم ماندند و بار دیگر با آن حضرت تجدید بیعت و عهد نمودند. از جمله عهد آنان این بود که به حضرت خطاب کرده عرض کردند:
« ما دوست هر کسى هستیم که تو دوست آنى، و دشمن هر کسى هستیم که تو با آنان دشمنى دارى .»[40]
عده اى دیگر با نوشتن نامه به معاویه او را مورد عتاب و سرزنش قرار داده مقام ولایت و خلافت به حق امیر المؤمنین (علیه السّلام )را به او گوشزد مى کردند.
محمد بن ابى بکر در نامه اى که به معویه مى نویسد، مى گوید: « … و اى برتو! چگونه خودت را در کنار على (علیه السّلام )قرار مى دهى، کسى که وارث رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ و وصیّ او و پدر فرزندان اوست. کسى که قبل از دیگران به او گروید و آخرین کسى بود که عهد پیامبر ـ صل الله علیه و آله ـ را شیند. او را از اسرارش آگاه و در امرش شریک ساخت. »[41]
دارمیه حجونیه از زنان شیعه امام على (علیه السّلام )در برابر معاویه در بیان علل دوستى على (علیه السّلام )گفت: « من او را دوست دارم زیرا مساکین را دوست مى داشت و به واماندگان کمک مى کرد. او فقیه در دین بود و از بیان حق کوتاهى نمى نمود. او از جانب رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ ولایت داشت …».[42]
جنایات معاویه بر شیعه در اواخر حکومت امام على ـ علیه السّلام ـ
از سال ۳۹ هجرى، معاویه هجوم همگانى و گسترده اى را بر علیه شیعیان امیر المؤمنین آغاز نمود و با فرستادن افرادى خشن و بى دین براى سرکوب شیعیان ، حیطه حکومت حضرت را مورد تاخت و تاز قرار داد:
1. نعمان بن بشیر را با هزار نفر براى سرکوب مردم عین التمر فرستاد.
2. سفیان بن عوف را با شش هزار نفر براى سرکوب مردم هیت و از آن جا به انبار و مدائن فرستاد .
3. عبد الله بن مسعده بن حکمه فزارى که از دشمنان امیر المؤمنین (علیه السّلام ) بود با هزار و هفت صد نفر به تیماء فرستاد.
4. ضحاک بن قیس را با سه هزار نفر به واقعه براى غارت هر کس که در طاعت امام على (علیه السّلام )است فرستاد. و در مقابل ، حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام )حجر بن عدى را با چهار هزار نفر براى مقابله با او فرستاد.
5. عبد الرحمن بن قباث بن اشیم را با جماعتى به بلاد جزیره فرستاد، که حضرت کمیل رابراى مقابله با او فرستاد.
6. حرث بن نمر تنوخى را نیز به جزیره فرستاد تا با هر کس که در اطاعت امام على (علیه السّلام )است مقابله کند که در آن واقعه افراد زیادى کشته شدند.[۴۳]
7. در سال ۴۰، بُسر بن أرطاه را با لشکرى به سوى مکه و مدینه و یمن فرستاد او هنگامى که به مدینه رسید، عبید الله بن عباس که عامل مدینه از طرف امام على (علیه السّلام )بود، ازآن جا فرار کرده و در کوفه به حضرت ملحق شد ولى بُسر هر دو فرزند او را به شهادت رسانید.[۴۴]
یکى دیگر از مناطقى که سر راه « بُسر» مورد غارت قرار گرفت منطقه اى بود که گروهى از قبیله همدان و شیعیان حضرت على (علیه السّلام )در آنجا سکونت داشتند. بُسر با حرکتى غافلگیرانه به آن ها حمله کرد. بسیارى از مردان را کشت، و تعداى از زنان و فرزندان آنان را به اسارت بود. و این اولین بار بود که زنان و کودکان مسلمین به اسارت برده مى شدند. [۴۵]
مسعودى در مورد بُسر بن ارطاه مى گوید: « او افرادى از خزاعه و همدان و گروهى را که معروف به « الانباء » از نژاد ایرانیان مقیم یمن بودند کشت . و هر کسى را که مشاهده مى کرد میل به على دارد یا هواى او را در سر دارد، مى کشت.»[46]
ابن ابى الحدید مى گوید: « بُسر به طرف اهل حسبان که همگى از شیعیان على (علیه السّلام )بودند، آمد و با آنان سخت درگیر شد و به طور فجیعى آنان را به قتل رسانید. و از آنجا به طرف صنعا آمد و در آنجا صد نفر از پیر مردان را که اصالتاً از فارس بودند بودند کشت، تنها به جرم این که دو فرزند عبید الله بن عباس در خانه یکى از زنان مخفى شده است. و بُسر در حمله هایش حدود سى هزار نفر را به قتل رساند و عده اى را نیز در آتش سوزاند.[۴۷] او نیز مى نویسد: « معاویه در نامه اى به تمام کارگزارانش نوشت: به هیچ یک از
شیعیان على و اهل بیتش اجازه شهادت ندهید. و در مقابل ، شیعیانِ عثمان را پناه داده و آنا را اکرام کنید … . و نیز در نامه اى دیگر به کارگزاران خود نوشت هر کسى که ثابت شد محب علیّ و اهل بیت اوست اسمش را از دیوان محو کرده و عطا و روزیش را قطع نمایید. و در ضمیمه این نامه نوشت: هر کس که متّهم به ولاى اهل بیت (علیه السّلام )است او را دستگیر کرده و خانه او را خراب کیند. بیشتر مصیبت بر اهل عراق بود خصوصاً اهل کوفه …».[48]
پی نوشت :[۳۶] . تاریخ یعقوبى، ج۲، ص ۱۷۸.[۳۷] . المعیار و الموازنه ، ص ۵۱.[۳۸] . شرحا بن ابى الحدید ، ج۱، ص ۲۸۱.[۳۹] . بلاغات النساء ، ص ۶۷.
[۴۰] . تاریخ طبر، ج۵، ص ۶۳. انساب الاشراف، ج۲، ص ۳۴۸.[۴۱] . تاریخ ابن اثیر، ج۳، ص ۱۰۸. وقعه صفین، ص ۱۱۸.[۴۲] . الوافدات من النساء عل معاویه، ص ۴۱.[۴۳] . ر. ک. الاغانى، ج۱۵، ص ۴۴. تاریخ ابن عساکر، ج۱۰، ص ۱۵۲. الاستیعاب، ج ۱ / ۶۵. تاریخ طبرى، ج ۵، ص ۱۳۴؛ الکامل، ج۲، ص ۴۲۵.[۴۴] . تاریخ طبرى، ج۵، ص ۱۳۹. کامل ابن اثیر ، ج۲، ص ۴۲۵. تاریخ دمشق، ج۱۰، ص ۱۵۲. البدایه و النهایه، ج۷، ص ۳۵۶.[۴۵] . العقد الفرید، ج۵، ص ۱۱.[۴۶] . مروج الذهب، ج۳، ص ۲۲.[۴۷] . شرح ابن ابى الحدید ، ج۱، ص ۱۱۶ ـ ۱۲۱.[۴۸] . همان، ج۱۱، ص ۴۴ ـ ۴۵.
منبع : شیعه شناسى و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى، ص۵۷

برچسب ها: شیعه در صدر اسلامپیدایش تشیع
نوشته قبلی

شیعه در ایام خلافت ابوبکر

نوشته‌ی بعدی

زیر فشار کلیساها

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی

زير فشار كليساها

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا