مقدمهشیعیان اهل بیت(ع) برگزیدگان امت پیغمبرند و به خاطر اقتدا به موالی خویش دارای ویژگیها و صفات پسندیدهای هستند که آنان را از دیگران ممتاز کرده و برتری داده است.اگر کسی بخواهد شیعیان حقیقی اهل بیت(ع) را بشناسد، باید ویژگیهای آنان را در آیینهی روایات و کلمات گهربار معصومین(ع) جستجو کند.اهلبیت(ع) در کلمات نورانی خویش، شیعیان و پیروان حقیقی خویش را معرفی نموده و صفات و ویژگیهای آنان را به زیبایی بیان کردهاند؛ از جمله این بیانات حدیثی است که نوف بکالی از امیرالمؤمنین علی(ع) در مورد صفات شیعه نقل میکند. امید است با آشنایی بیشتر با این صفات و خصایص، روز به روز، بهتر از پیش جزء شیعیان و پیروان راستین امامان معصوم خویش باشیم. انشاءالله* * *نوف بکالی میگويد:«از اميرالمؤمنين علیبن ابیطالب(ع) درخواستی داشتم، از اينرو با «جندببن زهير»، «ربيعبن خثيم» و خواهرزادهاش «همامبن عبادهًْ بنخثيم» نزد امام(ع) رفتيم.وقتی به محضر آن حضرت رسیدیم جندب و ربيع به طرف امام(ع) رفتند و پرسيدند: نشانهها و ويژگیهای شيعيان چيست؟ امام(ع) اندکی درنگ کرد و سپس فرمود: «از خدا بترسيد و نيکوکار باشيد؛ زيرا «خدا با پرهيزکاران و نيکوکاران است»([1]).«همامبن عباده» ـ که مردی عابد و مجتهد بود ـ عرض کرد: «شما را به خدايی که اهلبيت(ع) را گرامی داشت و برگزيد و شما را دوست داشت و بر ديگران برتری داد، سوگند میدهم صفات شيعه را برايمان بگوييد»!امام(ع) فرمود: «قسم مخور! به شما خواهم گفت».آنگاه امام دست «همام» را گرفت و وارد مسجد شد و دو رکعت نماز مختصر خواند و پس از آن نشست و روی به ما کرد؛ مردم او را در برگرفتند؛ امام(ع) شکر و سپاس الهی را به جا آورد؛ بر پيامبر(ص) درود فرستاد و سپس دستش را بر زانوی «همامبن عباده» گذاشت و فرمود: «در قرآن آمده است: «اهلبيت(ع) کسانی هستند که خداوند از آنان پليدی و گناه را دور کرد و آنان و پيامبر(ص) را تطهير کرد (اشاره به {إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا}([2])) هرکس از صفات پيروان آنان پرسيد، بداند شيعيان، خداشناس و عارفان به الله هستند و اوامر او را اطاعت میکنند. آنان اهل فضيلت و بخششاند. سخن به درستی میگويند و در زندگی ميانهرواند، افراط و تفریط نمیکنند. افرادی متواضع هستند و به طاعت خدا، گردن مینهند و با عبادت در برابر خدا خاکساری میکنند و از آن چه خداوند حرام کرده، چشم میپوشند؛ گوشهای خود را برای شنيدن دانشهای دينی وقف کردهاند. حالِ آنان در بلا و گرفتاری، هم چون آسايش و خوشی است؛ زيرا راضی به قضای الهی هستند. اگر مدت عمری که خدا [در دنيا] برايشان تعيين کرده نبود، از شوق ديدار با خدا و دستيابی به ثواب و ترس از عذاب، جان در بدنشان، لحظهای آرام و قرار نمیگرفت.خدا به چشم آنان بزرگ و غير او، در نظرشان کوچک است. آنان بهشت را مانند کسی که آن را ديده و بر تختهای آن تکيهزده، باور دارند و اعتقادشان به جهنّم، مانند کسی است که داخل آن گرديده و عذاب شده است.دلهای شيعيان [از ترس خدا] اندوهناک است و آزارشان به کسی نمیرسد.زيادهطلب نيستند [بيشتر از نيازشان، نمیخواهند]. آنان با عفّت هستند [شهوتپرست نيستند] و بسيار به دين خدا ياری میرسانند. چند روز دنيا را با شکيبايی به پايان میبرند و پس از آن، آسايش هميشگی [بهشت] را به دست میآورند. اين تجارتی پُرسود است که پروردگار بخشاينده، برايشان فراهم کرده است.آنان مردمانی خردمند و باهوشند. دنيا به آنان رو میآورد، ولی آنان از دنيا روی بر میگردانند. دنيا به دنبال آنان است، ولی شيعيان با نپذيرفتن دنيا، آن را به ستوه آوردهاند.چون شب شود [برای نماز] به پا خاسته، آيات قرآن را با تأمل و انديشه میخوانند و از مثلهای قرآن پند میگيرند و برای دردهای خود از آن درمان میجويند؛ [از خوف خدا] اشکشان برگونههايشان جاری است و خداوند جبّار و عظيم را ستايش میگويند؛ او را به بزرگی ياد میکنند و برای نجات از آتش جهنّم به خدا پناه میبرند.آنان بردبار، دانا، نيکوکار و پرهيزکارند… . دلهایشان در برابر خدا، خوار و خاشع است و [در راه محبّت به خدا] عقل و هوش از سرشان پريده است. در اين راه چون استقامت ورزند، با اعمال پاک و شايسته در محضر پرورگار حاضر میشوند.آنان [برای رضای خدا] به اعمال کم راضی نمیشوند، و برای خدا، کار بسيار را فراوان نمیدانند؛ پس خود را [به کوتاهی در طاعت] متّهم میکنند و از اعمالشان میترسند [که مبادا مورد رضايت خدا نباشد].هرگاه يکی از آنان [به داشتن ايمان] ستايش شود، از گفتههای ديگران میترسد و میگويد: «من از حال خودم بهتر خبر دارم و پروردگار از من داناتر است. بار خدايا! آنچه را میگويند [و موجب خودپسندی است] بر من مگير و مرا بالاتر از آنچه میپندارند، قرار ده و گناهانم را که پی به آن نبردهاند ببخشای؛ زيرا تو به غيب آگاهی و عيبها را میپوشانی».اينها نشانههای شيعيان است. از علامتهای ديگر اين است که شيعيان در کار دين، قوی و توانا هستند. شيعه در عين نرمخويی، دورانديش است و ايمان او، همراه با يقين است. شيعه مشتاق دانشاندوزی و يادگيری فقه و مسائل دينی است. بردباری او همراه با دانايی است و در همان حال که مهربان و خوشخو است، خردمند است.شيعه اگر ثروتمند باشد، اسراف نمیکند و در فقر، آراسته است. او به هنگام سختی صبر میکند و در هنگام عبادت، فروتن است.شيعه دلسوز انسانهای رنجديده است و در راه حق، بخشنده است. او در کسب، ملايم است [سختگير نيست] و به دنبال روزی حلال است و از طمع و آز دور است؛ به ناپاکی چشم ندارد و در درستکاری، پرشور و با نشاط است و هنگام شهوت، خوددار و در حال توانمندی، نيکوکار است.شيعه از آنچه نمیداند، نمیهراسد و کارهای خوب خود را به رخ ديگران نمیکشد. او در هنگام کار، شتاب نمیکند و کارهای نيک را پيشه خود میسازد.وی شب را به روز میرساند در حالی که کار او ياد خدا است و روز را به پايان میرساند در حالی که همّتش سپاسگزاری از خدا است. در شب از خواب غفلت گريزان است، و در صبح از بخشش و رحمت خدا شادمان. اگر نفس، او را وسوسه کند که به کار ناپسندی دست زند به خواهش نَفْس تن نمیدهد. چشم داشت او در چيزی [آخرت] است که جاويدان است و به آنچه [دنيا] فانی است، رغبتی ندارد.او علم را با عمل و دانش را با بردباری میآميزد و هميشه با نشاط است و از کسالت و تنبلی دوری میکند. شيعه آرزوهای دور و درازی ندارد و کمتر دچار لغزش میشود، مرگ را فراموش نمیکند و در انتظار آن است. قلب او خاشع و به ياد پروردگارش است. شيعه آدم قانعی است و جهل و نادانی از او دور و پنهان است.دين او محفوظ و بيماريش از بين رفته است. او چشم خود را کنترل میکند و خوش خُلق است. آزارش به همسايه نمیرسد و بر ديگران سخت نمیگيرد. متکبّر نيست و صبور است. بسيار به ياد خدا است و کار خيری را برای ريا انجام نمیدهد و به خاطر خجالت از ديگران، آن را ترک نمیکند.میتوان به خير او اميد داشت و از شر او آسوده بود. در شمار افراد آگاه و بیدار است، گرچه در ميان غافلان باشد اگر در بين مردم آگاه باشد، از جمله از خدا بیخبران نيست.از کسی که به او ستم کرده، میگذرد و به کسی که به او خسّت ورزيده است، بخشش میکند و با آن که از او بريده، میپيوندد. کار خوب را زود انجام میدهد و راستگو است. کردارش نيکو است و خيرش به همه میرسد و شرّش از سر همه کوتاه است. نيرنگباز نيست. در مشکلات، باوقار و آرام است. در ناگواریها صبور است و خود را نمیبازد و در آسايش، شکرگزار است. اگر با کسی دشمن است، بر او ستم نمیکند و برای کسانی که دوست دارد، مرتکب گناه نمیشود. چيزی را که مال او نيست، درخواست نمیکند و مطلب حقی را که عليه او است، انکار نمینمايد و پيش از آن که عليه او دليلی بياورند، به حق اعتراف میکند.در امانت، خيانت نمیکند و ديگران را با القاب زشت، صدا نمیزند. به کسی ظلم نمیکند و حسادت بر او چيره نمیشود. به همسايه، زيان نمیرساند و ديگران را به علّت ناگواریها، شماتت نمیکند. امانت را به صاحبش بر میگرداند و به طاعات عمل میکند. در کار خير شتاب میکند و رغبتی به گناه ندارد. مردم را به انجام کارهای خوب دعوت میکند و خود، کارهای خوب را انجام میدهد و مردم را از کارهای زشت باز میدارد و خود کار زشت نمیکند. در اموری که نمیداند و آگاهی ندارد، وارد نمیشود و بر اثر ناتوانی، از حق دست بر نمیدارد. اگر سکوت کند، درمانده نيست و اگر سخن بگويد، خسته نمیگردد. با صدای بلند نمیخندد و به آنچه خدا برای او مقدّر کرده، راضی است. بر ديگران خشم نمیگيرد و هوا و هوس بر او چيره نمیشود و بخل نمیورزد. با فهم و دانش با مردم میآميزد و با خوشی از آنان جدا میشود. برای اين که از عِلم ديگران استفاده ببرد، سخن میگويد و برای فهميدن، میپرسد. خودش را در زحمت میاندازد، ولی مردم از او در آسايشاند.برای مردم اسباب زحمت نيست، ولی خود را برای آخرت به زحمت میاندازد. اگر بر او ظلم کنند، صبر میکند؛ زيرا خدا ياریکنندهی او است. از کسانی که پيش از او اهل خير بودند، پيروی میکند تا ديگرانی که بعد از او میآيند و طالب خوبی هستند، به او اقتدا کنند. شيعيان کارگزاران خدايند و حاملان فرمان و طاعت اويند. آنان در روی زمين و ميان آفريدههای خداوند، بهترين و والاترين هستند؛ و پيروان و دوستداران ما هستند. آنان از مايند و با ما هستند. چقدر مشتاق ديدار آنانم!»([3]).نوفبن عبدالله بکالی میگويد: امام علی(ع) به من فرمود: «ای نوف! ما از سرشتی پاک آفريده شدهايم، و شيعيان واقعی از سرشت ما خلق شدهاند. از اينرو وقتی قيامت بر پا شود، آنان به ما ملحق میشوند. نوف میگويد: عرض کردم: ای اميرمؤمنان شيعيان چه صفاتی دارند؟نوف میگويد: وقتی نام شيعيان را بردم، حضرت گريست و فرمود: ای نوف! به خدا سوگند، شيعيان من بردبار و خداشناس و آگاه به دين اويند؛ آنان از خدا اطاعت میکنند و به فرمان او عمل مینمايند؛ او را دوست دارند، و در عبادت سبقت میگيرند و زاهدان گوشهنشيناند. خداشناسی در چهرهشان پيدا است و پارسايی در سيمای آنان ديده میشود. چراغ [هدايت] هر ظلمتاند و سرآمد هر گروهاند. بدون شناخت، مسلمانی را ستايش نمیکنند و در پشت سر آنان غيبت نمینمايند. شرّ آنان پنهان است [بیآزارند] و دلهايشان [از خوف خدا] محزون است. از گفتار و کردار حرام خودداری میکنند؛ و نيازهای آنها کم است [زيادهطلب نيستند].خود را در زحمت میاندازند، ولی مردم از آنها در آسايشند.آنان خردمند و متواضعاند، و بیريا و نجيباند و برای حفظ دين خود میانديشند. [در زمان تقيه] اگر ميان مردم باشند، شناخته نمیشوند و اگر غايب باشند، کسی از آنها سراغ نمیگيرد. آنان شيعيان پاک و برادران گرامی مناند. چقدر مشتاق ديدار آنان هستم»([4]).منابعـ قرآن کریم1ـ مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار، بيروت، انتشارات الوفاء، سال1403هـ 1983م، چاپ دوم.2ـ فدایی تهرانی، حسین، سيمای شيعيان در آيينه روايات، قم، پارسایان.3ـ طوسی، محمدبن حسن؛ امالی، صادق حسنزاده، اندیشه هادی، 1388. پی نوشتها:[1]) نحل: 128.[2]) احزاب: 33.[3]) بحارالانوار، ج 65، ص 193؛ سيمای شيعيان در آيينه روايات، ص 30.[4]) بحارالانوار ج 65، ص 177 به نقل از امالی شيخ طوسی.
منبع : نشریه ندای تشیع شماره اول تابستان 1391















هیچ نظری وجود ندارد