۱) مقدمه
قرآن کریم همه انبیا را دارای شأن تبلیغی و در نتیجه همه ادیان را تبلیغی میداند و تمام پیامبران را حامل پیامهایی معرفی کرده است که باید آنها را به مردم برسانند و هر یک از آنها نیز پیروانی داشتهاند که در همه امور از جمله تبلیغ دین از آنان پیروی میکردهاند. بنابراین تبلیغ جزو اصول و مبانی دعوت هر یک از انبیا میباشد و در دیدگاه قرآن همه انبیا و رسولان، علی رغم تفاوتی که در کتابهای کلامی و لغوی برای این دو عنوان قائل شدهاند ۱؛ دارای شأن و وظیفه تبلیغی میباشند (خندان، ۱۳۷۴: ص ص ۱۲۳ ـ ۱۲۴).اما در این میان، یکی از جنبههای بسیار مهم زندگی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) که بر اساس نظر اندیشمندان، تاکنون توجه شایسته و بایستهای به آن نشده است؛ حیات تبلیغی۲ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ یعنی تأمل در ابزارها و شیوههای فرهنگی ـ ارتباطی که به کار بستن آنها از سوی رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) موجب شد تا دین اسلام و آموزههای الهی آن، ابتدا در میان ساکنان عرب نواحی مرکزی شبه جزیره عربستان و سپس در قسمت پهناوری از جهان انتشار یابد.بنابراین توصیف و تبیین سیره تبلیغی (با مفهومی مترادف با دعوت) پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) ، از دیدگاه دانش ارتباطات با تأکید بر این موضوع که این اقدام به معنای نیازمندی اسلام به این دانش نیست؛ میتواند به عنوان ابزاری برای سهولت اندیشه در تبلیغ اسلامی و تبلیغ در اسلام باشد؛ که در این نوشته سعی شده با استفاده از روش مطالعه اسنادی؛ به این موضوع تا حد امکان پرداخته شود.
۲) مبانی نظری و مفهومی
۲ ـ ۱) واژهشناسی تبلیغ و دعوت” تبلیغ ” واژهای عربی بر وزن ” تفعیل ” و مصدر متعدی از ریـشه ” ب ـ ل ـ غ ” (بلغ، یبلغ، بلوغاً = رسیدن) به معنای رسانیدن میباشد و مفهوم لغوی آن نیز ” رسانیدن پیغام یا خبر ” است.در تعریف تبلیغ در لغتنامه دهخدا آمده است: «رسانیدن عقاید دینی یا غیر آنها با وسایل ممکنه» و مؤلف در توضیح تبلیغ کردن مینویسد: «خواندن کسی را به دینی و عقیدتی و مذهبی و مسلکی و رواشی. کشاندن کسی به راهی که تبلیغ کننده قصد دارد.» بنابراین در تعریف توسعه یافته لغوی تبلیغ میتوان گفت که «تبلیغ رساندن شیء (موضوع) مورد نظر است، از سادهترین و نزدیکترین راه ممکن به شرط فهماندن آن به مخاطب» (خندان، ۱۳۷۴: ص ص ۱۵ ـ ۱۶).دعوت (الدعوه) از ریشه ” د ـ ع ـ و ” (دعی ـ یدعو ـ دعوه) میباشد و اسم مصدری است به معنای کشاندن و سوق دادن چیزی به سوی خود، به وسیله صدا یا کلامی که از خود انسان باشد. دعوت، هم به معنای دعاء و ابتهال و تقاضا از خداوند متعال به کار میرود و هم به معنای فراخواندن و دعوت کردن به چیزی. دعوت، هم به معنای دین اسلام است و هم به معنای تبلیغ و تلاش برای نشر آن. به عبارتی دعوت لفظ مشترکی است بین ” رسالت اسلام و تعالیم آن، اعم از عقیده و عبادت و معاملات و شرایع و احکام ” از یک سو و ” تمامی وسیلهها و ابزارهای جلب مردم به سوی این رسالت و تمامی راههای تبلیغ خدا و پیامبرش “؛ که معنای دوم همان تعریف اصطلاحی تبلیغ میباشد (خندان، ۱۳۷۴: ص ص ۲۹ ـ ۳۱).حال با توجه به اینکه واژه تبلیغ بیشتر در زبان فارسی و واژه دعوت، در زبان عربی کاربرد دارد و بر اساس آرای اندیشمندان، میتوان این دو واژه را در تحت یک پوشش مورد بررسی قرار داد و تفاوتی بین تبلیغ و دعوت، به گونهای که این دو را مقابل یکدیگر قرار دهد، نیست (خندان، ۱۳۷۴: ص ص ۹۴ ـ ۱۶). بنابراین در این مقاله، دعوت به مفهومی مترادف با واژه تبلیغ در زبان فارسی به کار رفته است که بر سازوکارهای فرهنگی ـ ارتباطی تکیه دارد ۳٫
۲ ـ ۲) مراحل دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
الف – مراحل دعوت در عهدهای مکی و مدنی:اندیشمندان، مراحل دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در عهدهای مکی و مدنی؛ به عبارتی در طول ۲۳ سالی که جامعه بشری از وجود با برکت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان خاتم النبیین، به طور مستقیم برخوردار بوده است را بر اساس، مستندات و ویژگیهای ارتباطی آنها، حداقل بین ۲ تا ۵ مرحله طبقه بندی نمودهاند که برخی از آنها عبارتند از: (الویری، ۱۳۸۳: ص ص ۴۳ ـ ۴۴؛ زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۳۳ ـ ۲۴۲ و ۳۳۹ ـ ۳۴۱ و ۴۳۳ و ۵۱۹ و فیاض، ۱۳۸۴: ص ص ۶۰ ـ ۶۲ و ۶۵ ـ ۶۶):ـ ” ابن قیم جوزیه ” مراحل دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را شامل ۵ مرحله: ۱٫ نبوت؛ ۲٫ إنذار عشیره اقرب؛ ۳٫ إنذار قوم؛ ۴٫ إنذار عرب و ۵٫ إنذار هر که دعوت به او برسد از جن و انس تا پایان جهان.ـ ” احمد شلبی ” نیز دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به سه مرحله تقسیم کرده است که عبارتند از: ۱٫ مرحله دعوت فردی که همان مرحله دعوت مخفی است: «یا ایها المدثر قم فأنذر» (مدثر / ۱ و ۲)؛ ۲٫ مرحله دعوت بنی عبدالمطلب: «و أنذر عشیرتک الاقربین» (شعرا / ۲۱۴) و ۳٫ مرحله دعوت عمومی: «فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشرکین» (حجر / ۹۴).ـ ” سیوطی ” مراحل دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دو مرحله: مخفی و علنی تقسیم بندی کرده است.ـ ” الحربی ” نیز مراحل دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بدین ترتیب توصیف کرده است: ۱٫ مرحله مخفی که خود از دو مرحله و روش فرعی تشکیل میشود: الف- ارتباط فردی و ب – اجتماع و تشکل در منزل ارقم بن ابی ارقم؛ ۲٫ مرحله دعوت علنی که خود از چند مرحله فرعی: الف – دعوت بنی عبدالمطلب و بنی عبدمناف که آغاز مرحله دعوت آشکار است و ب – دعوت همه قریش؛ تشکیل شده است؛ ۳٫ مرحله فرق نهادن میان حق و باطل و اعراض از مشرکین: «فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشرکین» (طه / ۱۳۲ و حجر / ۹۴) که سفر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) به طائف و عرضه دعوت خویش بر قبایل در این مرحله از دعوت واقع شده است و ۴٫ مرحله عمومیت یافتن رسالت برای همه مردم: «قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعاً» (اعراف/۱۵۸).
ب = ویژگیهای عمومی و ارتباطی مراحل دعوت:ویژگیهای عمومی و ارتباطی مراحل اصلی دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) ؛ پس از اینکه، آن حضرت در سن ۴۰ سالگی و در روز ۲۷ رجب از جانب خداوند متعال، پس از دریافت نخستین آیات الهی۴ (سوره مبارکه علق ـ اقرأ باسم ربک الذی خلق) و پیوند با مبدأ الهی، به عنوان خاتم المرسلین مبعوث و مأمور ابلاغ پیام الهی گردیدند و حضرت خدیجه (س) و حضرت علی (ع) نیز به پیامبر ایمان و رسالتش را تصدیق نمودند؛ بدین گونه است که:برخی اندیشمندان مانند الویری (۱۳۸۴: ص ص ۴۴ ـ ۴۵) آغاز دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را همزمان با بعثت آن حضرت در عهد مکی میدانند و تأکید دارند حفظ کلمه ” اقرأ ” به عنوان بخشی از آیه ۱ سوره مبارکه علق، در حقیقت اثبات و نشان دادن جنبه و هویت ارتباطی دین اسلام است و این، خود یک نکته ظریف تبلیغی نیز محسوب میشود.اما نکته مهم این است که، نزول آیات اولیه سوره مبارکه علق، اگرچه به معنی اعلام بعثت حضرت رسول بود، اما به خودی خود، وظیفهای را برای انذار و دعوت مردم به دوش ایشان نمیگذاشت و خصوصاً این که، با انقطاع وحی ۵، پیامبر دستور جدیدی دریافت نداشته و مأموریت ابلاغ و اعلام نبوت را نیافته بود. ولی برخی عقیده دارند که دستور انذار و ابلاغ دعوت اسلام با نزول آیات اولیه سوره ” مدثر ” آغاز شد و رسول خدا از همین زمان مراحل دعوت خویش را آغاز کرده است (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۳۳ ـ ۲۳۴).از این رو پس از ابلاغ دستور انذار، ابتدا مرحله دعوت مخفی و به عبارتی صحیحتر، ” محدود ” آغاز شد، که مدت آن حدود ۳ سال بوده است. طی این دوره قریش از ادعای نبوت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلع بوده است. در این دوره، رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق برقراری روابط میان فردی مستقیم و یا غیر مستقیم و بدون اعلان عمومی و عدم استفاده از شیوههای ارتباط گروهی و جمعی؛ تنها به دعوت افراد مناسب میپرداخت و آشکارا به عیبجویی از عقاید مکیان و بت پرستی ایشان نمیپرداخت؛ بلکه تنها به دعوت فردی مردم به اسلام میپرداخت و به نفی و انکار نهانی بت پرستی بسنده میکرد و مشرکین و اشراف مکه نیز از محتوای ضد ستمگری و جباریت و هدفهای براندازی نظام اشرافی و مناسبات بهره کشی حاکم، جهت استقرار عدالت نبوی، بی اطلاع بودند. اما علی رغم واکنشهای سطحی ضد رسول اکرم و مسلمانان قریش، تمرکز دعوت ایشان در خانه ارقم بود و موضوع دعوت هم فقط اقرار به توحید و برائت از بتها بوده و نخستین عملی که بر مسلمانان در این دوره فرض شد، نماز بوده است (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۳۴ ـ ۲۳۶ و فیاضی، ۱۳۸۴: ص ص ۶۰ ـ ۶۱).در ادامه با گرویدن نزدیک به پنجاه نفر به اسلام و در شرایطی که زمینههای ذهنی و اجتماعی برای علنی شدن دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فراهم شد؛ خداوند متعال به عنوان تمهید سایر مقدمات دعوت علنی و کاملاً گسترده اسلام، آیه ۲۱۴ سوره شعرا را نازل کرد و فرمود: «و اَنذر عشیرتک الاقربین… ـ اینک نزدیکترین افراد عشیرهات را (دعوت کن و) از عذاب خدا بترسان (که ایمان بیاورند).» و این دستور الهی، زمینه آغاز دومین مرحله دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که دوره دعوت علنی و انذار خویشاوندان نزدیک؛ نامیده شده است را در عهد مکی فراهم کرد. به عبارتی ورود به این مرحله، به معنی روی آوردن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به شیوه ارتباط گروهی در کنار روش ارتباط فردی و چهره به چهره میباشد و نکته مهم در اتفاقات مرتبط با انذار یوم الدّار، این است که تا آغاز دوره مذکور، هیچ کدام از بنی عبدالمطلب، حتی حضرت حمزه و حضرت ابوطالب نیز به رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، ایمان نیاورده بودند و اسلام اینان قطعاً بعد از سال سوم بعثت روی داده است و این اقدام پیامبر مقدمه دعوت علنی عمومی مردم بود که این روش تبلیغ، یعنی دعوت در درون و سپس گستراندن آن در برون، موجب تسریع در گسترش دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) شد (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۳۷ ـ ۲۴۱ و الویری، ۱۳۸۳: ص ۴۹).به هر حال بعد از مرحله مذکور، مرحله دعوت علنی عمومی و اعراض از مشرکین در عهد مکی شروع شد. دکتر زرگرینژاد در این باره مینویسد (۱۳۸۴: ص۲۴۲): «مقاومت و عدم همراهی خویشاوندان نزدیک، مانع از آن نشد که خداوند فرمان دعوت علنی عمومی را صادر نکند. ] چرا که [ سه سال تلاش در دوره دعوت پنهانی، زمینههای ذهنی و اجتماعی دعوت عمومی و گسترده را فراهم نموده بود. ]البته[ متأسفانه به درستی نمیدانیم که آیه: «فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین» (حجر / ۹۴) چه مدت بعد از آیه «وأنذر عشیرتک الاقربین» نازل شده است. همین اندازه میدانیم که اولاً این فاصله بسیار اندک بوده، ثانیاً پیامبر خود قبل از نزول این آیه، از استهزاء مکیان نگرانی داشته است… ] بنابراین [ در مییابیم که در کنار دستور دعوت عمومی، پیامبر فرمان اعراض از مشرکین را نیز دریافت داشته و این آغاز صف بندی موحدین و مشرکین در مکه است».در این دوره، استفاده آن حضرت از شیوه ارتباط گروهی برای دعوت افزایش یافت و منزل ارقم ابن ابی ارقم که مکانی در درون شهر مکه و در نزدیکی خانه کعبه، در پای کوه صفا بود و قبلاً از سوی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای خواندن نماز و آموزش قرآن و دین تعیین شده بود، در تبلیغ اسلام نقش مهمی را عهدهدار شد و پیغمبر روزها در آن خانه به سر میبرد و مسلمانان قدیمی، اشخاص تازه را به آنجا میآوردند تا سخنان پیامبر و آیات قرآن را بشنوند (فیاض، ۱۳۸۴: ص ۶۱، الویری، ۱۳۸۳: ص ص ۴۹ ـ ۵۰).در این مرحله، دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر بنیاد سه محور: ۱٫ پرستش خدای واحد و سرزنش بت پرستی؛ ۲٫ تبیین هدف بعثت در ابلاغ یکتاپرستی و فراخوان عمومی آن و ۳٫ فلاح و نجات در پرتو توحید و ترک عبادت بتان؛ استوار بود و با آگاهی قریش از کارکردهای اجتماعی توحید و به خطر افتادن پایگاه اشرافی مبتنی بر بت پرستی و فساد قریش و ارزشها و هنجارهای متأثر از آن، واکنشهای تندی برای مقابله با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دعوت او آغاز شد؛ که تلاش برای انزوای اجتماعی پیامبر و ایجاد مانع در مسیر ابلاغ دعوت پیامبر؛ با اتخاذ سیاستهای خشونت بار مانند: شکنجه و آزار مسلمانان؛ تحقیر و نیرنگ و فراهم سازی و انجام یک برنامه هجوم تبلیغی و روانی علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، مانند: طرح اتهاماتی مانند: سحر بودن قرآن (احقاف / ۷)، ساحر بودن پیامبر (یونس / ۲)، شعر بودن قرآن (یس / ۶۹)، شاعر بودن پیامبر (انبیا / ۵)، جنون (صافات / ۳۴)، فراگیری تعالیم دینی از بشر و انکار جنبه وحیانی دین (نحل / ۱۰۳) و القای شبهه در این باره که چرا قرآن بر شخص دیگری نازل نمیشود (زخرف / ۳۱)، از جمله ویژگیهای عمومی و ارتباطی این دوره به شمار میرود (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۴۲ ـ ۲۶۹ و الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۱).به هر حال، با افزایش اقدامات گوناگون از جمله ارتباطی و روانی مشرکان مکه، علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان در سال ششم بعثت، عدهای از صحابه پیامبر به سرزمین حبشه، طی دو مرحله مهاجرت کردند که این مهاجرتها پیش از ماجرای انعقاد پیمان نامه مشهور تحریمی قریش علیه مسلمانان در برقراری هر گونه روابط اجتماعی و اقتصادی با آنان، انجام گرفته است. اما بعد از اتمام طرح محاصره شعب ابی طالب، تا اوایل سال ۱۴ بعثت که آخرین سالهای دوره مکی محسوب میشود، سختترین و در همان حال، حیاتیترین دوره تبلیغ اسلام توسط پیامبر به شمار میرود؛، چرا که ایشان پس از خروج از شعب ابی طالب، با تلاش مضاعف برای پراکندن دعوت اسلامی و تماس گسترده با زائران کعبه و عرضه دعوت خویش بر آنها و جستجو برای یافتن پایگاهی خارج مکه، مانند سفر به طائف؛ سرانجام توانست مرکزیت دعوت اسلامی را به خارج از مرزهای مکه یعنی به یثرب منتقل نماید (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۷۰ ـ ۲۷۸ و الویری، ۱۳۸۳: ص ص ۵۱ ـ ۵۳ و شهیدی، ۱۳۶۸: ص ص ۵۳ ـ ۵۹).اما در ماه ربیعالاول سال چهاردهم بعثت (برابر با سپتامبر سال ۶۲۲ میلادی) با مهاجرت رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و در ادامه سایر مسلمانان ساکن مکه به شهر مدینه و آغاز دوره مدنی؛ دعوت اسلام، جنبه عمومیت یافتن رسالت برای همه مردم جهان را نیز پیدا کرد. چرا که بر عکس دوره مکی، برنامهها، شیوه عمل، سیره و روشهای تبلیغی و اجتماعی پیامبر و نیز قواعد و احکام نازل شده در قالب سورههای مدنی، آشکارا از هدف پیامبر در تأسیس یک نظام اجتماعی در عصر مدنی حکایت دارد. به طوری که از جمله موارد ارتباطی مهم در روزهای آغازین دوره هجرت تا ماه صفر سال ۱۱ هجری که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رحلت فرمودند و به جوار حق تعالی شتافتند؛ میتوان به بنای نخستین مسجد به عنوان یک نهاد ارتباطی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مهم تا به امروز؛ برگزاری نخستین نماز جمعه؛ پیوند خطابه با اسلام و تحول و تکامل آن؛ انعقاد نخستین پیماننامه عمومی در اسلام (توجه به آزادی دینی)؛ تغییر قبله از بیتالمقدس به کعبه؛ آغاز عملیات روانی منافقان و یهودیان علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ؛ ارسال نامه برای عرضه محتوای کلی اسلام و دعوت پادشاهان و رؤسای قبایل اطراف جزیره العرب به اسلام؛ ظهور پیامبران دروغی؛ ارائه و آموزش قوانین و قواعد اجتماعی و تعاملات انسانی؛ ارائه و آموزش قواعد عبادات فردی و تحصیل کمال انسانی و تلاش برای وحدت با اهل کتاب؛ اشاره کرد (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ۳۱۹، ۳۲۶، ۴۲۴، ۵۱۹ و ۵۴۹ ؛ شهیدی، ۱۳۶۷: ص ص ۵۹ ـ ۱۰۴ و فیاض، ۱۳۸۴: ص ص ۷۲ ـ ۱۱۱).
۳) ابزارها، نهادها و شیوههای فرهنگی ـ ارتباطی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) در عهدهای مکی و مدنیارتباطات الهی، انسانی، اجتماعی، میان فرهنگی و ابزاری در طول تاریخ اسلام، پایه اساسی در توسعه و پیشرفت این آیین مقدس و مکتب دینی و سیاسی بوده است و همیشه یک جریان پیوسته بین ارتباطات، دین و سیاست میبینیم که در سایر تمدنها و ادیان وجود ندارد.به طوری که اسلام در بدو تولد خود، ابتدا برخی از وسایل ارتباطی زمان جاهلیت، مانند: شعر و خطابه را با تغییر پیام در خدمت ترویج و تبلیغ اسلام درآورد و در ادامه برخی گونههای جدید، مانند: قرآن، سنت، اذان، روابط دوستانه و شخصی، سرایا، مسجد، حج و… را ابداع و به کار گرفت (خندان، ۱۳۷۴: ص ۲۲۱).از این رو بررسی منابع تاریخی، بیانگر این نکته مهم است که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) با توجه به اتصال به منابع لایزال الهی و در نتیجه توان مخاطب شناسی و جامعه شناسی بسیار دقیقی که داشتند؛ از ابزارها، نهادها و شیوه فرهنگی ـ ارتباطی متفاوت و متعدد برای نشر دعوت اسلامی بهره گرفتند که مهمترین آنها عبارتند از:
الف – قرآن:قرآن، پیام اصلی اسلام است که حتی رمزگذاری آن نیز به وسیله خداوند متعال انجام شده است و به عبارتی دیگر محتوای پیام اسلام، همان محتوای قرآن است که خداوند متعال، محتوای آن را با نماد الفاظ از طریق جبرئیل بر پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی خاتم المرسلین (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل فرموده است. اما مسئله مهم در اینجا این است که انتقال پیام خداوند، با دریافت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به پایان نمیرسد و همین که پیامبر این پیام را دریافت نمود، باید خود به فرستنده و ابلاغ کنندهای تبدیل شود و این پیام را به دیگران منتقل سازد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نسبت به قرآن، هیچ دخل و تصرفی نه در الفاظ و نه در محتوا انجام نمیدهد و قرآن را آن گونه که بر او نازل شده است به دیگران منتقل میسازد (خندان، ۱۳۷۴: ص ص ۱۸۴ ـ ۱۸۵).درباره ویژگیهای قرآن این رسانه الهی که معجزه جاویدان رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) میباشد، امام علی (ع) فرمودهاند:«… قرآن فرمان دهنده است و بازدارنده، خاموش است و گوینده، حجت خداست بر آفریدگانش که بدان پیمان گرفته است از ایشان، و همگان را نهاده است در گرو آن. نور ـ هدایت ـ خود را با قرآن تمام گرداند، و دین خود را بدان به کمال رساند؛ و جان پیامبر خویش را هنگامی ستاند که از رساندن احکامی که موجب رستگاری آفریدگان است، فارغ ماند» (خطبه ۱۸۳ نهجالبلاغه / شهیدی، ۱۳۸۰: ص ۱۹۴).بنابراین؛ خداوند که منبع اصلی پیام دین به طور اعم است، پیامهای خود را با رمزهایی که خود به آنها ” آیه” میگوید، برای بشر فرستاده است و محتوای پیام تبلیغی اسلام و دعوت اسلام، همان محتوای قرآن است (خندان، ۱۳۷۴: ص ص ۲۰۸ـ ۲۱۲).
ب – ابداع نهادها و نمادهای جدید ارتباطی:از جمله مسایل مهم و شایان توجه در روش تبلیغ پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، وضع شعائر دینی و ابداع نهادها و نمادهایی بوده است که تا زمان آغاز عصر دعوت ایشان، رواج نداشت و این رسانه سازی، نقشی مؤثر و مهم در یادآوری معارف دینی و یا تبلیغ و یا فراخوان برای انجام یک آیین دینی به همراه داشته است که از جمله آنها میتوان به: مسجد، نماز، نماز جمعه، اذان، اقامه، منبر، کتابت و نویسندگی اشاره کرد (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۳ و مطهری، ۱۳۷۸: ص ۲۳۴).مراد از جنبه تبلیغی بودن اذان و اقامه، این است که یکی از مهمترین روشهای تبلیغ، القاء از طریق تکرار است و در این دو شعار دینی که هر روز پنج بار تکرار میشود، بسیاری از معارف و تعالیم دینی به صورت کوتاه و موجز مورد تأکید قرار میگیرد. به ویژه که مستحب است مؤمنان به هنگام شنیدن فرازهای اذان و اقامه آن را تکرار کنند (الویری، ۱۳۸۳: ص ص ۵۳ ـ ۵۴).مسجد نیز در نظام دینی، پایگاهی برای عبادت فردی و مرکزی برای اخذ تصمیمها و مشورتها و حل و فصل امور و برنامهریزی و سیاست گذاری حرکتها است (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ۳۳۹) و در یک کلام، مکانی برای نشر معارف دینی در ابعاد فردی و اجتماعی به شمار میرود. از این رو، رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) بلافاصله پس از خروج از مکه و آغاز گسترش دعوت اسلام، قبل از ورود به مدینه، نخستین مسجد را در قبا با یاری امام علی (ع)، بنا کرد.در واقع میتوان گفت که مهمترین پدیده جغرافیایی همه دینها را پرستشگاهها و عبادتگاههای آنها تشکیل میدهد و ” مسجد “، به عنوان نخستین هدیه جغرافیایی مولود بینش اسلامی و دین شریف اسلام، از سوی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسلمانان عطا شد (سعیدی رضوانی، ۱۳۷۲: ص ص ۳۵ ـ ۳۶).نماز جمعه نیز، نماز عمومی هفتگی اسلام است؛ که منظور عمده از این اجتماع، شنیدن خطابههای آن است (مطهری، ۱۳۸۵: ص ص ۲۳۶ و ۲۳۹).
ج – تحول محتوایی در ابزارها و روشهای ارتباطی موجود:از دیگر نکات مهم درباره ابزارها و روشهای ارتباطی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) این است که آن حضرت با ایجاد تحول در برخی ابزارها و روشهای موجود ] قبل از آغاز عصر دعوت اسلام [، آنها را در خدمت اهداف دینی قرار داد که نمونه این ابزارها، مراسم حج ] حج ابراهیمی تحریف شده توسط مشرکان [، خطابه، شعر و قصه است (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۴).عرب از فنونی که مربوط به زبان است، یعنی شعر، خطابه و نویسندگی؛ شعر و خطابه را داشته است که البته از لحاظ معنا محدود بوده است؛ ولی عرب جاهلیت، اثر کتابت و نویسندگی نداشته است و یا اثری باقی نمانده است. اما وقتی که اسلام ظهور کرد، در هر سه قسمت تأثیر گذاشت؛ به طوری که، به معنای شعر وسعت داد، در خطابه تحول عظیم ایجاد کرد و کتابت و نویسندگی ] را همان طور که قبلاً بیان شد [ ابداع کرد و حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و همچنین امام علی (ع) اول خطیب به شمار میروند. البته ظاهراً پیامبر در ایام حضور در مکه از این روش کمتر استفاده میکردند و پس از هجرت به مدینه ] استفاده از این روش گسترش یافت و حتی [ پیش از استقرار ] پیامبر [ در این شهر، ایشان به ایراد خطبه و برپایی نماز جمعه پرداختند(مطهری، ۱۳۸۵: ص ص ۲۳۴ ـ ۲۳۵ و الویری، ۱۳۸۳: ص ص ۵۵ ـ ۵۶).البته ذکر این نکته مهم است که موسمهای حج، در همان سالهای نخست آغاز و گسترش دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) ] که حج ابراهیمی دوباره احیا نشده بود [، همیشه فرصت مناسبی بود که ایشان از آن برای نشر دین و دعوت قبائل استفاده میکردند. زیرا طوایف مختلف در این موسم، در مکه و بازارهای اطراف آن جمع میشدند و حرمت ماهها نیز هر گونه آسیب و آزاری را ممنوع میداشت و پیامبر با توجه به فضای به وجود آمده، افراد سرشناسی را که دارای نفوذ در میان قوم خود بودند، وقتی وارد مکه میشدند، شناسایی و با آنها ارتباط برقرار میکرد و به دین اسلام دعوت مینمود؛ به طوری که تماس با زائران شهر یثرب نیز که به انعقاد پیمان عقبه اول و دوم و سرانجام هجرت مسلمانان و پیامبر به شهر یثرب منجر شد؛ در ایام حج و ازطریق عرضه دعوت پیامبر بر قبائل مختلف صورت گرفت (فیاض، ۱۳۸۴: ص ۶۶ و الویری، ۱۳۸۲: صص ۵۴ ـ ۵۵).
د – منش و شخصیت پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) :بدون تردید از جمله عوامل بسیار مهم در سرعت گسترش دعوت پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) ، ارائه الگوی عملی از رفتار و منش و شخصیت خود ایشان بوده است. ” اسوه حسنهای ” که بعدها، قرآن نیز بر آن تأکید کرد(الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۶).به طوری که بدون تردید نرمخویی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در برابر ایذاء و آزار قریش، تأثیر فرهنگی و تبلیغی فراوان داشت و به گسترش دعوت در مکه مدد رساند. قریش به طعنه نام مبارک پیامبر را به جای ” محمد “، ” مذمم ” میخواندند و سپس آن بزرگوار را سب و هجو میکردند و پیامبر میفرمود: آیا در شگفت نیستید که خداوند چگونه مرا از آزار قریش در امان میدارد؟ آنها مذمم را سب و هجو میکنند و حال آن که من محمد هستم؛ و یا ایشان را به جنون، ساحری و… متهم میکردند (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۸ و زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۵۳ و ۲۵۵).همچنین پیامبر اسلام همیشه عطوفت و بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم میداشته است و توصیه پیامبر به رعایت حال اسیران و اینکه مسلمانان موظفند رفاه حال اسیران را بر رفاه خود ترجیح دهند، نمونهای بی سابقه در تاریخ بشریت به شمار میرود (شهیدی، ۱۳۶۷: ص ۸۹ و زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ۳۸۵).
هـ = معرفی منطقی و استدلالی دین اسلام:یکی دیگر از روشهای پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تبلیغ دین، پیش گرفتن روش بحث منطقی در برخورد با مخاطبان بود. به عنوان مثال وقتی قریش از ” حصین ” درخواست کردند که با پیامبر صحبت کند تا آن حضرت از بتهای آنها به بدی یاد نکند، وی به نزد پیامبر آمد و خطاب به ایشان گفت: چه میگویید؟ چرا بتهای ما را به بدی یاد میکنی؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ فرمود: ای حصین چند خدا را میپرستی؟ وی گفت: هفت خدا را در زمین و یک خدا را در آسمان. حضرت پرسید: وقتی زیانی متوجه تو میشود کدام یک را میخوانی؟ حصین گفت: خدایی را که آسمان است. حضرت فرمود: اگر اموال تو از بین برود کدام یک را میخوانی؟ گفت: خدایی را که در آسمان است.حضرت فرمود: هموست که دعای تو را اجابت میکند و حال آنکه تو برای او شریک قائل میشوی. ای حصین اسلام بیاور تا در امان باشی و حصین نیز اسلام آورد. نمونههایی دیگر از این گفت و گوها را به طور مثال با ” عتبه بن ربیعه ” به نمایندگی از قریش و یا با ابوطالب که حامل پیامهای قریش بود در منابع میتوان یافت (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۴).
و – هجرت:یکی از روشهای تبلیغی پیامبر اعظـم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، توصـیه ایشان بـه هجرت بوده است. اتخاذ و انجام این تصمیم چه در هجرت مسلمانان به حبشه و چه هجرت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و سایر مسلمانان به یثرب؛ ضمن اینکه فضایی مناسب برای آرامش و آسایش مسلمانان و امکان عمل به تکالیف اسلامی و استمرار تبلیغ در شرایط بن بست کامل دعوت در مکه را فراهم کرد؛ همچنین این امر به نوعی موجبات گستراندن مرزهای دعوت اسلامی و انتشار اسلام شد (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۲۷۲ ـ ۲۷۳ و الویری، ۱۳۸۳: ص ص ۵۶ ـ ۵۷).
ز – اعزام مُبلغ:یکی از شیوههای دعوت اسلام که از سوی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) به کار گرفته میشد، اعزام مُبلغ بود. پیامبر به همراه بیعت کنندگان از شهر یثرب، ” مصعب بن عمیر ” را برای خواندن قرآن و بیان احکام و تعالیم دین اسلام روانه داشت. پیامبر بعدها از این روش، یعنی اعزام مبلغان برای شناساندن دین مبین اسلام به فراوانی استفاده کرد. به طوری که پس از غزوه تبوک و تسلیم طائف و در سالهای نهم و دهم هجری، که نفوذ اسلام، به همه جای جزیره العرب گسترده شد و از آن پس، دائماً وفدهای قبائل و امرای عرب به مدینه میآمدند و به اسلام مشرف میشدند؛ غالباً پیامبر کسی را برای گرفتن صدقات و دیگری را برای تعلیم دین و قرآن همراه آنها میفرستاد (الویری، ۱۳۸۳: ص ۵۹ و فیاض، ۱۳۸۴: ص ص ۱۰۵ ـ ۱۰۶).
ح – مبازره با خرافات:بی گمان اگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سیر حوادث زندگی، امت خود را به سوی پرهیز جدی از غُلّو درباره خویش نمیخواند، اگر نه در زمان حیات، لااقل در زمان مرگش، امت وی، او را بر مسندی غیر از مسند پیامبری از جنس بشر مینشاندند و از همین موضع غلو بود که آیین محمد، موجب گمراهی میگشت و نه فلاح و رستگاری و از سوی دیگر همین رفتار، به نوعی یک جهت گیری تبلیغی در شیوههای فرهنگی ارتباطی پیامبر به شمار میرود. چنان چه پس از آنکه یگانه پسر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که بیش از یک سال و ده ماه نداشت، درگذشت و خورشید در آن روز به مدت دو ساعت گرفت. وقتی عموم مردم علی رغم گرویدن به اسلام بر اساس تفکرهای خرافی و جاهلی، گرفتن خورشید را نشانهای از همدردی کیهان با درد و غم پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) تفسیر کردند. ایشان بی تأمل و تردید به میان آنان رفت و با لحنی قاطع به آنان گفت که: «ماه و خورشید دو نشانه از نشانههای خدایند، برای مرگ یا زندگی کسی نمیگیرند. پس هر گاه چنین دیدید به مسجدهای خود پناه برید.» (زرگرینژاد، ۱۳۸۶: ص ۵۵۲).
ط – مبارزه با جنگهای روانی:انسان نمیتواند از آغاز خلقت تا به حال جامعهای را تصور کند که خالی از شایعه۶ باشد و حتی برخی آن را یک پدیده اجتماعی اجتناب ناپذیر مینامند. ولی شایعات مختلف هر چه باشند، چه عمری کوتاه داشته باشند یا دراز، خصمانه باشند یا ویران کننده، از مهمترین سلاحهای مهلک جنگهای روانی در جوامع بشری به شمار میروند (نصر، ۱۳۸۰: ص ۲۹۷).یکی از شیوههای فرهنگی ـ ارتباطی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) با مدد الهی، مبارزه با شایعات گوناگون بوده است. صلاح نصر در این زمینه نوشته (۱۳۸۰: ص ۲۹۸): «قرآن کریم به بسیاری از شایعات اشاره کرده است که با هدف نابود ساختن بنیان دعوت مقدس پیامبر و ایجاد شک و تردید در آن، توسط افراد ضعیف النفس و مغرض از یهودیان و کفار و منافقان در مورد حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب ایشان و سایر انبیا و پیامبران ۷ رواج داده میشد. میبینیم شایعاتی که در مورد پیامبر و صحابه وی در صدر اسلام بر سر زبانها میافتاد، پیش از هجرت پیامبر به شهر مدینه، جوی مناسب نمییافت؛ ولی در مدینه، جو آماده و مناسب برای انتشار آنها پیدا شد. زیرا تعداد یهودیان در مدینه زیاد بود و طایفههای جدیدی نیز یافت میشدند که اسلام در اولین شهر دعوت به اسلام، یعنی مکه، با آنها برخورد نداشت؛ از جمله این طایفهها، منافقان بودند که به ویژه وقتی تعداد مسلمانان و عظمت آنها فزونی یافت، به نفاقافکنی پرداختند ۸ و در این کار از مهارت برخوردار بودند.»
ی – تلاش برای وحدت با اهل کتاب:بر خلاف تعصبات علمای یهود و نصاری که همه پیامبران قبلی را به خود اختصاص میدادند و هم از اعتراف به وحدت مبانی عقاید انبیای توحیدی گریزان بودند؛ یکی از مبانی گفتگوی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) با اهل کتاب در مدینه، این بود که به ایشان، تفهیم کند که تمام پیامبران از جانب خدای واحد مبعوث شدهاند و جز تفاوت شرایع که ضرورت تکامل اجتماعی در هر دوره است، در اصل و مبانی با یکدیگر وحدت داشتند و هرگز به راه تضاد و تفرقه نرفتهاند. پس پیروان این پیامبران نیز باید راههای تفرقه را وانهند و به وحدت گرایند (آل عمران / ۸۳ و ۸۴). از این رو تفاوت قائل شدن میان مسیحیان و یهودیان درستکار و نادرست و انفاق و عدالت در قضاوت، نمونههایی از شیوههای تبلیغی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در قبال پیروان اهل کتاب بوده است(زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۴۲۸ ـ ۴۲۹).
ک – نامهنگاری با محتوای دعوت به اسلام:دکتر محمد حمیدالله (۱۳۷۷: ص ۴۲): نامههای ۹ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را از نظر محتوایی به ۷ گروه تقسیم کرده است که عبارتند از: ۱٫ اقطاع و بخششها؛ ۲٫ امان نامهها؛ ۳٫ پناه نامهها؛ ۴٫ دعوت به اسلام؛ ۵٫ بیان احکام اسلامی؛ ۶٫ پیمان صلح با مشرکان؛ ۷٫ نامه نگاری با دشمنان.همچنین بر اساس بررسیهای وی، این هفت گروه محتوایی نامههای پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) به طور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر چشمگیری در پویایی و اثربخشی دعوت اسلام برجا گذاشته است و به نظر وی در مجموع اتخاذ این امر، یک راهبرد تبلیغی هوشمندانه بی نظیر در تبلیغ احکام الهی در تاریخ بشریت به شمار میرود. به طوری که اقطاع ملک و اعطای اموال که به عنوان بخششهایی از سوی پیامبر نسبت به مسلمانان و گاهاً غیر مسلمانان انجام یافته است و شمار بسیاری از نامههای پیامبر را در بر میگیرد؛ بیشتر با شرط پذیرفتن اسلام و انجام کارهای واجب اسلامی بوده است و یا اماننامههایی که از سوی رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) به کسانی داده شده است؛ همراه با شرط پذیرش اسلام است و انجام کارهای واجب اسلامی بوده است (حمیدالله، ۱۳۷۷: ص ص ۴۲ ـ ۴۳).در گروه دیگر از نامههای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که شمار آنها نیز کم نیست و پناه نامهها نامیده میشوند؛ شروطی نه چندان دشوار، یاد شده است و نیک اندیشی و پاکدلی نسبت به مسلمانان، یکی از آنها است؛ ولی در بیشتر این گونه پیمان نامهها، گرویدن به آیین اسلام یکی از شرطهای بنیادین از سوی پناه دهنده است و یا نامههایی که محتوای آنها بیان احکام اسلامی بوده است، رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) احکام عبادی و بیشتر احکام اقتصادی اسلام را نشر و اشاعه داده است (حمیدالله، ۱۳۷۷: ص ص ۴۴ ـ ۴۷).اما در پایان سال ششم هجری و پس از امضای پیمان صلح حدیبیه که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تلاشهای تبلیغی و سیاسی خویش را بر ۴ محور: ۱٫ عرضه محتوای کلی آیین اسلام به فرمانروایان مقتدر همسایه عرب؛ ۲٫ فراخوان قدرتهای مسیحی منطقه به اتحاد سیاسی در پرتو اصول مشترک اعتقادی؛ ۳٫ پیشنهاد اتحاد و برخورداری از حمایت سیاسی و نظامی به مجامع کوچک اهل کتاب در مناطق مختلف شبه جزیره و ۴٫ دعوت قبایل مشرک به اسلام و یا به اتحاد سیاسی با حکومت مدینه و برخورداری از حمایتهای مالی و نظامی مسلمین متمرکز نمودند. بخش مهمی از نامههای پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، همان طور که قبلاً بیان شد، به موضوع دعوت مردم جهان (فرمانروایان امپراطوری غیر عرب و فرمانروایان محلی و قبائل عرب) و اهل کتاب به اسلام اختصاص پیدا کرد. به طوری که در نامهها و پیمان نامهها و امان نامههای پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) ، ضمن فراخواندن اهل کتاب (یهود و مسیحیان) به اسلام؛ در آنان از شعائر و آیینهای آنها نیز یاد شده است. همچنین در همه نامههایی که پیامبر برای فرمانروایان امپراطوریهای وقت روم و ایران و فرمانروایان قبایل محلی و منطقهای نوشته و با مأمور کردن سفیرانی، برایشان ارسال کرده است. فرا خواندن آشکار آنان به توحید و اسلام به چشم میخورد و در آنها به گیرنده نامه تأکید شده است که ” چنانچه به اسلام نگروی، گناه مردم کشورت به گردن تو خواهد بود ” (حمیدالله، ۱۳۷۷: ص ص ۴۶ ـ ۴۷ و زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ص ۵۱۹ ـ ۵۲۱).
۴) نتیجهگیریخداوند متعال، مشیت و اراده خود را به میانجیگری یک پیام رسان آسمانی بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آشکار میسازد؛ ولی خود آن حضرت، چون نقطه نهایی نیست و هدف الهی نجات و رستگاری تمامی بشریت میباشد؛ از این رو پیامهای الهی بایستی توسط پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم نیز انتقال پیدا کند، تا انعکاس و در نتیجه واکنش مردم نسبت به آن در دو چهره ایمان و کفر نمایان شود. بنابراین ارتباطات در اسلام جایگاه بسیار متعالی دارد و فرآیند ارتباط بین افراد، گروهها، جوامع و… از دیدگاه اسلام، صرفاً یک جریان ساده و الگوی مکانیکی انتقال پیام بین پیام آفرین / فرستنده با مخاطب / گیرنده نمیباشد.بنابراین پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بدو ظهور و تولد اسلام و آغاز عصر دعوت و ادامه آن، علاوه بر رسانهها و شیوههای ارتباطی زمان جاهلیت که با تغییر محتوای پیام در خدمت ترویج و تبلیغ اسلام قرار گرفت؛ ابزارها، نهادها و شیوههای فرهنگی ـ ارتباطی کارآمد دیگری را برای اشاعه آموزههای الهی که توسط ایشان از منبع وحی دریافت میشده است، به جامعه معرفی کردند. که استفاده از این میراث بزرگ، الگوی ارزشمندی برای سعادت دنیوی و اخروی بشریت بوده و خواهد بود و نیازمند است که از سوی اساتید و دست اندرکاران حوزههای مرتبط بیش از پیش مورد بررسی و بهرهبرداری برای فعالیتهای فرهنگ سازی مورد نیاز جامعه قرار گیرد.
پی نوشت ها:
۱٫ دو واژه رسول (rasül ـ آنکه مأمور ابلاغ پیام از جانب کسی به دیگری است، فرستاده، نبی، پیغامبر و..) و نبی (nabï ـ رسول، پیغامبر، پیغمبر)، هر دو به معنای پیامبر استفاده میشود (معین، ۱/۱۳۷۱: ص ۱۶۵۵ و ۲/۱۳۷۱: ص ۴۶۶۹)؛ ولی به گفته محسن خندان (۱۳۶۴: ص ۱۸۶) در کتابهای لغت و کلام تا ۶۰ فرق برای این دو شمردهاند.۲٫ سوره مبارکه مائده ـ آیه ۶۷: «ای پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرساندهای…»ـ سوره مبارکه نور ـ آیه ۵۴: «… و بر فرستاده ] خدا [ جز ابلاغی آشکار [مأموریتی] نیست.»ـ سوره مبارکه شوری ـ آیه ۱۵: «بنابراین به دعوت پرداز، و همان گونه که مأموری، ایستادگی کن،…»ـ سوره مبارکه قصص ـ آیه ۸۷: «… و به سوی پروردگارت دعوت کن…»ـ سوره مبارکه حج ـ آیه ۶۷: «… به راه پروردگارت دعوت کن…»ـ سوره مبارکه یوسف ـ آیه ۱۰۸: «بگو: این است راه من، که من و هر کس (پیرویام) کرد با بینایی به سوی خدا دعوت میکنیم…»3. واژههای: ” التبلیغ، الدعوه، الاعلام، الاعلان و الدعایه ” در زبان عربی به نحوی با مفهوم تبلیغ در ارتباط میباشد و در حقیقت، برای ترجمه واژه تبلیغ به زبان عربی، ـ در صورت نبودن قرینه تعیین کننده ـ، میتوان از هر یک از این واژهها استفاده کرد (خندان، ۱۳۷۴: ص ۱۷).همچنین سه واژه انگلیسی: Advertising ، Propaganda و Mission به عنوان معادل واژه تبلیغ، معمولاً به کار میرود که واژه Mission علی رغم نزدیکی زیادی که با مفهوم تبلیغ دینی دارد و واژه Propaganda که دارای تعریف اصطلاحی نزدیکی با مفهوم تبلیغ در زبان فارسی میباشد؛ ولی در مجموع معادلهای دقیقی برای تبلیغ دینی اسلامی نیستند و بیشتر واژههای هم معنا میباشند تا هم محتوا.۴٫ برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به کتاب تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت)، نوشته دکتر غلامحسین زرگرینژاد (۱۳۸۴)؛ ص ص ۲۲۵ ـ ۲۲۷ .۵٫ مدت این دوره دقیقاً مشخص نیست و حداقل این دوره را سه روز و حداکثر سه سال نوشتهاند (زرگرینژاد، ۱۳۸۴: ص ۲۳۲).۶٫ Rumor7. البته در این مورد میتوان به داستانهای حضرت مریم (س) که قوم یهود در مورد او شایعاتی منتشر کردند که شرف او را خدشهدار کنند و در مسیح (ع) ایجاد شک نمایند و یا حقه زن عزیز مصر و درگیری با حضرت یوسف (س)، اشاره کرد (صلاح نصر، ۱۳۸۰: ص ۳۰۰).۸٫ شایعهای که منافقان در مورد ” عایشه ” در پایان غزوه بنی مصطلق رواج دادند (داستان افک ـ تهمت بزرگ) و نزول آیات ۱۱ الی ۲۶ سوره مبارکه نور در این باره، به روایت اهل تسنن و یا اینکه علل نزول آیات مذکور به دلیل این موضوع بوده که منافقان به ” ماریه قبطیه ” تهمتی بزرگ و نابخشودنی زده بودند، بنا بر روایت اهل تشیع (جبارلوی شبستری، ۱۳۸۵: ص ۱۱).۹٫ در تعداد این مکتوبات بین اندیشمندان و مورخان اختلاف وجود دارد. صاحب ” مکاتیب الرسول “، ۱۸۵ نامه و دکتر حمیدالله در «وثائق» 246 نامه و پیمان نامه را ذکر میکنند (//peyambar-aazam.com).منابعـ قرآن کریم (ترجمه استاد محمد مهدی فولادوند، دارالقرآن الکریم دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی).ـ نهجالبلاغه (ترجمه دکتر سیدجعفر شهیدی، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰).ـ الویری، محسن (۱۳۸۳) ” شیوههای فرهنگی ـ ارتباطی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در عهد مکی “، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع). شماره ۲۱، بهار ۱۳۸۳، (ص ص ۴۱ ـ ۷۰).ـ جبارلوی شبستری، بهرام (۱۳۸۵) ” درآمدی بر مباحث و آموزههای ارتباطی نهجالبلاغه “.(جزو ۶۰ مقاله برگزیده مرکز تحقیقات امام علی (ع) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم).ـ حمیدالله، محمد (۱۳۷۷) نامهها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اسناد صدر اسلام، ترجمه سیدمحمد حسینی. تهران: انتشارات سروش (چاپ دوم).ـ خندان، محسن (۱۳۷۴) تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی. تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.ـ زرگرینژاد، غلامحسین (۱۳۸۴) تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت). تهران: سمت (چاپ سوم).ـ سعیدی رضوانی، عباس (۱۳۷۲) بینش اسلامی و پدیدههای جغرافیایی. مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی (چاپ دوم).ـ شهیدی، سیدجعفر (۱۳۶۷) تاریخ تحلیلی اسلام. تهران: مرکز نشر دانشگاهی (چاپ هشتم).ـ فیاض، علی اکبر (۱۳۸۴) تاریخ اسلام. تهران: انتشارات دانشگاه تهران (چاپ پانزدهم).ـ مطهری، مرتضی (۱۳۸۵) ده گفتار. تهران: انتشارات صدرا (چاپ بیست و دوم).ـ معین، محمد (۱/۱۳۷۱) فرهنگ فارسی (متوسط ـ جلد دوم). تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر (چاپ هشتم).ـ معین، محمد (۲/۱۳۷۱) فرهنگ فارسی (متوسط ـ جلد چهارم). تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر (چاپ هشتم).ـ نصر، صلاح (۱۳۸۰) جنگ روانی، ترجمه محمود حقیقت کاشانی. تهران: انتشارات سروش.

















هیچ نظری وجود ندارد