در شماره قبل مقاله تعدادی از تعاریف و اقوال در مورد شیعه و تشیع را بیان کردیم، اکنون نیز ادامه مطالب تقدیم میگردد.
– قاموس اللغة: واژه «شيعه» در لغت از ماده شيع به معناي مشايعت و پيروي است و بر پيروان و ياران اطلاق ميشود. چنانكه بر ياران و پيروان علي(ع) اطلاق میگردد. (فيروزآبادی، قاموس اللغه، چاپ سنگی، ص 332)
تاج العروس: به قول صاحب تاج العروس: شيعه يعنی گروهی كه دوستدار عترت و خاندان پیامبر هستند. (تاج العروس، ج 11، ص 275)
ابن خلدون: بدان كه شیعه در لغت عبارت است از یاران و پیروان و در عرف فقها و متكلمان گذشته و حال, به پیروان علی و فرزندانش اطلاق میشود. (ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، مقدمه، (دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408، ص 196)
مرحوم مظفر: در كتاب تاریخ تشیع مینویسد: شیعه از نظر لغت به معنی پیروان و یاران و انصار است و با همین ساختمان لفظی بر مفرد و تثنیه و جمع و مذكر و مونث ـ بدون نیاز به تغییر قالب ـ اطلاق میگردد و ریشه آن از (مشایعت) به معنی مطاوعه و پیروی كردن است. (مظفر، تاریخ شیعه، ص 33)
مرحوم مظفر: این واژه تنها در مورد فرد و یا افرادی به كار میرود كه دوستدار علی و فرزندان او(ع) هستند و به امامت آنها اعتقاد دارند تا آنجا كه اگر واژه شیعه, بدون قید و شرط اضافی به كار برده شود و قرینهای در كار نباشد اذهان به چنان افرادی منصرف میشود كه قائل به امامت امامان یاد شده هستند. (مظفر، تاریخ شیعه، ص 33)
در عرف رجالنویسان (شیعه) تنها بر شیعیان دوازده امامی اطلاق میشود و در زبان فقها گاهی از آنان به «اصحاب» و یا «اصحابنا الامامیه» تعبیر میشود
ابن خلدون: در عرف فقها و متكلمان گذشته و حال, به پیروان علی و فرزندانش اطلاق میشود. (ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، مقدمه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408، ص 196.) اما دانشمندان و رجالنویسان اهل سنت، شیعه را به معنای گستردهتر از این به كار بردهاند و به تمام فرقههایی كه از پیكره شیعه منشعب شدهاند و به تمام دوستداران خاندان رسالت اطلاق كردهاند. شهرستانی در معنای اصطلاحی این واژه مینویسد: شیعه به كسانی گفته میشود كه تنها از علی(ع) پیروی میكنند و قائل به امامت منصوص او هستند و او را وصی میدانند.(محمد بن عبد الكریم شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 130)
ابن حزم مینویسد: شیعه به كسی گفته میشود كه قائل است، علی(ع) پس از پیامبر(ص) برترین مردم و سزاوارترین آنها به امامت و جانشینی است. (علی ابن احمد بن حزم، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج 2، ص 226)
لغت نامه دهخدا: تشیع نیز در لغت به معنای ادعای پیروی كردن است، چنانكه وقتی گفته میشود (تشیع الرجل) به معنای این است كه این فرد ادعای شیعه بودن دارد. البته به مذهب شیعه (تشیع) نیز اطلاق میشود.(لغتنامه دهخدا، ماده تشیع).
مرحوم شیخ محمد جواد مغنیه مینویسد: تشیع عبارت است از ایمان به وجود نص از جانب پیامبر(ص) بر امامت علی(ع) و خلافت او بدون آنكه در حق او و فرزندانش غلو شده باشد. (محمد جواد مغنیه، الشیعة فی المیزان، ص 23)
در اصطلاح به مسلمانانی گفته میشود كه حضرت علی(ع) را پس از رحلت پیامبر اكرم(ص) خلیفه شرعی و بلافصل میدانند و عمل آنان را كه در سقیفه بنیساعده گرد آمدند و ابوبكر را به خلافت و جانشین پیامبر(ص) برگزیدند، نمیپذیرند. (دائره المعارف الاسلامیه، ج 14، ص 57؛ لغتنامه دهخدا)
رسول جعفریان مینویسد: اصطلاح شیعه به سه معنا به كار رفته است شیعه اعتقادی، شیعه در مقابل عثمانیه و نیز به معنای دوستی اهلبیت(ع) (تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن هفتم هجری، ج 1، ص 19)
تفکر شیعی
شیعیان غصب خلافت امام علی(ع) را نقطة آغازین انحراف در تاریخ سیاسی اسلام میدانند و معتقدند امامت علی(ع) از سوی پیامبر اكرم(ص) منصوص بوده و امامت جز به ظلم و ستم از علی(ع) و اولاد او خارج نمیشود. (حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعة، ص 18؛ دائره المعارف القرن العشرین، ج 2، ص 57؛ طوسی، تلخیص الشافی، ج 2، ص 57)
در تفكر شیعی امامت مخصوص معصوم است (علی بن یونس نباطی العاملی، الصراط المستقیم الی مستحق التقدیم، ج 1، ص 112؛ مظفر، محمد حسین، دلائل الصدق، ج 2، ص) از اینرو چنین كسانی شایستگی جانشینی پیامبر(ص) را دارند.
شیعه به معنای اعتقادی، نخستینبار در زمان رسول خدا(ص) به پیروان علی(ع) اطلاق شده است. (محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 264) با استفاده از این اصطلاح، بعد از آن به پیروان عثمان (شیعه عثمانی) (محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری، ج 5، ص 252) و به پیروان معاویه عنوان شیعه معاویه (علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 3، ص 333) اطلاق میشد، تا اینكه پس از جنگ صفین، این اصطلاح فقط برای شیعیان امام علی(ع) به كار میرفت و پیروانش در سال شصت هجری طی نامهای كه به امام حسین(ع) نوشتند، خود را شیعه امام علی(ع) نامیدند. (احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 22؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 352 و 355) در إحقاق الحق در تفسیر آیه 84 و 83 سوره صافات {وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ َلابْراهيمَ * إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ} آمده است.
«…. ذلك إلى المفضل بن عمر بن عبد الله عن رسول الله(ص) إنه قال: لما خلق الله إبراهیم(ع) كشف الله عن بصره فنظر إلى جانب العرش نورا فقال: إلهي وسيدي ما هذا النور؟ قال: يا إبراهيم هذا نور محمد صفوتي … و هذا نور علي ناصر ديني … قال إبراهيم: إلهي اجعلني من شيعتهم ومحبيهم فأنزل الله في القرآن {وإن من شيعته لابراهيم إذ جاء ربه بقلب سليم} قال المفضل بن عمر إن أبي حنيفة لما أحسن (أحس) بالموت روى هذا الخبر».
«حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: وقتی خداوند تعالی حضرت ابراهیم(ع) را خلق کرد چشم او را بر ملکوت آسمان و زمین باز کرد، در کنار عرش الهی نور عظیمی را دید، گفت: بارالها! این نور عظیم چیست؟ خداوند فرمود: این نور محمد برگزیدۀ من است … و آن نور علی(ع) یاری کنندۀ دین من … و این نور فاطمه÷ که در کنار پدر و شوهرش است، و محبین خود را از آتش جهنم نگه میدارد … و این دو حسن و حسین‘ هستند … و این نورها ائمه و امامان از فرزندان آنها هستند. حضرت ابراهیم گفت: چگونه آنها را بشناسم. خداوند فرمود: اول آنها علی بن الحسین … و آخر المهدی حجت بن الحسن هستند. حضرت ابراهیم گفت: خدایا انواری را میبینم که تعداد آنها را غیر از تو کسی نمیتواند شمارش کند. خداوند فرمود: آنها پیروان (شیعیان) و محبین ائمه اطهار هستند و باز خداوند فرمود: [شیعیان با این مشخصات شناخته میشوند] 51 رکعت نماز میخوانند، انگشتر در دست راست میکنند، بسم الله الرحمن الرحیم را بلند میگویند، قبل از رکوع قنوت میخوانند و سجدۀ شکر بجا میآورند. سپس حضرت ابراهیم عرض کرد: خدیا مرا نیز از شیعیان و محبین آنها قرار بده و … . مفضل بن عمر میگوید ابو حنیفه هنگامی که مرگ او را در برگرفت این روایت را نقل کرد. (احقاق الحق، تستری، ج 13 ص 59)
حائز اهمیت فراوان آن است که لفظ شیعه در زمان حضرت ابراهیم(ع) نیز بر پیروان حضرت علی(ع) از طرف خداوند متعال اطلاق گردیده است.
منبع : نشريه شيعه شناسي ، شماره2















هیچ نظری وجود ندارد