۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه پیامبر اکرم (ص)

ضربت خوردن مولای متقیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السّلام

ضربت خوردن مولای متقیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السّلام
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ضربت خوردن مولای متقیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السّلام

در نوزدهم ماه مبارک رمضان سال ۴۰ هجری در وقت طوع صبح در محراب مسجد کوفه و هنگام نماز، حضرت سید الاوصیاء یعسوب الدّین مولی الموحّدین امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه الصلوه و والسلام با شمشیری مسموم به دست ناپاک شقی‌ترین امّت، ابن ملجم مرادی ضربت خورد.

در آن ماه رمضانی که واقعه جان‌سوز شهادت آن جناب اتفاق افتاد، بر فراز منبر به اصحاب خویش اعلام فرمود که امسال به حج خواهید رفت و من در میان شما نخواهم بود. در آن ماه یک شب در خانه‌ی امام حسن علیه السّلام و یک شب در خانه امام حسین علیه‌السلام و یک شب در خانه‌ی زینب کبری علیه‌السلام دختر خود که در خانه‌ی عبدالله بن جعفر بود افطار می‌کرد و بیشتر از سه لقمه غذا نمی‌خورد، از علت آن پرسیدند، فرمودند: امر خدا نزدیک شده است، می‌خواهم خدا را ملاقات کنم درحالی‌که شکم من پر از غذا نباشد.[۱]

سیزده روز از این ماه مبارک رمضان گذشته بود که آن حضرت بر بالای منبر بعد از کلماتی دُرر بار در حقایق اسلام، به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمودند: چند روز از ماه مبارک رمضان می‌گذرد؟ امام مجتبی علیه‌السلام فرمودند: ۱۳ روز گذشته است. از امام حسین علیه‌السلام پرسیدند چند روز از ماه مبارک رمضان باقی مانده است؟ امام حسین علیه‌السلام فرمودند: ۱۷ روز باقی مانده است. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه‌السلام محاسن مبارک خود را که درآن روز سفید شده بود گرفته و فرمودند: «و الله لیخضبها بدمها اذانبغث اشقیها» به خدا قسم شقی‌ترین امت موی سفید را ا خون سر خضاب خواهد کرد.[۲]

چون شب نوزدهم رسید، امیر المومنین در آن شب بیدار بود و بسیار بیرون می‌رفت و به آسمان نگاه می‌کرد و می‌فرمود: به خدا قسم که دروغ نمی‌گویم و به دروغ به من گفته نشده، این است آن شبی که مرا وعده شهادت داده‌اند. هنگام اذان صبح، حضرت برخاست که به مسجد برود، چون به صحن خانه آمد مرغابیانی که در خانه حضرت بودند بر خلاف عادت، از جلوی حضرت می‌رفتند و پر می‌زدند و فریاد و صیحه می کردند و مانع رفتن آن حضرت می‌شدند. بعضی خواستند آنها را ردّ کنند آن بزرگوار فرمود: رهایشان کنید و بگذارید به حال خودشان باشند، همانا اینان صیحه زنندگانی هستند که پس از آن نوحه کنندگان خواهند بود.[۳]

سپس به دخترشان امّ کلثوم سفارش آنها را کردند و فرمودند: ای دخترک من! به حقّی که من بر تو دارم مراقب اینها باش، زیرا چیزی را محبوس کرده‌ای که زبان ندارد و قدرت بر سخن گفتن ندارد هنگامی که گرسنه و تشنه می‌شود، پس آنها را غذا داده و سیراب کن وگرنه آنها را بروند تا از گیاهان زمین بخورند.

چون به در خانه رسید، قلّاب در به کمربند آن حضرت بند شد و کمربند باز شد، گویا درب خانه هم نمی‌خواست آن حضرت به مسجد رود.

دخترش امّ کلثوم از شنیدم آن اشعار فریاد «وابتاه واغوثاه» برداشت و امام حسن مجتبی علیه‌السلام به دنبال آن حضرت رفت، چون به آن بزرگوار رسید عرض کرد: می‌خواهم با شما باشم. حضرت فرمودند تو را قسم می‌دهم به حقی که بر تو دارم که برگردی. امام حسن علیه‌السلام برگشت و با خواهرش ام کلثوم محزون و غمگین نشسته و بر احوال و اقوالی که از پدر بزرگوارشان مشاهده کرده بودند گریه کردند.[۴]

ماجرای ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیه‌السلام

در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنها باهم پیمان بستند که در یک شب هنگام نماز صبح امیر المومنین علیه‌السلام و عمروعاص و معاویه را بکشند. ابن ملجم مرادی کشتن امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بر عهده گرفت و حجّاج بن عبدالله معروف به برک کشتن معاویه و عمرو بن بکر تمیمی کشتن عمروعاص را بر عهده گرفت.

برک بن عبدالله به طرف شام رفت و هنگام صبح با شمشیر زهرآلود داخل مسجد شد و در میان جماعت پشت سر معاویه ایستاد. هنگامی که معاویه به رکوع یا سجده رفت، شمشیر را کشید و بر ران او زد. معاویه فریادی زد و در محراب افتاد. مردم جمع شدند و برک را گرفتند و معاویه را به منزلش بردند و طبیب حاذقی حاضر کردند و او را مداوا کرد. معاویه دستور داد برک را زندان کردند تا زمانی که خبر شهادت امیر المومنین علیه‌السلام منتشر شد، به شکرانه قتل آن حضرت و را آزاد کرد.

عمرو بن بکر نیز وارد مصر شد و در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان با شمشیر مسموم وارد مسجد جامع مصر گردید و منتظر آمدن عمروعاص شد. از قضا در آن شب عمروعاص را قولنجی عارض شد و نتوانست به مسجد برود، به همین جهت خارجه بن ابی حبیبه که قاضی مصر بود را به جای خود به مسجد فرستاد. عمرو بن بکر گمان کرد که امام جماعت عمروعاص است، پس شمشیر خود را کشید و ضربه‌ای مهلک بر خارجه‌ی بدبخت وارد ساخت و او را هلاک کرد. مردم هجوم آوردند و او را گرفتند و به نزد عمروعاص بردند. عمروعاص دستور داد تا او را کشتند.

در سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان امیرالمؤمنین علیه‌السلام داخل کوفه شد و در تارکی شب چند رکعت نماز خواند و سپس به بام مسجد رفت و صدای نازنینش را به اذان بلند کرد. چون آن حضرت اذان می‌گفت، هیچ خانه‌ای در کوفه نبود مگر اینکه صدای اذان آن بزرگوار به آنجا می‌رسید.

پس از اذان، آن حضرت از مأذنه پایین آمد و مشغول به نماز شد. هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بن بجره بر آن حضرت حمله کرد، ولی شمشیرش به خطا رفت. بلافاصله ابن ملجم ملعون حمله کرد و با شمشیری که هزار درهم خریده بود و با هزار درهم زهرآلود کرده بود، بر فرق مبارک آن حضرت ضربتی زد که به گفته خودش اگر آن ضربه را در بین اهل زمین قسمت کنند همه را هلاک می‌کند.[۵]

از قضا آن ضربت به جای زخم عمرو بن عبدود (که از جنگ خندق بر آن حضرت وارد کرده بود) خورد و تا موضع سجده را شکات. آن حضرت با فرق شکافته و محاسن غرق به خون، در محراب افتاد و صدای مبارکش بلند شد و فرمود: «بسم‌الله و بالله و علی ملّه رسول‌الله، فزت و رب الکعبه» سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم.

در این هنگام بود که زمین به لرزه درآمد و دریاها به موج امد و آسمان متزلزل شد و درهای مسجد به هم خورد و جوش از ملائکه آسمان‌ها بلند شد و باد سیاهی به وزیدن گرفت به گونه‌ای که جهان را تاریک و صدای ناله جبرئیل در میان زمین بلند شد و تمام مردم شنیدند که می‌گفت:

تهدّمت و الله ارکان الهدی و انطمست و الله نجوم السماء و اعلام التقی و انفصمت و الله العروه الوثقی، قتل ابن عمَ المصطفی، قتل الوّصی المجتبی، قتل علی المرتضی، قتله أشقی الأشقیاء

به خدا سوگند ارکان هدایت در هم شکست ستاره‌های آسمان و نشانه‌های پرهیزکاری تاریک شد دستگیره‌ی محکم و مورد اعتماد الهی گسیخته شد پسرعموی محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله، کشته شد وصی برگزیده خدا، کشته شد علی مرتضی، کشت او را بدبخت‌ترین اشقیاد.

چون امّ کلثوم این صدا را شنید، لطمه بر صورت خود زد و گریبان‌چاک کرد و ناله‌اش بلند شد. امام حسن و امام حسین علیهما السلام از خانه به طرف مسجد دویدند، دیدند که مردم نوحه و فریاد می‌زنند و کی گویند: «وا اماماه وا امیر المومنیناه»… چون داخل مسجد شدند و پدرشان را با آن حال غرق خون دیدند ناله‌ی «وا ابتاه و وا علیاه» بلند کردند و گفتند ای کاش ما مرده بودیم واین روز را نمی‌دیدیم…

مردم خواستند آن حضرت را بلند کنند تا با آنها نماز گذارد ولکن آن حضرت قدرت و توانایی آن را نداشت، فلذا امام مجتبی علیه ‌السلام را به جای خود گذاشت تا با مردم نماز بخواند و خودشان نماز را نشسته تمام کردند و از زحمت زهر و شدت زخم به طرف راست و چپ متمایل می‌شدند… پس از نماز، امام مجتبی علیه‌السلام سر مبارک پدر بزرگوارش را بست و به سوی خانه برد[۶]…


منابع

[۱] الخرائج و الجرائح:۱/۲۰۲ ، بحارالانوار:۴۱/۳۰۰ ح ۳۱

[۲] کشف الغمه:۱/۲۷۶ ، منتهی الآمال :۱/۳۲۱ (باب سوم ، فصل سوم)

[۳] بحار الانوار:۴۲/۲۲۶

[۴] بحار الانوار :۴۲/۲۷۸و۲۷۹ ، منتهی الآمال :۱/۳۲۷( باب سوم ، فصل سوم)

[۵]. مناقب:۳/۳۱۲

[۶] بحارالانوار:۴۲/۲۷۹-۲۸۳

 

نوشته قبلی

صبر و حلم در سیره امام حسن مجتبى ( علیه السلام )

نوشته‌ی بعدی

حدیث روز

مرتبط نوشته ها

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم
امام علی (ع)

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم

الو سلام حاج آقا / ۲۹
امام علی (ع)

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین علیه السلام
امام علی (ع)

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

نوشته‌ی بعدی
حدیث روز

حدیث روز

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا