۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home جغرافیای شیعه

شکایات (مطالبات) شیعیان در عربستان سعودی

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
فرقه گرایی همراه با تبعیض ضد شیعی که خود را از راه و روش های متعددی نشان می دهد، یک نابسامانی بومی داخلی در عربستان سعودی است. از نظر تاریخی، مسئولیت قابل ملاحظه ای که بر دوش این پادشاهی است، محصول اتحادش با جنبش وهابیت و پیمانی است که سنگ بنای اولین کشور سعودی را گذاشت. (۱) نهاد مذهبی وهابیت به رغم کاهش اقتدار و خودمختاری مبنای مشروعیت رژیم را تحکیم می نماید؛ در عوض آل سعود از چالش با اصول اساسی خود و ازجمله عناصر برجسته ضد شیعه آن، خودداری می ورزد. در گذشته فرقه گرایی یک ابزار استراتژیک ارزشمند به شمار می رفت که برای کنترل تهدید ناشی از انقلاب اسلامی ایران در دهه ۸۰ و گسترش نفوذ عربستان سعودی در سراسر خاورمیانه و آسیای مرکزی به کار می آمد. (۲) روحانیون در مناسب رسمی و غیر رسمی، در نهادهایی که از سوی دولت تغذیه می شدند، در مدارس و حتی مشاغل وشرکت های خصوصی به وعظ و نیز اعمال تند و کینه توزانه تبعیض و تنفر ضد شیعی می پرداختند.
بسیاری از اقدامات و اعمال تبعیض آمیز به زمان تأسیس کشور عربستان و سال های اولیه توسعه آن باز می گردد. در حال حاضر از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ تنش های فرقه ای از هر زمان دیگری بیشتر است. این امر عمیقاً نتیجه تحولات عراق (افزایش قدرت شیعه، به رانده شدن سنی هایی که سنتاً بر عراق مسلط بودند و رقابت خشونت آمیز سیاسی و نظامی سنی- شیعه) می باشد. برای بسیاری از سعودی ها و همین طور سنی های دیگر کشورهای منطقه نگرانی از تسلط شیعه در عراق با هراس از تشجیع جمعیت شیعه در این کشورها ترکیب شده است. چنین نگرانی هایی در لحن های خشن روزافزون همراه با چشم انداز خشونت فرقه ای جدی مجال بروز یافته اند. (۳) ۱) تبعیض یکی از مظاهر آشکارتر تبعیض، عدم حضور و یا حضور نادر شیعیان در پست های رسمی حکومتی است. هیچ وزیر یا عضو کابینه سلطنتی شیعه هرگز وجود نداشته است و تنها سفیر شیعه، جمیل الجشی، سفیر عربستان در تهران از سال ۱۹۹۹ الی ۲۰۰۳ بود . وقتی که ملک فهد در سال ۲۰۰۵ مجلس شورا را (یک نهاد مشورتی نیمه قانونگذار که کار آن در تنها ارائه توصیه به خاندان سلطنتی است) از ۱۲۰ به ۱۵۰ عضو گسترش داد، تنها دو نفر شیعه دیگر به اعضای مجلس شورا اضافه شده و کلا تعداد آنها به ۴ نفر رسید . در شکل دهی مجدد و همزمان شورای ۱۵ نفره منطقه ای در منطقه شیعه نشین شرقیه (که مستقیماً به امیر منطقه گزارش می دهد و به طور قابل ملاحظه ای قدرت بیشتری از شورای انتخابی شهر دارد)، شاهد کاهش اعضای آن از ۲ نفر به یک نفر بودیم. (۴) شیعیان در برابر لایه ها و سطوح متعدد تبعیض مقابه کرده اند. دانشجویان شیعه از تعصب و خصومت آشکار اساتید سنی که مرتباً آنها را به عنوان کفار(بی دین ها)، مشرکون و یارافضه (اصحاب رد که اصطلاح خاص یا کد برای شیعیان است) می خوانند، شکوه می نمایند. (۵) در نسخه ای از یک امتحان که اخیراً برای کلاس تاریخ دوره متوسطه ارایه شده و گروه بحران به آن دست یافت، از دانش آموزان خواسته شده که به این سؤال پاسخ دهند که چرا اهل سنت ترجیح می دهد تا شیعیان را به عنوان الرافضه بخوانند؟ متون کتاب های مذهبی در دبستان ها و مدارس راهنمایی، از جمله مدارس مناطق شیعه نشین حاوی چنین عناوینی می باشند. اولین بخش از مجموعه عمومی فتاوی مذهبی به جدا کردن وبی فضیلتی رافضه اختصاص دارد. (۶) در یک اعلامیه که در سا ل ۲۰۰۴ صادر و طی آن درخواست برگزاری یک سمینار عمومی جهت بحث و بررسی تبعیض در مدارس مطرح شده بود، فعالان سیاسی شیعه به تشریح رویدادی در یک دبستان در ریاض پرداختند مبنی بر اینکه آموزگار مدرسه به یک دانش آموز شیعه بهتان زده و شیعیان را مورد تکفیر قرار داده و مرتد دانسته است. (۷) شیعیان به رغم داشتن اکثریت بلامنازع جمعیت منطقه شرقیه، به ندرت در مدارس عالی ادارات حضور دارند . زنان و دختران به شکلی ویژه مبتلا به این امر هستند. حتی یک رئیس شیعه در مدارس دخترانه این منطقه وجود ندارد. این امر منجر به آن گردیده که یک گروه از زنان فعال و برجسته شیعه از اینکه حتی آنها قادر به مراقبت و سرپرستی آموزش فرزندان خود نمی باشند، اظهار تأسف و گلایه نمایند. (۸) به معلمان شیعه در مدارس حومه منطقه شرقیه هشدار داده شد تا عقیده خود را به صورت شخصی حفظ نمایند و الّا با اقدامات تنبیهی مواجه می شوند. این در حالی است که در سراسر مواد درسی بر وهابیت تأکید می گردد. یک سند از پلیس سعودی که به دست گروه بحران افتاد، موردی را نشان می دهد که طی آن یک مرد ۴۹ ساله شیعه که معلم مدرسه راهنمایی در الحسا بود، مورد شلیک گلوله پلیس واقع شده و به اتهام برگزاری یک جلسه در خانه خود برای انجام مراسم مذهبی و نیز بحث و بررسی مسائل جامعه شیعه یک ماه به زندان افتاد. در سند پلیس به این جلسه به عنوان حسینیه (محل اجتماع جامعه شیعه) و یک بدعت رافضی منشانه اشاره شده است که از نظر وهابی هایی که اغلب به این بهانه به شدت و خشونت متوسل می شوند، مستحق مجازات مرگ می باشد. (۹) جدای از موضوع مدارس، شیعیان با فشارهای مضاعف دیگری نیز مواجه هستند .اشتغال در دستگاه های امنیتی- نظامی و انتظامی نادر و چشم اندازهای ارتقای درجه برای کسانی هم که شاغل می باشند، در واقع وجود ندارد. (۱۰) تبعیض در بخش خصوصی نیز متداول است، اگر چه استناد به آن مشکل تر می باشد. (۱۱) نتیجه این موضوع فقر نامتناسب و شرایط سخت اجتماعی برای شیعیان است که به رغم عدم وجود مدارک رسمی با یک سفر به منطقه شرقیه می توان به آن پی برد. (۱۲) ۲) شیعیان به عنوان دشمن اصول ضد شیعی در قرن هجدهم توسط محمد بن عبد الوهاب تدوین شد که آن (اصول) در قرن بیست و یکم میلادی انعکاس بیشتری یافته است. (۱۳) از نظر برخی از سنی ها، شیعیان کافر بوده و مروج شرک هستند. آنها از اصول توحید تجاوز کرده و مرتکب گناه بدعت شده اند؛ گناهی که مجازات آن مرگ است. این وهم ریشه در الهیات دینی دارد، یعنی به زمانی باز می گردد که شیعیان با رد خلافت و جانشینی ابوبکر و عمر، پشت کردن به آنها را بر خود فرض دانستند. (۱۴) محمد بن صالح العثیمین (متوفی به سال ۲۰۰۱) یکی از روحانیون بلند پایه سابق شورای عالی علما، این امر را خیانتی بزرگ تر از خیانت هایی دانست که یهودیان و مسیحیان مرتکب گردیده اند. وی همچنین مدعی گشت که شیعیان مسئول سقوط خلافت اسلامی در بغداد، تهاجم مغول ها و کشتار علمای بسیار می باشند. (۱۵)و (۱۶) با وجود روحانیون و کسانی که شیعیان را به عنوان دشمن اصلی محکوم می کنند، تعصب می تواند اشکال افراطی دیگری نیز به خود بگیرد. در سال ۱۹۹۱ عبدالله بن عبد الرحمن الجبرین یکی از اعضای وقت شورای عالی علما، فتوایی صادر کرد که بر مبنای آن شیعیان به عنوان مرتد معرفی شده و ریختن خون آنها مباح می باشد. (۱۷) وی در ژانویه ۱۹۹۴، در پاسخ به سؤالی در خصوص نماز روافض در مساجد سنی فتوایی صادر کرد و طی آن تصریح نمود که آنها (شیعیان) دشمن هستند و به خاطر دروغی که به خدا بستند، در جنگ با خدایند. (۱۸) در فتوای دیگری در همان سال در پاسخ به سؤالی درباره نحوه برخورد با شیعیان در محل کار گفت: نشان دادن انزجار، بیزاری و تنفر نسبت به آنها ضروری است و تلاش در جهت انقیاد و سرکوب آنها (تضییق) اولی می باشد. (۱۹) برخی از آشکارترین نمادها پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ موقوف شد و این مصادف بود با زمانی که حکومت سخنرانی های تند و افراطی را به طور کلی محدود کرده و در بخشنامه ها اخطار کرد که لحن تند خود را آرام نمایند. هنوز نهادهایی که کمتر تحت نظارت مستقیم هستند به تبلیغ احساسات ضد شیعی در قالب شدیدترین ناسزاگویی ها ادامه می دهند. در سال ۲۰۰۲ سازمان بین المللی اعانه اسلامی (۲۰) (IIRO) در جده مستقر بوده و بسیار قدرتمند می باشد و یکی از مهم ترین نهادهای خیریه عربستان سعودی است، در الاحساء کتابی را تحت عنوان صد سؤال و جواب پیرامون امور خیریه منتشر کرد که در آن ادعا شده است: «بر مسلمانان سنی است که نسبت به اهل بدعت تنفر داشته واز آنها به عنوان رافضه و تکذیب کنندگان خدا، زیارت کنندگان متعصب (که یک عمل بدعت آمیز از نظر وهابیون تلقی می گردد) و مرتدین بیزاری جسته و انزجار خود را اعلام نمایند. بر مسلمان واجب است تا در حد توان خود از شیطان بیزاری جوید». (21) در ارتباط با توزیع چنین متونی یک مقام حکومتی اخیراً اظهار داشته که ما می دانیم که این کتاب ها توزیع شده اند و نیز می دانیم که در این زمینه کار انجام نمی دهیم. این امر موجب یأس ما می گردد. (۲۲) جنگ در عراق و قدرت یافتن شیعیان در عربستان مجدداً خصومت ضد شیعی را دامن زد. پوستر های شبکه های پرطرفدار اینترنتی و صفحات وب مشحون از جملات «شیعیان دشمن هستند»، «شیعیان دشمن هستند»، «شیعیان دشمن هستند» به علاوه «لعن و نفرین خدا بر رافضه» گردید. (۲۳) در سال ۲۰۰۳ ناصر العمر یک روحانی ضد شیعه معروف که در دهه ۹۰ با نوشتن یک رساله تحت عنوان «رافضه در سرزمین توحید» مشهور گردید، با مدعی شدن مطلب زیر همگانی شیعیان عراق با نیروهای آمریکایی را محکوم کرد: «آنها شروع به کشتن برادران اهل سنت ما کرده اند؛ همان چیزی که برادران ما قبل از جنگ از آن می ترسیدند. اگر چه آنها بدواً در برابر نیروهای اشغالگر ایالات متحده ایستادند، اما صفات واقعی آنها الان آشکار شده است. این صفات از ارتباط وثیق میان آمریکا و رافضه مشاهده می شود». به عنوان قرینه ای از اینکه شیعیان از مدت های مدید همراه و همدل ایالات متحده بوده اند، ناصر العمر تصریح دارد که بیشترین کسانی که به آمریکا درزمان ورود به بغداد خوشامد گفتند، شیعیان بودند. ما این هشدار را می دهیم که هرگز با آنها همراه نخواهیم شد. فریب گفته های آنها را نخورید؛ زیرا آنها در گذر تاریخ بزرگ ترین دروغ گویان بوده اند. (۲۴) حتی سفر الحوالی یک استاد خوشنام و محترم مذهبی که به خاطر فعالیت های سیاسی مدتی را در زندان گذرانده بود، گفت و گوی ملی سال ۲۰۰۳ را به خاطر مشارکت شیعیان تحریم کرد. (۲۵) شیعیان عربستان سعودی به گروه بحران گفتند که فقرات مهم مشابهی نیز در سطح محلی اتفاق افتاده است. در جریان کنفرانس شدیداً تبلیغاتی ضد تروریسم در فوریه ۲۰۰۵ حکومت سعودی متولی سمینارها و بحث هایی مبنی بر تقبیح مبارزه طلبی (تروریستی) در سراسر عربستان گردید. در یک میز گرد در خصوص نیاز به تسامح بیشتر در دانشگاه ملک فیصل در هفوف که یک شهر دارای جمعیت شیعه و سنی در منطقه شرقیه می باشد، عناصر مذهبی سنی به خاطر اینکه رهبران مذهبی شیعه محلی نپذیرفتند که صندلی های ردیف اول سالن را ترک و به ردیف های عقب تر بروند، برآشفتند. (۲۶) ۳) خشونت فرقه ای اقدامات خشونت آمیز علیه شیعیان از اویل قرن بیستم به ندرت اعمال شده است. (۲۷) اگر چه با افزایش تنش ها در سال های اخیر، شایعاتی مبنی بر حملات طراحی شده یا ناموفق در جامعه شیعی پخش گردید. (۲۸) به عنوان نمونه بسیاری بر این عقیده بودند که توطئه ای برای قتل الصفّار حین مراسم عاشورا در سال ۲۰۰۴ طراحی شد که با دستگیری دو مبارز (تروریست) در قطیف خنثی گردید. (۲۹) چنین عنوان می شود که تلاش مشابهی توسط شیعیان در آستانه عاشورای ۲۰۰۵ وقتی که مبارزان تروریست در حال عکس برداری از مساجد و حسینیه های شیعیان دستگیر شدند، خنثی شد. در دوسال گذشته، رویدادهای حاکی از خشونت فرقه ای آشکار از جمله آتش زدن مساجد شیعه در قطیف و مراکز شیعی در تاروت، همچنین تعرض و اهانت به یک قبرستان شیعی در عنّک را شاهد بوده ایم. (۳۰) تعرض تصادفی از قبیل آتش زدن اتومبیل ها در مجامع شیعی حومه قطیف نیز اضطرابات را دامن زده است. (۳۱) به طور کلی به زبان یک روزنامه نگار شیعه، مسائل سنی- شیعه در عربستان سعودی روز به روز اهمین بیشتر و عام تری می یابد و این امر ناشی از تأثیر عراق است. مسائل قدیمی مانند فلسطین، در حال جایگزین شدن با خشم سنی- شیعه می باشند. (۳۲) ۴) سعودی های مغلوب (بازنده) از جمله نگرانی های ویژه برای روابط آتی سنی- شیعه افزایش هشدار برانگیز تعداد مبارزان جهادی سعودی که به عراق سوق داده می شوند، است. انگیزه های آنها شامل مخالفت با ایالات متحده، سیاست هایش و حضور در منطقه (۳۳) و نیز نیاز به فرار از عربستان به خاطر سیاست های تنبیهی مبارزان جهادی، می گردد. اما در این میان خصومت با شیعیان و نقش روز افزون آنها در عراق نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. یک ناظر سیاسی عربستان سعودی که با روستاییان نزدیک با جهادی ها و فعالیت های آنها در عراق و همچنین با مقامات عراقی مصاحبه کرده، به این نتیجه رسیده است که بسیاری ازآنها به خاطر کشتن شیعیان به عراق رفته اند. (۳۴) به بیان دیگر هرچه خشونت فرقه ای بیشتر شود، این پدیده نیز گسترده تر می شود. (۳۵) برآورد تعداد سعودی هایی که به شورشیان عراقی پیوستند از صدها (۳۶) تا هزاران تن ذکر شده است. (۳۷) قراین و شواهد جمع آوری شده توسط گروه بحران بر این اشعار دارند که جوانان سعودی از سراسر عربستان به عراق جلب شده ا ند. (۳۸) یکی از آنها که اخیراً به زادگاه خود در قصیم (استانی واقع در شمال ریاض که مرکز مذهبیون محافظه کار وهابی محسوب می شود) بازگشته، تعداد مبارزان جوان تنها از منطقه قصیم را که به جهاد پیوسه اند، ۳۰۰ تن تخمین می زند. (۳۹) تعدادی از اعضا معروف القاعده در شبه جزیره عربستان- که به موجب سیاست های شدید داخلی در حال مهاجرتند- نیز در ماه های اخیر وارد عراق شده اند .(۴۰) گزارشات رسانه های عربی حکایت از آن دارند که جهاد عراقی جذابیت گسترده ای برای سعودی های ریاض، جده،بریده، حائل، الخبر، الحساء، الجوف، حفر الباطن و هر جای دیگری که فهرست های کشته یا دستگیر شدگان را نشان می دهند، دارد. (۴۱) تعداد سعودی هایی که در عراق و سوریه- که مرزهای پر پیچ و خم آن مکان مناسبی برای تردد جهادی های سراسر خاورمیانه است- دستگیر شده اند و نیز آنهایی که در ماه های اخیر کشته شده اند، به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. (۴۲) اکثریت آنها ۲۰ تا ۳۰ ساله و تحصیل کرده بودند که از مرزهای عراق- سوریه وارد عراق شده بودند. بسیاری از آنها خانواده خود را ترک کرده بودند . برخلاف مجاهدینی که در دهه ۸۰ در افغانستان می جنگیدند، مبارزین امروز از حمایت رسمی برخوردار نیستند. در واقع حکومت عربستان آشکارا جهاد خارجی را محکوم کرده و روحانیون را برای تقبیح آن تحت فشار قرار داده است. والدین اغلب بی خبر از این هستند که فرزندانشان کشور را ترک کرده اند. بسیاری از آنها از مرگ فرزندان خود ازطریق تماس های تلفنی کوتاه شورشیانی که زنده مانده اند، مطلع می گردند. (۴۳) چشم انداز بازگشت احتمالی برخی از صدها مجاهدین جنگ آزموده سعودی مسلم و حتمی به نظر می رسد. با افزایش این احتمال که مانند بازگشت اسلاف آنها ا زافغانستان آنها نیز به دنبال معرکه جدید می گردند و یک تهدید بالقوه به اهداف عربی و حکومتی (حکومت عربستان) و نیز اقلیت شیعه را تشکیل می دهند. آینده روابط سنی- شیعه سیاست حکومت سعودی در قبال شیعیان از خصومت ذاتی و ریشه ای به تردید مضاعف سال ۱۹۷۹ (مبنی بر اینکه شیعیان از ندای (امام) خمینی (ره) برای انقلاب استقبال و به سوی استقلال میل پیدا نمودند) و نیز از این وضعیت به ترکیبی از رودرویی و جذب در پی رویدادهای ۱۹۷۹ و اخیراً به تنش زدایی زاییده گردهمایی های ۱۹۹۳، تحول یافته است. اگرچه در این دوران، مناسبات آنها با تبعیض فرقه ای، احساسات و تحریکات ضد شیعی عمیق و راهبری مبنی بر اینکه با شیعیان باید بیشتر به عنوان یک تهدید امنیتی برخورد و آنها را مهار کرد تا اینکه آنها در یک فرایند همگرایی جذب نمود، تعین و تشخص یافته است. (۴۴) این سیاست به معنی آن نیست که حاکمان سعودی جلوی افراطی ترین اشکال عدم تساهل را باز و رها گذاشته اند، بلکه بیشتر به این مفهوم است که آنها متناوباً و با احتیاط محدودیت هایی را به شیعیان تحمیل کرده اند. به نظر می رسد، ملک عبدالله که در خط مقدم تلاش ها برای دخیل نمودن شیعیان و پیشبرد همگرایی آنها بوده، احتمالاً در حال حاضر در موقعیت ایجاد تغییر کارسازتر قرار دارد. وی در سال ۲۰۰۳زمانی که ولیعهد بود، با ایجاد چارچوبی برای رهبران سنی وشیعه جهت ورود به گفت و گوی مستقیم گام مهم و اساسی برداشت؛ و قراین حاکی از آن است که وی درصدد پیگیری این مسیر می باشد. اما در مسیر حصول به این هدف با موانع قابل ملاحظه ای نیز مواجه است. دو گروه بندی در داخل خانواده سلطنتی (به رغم سالخوردگی این خانواده) وجود دارد. این فرد هشتاد ساله احتمالاً زمان کمی تا حصول به اهداف خود داشته و مجبور خواهد بود تا با مبارزه غیر قابل اجتناب بر سرجانشینی بیشتر به نفع وضع موجود مواجهه نماید تا ایجاد تغییر. مقاومت، از بوروکرات های رده میانی (جدای از خمود و بی حرکتی و یا عقیده ایدئولوژیک) که ممکن است در خواست ها برای ایجاد تغییر را خنثی نمایند، ناشی می گردد. (۴۵) مقامات از تفکر درباره نتایج و اثرات سیاسی فشار بر ضدر شیعی گری که بخشی از بی میلی (یااکراه) گسترده تر نسبت به بحث بر سر مسائل فرقه ای است. مردد می باشند.جزئیات دیدار سال ۲۰۰۳ ملک عبدالله با شیعیان صرفاً از طریق القدس العربیه مستقر در لندن برملا گردید. هنوز مقامات در محافل خصوصی خود به برخی دلایل اینکه چرا تغییر یابد به آرامی و با دقت صورت گیرد، اشاره می کنند. آنچه اغلب مطرح می شود، مناقشه بر سر آن مسئله است که اصلاحات سریع و همراه با جدال و ستیز می تواند نقش اهرمی به نفع تندروترین فعالان وهابی را داشته باشد. (۴۶) در این صورت تهدید اساسی کمتر از جانب ناآرامی بالقوه شیعیان و بیشتر از جانب مبارزان سنی که با تلاش برای خاموش کردن احساسات ضد شیعی تهییج شده و خشم خود را معطوف به رژیم کرده اند، احساس می شود. دکتر عبدالله التورکی یکی از اعضای مجلس شورا به این نکته اشاره کرد که سرعت بی جهت در اصلاحات می تواند چیزی شبیه به یک فاجعه بار آورد و تغییر شتاب دار مردم را بر سر قدرت خواهد آورد؛ مردمی که به من اجازه خوابیدن و استراحت در آرامش را نمی دهند. (۴۷) چنین نگرانی هایی که نوعی مصادره به مطلوب محسوب می شوند، به خاطر اتکای شدید حکومت به مشروعیت دینی و نقش برجسته ایدئولوژیک یک ضد شیعه نمی تواند خارج از محاسبات باشد. ترکی الحمد، اصلاح طلبی که به خاطر تقبیح تندروی دینی معروف شد، اعتراف نمود که دولت نمی تواند وهابیت را رها کند؛ زیرا برای مشروعیت به آن نیازمند است.(۴۸) در وضعیت موجود حساسیت مقامات با هراس ویران کننده تفوق منطقه ای شیعه ترکیب شده است. مقامات وزارت امور خارجه نگرانی خود از میدان داری ایران در عراق و تأثیر بالقوه آن بر عربستان سعودی و به طور کلی منطقه را اظهار می دارند. (۴۹) با اشاره به تهدید جهاد گرایی مبارزه جو، خشونت سال های اخیر ممکن است بهترین فرصت را تا به امروز برای مقابله با فرقه گرایی فراهم آورد. حکومت در عکس العمل سریع نسبت به سلسله حملات می ۲۰۰۳، صدها نفر مبارز مظنون را دستگیر و کشته است. تحت راهنمایی امیر عبدالله (هم اکنون ملک عبدالله است) و با فشار شهروندان اصلاح طلب (۵۰)، پادشاهی عربستان گردهمایی هایی را برای پیشبرد وحدت ملی وتساهل ترتیب داد. (۵۱) مؤثرترین گردهمایی ها ، اولین گفت و گوی ملی در جولای ۲۰۰۳ بود که سنی ها، شیعه ها، صوفی ها و اسماعیلی ها کنار گذاشتن مبارزه جویی و پیشبرد کثرت گرایی اسلامی را مورد بحث و بررسی قرار دادند. یک سری از مواجهات و مکالمات جانبی بی سابقه میان الصفّار (از رهبران شیعه) و روحانیون برجسته سنی (از جمله سلمان العوده، عائض القرنی و عوض القرنی) که قبلاً شیعیان را به عنوان کافر مورد خطاب و آزار قرار داده بودند، برقرار گردید. (۵۲) این گردهمایی ها اگر چه نتایج ملموسی را در پی نداشت، لیکن گفت و گوی شیعه- سنی را رسمیت بخشیده و راه را برای مواجهات بیشتر هموار کرد. عائض القرنی در پاسخ به دعوتی آشکار از الصفّار در سال ۲۰۰۴ به قطیف رفته و در مجلس هفتگی رهبران شیعه شرکت کرد و به درد دل ها و خشم حاضرین شیعه نسبت به چندین دهه تبعیض فرقه ای گوش فرا داد. نشست های بعدی میان عناصر شیعه و یک روحانی سرشناس سنی در سال ۲۰۰۵ برقرار شده و مباحثات میان آنها بر تقویت مناسبات میان فرقه ای متمرکز بود. (۵۳) مطبوعات سعودی نیز موضوع فرقه گرایی را آشکارتر ولی هنوز غیر مستقیم مورد خطاب قرار داده و برای مثال گزارشاتی در خصوص خشونت فرقه ای در پاکستان و عراق می نوشتند و کلاً مسلمانان و خصوصاً سعودی ها را به درک مخاطرات و پرهیز از دامن زدن به فرقه گرایی فرا می خواندند. (۵۴) در سلسله مطالبی که به طور هفتگی برای موضوعات اسلامی اختصاص داشت، روزنامه المدینه مصاحبه ای مطول با الصفّار منتشر نمود که به او به جهت جلب نظر سنی ها و عادتی که برای تأکید بر تعهد خود به وحدت ملی، همزیستی و بهبود مناسبات سنی- شیعه داشت، جایگاهی بی سابقه بخشید.(۵۵) تأکید بروحدت ملی توسط آل سعود و هم پیمانان آنها در داخل دایره نهاد روحانیت وهابی نشانه دیگری از امیدواری (اگرچه نامطمئن) است. پاسخ شیعه آمیخته و درهم و برهم بود. بعضی خواست القرنی مبنی بر دیدار با شیعیان را مورد استقبال قرار داده و نشانه ای از تغییر در دیدگاه ها مبنی بر نگاه به سلفی ها را به نمایش گذاشتند. آنهایی که به عنوان افراطی نگریسته می شدند در حال تغییر و تحول هستند. این موضوع در جهت منافع کشور است. حکومت نیز این امر را خوب و با درایت هدایت کرد. (۵۶) اگر چه در کل این جو احساسی غیر مطمئن است ولی همان طور که یکی از رهبران جامعه شیعی گفته، این یک آزمایش ومحک است مشروط بر اینکه کلام و لحن تنفر آمیز کمرنگ و رقیق شود. (۵۷) ساکنین قطیف، الحساء، سیحات و تاروت به گروه بحران اظهار داشتند که این نشست ها تا به حال نتایج اندکی داشته است. یک فرد ساکن الحساء با طعن و کنایه گفت سنی ها تقیّه کرده اند؛ امری که سنتاً به شیعیان (در مواقعی که از ترس جفا و آزار، عقیده خود را پنهان می کنند) نسبت داده می شود. (۵۸) نتیجه گیری آغاز مبارزه خشونت آمیز فوراً تأمل عرب در خصوص ثبات رژیم را برانگیخت. چالش کنونی بی سابقه بوده و مبارزان احساس امنیت اکثر غربی ها و تعداد نه چندان کمی از سعودی ها را تقلیل داده اند. اما ارزیابی ها از تهدید وسیعاً به بار نشسته اند که نتیجه آنها نگرانی قابل درک از سرنوشت کشور اصلی تولید کننده نفت و معمایی که اغلب حقایق و رویدادها در عربستان را مستور می دارد، می باشد. افزون بر این- و به ویژه در بعد نظامی- رژیم به وضوح دست بالاتر را دارد. به عنوان مثال در آگوست ۲۰۰۴، عملیات تروریستی مبارزان منجر به کشته شدن بیش از ۷۰ تن و زخمی شدن صدها نفر گردید. تعداد تأکید نشده ای از نیروهای امنیتی وپلیس نیز کشته شدند. در واکنش به این وقایع،از ماه می ۲۰۰۳ نیروهای امنیتی کاملاً بسیج شدند. آموزش های آنها بهبود یافته، تجهیزات ضد تروریسم برای آنها فراهم آمد؛ حقوق ومزایای نیروهای پلیس به طور مؤثری افزایش یافت؛ (۵۹) وهمکاری با ایالات متحده تشدید گردید. (۶۰) (متأسفانه دلیل متقنی جهت پذیرش اینکه مقامات عربستان به طور فزاینده ای به منظور استنطاق و بازپرسی متوسل به شکنجه شده اند، وجود دارد). (۶۱) پشتیبانی شدید در سراسر کشور مشهود است و همین امر منجر به گلایه و شکایت بعضی سعودی ها از ایست های بازرسی ونگهبانان مسلح که به جامعه چهره ای نظامی داده، شده است. (۶۲) با توجه به بیانیه ژوئن ۲۰۰۴ که به خارجیان و شرکت های امنیتی خصوصی اجازه حمل سلاح می دهد، این فرایند احتمالاً تشدید خواهد گردید. نیروهای امنیتی عملیات و تهاجمات بی شماری را به اجرا گذاشته و ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر از جمله علمیات کنندگان و وعاظ رادیکال معروف را دستگیر نمودند. (۶۳) همه افراد مندرج در فهرست ۱۹ نفره به جز یک نفر کشته یا دستگیر شدند. همچنین ۱۶ نفر از فهرست ۲۶ نفره دسامبر ۲۰۰۳ به همین سرنوشت دچار شدند. (۶۴) عملیات خفیف و سبک اخیر (مانند شناسایی فرد مورد نظر و شلیک و ترور وی در حال رانندگی) ممکن است توسط هوادارانی که با عملیات کور مخالف بودند، انجام شده باشد که حاکی از توفیق القاعده شبه جزیره عربستان در الهام بخشیدن به اسلام گرایان جوان جهت فعالیت مستقل می باشد. ولی ممکن است این عملیات حکایت از آن داشته باشد که کادر رهبری- جنگجویان آزموده افغانستان و مبارزان مجرّب- افراد خود را از دست داده اند و اقدامات شدید حکومت، انجام عملیات پیچیده ای را که نیاز به آموزش، منازل امن و از این قبیل پیش نیازها دارد را بسیار مشکل تر نموده باشد. (۶۵) از دست دادن منازل امن نیز احتمالاً از دست دادن منابع مالی، سلاح و تجهیزات را به ذهن متبادر می سازد. افزون بر این، قرینه ای مبنی بر اینکه رهبر القاعده شبه جزیره عربستان تنها در عربستان سعودی استخدام شده و آموزش دیده باشد، وجود ندارد. (۶۶) هرچند ضعف هایی ضد تروریسم سعودی در سیل مبارزان در سه ماهه دوم سال ۲۰۰۴ در معرض دیدگان قرار داد، حمله الخبر به ویژه انتقادات گسترده ای را نسبت به کارساز بودن نظام سعودی موجب گشت. مدت زمان قابل توجهی تا دخالت پلیس طول کشید و سه تن از مبارزین به رغم محاصره محل موفق به فرار شدند. به نظر می رسد، اقدامات ضد تروریستی رژیم سعودی در درک و فهم ماوقع به ویژه نسبت به تهدید گسترده اتومبیل های بمب گذاری شده در مناطق شهری دچار واماندگی و حیرانی شده و برای تغییر تاکتیکی و جغرافیایی حملات، آمادگی ضعیفی را به نمایش گذاشت. (۶۷) لغرش های مکرر پلیس و تصرف تجهیزات نظامی توسط مبارزین این اندیشه را دامن زد که القاعده شبه جزیره عربستان در داخل نیروهای امنیتی حامیانی داشته یا در آنها نفوذ کرده است؛ هرچند این موضوع امری است که اثبات آن مشکل می باشد. (۶۸) جدای این ترازنامه خونین سؤال واقعی این است که آیا مبارزان اسلام گرای خشونت طلب می توانند هوادارانی جدید به خود جذب نمایند؟ و آیا رژیم سعودی رویکرد استراتژیک سیاسی و نظامی برای شکست دادن آنها اتخاذ خواهد کرد؟ تا حدودی رژیم این را دریافته است که تاکتیک های خود را فراتر از تاکتیک صرف نظامی تنوع بخشد. به رغم اینکه در نوامبر ۲۰۰۳ رژیم مانع از هر گونه گفت و گو (شامل ابتکاری که توسط الحوالی و سه تن از اسلام گرایان برای میانجی گری میان حکومت و مبارزین مسلح ارائه گردید) (۶۹) شد، به تدریج موضع خود را منعطف تر نمود. در می ۲۰۰۴ منتصر الزّیات یک قاضی اسلام گرای معروف مصری وارد عربستان شده و در صدد گشودن کانال های گفت و گو با افراطیون برآمد. (۷۰) در اواخر ژوئن ۲۰۰۴ حکومت یک عفو برای آنهایی که درعرض یک ماه خود را تسلیم نمایند، صادرکرد. به گفته بعضی در ماه جولای از سفر الحوالی به عنوان میانجی یا فرد رابط با مبارزانی که مایل به تسلیم بودند، استفاده شد. به فاصله کوتاهی بعد از آن حکومت یک دوره زمانی دوماهه را اعلام نمود که طی آن سلاح های غیر قانونی بدون هیچ گونه پیگرد و تعقیبی تحویل گردد. (۷۱) رژیم نیز مبارزه ای را به هدف مشروعیت زدایی از مبارزان به روش های زیر آغاز کرد: الف) بسیج علمای تراز اول نهاد دینی رسمی برای وعظ و خطابه علیه مبارزان و محکوم کردن رفتار آنها در زمینه ای دینی. (۷۲) اگرچه مؤثر بودن این تاکتیک با توجه به اعتبار کم روحانیون سالخورده محل تردید است. (۷۳) ب) معطوف کردن ایدئولوگ های مبارزین علیه خود آنها. همان طور که گفته شد، سه تن از روحانیون برجسته جهادی در نوامبر ۲۰۰۳ در جلوی دوربین تلویزیون دست از عقیده خود کشیدند. (۷۴) ج) ترغیب وعاظ صحوه همچون العوده برای محکوم کردن اقدامات خشونت آمیز. (۷۵) د) بارز کردن رنج قربانیان بی گناه در رسانه های تحت کنترل دولت. تصاویر تلویزیونی از زخمی های و قربانیان خون آلود آشکارا و به صراحت نشان داده شده ومقالات روزنامه ها بر خانواده های داغدیده و کودکانی که در حملات تروریستی کشته شدند، متمرکز گردیدند.(۷۶) تعدادی بر این باور شدند که این اقدامات تأثیری قوی بر افکار عمومی داشته است. (۷۷) ه) فهرست نمودن کمک اسلام گرایان خارج که رژیم بر آنها نفوذ دارد- بسیاری دست سعودی را در پشت محکوم کردن حملات خبر در اواخر می ۲۰۰۴ توسط حماس دیدند. (۷۸) به طور کلی تر، رژیم گام های اولیه برای محدود کردن نفوذ افراط گرایی را برای مثال از طریق تطهیر متون درسی که خصومت علیه مسیحیان و یهودیان را تلقین می کردند، برداشت و برنامه های کاهش فقر را آغاز نمود. (۷۹) رژیم می تواند تساهل را پایه پیشرفت قرار دهد. اندازه گیری و ارزیابی افکار عمومی عربستان در بهترین حالت متضمن دانشی غیر دقیق می باشد که فقدان آمارگیری معتبر بر مشکل آن می افزاید. (۸۰) هنوز مصاحبه های گروه بحران و دیگر قراین بر بی میلی (یا تنفر) گسترده نسبت به خشونت به ویژه اقداماتی که متوجه سعودی ها است، اشعار دارند. حتی در حالی که بسیاری از سخنان و دیدگاه های مبارزین اسلام گرا حمایت می کنند. مخوف ترین علمیات علیه مردم عادی حملات ۸ نوامبر ۲۰۰۳ در مجتمع المحیّا بود که قربانیان آن در وهله اول اعراب شامل بسیاری از زنان و کودکان بودند. به نظر می رسد حملات تروریستی و درگیری ها میان پلیس و مبارزین در سال ۲۰۰۴ این برداشت را تقویت کرده باشد.در واقع همه سعودی هایی که گروه بحران با آنها مصاحبه کرده کلمه تروریست (ارهابی) را برای توصیف مبارزین به کار می برند و این عنوانی غیر معمول در جهان عرب است که دلالت بر یک موضع ضیعف عمومی دارد. (۸۱) خلاصه اینکه مبارزین از طریق تاکتیک هایشان خود را به شکل گسترده ای به حاشیه رانده اند. اما بدون تردید مبارزین خشونت طلب با احساسات ضد رژیم- که نظام سیاسی استبدادی و بسته، وضعیت ممتاز خاندان سلطنت، فساد مالی گسترده و اسراف کاری به آن دامن می زند- به پیش می روند تا بتوانند حامیان جدیدی به ویژه در میان جوانان، اسلام گرایان رادیکال در مناطق شهری، مناطقی که از نظر دینی محافظه کارند (مانند قصیم) و مناطقی که به طور سنتی در مقابل دولت مرکزی مقاومت کرده اند (در جنوب)، جذب نمایند. (۸۲) بسیاری از اینها اخیراً به رده های پایین تر القاعده شبه جزیره عربستان پیوسته اند و بسیاری دیگر درعرض یک دهه مجدداً نایره جنگ را برافروخته و لاف مشارکت در اولین جهاد در شبه جزیره عربستان را زدند. یک منبع بالقوه دیگر عضو گیری، مراجعین از صحنه کشمکش با ایالات متحده آمریکا در عراق خواهد بود. هرچه ظرفیت رژیم برای مقابله با مبارزین کاهش یابد، جاذبه مبارزین افزایش پیدا می کند؛ مگر اینکه تلاشی مستمر وپایدار برای اصلاح نقایص سیاسی پادشاهی سعودی وجود داشته باشد. یک آزمایش کلیدی این خواهد بود که آیا رژیم می تواند در حالی که به تلاش در جهت جدا کردن اسلام گرایان خشونت طلب و غیر خشونت طلب ادامه می دهد، ملت را در ورای یک برنامه اصلاحات سیاسی و اقتصادی متحد نماید؟ تلاش های رژیم برای برگزیدن رهبران صحوه، برگزاری گفت و گوهای ملی و اعلام انتخابات شهرداری ها گام هایی آزمایشی در این جهت هستند؛ ولی تلاش های بیشتری مورد نیاز می باشد. رژیم با حساسیت آشکار نسبت به تهدید معروف سیاسی ناشی از ائتلاف گسترده مرکز گرایان، به دنبال خاموش کردن جنبشی بوده است که از پتانسیل برقراری پل ارتباطی بر شکاف میان عناصر غرب گرا و لیبرال از یک سو و اسلام گرایان و محافظه کاران مذهبی از سوی دیگر و همچنین الهام بخشیدن به فضای باز سیاسی و نوگرایی اقتصادی منطبق با مبانی فرهنگی و هویت عربستان، برخوردار است. حملات تروریستی ناخواسته یک حس وحدت ملی را تقویت کرده که عینی ترین تجلیات سیاسی آن تغییر ناگهانی دیدگاه عمومی نسبت به خشونت و تشکیل یک ائتلاف ضیعف مرکز گرا مرکب از اسلام گرایان سنی مترقی، ملی گرایان، لیبرال ها و شیعیان بوده است. رژیم نباید این فرصت را برای اجرای برنامه های اصلاحات واقعی را از دست بدهد. اصلاحات سیاسی به وضوح تنها پاسخ اساسی به بحران عاجلی که عربستان سعودی با آن مواجه است، نمی باشد. مبارزان افراطی با خشم نسبت به ماهیت بسته رژیم تحریک نمی شوند و در صدد آن نیستند که در پی پایان بخشیدن به حملات خود باشند مبادا که یک باره سیستم باز شود. اقدامات امنیتی اولین خط دفاع را تشکیل می دهند؛ اما برای برخورد با چالش های بلند مدت تر و اطمینان از اینکه مخالفین خشونت طلب در حاشیه باقی بمانند، شهروندان سعودی احتیاج به این خواهند داشت که ازطریق مشارکت سیاسی گسترده تر و آزادانه تر سهمی از امور عمومی را حائزگردند. عناصر لابی اصلاحات می توانند نقشی محوری در تعریف از واژه های جدید دولتمداری ایفا نمایند. آنها دیدگاهی را ارائه می دهند که جایگزینی غیر خشونت آمیز بوده، با اسلام سازگار و بومی می باشد. درحال حاضر آنها همچنین در پی ارائه تصویری از حکومت آینده هستند که در مرکز آن آل سعود به عنوان یک نیروی وحدت بخش در جامعه ای متنوع و تقسیم شده باقی می مانند. مباحثات شدیدی با فرض قدرت و نفوذ بخش مذهبی و شاخه بسیار محافظه کار آن حول به پیش راندن تدریجی فرایند اصلاحات وجود دارد. اما حکومت نیز لازم است. قاطع و ساعی باشد که فعلاً نیست. بحث در مورد اصلاحات باید جای خود را به تلاشی جهت طرح منظم و مرحله به مرحله اجرای دستور کاری جامع بدهد که مسائل متعدد محوری: گسترده کردن مشارکت سیاسی و مدنی؛ اقتدار نهادهای دولتی؛ و محدود کردن سوء استفاده های رژیم را مطرح سازد. به شکل واقعی تر، این امر مستلزم اقداماتی برای تقویت مجلس شورا و شورای محلی بوده و اینکه برای آنها قدرت قانون گذاری متناسب فراهم آورد. دولت می بایست محدودیت ها علیه جامعه مدنی وسازمان های سیاسی را رفع و موقعیت آنها را تنظیم و تثبیت نماید؛ نظام قضائی را به روش هایی اصلاح کند که التزام همه مردم ازجمله دولت و خاندان سلطنتی به قوانین را تضمین نماید؛ به آزادی های بیان، اجتماعات و مجالس احترام بگذارد؛ اقلیت های مسلمان را مورد حمایت قرار داده؛ و گام هایی در جهت رفع مشکل سوء استفاده از حکومت و فساد بردارد. تردیدهای جدی در خصوص اینکه آیا در واقع رژیم سعودی و رهبری پیر و فرتوت آن که با مشکل و تهدید جانشینی مواجه است، قادر به تدوین چشم اندازی لازم و ضروری (تا چه رسد به اجرای آن) در این زمینه می باشد، وجود دارد. رژیم که با یک سری مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، سیاست خارجی و امنیتی بی سابقه مواجه است، نوعاً با غرایز محافظه کارانه هدایت می شود. مقاومت در برابر مراحل و گام هایی که کنترل یا قدرتش را فرسوده می کند، اجتناب ناپذیر است. به خاطر همین است که بسیاری از ناظران (و نه تنها تعدادی ازمخالفین سعودی) نسبت به اینکه خاندان سلطنتی دست کم در کوتاه مدت موتور نوسازی خودش خواهد بود، مردد هستند. در عوض، آنها از این می ترسند که حاکمان عربستان سعودی که متکی به قیمت های بالای فعلی نفت هستند، تصمیم به توسل به راهبرد خشن امنیتی گرفته، از تهدید خشونت برای ممانعت از تقاضا برای تغییر استمداد جویند و به طور تاکتیکی از جنبش اصلاحات برای رفع تهدیدات داخلی و خارجی استفاده کنند. رژیم با هراس از تغییر و تمسک به وضع موجودی که در آن از قدرت بلاحدود و امتیازات عظیم برخوردار است، ممکن است ترجیح دهد که به برنامه تغییر حقیقی مبادرت ننماید. اما در این شرایط اجرای اصلاحات سیاسی و پی جویی کسب مجدد مشروعیت مسیری به مراتب امن تر برای آن و نیز کلاً برای کشور به وجود می آورد. مناسبات فرقه ای در عربستان سعودی از نقطه جوش و بحرانی فاصله زیادی دارد و خطر درگیری خشونت آمیز قریب الوقوع کم است. این امر نوعاً مقامات را به سوی کم اهمیت دادن به موضوع سوق می دهد. همان طور که نویسنده الشرق الاوسط (مشاری الزایدی) که هم حامی حکومت بوده و هم منتقد وهابی های افراطی است، گفته است: اگرچه هنوز تبعیض ضد شیعی وجود دارد، خطر بالاگرفتن تنش ها کم می باشد. شیعیان در عراق مورد هدف قرار می گیرند زیرا اکثریت هستند ولی در عربستان آنها در موضع برتر قرار ندارند. (۸۳) اما این دلیلی برخشنودی از وضع موجود نیست، بلکه در حال حاضر به هر دلیلی باید گام هایی را برای ریشه کنی یک بحران بالقوه برداشت و فرصت را برای ایجاد خط مشی های جامع تر غنیمت شمرد. جانشینی ملک عبدالله دلیل تقریباً امیدوارکننده ای را فراهم می آورد. پس از کمتر از سه هفته او مجدداً تمایل خود مبنی بر تقویت روابط با شیعیان عربستان را نشان داد و این موقعی بود که وی میزبان هیأتی ازمنطقه شرقیه به ریاست حسن الصفّار در جده بود که درآن هیأت مذکور عفو و آزادی زندانیان سیاسی شیعه را درخواست کرد. (۸۴) نتایج این نشست منتشر نگردید ولی آمادگی عبدالله برای ملاقات با شیعیان و بحث و بررسی شکایات و تظلمات آنها امیدوار کننده است. در گذشته او تمایل غیر معمولی برای حل و فصل روبط فرقه ای از طریق گردهمایی های بین فرقه ای متشکل از عناصر و فعالین مذهبی را نشان داده بود. اما در عین حال چنین نشست هایی عناصر اساسی اولین گام را تشکیل می دهند؛ تنها همین و بس. این نشست ها راه را برای گردهمایی های خصوصی جهت پیگیری نتایج هموار می کنند، ولی با توجه به آسیب پذیری روحانیون برجسته سنی از ناحیه حملات همپایگی ها، رقبا و پیروان خود، دولت باید به ایفای نقش پیشرو و پایدار بپردازد. این یعن استمرار حفظ و مشارکت گفت گوی ملی و به ویژه تمرکز بر کثرت گرایی اسلامی و تساهل فرقه ای در یک دوره مستمر و نه به عنوان یک رویداد منحصر به فرد و موضعی. (۸۵) کفالت مستقیم حکومت در گفت و گوها ی مداوم بر سر موضوعات خاص به روحانیون متمایل پوشش سیاسی لازم را داده و حمایت خاندان سلطنتی را نیز به همراه خواهد داشت. علاوه بر بهبود روابط میان رهبران شیعه و سنی، حاکمان سعودی باید شیعیان را وارد ساختار حکومتی محلی و ملی نموده، تبعیض ده ها ساله به ویژه در منطقه شرقیه را لغو نمایند. این امر کنش متقابل بین فرقه ای در ساختار بوروکراتیک و شعب متعدد حکومتی را افزایش می دهد و این درحالی است که منبع اولیه تنش در میان شیعیان را نیز ایجاد می کند. حاکمان سعودی همچنین باید در قبال حق اظهار نظر و آزادی بیان مذهبی شیعه بازتر عمل نمایند. این موضوع آغاز شده است. مقامات محلی و ملی به طور روزافزونی مجوز اعمال و شعایر مذهبی شیعیان ازجمله مراسم عزاداری روز عاشورا، فعالیت های غیر رسمی حوزه ها درقطیف و الحساء، فروش کتاب های ممنوعه در بازار سیاه و حتی ساخت برخی مساجد جدید را صادر می کنند. گام بعدی رسمیت دادن به این اعمال و تأیید آشکار حکومتی آنها می باشد. نهایتاً اینکه مقامات باید با افراطی ترین نمادهای فرقه گرایی مقابله نمایند. این امر مستلزم اقدامات شدید علیه ضد شیعه گری در اشکال متعدد آن از جمله رفتارهای تبعیض آمیز، تبلیغ تنفر مذهبی و فرقه گرایی در مقاطع تحصیلی مختلف می باشد. لحن ضد شیعی باید آشکارا محکوم و تحریک به خشونت می یابد. عند اللزوم با اقدامات قانونی مواجه گردد (از جمله خط زدن نام اساتید ضد شیعه مروج خشونت که در فهرست حقوق بگیران دولت قرار دارند و در موارد شدیدتردستور بازداشت آنها). شیعیان نیز به نوبه خود باید بر تعهدشان بر وحدت ملی و رد خشونت تأکید داشته باشد. درحال حاضر، فشارهای داخلی غیر محتمل است که موجد فعالیت گسترده شیعه گردد، اما ظهور گروه های مبارز و خشن را نمی توان از نظر دور داشت؛ ظهوری که باید از آن پیشگیری به عمل آورد. پی نوشت :
1. Crisis Group Report, Saudi Arabia Backgrounder, op cit 2. Crisis Group Report N 95, The Sstate of Sectarianism in Pakistan 18 April ۲۰۰۵ ۳. تنش های فرقه ای اکثراً از سوی علما وهابیت دامن زده می شود. در این میان عبدالله بن جبرین و عبدالرحمن البراک پیش از دیگران نقش آفرینی کرده ا ند . خوش بینانه ترین دیدگاه درباره این دو نفر این است که آنان بر اثر جمودفکری تحت تأثیر القائات دشمنان اسلام قرار دارند. گذشته بر این، کشتار وویرانی هایی که وهابیون در مکه و مدینه مرتکب شدند بر تعصب و کشاکش فرقه ای میان مسلمین افزود و خراب کردن اماکن مقدس مسلمین درمدینه و قبرستان بقیع شاهد این مدعا است. (ویراستار) ۴. مصاحبه گروه بحران با دوتن از رهبران سیاسی شیعه، دمّام، ۱۷ می ۲۰۰۵. ۵. مصاحبه گروه بحران با دانشجویان دانشگاه دمّام، ۲۰ آوریل ۲۰۰۵. ۶. مصاحبه گروه بحران، دمّام، ۱۷ آوریل ۲۰۰۵. ۷. والدین دانش آموزان عریضه شکایتی را به وزیر کشور دادند که در آن درخواست بررسی موضوع مطرح شده بود. این موضوع منجر به صدور دستورالعملی مبنی بر ممنوعیت چنین مسئله ای در همه سطوح آموزشی گردید. ۸. مصاحبه گروه بحران، صفوا، ۲۳ آوریل ۲۰۰۵. ۹. حکم شماره ، ۴ ت (T/4) ، شعبه بازجویی الحسا.۲۰۰۴ ۱۰. مصاحبه گروه بحران در منطقه شرقیه و ریاض، آوریل- می ۲۰۰۵. ۱۱. دریک درخواست شعل در کی کارخانه ماشین آلات مستقر در دمّام که متعلق به یک سنی است و نسخه ای از آن به دست گروه بحران افتاده از کارمندان احتمالی خواسته شده که قید نمایند که آیا شیعه هستند یا خیر؟ شیعیان کراراً از اینکه از اشتغال آنها در مناصب مدیریتی و دیگر پست های بالا در شرکت های خصوصی ممانعت به عمل می آید، شکوه نموده اند. (مصاحبه گروه بحران با یک روزنامه نگار شیعه، دمّام، آوریل ۲۰۰۵). ۱۲. شیعیان مطمئناً در مواجهه با چالش های اجتماعی- اقتصادی تنها نیستند. درآمد سرانه با یک شیب تند از ۱۸۰۰۰ در سال های ۱۹۸۱- ۱۹۸۰ به کمتر از ۹۰۰۰ دلار در پایان دهه ۹۰ کاهش یافت. اما همه نشانه ها حکایت از آن دارد که شیعیان بدترین وضعیت را داشته اند. در واقع در خلال اوج ترقی قیمت های نفت در دهه ۷۰، آنها شاهد بهبود قابل توجه شرایط زندگی نبودند. ۱۳. On the Wahhabi Movement, See Crisis Group Report Can Saudi Arabia Reform Itsel? op.cit. اگرچه این اصطلاح در دیانت ودرک پیچیدگی تفکر مذهبی سعودی یا دورنمای تنوع اسلام گرایی در داخل عربستان سعودی مفید نیست، توافق و همبستگی چشمگیری در میان گروه های متعدد وجود دارد که شیعیان مستحق خواری و اهانت بوده و باید باشند. در حالی که ضد شیعی گری برای اینکه عاملی برای رفع دیگر اختلافات میان اسلام گرایان باشد، به اندازه کافی قوی نیست. اما این نکته (خواری واهانت شیعیان) موضوعی است که بر سر آن اجماع حاصل است. ۱۴. سلمان العوده در فتوایی در جولای ۲۰۰۰ نوشت که در دو خلیفه بعد از پیامبر استفاده از اصطلاح رافضه را برای به تصویر کشیدن شیعیان مدلل می سازد. به پایگاه اینترنتی www.fwaed.org مراجعه شود. ۱۵. فتاوای شیخ ابن عثیمین، جلد سوم، صص۸۸-۸۶. ۱۶.اینکه شیعیان مسئول سقوط خلافت اسلامی در بغداد باشند و در تهاجم مغول ها و کشتار علماء دست داشته باشند تهمتی آشکار است زیرا : اولا تخطی از اصول قوانین اسلامی برای اولین بار بعد از جریان سقیفه ازسوی معاویه آغاز شد و او برای جانشین ساختن یزید به خلافت به زور و پول متوسل شد و سنت اکاسره و قیاصره را جانشین سنت پیامبر و اصحاب وی کرد ، خلافت را از انتخابی بودن به انتصابی شدن تبدیل کرد و از خلافت اسلامی چیزی بر جای نماند . این بدعت معاویه توسط بنی عباس تکرار شد و مشا تمامی بدبختی ها و شوربختی ها را فراهم کرد . ثانیا متاسفانه علما اهل سنت به جای مبارزه با این بدعت بزرگ و جهاد با ظلم و ستم و استبداد بر آن صحه گذاشتند . ثالثا در جریان فتح بغداد در زمان هولاکو لاین خواجه نصیر الدین بود که جان تمامی علمای اهل سنت از آن جمله ابن ابی الحدید معتزلی را نجات داد . ( ویراستار) ۱۷. Fandy T op.cit,p.206. 18. نسخه ای از فتوا به دست گروه بحران رسید که از تاریخ آن ۲ ژانویه ۱۹۹۴ بود . دروغ در اینجا به عمل به تقیّه شیعیان اشاره دارد که بر اساس آن شیعیان اعتقاد خود را به خاطر اجتناب از آزاد پنهان می نمایند. ۱۹. نسخه ای از فتوا به دست گروه بحران رسید که تاریخ آن ۱۳ ژوئن ۱۹۹۴ بود. ۲۰. هیئه الاغاثه الاسلامیه العالمیه ۲۱. این متن از روزنامه المدینه، ۲۲ اکتبر ۲۰۰۴ اقتباس شده است. متن هیئه الاغائه درجوامع و شهرهایی از الحساء که دارای ترکیب جمعیتی شیعه و سنی بودند، توزیع گردید. ۲۲. BBC, 18 July 2005, at www.bbc.uk 23. See www.alsaha.com 24. ناصر العمر در ۱۸ مارس ۲۰۰۳ این مطالب را در مسجد خالد بن ولید در ریاض گفت. متن این اظهارات در پایگاه اینترنتی سلمان العوده www.islamtoday.net منتشر گردید. ۲۵. See Crisis Group Report N 31, Saudi Arabia Backgrounder, op.cit, p. 10. 26. این واقعه شیعیان منقطقه را وادار به طرح این سؤال نمود که در حالی که تروریست ها در حال اداره سیستم هستند، چگونه می توان دم از ریشه کن نمودن تروریسم زد؟ مصاحبه گروه بحران، هفوف، آوریل ۲۰۰۵. ۲۷. موارد مهم خشونت ضد شیعی که بیش از هر چیز قابل ذکرند، تخریب و غارت حرم مطهر امام حسین در کربلا و کشتار بسیاری از ساکنین شیعه آن توسط آل سعود در اوایل قرن بیستم می باشند که انعکاس وسیعی در See al-Rasheed,op.cit p.22. سعودی ها اعم از شیعه و سنی داشته است . ۲۸. شعیان معتقدند که حکومت درترویج خشونت فرقه ای دست ندارد و فعالانه در صدد ریشه کنی مبارزان (تروریست) که در منطقه در پی ضربه زدن هستند، می باشد. ۲۹. مصاحبه گروه بحران، منطقه شرقیه، آوریل ۲۰۰۵، یک گروه سلفی داستنانی را در ا ین زمینه در پایگاه اینترنتی خود به آدرس www.asunah.net آورد. ۳۰. “,Tody Craig Jones, “Seeking a Social Contract for Saudi Arabia Middle East Report, Fall 2003. 31. مصاحبه گروه بحران، هفوف، ۲۲ آوریل ۲۰۰۵، دست کم یک گروه مبارز تروریست (گردان الحرمین) تهدید کرد که در مراسم عاشورای ۲۰۰۵ حسینیه های شیعه را مورد هدف قرار می دهد. برخی از رهبران این گروه قبل از عملی نمودن تهدید خود در کویت دستگیر شدند. ۳۲. مصاحبه گروه بحران، سیحات، ۱۸ آوریل ۲۰۰۵. ۳۳. در ۳ نوامبر ۲۰۰۴ در آستانه محاصرفلوجه سعود العتیبی یک نظریه پرداز القاعده در شبه جزیره عربستان، تأکید قبلی گروه مبنی بر جهاد داخلی را با ندای مشارکت گسترده تر در جهاد در عراق نسخ نمود. ۳۴. مصاحبه گروه بحران، هلند، ۱۷ ژوئن ۲۰۰۵. ۳۵. محمد محفوظ یک روشنفکر شیعه تبعیدی سعودی به گروه بحران گفت که جنگ در عراق به جای گسترش دموکراسی در منطقه، خشوننت فرقه ای را دامن زده است. مصاحبه گروه بحران، ۱۷ می ۲۰۰۵. ۳۶. بر اساس تحلیل عناصر اطلاعاتی ایالات متحده، تعداد جنگجویان خارجی از جمله سعودی ها، بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تن را بالغ می گردد. (مصاحبه گروه بحران، واشنگتن دی سی، آگوست ۲۰۰۵). مقامات ایالات متحده ا زجمله سناتور جوزف بایدن از دلاور (Delaware) و ژنرال جان ابی زید، فرمانده مرکزی ایالات متحده مدعی هستند، سعودی ها تعداد غالب جهادی ها در عراق را تشکیل می دهند. نیویورک تایمز، ۲۲ ژوئن ۲۰۰۵. جورج بوش در سخنرانی ۲۸ ژوئن ۲۰۰۵ خود در فورت براگ کارولینای شمالی اشاره نمود که سعودی ها نقش محوری در پدیده جهادی های خارجی در عراق را ایفا می کند. وی افزود برخی از خشونت هایی را که در عراق شاهد هستیم توسط قاتلان بیرحمی که در عراق جمع شده اند تا با پیشرفت و گسترش صلح و آزادی مبارزه کنند، انجام می گیرد. گزارشات نظامی ما حاکی از آن است که ما صدها جنگجوی خارجی که از عربستان سعودی، سوریه، مصر، سودان ، یمن ، لیبی و دیگر کشورها به عراق رفته اند را کشته یا دستگیرکرده ایم. به پایگاه اینترنتی ریاست جمهوری آمریکا www.whitehouse.gov و نیز آسوشیتد پرس ۱ جولای ۲۰۰۵ مراجعه شود. ۳۷. روزنامه های عرب زبان متعددی از تحلیل گران منطقه نقل می کنند که تعداد سعودی هایی که در سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ وارد عراق شدند بالغ بر ۲۵۰۰ نفرند. (به رونامه الحیات ۹ می ۲۰۰۵ مراجعه شود). مقامات این تعداد را زیاد و مبالغه آمیز می دانند. به روزنامه الریاض ۲ ژوئن ۲۰۰۵ مراجعه گردد که مشروح اظهارات ژنرال منصور الترکی سخنگوی وزارت کشور را آورده است. وی در پاسخ به نقل قول هایی مبنی بر اینکه دستگیری های اخیر توسط نیروهای امنیتی سوریه حکایت ا ز۱۲۰۰۰ نفر جهادی در آنجا دارد، گفت: سعودی ها بیش از یک سوم این رقم را تشکیل نمی دهند. رقم دقیق هرچه باشد، در این بحثی نیست که بخش اعظم و احتمالاً تعداد روزافزونی از مبارزان سعودی در حال رفتن به عراق می باشند. ۳۸. در مصاحبه ها در استان های شرقیه ومرکزی، سعودی ها به شکل یکنواختی به گروه بحران گفتند که شخصاً دوستان و همسایگان خود را که برای جهاد به عراق رفته اند، می شناسند. (مصاحبه گروه بحران، عربستان سعودی، آوریل- می ۲۰۰۵). ۳۹. روزنامه الوطن، ۱۸ می ۲۰۰۵. ۴۰. عبدالله الرشاد یکی از این مبارزین است که گفته می شود وارد عراق شده است بر اساس گزارش ۲۳ ژانویه ۲۰۰۵ شبکه ماهواره ای العربیه، الرشاد احتمالاً در حمله هوایی نیروهای آمریکایی کشته شده است. ۴۱. برای مقالات حاوی زندگینامه مجاهدین سعودی به روزنامه الوطن ۱۹ ژانویه ۲۰۰۵؛ پایگاه اینترنتیwww.al-arabiya.net 20 فوریه ۲۰۰۵؛ آسوشیتدپرس، ۲۸ فوریه ۲۰۰۵؛ رویترز ۲۰ مارس ۲۰۰۵؛ الحیات ۴ آوریل ۲۰۰۵؛ الوطن ۱۸ می ۲۰۰۵؛ الحیات ۱۸ ژوئن ۲۰۰۵ مراجعه شود. ۴۲. یک گزارش آژانس فرانس پرس در تاریخ ۶ می ۲۰۰۵ حکایت از آن داشت که ۱۳۷ تن از اتباع سعودی در این ماه در حال رفتن به عراق دستگیر شدند. متعاقباً آنها به زندانیان سعودی در سوریه که عمدتاً شامل افراد مظنون به جهاد بودند، افزوده شدند. در اواخر ماه می، مقامات سوریه ۳۰ نفر سعودی را به عربستان عودت دادند. رویترز ۳۰ می ۲۰۰۵. ۴۳. بر اساس گزارش روزنامه الحیات(متعلق به عربستان سعودی) یک خانواده در حال مشاهده تلویزیون عراق از حضور فرزند خود در این کشور اطلاع یافت. الحیات، ۴ آوریل ۲۰۰۵. ۴۴. بامراجعه به دمّام که شهری با جمعیت مختلط شیعه و سنی است. یک روزنامه نگار شیعه این دیدگاه را بیان داشت که حکومت به جامعه شیعه طوری می نگرد که گویی بخشی از جامعه عربستان نبوده و موقتی و زودگذر است. (مصاحبه گروه بحران، تاروت، ۴ آوریل ۲۰۰۵). به عنوان نمادی از سطح ظن و تردید، یک فعال شیعه وجود توافقی را میان حکومت و سنی های تندرو عنوان می دارد که بر اساس آن سنی های تندرو انتقادات خود از حکومت و روابط آن با قدرت های غربی را متعادل نموده و در عوض حکومت به روحانیون رادیکال اجازه می دهد تا تقویت و پیشبرد فعالیت های ضد تشیع در داخل کشور را پیش گیرند. مصاحبه گروه بحران، منامه، ۱۹ جولای ۲۰۰۵. ۴۵. یک مربی زن سنی و حامی شدید خانواده سلطنتی با اظهار اینکه مسئله اراده و خواست سیاسی در میان نیست بلکه عدم توانایی در ترکیب آرزوهای حاکمان با خط مشی سیاسی می باشد؛ یک عقیده عمومی را منعکس نمود. مصاحبه گروه بحران، ریاض ۴ می ۲۰۰۵ ۴۶. مقامات متعددی در حکومت سعودی این نگرانی را برای گروه بحران بر شمرده اند (از جمله برخی از نمایندگان شورای شهر ریاض و بعضی از اعضای مجس شورا). بعضی از سعودی های خارج از حکومت نیز با دیدگاه آنها هم عقیده اند. مصاحبه گروه بحران، ریاض، می ۲۰۰۵. ۴۷. مصاحبه با گروه بحران، ۷ می ۲۰۰۵. ۴۸. مصاحبه گروه بحران با ترکی الحمد، دمّام، ۲۰ آوریل ۲۰۰۵. ۴۹. به طور همزمان، مقامات از نگرانی هایی که توسط ملک عبدالله دوم پادشاه اردن در دسامبر ۲۰۰۴ در خصوص خطرات هلال شیعی که از ایران تا لبنان امتداد می یابد، ابراز شد، چشم پوشی نموده اند. مصاحبه گروه بحران، ریاض، ۸ می ۲۰۰۵. ۵۰.برای تعریف و تشریح گروه های داخلی که مبارزه جانانه ای را جهت اصلاحات سیاسی در سال ۲۰۰۳ راه انداختند، به بخش اول مراجعه شود. ۵۱. منبع پیشین. ۵۲. المدینه، ۲۲ اکتبر ۲۰۰۴. در حالی که موضع الصفّار تعجب برانگیز نبود (به خاطر اینکه او از اواخر دهه ۸۰ مروج مدارا و همزیستی بود)، تمایل و خواست العوده برای دیدار با شیعیان حکایت از تغییری مهم داشت. ۵۳. مصاحبه گروه بحران ، دمّام ۱۹ آوریل ۲۰۰۵. به خاطر حساسیت موضوع، از گروه بحران خواسته شد تا هویت این روحانی را آشکار نگرداند. ۵۴. روزنامه المدینه، ۶ ژوئن ۲۰۰۵. ۵۵. روزنامه المدینه، متن کامل مصاحبه در طول ۵ هفته در سپتامبر و اکتبر ۲۰۰۴ منتشر گردید. ۵۶. مصاحبه گروه بحران با فوزی السیف، یک روحانی شیعه، تاروت، ۲۰ آوریل ۲۰۰۵. ۵۷. مصاحبه گروه بحران، منامه، ۱۱ فوریه ۲۰۰۵. ۵۸. مصاحبه گروه بحران، هفوف، ۲۲ آوریل ۲۰۰۵. ۵۹. BBC News online, 26 April 2004. 60. ایالات متحده آمریکا تلاش های ضد تروریسم عربستان سعودی و سطوح بی سابقه همکاری را مورد تمجید قرار داده است. به نقل از: BBC News online, 30 APRIL 2004. 61. صوت الجهاد اگر چه منبع بی طرفی نیست ولی مملو از ارجاعات به شکنجه اسلام گرایان توسط پلیس از سال ۲۰۰۲ به بعد می باشد. عفو بین الملل اذعان داشته است که قادر به دستیابی به میزان شکنجه ای که علیه دستگیرشدگان اعمال شده نبوده است، زیرا این سازمان اجازه ورود به عربستان سعودی را نداشته است. ۶۲. قبل از ماه می ۲۰۰۳ ایست های بازرسی و نگهبانان مسلح شایع نبود. حضور گسترده پلیس از دید بسیاری از سعودی ها به عنوان امری بیگانه با فرهنگ کشور نگریسته شده و با تأثیر متناقصی احساس عدم امنیت رادامن می زند. مصاحبه گروه بحران، ریاض. ۶۳. طبق اظهارات عبدالعزیز القاسم اسلام گرای لیبرال ، بین ۲۰ تا ۳۰ روحانی دستگیر شدند . یک فهرست ۱۲ نفره از روحانیونی که حبس شده بودند ، در ۲۳ جولای ۲۰۰۳ به پایگاه اینترنتی القلعه ارسال شد . ۶۴. ۴ تن از مقتولین در هر دو فهرست می و دسامبر بودند. این فهرست ها شامل اسامی بعضی از مهم ترین عملیات کنندگان القاهده شبه جزیره عربستان نمی گردند. اخیراً بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر در ارتباط یا مبارزه ضد القاعده عربستان دستگیر شدند. بسیاری ازآنها مستقیماً در عملیات مبارزان دخیل نبودند ولی متهم به این شدند که متعلق به شبکه وسیع تری از هواداران می باشند. برای اطلاع بیشتر به منبع زیر مراجعه شود: Interview with Jamal Khashoggi, op.cit. 65. جنگ با تبادل آتش تفنگ که اخیراً در جاده ها و ایست های بازرسی به جای داخل یااطراف ساختمان ها به وقوع پیوست. نشان می دهد که القاعده شبه جزیره عربستان اغلب منازل امن خود را از دست داده است. برخی کمپ های آموزشی (به گفته عده ای) به ویژه در جنوب غربی هنوز پابرجا هستند؛ ولی قطعاً تأسیس چنین کمپ هایی در اطراف مناطق وسیع شهری در نجد و حجاز که از قابلیت گسترده عضو گیری و استخدام نیرو برخوردارند، بسیار مشکل تر می باشد. ۶۶. طبق اظهارات یک فرد سعودی که ارتباطات قوی با سرویس اطلاعاتی دارد، ۹۹ درصد از افرادی که در ارتباط با مبارزات تروریستی استخدام شدند، قبل از می ۲۰۰۳ دستگیر گردیدند. برای اطلاعات بیشتر به منبع زیر مراجعه شود: Interview with Jamal Khashoggi, op.cit. 67. دیگر علائم بی کفایتی شامل بسامدی است که با آن مبارزان بدون دردسر از محاصره پلیس و تیراندازی متقابل فرار می کردند. به نقل از مصاحبه گروه بحران، ریاض. ۶۸. دیلی تلگراف، ۱ ژوئن ۲۰۰۴، مبارزین القاعده جزیره عربستان ادعا کرده اند که نیروهای امنیتی سعودی در تمهید بودن پل جانسون آنها را کمک کرده اند. (به نقل از صوت الجهاد شماره ۱۹، ص ۱۸). طبق اظهارات آنها، تجهیزات پلیس به آنها کمک کرد تا یک ایست بازرسی برپا سازند. ۶۹. ICG Report, can Saudi Arabia Reform Itself? op.cit, p.24. 70. http://www, arabicnews.com, 20 May 2004. 71. BBC News online, 24 June 2004; Reuters 29 June 2004. 72. Associated Press, 21 April 2004; The Washington Post, 5June 2004. 73. یک سعودی اظهار داشت، مردم واقعاً بدون ترس از انجام چیزی که به لحاظ دینی اشتباه باشد به سخنان شیخ ها گوش می دهند. (به نقل از مصاحبه گروه بحران، ریاض)، دیگری تأثیر همه آنها را رد کرده و گفت، هیچ کس واقعاً به سخنان شیخ ها گوش نمی دهند. به آنها نگاه کنید؛ بسیار پیر و فرتوت هستند. به نقل از مصاحبه گروه بحران، ریاض. ۷۴. علی الخضیر در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۳، ناصر الفهد در ۲۲ نوامبر و احمد الخالدی در ۱۳ دسامبر در صفحه تلویزیون ظاهر شدند. برداشت سعودی ها این بود در حالی که الخضیر واقعاً به خاطر اظهارات گذشته خود عذرخواهی نمود، الفهد و الخالدی این کار را نکردند. (به نقل از مصاحبه گروه بحران). یکی از ایدئولوگ های اصلی القاعده شبه جزیره عربستان یعنی عبدالله الرشود، الخضیر را به خاطر پس گرفتن دیدگاه ها و عقاید خود مورد انتقاد قرار داد. برای اطلاع بیشتر به منبع زیر مراجعه شود: Hasahim al-tarajuat Crushing the Retractions Published in December 2003 on Sawt al-jihad Website این برداشت محصول خواندن دقیق رونوشت مصاحبه ها بوده و تقریباً با این اطمینان، تأثیر کلماتشان در میان مبارزان اسلام گرا کاهش یافت. در ۱۲ ژانویه ۲۰۰۴، تلویزیون سعودی نیز تصاویر یک گروه از مبارزان دستگیر شده را که درباره عضویتشان درالقاعده شبه جزیره عربستان صحبت کرده و برای خود توبه می کردند، نشان داد. ۷۵. ۵ تن از علمای دینی (عبد الرحمن البرّاک، عبدالله الجبرین، سفر الحوالی، سلمان العوده و عبدالله التویجری) در ژوئن ۲۰۰۴ بیانیه مشترکی صادر و حملات تروریستی را محکوم کردند. (به نقل از الشرق الاوسط، ۱۴ ژوئن ۲۰۰۴). ۷۶. عناوین نمونه شامل یاسر کنان از لبنان بود که می گفت من شروع به کمک به مجروحین کردم ولی وقتی که دختر خود را در میان قربانیان دیدم، گیج شده شروع به گریه کردم. (به نقل از الشرق الاوسط، ۲۳ آوریل ۲۰۰۴). مادر «وجدان» قربانی انفجار الوشم در ریاض گفت: هیچ کس نمی تواند رنج و المی که خانواده ما در حال حاضر می کشند، تصور نمایند. به نقل از الشرق الوسط، ۱ ژوئن ۲۰۰۴. ۷۷. مصاحبه گروه بحران، ریاض. ۷۸. Reuven Paz, ” Hamas vs Al-Qaeda- The Condemnation of the Al-khobar Attack”, PRISM Special Dispatch 1,2,3 June 2004. 79. ICG Report, Can Saudi Arabia Reform Itself? op.cit, p. 25.The Christion Science Monitor, 12 Jauary 2004; Los Angeles Times 16 May 2003. 80. یک استثناء، تحقیقی است که توسط نواف العبید به عمل آمده و در گزارش گروه بین المللی بحران تحت عنوان زیر مورد بحث قرار گرفته است: ICG Report, Can Saudi Arabia Reform Itself? op.cit, p.s. 81. تروریست یک کلمه اتهامی در جهان اسلام و عرب است که به عنوان برچسبی نگریسته می شود که توسط اسرائیل و غرب برای بی اعتبار کردن مقاومت فلسطین به آن زده شده است. کلماتی چون افراطیون (متطرفون) یا بنیاد گرایان (اصولیون) کلاً در این چارچوب مقبول تر و مساعدترند. به عنوان یک نشانه احتمالی دیگر از بیزاری عمومی از مبارزین، متخصصین ضد تروریست عربستان ادعا کردند که ۹۰ درصد از اطلاعات آنها از افراد محلی منزجر از مبارزین به ایشان می رسد. روزنامه آبزرور چاپ عربستان سعودی، ۲۰ژوئن ۲۰۰۴. ۸۲. الشرق الاوسط، ۲۲ می ۲۰۰۴. همچنین قرینه ای برای اعتقاد به اینکه حمایت عمومی از مبارزان در جایی افزایش می یابد که حملات انحصاراً علیه خارجیان صورت پذیرد، وجود دارد یک سعودی جوان به گروه بحران گفته: خشونت ها علیه سعودی ها خوب نیستند، ولی اگر مبارزین تنها به اهداف آمریکایی حمله کنند از نظر من خوب است. مصاحبه گروه بحران، ریاض. ۸۳. مصاحبه گروه بحران، ریاض، ۶ می ۲۰۰۵. ۸۴. گلف نیوز، ۲۳ آگوست ۲۰۰۵. ۸۵. عربستان سعودی در هر سال ۴ گفت و گوی ملی برگزار می کند و در این راه «مرکز گفت وگوی ملی ملک عبدالعزیز» در ریاض را برای به عهده گرفتن بحث های مربوطه تأسیس کرده است. به رغم اینکه عناوین منتخب شامل زنان، جوانان و افراط گرایان گردیده لکن تأکید ویژه بر مناسبات سنی- شیعه نشده است.
منبع: کتاب اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی، (تاثیر بحران عراق بر تحولات سیاسی عربستان سعودی )
 

برچسب ها: شیعه در عربستان
نوشته قبلی

تشیع آل بویه از نگاه مورخان و علمای شیعه

نوشته‌ی بعدی

تشیع سیاسی در عربستان سعودی

مرتبط نوشته ها

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی
جغرافیای شیعه

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان
جغرافیای شیعه

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

رجال شیعه بحرین
جغرافیای شیعه

رجال شیعه بحرین

جنبش‌‌های شیعی بحرین
جغرافیای شیعه

جنبش‌‌های شیعی بحرین

جغرافیای تشیع در افغانستان
جغرافیای شیعه

جغرافیای تشیع در افغانستان

نوشته‌ی بعدی

تشيع سياسي در عربستان سعودي

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا